رسانه ورای موسیقی
Open in Telegram
درباره ی فلسفه•مطالعات فرهنگی•هنر آغاز ۱۳۹۵٫۶٫۳۰ ✔️یوسف محمدی @Yuseff86 ✔️حدیث ملاحسینی ☯️کانال موسیقی @musicfriendsforever 🌐بصری @Dissolvefilmstudio 🔴آیدی اینستاگرام @beyondthemusicofficial تبلیغات و همکاری✅
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
2 882
Subscribers
-124 hours
No data7 days
+130 days
Posts Archive
2 882
نسبت جامعه شناسی و موسیقی
همایون خشندیش: تاریخ موسیقی به اندازه تاریخ بشر قدمت دارد. هر کجایی در طول تاریخ، اجتماع انسانی شکل گرفته به نوعی موسیقی نیز در آنجا وجود داشته است. موسیقی و انسان پیوند ناگسستنی دارند. چرا که موسیقی به شکل اصوات منظم را انسان به وجود آورده و به صراحت می توان گفت که موسیقی محصول و زایده نوع انسان است، کمتر نقاطی در جهان وجود دارد که موسیقی به آن راه نیافته باشد، با این نگاه موسیقی دارای یک کارکرد اجتماعی است و دقیقا همینجاست که می توان به دنبال تعریف جامعه شناسی موسیقی بود.
دوستان می توانند جهت مطالعه کامل نوشتار به خبرنامه علمی جامعه شناسان جوان با لینک زیر مراجعه کنند:
https://youngsociologists.com/product/n2
@homusic
2 882
درهمشکستگان معمولاً موفق میشوند زیرا که چیزی برای از دست دادن ندارند..
#Divaan_e #shadowsmile #shadowsmile_art #khôinguyên #khoinguyen #jodipicoult #vanishingact #هوی_نگوین #جودی_پیکو #جودی_پیکوت #جودی_پیکولت #اعمال_محو
2 882
نفت؛ مهمانی كه در هورالعظیم صاحبخانه شد - ایرنا
https://www.irna.ir/news/81766501/%D9%86%D9%81%D8%AA-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%83%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%B8%DB%8C%D9%85-%D8%B5%D8%A7%D8%AD%D8%A8%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B4%D8%AF
مهران افخمی با انتقاد از فعالیت شركت های نفتی در هورالعظیم، می افزاید: قراردادی كه چینی ها (به عنوان پیمانكار) با وزارت نفت منعقد كردند مشروط به این بود كه عملیات اكتشاف در زمین خشك انجام شود چه در بخش جنوبی تالاب و چه در بخش شمالی تالاب، به همین دلیل قسمت های آبدار تالاب هم خشكانده شد بنابراین عمده خسارت ها به بخش شمالی تالاب كه بخش زنده آن بود وارد شده است.
۱۳۹۴
2 882
وقتی مسیح روی صلیب به میخ کشیده شد و همونجا با دردش رها شد، با همه وجودش فریاد کشید خدایا خدای من، چرا رهایم کردی؟ و با صدای بلند گریه میکرد. فکر میکرد که پدر آسمانیش اون رو رها کرده. باور کرد هر موعظه ای که تا الان کرده دروغی بیش نبوده. یعنی چند لحظه قبل از مرگ دچار شک عمیقی شده بود. این باید وحشتناکترین رنج زندگیش باشه.
