دیدهبان معماری ایران
Open in Telegram
نگاه میکنیم به معماران و رویدادهای معماری، و پرسشهای بنیادین پیش میافکنیم. مطالب خود را ز طریق این کاربر، بفرستید: @didebanememari ما نوشته های شما را که حاوی نگاه منتقدانه به معماری یا عملکرد معماران یا موضوعات مرتبط با معماری باشد، بازتاب میدهیم.
Show more470
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
سلطان مسکن تهران با دوهزار و پانصد خانه! و سلطان مسکن ری با هفتصد خانه!
فاعتبروا یا أولی الأبصار . . .
اول/ اگر بر اساس باسمه ای تاریخی بپنداریم که قدرت، امری است مردانه یا مردانه پنداشته شده، "رام کردم زن سرکش" را میتوانیم نشانه ای دانست از اینکه صاحبان قدرت، تربیت شدنی نیستند، و دریابیم که آن کس که قدرت دارد رم کرده است و رام نمیشود. بلکه هموراه سخن را روی با صاحبدلانی است که گِرد قدرت نگشته اند و گَرد قدرت بر دامانشان ننشسته.
دوم/ دریغا که آزمودند و آزمودیم بارها که مشتریان خدمات معماری و طرح ریزی فضای کالبدی، وقتی در نام و نشان و اسم و رسم تبدیل شدند به کارفرما، راه خود را میروند و هیچ آداب و ترتیبی نمیجویند، و بعد هم البته با کثایف حیل و با حق بجانبِ خود پنداری و با اعتماد به نفس ناشایسته، مدعی میشوند که راهِ درست پیموده اند و سخن شایسته گفته اند. گویا داشتن قدرت و ثروت، حتی در اندازه های ناچیز و رقت انگیز، کیمیایی است که ناروا را به روا بدل میکند!
سوم/ اینک ما از اینکه مدیران دولتی و شهری و عمومی و حتی سرمایه گذاران خصوصی ( که واویلا اگر معلوم شود که به کجا وصلند و از راه دامادی و باجناقی شاخ کدام گاوند!!) تربیت شوند و بقاعده عمل کنند، نومیدیم. دیگر نمیکوشیم که آنان را امر به معروف و نهی از منکر کنیم. چون پوستین وارونه ای که در بر کرده اند، هر معروفی را منکر و هر منکری را معروف نمایش میدهد.
چهارم/ اما هنوز از خودمان و از همکارانمان نومید نیستیم. هنوز گمان میکنیم که میتوانیم "اهلی" باشیم، میتوانیم به ندای هر ناعق ناحق گوش نسپاریم، میتوانیم به هر دعوت و فراخوان مشکوک پاسخ ندهیم، میتوانیم همراه با هر کسی گام به پستوهای تاریک نگذاریم، میتوانیم هم نشین کسانی که به خلوت میروند نشویم و بدانیم که خلوت همیشه جای آن کارهای دیگر است و اگر اصولا کسی نمیخواست که کاری دیگر کند، به خلوت نمیرفت!
پنجم/ پایین ترین حدّ انتظار ما از همکاران گرامی و پرورده به اخلاف حرفه ای و صاحبان دانش و تجربه معماری این بود که به فراخوان ناشایست طراحی پردیس تیاتر مشهد پاسخ ندهند، کمی بالاتر میتوانستیم انتظار داشته باشیم که دلایل سکوت و پاسخ ندادن خود را هم بیان کنند و بگویند که اهلِ به پستو رفتن و خلوت برای آن کارهای دیگر گزیدن نیستند. و بالاتر از آن این بود که دیگران را نیز آگاه کنند که شایست و ناشایست در حرفه معماری چیست.
ششم/ امیدمان واهی بود؟
https://t.me/architecturemonitor
همین الان در برنامه ثریا:
معاون شهرسازی وزیر راه و شهرسازی: تصمیم گیری هایی که برای مشهد صورت می گیرد، ملی و فرا ملی است؛ بنابراین اجرایش نباید و نمی تواند محلی باشد.
