en
Feedback
خروج و اعتراض و وفاداری

خروج و اعتراض و وفاداری

Open in Telegram
1 630
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-230 days
Posts Archive
ای صاحب حسن در وفا کوش کاین حسن، وفا نکرد با کس

🔺🔻 معرفی کتاب The Measure of Progress: Counting What Really Matters Diane Coyle, 2025 🟠 کتاب «#معیار_پیشرفت: شمارش آنچه واقعاً اهمیت دارد» واکنشی است به یک معضل اساسی در اقتصاد معاصر: ما همچنان از ابزاری استفاده می‌کنیم که در قرن گذشته ساخته شده‌اند تا واقعیت اقتصادی امروز را اندازه‌گیری کنیم. دایان کویل این کتاب را بر پایهٔ این پرسش بنیادین نوشته است: چگونه می‌توان پیشرفت واقعی جوامع را سنجید، وقتی معیار اصلی ما ــ GDP ــ فقط بخشی از واقعیت را می‌بیند؟ او نشان می‌دهد که GDP برای زمان جنگ جهانی دوم و اقتصاد صنعتی طراحی شد و حالا نمی‌تواند تحولات اقتصاد دیجیتال، سرمایه‌های ناملموس، رفاه انسانی و بحران‌های محیط‌زیستی را منعکس کند. کویل در این اثر توضیح می‌دهد که شکاف بزرگی بین آنچه می‌خواهیم بدانیم (رفاه مردم، پایداری منابع، کیفیت زندگی) و آنچه واقعاً اندازه‌گیری می‌کنیم وجود دارد. به‌گفته او، وقتی معیارها اشتباه باشند، سیاست‌ها نیز مسیر اشتباه را دنبال خواهند کرد. به‌همین دلیل، فهم و اصلاح نحوه سنجش پیشرفت، نه یک دغدغه دانشگاهی، بلکه ضرورتی حیاتی برای اقتصاد و سیاست‌گذاری مدرن است. این کتاب نشان می‌دهد که چگونه فناوری‌های دیجیتال ارزش‌هایی خلق می‌کنند که در آمارها دیده نمی‌شوند؛ مثل خدمات رایگان اینترنتی، بهبود کیفیت کالاها، و صرفه‌جویی در زمان. همچنین توضیح می‌دهد که چرا فعالیت‌های پُرارزش اجتماعی چون مراقبت از سالمندان، فرزندپروری و کار خانگی در GDP صفر محاسبه می‌شوند. کویل تأکید می‌کند که فقط چیزی دیده می‌شود که قیمت داشته باشد و این یعنی ارزش‌های انسانی و اجتماعی از حساب‌ها حذف شده‌اند. کویل علاوه بر نقد، راه‌حل نیز ارائه می‌کند. او چارچوبی چندبعدی پیشنهاد می‌دهد که در آن #ثروت_جامع (سرمایه‌های طبیعی، انسانی، اجتماعی، نهادی و فیزیکی) مبنای سنجش رفاه بین‌نسلی قرار می‌گیرد؛ یعنی باید ببینیم آیا دارایی‌هایی که آینده را ممکن می‌سازند در حال تقویت‌اند یا تخریب. او همچنین بر اهمیت «زمان» به‌عنوان منبعی که محدود و ارزشمند است تاکید می‌کند: چقدر برای کار، یادگیری، مراقبت و شادی وقت داریم؟ در نهایت، این کتاب به خواننده نشان می‌دهد که معیارهای اقتصادی فقط ابزارهای خنثی نیستند؛ بلکه بازتاب‌دهنده ارزش‌ها و انتخاب‌های اخلاقی جامعه‌اند. انتخاب این‌که چه چیزی را بشماریم یعنی انتخاب این‌که چه چیزی مهم است. بنابراین، اصلاح معیارهای سنجش پیشرفت، اقدامی برای ساختن آینده‌ای عادلانه، پایدار و انسانی‌تر است. همین واقعیت، کتاب را به اثری ضروری برای اقتصاددانان، سیاست‌گذاران، و همه‌ی کسانی بدل می‌کند که دغدغه آینده و کیفیت زندگی در جامعه دارند. 🟠 #دایان_کویل (Diane Coyle) اقتصاددان برجسته بریتانیایی است که در سال ۱۹۶۱ در انگلستان متولد شد. او کارشناسی خود را در رشته فلسفه، سیاست و اقتصاد در دانشگاه آکسفورد گذراند و سپس دکترای اقتصاد را از دانشگاه هاروارد دریافت کرد. کویل اکنون استاد سیاست عمومی در دانشگاه کمبریج و مدیر همکار انستیتو بنت برای سیاست‌گذاری عمومی است؛ نهادی که بر طراحی چارچوب‌های نوین سنجش رفاه و سیاست‌گذاری مبتنی بر داده تمرکز دارد. زمینه‌های پژوهشی اصلی او شامل اقتصاد دیجیتال، دارایی‌های ناملموس، تحول شاخص‌های ملی اقتصاد و رفاه اجتماعی است. کویل سال‌ها با اداره آمار ملی بریتانیا(ONS)، سازمان همکاری و توسعه اقتصادی(OECD)، بانک جهانی و سازمان ملل در توسعه روش‌های نوین حسابداری ملی و اندازه‌گیری پیشرفت اقتصادی همکاری کرده و به دلیل تلاش‌های مؤثرش در بازاندیشی و به‌روزرسانی نظام سنجش پیشرفت اقتصادی، به‌ویژه اصلاح و تکمیل شاخص تولید ناخالص داخلی، شهرتی بین‌المللی یافته است. آثار مهم او در این حوزه شامل کتاب‌های «GDP: تاریخچه‌ای کوتاه اما عاشقانه»(GDP: A Brief but Affectionate History, 2014)، «بازارها، دولت و مردم»(Markets, State and People, 2020)، «چرخ‌دنده‌ها و هیولاها: اقتصاد دیجیتال و بازاندیشی اقتصاد»(Cogs and Monsters, 2021) و کتاب حاضر «معیار پیشرفت: شمارش آنچه واقعاً اهمیت دارد»(The Measure of Progress: Counting What Really Matters, 2025) است که تازه‌ترین اثر او درباره سنجش پیشرفت اقتصادی در عصر دیجیتال به شمار می‌رود. @exitvoiceloyalty