سکوت خدا.بله
نور زمستانی
اینگمار برگمان
☯ورای موسیقی
@Beyondthemusic
2 882
آه، ای مردی که لبهای مرا
از شرار بوسهها سوزانده ای
هیچ در عمق دو چشم خامشم
راز این دیوانگی را خوانده ای
هیچ میدانی که من در قلب خویش
نقشی از عشق تو پنهان داشتم
هیچ میدانی که این عشق نهان
آتشی سوزنده بر جان داشتم
گفتهاند آن زن زنی دیوانه است
کز لبانش بوسه آسان میدهد
آری، اما بوسه از لبهای تو
بر لبان مردهام جان میدهد
هرگزم در سر نباشد فکر نام
این منم کاینسان ترا جویم بکام
خلوتی میخواهم و آغوش تو
خلوتی میخواهم و لبهای جام
فرصتی تا بر تو دور از چشم غیر
ساغری از باده هستی دهم
بستری میخواهم از گلهای سرخ
تا در آن یکشب ترا مستی دهم
آه، ای مردی که لبهای مرا
از شرار بوسهها سوزانده ای
این کتابی بی سرانجامست و تو
صفحه کوتاهی از آن خوانده ای
نقش پنهان
فروغ فرخزاد
☯ورای موسیقی
@Beyondthemusic
2 882
عاقبت خاک شود حسن جمال من و تو
خوب و بد میگذرد وای به حال من و تو
قرعه امروز به نام من و فردا دگری است
میخورد تیر اجل بر پروبال من و تو
مال دنیا نشود سد ره مرگ کسی
گیرم این کل جهان باشد از آن من و تو
هرمرد شتربان اویس قرنی نیست
هر شیشه ی گلرنگ عقیق یمنی نیست
هرسنگ و گلی گوهرنایاب نگردد
هر احمدومحمود رسول مدنی نیست
برمرده دلان پند مده خویش میازار
زیراکه ابوجهل مسلمان شدنی نیست
جایی که برادر به برادر نکند رحم
بیگانه برای تو برادر شدنی نیست
#مولانا
☯ورای موسیقی
@Beyondthemusic
2 882
از نقد ژورنالیستی تا علم نقادی موسیقی
همایون خشندیش :هرگاه صحبت از نقد می شود ، نگاه عموم جامعه به جراید کثیر النتشار و روزنامه هاست. اما این رویکرد نگاهی سطحی به امر قضاوت در آثار موسیقی است. نقد ژورنالیستی ترکیبی از سه نگاه نقادانه دارد. ابتدا رویکردی برای سرگرم کردن خوانندگان عامی، دوم رویکردی فرمالیستی( تکنیکی، فرم گرا و ساختاری) هر چند مختصر و سوم نگاه زیباشناسانه.
وقتی صحبت از نقد علمی می شود قطعا جایی برای نقدهای احساسی یا ژورنالیستی نمی ماند. البته نقدهای ژورنالیستی در جای خود هستند اما نقد در حوزه آکادمیک مسئله ای دیگر است. نقدهای نیم قرن گذشته احساسات جایگاه ویژه ای داشتند. فرضا منتقد به کنسرتی می رفت و فردای آن روز یا به تحسین یا نفی رویداد موسیقیایی می پرداخت. تحسین به صورت بیان احساسات زیبایی انگارانه و نفی هم زبان کسالت آور آن رویداد بود.اما یک منتقد مدرن در موسیقی به دنبال زیبایی نیست، سابق از این ، صحبت درباره زیبایی اثر به تعریف های شاعرانه از آن یک شیوه و سلیقه ای بود که نهایتا به تفسیرهای سوبژکتیو(تفسیر ذهنی) ختم می شد.
این مطلب را می توانید در سایت جامعه شناسان جوان نیز به صورت کامل در لینک زیر مطالعه کنید.
https://bit.ly/3i7lafm
لینک مطلب در کانال:
https://bit.ly/3g3Te9n
@homusic
2 882
این چشمان در ابتدا بسیار دقیق و تیزبین به نظر می رسند؟
صاحب این دو چشم گری لیون ریچوی(GARY LEON RIDGWAY) است باIQ:82 یک قاتل سریالی، با روانی بسیار بیمار، که هفتاد و یک زن را به قتل رساند.
چشمان ما چه راز هایی را همراه دارند؟
☯ورای موسیقی
@Beyondthemusic
2 882
تحلیل کوتاهی از نمایشنامه ی
دوزخ یا در بسته
اثر: ژان پل سارتر
به قلم: کامران حمزه لو
☯ورای موسیقی
@Beyondthemusic
2 882
فراديد:
موسیقی شنیدن و ساز زدن غیر از جنبه تفریحی و لذت بخشی که برای فرد و اطرافیانش ایجاد میکند تأثیراتی مهمی در روحیه و مغز افراد میگذارد. نواختن ساز مزایای بسیاری دارد و میتواند باعث انرژی بخشی به شما و اطرافیانتان گردد. به گزارش فرادید؛ گوش دادن به موسیقی زمانی که خسته و ناراحت هستید میتواند شما را سرحال کند. حتی گاهی برای آرام شدن در هنگام خشم هم مفید است؛ اما اگر دوست دارید تأثیراتی که نواختن ساز بر مغز شما میگذارد را بشناسید این گزارش را بخوانید.
