دیدهبان معماری ایران
Open in Telegram
نگاه میکنیم به معماران و رویدادهای معماری، و پرسشهای بنیادین پیش میافکنیم. مطالب خود را ز طریق این کاربر، بفرستید: @didebanememari ما نوشته های شما را که حاوی نگاه منتقدانه به معماری یا عملکرد معماران یا موضوعات مرتبط با معماری باشد، بازتاب میدهیم.
Show more470
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
سمساری دانشگا
فکر کنید وارد شهری شدهاید که درهمان نگاه اول از فراوانی غیرعادی سمساریها در هر خیابان و میدان و کوی و برزن، بهشگفتآمدهاید. بههرسوی نگاه میکنید تعدادی سمساری میبینید. سمساریها وسایل و لوازم دیگران را میفروشند و مالک هیچ از چیزهایی که میفروشند، نیستند.
فراوانی غیرعادی سمساریها، شما را به این نتیجه میرساند که این شهر ورشکسته است.تمام خانمانها از هم پاشیده و همگان به فروش لوازم و وسایل خود روی آوردهاند تا شکم خود را سیر کنند، ازطرفی هم رونق کار سمساریها نشان میدهد که مردم مایهای ندارند که صرف خرید لوازم و کالای نو بکنند.
بیایید کمی به بازار اندیشه و خرد در اکنون و اینجا بنگرید. آیا عرضهکنندگان کالای فکری را همانند سمساریهایی نمیبینید که فقط بانقل قول ازاین وآن و فقط باکنارهم گذاشتن منقولات، دکانی باز کردهاند و خود را از اهل بخیه جا زدهاند و کسبی راه انداختهاند؟ مقالهنویسان اینجایی و اکنونی، اغلب از این قبیلند.
بیماری استناد درهمه گزارهها حتی بدیهیات به نقل قول ازافرادی ظاهرا معتبر، ناشی از سندرم "منقولگرایی" حوزوی در ترکیب با پلیداندیشی نویسندگان چپ یعنی نقل قول مکرّر برای اعتباریابی کاذب، شایع شده و خرد و اندیشه ایرانی را از کار انداختهاست.انگار برای هر گزارهای باید سندی تراشید!
این بیماری ازمعقولات گذر کرده و در واقعیتها واضح نیز سرایت آن دیده میشود. دیدم دانشجویی در ابتدای فصلی ازپایاننامه خود نوشتهبود:
"مشهد شهری است در شمال شرقی ایران(پورجعفر/1385)
چنانکه گویا اگر پورجعفر نگوید که مشهد در شمال شرقی ایران است، دانشجو نمیداند یا حق ندارد این را بگوید. یا اگر بگوید که خود اینگونه دانستهام یا بگوید همه میدانند و ...، استاد جاهلش که بهسبب بیشتر ماندن در دانشگا (ه عمدا حذف شده) مغزش معیوبتر از اوست، آن را نمیپذیرد و از او میخواهد که بهاصطلاح احمقانهای که رواج یافته، رفرنس بدهد!
دانشگا شده است میدان بار سمساریها.
البته در هنگام ذکر وقایع تاریخی، نباید سخن بیمأخذ گفت، اما دانش انسانی و شهری راباید از سایه شوم "رجال" و "اسناد" رهانید تا اندیشهها آزاد و شکوفاشود. اینهمه مقالات بیهوده که در مجلات منتشر یا در سمینارها عرضه میشود، عینا همان سمساریهاست. کثرتشان شما را بوحشت نمیاندازد؟
نازیدن به تولید علم ناشی از شمار فراوان مقالات علمی و پژوهشی، عینا مانند بالیدن به تعداد فراوان سمساریها و آنها را بهعنوان نشانهای از رونق کسبوکار بهشمار آوردن است. البته که از امثال کسانی که میخواستند با یکمیلیون تومان شغل ایجاد کنند، چنین آمار دادنها و غلطگوییهایی بعید نیست.
اینک ما بیشتر از مقاله به"بیانیه"نیازمندیم.باید اندیشمندان که دل در گروی مسأله ایرانی برای توسعه ایران دارند، برپایه خرد سرزمینی و اصالت فرهنگی و با رویکردن به آینده زیبا و شکوفایی که حاصل اندیشهها و خردورزیهاست، از " بنیاد خرد" بنویسند و بگویند، و دست از منقولاتپرستی و منقولگویی صرف، بردارند.
🔻آیا تعریف استاندارد مقاله همین است؛ مجموعهای از منقولات بدون تحلیل و انتقاد؟
خیر، اما این رواج یافته و در اینجا و اکنون اینگونه شده
🔻آیا به مجموعه منقولات نیازمند نیستیم؟
چرا. هر شهری سمساری میخواهد.
