en
Feedback
شفق

شفق

Open in Telegram

چیزی شبیه یک کشکول؛ بریده‌هایی از تاریخ، سیاست، هنر و مذهب

Show more
213
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
☘️ آدمی به امید زنده است؛ چاره چیست؟ روزگارتان بر وفق مراد و دلتان شاد!

🔎 ذره‌بین  |  إن‌شاءالله خدا قبول کند محسن رفیق‌دوست در مصاحبه‌ای می‌گوید:
[۱۵ خرداد ۴۲] وقتی که [از] فیضیه به طرف حرم رفتیم، یکی از صحنه‏‌هایی را که هیچ‌وقت یادم‏ نمی‌‏رود دیدم: یک روحانی پیرمردی که آن‌‏چنان دولّا بود - که کاملاً مثل این‌که کسی‏ رکوع برود - یک چوب به عنوان عصا دستش بود، این داشت از توی حرم می‌‏آمد بیرون، یکی از این چماق به‌دستان جوان خیلی گردن کلفتی هم از طرف در فیضیه به طرف در حرم می‏‌رفت؛ همچین که این دم در می‏‌خواست بیاید بیرون از توی حرم، این‏ با آن چماق خود زد روی پشت این پیرمرد روحانی که شاید بالای ۹۰ سال داشت و خیلی هم نحیف و ریز بود. این افتاد روی زمین و عمامه‌‏اش پرت شد؛ سید هم بود. این‏ رفت دو تا لگد هم زد توی عمامۀ او و این بندۀ خدا هم خیلی بی‌‏حال افتاد. من به یک بندۀ خدایی که با هم‌دیگر حرکت می‌‏کردیم، گفتم که بیا دنبال این‏ ساواکی برویم. راه افتادیم دنبال او و من هی او را نگاه می‌‏کردم. دوستم گفت: چرا نگاهش می‏‌کنی؟ گفتم: می‌‏خواهم عکس این توی مغزم ثبت بشود، یک روز به‌درد می‌‏خورد. خلاصه گذشت. شاید چند سال بعدش، غروبی داشتم می‌‏رفتم توی خیابان‏ صاحب جم، هوا تازه تاریک شده بود. دیدم این ساواکی دارد از بالا می‌آید طرف‏ پایین. معلوم هم هست که مست است. خلاصه دنبال او رفتیم و خانه‌‏اش را توی آن‏ خیابان، که معروف بود به چهارراه سوسکی، یاد گرفتیم. یکی دوبار دیگر من او را دیدم.‏ بعد دیگر اصلاً تصمیم گرفتم که یک بلایی سر این بیاورم. [...] یک جلسه رفته بودم مشهد خدمت حضرت آیت‌الله‌العظمی میلانی. داستان‏ را به صورت کلی برای ایشان ‏[گفتم‏] که یک همچین شخصی این‌جوری کرده و اگر که‏ مثلاً این دست حاکم اسلام بیفتد، با این چکار می‌‏کنند؟ ایشان فرمودند: این‌جور اشخاص مهدور الدم هستند؛ این‌ها ظلمه هستند، این‌ها عملۀ ظلم هستند. بعد از چند وقت، موضوع را به صورت بازتری خدمت مرحوم آیت‌الله مطهری عرض کردم. بعد به طریق دیگری این جریان را خدمت حضرت آیت‌الله مهدوی کنی [...] عرض کردم. از حرف‌های‏ هر سه‌تای این‌ها دریافتم که این آدم، کشتنی است. [...] یک شبی که به شدت باران می‌‏آمد [...] او از ماشین پیاده شد، می‌‏خواست برود خانه‌‏اش. من مخفی شده بودم و با چماق زدم توی سر این، او افتاد و یک هفت‌هشت‏‌تا چماق دیگر هم زدم توی سر و کلۀ این و هلش دادم افتاد توی جوی آب و رفتم. فردای آن روز شایع شد که یک جنازه‌‏ای توی میدان شوش توی آب‌ها پیدا شده و إن شاء الله خدا قبول کند.
#تاریخ #سیاسی @shafaqchannel

