409
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
409
چند شبه كه فراموش ميكنم هنوز جاي زخم ها خوبه خوب نشدن و بايد مراقب باشم كه دستم بهش نخوره و نخارونمش ...
ديشب دستم بهش خورد ولي ديگه بلد بودم چطور مراقبش باشم و پانسمانش كنم✨
كم كم كه ترسات كمرنگ بشن
ياد ميگيري خودتو.
اونقدر خوب،كه فكر ميكني
قبل از اين،زندگيت يه سوءتفاهم بوده ...
409
رو آن رواقی را بگو
وان مرغ آبی را بگو
وان میر ساقی را بگو
وان عمر باقی را بگو
وان میر غوغا را بگو
وان شور و سودا را بگو
ای مه ز رخسارت خجل
وی راحت و آرام دل
ای جان جان ای جان جان
ای تو چنین و صد چنان
اینجا یکی با خویش نیست
یک مست این جا بیش نیست
ای آرزوی آرزو ای آرزوی آرزو
آن پرده را بردار زو
مولانا 🌱