🔻آیا در نقل قول از دیگران یابیان وقایع تاریخی یاواقعیتهای علمی، نباید به مراجع معتبر استناد شود؟
چرا، یقینا باید بشود.اما کنار هم گذاشتن منابع بدون تحلیل و انتقاد آنها به خلق دانش جدید منجر نمیشود.
🔻آیا نگارش مقاله، تولید علم نیست؟
بهمعنایی که اینجا مراد است، نه، بههیچ عنوان.
مقصود این است که ما اکنون بهنوعی از نگرش به مقالات دچار و گرفتاریم که هیچ ربطی به تولید دانش یاکاربردیسازی آن ندارد، و با رها شدن نویسندگان از بار تحلیل و انتقاد، به خلق هیچ مفهوم جدید یا انطباق با هیچ مصداق ناشناخته یا مغفول، منجر نمیگردد.
خلاصه سمساری لازم است اما بهاندازه. وقتی از اندازه بیشتر شد، نشانه ورشکستگی عمومی است.
https://t.me/architecturemonitor
پل فایفر طراح آمریکایی, چندین سال از تحولات زمانه عقب افتاده و ایده استادیوم یک میلیون نفری داده!!
این ایده که البته ابلهانه است, اما از این جهت آموزنده تواند بود که: "معماری باید همپای تحولات زمانه و شیوههای زیست و فناوری، دیگرگون شود. راهکارهایی که در ابتدای سده گذشته ممکن بود جذاب و افتخار آفرین تلقی شود، اینک بلاهتی بیمعنا، بیش نیست."
.
آرشتیکت؟
شاهکار معماری؟
فوقالعاده؟
نکبت از سراپای ما میبارد که بر میراث #ایرانشهر چشم بستیم و چنین رسوایان بیپدر و مادر پروریدیم.
اگر اینها از آثار دانشگاه است، که سگ بر هر گوشه آن دانشگاه تغوط کند،
اگر از آثار بازار کار و حرفه است که چهارگوشه آن نشیمنگاه خوکان مسهلخورده باد.
البته همین قصر تنکابنی و آرشتیکت و سازنده آن، از کارهای برندگان جایزه #آقاخان و ترویجکنندگان و معرفیکنندگان و پااندازان و بسترکشان و . . . آقاخان در ایران، آبرومندتر است.
.
.
این جایزه بهلحاظ ارزشگذاری، هیچ فرقی با جایزه آقاخان ندارد. جایزه صهیونیستی آقاخان، در ایران معرفیکنندگان، تبلیغاتچیان، مروّجان و گیرندگانی داشته، همه از همین قبیل!
بهتازگی بعضی زلمزیمبوسازان خودمعمارخوانده، زبان وا کردهاند و درباره معقولات داد سخن میدهند و "نظرات" را (کذا) به مناظره میطلبند. برای اینکه مشت این دغلکاران گشوده شود و رسوای خاص و عام شوند، هرجا هنری از ایشان دیدید که هنوز سرپاست و خلایق آن را به سبب نریختن یک آفتابه آب، هنوز مشاهده میکنند، یکی از عناصر بکارگرفتهشده در بنای طراحی شده ایشان را نشان دهید و یک سوال از آنان بپرسید:
سوال: این چیزی که در اینجا بر این بنا افزودهای و به آن چسباندهای، آیا در کارایی و کارآمدی ساختمان، تأثیری دارد؟
اگر بگوید آری دارد، دروغ گفتهاست و البته اشکالی ندارد چون همیشه دروغ میگوید. و اگر بگوید نه ندارد، بگویید غلط کردهای کار بیتأثیر کردهای و هزینه تراشیدهای! مگر همهجا نونآوری است که هرچه دلت بخواهد بگویی و جمعی بز اخفش هم برایت سر تکان بدهند و با یکدیگر بخورید و بلمبانید و چیزی معلوم نشود؟
.
وزیر گردشگری ترکیه اعلام نمود که میزان سفر گردشگران #ایرانی به آن کشور نسبت به سال گذشته ۳۰۰ درصد(۳برابر) افزایش یافته است!
یقین بدانید چنین افزایشی فقط با تدابیر و برنامهریزی و توسعه در مقصد روی نمیدهد. حتما در مبدأ هم کارهایی شدهاست برای اینکه این حجم از گردشگران بروند ترکیه (کعبه آمال فاسدان میانمایه و دونرتبه ادارات دولتی) و آنجا پول خرج کنند. توسعه مقصد و تدبیر برای رشد گردشگری، حق کشور همسایه است، اما تدابیر و برنامههای مبدأ؛ یقینا از جنس نفوذ و خیانت است. بیدار نمیشوند آنان که باید بشوندك
.
