کانال کتاب و کتابخوانی
Open in Telegram
📖✏ این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Show more404
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-230 days
Posts Archive
سطح سوم عشق دعا است.
سومین انرژی عشق جهان عبادت است.
وقتی عبادت می ڪنید بگذارید
عبادت تان امری درونی وخود به خودی باشد.
چیزهایی را بگویید ڪه دوست دارید.
با خدا مانند دوستی خردمند صحبت ڪنید
اجازه دهید خداوند به درونتان بیاید.!!
تو آماده پذیرش می شوی و
می گویی:"بیا"
می گویی"منتظرت بودم و اڪنون
خوشحالم ڪه بالاخره آمدی"
همیشه خدا را با شادی بسیار پذیرا باش.
"اوشو"
شازده کوچولو گفت: اهلی کردن یعنی چی؟
روباه گفت: این چیزیه که امروزه داره فراموش می شه... یعنی پیوند بستن...
- پیوند بستن؟
-البته. مثلا برای من تو پسر بچه ای بیش نیستی، مثل صد هزار پسر بچه ی دیگه! نه من به تو احتیاج دارم و نه تو به من.
من هم برای تو روباهی بیش نیستم. مثل صدهزار روباه دیگه...
ولی اگه تو منو اهلی کنی، هر دو به هم احتیاج خواهیم داشت...
تو برای من در جهان بی نظیر می شی و منم برای تو بی نظیر می شم...
شازده کوچولو گفت:کم کم دارم متوجه می شم. یه گل هست... که گمون می کنم منو اهلی کرده باشه...
#آنتوان_دو_سنت_اگزوپری
📕 شازده کوچولو
زندگی
دفتری از تصویرهاست
حتی ورقی با تصویری
شاد و زیبا
شوق ورق زدن این دفتر را به دستها
شوق دیدنش را بر چشمها
شوق خندیدنش را بر لب ها
و عشق زندگی را بر قلب ها
هدیه خواهد داد
زیبا زندگی کن
تا
ورق ها در دفترت
دیدنی تر
خواندنی تر
عاشقانه تر
و
به یاد ماندنی تر
باشد !!
از ما چیزی نمی ماند بر دنیا
جز
دفتری از خاطره ها !!
#ع_دباغ
دکترفرانکل از معدود کسانی بود که موفق شد از زندان آشويتس در لهستان، معروف به قتلگاه آدمسوزی زنده بیرون آید و بعدها نامه ای جالب خطاب به معلمان جهان مینویسد
متن نامه را بخوانید
یک کارگر ماهر و پرکار یا یک دانشمند قابل و پر تلاش، فرقی نمی کند، هر کدام زمانی برازندگی و ارزش واقعی خود را نشان می دهد که به هنر خود بنازد و از کار خویش احساس سربلندی کند و با بسندگی و خشنودی بر زندگی خود نگرد.
هیچ چیز بدتر و تاسف برانگیزتر از آن نیست که کفاش یا آموزگاری با چهره ای رنج نما بخواهد بفهماند که برای کاری بهتر زاییده شده است!
#فردریش_نیچه
📙 اراده معطوف به قدرت
جالبه !
الان در خانه ها ، میلیون ها و شاید میلیارد ها صرف اثاثه و دکوراسیون ها و مبل و ... میشه
جالبه !
فامیل و دوستان همدیگر رو در مراسم خاکسپاری در وادی رحمت یا بعد از مراسم ختم جلو مسجد ملاقات میکنند !!
#ع_دباغ
Repost from کانال کتاب و کتابخوانی
حیف است که نبینی
فیلم Hacksaw Ridge با دوبله فارسی _برنده 2 جایزه اسکار
واقعا شاهکار
https://www.aparat.com/v/A38JD
تنهاییم را پنهان میکنم
در " نوشتههایم " دردِ دلم را
در " دلم " دلتنگیام را
در " سکوتم " حرفهای نگفتهام را
در " لبخندم " غصههایم را
" دل " من چه خردسال است...!
ساده مینگرد...
ساده میخندد..
ساده میپوشد..
ساده میگرید..
" دل " من از تبار دیوارهای کاهگلی است...
ساده میافتد.
ساده میشکند.
ساده میمیرد.
خوشبختی
از آن کسی است
که در فضای
" شکرگزاری " زندگی کند
چه دنیا به
کامش باشد و چه نباشد...