🔎 ذره‌بین  |  شراب شعر حافظ
با این همه تحقیق که در احوال حافظ کرده‌اند، با این همه تفسیر که بر اشعارش نوشته‌اند، هنوز که می‌داند وقتی وی از عشق و شراب صحبت می‌کند مقصودش شوق و مستی اهل راز است یا شراب و شاهد شیراز؟ در شعر او همه چیز رنگ ابهام دارد و رنگ اسرار. اما تا وقتی که او را جز در این غزل‌ها نمی‌توان جست، در شناخت او این نقطۀ استفهام باقی خواهد بود.
این سخن عبدالحسین زرین‌کوب، ادیب و تاریخ‌نگار شهرۀ عصر ماست. سال‌هاست معلمان مدرسه و رسانه‌های رسمی موضوع لطیفه‌هایند، چراکه تمام فسق و فجورهای شعرهای حافظ و سعدی و دیگران را به معنویت تأویل برده‌اند. اخیراً نیز محمدتقی جواهری گیلانی، معروف به شمس لنگرودی، که تصحیحی از دیوان حافظ را نیز در کارنامه دارد، در برنامه‌ای بدین موضوع کنایه زد. در تحلیل خلاف شرع‌های اشعار حافظ سخن‌ها گفته‌اند. از آن جمله عباس زریاب خویی، ادیب و تاریخ‌دان مهم این روزگار، در مقدمۀ شرح مشکلات حافظ، نظر به رمز و استعاری بودنِ شراب شعر حافظ داده است. محمد معین که کتابی پرحجم در زاد و زندگی حافظ دارد، پس از نقل نزاع‌ها در میانۀ انگور و عرفان، قول به تفصیل می‌دهد و اشعاری را برمی‌شمرد که محملی جز منظور ظاهر ندارند. دیگری بهاءالدین خرمشاهی است که پیرامون حافظ و دیوانش زیاد قلم زده است. به‌نظر او، در زمانۀ حافظ، معاصرانش «گناه اخلاقی» را به آسانی مرتکب می‌شدند اما «گناه دینی» را کمتر و «بیش از آن‌که درِ میخانه ببندند، در خانۀ تزویر و ریا را گشوده‌اند». همو با این مقدمه که پژوهندگان حافظ دو «بادۀ» انگوری و عرفانی و دو «معشوق» زمینی و آسمانی در کلام او یافته‌اند، نوع سومی می‌افزاید: می و معشوق ادبی یا کنایی. سپس مثال می‌زند:
شرابی تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش که تا یک‌دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش
این همه عکس می و نقش نگارین که نمود یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد
ساقی بیار باده که ماه صیام رفت درده قدح که موسم ناموس و نام رفت
اولی انگوری، دومی عرفانی و سومی ادبی است. اکثریت خمریات حافظ نیز از قسم اخیر است. از نگاه او، اگر قسم دوم را به معنای اول بدانیم، «غالباً معنای سالم و محصلی از بیت یا غزل برنمی‌آید». اصغر دادبه این‌گونه تحلیل‌ها را مبتنی به توجه به فاعل خوانده، یک‌سونگرانه می‌بیند و غیر قابل اثبات و نفی. در آخر هم خود آن را نمادی از آزادی و رهایی معرفی می‌کند. با این همه، #حافظ در مواضعی آب‌انگورنوشان را قدح کرده است:
مستی عشق نیست در سر تو رو که تو مست آب انگوری
#ادبیات #شعر @shafaqchannel

📰 خبر  |   خبر اول:
🤲 اقامۀ نماز باران به امامت آیت‌الله مهدی مروارید 🗓 دوشنبه ۲۹ بهمن ماه ۱۴۰۳ ⏰ پس از اقامۀ نماز ظهر و عصر 📍حرم مطهر رضوی (صحن مسجد گوهرشاد)
خبر دوم:
پیش بینی بارش‌های باران فردا ظهر تا پایان شب در خراسان رضوی رضایی‌پور، کارشناس اداره هواشناسی خراسان رضوی: از اوایل وقت فردا، نفوذ سامانه ناپایدار به استان ضمن افزایش ابر و شدت وزش باد، باعث وقوع بارش در غالب نقاط استان خواهد شد که پیش‌بینی می‌شود. بارش‌ها در برخی نقاط به ویژه نیمه جنوبی به شکل رگبار یا تگرگ توأم با رعدوبرق باشد و آب‌گرفتگی، ایجاد رواناب و سیلابی‌شدن مسیل‌های این ناحیه از استان را شاهد باشیم. بارش‌های این سامانه تا اواخر وقت سه‌شنبه ادامه دارد و دما تا پایان هفته روندی افزایشی خواهد داشت و از سرما کاسته می‌شود.
#مذهبی #خبر @shafaqchannel