📕 کتاب «حساب سیاسی» (Political Arithmetick) اثر ویلیام پتی (William Petty, 1623–1687)، اقتصاددان، آمارشناس و عضو «انجمن سلطن
📕 کتاب «حساب سیاسی» (Political Arithmetick) اثر ویلیام پتی (William Petty, 1623–1687)، اقتصاددان، آمارشناس و عضو «انجمن سلطنتی» بریتانیا، از نخستین کوشش‌ها برای سنجش نظام‌مند رفاه اقتصادی کشورهاست. این اثر که در سال ۱۶۹۰، پس از مرگ نویسنده منتشر شد، تلاشی بود برای برآورد ثروت و توان مالی پادشاهی متحد بریتانیا در آستانه‌ی جنگ احتمالی با فرانسه. پتی در این کتاب برای نخستین بار مفاهیم «درآمد ملی» و «ثروت ملی» را طرح کرد و نشان داد که سرچشمهٔ واقعی رفاه نه در طلا و نقره، بلکه در زمین و نیروی کار است. او معتقد بود سیاست‌گذاری اقتصادی باید بر پایهٔ داده و سنجش کمّی باشد؛ زیرا تنها با عدد، وزن و اندازه می‌توان دربارهٔ رفاه عمومی داوری کرد. از همین‌رو، شیوهٔ خود را «حساب سیاسی» نامید. پتی با الهام از روش تجربی فرانسیس بیکن و فلسفه‌ی سیاسی توماس هابز، آمار را به‌منزله‌ی زبانی سیاسی می‌دید؛ ابزاری برای بازنمایی قدرت دولت و نظم جامعه. همان‌گونه که اقتصاددان معاصر، دایان کویل، یادآور می‌شود، عنوان حساب سیاسی کاملاً دقیق است، زیرا «آمار و شیوه‌های دسته‌بندی آن ذاتاً سیاسی‌اند». @exitvoiceloyalty

🔹قسمت چهارم: سرنوشت پیشرفت و پارادوکس فناوری (فصل ۱۳ و سخن پایانی) ■ فصل سیزدهم: ظاهر پیشرفت (The Layer of Progress) فری با الهام از نقل‌قول جین جیکوبز («تضاد اقتصادی اصلی بین افرادی است که منافعشان با فعالیت‌های اقتصادی تثبیت‌شده است و کسانی که منافعشان با ظهور فعالیت‌های اقتصادی جدید است... این تضاد تنها به رکود اقتصادی می‌انجامد»)، تضاد اصلی پیشرفت را میان منافع تثبیت‌شده و حامیان نوآوری معرفی می‌کند. او با بررسی وضعیت کنونی آمریکا و چین نشان می‌دهد که هر دو کشور به دلیل ساختارهای نهادی‌شان در خطر رکودند: آمریکا با تمرکز شرکت‌های بزرگ و ضعف ابتکارات ضدانحصار، و چین با سرکوب بخش خصوصی توسط حزب کمونیست. فری به تاریخ چین سلسله‌ای اشاره می‌کند که تمرکز بوروکراتیک، هرچند در ابتدا پیشرفت‌هایی مانند کانال بزرگ (پروژه عظیم آبی برای اتصال رودخانه‌ها و بهبود تجارت) را ممکن کرد، اما با سرکوب خلاقیت به رکود منجر شد—الگویی که در نظارت هوش مصنوعی امروزی چین تکرار می‌شود. او همچنین به مشکلات اروپا با سیاست‌های حمایت‌گرایانه و مقررات سخت‌گیرانه (مانند تعرفه بر خودروهای چینی، قانون هوش مصنوعی، و GDPR که بر شرکت‌های کوچک فشار می‌آورد) می‌پردازد که نوآوری را محدود می‌کند. فری همچنین به معضل دیکتاتور اشاره می‌کند، که حاکمان را در تعارض میان کنترل قدرت و آزادی نوآوری قرار می‌دهد، و بنابراین تأکید می‌کند که پیشرفت نیازمند تعادل میان نظم اولیه (مانند پروژه منهتن) و آزادی اکتشاف (مانند توسعه mRNA) است، و بدون انعطاف‌پذیری نهادی، حتی قدرت‌های بزرگ هم محکوم به افول‌اند. ■ سخن پایانی کتاب: پارادوکس موراوک (Moravec’s Paradox) سخن پایانی کتاب با عنوان «پارادوکس موراوک» (چالش هوش مصنوعی در برابر دانش ضمنی)، فری استدلال می‌کند که پیشرفت فناوری، بستری ناپایدار بر تمدن بشری است که از سال ۱۸۰۰ درآمد سرانه را ده برابر کرده و ابزارهایی مانند ویکی‌پدیا و آکادمی خان را پدید آورده، اما با نابرابری و تغییرات اقلیمی تهدید می‌شود. او با اشاره به جدایی اخیر رشد اقتصادی از انتشار کربن به لطف فناوری‌های پاک‌تر، تأکید می‌کند که پیشرفت خودکار نیست و به تعادل میان اکتشاف غیرمتمرکز و بهره‌برداری متمرکز وابسته است. فری با استناد به پارادوکس موراوک نشان می‌دهد که هوش مصنوعی، با وجود پیشرفت‌هایش، در برابر دانش ضمنی و خلاقیت انسانی ناتوان است و نوآوری به محیطی رقابتی و غیرمتمرکز نیاز دارد، مانند اینترنت اولیه که از سلطه انحصاری AT&T آزاد بود. او هشدار می‌دهد که منافع تثبیت‌شده، از بوروکراسی‌ها تا شرکت‌های بزرگ، در نظام‌های اقتدارگرا و دموکراسی‌ها نوآوری را تهدید می‌کنند و حفظ رقابت، همان‌طور که شومپیتر در مفهوم تخریب خلاق (Creative Destruction) تأکید داشت، برای تداوم پیشرفت حیاتی است، در حالی که حمایت‌گرایی و تمرکز قدرت، از چین تا آمریکا، این بستر ناپایدار را به خطر می‌اندازد. @exitvoiceloyalty

