کانال کتاب و کتابخوانی
Open in Telegram
📖✏ این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Show more410
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
مادامی که تلخی زندگی دیگران را شیرین می کنی،
بدان که زندگی می کنی
فقط اگر بیصدا گریه کنم تو میشنوی. تنها اگر آرام باشم و زخمهای این زندگی را در خودم بریزم تو مرهمم میشوی. تو، ای عشقِ لعنتی...
#سید_محمد_مرکبیان
📗 آغوشی برای یک سفر طولانی
در شروع هر روز نعمت های زندگی تان را بشمارید. این کار به شما روحیه می دهد و تبدیل به یکی از بهترین عادت هایتان می شود.
#نگران_نباش
تنها راه نجات ما در زندگی
این است که
زندگی خود را
آنقدر با کار خوب پُـر کنیم
تا وقت برای کارِ بد و فکرِ بد
باقی نماند.
هر کس که کار خوبی نمیکنه
هیچ چارهای جز
کارِ بد و فکرِ بد نداره.
به من نگید «چیکار کنیم؟!»
زندگی باید با کارِ خوب پُـر بشه.
ورزش
مطالعه
درس
هنر
و هر کاری که
باعث رشد و شناخت جامعه
و خودشناسی بشه.
خدای من! اینها چگونه دانستند كه خانههای كویری باید به رنگ كویر باشد، پنجرهها به رنگ آب و روسریهای زنان، باغچههای گل، و قالیچهها باغهای هزار رنگ؟
اینها چطور توانستند تركیب بندیهای فوقالعاده دلنشین را كشف كنند، تناسبات آرام بخش را، رنگبندیهای اینگونه ماندگار را؟ اینها مكملها و متضادها را چگونه یافتند؟
- وقتی انگیزه، عشق باشد، و هدف، دوام بخشیدن، محصول همیشه عمیق و زیباست.
📙 یک عاشقانه ی آرام
#نادر_ابراهیمی
چه زیبا گفت کورش کبیر:
اگر روزی تصمیم به
محاسبه ثروتت گرفتى
پولهایت را نشمار
کافی است قطره اشكى
بر روی گونه ات بریزی
تعداد دستانی که آنرا پاک میکنند ثروت توست.
هر کس هر جای جهان خوبی کند،
نبض زمین بهتر می زند ،
خون در رگهای خاک بیشتر می دود و چیزی به زندگی اضافه می شود.
و هر کس هر جای جهان بدی کند،
تکه ای از جان جهان کنده می شود،
گوشه ای از تن زمین زخمی می شود و چیزی از زندگی کم می شود.
#سروش صحت
دوستی با بعضی آدم ها
مثل نوشیدن چای کیسه ایست.
هول هولکی و دم دستی.
برای رفع تکلیف .
اما خستگیات را رفع نمیکنند.
دل آدم را باز نمیکند. خاطره نمیشود.
دوستی با بعضی آدمها
مثل خوردن چای خارجی است.
پر از رنگ و بو.
این دوستیها جان می دهند برای خاطرههای دمِ دستی
این چای خارجی را میریزی در فنجان،
مینشینی با شکلات فندقی میخوری و فکر میکنی خوشحالترین آدم روی زمینی.
فقط نمیدانی چرا باقی چای که مانده در فنجان بعد از یکی دو ساعت میشود رنگ قیر...
سیاه ...
دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای سرگل لاهیجان است.
باید نرم دم بکشد.
باید انتظارش را بکشی.
باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی.
باید صبر کنی.
آرام باشی و مقدماتش را فراهم کنی.
باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک.
خوب نگاهش کنی.
عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته، جرعه جرعه بنوشیاش و زندگی کنی...
زندگی
ماندن زیر باران آرزوهاست
در انتظارت
خیس باران میشوم
همه جا آب
ولی هنوز عطش بر لب
عطش دیدار
تا بیایی
چتر امید بر سر مان
پا بر آب ها
و هم قدم بر سرنوشت ها
خیس آرزوها
شویم..