📸 ولی نمی‌توانند! پیش‌بینی علامه طباطبائی از نتیجۀ انقلاب به روایت یحیی انصاری شیرازی (محمد سروش‌محلاتی، نظریۀ سیاسی آیت‌الل
📸 ولی نمی‌توانند! پیش‌بینی علامه طباطبائی از نتیجۀ انقلاب به روایت یحیی انصاری شیرازی (محمد سروش‌محلاتی، نظریۀ سیاسی آیت‌الله حاج شیخ محمدحسین غروی اصفهانی، ص ۳۱۷) #عکس #سیاسی #تاریخی @shafaqchannel

🔎 ذره‌بین  |  سکوت «علمای اسلام» در برابر شاه ۴۶ سال از بازگشت بنیان‌گذار جمهوری اسلامی گذشت. رژیم پهلوی، پس از سال‌ها مبارزه با جریان‌های گوناگون معترض، در بهمن ۱۳۵۷ به فرجام خود رسید. بخشی از مخالفان حکومت پهلوی حوزویان بودند، اما نه همۀ حوزه و نه به یک روش. بررسی ابعاد مخالفت مراجع و عالمان شاخص قبل و بعد از انقلاب با آن حجمی به اندازهٔ کتاب می‌خواهد. در این‌جا تنها به نقل قول‌ها و گزارش‌هایی بسنده می‌شود. شیخ علی عراقچی در خاطراتش می‌گوید:
[‏مرحوم آقای سید احمد خوانساری] گفته بودند: بر فرض که این شاه را برداشتیم و کنار گذاشتیم؛ آن وقت هرج و مرجی را که به دنبال آن پیش خواهد آمد، چه  کنیم؟ چه کسی امنیت مملکت را تأمین خواهد کرد؟ چه کسی کشور را اداره خواهد کرد؟ گویی باورشان نمی‌شد که بدون شاه نیز کشور اداره می‌شود. ظاهراً حضرت امام نیز در جواب گفته بودند: کسی که شاه را برمی‌دارد قدرت این را هم دارد که کشور را اداره کند.‏ ‌‏همین مرحوم آقای خوانساری گفته بودند که: اگر از دماغ یک نفر خون بیاید من پیش خدا حجت ندارم و نمی توانم جوابگو باشم. بنابراین ترس این‌ها برای خودشان نبود، بلکه از خدا و دین خدا می ترسیدند و حرفشان نعوذبالله از روی هوا و هوس نبود. [...] در بعضی موارد حضرت امام از بعضی آقایان توقع داشتند که ‌‏همراهی نمایند و حرکتی بکنند، ولی چون آن‌ها ساکت بودند، ایشان ناراحت می‌شدند و گله می‌کردند. مثلاً مرحوم ملا علی معصومی همدانی با امام خیلی صمیمی بودند و در درس حاج شیخ با هم بودند، ولی در مسائل انقلاب خیلی ساکت شده بودند و اصلاً حرکتی نداشتند. یک روز در ایام بعد از ماجرای مدرسهٔ فیضیه، یکی از بازاریان همدان به نام حاج سید حاجی دباغ به قم آمده بود. [...] به من گفت: مرا به خدمت حاج‌آقا روح‌الله ببر، می‌خواهم ایشان را زیارت کنم. او از مریدان آخوند ملا علی بود و از طریق آخوند به امام هم علاقه‌مند شده بود. خدمت امام رفتیم و من او را معرفی کردم. [...] حضرت امام وقتی فهمیدند که او از نزدیکان آخوند می‌باشد، نگاهی به حاجی دباغ نمودند و با حالت ناراحتی، گلایه‌ای کردند و فرمودند: آقای آخوند مگر از علمای اسلام نیستند؟ چرا در برابر این همه جنایات ساکت نشستند؟ آخر اساس اسلام در خطر است، یک تکانی بخورند، یک حرفی بزنند. معلوم بود که خیلی از دست ایشان ناراحت هستند. بعد فرمودند: ایشان در همدان نشسته‌اند. آقای آشیخ علی‌محمد بروجردی هم در بروجرد نشسته‌اند،‌ این آقایان مگر از علمای اسلام نیستند؟
#تاریخ #سیاسی #مذهبی @shafaqchannel

📸 سید محمد میلانی (نفر دوم از راست، ردیف جلو) در کنار آقایان وحید خراسانی، میرزا علی فلسفی، مروارید و سید محمدباقر شیرازی #ع
📸 سید محمد میلانی (نفر دوم از راست، ردیف جلو) در کنار آقایان وحید خراسانی، میرزا علی فلسفی، مروارید و سید محمدباقر شیرازی #عکس #سیاسی #تاریخی @shafaqchannel