🔹قسمت سوم: فروپاشی تمرکزگرایی و ظهور عصر دیجیتال ■ فصل دهم: فروپاشی تمرکزگرایی (The Collapse of Centralization) فری این فصل را با بحران دهه‌ی ۱۹۷۰ آغاز می‌کند؛ زمانی که الگوی صنعتی قرن بیستم، با شوک نفتی، رکود تورمی، و افول صنایع سنگین، کارایی خود را از دست داد. شوروی و غرب هر دو دچار بحران شدند، اما واکنش آن‌ها متفاوت بود، شوروی در پی تمرکز بیشتر رفت، در حالی که غرب به‌ویژه آمریکا و بریتانیا، به سمت بازارهای آزاد و انعطاف نهادی حرکت کردند. شوروی که زمانی در تولید فولاد و انرژی پیشتاز بود، نتوانست با انقلاب رایانه‌ای هم‌گام شود. نظام فرماندهی، خلاقیت را خفه کرد؛ داده‌ها در انحصار دولت بودند و سانسور هرگونه تبادل آزاد اطلاعات را ناممکن ساخت. در مقابل، چین با اصلاحات تدریجی دنگ شیائوپینگ، الگوی جدیدی از غیرمتمرکزسازی کنترل‌شده را در پیش گرفت؛ رقابت محلی، مناطق ویژه اقتصادی، و جذب فناوری‌های خارجی و به رشد سریع دست یافت. به باور فری، این تفاوت نهادی بود، نه فرهنگی یا ایدئولوژیک، که سرنوشت دو کشور را رقم زد. او نتیجه می‌گیرد که در عصر تغییرات سریع، تنها نظام‌هایی که به آزمایش، شکست، و بازآفرینی میدان می‌دهند، می‌توانند دوام بیاورند. ■ فصل یازدهم: تخت شدن بزرگ (The Great Flattening) در این فصل نویسنده، به بررسی تأثیر انقلاب رایانه‌ای و جهانی‌سازی بر اقتصاد جهانی و رقابت فناورانه، به‌ویژه بین آمریکا، ژاپن و چین می‌پردازد. در حالی که در دهه ۱۹۸۰ بسیاری پیش‌بینی می‌کردند ژاپن با برتری در صنایع نیمه‌هادی و خودرو از آمریکا پیشی بگیرد، ظهور رایانه شخصی و اینترنت، همراه با فرهنگ غیرمتمرکز و رقابتی دره سیلیکون، به رنسانس اقتصادی آمریکا منجر شد. این فصل نشان می‌دهد که چگونه ساختارهای منعطف و قوانین ضدانحصار آمریکا، همراه با تحرک بالای نیروی کار و سرمایه‌گذاری خطرپذیر، نوآوری را در سیلیکون‌ولی تقویت کرد، در حالی که مسیر ۱۲۸ بوستون به دلیل وابستگی به قراردادهای نظامی و ساختارهای سلسله‌مراتبی عقب ماند. در مقابل، ژاپن با وجود موفقیت اولیه در تولید، به دلیل سیستم بسته کیرتسو و تمرکز بر بهره‌برداری به جای نوآوری، در عصر نرم‌افزار و اینترنت عقب افتاد. این فصل همچنین ظهور «چایمریکا»—رابطه اقتصادی به‌هم‌پیوسته چین و آمریکا—را بررسی می‌کند که از طریق زنجیره‌های ارزش جهانی و انتقال تولید به چین، نابرابری جهانی را کاهش داد، اما با چالش‌های جدید ژئوپولیتیکی و رقابتی روبه‌روست. ■ فصل دوازدهم: جهش بزرگ به عقب (The Great Leap Backward) فری با بیانی طعنه‌آمیز به شعار «جهش بزرگ به عقب»، که یادآور سیاست‌های بلندپروازانه و ناکام مائو است، به کاوش در رقابت فناورانه میان چین و آمریکا در عصر هوش مصنوعی می‌پردازد و چالش‌های پیش روی نوآوری را برجسته می‌کند. چین، با وجود دستاوردهای چشمگیر در کاهش فقر و پیشرفت در فناوری، گرفتار نابرابری رو به رشد، فساد گسترده، و نظارت شدید دولتی است که خلاقیت را سرکوب و نوآوری را محدود کرده است. سیاست‌های متمرکز و قطع همکاری‌های بین‌المللی نیز این تهدید را تشدید می‌کند. در مقابل، آمریکا با تکیه بر تمرکززدایی و پویایی استارتاپ‌ها پیشتاز نوآوری بوده، اما لابی‌گری قدرتمند شرکت‌های بزرگ فناوری و مقررات محافظتی، مانع ورود نوآوران جدید و کاهش تحرک اقتصادی شده است. هر دو کشور با کندی رشد بهره‌وری و موانع ساختاری دست‌وپنجه نرم می‌کنند. این فصل استدلال می‌کند که آینده پیشرفت به ایجاد تعادلی ظریف میان آزادی، رقابت، و شایستگی وابسته است، نه تداوم تمرکزگرایی دولتی در چین یا سلطه انحصاری شرکت‌ها در آمریکا. @exitvoiceloyalty

