سیب
Open in Telegram
اینستاگرام من Instagram.com/e_modares Instagram.com/qazalbanoomehr2021 ☝🏻 @modareszadeh سیب🍎 افتتاحیه کانال ختم دیوان حافظ جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۶ختم افتتاحیه کانال دکلمه سیب دوشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۵
Show more577
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-130 days
Posts Archive
577
Repost from شعر برتر
تـو همـان آب گـوارای بـه وقـت سـحـری
نچشیـدم لبـی از تـو... اذان را گفتـنـد!
🍃 حامد عسکری
577
🍎
رسانه وقتی از حقیقت تهی شود، انسان را به جایی میرساند که سقوط خود را فریاد بزند و از بیگانه بخواهد بر خانهاش بمب بریزد؛ خیال میکند انفجار، نجات است.
اما بمب که فرود میآید، میان «خوب» و «بد» تفکیک نمیکند. خانه را با خاطراتش، شهر را با تاریخش، کودک را با آیندهاش دفن میکند.
جنگ، آرزو برآورده نمیکند؛ فقط ویرانی را عادی میکند
577
🍎
رسانه وقتی از حقیقت تهی شود، انسان را به جایی میرساند که سقوط خود را فریاد بزند و از بیگانه بخواهد بر خانهاش بمب بریزد؛ خیال میکند انفجار، نجات است.
اما بمب که فرود میآید، میان «خوب» و «بد» تفکیک نمیکند. خانه را با خاطراتش، شهر را با تاریخش، کودک را با آیندهاش دفن میکند.
نگاه کنید به سرنوشت عراق، لیبی، سوریه، افغانستان و سومالی؛
سالها پس از اولین بمباران، هنوز از کوچه پس کوچه هایشان بوی خون و مرگ میآید.
جنگ، نسلهایی میسازد که آرزویشان بازگشت به «قبل از اولین بمب» است.
جنگ، آرزو برآورده نمیکند؛ فقط ویرانی را عادی میکند
577
Repost from Iranihauk_new
🍎
هوشنگ ابتهاج متخلص به سایه
امروز نه آغاز و نه انجام جهان است
ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است
گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری
دانی که رسیدن هنر گام زمان است
آبی که بر آسود زمینش بخورد زود
دریا شود آن رود که پیوسته روان است
باشد که یکی هم به نشانی بنشیند
بس تیر که در چله این کهنه کمان است
از روی تو دل کندنم آموخت زمانه
این دیده از آن روست که خونابه فشان است
ای کوه تو فریاد من امروز شنیدی
دردیست در این سینه که همزاد جهان است
@modareszadeh
#عضو_افتخاری👇
#انجمن_ادبی_ایران_لندن
👆🌹🙏🌹👆
@Iranihauk_New
577
Repost from Iranihauk_new
من اینجا ریشه در خاکم
من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم !؟
من اینجا تا نفس باقیست می مانم
من از اینجا چه می خواهم؟ نمی دانم
امید روشنایی گر چه در این تیرگی ها نیست ،
من اینجا باز در این دشتِ خشکِ تشنه می رانم
من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی گل بر می افشانم
من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید ، سرود فتح می خوانم
و می دانم
تو روزی باز خواهی گشت
نویسنده :✍🏻
#زنده_یاد_فریدون_مشیری
@modareszadeh
#عضو_افتخاری👇
#انجمن_ادبی_ایران_لندن
👆🌹🙏🌹👆
@Iranihauk_New
577
🍎
نیمی از زندگی مان
می شود صرف اینکه به آدمهای دیگر ثابت کنیم ما چقدر خوشبختم .
به آدمهایی که شاید خوشبختی برایشان تعریف دیگری دارد حتی اگر واقعا هم خوشبخت باشیم اما همین خودنمایی ما را تبدیل می کند به بدبخت ترین آدم روی زمین.
سفری اگر می رویم ترجیح مان اینست که بگوییم ما آمده ایم به بهترین نقطه روی زمین تو بمان همان جهنم همیشگی .