🔎 ذره‌بین  |  مانع ظهور ترور موفق علی رازینی، بار دیگر نام گروه مهدویت را بر سر زبان‌ها انداخت. پیش‌تر گزارشی اجمالی پیرامون فعالیت این گروه و نقل هاشمی رفسنجانی از بازجویی رهبر آن (سید محمد میلانی) ارائه شد. سال ۹۶، رازینی در مصاحبه‌ای گفته بود:
نوۀ آیت‌الله میلانی [...] جمعی را گرد هم آورده بود و ابتدا هدفشان این بود که برخی را برای این‌که زمینۀ ظهور مهیا شود باید با این‌ها برخورد شود، ولی بعدها نظرشان عوض شده بود و مرحوم هاشمی، آیت‌الله یزدی و بنده را مشخص کرده بودند و معتقد بودند که ما مانع ظهور حضرت هستیم! (می‌خندد) [...] پس از دستگیری عوامل ترور بنده، نوۀ آیت‌الله میلانی و عامل ترور من به اعدام محکوم شدند که گروهی از علما معتقد بودند که ترور شخصی از بیت‌ آیت‌الله میلانی در تاریخ وجهۀ خوبی باقی نمی‌گذارد و پیشنهاد عفو این فرد را دادند که از طرف مقام معظم رهبری موافقت شد و به‌جای اعدام به آن‌ها حبس‌های سنگین دادند که پس از چند سال آقای میلانی به دلیل بیماری، سکته و فوت کرد و عامل ترور بنده نیز که به بهانۀ مرخصی از زندان آزاد شده بود، فرار کرد و نتوانستند او را دستگیر کنند.
در نقل هاشمی بود که میلانی «به مريدانش گفته او قاتل ۱۱ نفر بی‌گناه است، ولی بعداً اعتراف كرده كه به خاطر ظلمی كه آقای رازينی، هنگام مسئوليت قضايی در مشهد به او كرده و خانه‌ای را كه دو ميليون تومان خريده بوده، بدون پرداخت پول او مصادره كرده، دستور قتلش را داده». نرگس عاملی، خواهر عامل بمب‌گذاری، هم گفته بود که رازینی به این سبب هدف ترور قرار گرفت که به گفتۀ میلانی، با سوء استفاده‌های مالی و صدور احکام اعدام، به انقلاب اسلامی و اسلام خیانت کرده بود. #تاریخ #مذهبی #سیاسی @shafaqchannel

