SevenHells
Open in Telegram
484
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-1330 days
Posts Archive
484
کی علاقه داره یه بحث مسخره اینستاگرامی رو بشنوه نظرشو بگه بهم. شایان ذکره اسکرین شاتهای زیادی در جریانه.🚶🏻♀
فقط میخوام از نگاه یک فرد خارج از موضوع و دعوا بهم بگید کجاها غیرمنطقی صحبت کردم. چیز زیادی نمیخوام.
484
فایده قسمت سوم، شرطی کردن مغز شماست. مغز شما یاد میگیره که دیگه دوپامین چیپی وجود نداره. باید فعالانه براش تلاش کنید تا به دستش بیارید و این باعث میشه مدام شما رو هل بده به جای اینکه موفقیت بقیه رو ببینید، خودتون به سمت تعالی قدم بردارید.
نکته تکمیلی که گل سرسبد (معادل چری آن تاپ) مسئلهست، اینه که تصور نکنیم الان مثلا یه دفعه ۸ ساعتمون میشه ۱ ساعت و دنیا رو جر میدیم با ۷ ساعت اضافهمون. پروسه دل کندن از یک منبع دوپامین و بازطراحی مغز قاعدتا طول میکشه. ولی زیبایی موضوع همینه که شروع کنی و تدریجا راهتو باز کنی. مثل یه دونه کوچیک که کسی فکرشو نمیکنه بتونه وسط دو تا آجر جوونه بزنه.
خود انجام فعالیتهای جایگزین، چه در مسیر پولسازی، چه در مسیر خودسازی، چه در مسیر خوشحالی صرف، باعث ترشح دوپامین میشه. حتی تموم کردن کاری که دوستش نداریم، به خاطر حذف اضطرابی که بهمون وارد میکرده باعث تقویت ما و ترشح دوپامین میشه.
معرفی این منبع جدید دوپامین به مغز، کم کم باعث میشه ما تدریجا اون فعالیتی که خوشحالی مصنوعی تولید میکنه رو کاهش بدیم و فعالیتهایی که عمیقا میتونن خوشحالی مارو فراهم کنن رو جایگزینشون کنیم.
همین دیگه. خسته نباشین. 🤌
484
خب دوپامین فستینگ چیه؟ دوپامین فستینگ، که معنیش همون روزه دوپامینه، کاهش دروندادهای غیرمفیدیه که براتون دوپامین تولید میکنن. این روش معنیش حذف دوپامین چیپ نیست. بلکه هدفمندی و استفاده مثبت از این موضوعه.
حالا چطوری اجراش کنیم؟ مرحله اول کاهش ساعت استفاده از دوپامین چیپه. اگر هفت هشت ساعت روزتونو لابلای شبکههای اجتماعی میگذرونید بدون اینکه هدفی داشته باشید، باید کاهشش بدید. اگر اول صبح اولین کاری که میکنید دو ساعت دیدن محتواهای بیهدفه باید کاهشش بدید. کسی نمیگه صفرش کنید. ولی کمش کنید.
قسمت دوم برنامهریزی برای پر کردن این جاهای خالیه. ساعتهای خالیتونو میخواین چیکار کنین؟ الزاما هم نمیخواد مفید و پولساز و با اهداف متعالی انسانی باشه. همین که تصمیم بگیرید بجای چپیدن توی تختخواب برید زیر آفتاب قدم بزنید هم کافیه.
مرحله سوم هم که تکمیل کنندهس، استفاده هدفدار از همون ساعتهای محدودیه که تعیین کردیم. اگر قراره ۴ ساعت در روز دوپامین چیپ دریافت کنید سعی کنید بعد از انجام یک کار مفید برای خودتون باشه. مثلا اگر قراره امروز یک فیلم دو سه ساعته ببینین و دلتون هم میخواد کیک بپزین، نقاشی کنین و ورزش کنید، فیلمتون رو بذارید بعد از اینکه هر سه تای اینا تیک بخوره. بعد از هر کدومشون هم باز یه بازه زمانی کوتاه به خودتون اجازه بدید از دوپامین چیپ لذت ببرید.
484
باید چیکار کرد؟ راه حل چیه؟ دوپامین فستینگ! که بعد از ظهر توضیح میدم خیلی پشت سر هم نباشه 😁
484
حالا چرا اینا رو گفتم؟ خواستم برسم به اینجا که ما توی دنیایی زندگی میکنیم که خوشحالی مصنوعی زیاد بهمون دست میده. هوس کردیم کیک بپزیم؟ میریم فیلم یکی دیگه که داره کیک میپزه رو میبینیم. دلمون نقاشی میخواد؟ کلی نقاش هستن که دیدنشون به ما آرامش میده. دوست داریم خطاطی یاد بگیریم؟ ویدئوش موجوده. سفالگری؟ موجوده. حتی چیزهای ساده و پیش پا افتاده مثل دیدن آسمون، قدم زدن با پای برهنه توی جوی آب، دست زدن به برگ یک درخت... همه میتونن با دیدن یک ویدئو حل بشن.
