en
Feedback
SevenHells

SevenHells

Open in Telegram

زندگی کوتاهه ولی نه به‌اندازهٔ کافی.

Show more
475
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-930 days
Posts Archive
photo content

جدی آمریکا (شایدم بشه گفت ترامپ) یک قلدر تمام‌عیاره. توافق کردن یه دور، زد زیرش. اینا موندن پای توافق ولی برنگشت. این دفعه هم وسط صحبت‌های توافق جنگ شد، دخالت کرد تو جنگ. اطرافیان خودش بهش گفتن شواهد برنامهٔ بمب هسته‌ای در ایران وجود نداره، گفت متخصصا اشتباه می‌کنن. الانم گفته جهان جای امن‌تریه چون من تاسیسات هسته‌ای ایران رو زدم. اگر ایران جواب بده و پایگاه‌های آمریکا رو بزنه واقعا چجوری جهان جای امن‌تری شده؟ این آمریکایی‌های خودبرتربین خون یه سربازشون بریزه دیگه نمی‌شه جمعشون کرد و واقعنی جنگ جهانی می‌شه. این کجاش جهان امنه نکبت پیرسگ؟ 😭

ترامای کرونا داره بهم برمی‌گرده. اینم یه هفته نبود! 😭

بابام از گربه‌های سر زمین برام عکس فرستاده. پدر یعنی عشق. 😭😭😭😭
بابام از گربه‌های سر زمین برام عکس فرستاده. پدر یعنی عشق. 😭😭😭😭

رفتیم بیرون و یه دوری زدیم. امروز تهران شلوغ‌تر از هفتهٔ پیش بود. حس می‌کنم واقعا خانواده از بمب هم خطرناک‌تره. 😔🙏

نگار: «اون کارگر روزمزد که هشت روزه کار نکرده و درآمدی نداشته، اینجا نیست. هیچ جا نیست. این آدم‌ها تریبون و صدایی ندارن که بگن داره چی بهشون می‌گذره این روزها. روایتی که از جنگ منتشر می‌شه روایت طبقه‌ایه که هنوز نفسش به شماره نیافتاده.» سعید ارکان‌زاده یزدی: «بله «کافه‌ها بازند» ولی باید نگران کارگران روزمزد هم بود و بسیار کسانی که معاش‌شان به کار روزمره وابسته است. در کنار شمال‌رفتگان، باید نگران بود برای گرسنگان، حاشیه‌نشین‌ها، آن یک‌سوم زیر خط فقر که در جنگ آسیب‌پذیرترین‌اند.» .

این مدلی‌ش رو ندیده بودین دیگه.
این مدلی‌ش رو ندیده بودین دیگه.

راستی عینک هم خریدم. چقدم عینک گرون شده. کمرم شکست 🫠

به زور وصل شدم و این عکسم با بدبختی فرستادم. ولی زنده‌ایم. 🥲

photo content

بچه‌ها جدی اگه من مردم بدونید و بگید که یک شهروند غیرنظامی معمولی بودم. جداندرجدم شهروند غیرنظامی بوده. پدربزرگ‌هام کشاورز بودن و مادربزرگ‌هام قالی می‌بافتن. پدر و مادرم هم معلم بودن و در نهایت خودم هیچ عنی نبودم. باتشکر. 🙏

دیگه خبری ندارم. چقد تیکه‌ای حرف زدم امروز! دوستتون دارم. می‌رم درس بخونم تا دفعهٔ بعد که وی‌پی‌انم وصل شه. :)

خبر خوب اینکه کرم دور چشمم اینقد خوبه که باوجود بی‌خوابی و استرس و گریه، تیرگی زیر چشمام از قبل جنگم بهتر شده. :))))

در هفته‌ای که گذشت، سه تا دکتر باید می‌رفتم و می‌خواستم در این هفته‌ای که می‌آد برم دنبال عینک و دندونپزشکی‌م. دو تا دکتر که کنسل کردن، اینم از عینک. فردا دندونم درد بگیره دیگه تکمیلم. 🙏

من درحال فکرکردن به تمام کارهایی که عقب انداختم، چون پول نداشتم و الان هم نمی‌تونم انجام بدم چون هنوزم پول ندارم، و البته هیچ
من درحال فکرکردن به تمام کارهایی که عقب انداختم، چون پول نداشتم و الان هم نمی‌تونم انجام بدم چون هنوزم پول ندارم، و البته هیچ‌کس هم نیست که انجامشون بده.

عینکم شکست. هیچ‌جا رو نمی‌بینم. عالی شد. 🗿

به زووووور وصلم. الاناست که قطع شه. امشب صدای انفجار زیاد بود. خیلییییی زیاد و طولانی. ولی زنده‌ایم. هروثت وصل شدید بیاید خبر سلامتی‌تون رو بهم بگید. حتی اگر تابه‌حال حرف نزدیم با هم. شنیدن خوب‌بودن آدما از بغرنجی وضعیت کم می‌کنه. شاید همون موقع جواب ندم، ولی حداقل از توی نوتیفیکیشن شاید بتونم بخونم. 🫠

حالا یکی دیگه داره می‌زنه، اینترنت ما رو چرا قطع می‌کنن؟ هنوز نفهمیدم علت این کار وسط جنگ چیه 😕

خب، خبر سلامتی همه رو خوندم. قبل اینکه خبر بخونم برمی‌گردم سر سریالم. تف به قبر مرده و زندهٔ ترامپ هزارپدر و نفرین به بخت جوان ایرانی. خدانگهدار. ❤️