𝑺𝒖𝒓𝒓𝒆𝒂𝒍
Open in Telegram
474
Subscribers
+124 hours
+87 days
+11330 days
Posts Archive
474
به امید فردا روزمان را شب میکنیم
و هیچوقت یادمان نمیماند که
فردا همین امروز است.
دنبال چیزی میگردیم که
نمیدانیم چیست، یا میدانیم
و میترسیم بگوییم،
اسمش را گذاشتهایم فردا.
عباس معروفی
474
تو را دوستدارم. بدونِ اینکه علتش را بدانم.
محبتی که علت داشته باشد؛ یا احترام است، یا ریا...
بینام
474
فردی که میخواد به همه کمک کنه و همه رو نجات بده؛
کسیِ که تو تنهایی، بدونِ حمایت اطرافیانش رشد کرده و داره خودِ تنهاش رو در دیگران نجات میده.
بینام
474
تجملات هیچوقت جاذبهای برایم نداشته
من چیزهای ساده را دوست دارم؛
کتابها را، تنهایی را
یا بودن با کسی که تو را میفهمد.
دافنه دوموریه
474
انسان موجود عجیبی است؛ میداند که حوصله خودش را نیز ندارد؛ اما مدام در پی کسی میگردد تا او را هم به دغدغههای قلبش اضافه کند.
بینام
474
برای کسی که روزهاش شبیه هم میگذره و هیچ اتفاق تازه و جالبی توی زندگیش نمیافته، شاید کلافهکنندهترین سوال این باشه که مدام ازش بپرسی: «چه خبر؟»
گاهی نه اتفاق خاصی افتاده، نه حرف تازهای برای گفتن دارم؛ فقط روز گذشته و من هم ازش رد شدم.
بینام
474
خانوادههای خوشبخت همه شبیه یکدیگرند؛ اما هر خانوادهٔ بدبخت، به شیوهٔ خودش بدبخت است.
تولستوی
474
امروز یک مهر بود، خیلیا امروز بدون پدر، بدون مادر، بدون خواهر یا برادر رفتن مدرسه. خیلیا هم دیگه بچهای نداشتن بخوان بفرستنش مدرسه... فقط خواستم بگم یادتون باشه.
474
بزرگترین نفرین من اینه که هیچوقت نمیتونم کاملا از کسی متنفر باشم، چون همیشه دلیل رفتار آدمها رو درک میکنم.
بینام
474
محتاط باشیم در سرزنش و قضاوت کردن دیگران، وقتی نه از دیروز او خبر داریم، نه از فردای خودمان.
منسوب به داستایفسکی
474
بلد بود وقتی یک قاشق توی ظرف هست آن را همیشه طرف معشوقش بگذارد. بلد بود از صدای آب بفهمد که کِی باید حوله به دست پشت در حمام بایستد. بلد بود سر کدام آهنگ صدا را بلند کند چون او آن را بیشتر دوست دارد. بلد بود معشوقش را دوستتر بدارد. بلد بود برایش گل بخرد، بلد بود برایش حرف بزند، بلد بود بخنداندش، بلد بود بغلش کند تا نترسد، بلد بود وقتی گریه میکند چی بگوید یا چی نگوید، بلد بود صبور باشد، بلد بود منتظر بماند، بلد بود گلش را هر روز آب بدهد، بلد بود حواسش به همه چیز باشد.
همهی اینها را بلد بود اما دلش را نداشت به کسی دل بدهد. بلد نبود دوست داشته شود. بلد نبود خودش را رها کند. بلد نبود بشود همهچیِ یک آدمِ دیگر. بلد نبود بگذارد کسی عاشقش بشود. برای همین هم قاشقها مانده بودند توی کشو، حوله آویزان به جارختی، کتاب بالای کتابخانه، چای و دارچین هم توی کابینتِ خانهی بیصدا. برای همین بود که گلفروشهای توی خیابان، حتی نگاهش هم نمیکردند...
حسین وحدانی
474
احترام از هر چیزی مهمتر است؛
مهمتر از دوستی و خویشاوندی،
حتی از عشق هم مهمتر است.
جبران خلیل جبران
474
درست تربیت شدهها همیشه در رنجاند،
زیرا پیش از آن که دل کسی را بشکنند،
هزار بار دل خودشان میشکند.
آنان آموختهاند حرمت نگه دارند حتی وقتی
حرمتشان را نگه نمیدارند و انسان بمانند، حتی وقتی اطرافشان از انسانیت خالی شده است. در جهانی که گستاخی را اعتمادبهنفس، خودخواهی را زرنگی و بیرحمی را قدرت مینامند، درست تربیتشدهها اغلب بازنده به نظر میرسند. نه به این دلیل که ضعیفاند، بلکه چون هنوز به اصولی پایبندند که بسیاری از آنها گذشتهاند.
خاویر کرمنت
474
انتخاب فردی برای ازدواج، صرفاً انتخاب نوع رنجی است که حاضریم تا آخر عمر به جان بخریم.
آلن دوباتن
474
وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد، بیشتر تنهاست. چون نمیتواند به هیچکس جز به همان آدم بگوید چه احساسی دارد و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق میکند، تنهایی تو کامل میشود.
عباس معروفی