یعنی جامعه حرفه ای و تخصصی و مدیریت شهری در مشهد، نه تنها صلاحیت طرح ریزی و برنامه ریزی برای توسعه را ندارد، که ازین پس از برای آجر روی آجر گذاشتن هم صالح نیست.
ما هیچ! ما نگاه!
https://t.me/architecturemonitor
https://t.me/architecturemonitor/1403
چرا در باره مضحکه رقت باری که با عنوان مسابقه پردیس تیاتر مشهد برپا شده، چیزی جز همین جمله ناتمام بالا نمی نویسیم؟
مگر فایده ای دارد؟؟! مگر گوش شنوایی هست؟ مگر اندکی عقل در کل نظام برنامه ریزی چنین موضوعات یافت می شود که بخواهیم آن را مخاطب قرار دهیم؟
تنها همین را توانیم گفت که پستو همان خلوتی است که از برای آن کارهای دیگر است، و وقتی مسابقه ای در پستو برگزار شده، پیداست که نشناخته به جان شهر انداخته چند طرح ناهموار از چند معمار ناهشیار!
زیاده عرضی نیست.
وقتی اعضای شورای شهر، که وظیفه شان فقط انتخاب شهردار و نظارت بر عملکرد اوست، به سبب نابساختاری مدیریت شهری، برای خود شأن اجرایی قائل می شوند و در امور اجرایی بیجا دخالت می کنند، کار به جایی می رسد که یکی از ایشان، خود را مجاز می شمارد که بگوید چون من از فلان چیز خوشم نمی آید و چون از تاریکی می ترسم ( حالا خودش تماما در تاریکی رشد کرده ها!!)، تهران زیست شبانه ندارد!!!
#زیست_شبانه
آیا کسی نیست به ایشان یادآوری کند که خوشایند شما حتی برای افراد خانواده ات هم، صرفا ممکن است محترم باشد نه معتبر! و شهروندان یک شهر بزرگ، رعیت شما نیستند؟
نه؟
گویا نیست!
https://t.me/architecturemonitor
دیده بان معماری ایران، تلاش جوانانه تهیه کنندگان شماره نخست از ویژه نامه کوبه را، ارجمند می شمارد و برای آنان آرزوی شادکامی و کامیابی می کند.
https://t.me/architecturemonitor
کوبه - شمارۀ اول - ویژهنامۀ «معماری و بازنمایی» - بهار ۱۳۹۸
@koubeh
koubeh.com
آیا نظریه، فناوری است؟
در یکی از نشست های تخصصی مرتبط با بازآفرینی در مشهد، در لابلای بازگویی بدیهیات تکراری، در باره نظریه شهری و بطور کلی نظریه توسعه گفتگو شد. یکی از سخنرانان چنین گفت که ما لازم نیست چرخ را اختراع کنیم و می توانیم از اختراعات دیگران استفاده کنیم. و مقصودش از اختراعات دیگران، نظریه هایشان بود.
پیش از این هم در دیده بان معماری ایران به این موضوع پرداخته بودیم و نشان داده بودیم که از روزگار شاه شهید قاجار که به فرنگ رفت و فریفته شد و به جای ریشه ها به شاخ و برگ و زینت ایوان و جامه نگریست و آن را فریفته وار سوغات فرنگ کرد و به ایران آورد، تا امروز سالیانی بسیار گذشته، اما گویا رشدی در دیدگاه ها و نگرش ها روی نداده و در بر همان پاشنه کوری نسبت به پایگان و ریشه ها و بینایی و شیفتگی نسبت به شاخ و برگ و آرایه ها، می چرخد.
تا جایی که استادی که برای سخنرانی و هدایت جمعی نادان شهرستانی به راه راست، از تهران دعوت شده تا سخنانی بگوید که دهانهایمان از بهت وابماند، می گوید که نظریه مانند چرخ است، و قاعدتا چنین می پندارد که می توان آن را خرید، انبار کرد، تعیمر کرد، فروخت، اوراق کرد، و . . .