🔎 ذره‌بین  |  در برابر تفکیک دیروز دکتر سید حسن افتخارزاده در ۸۲ سالگی درگذشت؛ درست یک روز پس از سالگرد درگذشت مرادش، شیخ محمود حلبی. این دو از دل‌بستگان میرزا مهدی اصفهانی بودند و دومی مقرّر دروس وی. میرزا مهدی که امروز با جریان معارفی خراسان یا مکتب تفکیک شناخته می‌شود، شاگرد دیگری نیز داشت: شیخ مجتبی قزوینی. سردمداران جریان معارفی خراسان و مکتب تفکیک، عمدتاً از شاگردان و شاگردانِ شاگردان قزوینی هستند و جریان حلبی بیشتر با عنوان انجمن حجتیه شناخته می‌شود. تازه‌گذشته حدود ۸ سال پیش مصاحبه‌ای با کنگرۀ آقای میلانی کرد، اما تحت عنوان «محمود افتخارزاده» منتشر شد. سید محمدعلی ایازی -گردانندۀ این مصاحبه‌ها- جز افتخارزاده، نام شیخ علی تهرانی را نیز به «میرزا علی خراسانی» تغییر داده بود که پس از مدتی افشا شد و همان زمان صدای تعدادی از انقلابی‌ها را درآورد. اما چرا نام افتخارزاده تغییر کرده بود؟ به‌نظر، بی‌احتیاطیِ سیاسی علت تامه نیست. آن‌چه در مصاحبۀ خواندنیِ افتخارزاده با کنگرۀ آقای میلانی بسیار بُلد است، زاویۀ مصاحبه‌شونده با جریان شیخ مجتبی قزوینی و شاگردانش است. بخش اصلی این گفت‌وگو پیرامون آزاری است که از جانب قزوینی و اطرافیانش (سیدان، حکیمی و مجتهدی سیستانی) نسبت به آقای میلانی صورت گرفته و افتخارزاده سخت بدان می‌تازد. او از دو ضربه به مرجعیت آقای میلانی یاد می‌کند که ضربۀ دوم شدیدتر بود و بر اثر آن، بسیاری درس و دیدار آقای میلانی را ترک کردند:
آن‌ها از شاگردان شیخ مجتبی قزوینی بودند، یعنی کسانی مثل آقای سیدان و آقای محمدرضا حکیمی که در کتاب «سرود جهش‌ها» برای نخستین‌بار آقای خمینی را «امام» معرفی کرد. آقای حکیمی از شاگردان درس خارج فقه و اصول آیت‌الله‌العظمی میلانی بود و بر اثر ارادت شدیدی که به استاد دیگرش، شیخ مجتبی قزوینی داشت، برای همیشه از ارادت و درس آقا[ی میلانی] روی برگردانید. [...] فقط مقدسین حوزۀ علمیۀ مشهد و کسانی که اطراف آقای مروارید و شیخ مجتبی قزوینی بودند تا آخر عمر آیت‌الله میلانی با معظم‌له قهر کردند و رفتند. [...] من شاهد بودم که معظم‌له بارها آقا سید محمدعلی میلانی -آقازاده‌شان- را پیش شیخ مجتبی قزوینی و مریدان ایشان فرستادند تا از اختلاف و تفرقه در روحانیت خراسان دست بردارند، اما متأسفانه بی‌فایده بود.
آقای افتخارزاده سپس به ماجرای آغاز نهضت آقای خمینی اشاره می‌کند و به نحوی، تعجب و گلایه را به هم می‌آمیزد که «شیخ مجتبی قزوینی و سید محمود مجتهدی [سیستانی، برادر مرجع فعلی] و مریدانشان مثل آقای محمدرضا حکیمی پس از آزادی آقای خمینی به دیدن ایشان رفتند، هرچند که در سالیان درازی بر سر فلسفه با آقای خمینی اختلاف بسیار داشتند» اما کماکان با آقای میلانی قهر بودند! او در مقام مقایسه، فقاهت شیخ هاشم قزوینی را بر شیخ مجتبی ترجیح می‌دهد، بسیار خوی آزادگی او را می‌ستاید و می‌گوید «حوزۀ علمیۀ مشهد در آن روزگار، بیش از این‌که روی عمامۀ شیخ مجتبی قزوینی بچرخد، روی عمامۀ شیخ هاشم قزوینی می‌چرخید». نکتۀ جالب این مصاحبه، این فقره است:
متأسفانه مکتب مرحوم آیت‌الله میرزا مهدی اصفهانی و شاگردان که شیخ مجتبی قزوینی و میرزا جواد آقا تهرانی بودند، به خاطر ناسازگاری با فلسفه و عرفان، سبب تضعیف زعامت آیت‌الله میلانی شدند. [...] وقتی معظم‌له از آقای فخرالمحققین [شیرازی که منبری جذاب و سلیقۀ عرفانی داشت] حمایت کردند، طیف مخالفان فلسفه و عرفان، مخصوصاً بیت شیخ مجتبی قزوینی یا طیف تفکیک در حوزۀ مشهد ناراحت و خشمگین شدند. بعد هم دیدیم که مریدان و شاگردان شیخ، مثل آقای سیدان و آقای محمدرضا حکیمی و آقای مجتهدی چه کردند! بیشترشان از مرجعیت آیت‌الله میلانی روی گردانیدند و به مرجعیت آقای خمینی روی آوردند.
افتخارزاده در آخر می‌گوید:
با توجه به این‌که آیت‌الله آقا شیخ محمود حلبی از طیف شاگردان مرحوم آقا میرزا مهدی اصفهانی بود، هیچ مخالفتی با آیت‌الله‌العظمی میلانی نداشت و نیز هیچ تعرضی هم نسبت به معظم‌له نداشت. ما كه از اطرافیان ایشان بودیم، یک‌سر كلامی همراه با تعظیم و تجلیل از مقام شامخ مرحوم آقای میلانی، بر زبان می‌آورد.
حالا بهتر می‌توان آن نوشتارِ یادبودی را که برای حکیمی منتشر کرده بود، فهمید. #تاریخ #سیاسی #مذهبی @shafaqchannel

