دیدهبان معماری ایران
Open in Telegram
نگاه میکنیم به معماران و رویدادهای معماری، و پرسشهای بنیادین پیش میافکنیم. مطالب خود را ز طریق این کاربر، بفرستید: @didebanememari ما نوشته های شما را که حاوی نگاه منتقدانه به معماری یا عملکرد معماران یا موضوعات مرتبط با معماری باشد، بازتاب میدهیم.
Show more470
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
Repost from اندیشه حکمت
🔹سیاه نامه ننگین و شرم آور
- واکنش دکتر حکمت اله ملاصالحی (استاد دانشگاه تهران و عضو هیأت امنای بنیاد ایرانشناسی) به طرح «استفاده بهینه از اشیاء باستانی و گنجها»
سیاه نامه ننگین و شرم آور جماعتی از نامجلسیان فرودستِ خفته و خوابگرد تاریخ را که غاصبانه و ظالمانه بر صدر نشسته اند و اینک فرادستی می کنند و چنگ و دندان طمع به ناموس میراث ملُک و ملت ما دوخته اند بی پاسخ نگذارید.
اشتهای این جماعت دنگ و منگ و لنگ و لوک و مست و مخمور قدرت و ثروت های بادآورده حد یقف ندارد. پرده شرم را دریده اند و هرچه پیش رو داشته اند به تاراج داده اند و اینک دست های آلوده شان را به سوی ناموس میراث ملتی بزرگ گشوده اند که برایشان گنج است و غنیمت و عتیقه و دفینه و زیرخاکی! اشغال گران و فاتحان بیگانه ای که تمامیت میراث کشور بر ایشان گنج است و غنیمت!
دریغا که زیر سُرُم هستم و مجال و موقعیت چنان نیست که بیش از این با دست چپم «که آموخته است راست» بنویسد اعتراضم را مبسوط تر خدمتتان اعلام کنم. پیشنهاد می کنم بی درنگ و تعلل و تاخیر نامه اعتراضی آماده شود و به امضای دوستان و همکاران معزز برسد و به مراجع ذی صلاح داخل و خارج کشور علی الخصوص نهاد بین المللی یونسکو ارسال شود. سیاه نامه ننگی را که روایت کارنامه سیاه و ننگین جماعتی نامجلسی فرودست است؛ بی پاسخ نگذارید و خاموش از کنارش نگذرید.خواب خوش
دولتیان و قضائیان و صدرنشینان وزارت میراث نافرهنگی... را با قلم تیز انتقاد آشفته کنید!
باقی بقایتان
۱۴۰۱/۲/۲۰ هجری خورشیدی
https://t.me/andishehekmat/1420
این کاریاست که یک کارگردان سریالساز دوزاری و البته مورد حمایت محافل خاص، بر سر باغ عفیفآباد شیراز آورده و بهرغم اعتراضهای مدنی و فرهنگی، با وقاحت و بیشرمی و گستاخی تمام، متوقف نشده.
کسی نیست بهاو بگوید هزار سریال آبکی که تو و امثال تو بسازید، ارزش یک آجر این باغ را ندارد. و البته بدتر اینکه کسی نیست که توی سر این گستاخ ضدفرهنگ ایرانستیز بزند و دستش را قطع کند.
.
Repost from دیدهبان معماری ایران
بلایای عمومی
توسعه شهری در ایران، بویژه در طرحهای توسعه شهری، گرفتار چند بلای عمومی است. این بلایا از آن جهت عمومی است که هم در تمامی فرایندها و مراحل و حوزه ها و موضوعات جاری است، و هم در تمامی شهرها و مناطق، ساری.
بلا وقتی عمومی می شود نمیتوان از آن گریخت و از هر جا که بگریزیم در جای دیگر گریبانمان را میگیرد. در این هنگام تنها راه چاره آن است که سامانه حاکمی که موجب پدید آمدن و رشد این بلایا شده و آنها را بر جان شهر و دیار انداخته، به کلی دگرگون شود.