دیگرانی هم که صراحتا این را نمی گویند، بر این باورند که نظریه، نوعی فناوری است. آن را می خریم، روی میز می گذاریم، از دهانه اش انواع و اقسام مسائل را دانه به دانه به درونش می ریزیم، و از مقعدش راه حل ها را در می آوریم (یا وارونه) و آنچه را که دفع کرده یا بالا آورده بکار می گیریم و عمری به خوبی و خوشی زندگی می کنیم!! زهی خیال باطل.
دو یادداشت گذشته در دیده بان معماری ایران را یادآوری می کنیم:
https://t.me/architecturemonitor/1293
https://t.me/architecturemonitor/1301
و اینک می افزاییم که نظریه، فعلِ یک واحد اجتماعی است، و فعل هرگز و در هیچ حالی از فاعل جدا نمی شود. فعل همیشه همراه با فاعل است و ثبوتا و اثباتا بدون فاعل هیچ وجود ندارد. هرگز دیگرانی نمی توانند کاری انجام دهند و آن کار را به ما منتقل کنند تا ما آن کار را کرده باشیم!
ما برای برخاستن و به پیش رفتن، باید ابتدا ملت بودن خود را بازیابیم، تا سپس آن کار دشوار آفرینش نظریه برایمان ممکن شود، که این فعل ملت است و فعل ملت را ملت باید انجام دهد. ( به این موضوع در آینده باز خواهیم گشت).
بدانیم که بریدن شاخه ای بی بن و برگ از درختی تناور در جایی یا زمانی دیگر، و انتقالش به اینجا و اکنون، و افکندنش زمین کلوخیده، تباهی است و دردی را درمان نمی کند. همچنان که نشستن در اتاق های فکر و اندیشکده های سفارشی که پول نفت را هدر می دهند و مشتی ترّهات و لاطائلات را به عنوان نظریه با زرق و برق کافی و روکش درخشان تحویل کسانی می دهند که باید بودجه سال آینده شان را تضمین کنند، هزاران درد می افزاید.
https://t.me/architecturemonitor
از مخاطبان گرامی دعوت می شود برای گفتگو در باره مطالب کانال دیده بان معماری ایران، به گروه گفتگو بپیوندند:
https://t.me/joinchat/CoQx7kuz71-YCtVEbxEcFA
پی نوشت:
(یادداشت یکی از مخاطبان متخصص دیده بان معماری ایران)
متولی تهیه پیوست های مکمل طرح جامع شامل "تدقیق مرز و محدوده، بلندمرتبه سازی و پهنه بندی حریم مشهد"، طبق ابلاغیه شورایعالی معماری و شهرسازی کشور ، اداره کل راه و شهرسازی استان خراسن رضوی است.
با توجه به انقضای مهلت سه ماهه مندرج در ابلاغیه، بجاست بعنوان پویشی متخصص و مردمی انتظار داشته باشیم که در جریان پیشرفت کار قرار گیریم.
همچنین به عنوان مطالبه ای مدنی و با نگاه پیشگیری از ایجاد و اعطای رانت، خواستار بر ملا شدن مبانی و شاخص های تعیین تکلیف این مقولات هستیم.
.
https://t.me/CharTabaqeh/1923
https://t.me/CharTabaqeh/1924
https://t.me/CharTabaqeh/1925
https://t.me/CharTabaqeh/1926
گروه مردم نهاد چهارطبقه، طی چهار پست پیاپی در کانال خود، انتشار عمومی مفاد طرح جامع مشهد را پیگیری می کند. دیده بان معماری ایران ضمن حمایت کامل از این درخواست قانونی و اخلاقی، مدیران دولتی و شهری متولی موضوع را موظف و متعهد به پاسخگویی به این امر می داند. و علاوه بر آن از "پرونده های باز" دیگر نیز پرسش می کند.
