کافه دنج🌿
Open in Telegram
یک پنجره برای من کافیست یک پنجره به لحظهی آگاهی و نگاه و سکوت ... 🍃••• همراه من هستید : @Nasrin_r_sh 🍃•••
Show more281
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
281
○••
این جا وطن دزدها و قاچاقچیها و زندان مردمانش است... ما در چاهَک دنیا داریم زندگی میکنیم و مثل کرم در فقر و ناخوشی و کثافت میلولیم و به ننگینترین طرزی در قید حیاتیم. و مُضحِک آن جاست که تصور میکنیم بهترین زندگی را داریم...!
📖 حاجی آقا
✍🏻 #صادق_هدایت
#نقاشی : «مادران» اثرِ کته کلویتس
〰〰〰〰〰
@Denj_caffe
281
○••
به آدم دروغ میگویند، آدم دروغها را میبیند و به روی خودش نمیآورد! در واقع آنها را تحمل میکند! آنوقت فکر میکنند آدم احمق است نمیفهمد! بعد ناسزاها و تحقیرها را تحمل میکند و جرئت نمیکند جانبِ آدمهای درستکار و آزاده را بگیرد! آنوقت خودش هم دروغ میگوید و لبخند میزند و اینها به خاطر یک لقمه نان، به خاطر گوشهی دنج، به خاطر یک مقام پست و بیارزش است.
نه آدم نباید اینجور به زندگی ادامه دهد...
📖 مجموعه داستانهای کوتاه
✍🏻 آنتون #چخوف
🔃 احمد گلشیری
〰〰〰〰〰
@Denj_caffe
281
○••
روزی از راه خواهد رسید که از شدت سرسختی و عدم نرمش، دیگر هیچ چیز مایۀ شگفتیمان نمیشود. همه چیز از پیش شناخته شده است و زندگی صرفاً میشود دوباره آغاز کردنهای مکرّر.
اینها روزهای تبعید است؛ روزهای زندگیِ بیحاصل و جانهای مرده. آدمی برای دوباره زنده شدن، به وقاری ویژه، از خود گذشتگی و یا یک وطن نیاز دارد.
بعضی صبحها، وقت پیچیدن از سرِ یک نبش، شبنمی دلپذیر روی قلب آدمی میافتد و بعد تبخیر میشود؛ امّا خنکایش باقی میماند. و این همان چیزی است که قلب آدمی همیشه نیازمندش است...
📖 تابستان الجزایر
✍🏻 #آلبر_کامو
🔃 پویه میثاقی
〰〰〰〰〰
@Denj_caffe
281
○••
هیچ چیز راحتم نمیکند. نه دریا، نه آفتاب، نه درختها، نه آدمها، نه فیلمها، نه لباسهایی که تازه خریدهام. نمیدانم چه کار کنم. بروم و سرم را به درختها بکوبم. داد بزنم، گریه کنم، نمیدانم.....
💌 #نامه ی #فروغ_فرخزاد
به #ابراهیم_گلستان
〰〰〰〰〰
@Denj_caffe
281
○••
این روزها و سالها معلوم نیست چرا اینقدر تند میگذرند و بدتر، تباه و تهی میگذرند، حال آنکه در تمام طولشان حسِ گرفتارِ کاری بودن داری، بی آنکه کاری که کار باشد، داشته باشی...
📖 نامه به سیمین
✍🏻 #ابراهیم_گلستان •••
〰〰〰〰〰
@Denj_caffe
281
○••
دیوارها و حیاطهای زندان قصر چیزها دیدهاند. در دل این سلولها اسرار تاریخ ایران پنهان شده است.
این دیوارها مجسمهی کامل ملت ایران هستند، مصائبی تحمل کردهاند و دم نزدهاند که اگر بر سر هر ملت دیگری آمده بود، از جا در میرفت.
این دیوارهای قصر آن روزی سکوت خود را خواهند شکست و رازهایی را که در دل دارند، آشکار خواهند کرد که نعرهی ملت ایران نیز عالمگیر شود و با یک تکان زنجیرهای خود را پاره کرده، دیوارهای قصر را نیز بشکافد و اسرار آن را هویدا سازد. جای مرموزی است این زندان قصر، ولی در عین حال پیچ و مهرهی آن ساده و انعکاس کامل از زندگانی ملت ایران است.
📖 ۵۳ نفر
✍🏻 #بزرگ_علوی
〰〰〰〰〰
@Denj_caffe
281
○••
مردمان به آن ارزند که میسازند
و آنچه میسازند، صورتِ ایشان است.
📖 مجلس قربانیِ سِنِمار
✍🏻 #بهرام_بیضایی
〰〰〰〰〰
@Denj_caffe
281
○••
ای یار! ایستادن را پایم نمیکند یارا
دستی اگر فراز آری، شاید دوباره برخیزم.....
#سیمین_بهبهانی
#عکس : ؟
〰〰〰〰〰
@Denj_caffe
281
○••
«گفت: خیلی خستهام، از بس آدم میبینم و از بس حرف میزنم، امّا مجبورم، باید ببینم دنیا چه خبر است، بعد شاید کاریش بکنم...»