طرح های توسعه شهری در ایران، چه از وقتی که طرح های جامع و تفصیلی رسمیت یافت، چه اکنون که سخن از طرح های راهبردی-ساختاری در ذیل طرح های توسعه مناطق و برنامه های کلان نگر آمایش سرزمین میرود، هرگز از درون شهرهای ما بیرون نیامده و متوجه به نیازهای واقعی و ظرفیت های گسترده شهری و حیات شهری ما نبوده است، بلکه همگی - و با تأسف فراوان گام به گام بیشتر و شدید تر- بیرون گرا و ناشی از تجربه های دیگران در سپهر و زندگی خودشان، و با تلاشی مذبوحانه برای همساز کردن آنها در اوضاع و احوالی متفاوت بوده است. تغییراتی هم که ناچار و از سر اجبار، و در حداقل ممکن در کارهای حرفه ای و فنی مهندسان مشاور یا نهادهای تصمیم گیر و مراجع تصویب، به این تجارب داده اند و تلاشی که شده است تا اینگونه الگوها و روش ها برای سرزمین ایران مناسب باشد، صرفا از خاستگاه سیاسی و با انگیزه های سیاسی و بنابراین با پیامدها و نتایج سیاسی بوده است. به همین سبب است که وقتی از جانب هرکسی - حتی اکنون مثلا از جانب وزیر راه و شهرسازی- سازی دیگر کوک می شود که مثلا باید به ریشه های اندیشه ایرانی و انگاره زایا و پربازده ایرانشهر بازگشت و از مفاهیم و معانی مندرج در گفتارهای فرهنگی و قرارگاه های اجتماعی ریشه دار در سرزمین برای توسعه ( اکنون در مرحله تهیه طرح ها و برنامه های توسعه) سود برد، فریاد از چپ گرایان مهمل گو بلند می شود، و با شطح گویی هایی بی معنا تلاش می کنند این نگرش خردمندانه را که اگر نه خود فایده دهد، لا اقل الگویی برای نگاه تازه فراهم می آورد، منکوب کنند، و مانند همه چپ گرایانی که آرمانشان در یکسان نگری همه چیز و همه جا و تقدیس ناکجاآبادهای خیالی خلاصه شده، سعی کنند که نشان دهند این سخنان مبنایی ندارد و به نتیجه ای نخواهد رسید.
بلایای عمومی توسعه و طرح های توسعه شهری در ایران، قابل تبیین در این سرفصل هاست:
1- تمرکز گرایی: وقتی که بناست برای همه چیز از جزیی و کلی و خرد و کلان، در تهران تصمیم گیری شود، و اینگونه وانمود می شود که جان و خرد و دانش در این شهر جمع شده است و سایر شهرها و روستاها که بی بهره از خرد و دانش شمرده شده اند، برای هر کنشی یا واکنشی باید از اینجا مجوز بگیرند و رضایت تهران نشینان را در شوراهای عالی و کمیته های فنی و . . . جلب کنند، بلایی نازل می شود که از یک سو تهران را مکنده همه توان فنی و فکری و مالی کشور می کند، و از سوی دیگر شهرها و روستاها را از ابزار تصمیم گیری نابرخوردار می سازد. وقتی که برای اجرای یک طرح موضعی توسعه شهری یا حتی یک طرح معماری، حتما باید در شورای فلان و کمیته بهمان در تهران آن را به تصویب رساند، دیگر چرا باید در سایر شهر ها کار کرد؟ متن و حاشیه زاده می شود و به لحاظ مفهومی بر همه مقدرات ملک و ملت سایه می اندازد.
2- دولتی گرایی: تا وقتی که دولت متکی بر درامدهای ناشی از فروش منابع متعلق به ملت، خود را ارباب ایشان می پندارد، و حتی یک کارمند ساده در یک اداره کوچک شهری یا روستایی به گونه ای با دیگران رفتار می کند که گویا زندگی و مرگ ایشان در دست اوست و اوست که می تواند بکند آنچه میخواهد و همینطور هم هست، چرا باید توقع داشت که شهر و روستا توسعه بیابد و آن توسعه هم از جهت مناسبت با زمینه و زمانه، پایدار باشد؟ و چگونه می توان خواست که در طرح های توسعه شهری و روستایی، به منابع واقعی موجود در شهرها و روستاها بر اساس ظرفیت های واقعی آنها، توجه بشود؟ آیا هنوز زمان آن فرانرسیده است که دولت از تخت اربابی پایین بیاید و در درگاه خادمی بنشیند؟
3- چپ گرایی: مهملات و تخیلات بی پایه و اساس چپ، که بخشی از آنها در تقدیس و تنزیه بتواره چپ ها، فیدل کاسترو در همین روزهای اخیر تجلی کرد و از پرده برون افتاد، و در ایران سابقه ای به قدمت انقلاب بلشویکی دارد، یکی از موانع اصلی توسعه و بلایای عمومی است که تا هست، امید به هیچ پیشرفت و رشدی نباید داشت. وقتی هنوز کسانی هستند که می اندیشند می توان با جلوگیری از رشد قله ها، از آلام درّه ها کاست، و این اندازه نیاموخته اند که "آن کس که اسب داشت غبارش فرونشست، شما چه می گویید؟" و تا هنگامی این اندیشه ناپاک آسیب رسان بر فرایندهای توسعه بخصوص در طرح های توسعه حاکم است، مشکل بتوان متوقع بود که روزنی به امید باز شود.
برای رفع این بلایای عمومی چه باید کرد؟
Repost from دیدهبان معماری ایران
بعضی از اصطلاحات مدیریتی:
🔻اصطلاح
🔹معنا
🔻موضوع را بررسی میکنیم و خبر میدهیم.