🔹 قسمت دوم: عصر برنامه‌ریزی و دولت‌های صنعتی ■ فصل چهارم: دست مرئی پروس (Prussia’s Visible Hand) فری نقش دولت پروس و ساختار بوروکراتیک آن در پیشبرد صنعتی‌سازی آلمان در قرن نوزدهم می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه آلمان، تحت رهبری اتو فون بیسمارک و با بهره‌گیری از یکپارچگی اقتصادی زولفراین و اصلاحات اداری اشتاین-هاردنبرگ، از یک منطقه پراکنده به یک قدرت صنعتی پیشرو تبدیل شد. در حالی که بریتانیا در انقلاب صنعتی اولیه پیشتاز بود، آلمان با سرمایه‌گذاری در آموزش، زیرساخت‌های حمل‌ونقل مانند راه‌آهن، و نظام کارتل‌های صنعتی، توانست فاصله خود را با رقبا کاهش دهد و در صنایعی مانند شیمی، فولاد و مهندسی برق به برتری برسد. این فصل با تأکید بر «انقلاب از بالا» و همکاری نزدیک میان دولت، دانشگاه‌ها و صنایع، نشان می‌دهد که چگونه مدل بوروکراتیک و برنامه‌ریزی‌شده پروس، همراه با تمرکززدایی علمی و فدرالیسم، به آلمان امکان داد تا نوآوری‌های بریتانیایی را جذب، بهبود و تجاری‌سازی کند و در نهایت از رقیب سنتی خود پیشی بگیرد. ■ فصل پنجم: تزارها و زایباتسوها (Tsars and Zaibatsus) در این فصل، فری مقایسه‌ای میان فرانسه، روسیه و ژاپن ارائه می‌دهد تا نشان دهد چگونه دولت‌های اقتدارگرا کوشیدند عقب‌ماندگی خود را با تقلید از فناوری‌های خارجی جبران کنند. فرانسه با بوروکراسی ناپلئونی و نظم اداری موفق به بازسازی شد اما نوآوری مستقل را قربانی کنترل کرد. روسیه‌ی تزاری در صنعتی‌سازی ناکام ماند، در حالی که ژاپنِ میجی با سیاست «مدرن‌سازی از بالا» و ایجاد زایباتسوها(کنسرن‌های خانوادگی ژاپنی)، میان دولت و سرمایه‌داری پیوندی کارآمد ایجاد کرد. (جبران عقب‌ماندگی نیازمند هماهنگی است؛ اما همین هماهنگی می‌تواند به قفس بدل شود.) ■ فصل ششم: نوآوری در آمریکا (Innovation in America) ایالات متحده نقطه‌ی مقابل نظام‌های متمرکز است. فری توضیح می‌دهد که چگونه فدرالیسم، نظام پتنت باز، و فرهنگ فردگرایی، محیطی برای شکوفایی مخترعان مستقل چون ادیسون و فورد را فراهم کرد. دولت بیشتر نقش تسهیل‌کننده داشت تا کنترل‌گر. مزیت آمریکا نهادی بود؛ اجازه داد آزمون و خطا شکوفا شود. اما فری هشدار می‌دهد که تمرکز شرکت‌های بزرگ در اواخر قرن نوزدهم، نشانه‌ی بازگشت تمرکز بود، روندی که در قرن بیستم تشدید شد. ■ فصل هفتم: جنگ، صلح و پیشرفت (War, Peace, and Progress) فری نشان می‌دهد چگونه جنگ جهانی دوم در آمریکا با برنامه‌ریزی متمرکز، دولت، صنایع و دانشگاه‌ها را برای تولید انبوه تسلیحات و فناوری‌هایی مانند رادار و پروژه منهتن متحد کرد، اما بوروکراسی سنگین، نوآوری‌های غیرنظامی را محدود کرد، چنان‌که آیزنهاور هشدار داد: «زرادخانه دموکراسی به امپراتوری بوروکراسی بدل شد.» پس از جنگ، نهادهای غیرمتمرکز مانند بنیاد ملی علوم (NSF) و آژانس ARPA با حمایت از پژوهش‌های بنیادی و توسعه آرپانت (پیش‌زمینه اینترنت)، نوآوری را احیا کردند. استانداردسازی قطعات، مشارکت عمومی-خصوصی، و جهانی‌شدن با توافق‌نامه برتون وودز، بهره‌وری و تسلط شرکت‌های آمریکایی بر بازارهای جهانی را تقویت کرد، هرچند نوآوری‌های ریشه‌ای تا ظهور استارت‌آپ‌ها در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ محدود ماند. ■ فصل هشتم: عصر برنامه‌ریزی(The Age of Planning) فری در این فصل روایت رشد اقتصادی شگفت‌انگیز جهان در «عصر طلایی» ۱۹۴۷ تا ۱۹۷۳ را بازگو می‌کند. اروپا با کمک طرح مارشال و فناوری‌های آمریکایی، از ویرانی‌های جنگ برخاست و با برنامه‌ریزی متمرکز، زندگی مردم را با وسایلی مثل یخچال و خودرو بهبود داد. ژاپن با هدایت MITI (وزارت بازرگانی و صنعت بین‌المللی) و کره جنوبی با مدیریت EPB (هیئت برنامه‌ریزی اقتصادی)، فناوری‌های آمریکایی را جذب کردند و با بوروکراسی قوی و کنترل نیروی کار، به قدرت‌های صنعتی تبدیل شدند. اما بریتانیا به دلیل ساختار پراکنده و مقاومت در برابر تغییر، عقب ماند. برنامه‌ریزی دولتی زمانی موفق است که از بازار تقلید کند، نه آن‌که جایگزین آن شود. همکاری دولت و صنعت می‌تواند معجزه اقتصادی خلق کند، اما بدون انعطاف، دوام نمی‌آورد. ■ فصل نهم: رشد همراه با گولاگ‌ها (Growth with Gulags) در فصل نهم، فری همین منطق را در بلوک شرق دنبال می‌کند؛ شوروی و متحدانش نیز به رشد چشمگیری دست یافتند، اما بر پایه‌ی اقتباس فناوری‌های غربی و بسیج اجباری. اقتصاد فرماندهی توانست منابع را به صنایع سنگین هدایت کند، اما در غیاب آزادی فکری و رقابت، نوآوری خفه شد. فناوری به ابزار کنترل بدل شد، نه خلاقیت. (برنامه‌ریزی اقتدارگرایانه می‌تواند کارخانه بسازد، نه ایده.) @exitvoiceloyalty