وارد رابطه اگر می شویم عالم و آدم را خبر می کنیم که ببینید چقدر خاطر من را می خواهد تو اما بمان همان پیله تنهایی ات.
ما لذت بردن را پاک فراموش کرده ایم مسیری را می رویم که خط پایانی ندارد .فقط می رویم که از بقیه جا نمانیم.
577
Repost from شعر برتر
🌙
تا تو بودی در شبم، من ماه تابان داشتم
روبروی چشم خود چشمی غزلخوان داشتم
حال اگر چه هیچ نذری عهده دارِ وصل نیست
یک زمان پیشامدی بودم که امکان داشتم
ماجراهایی که با من زیر باران داشتی
شعر اگر می شد قریب پنج دیوان داشتم
بعد تو بیش از همه فکرم به این مشغول بود
من چه چیزی کمتر از آن نارفیقان داشتم؟!
ساده از «من بی تو میمیرم» گذشتی خوب من!
من به این یک جملهی خود سخت ایمان داشتم
لحظهی تشییع من از دور بویت میرسید
تا دو ساعت بعد دفنم همچنان جان داشتم!
• کاظم بهمنی
577
🍎
چه بی تابانه می خواهم ات
ای دوری ات آزمون تلخ زنده به گوری !
چه بی تابانه تو را طلب می کنم !
بر پشت سمندی گویی نو زین که قرارش نیست
وفاصله تجربه ای بیهوده است .
بوی پیرهنت اینجا و اکنون...
کوهها در فاصله سردند .
دست در کوچه و بستر
حضور مآنوس
دست تو را می جوید
و به راه اندیشیدن یاس
را رج می زند
بی نجوای انگشتانت فقط
و جهان از هر سلامی خالی ست
احمدشاملو
577
🍎
چه بی تابانه می خواهم ات
ای دوری ات آزمون تلخ زنده به گوری !
چه بی تابانه تو را طلب می کنم !
بر پشت سمندی گویی نو زین که قرارش نیست
وفاصله تجربه ای بیهوده است .
بوی پیرهنت اینجا و اکنون...
کوهها در فاصله سردند .
دست در کوچه و بستر
حضور مآنوس
دست تو را می جوید
و به راه اندیشیدن یاس
را رج می زند
بی نجوای انگشتانت فقط
و جهان از هر سلامی خالی ست
احمدشاملو
577
Repost from دیالوگ برتر
ماهها یکی پس از دیگری از راه میرسند،
روزی رجب و شعبان، و امروز ماهِ مبارکِ رمضان؛
اما هنوز از ماه من خبری در راه نیست...
• یااباصالح🩵
577
Repost from سیب
هرصبح خدا یک
غزل از دفترعشق است
سرسبزترین مثنوی
از منظر عشق است
هرصبح سلامی به
گل روی تو زیبا
چون یاد گل روی تو
یاد آور عشق است
سلام صبح بخیر
@modareszadeh
577
Repost from سیب
هرصبح خدا یک
غزل از دفترعشق است
سرسبزترین مثنوی
از منظر عشق است
هرصبح سلامی به
گل روی تو زیبا
چون یاد گل روی تو
یاد آور عشق است
سلام صبح بخیر
@modareszadeh
577
Repost from سیب
و تجلی گه انزال کلام ابدیّت، قرآن
باز هم روز و شبی چند به مهمانی مان می آید
یاد افطار و سحر
تکه نانی و پنیر
رنگ اخلاص علی گونه یک سفره پاک
همه با هم آغاز، همه با هم پایان
باز هم عطر خلوص وحدت
باز هم بوی دعا، بوی اذان می آید
ماه احیاگر قدر ـ از هزاران بهتر ـ
مُهر و سجاده و محراب، پر از لاله سرخ
ماه فریاد علی ـ فُزْتُ و ربِّ الکعبه ـ
ماه پرواز گهِ دیده جان می آید
باز هم در دل شب های دعا
پرده خواب دریدن به تماشای خدا
باز هم اشک ندامت به رخ و عهد مجدد با دل
باز ما غرقه دریا شده و کشتی نوحی به میان می آید
@modareszadeh