🔹 زودتر برو به کارم برسم . توقف بیجا مانع کسب است.
🔻باید در جلسات کارشناسی طرح و نظرات (کذا) کارشناسان گرفته شود.
🔹 من جرأت تصمیم گیری ندارم و اجازه ام دست جوانک هایی است که سفارش های سفت و سخت شده اند و بعنوان کارشناس در مجموعه من مشغول کارند. اینها همان دانشجویان شما هستند؟ چه بهتر! اینجا محل تلافی است!
🔻 پیشنهاد خوبی به نظر میرسد.
🔹 عجب پیشنهاد معرکه ای! چرا به فکر خودم نرسید. شما حالا برو با همین جمله حال کن تا من پروژه مبتنی بر این پیشنهاد را با پسرخاله ام قرارداد ببندم.
🔻 فعلا شرایطش فراهم نیست.
🔹 تو را که نمی گذارم کار کنی. هنوز پسرخاله ای هم که بتواند خوب به این کار گند بزند ندارم. باید ببینم همپالکی ها چه می گویند و چطور بده بستان کنم.
🔻 پیشنهاد شما با شرایط کلی و عمومی این سازمان هماهنگ نیست.
🔹 معلوم نیست این اطلاعات را از کجا آوردی که اینقدر منطبق با شرایط ما پیشنهاد داده ای. بدهم درزهای اطلاعاتی سازمان را ببندند.
🔻 بودجه برای این کار فراهم نشده.
🔹 پول مفت که نیست بدهیم شما برای این پروژه ها. پس سفرهای خارجی و بازدید های داخلی و همایش فلان و بهمان ما چه میشود؟
🔻 حالا پروپوزال را بدهید مطالعه کنم.
🔹 چه کاغذهای خوبی. یک طرفش هم سفید است. می دهم فرزندم رویش چشم چشم دو ابرو بکشد.
🔻 پروپوزال شما مطالعه شده، نکات ابهامی دارد.
🔹 گم شده اصلا نمی دانم کجا هست. وقت ما را نگیر و خود را ضایع نکن.
🔻 پروپوزال خود را باید کامل تر کنید.
🔹 یک طوری بنویس که پسر خاله خنگم بتواند بفهمد چه باید بکند. اینطور که نمی شود همه فوت و فنش را برای خودت گذاشته ای.
🔻 بهتر است برای این کار مسابقه ای برگزار شود.
🔹 آخر من هم دلم می خواهد با قرتی های معماری نشست و برخاستی داشته باشم. مسابقه بگذاریم همه ( همه ها! یعنی همه) بیایند. شما هم اگر دوست داری شرکت کن. یادم باشد به داوران بسپارم به این یارو امتیاز ندهند.
🔻در باره پیشنهاد شما باید کمیسیون فلان تشکیل شود.
🔹 من که نفهمیدم شما چه می گویی. بگذار چهار نفر دیگر بیاورم ببینم از این نمد برای ما کلاهی در میاید یا نه.
🔻 احتمالا با آن مخالفت خواهد شد.
🔹 چه فایده دارد برای من؟
🔻با پیشنهاد شما موافقت شد. پیش نویس قرارداد بیاورید.
🔹 چنان در شرح خدمات بچلانیمت که نفس نتوانی بکشی. حالا برای ما پیشنهاد می آوری؟؟! مگر ما کار خودمان را بلد نیستیم؟
🔻قرارداد شما ابلاغ شد.
🔹 عمرا اگر قبل از انجام نصف کار، به شما پیش پرداخت داده شود. بودجه برای کارهای مهم تری است که . . .
🔻 طرح شما تصویب شد.
🔹 حالا بدو دنبال دستمزدت. ضمنا من که دیگر عمر صدارتم تمام شده. انشاءالله با مدیر بعدی خوش بگذرانی.
(جا دارد که یادآوری کنم که اینها عمومیت ندارد، بلکه گاهی هم اینطورها نیست.)
https://t.me/architecturemonitor
استاد محمدعلی اسلامی ندوشن، جاودانه شد.
یادش همواره زنده باد.
دیدهبان معماری ایران، درگذشت این آموزگار اندیشه و خرد ایرانی را به مخاطبان و همراهان، تسلیت میگوید.
آنان که باید از شرم دق کنند و به دورخ بشتابند، چرا درنگ میکنند؟ شصت میلیون تومان ودیعه برای این دخمه وحشتناک غیر انسانی، برای لانهای که حتی لایق سگان نیست!
شرمتان باد که ایرانیان را خفیف و ذلیل کردید. ننگتان باد که زندگی را از ملت ایران گرفتید و مرگ تدریجی و زیستن بدتر از مرگ بهآنان هدیه کردید. حرام باد آرامش بر کسی که این را ببیند و فریاد نکند.