بعنوان مثال:
- سال هاست نهادی میان سازمانی (راه و شهرسازی استان و شهرداری مشهد) برای مدیریت بر تهیه و تصویب طرح های توسعه شهری مشهد تشکیل شده است. عملکرد آن طی این چند سال و بخصوص در سال های اخیر چه بوده؟ و چه بار آورده؟ و کدام بار از دوش شهر برداشته؟ و در حال حاضر کدام دست ها مانع از علنی شدن و انتشار عمومی و تصویب و اجرای طرح های تفصیلی شده اند؟
- در مصوبه طرح جامع مشهد توسط شورایعالی معماری و شهرسازی کشور، (علاوه بر اصلاحاتی که به معنای تهیه دوباره طرح است!!) دو وظیفه بر عهده دست اندرکاران طرح در استان و شهر نهاده شده، یکی تهیه طرح پهنه های بلند مرتبه سازی در مشهد و دیگر طرح پهنه بندی حریم مشهد، و برای اینها سه ماه فرصت داده شده. اکنون با گذشت چندین سه ماه از آن زمان، حافظان کدام منافع برای کدام ذینفعان مانع تهیه و تصویب این طرح هایند؟
- محدوده قانونی شهر مشهد با عجایب کارهایی غریب، در حدود طرقبه و شاندیز، دچار آشفتگی است. با انتزاع آن بخش ها از شهر مشهد، محیط طبیعی و شهری آنها در معرض شدیدترین دست اندازی های جبران ناپذیر قرار گرفته است. چه کسانی از این آشفته بازار سود می برند که مانع از الحاق آن بخش ها بعنوان یکی از مناطق، به شهرداری مشهد هستند؟
و . . . .
از اینگونه سخن بسیار است.
حکایتی بخوانیم:
پیری حقوقدان که سالهاوکالت میکرد و از آن راه نان میخورد، پس از بیختن آرد و پیش از آویختن الک، پروندهای را به فرزندش که او هم بتازگی وکیل شده بود داد تا آن را دنبال کند؛ پسر جوانِ تازه وکیل شده، با سری پرشور و دلی پرشوق، خواست خودی بنمایاند پس کار کرد و پرونده را به نتیجه رساند. سپس با گردنی افراشته و غروری در سر، نزد پدر رفت و گفت: "در پرونده پانزده ساله پیروز شدم و مختومه شد و کار پایان یافت." پدر به فرزند به شماتت نگریست- نگه کردن عاقل اندر سفیه، و گفت: « گمان میکنی که کار خوبی کرده ای؟! میپنداری که من نمیتوانستم آن پرونده را به نفع خود خاتمه دهم؟ نه! بلکه من قدرت پایان دادن آن را داشتم اما پانزده سال بوسیله این پرونده امرار معاش کردیم و نان خوردیم. اما تو تازه از راه رسیدی و در چند روز کاری کردی که منبع درآمد پانزده ساله ما از میان رفت!"
این چیست؟
این حکایت طرح هایی است که سال هاست بر زمین مانده و در دست و بال مشاوران و لابلای میزهای نهادهای متولی و مسئول و در قفسه های پشت سر اشخاص همه جا کارشناس و مدیر و بسا جاهای دیگر میچرخد و میگردد و تصویب نمیشود که نمیشود.
چرا؟
چون تعیین تکلیفی که با تصویب روی میدهد، همانند خاتمه یافتن پرونده است؛ یعنی موجب تمام شدن اختیارات و بسته شدن بابِ معاش پیرامونیان و کاستن از حوزه قدرت بالاییان است.
حال که چنین است چرا باید آن راه پایان یابد و این در بسته شود؟
پس باش تا صبح دولتت بدمد!
https://t.me/architecturemonitor
در کوی خرداد شهر زنجان، شخصی سند مالکیت زمینی را که مسکن مهر پنجره هایش به آن گشوده می شود در دست داشته، و به استناد آن مجوز ساخت گرفته و ساختمانی چنین ساخته!!
چرا؟ بعضی از پاسخ های ممکن:
تقدّس بیحد و حصر مالکیت خصوصی بر زمین
+
بلاهت بی کرانه برنامه ریزان و سازندگان مسکن مهر
+
خیانت و بیشرمی نهادهای تشکل دهنده به متقاضیان مانند تعاونی ها، به همدستی مع ماربچگان!
معماری های باسمه ای، محصول خواست ناشی از قدرت آدمهای باسمه ای است. آدم باسمه ای چه کسی است؟ آن که داغی چنین بر پیشانی خود را، برتر از تخصص و تعهد و انسانیت و سلامت نفس و ایران گرایی نشانده است.
.