🔺 ساختار و محتوای کتاب کتاب «چگونه پیشرفت به پایان می‌رسد: فناوری، نوآوری و سرنوشت ملت‌ها» از یک پیش‌گفتار، سیزده فصل و سخن پایانی تشکیل شده است و در چهار قسمت خلاصه محتوای فصل‌ها ارائه می‌شود: قسمت اول: ریشه‌های تاریخی و نهادی پیشرفت (فصل‌های ۱ تا ۳) قسمت دوم: عصر تمرکز، برنامه‌ریزی و بوروکراسی (فصل‌های ۴ تا ۹) قسمت سوم: فروپاشی تمرکزگرایی و چالش‌های عصر دیجیتال (فصل‌های ۱۰ تا ۱۲). قسمت چهارم: سرنوشت پیشرفت و پارادوکس فناوری (فصل ۱۳ و سخن پایانی) 🔹 قسمت اول: ریشه‌های تاریخی و نهادی پیشرفت ■ پیش‌گفتار: برنامه ریزی و پیشرفت (Planning and Progress) در پیش‌گفتار، فری با بازخوانی تاریخ برنامه‌ریزی متمرکز در قرن بیستم، از شوروی تا چین، پرسشی اساسی را مطرح می‌کند: آیا فناوری می‌تواند به رؤیای دیرینه‌ی کنترل کامل اقتصاد تحقق بخشد؟ او از شورویِ استالینی تا انقلاب دیجیتال چین، نمونه‌هایی از تلاش برای مهندسی پیشرفت از بالا را بررسی می‌کند و هشدار می‌دهد که تمرکز بیش از حد قدرت، نوآوری را می‌کشد. این بخش مقدمه‌ای برای تز مرکزی کتاب است: پیشرفت فناورانه زمانی پایدار است که همراه با آزادی نهادی باشد. ■ فصل اول: سازوکارهای پیشرفت (The Mechanics of Progress) فری در فصل اول، بنیان نظری کتاب را با تمایز میان کارایی ایستا (بهینه‌سازی منابع موجود) و کارایی پویا (ایجاد مسیرهای جدید از طریق نوآوری) بنا می‌نهد. او استدلال می‌کند که نظام‌های متمرکز برای بهره‌برداری از فناوری‌های موجود مناسب‌اند، اما در ابداع نوآوری‌ها ناکام‌اند. مثال‌هایی چون ممنوعیت الکل در آمریکا (کاهش ۱۸٪ ثبت اختراع با تعطیلی میخانه‌ها به‌عنوان مراکز تبادل ایده) نشان می‌دهند که سیاست‌های متمرکز نوآوری را با محدود کردن شبکه‌های اجتماعی خفه می‌کنند. در مقابل، نوآوری‌های تصادفی مثل کشف mRNA توسط کاریکو و وایسمن در محیط غیرمتمرکز آمریکا، نتیجه تعامل آزاد ایده‌هاست. فری تأکید می‌کند که پیشرفت پایدار نیازمند عدم تمرکز است، اما هشدار می‌دهد که گذار از مرحله‌ی اکتشاف به بهره‌برداری متمرکز و منافع تثبیت‌شده نیز می‌تواند به رکود منجر شود. (نوآوری در جایی شکوفا می‌شود که ایده‌ها آزادانه با هم برخورد کنند، نه تحت مدیریت متمرکز.) ■ فصل دوم: وارونگی شانس چین (China’s Reversal of Fortune) این فصل به یکی از بحث‌برانگیزترین پرسش‌های تاریخ فناوری می‌پردازد: چرا چین، که قرن‌ها پیشتاز فناوری جهان بود، از قرن چهاردهم به بعد دچار افول شد؟ فری با تکیه بر پژوهش‌های جوزف نیدهام و داده‌های اقتصادی تاریخی، توضیح می‌دهد که بوروکراسی متمرکز و قانون‌گرایی سختگیرانه، اگرچه در ابتدا نظم و ثبات آورد، اما به مرور خلاقیت فردی و نوآوری اجتماعی را خفه کرد. او تأکید می‌کند که تمرکز قدرت در دربار امپراتوری، جای رقابت بین ایالات و شهرها را گرفت و انگیزه‌ی نوآوری از بین رفت. (آنجا که قدرت متمرکز می‌شود، تجربه‌گرایی می‌میرد. در نتیجه، همان ساختارهایی که زمانی عامل پیشرفت چین بودند، در بلندمدت به موانع رشد تبدیل شدند.) ■ فصل سوم: ظهور اروپا (The Rise of Europe) در این فصل، فری مسیر شکوفایی اروپا را در مقایسه با چین و دیگر مناطق جهان ترسیم می‌کند. او توضیح می‌دهد که فروپاشی امپراتوری روم به پراکندگی سیاسی و رقابت نهادی منجر شد، که زمینه‌ساز رشد تدریجی تنوع فکری، اقتصادی و فناوری شد. شهرهای مستقل، دانشگاه‌ها و اصناف، شبکه‌هایی از نوآوری ایجاد کردند که به انقلاب علمی و صنعتی انجامید. فری نشان می‌دهد که پیشرفت اروپا نتیجه برنامه‌ریزی متمرکز نبود، بلکه از رقابت میان نهادها و مناطق، از جمله اصلاحات پروس و نقش دانشگاه‌هایی مثل برلین، سرچشمه گرفت. به باور او، تفاوت اصلی با شرق در ساختارهای نهادی بود که خلاقیت را ترغیب می‌کرد، برخلاف سیستمی که بر اطاعت و تمرکز قدرت استوار بود.