ماجرای رقص زن کاظم را برای کاظم و ریختن چهار نوع پول بر سر او را دیدهاید؟ زن کاظم درآمدی دارد از چهار نوع پول!! بیشتر از معماران مملکت که برای کارفرمای بیسواد و بیحیای خود هر نوع خوشرقصی میکنند. معمار عزیز! لااقل جایی برقص که چهار مدل پول روی سرت بریزند, برای کسی برقص که نگذارد جیبت خالی باشد و همیشه دنبال بهانه باشد که . . .
#روز_معمار
#شب_معمار
#معمار_رقاص
.
نتایج مفتضح غرفه منسوب به ایران در اکسپوی دوبی، بار دیگر بهروشنی نشان داد که فرایند معیوب و ناپاک، به فرآوردهای زیبا و درست منجر نمیشود. این واقعیت، از جمله تجارب چندین هزارساله انسانی است که در روزگار کنونی در این سرزمین، عمدا به فراموشی سپرده شده است. وقتی سفارشدهنده و مدیر فرایند و طراح و سازنده، هیچیک حتی اندکی شایستگی برای انجام دادن کاری که بایست انجام دهند نداشتند، هر انتظاری جز رسیده به نتیجهای مفتضح و رسوا، بیجا بوده و هست.
البته که این در کنار سایر افتضحات، کارنامهای را پر میکند که سرشار از آلودگی و بیماری است، و همه از خصومت آشکار و پنهان با مفهوم و مصداق #ایرانشهر برمیخیزد. بنابراین کسانی که آن کارنامه و متولیانش را میشناسند، از رسوایی بهبار آمده شگفتزده نمیشوند، هرچند ماتمزدهاند، و آن آگاهان حتی از این هم شگفتزده نمیشوند که طراح اشتباهی آن غرفه اشتباهی، پس از آن، با سفارش کارهایی دیگر در همان حدود و سطوح، پاداش خواهد گرفت.
در اینجا گزارش کمیسیون گردشگری اتاق بازرگانی را بخوانید، و ببینید که حتی اتیوپی و کومور و تونگا هم، احتمالا کار را به کاردان سپرده بودند و هر نمایشگر بیچارهای را متولی تصویرسازی از اصالت و جایگاه کشور خود نکرده بودند!
دریغا از فرصتهایی که از دست میرود و جریان ویرانگر و فاسد معماری کنونی، بهره خود را از آنها بر ضد ایران برمیدارد. دریغا #ایران
🔴 غرفه ایران در اکسپو دبی هیچُم شد!
اکسپو ۲۰۲۰ دبی با واگذاری میزبانی این نمایشگاه در سال ۲۰۲۵ به ژاپن، به ۵۱ کشور مدال طلا، نقره و برنز اهدا کرد و با جذب ۲۳ میلیون نفر بازدیدکننده، پس از شش ماه برگزاری به کار خود پایان داد.
سرانجام اکسپو همزمان با پایان این رویداد جهانی، برترینها را معرفی کرد. جوایزی که به پنج دسته مختلف تقسیم میشود، غرفههای کشورها را از سه جنبه بررسی کرده است: «معماری و منظر» (فقط برای غرفههای خودساخته)، «طراحی نمایشگاهی» و «تفسیر موضوع» که عربستان سعودی، هلند و سنگاپور در ردهبندی «معماری و منظر» در صدر قرار گرفتند.
در «طراحی نمایشگاه»، ژاپن، پرو و مراکش در بخش خودساخته برنده شدند، در حالیکه مکزیک که دارای نمای قلاببافی است که توسط ۱۰۰ زن در یک شهر کوچک تولید شده، در بین غرفههای اجارهای، بهترین رتبه را کسب کرد.
آلمان، عمان و مالزی نیز به عنوان بهترین غرفه در «تفسیر موضوع» در دسته پاویونهای خودساخته انتخاب شدند، در حالیکه سوریه در این بخش و در بین غرفههای اجارهای، بهترین شناخته شد.
برگزیدگان توسط هیأت داوران بینالمللی متشکل از ۹ کارشناس در طیف وسیعی از زمینههای مرتبط انتخاب شدند. هیأت داوران از هر غرفه در اکسپو ۲۰۲۰ دو بار بازدید کرده است. اعطای جوایز به پاویونهای برتر در اکسپو یک سنت دیرینه است که به نمایشگاه بزرگ ۱۸۵۱ لندن بازمیگردد. انتخاب برترینها و اهدای جوایز، برای چند سال متوقف شده بود تا دوباره در اکسپو ۲۰۰۵ آیچی در ژاپن احیا شد.
اکسپو دبی همچنین کشورهایی را که نوآوریهای چشمگیری در زمینه «فرصت»، «تحرک» و «پایداری» ـ سه بخش موضوعی اکسپو ۲۰۲۰ دبی ـ به نمایش گذاشته بودند معرفی کرد که بهترین نوآوری که به "پایداری" دست مییابد، به غرفه هلند برای مزرعه عمودی و غرفه ایتالیا برای گواهینامه پایداری ISO ۲۰۱۲۱ اختصاص داشت.