@homusic
http://faradeed.ir/fa/news/42742/فواید-نواختن-موسیقی-بر-مغز
2 882
ای دل گر از آن چاه زنخدان به درآیی
هر جا که روی زود پشیمان به درآیی
هش دار که گر وسوسه عقل کنی گوش
آدم صفت از روضه رضوان به درآیی
شاید که به آبی فلکت دست نگیرد
گر تشنه لب از چشمه حیوان به درآیی
جان میدهم از حسرت دیدار تو چون صبح
باشد که چو خورشید درخشان به درآیی
چندان چو صبا بر تو گمارم دم همت
کز غنچه چو گل خرم و خندان به درآیی
در تیره شب هجر تو جانم به لب آمد
وقت است که همچون مه تابان به درآیی
بر رهگذرت بستهام از دیده دو صد جوی
تا بو که تو چون سرو خرامان به درآیی
حافظ مکن اندیشه که آن یوسف مه رو
بازآید و از کلبه احزان به درآیی
#حافظ
☯رسانه ورای موسیقی
@Beyondthemusic
2 882
ماریا ماریا ماریا
راهم بده ماریا
تاب کوچه را ندارم
راهم نمی دهی
می خواهی
گونه هایم گود
مزه از دست داده
چشیده ی خاص و عام
بیایم پیشت
با صدایی بی دندان بگویم به تو
اینک شده ام مردی قابل اعتماد
ماریا
نگاهم کن
پشتم خمیده شد
در کوچه
مردم
چشم تنگ می کنند
چشم هایی از چهل سال ولگردی فرسوده
مردم
چربی چربی گواتر چهار طبقه شان را سوراخ می کنند
بر نان کپک زده ی نوازش هنوز بر جای مانده دندان هایم
می خندد
هق هق باران بر پیاده روها
پیاده روهای وگرد
ولگردانی در محاصره آب
ولگردانی خیس
که می لیسند
جنازه های فرو رفته در سنگفرش کوچه ها
بر مژه های خاکستری
آری
بر مژه ی تکه های یخ سرما
جاری است
اشک
آری
پوزه ی باران
می مکد
عابران
با چشمان بسته ی لوله های آب
در درشکه ها
برق م زنند
پهلوانان
از پرخوری
می ترکند
مردم
می چکد
از لای شکاف ها
پیه تنشان
جاری می شوند
در آب کدر
درشکه ها
نان های مکیده
شامی های دندان گزیده
ماریا
آیا می شود
در گوش فربه
حرف محبت زده
پرنده گرسنه است
پرنده پرصداست
پرنده به آواز زنده است
من
ماریا
من
مردم
مردی سایه
مرد که قی کرده است او را
شب مسلول
در دست کثیف خیابان پرسنایا
من همینم که هستم
قبولم داری
ماریا
راهم بده
می بینی
انگشتانم
متشنج
می فشرند
خرخره ی آهنی زنگ درت
ماریا
کوچه
جنگل جانوران وحشی است
ببین
بر گویم
نه جای انگشت
جای زخم است
در را باز کن
درد دارم
می بینی
فرورفته است
در چشمم
سنجاق سر
در را باز کرد
خوشگل من
قشنگم
از من نترس
نخواهی یافت
برگردن گوآسایم
مانند کوهی مرطوب
اجتماع شکم عرق کرده ی زنان را
می دانی
زندگی من
غرق است
درهزاران عشق بزک پاک
هزاران
عشق کوچک ناپاک
نترس
در این روزگار سیاه خیانت
از کف داده ام هزار چهره ام را
لشکر معشوقه های مایاکوفسکی را
اما باور کن
در قلب من دیوانه
معشوقه هایم
خاندانی پرسلاله اند
خاندانی همه شهبانو
ماریا
با برهنگی آزرم کریزت
با لرزه ی پر دلهره ات
بیا
نزدیکم شو
بده
به من
معصومیت لبانت را
من و دلم هرگز نبوده ام با هم تا یک بهار
و در زندگی من