#ع_دباغ
موسیقی بی کلام Yağmur Akşamında از Güncel Paylaşımlar TV - سانگ سرا
https://songsara.net/152885/
زندگی
ماندن زیر باران آرزوهاست
در انتظارت
خیس باران میشوم
همه جا آب
ولی هنوز عطش بر لب
عطش دیدار
تا بیایی
چتر امید بر سر مان
پا بر آب ها
و هم قدم بر سرنوشت ها
خیس آرزوها
شویم..
#ع_دباغ
"پند لقمان حکیم به فرزند"
ای جان فرزند
هزار حکمت آموختم که از آن،
چهارصد حکمت انتخاب کردم و از آن چهارصد،
هشت کلمه برگزیدم که جامع کلمات است
دو چیز را هرگز فراموش مکن
"خدا" و "مرگ" را
دو چیز را همیشه فراموش کن؛
"هنگامی که به کسی خوبی کردی
"زمانی که از کسی بدی دیدی
و هر گاه به مجلسی وارد شدی"زبان نگه دار
اگر به سفره ای وارد شدی"شکم نگه دار
وقتی وارد خانه ایی شدی"چشم نگه دار
و زمانی که برای نماز ایستادی"دل نگه دار
یک عمر باید بگذرد
تا بفهمیم بیشتر غصه هایی که خوردیم
نه خوردنی بود نه پوشیدنی،
فقط دور ریختنی بود
و چقدر دیر می فهمیم که زندگـی همین روزهایی است که
منتظـر گذشتنش هستیم.
برای خوشبخت بودن، فرش قرمز لازم نیست!
نیازی به فریاد حوادث نیست.
موسیقی باران، برای دلخوشی کافیست.
سلامی به پدر، نگاهی به خواهر کافیست.
برای خوشبخت بودن، آغوش گرم یک مادر کافیست.
سواری روی موج خیال ،
نشستن کنار یادگاریها ،
رفتن میان خاطره ها کافیست.
برای خوشبخت بودن، یک احساس کوچک خوشبختی کافیست.
الهی خوشبخت باشید
انسان های بزرگ دو دل دارند
دلی که درد می کشد و پنهان است ...
و دلی که می خندد و آشکار است
اگر دریابیم
فقط پنج دقیقه
برای بیان آنچه میخواهیم
بگوییم فرصت داریم
تمام باجه های تلفن
از افرادی پر مـے شد
که مـے خواستند به دیگران بگویند
آنها را دوست دارند!
#کریستوفر_مورلی
دزد شریف ...
مولانا در مثنوی داستان شیخی را تعریف می کند؛ که در تاریکی دم صبح افسار الاغش را جلو حمام به مردی که چهره اش نمایان نبود سپرد و به حمام رفت، وقتی برگشت دید که افسار الاغش در دست دزد معروف ده است و شروع کرد به داد و بیداد.
دزد گفت چرا داد و بیداد میکنی؟
شیخ گفت ای دزد نابه کار افسار الاغ من در دست تو چه میکند؟
دزد گفت تو خود در تاریکی الاغت را به من سپردی. تازه مرا از کارم باز داشتی و حالا داد و بیداد هم میکنی.
شیخ پرسید:
پس چرا الاغ را ندزدیدی؟
دزد گفت:
تو الاغت را به من سپردی من دزدم نه خیانتکار و چیزی را که به من سپردهاند به آن خیانت نمیکنم.
یکی از صالحان دعا میکرد :
پروردگارا در روزی ام برکت ده
کسی پرسید:چرا نمیگویی روزی ام ده ؟
ڱفت روزی را خدا برای همه ضمانت کرده است.
اما من بـرکت را در رزق طلب میکنم چیزیست
که خدا به هرکس بخواهد میدهد (نه به همگان)
•اگر در مال بیاید ، زیادش میکند .
•اگر درفرزند بیاید ،صــالحش میکند .
•اگر درجسم بیاید ، قوی و سالمش میکند .
•و اگر درقلب بیاید ،خوشبختش می کند.