جایزه بهترین نوآوری که «فرصت» ایجاد میکند نیز به پاویون جمهوری چک برای سیستم تولید آب S.A.W.E.R و غرفه تونس برای ربات گشتی مستقل و خودمختار P-Guard رسید.
بهترین نوآوری که «تحرک» ایجاد میکند نیز به غرفه عربستان سعودی برای آسانسورهای شیبدار و پاویون سوئد برای سیستم امنیتی Incedo اختصاص داشت.
برندگان اکسپو ۲۰۲۰ دبی به طور کامل:
بخش «معماری و منظر»
غرفههای خودساخته: رده A (بزرگتر از ۲۵۰۰ متر مربع)
طلا: عربستان سعودی
نقره: سوئیس
برنز: چین
غرفههای خودساخته: رده B (بین ۱۷۵۰ متر مربع و ۲۵۰۰ متر مربع)
طلا: هلند
نقره: اتریش
برنز: شورای همکاری خلیج فارس
غرفههای خودساخته: رده C (کوچکتر از ۱۷۵۰ متر مربع)
طلا: سنگاپور
نقره: فنلاند
برنز: قطر
بخش «طراحی نمایشگاه»
غرفههای خودساخته: رده A (بزرگتر از ۲۵۰۰ متر مربع)
طلا: ژاپن
نقره: پاکستان
برنز: اسپانیا
غرفههای خودساخته: رده B (بین ۱۷۵۰ متر مربع و ۲۵۰۰ متر مربع)
طلا: پرو
نقره: لهستان
برنز: مصر
غرفههای خودساخته: رده C (کوچکتر از ۱۷۵۰ متر مربع)
طلا: مراکش
نقره: الجزایر
برنز: فلسطین
غرفههای اجارهای:
طلا: مکزیک
نقره: لتونی
برنز: مونته نگرو
غرفههای منطقه موضوعی، «فرصت»:
طلا: تونگا
نقره: جمهوری دموکراتیک کنگو
برنز: فیجی
غرفههای منطقه موضوعی، «پایداری»:
طلا: سیشل
نقره: کامبوج
برنز: سورینام
غرفههای منطقه موضوعی، «تحرک»:
طلا: واتیکان
نقره: ساحل عاج
برنز: جامائیکا
بخش «تفسیر تِم یا موضوع»
غرفههای خودساخته: رده A (بزرگتر از ۲۵۰۰ متر مربع)
طلا: آلمان
نقره: قزاقستان
برنز: ایتالیا
غرفههای خودساخته: رده B (بین ۱۷۵۰ متر مربع و ۲۵۰۰ متر مربع)
طلا: عمان
نقره: مجارستان
برنز: سوئد
غرفههای خودساخته: رده C (کوچکتر از ۱۷۵۰ متر مربع)
طلا: مالزی
نقره: لیتوانی
برنز: کلمبیا
غرفههای اجارهای:
طلا: سوریه
نقره: گابن
برنز: ویتنام
غرفههای منطقه موضوعی، «فرصت» :
طلا: رواندا
نقره: اتیوپی
برنز: قرقیزستان
غرفههای منطقه موضوعی، «پایداری» :
طلا: یمن
نقره: گینه
برنز: کومور
غرفههای منطقه موضوعی، «تحرک» :
طلا: السالوادور
نقره: مولداوی
برنز: سازمان همکاری اسلامی
پاویون ایران در زمان اجرا و در طول برگزاری، با نقدهای بسیاری مواجه شد. بیشتر این نقدها درباره معماری ضعیف و ناهمخوان با ساختار هویتی ایران، ارائه ناقص و ضعیفِ محتوا و خلاء مدیریتی بود و بارها درباره نگاه صرفا اقتصادی و بازاری به غرفه ایران تذکر داده شد. نظر بسیاری از کارشناسان داخلی بر این بود که پایون ایران در بیان مفهوم و انتقال هویت و ظرفیت، الکن و ناتوان بوده و صرفا به غرفهفروشی به برندها و شرکتهایی که برخی از آنها نیز توازنی با رویداد اکسپو نداشتند، روی آورده بود.
*کمیسیون گردشگری اتاق بازرگانی ایران 🇮🇷*
سالها ستیز با فرهنگ و اندیشه و خرد #ایرانشهر و دمیدن در آتش دلباختگی به بیگانه، چنین فضاحتهایی را بهبار میآورد.
برج پیزا در لاهیجان
اثری شامخ از خودمعمارپنداران خلاق
.
تکدرخت درک را انداختند.
گازوییل بهپایش ریختند، نخشکید...
ارهبرقی آوردند و بریدند!
تا مبادا چابهار توسعه یابد.
