en
Feedback
SevenHells

SevenHells

Open in Telegram

زندگی کوتاهه ولی نه به‌اندازهٔ کافی.

Show more
474
Subscribers
-124 hours
-27 days
-930 days
Posts Archive

متاسفانه از وقتی لاغرتر شدم خوشگل‌تر شدم. این هم ضربه‌ای بود بر پیکر نحیف body positivity اندکی که درونم زنده مونده بود و دیگه تموم شد. دوباره فوبیای بارداری، هورمون‌های ناپایدار و نفرت از زن‌بودن و زنانگی به من برگشت و دوباره در تمام شبانه‌روز دلم می‌خواد یک مرد قدبلند چارشونه باشم تا از این تن و تنانگی رها بشم.

اینقدر بدم می‌آد می‌آم به زندگی یک نفر علاقه نشون می‌دم (چون خودش داره حرف می‌زنه ازش) و اونم واسه‌م چس می‌کنه. اه. طرحوارهٔ طردشدگی‌م می‌زنه بالا. 😭

فرشتهٔ نگهبانم درحال استراحت. 🧚‍♀
فرشتهٔ نگهبانم درحال استراحت. 🧚‍♀

فقط منم که از شخصیت نیک توی سرگذشت ندیمه خوشم میاد؟ چرا هیچ‌کس درحال تعریف و تمجید نیست؟ 😭

photo content

تصمیمم رو گرفتم. سال دیگه می‌رم کنکور می‌دم 🤡 منتظر باشید تا روز کنکور خواب بمونم 🧌

معجزهٔ خلقت گوجه‌ست. پخته‌ش خوبه، کبابیش خوبه، خامش خوبه، ریزش خوبه، درشتش خوبه. دیگه آدم چی می‌خواد از یه توپ قرمز بامزه؟ 😔🙏

امیدوارم هرکی فردا کنکور داره موفق بشه. همهٔ همه‌شون. کنکور کثافتی بود بر تن زخمی منی که می‌خواستم از اون شهر نکبتی فرار کنم. مطمئنم واسه خیلیای دیگه هم همینه. کم کمش اینه که از شر استرسش رها می‌شن و یه نفس راحت می‌کشن و خوب خوبش اینه که وارد یه فضای جدید می‌شن که می‌تونن خودشون رو بهتر بشناسن. چاکر همهٔ کنکوریای عزیز 💖✨

تا می‌آم به خودم بگم خیلی دیره واسه این کارا، به خودم تلنگر می‌زنم که الان شروع نکنی درهرصورت ۳۵ ساله می‌شی. ولی فغان از نشخوار فکری. بیچاره‌م می‌کنه. بیاید هلم بدید بگید فضای آکادمیک بهت نیاز داره عزیزم. بکن و برو (در واقع، می‌خوام ازم تعریف کنید. البته باور نمی‌کنم. هرکی هرچی می‌گه دروغه). تشکر. 🙏

من واسه فضای فریلنسری ساخته نشدم. فضای آکادمیک بهم بدین لطفا. دستمزدم در هرصورت چس‌تومنه ولی گمان می‌کنم اونجا خوشحال‌ترم. البته شایدم مرغ همسایه غازه. ولی واقعا از فضای انتشاراتی خسته استم. 🧌 دلم امتحان می‌خواد. درس. مغز آشفته‌م نیاز به یک structure محکم داره تا بتونه درست کار کنه. با فریلنسری فقط کارم رو می‌ندازم عقب تا وقتی مثل امشب و دیشب و پریشب مجبور بشم مثل سگ بی‌خواب بشم و با استرس کارم رو تحویل بدم. اونم واسه چی؟ آفرین. واسه چس تومن. 🤡

کنکور سراسری دومم داریم امسال؟ می‌شه ثبت‌نام کرد یا نه؟ 🤡

پت داشتن واسه من اینجوریه که همین‌جوری نگاهش می‌کنم و با خودم می‌گم «آیا می‌دونستید گربه‌ها غذا می‌خورن؟ واقعا جالب است!». :))))))

دعوا نکردن. خیلی مودب بودن و بلافاصله زنگ زدن افسر بیاد. خوش نگذشت. من امتیاز ۱ از ۱۰ می‌دم.

خوبی خونهٔ طبقه‌اول اینه که صدای تک‌تک تصادفای جزئی رو می‌شنوی و بساط فصولی هرگز جمع نمی‌شه.

مامانم بهم زنگ زد و گفت روز دختر مبارک. گفتم روز تو هم مبارک. یهو بغض کرد گفت من دیگه یتیم شدم، مامانم رفته. دیگه دختر کسی نیستم. قلبم تیکه‌پاره شد. بهش گفتم درسته با مامانت نمی‌تونی حرف بزنی ولی هنوزم هست. تا وقتی یادش هست، خودش هم هست. یکم آروم شد. ولی خودم از صبح هربار بهش فکر می‌کنم می‌زنم زیر گریه. برات بمیرم مامان. برات بمیرم با اون قلب کوچیکت.