مشکل این کجاست؟ مشکل همینجاست که این مغز تنبل ما وقتی به دوپامین که یکی از عناصر اصلی انگیزش و تنظیم هیجان و خلقه احتیاج داره، به ما نمیگه "عزیزم، سر راهت دو کیلو دوپامین بخر." نه. اون پشت مشتا دنبال سریعترین راه رسیدن به دوپامین میگرده و آخرشم جای اینکه بهمون پیشنهاد بده کیک بپزیم میگه "یادته اون خانومه، قدبلنده، چقد آشپزخونهش خوشگل بود؟ یادته؟ جدیدا چیکارا میکنه؟ میخوای بری ببینی کیک جدید چی پخته؟" و اینجوری میشه که شما سه ساعت آتی رو فقط دارین ویدئوی کیک پختن میبینید تا مغزتون دوپامین لازمشو انبار کنه.
به این دوپامین میگن دوپامین چیپ، دوپامین چیپ بدون تلاش و با مشاهده دستاوردهای بقیه بدون هیچ زحمتی به دست میاد.
484
مغز ما مکانیسمش اینه که اگر راه سادهتری برای دستیابی به یه هدفی هست، اونو برامون پیدا کنه. مثلا اگه جابجا کردن سنگای مربعی سخته، میگه خب گردالی باشه چی؟ میگه اگه عجله داری و ماشین زودتر میرسه، چرا پیاده؟ میگه حالا که گرسنهای اگه زیر این غذا رو زیاد کنی کمتر جا میفته ولی زودتر میپزه. این رو تعمیم بدید به چیزهای پیچیدهتری که توی ناخودآگاهتون چنبره زدن و مغز شما بدون توجه شما، براتون اون پشت میگرده و راهحل پیشنهادیو برای مشکلی که نمیدونید دارید ارائه میده.
این که خوبه، نه؟ پردازش اضافیو کم میکنه، نه؟ مسئله اینه که این مکانیسم، مفاهیم خوب و بد رو خیلی قاطی راهحلاش نمیکنه و این آگاهی شما در لحظه است که اون راهحل رو دستکاری میکنه تا خیلی غیرانسانی نباشه و وجدانتون هم بتونه باهاش کنار بیاد. اگر شما ندونید راه حلی که دارید برای چه مسئلهایه، مکانیسمهای کمکی مغز شما چیزی بجز یه چاقوی دو لبه نیستن. شما رو وادار به کاری میکنن که اگه در حینش مچ خودتونو نگیرید بعدا وجدانتون دست از سرکوفت زدن برنمیداره.
484
گفته بود چرخه زندگی رابطه بعد از تشکیل هم نیاز به انرژی داره تا ادامه پیدا کنه. اولین راه حل ادامهشم توجهای کوچیک بود. داشتم فکر میکردم چقدر قشنگ، واقعا اینکه هر دفعه با دیدن خندهش ذوق کنی فایده داره!
484
این هم برای تلطیف فضای نیمه شب.
نمیدونم نشونتون میده از کجا فوروارد کردم یا نه. ولی خب خودم مینویسم:
@songslastsforever
484
ممنون از شمایی که نظرتون رو دادید. و ممنون از کسایی که نظر ندادن ولی تحمل کردن. از فردا برمیگردیم روال عادی. اگر حرفی دارید میشنوم. ☕️
484
خاب فکر کنم تا الان فهمیدید کم کم میخوام تولید محتوای ویدئویی کنم. حالا اگر ممکنه بهم کمک کنید بدونم کدوم براتون جذاب تره؟
484
آدمها یک مشت آینه شکستهاند. تکه تکه از گوشه و کنار جمع شدهاند؛ یک تکه از پدر، یک تکه از مادر، یک تکه از دوست دور دستها که یک هفته صمیمی بودهاند و بعد قطع رابطه کردهاند، یک تکه از کتابی که هفت سالگی خوانده اند، یک تکه از معشوقی که اسمش زیر زبان تلخ است، یک تکه از گریهای که ساعت ۳ بامداد دیروز داشتهاند. هرکسی چسب خودش را به این تکهها و تجرههای زیسته میزند و آخرش شکل یک آدم معمولی پوستش را میکشد روی خودش.
از هر طرف که نگاهش کنی بازتاب یک آدمی است که نمیشناسیش، حتی خودش هم ممکن است نشناسدش. و آن آدم خودش بازتاب هزاران روح سرگردان دیگر است و الی آخر. همین است که هی میگردی و میگردی و میگردی و باز هم تر و تازه است.
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