زمینهگرایان! هلهله کنید و شاد باشید، منظر درک به قبل از رویش تکدرختی که گردشگران برای دیدنش به آنجا میآمدند، برگشت.
.
⭕️آشفته بازار چیست؟
هر جایی است که پرشمار چیز نامربوط کنار یکدیگر گرد آمده و نمیتوان تشخیص داد، که گرد آمدن آنها با چه هدفی و بهمنظور چه کارکردی بوده است.
⭕️شله قلمکار چیست؟
خوراکی است که چندین دانه و رشته و چاشنی درهم شده است. از آشفتهبازار بهتر است، اما سنگین است و ممکن است با هر مزاجی سازگار نباشد.
🔻پیش از آنکه به آشفتهفکری بپردازیم، داستانی بگوییم:
شخصی از پدر ثروتمند خود در آمریکا، زمینی بزرگ با چندین انبار بزرگ در آن، بهارث برد. از روی تفنن، خواست به بازار برود و از هر کالایی که در خردهفروشیها میبیند، یکدانه تهیه کند و در انبار نگهدارد. بازارگردی کرد و از هر کالا با توجه به خصوصیات نوع و بستهبندی و برند، یکی خرید و انبار کرد. بعد از چندسال، با توسعه انبارها و سردخانهها، این کار را همچنان ادامه داد.
حدس میزنید که بعد از چندین سال، مجموعه انبارهای او به چه نام و عنوانی مشهور شد و چه کارکردی یافت.
احتمالا درست حدس زدهاید. مجموعه انبارهای او تبدیل شد به نمایشگاه کالای شکستخورده، که فقط یکبار یا دوبار مثلا تولید و عرضه شده، و سپس با عدم استقبال مشتریان یا ناهمخوانی هزینه تولید با قیمت قابل عرضه و نبود تقاضا، تولیدش متوقف شده.
در نتیجه بعضی از تولیدکنندگان، کارکنان خود را، بهخصوص در بخشهای طراحی محصول، به بازدید از آن نمایشگاه میبردند و ادب از بیادبان میآموختند.
اکنون؛
⭕️آشفته فکری چیست؟
وقتی طرف خودش عرضه اندیشهورزی و فکرآوری و نظرپردازی ندارد، ذهن و زبان خود را تبدیل به آشفتهبازار نظریات دیگران و بیگانگان میکند، و از هر دکانی کالایی برمیدارد و بطور آشفته و طبقهبندینشده و تحلیلنشده، در ذهن خود میریزد و گاه و بیگاه، مربوط و نامربوط آنها را بیرون میافکند. تا اینجایش مشکلی نیست. مشکل وقتی است که آن طرف کندذهن آشفتهفکر، خود را فیلسوف یا فلسهدان، گمان میکند و درباره معقولات نظر میدهد. اما نظرهایش هیچکدام مال خودش نیست. از اینطرف و آنطرف کش رفته و در انبان بینظم ذهن خود ریخته و از زبان الکن خود بیرون انداخته. سخنرانی او را بشنوید: نمایشگاه نظریههای شکستخورده است، نظریههایی که یکبار در آنجا و ناکجا گفته شده، و سپس چون عقل نظری و عملی نقاد از آن حمایت نکرده، در گوشه یک کتاب مهجور یا در تاریخ تلاشهای اندیشهای بشر، محبوس مانده، و منتظر بوده تا این شخص آشفتهفکر برود آن را بردارد و در نمایشگاه خود بگذارد.
🔻چرا باید آشفتهفکری را بشناسیم؟
بههمان دلیل که ادب باید از بیادبان آموخت.
🔻آیا آشفتهفگری درمان دارد؟
آری درمان دارد. شخص آشفتهفکر باید نخست ذهن خود را بپالاید و همه آنچه را که در طی سالیان از اینسوی و آنسوی گردآورده به دور بریزد، و سپس زانو بزند نزد آموزگار.
پروا مکن، بشتاب، همت چارهساز است.
.
غارت ناشی از انسداد توسعه شهری، در اینجا و آنجا بهشکل ویلا و ابرویلا و ... ظاهر میشود.
.
Repost from دیدهبان معماری ایران
طرح جامع به لحاظ مدیریتی و با صرف نظر موقت از جوانب فنی و علمی آن، تعیین تکلیف حاکمیت برای حیات شهری یک مجتمع زیستی ( شهر) و مداخله جدی در فرایندهای اقتصادی و اجتماعی و مداخله در مالکیت ها و تعیین کننده نحوه انتفاع از اراضی شهری و . . است و بنابراین امری حاکمیتی شمرده میشود. بنابراین هیچ مهندس مشاوری نمیتواند به خودی خود و بدون پشتوانه حاکمیتی ( که آن پشتوانه صرفا در قالب قرارداد رسمی و قانونی منعقد شده در فرایندی شفاف و قانونی، ظاهر میشود)، اقدام کند به تهیه طرح جامع، و اگر چنین کند نه تنها کارش اعتباری ندارد که به سبب مداخله در چیزی که حق نداشته مداخله کند، خلاف کرده است.