امشب نشستیم این برنامهٔ الکلاسیکو (مافیا؟) رو ببینیم و حالم واقعا به هم خورد. وسطش به مردی گفتم من نمی‌بینم، اگر دوس داشتی خودت تنها ببین. پر از ویدئوهای آشغال ai بود. واقعا خجالت‌آور و زشته که برنامه‌ای که بودجهٔ صحنه و تدارکات و لباس و همه‌چی داره، سر همچین چیزی به یک هنرمند واقعی نسپره که براش یک تیتراژ تمیز، افکت‌های تمیز و یک قسمت قوانین بازی تمیز دربیاره. مطمئنم یک grifter مثل سگ ازشون پول کنده واسه اینکه آشغال‌های aiشون رو با پرامپت‌های ✌️دقیقش✌️ درست کنه. اه. حالم بد شد جدی. نمی‌تونم نفرتم از «هنر ai» رو درست توصیف کنم. از بی‌روح و چندش بودنش که بگذریم و بگیم به مرور بهتر می‌شه، واقعا برام نفرت‌انگیزه که روی دوش هنرمندای واقعی سوار می‌شه، بدون اجازه‌شون از سبکشون و استایلشون استفاده می‌کنه، نونشون رو هم قطع می‌کنه و این وسط یه دور هم به محیط‌زیست آسیب می‌زنه. حالم از عنچوچک‌های نولایفی که به خودشون می‌گن «متخصص پرامپت‌نویسی» هم به هم می‌خوره (واسهٔ تحلیل داده و استفاده‌های معمولی برای تسک‌های حوصله‌سربر و وقت‌گیر نمی‌گم. واسه همین هنر و این چیزا بیشتر). یک مشت شارلاتان بی‌هنر که بلد نیستن یه مداد دستشون بگیرن حتی، یهو واسه ما شدن هنررررمند. با کیر بقیه داماد می‌شن و بدترررر پزش رو هم می‌دن، انگار یه صدسانتی تو شلوارشونه. به‌هیچ‌عنوان استفادهٔ سطح بالا از ai رو، برای کسی که پول واسه پاشیدن داره و می‌تونه از خدمات یک انسان هنرمند استفاده کنه، نمی‌پذیرم. حالا یارو یه عکس می‌خواد بده کارتونی شه بذاره پروفایل، خوشحال نمی‌شم ولی نمی‌تونم بهش بگم پول بده هنرمند واقعی، چون شاید نداشته باشه. ولی یک بیزنس؟ یک برنامه با بودجهٔ قلمبهٔ میلیاردی؟ یعنی داری می‌گی یک هنرمند هم تو این خراب‌شده نبود با سیصد میلیون همممممممهٔ کاراتو بکنه؟ باور نمی‌کنم. 🙏 اسم این کارا هنر ai نیست، نوآوری هم نیست، تکنولوژی هم نیست، پیشتازبودن هم نیست. بدون پس و پیش، دزدیه و کثیف. حالا می‌خواید دارم بزنید، بزنید. This will be the heel I will die on.

بابا بعضیا دیگه چه بی‌وطن و بی‌شرف شده‌ن که از مرگ مردم بی‌گناه لذت می‌برن. با هر انگیزهٔ سیاسی‌ای تو این کشور خراب‌شده نفس می‌کشی دلت باید به حال این مردم بدبخت بسوزه که واسه دو قرون پول کارگری و زحمت‌کشی، جونشون بیخودی رفت و عمرشون بیخودی رفت و خانواده‌شون سیاه‌پوش شدن. اصلا یک سطح جدیدی از حروم‌زادگیه. وای. حیف حروم‌زاده که به اینا بگم. در کلمه نمی‌گنجه اصلا حرفم. فقط با نمایش خنج‌زدن و موکندن و شکستن استخوان‌های دست درحال مشت‌زدن به یک جمجمهٔ توخالی می‌تونم حسم رو نشون بدم. Anyways, اگر خونتون رو قبول می‌کنن برید اهدا کنید. مثل اینکه بقیهٔ شهرها هم اهدا کنید باز هم کمک می‌شه و خون بیشتری می‌رسه به آسیب‌دیده‌ها. در انتها دوباره عرض کنم که عن به قبر کل خاندان کسی که از رنج مردم لذت می‌بره. 🙏 پایان.

پشیمون شدم. آدما کلا به‌دردنخورن. هرگز از خونه بیرون نرید دوستان. هیچ محتوایی ارزش خفت هم‌نشینی با آدما رو نداره.

واقعا بیرون‌رفتن بهترین راه برای تولید محتواست. این خاک کسخل‌خیز، هرگز دست آدم رو برای محتوا خالی نمی‌ذاره. 😔🙏 الان خود فضا یه پست شد. خانومی هم یه پست. برم تو آینه یکم چشمامو دعوا کنم بابت عینکی‌بودنشون. از نتیجهٔ این دعوا با چشمام هم یه پست دیگه درمی‌آد لابد. :)))))))))