📖 آینههای دردار
✍🏻 #هوشنگ_گلشیری
〰〰〰〰〰
@Denj_caffe
281
○••
اندوه مرگ هجوم میآورد، و دلِ خود را با سرودِ مرگ سیاوش تسکین میدهیم، که ناسراوارترین مرگ است از آنِ مردی سزاوارتر به زیستن. جایی که بر چنان آزادهای چنین ستمی رود، چه جایِ زاریِ من و توست...؟!
📖 سوگ سیاوش
✍🏻 #شاهرخ_مسکوب
〰〰〰〰〰
@Denj_caffe
281
○••
برای دلِ من بس است سینهی تو،
برای آزادیِ تو، بالهای من.....
📝 #پابلو_نرودا
🔃 #بیژن_الهی
🖇 آسمان سفید (فوتومونتاژ)
اثرِ استفانو بوناتزی
〰〰〰〰〰
@Denj_caffe
281
○••
زمانی خیس شده را
در خود حس میکنم
زمانی گریسته را
احتمالا مرگ در تو
آرام نمیگیرد
تو خیسی،
از صدای مادرانی که
دردناکی تاریکشدنشان را
فاصلهی بزرگ شدنِ فرزندان میخراشد
خیسی
از روزهای ملاقاتِ زندان بیمارستان
خیسی
از زرد و نارنجی و کلاغ
خیسی
از حملهی تاریکی و آتش
آنقدر خیس که
همیشه سرما پیدایت میکند
و در استخوانهایت میگرید...
#شهرام_شیدایی
از کتاب آتشی برای آتش دیگر
〰〰〰〰〰
@Denj_caffe
281
○••
من در کنار دخل دلم جای دیگر است. همان حضورِ حاضر و غایبم. در جایی که هستم نیستم. آنجایی که هستم نیستم. ولی مشتری میآید و افسار مرا میگیرد و به آخور حقیقت برمیگرداند؛ به حقیقت کرایه خانه، نان و آب، برق و گاز....
📖 روزها در راه
✍🏻 #شاهرخ_مسکوب
〰〰〰〰〰
@Denj_caffe
281
○••
این ریسهها چه بود که میرفتیم
در سرزمین مردهی طاعون
لادن شکفته بود با لالههای لال
با اشکِ واژگون و دل به رشتههای نگونسر از دار
«برشت» بود که میگفت آنکس که میخندد
درخت را ندیده که دار است
دار نه دار خونِ دل فروغ چگونه دیده بود
این جانیانِ کوچک را که ما بودیم
ما که طنابِ دارِ هم را میبافتیم....
▪️شاپور جورکش
〰〰〰〰〰
@Denj_caffe
281
○••
ما نوشتیم و گریستیم
ما خندهکنان به رقص برخاستیم
ما نعرهزنان از سرِ جان گذشتیم...
کس را پروای ما نبود.
در دوردست
مردی را به دار آویختند.
کسی به تماشا سر برنداشت.
□
ما نشستیم و گریستیم
ما با فریادی
از قالبِ خود
برآمدیم....
#احمد_شاملو
〰〰〰〰〰
@Denj_caffe
281
○••
همگی روی تخته پارهی نیمسوختهای نشستهایم و مواجه با مشکلات حلنشدنی، سکندریخوران از جهان میگذریم...
📖 ابزارهای کمدی نویسی
✍🏻 استیو کاپلان
🔃 مهدی کیا
#عکس Oliver hardy & Stan laurel
〰〰〰〰〰
@Denj_caffe
281
○••
کجاست جای رسیدن
و پهن کردن یک فرش
و بیخیال نشستن
و گوش دادن
به صدای شستن یک ظرف
زیرِ شیر مجاور...؟
#سهراب_سپهری
〰〰〰〰〰
@Denj_caffe
281
○••
نگذارید زندگی، شما را در چنبرهی خود بگیرد. وقتی که راههای قدیمی زیر آوارِ شکستها نابود میشوند، دنبال روشهای جدیدتر و تازهتر بگردید. هنر دقیقا چنین مسیری است. هنر عصارهی رنج است...
📖 میس لونلی هارتس
✍🏻 ناتانیل وست
🔃 رضا فکری
#عکس : Maciej Toporowicz
〰〰〰〰〰
@Denj_caffe
281
○••
عجیب اینکه ماهیها بلد نیستند جیغ بکشند. روزهای بارانی آنها دیر میمیرند. در آخرین لحظه وقتی که رمق ندارند دُمشان را تکان دهند و از گرم شدن پولکهایشان چیزی نمیفهمند(فقط ما آدمها میدانیم که میمیریم، میفهمی که) چند قطره باران، مرگ را دو سه قدم از ماهیها دور میکند، میشود اینطوری هم گفت که مرگ سیگاری روشن میکند و آنقدر همان طرفها قدم میزند تا باران بند بیاید....
📖 دوباره از همان خیابانها
✍🏻 #بیژن_نجدی
〰〰〰〰〰
@Denj_caffe
281
○••
من هرگز از مرگ نهراسیدهام...!
اما حالا از این تصور که پس از مرگ زنده بمانیم رهایی ندارم. گویی مرده بودن، زندگی کردن در کابوسی پایانناپذیر است...
📖 هویت
✍🏻 #میلان_کوندرا
〰〰〰〰〰
@Denj_caffe