همچنین اگر توجه کنیم که طرح های جامع یا راهبردی توسعه شهری به گونه ای است که از همان آغاز مطالعات و حتی قبل از آن در هنگام تعیین متولی و ناظر و مشاور، مداخلاتش اندک اندک شکل میگیرد، باید بدانیم که طرح جامع از همان آغاز کار مطالعات مقدماتی، امری حاکمیتی است و بدون قرارداد رسمی و قانونی، هرگونه مداخله ای از جانب هر واحد خدمات مشاوره فنی و مهندسی و مطالعات شهرسازی در تهیه طرح جامع یا هرچیزی شبیه به آن، از همان آغاز و خیلی قبل از رسیدن به راهبردهای کلی و احکام اجرایی، غیر قانونی است.
از جانب دیگر، دولت-ملت به معنای حاکمیت سرزمین، نمایندگی خود را در تصدی تهیه طرح جامع، به وزارت راه و شهرسازی واگذار کرده و حق توکیل هم جز در مورد انتخاب مشاور به آن نداده است. بدین ترتیب این کار باید به گونه ای انجام شود که دولت و ملت بتوانند از نحوه صورت بستن درست آن مطمئن شوند. بدین منظور یکی از واجباتش این است که حتما باید مهندس مشاور از طریق شفاف و قانونی انتخاب شود و از طریق رسمی قانونی متکی به قرارداد بکار گماشته شود و شرح خدماتش منطبق با نیازهای مطالعاتی و طراحی و برنامه ریزی طرح جامع باشد و عنوان طرح جامع در قرارداد و شرح خدماتش ذکر شده باشد، و دستگاه دولتی هم فقط بر روند و نتایج کار نظارت کند.
بنابراین اگر در شرح خدمات قرارداد مهندس مشاوری که مثلا برای یک طرح توسعه منطقه ای انتخاب کرده اند، تبصره ای هم بگنجانند که بازنگری در برخی از جنبه های طرح جامع شهر هم بر اساس یافته های این طرح توسعه منطقه ای باید انجام شود، فارغ از درستی یا غلطی این تبصره، واضح است که هیچ مرجعی وجود ندارد که بطور قانونی بتواند آن تبصره را تبدیل به شرح خدمات و جایگزین ابلاغ قرارداد تهیه طرح جامع به همان مهندس مشاور یا دیگری بکند. و هرکسی هم که این کار را کرده باشد، بصورت غیر قانونی (شاید ناآگاهانه) آن را انجام داده است.
اما اگر کیمیاگری که یک تبصره را تبدیل به قرارداد طرح جامع کرده، مدعی شود که فرایند کار بطور قانونی طی شده، یعنی مشاور بصورت قانونی انتخاب شده ( نه در ادامه کار قبلی) و شرح خدمات بصورت قانونی تدوین شده و قرارداد هم رسمی و قانونی است، باید این ادعای خود را ثابت کند. و اگر توانست ثابت کند ( که اصلا نمیتواند) باز باید تأکید کرد که بر اساس قانون، نقش وزارت راه و شهرسازی یا ادارات کل راه و شهرسازی استان ها، به عنوان نماینده حاکمیت در تهیه طرح های جامع، صرفا نقش کارفرمایی و نظارتی است، یعنی به هیچ عنوان هیچیک از کارمندان و کارکنان راه و شهرسازی حق ندارند که در تهیه نقشه ها یا مطالعات، دخالتی از جنس اجرا بکنند و نقشه هایی را تهیه کنند و . . . و اگر این کار مغایر با قانون را انجام دادند، آنچه تهیه کرده اند اعتباری ندارد.علاوه بر اینکه کاری خلاف کرده اند که باید در مراجع قانونی و قضایی بررسی شود.
بر اساس مطالب فوق، شهر مشهد، در حال حاضر فاقد طرح جامع است.
https://t.me/architecturemonitor
چند گزاره نظری:
1️⃣ روستاهای ایران در طول تاریخ، زادگاه و حتی محل سکونت دانشوران و اندیشمندان بزرگ بودهاست. ابراهیم باستانی پاریزی، در کتاب از پاریز تا پاریس، و سایر کتابهای خود این واقعیت را نشان داده و با نامبردن از دهها بزرگمرد دانشی، مستند کرده است.
2️⃣ درست پس از شکستهای ایران از دشمن تبهکار خود یعنی روسیه در زمان فتحعلیشاه قاجار، روستاها و روستانشینان دجار افولی تاریخی و بیبازگشت شدند، رویدادهای بعدی، مانند دو انقلاب شهری و در میانه آنها مواجهه ایران با غرب و نوسازی آموزشی در شهرها، فاصله روستاییان را با اندیشه و دانش بیشتر کرد.
