۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
Open in Telegram
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه . + سرپیکو مردی برای تمام فصول Admins: @Mohix @Amir_serpico
Show more462
Subscribers
-124 hours
+37 days
+230 days
Posts Archive
از وقتی دیدمت دلم برای خودم تنگ شده. انگارکه تو وجودم ریشه کرده باشی؛ ومنو تو اعماق وجودم، جایی که هیچ وقت نتونستم ببینمش غرق کردی. میشه خودت از پیشم بری؟ نمیدونی دل کندن ازت چقدر سخته. داری ذره ذره وجودمو نابود میکنی. من خیلی وقته دیگه خودمو نمیشناسم؛ ولی اونقدر دوست دارم که نمیتونم کاری کنم. میدونم که دارم زجر میکشم، میدونم که پیشِ تو بودن اشتباهه، ولی نمیتونم برم. اگه برم قلبم میشکنه و تیکه هاش روحمو خراش میده.
من هرشب در برابر احساساتی که تو درونِ من به وجود اوردی به زانو درمیام. برو فقط برو. بزار خودمو پیدا کنم.
گفت حواست به آدمای اطرافت که مثل کاکتوس زندگی میکنن باشه؛ گفتم مثل کاکتوس؟ منظورت چیه؟
گفت آدمایی که مثل کاکتوس هستن، نیازی نمیبینی دائم حواست بهشون باشه، نیازی نمیبینی هرروز خاکشونو چک کنی تا مبادا خشک نشده باشه، ترس پلاسیده شدنشون رو نداری و به خیالت خیلی مقاومن و هیچیشون نمیشه! اما یه روز که مثل روزای دیگه مشغول رسیدن به بقيهی گُلای رنگارنگت هستی، یهو چشمت به کاکتوس میفته که زرد و پلاسیده شده و ریشههاش خاکستر! و تو تازه متوجه میشی که کاکتوسام میمیرن، ولی تدریجی!
چرا تنها تو...
از میان آدمیان هندسهی...
حیات مرا درهم میریزی پابرهنه...
به جهان کوچکم وارد میشوی در را...
میبندی و من اعتراضی نمیکنم؟چرا تنها...
تو، تنها تو را دوست دارم؟
#نزار_قبانی
I'm trying so hard to forget you.
And leave the life we had behind.
And there are times I feel the day has come,
I've chased you from my mind.
But I'm afraid there's always something,
That sets me back and makes me see.
You're more than just a memory in the past,
You're still a part of me.
So how do I stop loving you?
Forget things that we used to do?
Forget all the dreams that we shared?
And how my life was knowing you cared?
Why do I end up where I start, each time I try?
Just tell me how I can forget,
So I can say goodbye...
I'm tired of all the lonely evenings,
And all the many times I've cried.
I'm tired of wondering what I might have done to keep you by my side.
And reaching out across your pillow,
I start remembering you're gone.
And though I know that we can never be,
The pain in me goes on.
So how do I stop loving you?
Forget things that we used to do?
Forget all the dreams that we shared,
And how my life was knowing you cared?
Why do I end up where I start, each time I try?
Just tell me how I can forget,
So I can say goodbye...
So how do I stop loving you?
Please tell me why...
I find it so hard to forget.
And hard to say... Goodbye.
Goodbye...
How-Do-I-Stop-Loving-You-Engelbert-Humperdinck_bibis.ir.mp311.06 MB
تنها چیزی که به زندگی آدم معنا میده، کوتاه بودنشه. تا الانش رو که نفهمیدم چطور گذشته، باقیشم نمیفهمم. نه کسی دوستمون داشت نه ما کسی رو دوست داشتیم. بلانسبت گاو.