*مرید خر* مرحوم حاج محمد کریم خان سرکار آقا رئیس طایفه شیخیه، وقتی املاک بی انتهای پدر را در بم و ته رود و ماهان و بافت و زرند و جوپار و سایر جاها ضبط می کرد، و تحویل فرزندان می داد، ضمن وصیت به فرزندان گفته بود: ـ من از عتبات آمدم و دهها دانگ املاک بی نظیر پدر را جمع و جور کرده و تحویل شما دادم ـ البته باید آنها را نگاه دارید، و این را هم بدانید در عالم امکان، *یک مرید خر، بهتر از هزار ملک ششدانگی است!* 📚منبع: باستانی پاریزی، محمد ابراهیم، شمعی در طوفان، نشر علم، چاپ دوم، ۱۳۸۳، صفحه ۱۲۴

🔺🔻معرفی کتاب: How Progress Ends: Technology, Innovation, and the Fate of Nations; By Carl Benedikt Frey (2025) کتاب «چگونه پیشرفت به پایان می‌رسد: فناوری، نوآوری و سرنوشت ملت‌ها» تلاشی ژرف برای پاسخ به پرسش‌های بنیادینی است که در قلب ِ تاریخ بشر و فلسفه‌ی فناوری قرار دارند؛ - آیا پیشرفت فناورانه همواره به پیشرفت انسانی می‌انجامد؟ و - چرا پیشرفت فناورانه در برخی دوره‌ها و جوامع شکوفا می‌شود، اما در دوره‌های دیگر متوقف یا حتی معکوس می‌گردد؟ #کارل_بندیکت_فری، اقتصاددان و مورخ فناوری از دانشگاه آکسفورد، با بهره‌گیری از رویکردی تاریخی، تطبیقی و داده‌محور، مسیر هزارساله‌ی نوآوری را از چین باستان تا عصر هوش مصنوعی دنبال می‌کند تا نشان دهد که فناوری به‌خودی‌خود نه خیر است و نه شر، بلکه ابزاری است که سرنوشت آن به کیفیت نهادها، میزان تمرکز قدرت و ظرفیت جوامع برای سازگاری بستگی دارد. او استدلال می‌کند که هیچ فناوری‌ای به‌تنهایی ضامن پیشرفت نیست؛ بلکه این نهادهای سیاسی و اقتصادی‌اند که تعیین می‌کنند آیا فناوری به آزادی و خلاقیت می‌انجامد یا به کنترل و رکود. فری در این کتاب، با تکیه بر پژوهش اثرگذار خود درباره‌ی «آینده‌ی اشتغال و خطر اتوماسیون» (۲۰۱۳، با همکاری مایکل آزبورن) و اثر مهمش تله‌ی فنآوری (The Technology Trap, 2019)، چارچوب فکری‌اش را از سطح اقتصاد کار و اتوماسیون به سطح تحلیل نهادی و مسیر تاریخی ملت‌ها گسترش می‌دهد؛ از پرسش درباره‌ی سرنوشت مشاغل، به پرسش درباره‌ی سرنوشت کشورها و نظام‌های اقتصادی. از نگاه او، پیشرفت فناورانه تنها زمانی پایدار است که با نهادهای باز، رقابت آزاد و تمرکززدایی قدرت همراه باشد؛ در غیر این صورت، همان‌گونه که تاریخ بارها نشان داده است، می‌تواند نه به شکوفایی، بلکه به رکود نهادی و افول جوامع بینجامد؛ فرایندی که او آن را «#پایان_پیشرفت» می‌نامد. @exitvoiceloyalty

◻️▫️ *تأثیر فناوری بر نابرابری درآمدی جهان* 📊 نمودار بالا تغییرات نابرابری درآمد جهانی را از سال ۱۸۰۰ تا ۲۰۱۸ با شاخص جینی جهانی (Global Gini Index) به تصویر می‌کشد. محور افقی: سال‌ها (۱۸۰۰–۲۰۱۸، با برآورد فرضی تا ۲۰۵۰). محور عمودی: شاخص جینی جهانی (از ۳۰ تا ۷۵، معادل ۰.۳۰ تا ۰.۷۵). ◽️ از سال ۱۸۲۰ تا دهه ۱۹۷۰، نابرابری جهانی به دلیل انقلاب صنعتی (Industrial Revolution) در جهان به‌طور چشمگیری بالا رفت. کشورهای صنعتی‌شده در اروپا و آمریکا با صنعتی‌شدن و رشد سریع اقتصادی از سایر مناطق فاصله گرفتند و «واگرایی بزرگ» (Great Divergence) شکل گرفت، و شکاف درآمدی میان آن‌ها با مناطقی که رشد کمتری داشتند، از جمله چین و هند، گسترش یافت؛ شاخص جینی از حدود ۵۵ به نزدیک ۷۰ رسید. ◽️ از دهه ۱۹۸۰ تا ۲۰۱۸، با ظهور انقلاب فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT Revolution) و گسترش جهانی‌سازی (Globalization)، نابرابری جهانی کاهش یافت. رشد اقتصادی سریع در کشورهای نوظهور، به‌ویژه چین و هند، فاصله درآمدی را کاهش داد و در نتیجه شکاف درآمدی جهانی کاهش یافت؛ روندی که به «همگرایی بزرگ» (Great Convergence) تعبیر می‌شود. ▫️◻️ انقلاب صنعتی و انقلاب فناوری اطلاعات و ارتباطات، تأثیر متفاوتی بر نابرابری جهانی داشته‌اند. انقلاب صنعتی با ایجاد واگرایی بزرگ نابرابری را افزایش داد، در حالی که انقلاب ICT همراه با جهانی‌سازی، از طریق همگرایی بزرگ و رشد اقتصادهای نوظهور، به کاهش آن کمک کرده است، با‌این‌حال، نابرابری درون‌مرزی در بسیاری از کشورها افزایش یافته و همچنان پابرجاست.