نبوده است
جز یک صد نوبهار
ماریا
تیان
مراد شاعران است
ما
من
جسمم
من
سر تا پا
مردم
نمی خواهم
جز جسمت
در طلب جسمت
مسیحی وار می گویم
خدایا
برسان روزی ام را
قوت لایموتم را
ماریا
مال من شو
ماریا
می ترسم از یاد ببرم اسمت را
به سان شاعران
که می ترسند از یاد ببرند
آن کلمه را
که زاده شد از شکنجه ی شب
آن کلمه را
که می نماید همتراز خدا
اما
همیشه به یاد خواهم داشت
جسمت را
اما
همیشه دوست خواهم داشت
جسمت را
ما
همیشه پاس خواهم داشت
جسمت را
بدان سان که سربازی
جنگش درهم شکسته
بی کَس و بی مصرف
پاس می دارد
تنها پای برجای مانده اش را
ماریا
مرا نمی خواهی
مرا نمی خواهی
افسوس باید
باز بکشم بار قلبم را
با درد و با اندوه
آن سان که سگی
بازمی کشد تا لانه
اشکریزان
پایش را
که از جا کنده است قطار
من
با همه ی خون قلبم
با رخت یکدست سفید قلبم
با گل های خاکی که چسبیده است به آن
باز می گردم
به جاده
ولادیمیر مایاکوفسکی
☯رسانه ورای موسیقی
@Beyondthemusic
2 882
ما لقيت بلاصا نمشي نغمض فيها عينايا
ما لقيت صاحب و احد يعرف ما يرد علي
ما لقيت موجة تبحر ، تبحر بي لبعيد
ما لقيت كلام نقو لو ا نعبر به راني حاير
ما لقيت حاخة تفسر ، تفسر معنى إلي صاير
ما لقيت لحن يكسر ، يكسر حقد الإنسان
ما لقيت ناسي
ما لقيت أهلي
ما لقيت راحة
ما لقيت فرحة
ما لقيت طريقي ، ما لقيت ثنيتي
ما لقيت جمرة انجم نحرق بها احساسي
ما لقيت كلام نقولو ا نعبر به راني حاير
ما لقيت حاجة تفسر ، تفسر معنى إلي صاير
ما لقيت لحن يكسر ، يكسر حقد الإنسان
ما لقيت ناسي
ما لقيت أهلي
ما لقيت راحة
ما لقيت فرحة
ما لقيت طر يقي ، ما لقيت ثنيتي
☯رسانه ورای موسیقی
@Beyondthemusic
2 882
سیری در فلسفه و روانشناسی
با مطالعه ی آثارِ
کانت، شوپنهاور، نیچه، فروید و یونگ
در کانالِ فلسفی #خرد_ناب
📖 @KheradeNab
https://telegram.me/joinchat/Bg5A6zvrf30pt5SUFy7QBQ
2 882
سیری در فلسفه و روانشناسی
با مطالعه ی آثارِ
کانت، شوپنهاور، نیچه، فروید و یونگ
در کانالِ فلسفی #خرد_ناب
📖 @KheradeNab
https://telegram.me/joinchat/Bg5A6zvrf30pt5SUFy7QBQ
2 882
چهار نظریه برای جهان آینده
در صورت علاقمندی می توانید با ارسال این فایل برای دوستان خود به نشر آن کمک کنید
نظرات انتقادات و پیشنهادات خود را با ایدی @charkhvand با نویسنده در میان بگذارید
تاملات یک ذهن جستجوگر
@zehnejostejugar
2 882
صدایت میزنم
ای اخگر گم شده در افق
با تو ام
با تو
ای دختر پنجه در افکنده با تنهایی
با تو
ای محبوسِ شرمِ رسوایی
مخفیانه برایم بگو
در سیطره ات
کدامین نقطه ی امید
رقصِ جوشانِ جاویدت را
تهییج می کند؟؟
شعر از:
کامران حمزه لو
✅ شرح عکس:
مجسمه ی دختری در ساحل ناپدید خواهد شد
اثر:ALESSANDRA ROSSI
✅مکان مجسمه:
ساحل بوندی در نزدیکی سیدنی.
☯ورای موسیقی
@Beyondthemusic