چه آن زمان
که میدود و نمیرسد...
و چه آن زمان
که گامی بر نداشته
خود را در مقصد میبیند...
چرا که خوشبختی
چیزی جز آرامش نیست...
انسانیت سن و سال نمیشناسد!
انسانیت وقت و بے وقت نمیشناسد.
انسانیت دارا و ندار نمیشناسد.
انسانیت با سواد و بے سواد نمیشناسد
انسانیت...
شعور میشناسد
درڪ میشناسد
فرهنگ میشناسد
مورچه به خدا گفت: «من اما سر آغاز هيچم و ريزم و نديدني. من به هيچ چشمي نخواهم آمد.» خدا گفت: «چشمي که سزاوار ديدن است مي بيند. چشم هاي من هميشه بيناست.»
مورچه اين را مي دانست اما شوق گفت و گو داشت. پس دوباره گفت: «زمينت بزرگ است و من ناچيز ترينم. نبودنم را غمي نيست.»
خدا گفت: «اما اگر تو نباشي پس چه کسي دانه کوچک گندم را بر دوش بکشد و راه رقصيدن نسيم را در سينه خاک باز کند؟ تو هستي و سهمي از بودن براي توست، در نبودنت کار اين کارخانه ناتمام است.» مورچه خنديد و دانه گندم دوباره از روي دوشش افتاد. خدا دانه را به سمتش هل داد. هيچ کس اما نمي دانست که در اين گوشه اي از خاک، مورچه اي با خدا گرم گفت و گوست.
📚بال هايت را کجا جا گذاشتى
پرندهها دیرشان نمیشود،
هیچ سگی ساعتش را نگاه نمیکند،
گوزن ها دلواپس فراموش کردن تولدها نیستند،
فقط انسان زمان را اندازه میگیرد،
فقط انسان ساعت را اعلام میکند،
و به همین دلیل فقط انسان از ترسی فلج کننده رنج میبرد که هیچ موجود دیگری تحمل نمیکند،
ترس تمام شدن وقت ...
#میچ آلبوم
آنهای که
گندم صداقت را
در اسیاب دروغ آرد میکنند
نان انسانیت را
در هیچ تنوری
نخواهند پخت
روزی از بار سنگینی که
روی شانههایم سنگینی میکرد
حرف خواهم زد
از این که چطور هر صبح مثل سایهای
خودم را خیابان به خیابان
و در مسیرهای خلاف قاعدهی احساس
و باورم میکشاندم،
در همان حالی که داشتم لبخند میزدم،
آرام راه میرفتم، آرام به کارهایم میرسیدم
و ظاهرا همه چیز خوب بود...
روزی از رنجهای زیستهای خواهم گفت
که مرا تا لبهی عمیقترین پرتگاههای جهان برد
و به من جسارت پرواز داد و مرا بزرگتر کرد،
روزی تعریف خواهم کرد که این روزها
چقدرخسته بودم و چقدر دوام آوردم...!
#نرگس_صرافیان_طوفان
عاشقتر و ساكتتر شو...
اين كار بس مشكل است
به ديگران عشق بورز و زمانی كه
تنهايی، سكوت پيشه كن.
با نشستن در سكوت شروع كن
هر زمان كه فرصتی يافتی با چشمانی بسته
و بدون انجام دادن هيچ كاری فقط بنشين.
اين دو بسيار با اهميتاند.
نثار موهبت عشق به ديگران
و نثار موهبت سكوت به خودت
اين كار نشاط فراوانی در تو
ايجاد خواهد كرد
و روزی خدا را به آستانهی درب منزلت میبینی
اغلب کسانی که در زندگی
احساس آرامش ناب میکنند
لبخند را مشق خود میکنند
امید را، هر روز دعا میکنند
عشق را تدریس و محبت را
فراموش نمیکنند
زخمهایم را دوست دارم
آنها شاهدان اصلیام هستند
که چطور شجاعانه زندگی کردم...!
#فائزه حیدری
#لحظه
من بهترین
لحظه های زندگی رو
زیر درخت نارون
کنار آواز پرنده های لانه کرده بر شانه ها
هنگامی که
روی نیمکت عشق
دستمو گرفته بودی
یاد دارم !
#ع_دباغ