📕 «مقاله‌ای درباره‌ی نوآوری‌ها» (An Essay on Innovation) اثر #فرانسیس_بیکن (Francis Bacon, 1561–1626)، فیلسوف و متفکر برجسته
📕 «مقاله‌ای درباره‌ی نوآوری‌ها» (An Essay on Innovation) اثر #فرانسیس_بیکن (Francis Bacon, 1561–1626)، فیلسوف و متفکر برجسته‌ی انگلیسی، بخشی از مجموعه‌ی معروف The Essayes or Counsels, Civill and Morall است که در سال ۱۶۲۵ در لندن منتشر شد. بیکن در این نوشته، #نوآوری را نه تهدیدی برای نظم موجود بلکه نیرویی سازنده برای اصلاح و پیشرفت جامعه می‌داند. او تأکید می‌کند که تغییر باید به‌تدریج و با تعقل صورت گیرد، زیرا زمان، بزرگ‌ترین نوآور است و هر تحول شتاب‌زده‌ای با مقاومت روبه‌رو می‌شود. اهمیت تاریخی این اثر در آن است که همراه با آثار دیگر متفکران عصر رنسانس و اوایل مدرن، به تغییر نگرش اروپایی نسبت به نوآوری یاری رساند؛ تغییری از دیدگاه قرون وسطایی –که در آن سود یک فرد زیان دیگری شمرده می‌شد– به سوی نگاهی تازه که اختراع، تجربه و دانش را سرچشمه‌ی رفاه عمومی و قدرت ملی می‌دانست. این تحول فکری، که در آرمان‌شهر بیکن آتلانتیس نو (۱۶۲۷) نیز بازتاب یافته، به‌تدریج زمینه‌ساز انقلاب علمی و اقتصادی در قرن‌های بعد شد. @exitvoiceloyalty

جوئل موکر : - «اگر یک دولت واحد و متمرکز مسئول دفاع از وضعیت فکری موجود بود، بسیاری از ایده‌های جدیدی که در نهایت به عصر روشنگری انجامیدند، سرکوب می‌شدند یا شاید هرگز مطرح نمی‌گردیدند.» - «بیشتر جوامعی که از نظر فناورانه خلاق بوده‌اند، فقط برای دوره‌های زمانی نسبتاً کوتاهی چنین بوده‌اند... گویی خلاقیت فناورانه مانند مشعلی است که نگه داشتنش برای مدت طولانی بیش از حد داغ است؛ هر جامعه‌ای آن را برای مدتی کوتاه در دست داشته است.» از کتاب «چگونه پیشرفت به پایان می‌رسد: فناوری، نوآوری و سرنوشت ملت‌ها» هست... @exitvoiceloyalty