🔎 ذره‌بین  |  سگ اسلام محمدمهدی عبدخدایی، عامل ترور نافرجام حسین فاطمی، در خاطراتش می‌گوید:
قرار شد با شهید نواب [صفوی] برای ناهار و دیدن علامه امینی به منزل ایشان برویم. در آن دیدار علامه به نواب گفتند: من حیفم می‌آید شما در ایران بمانید، شما را می‌کشند، بیایید بروید نجف درس بخوانید؛ با استعدادی که شما دارید مرجع خواهید شد. شهید نواب به علامه گفت: اسلام درس‌خوان زیاد دارد، سگ ندارد که پای دشمنان را بگیرد! علامه امينی چشم‌هايش پر از اشک شد، سرش را انداخت پايين و از اتاق بيرون رفت و ديگر صحبتی نشد.
#تاریخ #سیاسی @shafaqchannel

🖋 یادداشت  |  افسردگی خندان خودکشی رابین ویلیامز، کمدین نامدار، و شمار قابل توجهی از طنزپردازان در سال‌های اخیر، برخی از روان‌شناسان را به رابطۀ وثیق طنز و افسردگی رهنمون ساخته است. این افسردگیِ خندان، غالباً پنهان و کاملاً دور از اذهان است. شخص، با نقاب طنازی و شوخ‌طبعی و لطیفه‌سرایی، دیگران را به خنده می‌آورد اما خود از درون در حال فروپاشی است. روز گذشته، ابراهیم نبوی، از طنزنویسان مهم سه دهۀ گذشته، به‌گفتۀ فرزندانش، به‌خاطر غربت و افسردگی دوری از وطن، به زندگی خود پایان داد. تضادگزینی خود از تکنیک‌های طنز است؛ و چه تضادی هم میان «طنز» و «افسردگی» تخیل می‌شود! خوش‌بزمانِ بذله‌گوی اطرافمان را دریابیم. #سیاسی #طنز #یادداشت @shafaqchannel

📸 «همایش ملی حمام» به‌مناسبت روز قتل امیرکبیر در حمام فین! به‌زودی شاهد «همایش ملی استخر» هم خواهیم بود. #عکس #سیاسی #تاریخی
📸 «همایش ملی حمام» به‌مناسبت روز قتل امیرکبیر در حمام فین! به‌زودی شاهد «همایش ملی استخر» هم خواهیم بود. #عکس #سیاسی #تاریخی @shafaqchannel

🔎 ذره‌بین  |  خروج از سپاه خاطرات هاشمی رفسنجانی، ۱۴ آبان ۱۳۷۶:
سردار [قاسم] سليمانى، فرماندۀ لشكر ۴۱ ثارالله آمد و برنامۀ مراسم سرداران شهيد استان كرمان و سيستان و بلوچستان را گفت؛ خيلى وسيع است و بيش از ۷۰۰ ميليون تومان هزينه برداشته. خواست كه من در مراسم شركت كنم؛ رد نكردم. راجع به شغل خودش مشورت كرد؛ مى‌خواهد از سپاه بيرون برود.
او کمتر از سه ماه پس از این تصمیم، فرمانده نیروی قدس می‌شود! #تاریخ #سیاسی @shafaqchannel

Repost from شفق
🔎 ذره‌بین | روز گذشته، مسعود بهنود - روزنامه‌نگار و پژوهشگر تاریخ - در کانال تلگرامی‌اش دربارۀ قطعه فیلمی که در حضور آقا رضا صدر، دکتر صادق طباطبائی و پرویز یاحقی در دهۀ شصت دیده، سخن گفت. او چنین روایت کرد که در آن قطعه فیلم، قلعه‌ای زندان مانند در فضائی کویری به نمایش درآمده بود و آقا موسی صدر، عبا بر دوش در آن دیده شد. بهنود می‌گوید بار دومی که خواستند فیلم را ببینند، نشد. نوار را به یک متخصص می‌دهند و او هم می‌گوید که این سیستمی است که فقط یک‌بار از جلوی آهن‌ربا رد می‌شود و بنابراین تنها یک‌بار قابل پخش است. پیش از این، ماجرای این فیلم را به گونه‌ای دیگر خوانده بودم. آقا رضا صدر گفته بود فیلم را یک لابراتوار در اثر بی‌دقتی خراب کرده است. محسن کمالیان اخیراً نوشته که بنابر آن‌چه در خاطر دارد، احتمالاً سید مهدی روحانی - برادر حاج آقا محمد و آقا صادق روحانی - این فیلم را برای آقا رضا فرستاده است. آقا رضا صدر و مسعود بهنود، هر دو معتقدند که شخصی که در آن فیلم دیده می‌شد، قطعاً آقا موسی صدر بوده است. #سیاسی #تاریخ @shafaqchannel