3️⃣ ثروت در ایران بیشتر از هر چیز، مبتنی است بر مالکیت زمین. تفاوت قیمت زمین کشاورزی آبی یا دیم در روستاها با زمین واقع در محدوده شهرها، تفاوتی عظیم در ثروت و دارایی و نابرابری شدید در بهرهمندی از خدمات و مواهب تمدنی، ایجاد کرده و میکند که با هیچ روشی قابل جبران نیست. زیرا همواره در حال بازتولید است.
4️⃣ گسترش افقی شهرها، موجب داخل شدن زمینهای روستایی، که اغلب مساحت بیسار بیشتری نسبت به پلاکهای شهری دارند به داخل شهرها، و چندبرابر شدن ناگهانی قیمت آنها میشود. هرچه با ابزار قانونی و غیر قانونی با عنوان حق ورود به محدوده و حق تغییر کاربری و . . از مالک زمین بززگاندازهای که وارد شهر شده، گرفته شود، باز هم خیزش شهر بر روی زمینهای روستاییان و ورود آنها به محدوده شهرها، موجب ایجاد ثروتهای بادآورده یکشبه میشود، و چنین ثروتی بر اساس قواعد اقتصاد و سنت بیتبدیل خلقت، فساد آور است.
5️⃣ کاسبان ثروتهای یکشبه، میتوانند کل دستگاه دیوانی را بخرند و بر مبنای منویات خود حرکت دهند. بنابراین چرا این کار را قبل از ایجاد آن ثروت بادآورده نکنند؟ یقینا میکنند و با تأثیر گذاری بر طرحهای توسعه شهری مانند طرحهای جامع و تفصیلی، شهرها را به خزیدن دیوانهوار روی زمینهای پیراشهری و روستایی وامیدارند.
6️⃣ چرا شهر نشینان که با سازوکار این طرحها بیشتر آشنایند از این سفره گشوده پر از فساد بهره نبرند؟ یقینا میبرند و سوداگری زمین در اراضی پیراشهری، بههمین سبب رونق دارد، و تأثیرگذاری بر طرحهای تفصیلی از این راه هم دنبال میشود.
7️⃣ خلاصه آنکه مبنای تولید ثروت در ایران، خواهان گسترش افقی شهرها و پیشگیری از رسیدن آنها به تراکم هنجار است. مثلا برای مشهد بطور میانگین برای همه زمینها تراکم ساختمانی 250درصد یا بیشتر بهنجار است. سازوکارهای فاسد ایجاد ارزش افزوده کاذب روی زمین و تولید دارایی از این طریق، با مزخرفاتی مانند خط آسمان و کژگزارههایی مانند سرانههای خدمات و اباطیل دیگر، با برچسبزنیهایی که نزد عاقلان مضحک است مانند شهرفروشی و تراکمفروشی، طرحهای تفصیلی بیمار و پلید ایجاد کرده که بودنش موجب ممات است و تداومش مخلّ حیات.
8️⃣ از آن هم بدتر: در همه شهرهای ایران، بخصوص مشهد با طرحهای بیمار توسعه شهری و پلیدیهای ناشی از آنها، ثروتهای بادآورده در دست کسانی قرار گرفته است که از سلیقه مدنی و علایق تاریخی و دلبستگی میهنی و اندیشه و خرد فرهنگی، بهرهای ندارند. از این جهت آویختن به سبکهای صوری معماری بیگانگان و رواج صورتسازیها و بزککاریهای معماری رومی و تورانی، رواج یافته است و در بازار خواهان دارد.
9️⃣ از آن هم فجیعتر: گسترش افقی شهرها، جابجایی در درون آنها و دسترسی میان مراکز کار و فعالیت و سکونت را، بهطور عمده متکی بر خودرو ساخته است. این امر در خدمت مافیایی است که با تولید ارابههای مرگ، خون ملت ایران را در شیشه کرده، و آلودگی زیستمحیطی و انواع بیماریهای ناشی از آن، یکی از محصولات جانبی آنهاست. آیا مافیای خودروساز، برای تأثیرگذاری بر طرحهای تفصیلی و خودرومحور کردن آنها، هزینه نمیکند؟ پاسخ منفی سادهلوحانه و چهبسا ریاکارانه باشد. قطعا هزینه میکند و قطعا آثار آن هزینهها بهصورت فجایع در شهر و بهشکل دارایی در زندگی سردمداران طرحهای توسعه شهری، قابل مشاهده است.
عزت زیاد
.
#نرگس_آبیار غلط کرد.
(البته آنچه واقعا اینجا باید مینوشتیم معادلی برای "غلط کردن" ، شامل فعل"خوردن" بود.
اما هنوز در دیدهبان معماری، بهرغم ضرورت و مزیت آن معادل، از آن استفاده نشدهاست و قصد استفاده هم نداریم، مگر آنکه . . .
.