Arman Garshasbi Ziba.mp37.22 MB

💠 نوبلیست‌های اقتصاد ۲۰۲۵ در بیشتر تاریخ بشر، رکود و سکون اقتصادی وضعیت غالب بوده است؛ نوآوری‌ها هرچند گاه‌به‌گاه سطح زندگی را بهبود می‌بخشیدند، اما رشد اقتصادی دوام نمی‌آورد. سه اقتصاددان برگزیده‌ی نوبل اقتصاد ۲۰۲۵ نشان داده‌اند که رشد پایدار نتیجه‌ای خودبه‌خود نیست، بلکه حاصل تعامل میان نوآوری، نهادها و فرهنگ دانشی است. پژوهش‌های آنان، از دیدگاه‌های تاریخی تا مدل‌های ریاضی، تبیینی جامع از رشد مبتنی بر نوآوری (innovation-driven growth) ارائه می‌دهد. 🔹 جوئل موکر (Joel Mokyr): متولد ۱۹۴۶ در لیدنِ هلند، تاریخ‌دان اقتصادی برجسته و استاد دانشگاه نورث‌وِسترن در ایالات متحده است. موکر نشان داده است که رشد اقتصادی مدرن نه‌تنها از سرمایه و نیروی کار، بلکه از فرهنگِ باور به پیشرفت و تولید دانشِ مفید (useful knowledge) سرچشمه می‌گیرد. او با تحلیل اروپا در قرن‌های ۱۶ تا ۱۸ و نقش «جمهوری نامه‌ها» (Republic of Letters) در گسترش ایده‌ها، توضیح می‌دهد که چگونه نهادهای باز و آزادی علمی زمینه‌ساز انقلاب صنعتی شدند. در کتاب‌های مهمش ــ #هدایای_آتنا: ریشه‌های تاریخی اقتصاد دانش‌بنیان (The Gifts of Athena, 2002) و #فرهنگ_رشد: خاستگاه‌های اقتصاد مدرن (The Culture of Growth, 2016) ــ موکر میان دانش گزاره‌ای (propositional knowledge: دانستن چرایی پدیده‌ها) و دانش دستوری (prescriptive knowledge: دانستن چگونگی انجام کارها) تمایز می‌گذارد و نشان می‌دهد که تعامل این دو، بستر اصلی نوآوری و پیشرفت فناوری است. 🏅 جایزه نوبل اقتصاد ۲۰۲۵ به او به پاسِ «شناسایی پیش‌شرط‌های رشد پایدار از طریق پیشرفت فناوری» اهدا شد. 🔹 فیلیپ آگیون (Philippe Aghion): متولد ۱۹۵۶ در پاریس، استاد مؤسسه‌های Collège de France، INSEAD و LSE است. آگیون از نظریه‌پردازان برجسته‌ی رشد درون‌زا (endogenous growth) به شمار می‌آید و در آثارش نشان داده است که رقابت، نوآوری و تخریب خلاق (creative destruction) نیروهای اصلی رشد اقتصادی هستند. او تأکید دارد که نوآوری، در عین خلق فرصت‌های تازه، ساختارهای قدیمی را ویران می‌کند و به همین دلیل، رشد اقتصادی مستلزم سیاست‌هایی است که تعادل میان پویایی نوآوری و ثبات اجتماعی را حفظ کنند — از جمله آموزش باکیفیت، حمایت از تحقیق و توسعه (R&D) و نظام‌های رفاهی کارآمد. از مهم‌ترین آثار او می‌توان به #اقتصاد_رشد (The Economics of Growth, 2008، با پیتر هاویت) و #قدرت_تخریب_خلاق: آشفتگی اقتصادی و ثروت ملت‌ها (The Power of Creative Destruction, 2021، با سلین آنتونین و سیمون بونل) اشاره کرد. 🔹 پیتر هاویت (Peter Howitt): متولد ۱۹۴۶ در کانادا، استاد بازنشسته‌ی دانشگاه براون و از چهره‌های برجسته‌ی نظریه‌ی رشد درون‌زا است. هاویت همراه با فیلیپ آگیون در مقاله‌ی کلاسیک خود، «مدلی از رشد از طریق تخریب خلاق» (A Model of Growth Through Creative Destruction, 1992, Econometrica)، چارچوب ریاضی شومپیتری را برای تبیین پویایی رشد ارائه کردند؛ زمانی که محصول یا فناوریِ جدیدی وارد بازار می‌شود، شرکت‌های قدیمی کنار می‌روند؛ نوآوری در عین «خلاق بودن»، «تخریبگر» نیز هست. این مدل نشان می‌دهد که رشد اقتصادی نتیجه‌ی توازنِ ظریف میان انگیزه برای نوآوری، رقابت بازار و سیاست‌های حمایتی از تحقیق و توسعه است. بسته به ساختار بازار و دوره‌ی زمانی، میزان مداخله‌ی دولت در حمایت از R&D باید متفاوت باشد. هاویت همچنین بر نقش نهادهای قوی در جلوگیری از رکود و حفظ پویایی اقتصاد تأکید می‌کند. 🏅🏅 فیلیپ آگیون به همراه پیتر هاویت «برای تبیین نظریِ رشد پایدار از طریق تخریب خلاق» برنده‌ی نوبل اقتصاد ۲۰۲۵ شدند. 💠 کارهای جوئل موکر، فیلیپ آگیون و پیتر هاویت سه ضلعِ مکملِ یک نظریه‌ی واحد درباره‌ی سرچشمه‌های رشد مدرن هستند؛ موکر ریشه‌های فرهنگی و دانشی آن را در تاریخ تبیین می‌کند، و آگیون و هاویت سازوکارهای اقتصادی و ریاضی آن را می‌سازند. به تعبیر آکادمی سلطنتی علوم سوئد، پژوهش‌های آنان به ما می‌آموزد که رشد اقتصادی نتیجه‌ی مداومِ نوآوری است (فرآیندی خلاق و در عین حال ویرانگر) و برای حفظ آن باید آزادی علمی، رقابت و نهادهای باز حفظ شوند. @exitvoiceloyalty

📕 کتاب #پوروی Poroi (Revenue-Sources) اثر #گزنفون(۴۳۰–۳۵۴ پیش از میلاد)، فیلسوف و تاریخ‌نگار یونانی، در سال ۱۵۵۱ منتشر شد و
📕 کتاب #پوروی Poroi (Revenue-Sources) اثر #گزنفون(۴۳۰–۳۵۴ پیش از میلاد)، فیلسوف و تاریخ‌نگار یونانی، در سال ۱۵۵۱ منتشر شد و یکی از آثار مهم در زمینه اقتصاد عمومی و مدیریت مالی دولت به شمار می‌آید. در این کتاب، گزنفون فراتر از مدیریت خانه و خانواده حرکت می‌کند و به مدیریت اقتصادی دولت‌ها و شهرها می‌پردازد. او در Poroi نشان می‌دهد که افزایش اندازه و وسعت شهر می‌تواند به رفع مشکلات اقتصادی و بهره‌وری بیشتر کمک کند، که یکی از نخستین اشارات به مفهوم «اقتصاد مقیاس» در تاریخ اندیشه اقتصادی است. نوآوری این اثر در ارائه تفکر نظام‌مند درباره منابع دولت، مالیات و افزایش درآمدهای عمومی است. ترجمه‌ی آلمانی این کتاب در سال ۱۷۵۳ توسط زینکه منتشر شد و تأثیر قابل‌توجهی بر شکل‌گیری مکتب کامرالیسم آلمانی گذاشت، و به عنوان مرجعی برای برنامه‌ریزی اقتصادی و سیاست‌گذاری شهرها در اروپا مطرح شد. @exitvoiceloyalty

تاچر: مخالفان ما می‌خواهند ما را وادار کنند که باور کنیم همه مشکلات با دخالت دولت حل می‌شود. اما دولت نباید اداره‌کنندهٔ کسب‌وکار باشد. در واقع، ضعف استدلال برای مالکیت دولتی به‌خوبی آشکار شده است. زیرا برنامه‌ریزان دولتی هرگز تاوان خطاهای خود را نمی‌پردازند؛ این مالیات‌دهندگان هستند که باید هزینه آن را جبران کنند.