🔎 ذره‌بین | شیفتگان ناصر مرگ جمال عبدالناصر از نقاط جالب تاریخ معاصر است. عبدالناصر به اتفاق محمد نجیب، رهبران کودتای نظامی ۱۹۵۲ مصر بودند و عبدالناصر دومین رئیس‌جمهور این کشور. او رفته‌رفته به شخصیتی مهم و تأثیرگذار، به‌ویژه در جهان عرب تبدیل شد و هواداران فراوانی پیدا کرد. از جمله، معمر قذافی به‌شدت شیفتهٔ او بود و ناصر را پدر سیاسی خود می‌دانست. ناصر هم نخستین رهبر خارجی بود که روی کار آمدن قذافی را تبریک گفته بود. رقیه، دختر انور سادات در خاطراتش مدعی شده که جمال عبدالناصر، قذافی را جهت درمان در تیمارستانی بستری کرده بود. گفته‌اند قذافی در مراسم تشییع ناصر، دوبار غش کرد! جز او، سید احمد طیبی شبستری، از روحانیون انقلابی و متمایل به سوسیالیسم، پس از شنیدن خبر مرگ جمال عبدالناصر، سکته کرد. در گزارش ساواک، به نقل از جعفر جوادی شجونی، سخنران مراسم ختم طیبی، آمده:
وی در زمان عبدالناصر، خوشحال بود که مسلمانان پیشرفت می‌کردند؛ ولی پس از مرگ او سکته کرد و با معالجه‌ای که نمود مجدّداً سکته کرد و فوت نمود.
«إنّ مع الصبر نصراً» عنوان کتاب مصاحبه‌ای است با آقای خامنه‌ای در دههٔ هفتاد پیرامون زندگی‌اش که با نام «خون دلی که لعل شد» در سال‌های اخیر ترجمه شده است. در آن‌جا نیز آمده است:
من و اسلام‌گرایان مبارز ایران [...] هم به «سید قطب» و اندیشهٔ جنبشی و انقلابی او شدیداً علاقه‌مند بودیم، و هم از قاتل او «جمال عبدالناصر» طرفداری می‌کردیم! من وقتی خبر اعدام سید قطب را شنیدم گریه کردم و هنگام شنیدن خبر درگذشت عبدالناصر هم گریستم!
#تاریخ #سیاسی @shafaqchannel

📚 کتاب | یحیی سنوار در دوران زندانش در بئرالسبع، رمانی به زبان عربی نوشت که ترجمۀ عنوانش «خار و میخک» است. «خار» نماد دردها،
📚 کتاب | یحیی سنوار در دوران زندانش در بئرالسبع، رمانی به زبان عربی نوشت که ترجمۀ عنوانش «خار و میخک» است. «خار» نماد دردها، سختی‌ها و مشکلات و «میخک» برای شادی‌ها و موفقیت‌هاست. او در ابتدای آن گفته که تمام مطالب کتاب واقعی است؛ یا آن را زیسته و یا بسیاری از رویداد‌ها را از زبان کسانی که خود و خانواده‌ها و همسایگانشان در طول دهه‌ها در سرزمین فلسطین تجربه کرده‌اند، شنیده‌ و دیده‌ است. رمان سنوار مدتی پیش با فشار اسرائیل از سایت آمازون حذف شد. پس از ترور هنیه در تهران و جانشینی سنوار، چندتن در ایران اقدام به ترجمۀ این رمان کرده‌اند که البته هنوز چیزی منتشر نشده است. #کتاب #سیاسی @shafaqchannel

📰 خبر  |   تسنیم با انتشار یادداشتی از سعید صلح‌میرزایی، نمایندۀ خبرگان، به تحلیل خبر تعطیلی دروس فرزند رهبری پرداخت:
تعطیلی درس آیت‌الله سیّد مجتبی خامنه‌ای،‌ بسیار مورد توجّه و گفتگو و تحلیل قرار گرفت. امّا آنچه علّت حقیقی تصمیم ایشان می‌تواند باشد اقتدای ایشان به سیره‌ی علمای سلف است. علمای اخلاقی گاهی که درس خود را پررونق می‌دیدند برای تربیت نفس خود آن درس را تعطیل می‌کردند مگر اینکه حجّتی می‌یافتند تا با آن احتیاط اخلاقی خود، مخالفت کنند. [...] باخبر شدم برخی از علمای بزرگ و شاگردانشان از ایشان خواسته‌اند درس را برقرار نمایند و امیدوارم این درس پراستفاده تشکیل گردد.
#سیاسی #خبر @shafaqchannel