خون بسیار از جوانان سلحشور ایران در تبریز ریخته شد تا عثمانی پلید به مرزهایش برگشت و پرچم ایران در تبریز برافراشته شد.
اینک در #مسجد_کبود تبریز فرش و چلچراغ با تقلید از مساجد ضرار نوعثمانی انداخته و آویخته شده. شرمتان باد. مگر از بنای تاریخی، لوستر دویست کیلیویی آویزان میکنند؟ مگر در مسجد تاریخی، فرشی چنین زشت میاندازند؟ مگر میراث فرهنگی بازیچه شهوات قبلیهای شماست؟ مگر ما مردهایم؟
آری
مردهایم.
این کار گویا در مشهد انجام شده.
خلاف ضوابط ایمنی ساختمان و ناسازگار با کارآمدی و بهرهوری است. تحجّر برای کشور و ملت هزینه میزاید. تا کجا میخواهید ادامه دهید؟
Repost from دیدهبان معماری ایران
سندروم "نجد"، رسوایی مضاعف یا سوء تفاهم پیچیده
⏹ سندروم "نجد" شیوه ای از عملکرد معدودی از کارمندان دولت است که از سه بخش کارکردی نهش، جهش و دهش تشکیل می شود.آسیب ناشی از مجموع این سه بخش هم این است که کارمند دولت که باید نماینده دولت بعنوان سفارش دهنده و ناظر خدمات مشاوره و مطالعات باشد، خودش به جای مشاور می نشیند و رأسا مطالعات را انجام میدهد و طرح را تهیه میکند.
1️⃣ "او" که نماینده دولت است نه مشاور، خودش طرح را تهیه میکند و در عصر یکی از روزهای هفته،گزارش طرح را از این سوی کم ارج تر میز که مخصوص نشستن مشاوران و متخصصان است بر روی آن میگذارد: "نهش"
2️⃣ سپس نقش خود را تغییر میدهد و به آن سوی پرارج تر میز که مخصوص نشستن کارمندان و مدیران دولتی است میجهد و طرحی را که خود از این سوی بر میز نهاده بوده، برمیدارد: "جهش"
3️⃣ سپس نگاهی به گزارشی که خود تهیه کرده یا در تهیه آن سهیم و شریک بوده میاندازد و آفرینی نثار خود و همدستان میکند و آن را تحویل میگیرد و اگر برای خالی نبودن عریضه لازم شد چند کلمه ای هم برای تکمیل و اصلاح مینویسد و به هرحال پس از یک رفت و برگشت جزئی، آن را تصویب میکند و مصوبه به دست خود میدهد: "دهش"
🔶این کار رسوایی است و با تأسف فراوان رایج هم هست، تا جایی که در بخشهایی خاص مثلا در حوزه های خدماتی مانند آب و برق و . . . بعضی از مهندسان مشاور به آن خو کرده اند و میدانند که در بعضی از موارد چگونه باید عمل کنند تا از طریق "نجد" طرح های خود را مصوب کنند و صورت وضعیت های خود را به تأیید برسانند و دستمزد خود را دریافت کنند.
🔶در بعضی از موارد دیگر هم، وای بر کسی که از "نجد" بی بهره باشد و نتواند از اینسو به آنسو بجهد، طرحش میماند در نوبت بررسیها و آخرش هم به زبان مضحک و نامفهوم و الکن و هتاکانه اداری، "کلیاتش" تصویب میشود و جزییاتش میماند برای وقتی که این مشاور بی پروا نیز "نجد" را بیاموزد و شریک بگیرد و . . .
🔶 اما بدتر از این هم هست. در شماره 29 نشریه آسیا به تاریخ خردادماه 1396گفتگویی انجام شده با چندتن از متخصصان شهری و از جمله شخصی به نام دکتر حسنی، که در باره طرح جامع مشهد سخن گفته اند و درّ سفته اند که: " مشهد نیازمند عقلانیت است نه صلاحدید سیاسی" . ایشان در باره طرح جامع سوم مشهد گفته اند که: " شیوه تدوین مشترک طرح توسط دولت و مشاور.... اهمیت آن را تصریح میکند" !! وا اسفاه از نجد آشکار!