📸 روایت مرتضی اشراقی (اهل میانه)، رئیس دفتر سید عبدالکریم موسوی اردبیلی در دیوان عالی کشور، از مخالفت اردبیلی با اعدام‌های ۶
📸 روایت مرتضی اشراقی (اهل میانه)، رئیس دفتر سید عبدالکریم موسوی اردبیلی در دیوان عالی کشور، از مخالفت اردبیلی با اعدام‌های ۶۷ و گفت‌وگویش با بنیان‌گذار انقلاب #عکس #سیاسی #تاریخی @shafaqchannel

🖋 یادداشت | در پاسخ به یک توقع [پیش از مطالعۀ این نوشته، یادداشت فخرالسادت محتشمی‌پور را بخوانید] ۱. بالأخره دخالت مراجع و روحانیت در سیاست خوب است یا بد؟ ۲. در چهار دهۀ گذشته محدودیت‌های گوناگونی برای بسیاری از مراجع و علما به وجود آمده. جامعۀ غیرحوزوی تا چه میزان در این باره اعتراض کرده است؟ امروز اگر یک نویسنده از چاپ کتابش منع می‌شود یا استاد دانشگاه تعلیق و اخراج می‌گردد، سیل بیانیه‌ها و اعتراضات روانۀ حاکمیت می‌شود. اما نسبت به فشارِ -شاید- دوچندان علیه حوزویان، صدای خاصی از کسی درنمی‌آید. ۳. آقای شبیری تاکنون در ماجراهای متعدد سیاسی ورود کرده و از حبس و اعدام برخی جلوگیری نموده است. طبیعتاً هر کسی در این منظومه تا حدّ معینی توان رهنمود و توصیه دارد و به‌احتمال زیاد هم در برابر آن، باید توقعات حاکم را برآورده سازد. خوب است به خاطر شریف بیاورند که همین چند سال پیش، آقای شبیری به خاطر این‌که خاتمی و چندتن دیگر کنار او نشسته بودند، مورد تهدید چهارمین رئیس مجلس خبرگان قرار گرفت. ۴. این‌که تصور شود به حرف کسی، از جمله مراجع، در این کشور ترتیب اثر داده می‌شود، احتمالاً ناشی از حسن ظنّ به نظام است! #سیاسی #مذهبی #یادداشت @shafaqchannel

🔎 ذره‌بین | پزشکیان و کابینۀ دوم خاتمی در خاطرات این روزهای هاشمی خاطرات هاشمی رفسنجانی، ۲۲ مرداد ۱۳۸۰:
آقاى [محمدرضا] صادق، از روابط عمومى دبيرخانه [مجمع تشخیص مصلحت نظام] آمد. [...] كابينۀ معرفى‌شدۀ آقاى [سیدمحمد] خاتمى را ضعيف و سياسى مى‌بيند. ديروز آقاى خاتمى، [رئیس‌جمهور]، كابينۀ جديد را به مجلس داده است. بحث مهم رسانه‌هاى داخلى و خارجى، متمركز بر مسائل كابينه معرفى شده است. تقريباً اجماع است كه كابينه، انتظارات مردم را برنمى‌آورد. هر گروه، دليل خود را براى مخالفت دارد. به نظر مى‌رسد، تعدادى از وزراى پيشنهادى، رأى اعتماد به دست نياورند. حرف‌هاى تُندى هم عليه آقاى خاتمى، از درون جبهۀ دوم خرداد زده مى‌شود. آقاى فروزش‌گفت مطلع است كه دفتر تحكيم وحدت هم بنا دارد مخالفت را شروع كند.
خاطرات هاشمی رفسنجانی، ۲۳ مرداد ۱۳۸۰:
آقای علیرضا نوری [نمایندۀ تهران] آمد. [...] از کابینۀ پیشنهادی به مجلس انتقاد کرد و گفت به‌خصوص [آقای مسعود پزشکیان]، وزیر پیشنهادی برای بهداشت و درمان، نامناسب است؛ همان فضای سال ۵۷ در فکر اوست و نظرات غیر قابل قبول و غیرقابل اجرا دارد. خبر داد آقای خاتمی، [رئیس‌جمهور]، جمعی از سران گروه‌های مجلس را برای اقناع آن‌ها دعوت‌ کرده است.
#تاریخ #سیاسی @shafaqchannel