🔶 منظور از مشارکت دولت با مشاور در تهیه طرح جامع چیست؟ ا
❌گر منظور این است که دولت در مقام سفارش دهنده و ناظر و تحویل گیرنده طرح جامع و در مقام استفاده کننده از آن بعنوان مالک بخشی از اراضی شهری، در طرح جامع ذینفع است و باید در تهیه طرح جامع مشارکت داشته باشد، که امری است صحیح و اصلا شکی در آن نیست، چنانکه در ضرورت مشارکت سایر ذینفعان حاضر و ناظر و مسئول در تهیه و تدوین طرح های توسعه شهری جامع و تفصیلی هیچ تردیدی نیست. اما این امری است عمومی و بعنوان ویژگی طرح جامع سوم مشهد اصلا قابل ذکر نیست. چرا که بقیه طرح های جامع هم اینگونه بوده و باید باشد.
❌ پس منظور چیست؟ از شما پنهان نماند که گویا منظور همان "نجد" است؛ یعنی مشارکت به شیوه نهش و جهش و دهش. و اگر خدای نکرده این باشد باید گفت که این رسوایی و فسادی است بزرگ. آیا آقای دکتر حسنی تأیید کرده اند که نمایندگان و کارمندان دولت به جای نشستن در مقام و جایگاه سفارش دهنده و ناظر و تحویل گیرنده، بر خلاف قانون و موازین حرفه ای با مشاور شریک شده اند؟ یا مدعی شده اند که آنان در تهیه طرح بعنوان متخصص یا مدیر یا هرچیز دیگری مشارکت کرده اند؟ پیداست که اگر چنین چیزی باشد که شواهدی نشان میدهند که متأسفانه بوده، فسادی عظیم رخ داده و اصلا نباید از کنار آن به سادگی گذشت.
🔶 ما از "نجد" پنهان در بخش های مهندسی مشاور آب و فاضلاب و سدسازی و گاهی هم کارهای زیست محیطی و منابع طبیعی گلایه میکردیم، "نجد" آشکار و بزرگتر در شهرسازی و طرح های توسعه شهری بر سرمان آمد. این درست مصداق همان نصایح پیران جهان دیده و سنت شناس است که میگفتند دیگران را به سبب عیوبی که دارند نکوهش نکن، که روزی بدتر از آن بر سر خودت می آید!!
🔶 نگارنده هنوز هم امیدوار است که آقای دکتر حسنی از روی بی اطلاعی آن سخن را گفته باشند، و واقع امر چیزی دیگر باشد و سوء تفاهمی پیش آمده و در واقع کار به روال قانونی و طبق موازین حرفه ای توسط مهندس مشاور و بدون دخالت نمایندگان دولت و با عمل کارمندان دولت بعنوان نمایندگان سفارش دهنده و ناظر و تحویل گیرنده پیش رفته باشد، یعنی در اینجا "نجد" روی نداده باشد.
♦️منتظر توضیحات کسانی که در این موضوع صاحب نظر هستند و از امر واقع اطلاع دارند، هستیم.
https://t.me/architecturemonitor
معمار بچگانی که از میهن بریدهاند و به آوای ایدئولوژی انیرانی-رومی پیوسته و به جوایز خدعهآمیز آقاخان و آقاجان دلبستهاند، نهایت آرزویشان است که چنین قباحتی را بتوانند مانند پیشوای بیخردشان فرانک گری ( بعضی ها میگویند خانم گهری!) بیافرینند. دریغ است ایران، که ویران شود.
.
بدبخت معمار الدنگ که از دانشگایی بیرون آمده که به او نه حرمت آفریدگان خدا را آموختهاند نه شیوه خلق زیبایی را.
زشتپیکری بدقواره و بیتناسب، از پسماند فکر آشفته و ناقص خود که با ترهات امثال حقیر و نقیر و فقیر و کقیر پر شده، در اینجا مینشاند و درختان را میشکند تا خلایق هنرش را ببینند.
یاد مستراحی بینراهی میافتیم که در آن نوشتهبود:
خواهی که نبینند خلایق هنرت را
برخیز و بکش سیفون بالای سرت را
...
بعد از معماران قرتی خرابکار جایزهاقاجان و آقاخان برنده شو، که گل بودند، سبزه مهندسان تیر و ستون سلبریتی نیز رویید. کفتار مریض تبتی بر همه این اولینها، قضای تغوط کند!
فروریخت
چون
فروریختی بود.
فرایند فاسد به فراورده سست و فاسد، منجر میشود.
سُنَّةَ ٱللَّهِ فِى ٱلَّذِينَ خَلَوْاْ مِن قَبْلُ ۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّةِ ٱللَّهِ تَبْدِيلًا
