en
Feedback
آلبوم دهلران

آلبوم دهلران

Open in Telegram

رسانه مجموعه مستند تاریخ، فرهنگ وهنر دهلران ادمین جهت ارتباط 👇👇👇 @dehloran_album1404 ورود به کانال t.me/dehloran_f_a_k ورود مستقیم به اینستاگرام آلبوم دهلران http://instagram.com/Dehloran.f.a.k ⬇️

Show more
914
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
اطلاعیه خوابگاه دانشجویی و کارمندی مخصوص دوستان استان ایلام بخصوص حوزه جنوب استان ایلام @dehloran_f_a_k
اطلاعیه خوابگاه دانشجویی و کارمندی مخصوص دوستان استان ایلام بخصوص حوزه جنوب استان ایلام @dehloran_f_a_k

سلام سید 3 عدد کلید در خ رسالت روبروی کبابی گلچین پیدا شده اگر امکان دارد اطلاع رسانی کنید با درود و سپاس،🌹🙏 09189441831
سلام سید 3 عدد کلید در خ رسالت روبروی کبابی گلچین پیدا شده اگر امکان دارد اطلاع رسانی کنید با درود و سپاس،🌹🙏 09189441831

سلام وقتتون بخیر میشه لطفا استوری بفرمایید شاید کمکی شد به داوطلبان‌ آزمون استخدامی آموزش و پرورش. آزمون ۹ و ۱۰ مرداد برگزار میشه و حوزه امتحانی شده ایلام .تو رو خدا بزارید شاید نماینده یا امام جمعه کمک کردن که داوطلبین دهلران سرگردان ایلام تو این شلوغی جاده نشن .حوزه دهلران رو برای دهلرانیها و اطراف لطفا فعال کنن . ارسالی پیام مردمی

یه زیرزمین به مساحت ۱۸۰ متر اجاره داده میشود. آدرس دهلران خیابان خیام بالاتر از مطب دکتر صادقیان چراغی ۰۹۱۸۸۴۳۸۸۰۳
یه زیرزمین به مساحت ۱۸۰ متر اجاره داده میشود. آدرس دهلران خیابان خیام بالاتر از مطب دکتر صادقیان چراغی ۰۹۱۸۸۴۳۸۸۰۳

اطلاعیه انجمن ادبی فانوس پهله برگزار می کند تاریخ برگزاری سه شنبه 22تیرماه 1404 زمان ساعت 10تا12صبح مکان :کتابخانه مولوی شهر
اطلاعیه انجمن ادبی فانوس پهله برگزار می کند تاریخ برگزاری سه شنبه 22تیرماه 1404 زمان ساعت 10تا12صبح مکان :کتابخانه مولوی شهر پهله @dehloran_f_a_k

#با_شاعران_محلی درد دل شاعر محمودی با پادشاه خفته سرگرو شاعر علیمیر محمودی با سپاس از استاد سلیم پیری به خاطر همکاری با این برنامه هنری، فرهنگی، اجتماعی و تاریخی @dehloran.f.a.k

صعود مقتدرانه کوهنوردان گروه کوهنوردی بَن خرما دهلران به قله ۴۱۵۰ متری سنبران استان لرستان( از قله های طرح سیمرغ و معروف به آ
صعود مقتدرانه کوهنوردان گروه کوهنوردی بَن خرما دهلران به قله ۴۱۵۰ متری سنبران استان لرستان( از قله های طرح سیمرغ و معروف به آلپ ایران که سومین قله بلند رشته کوه زاگرس می باشد ) این صعود به صورت رکوردی و با ثبت زمان برتر نسبت به سایر گروه های صعود کننده انجام شد. گروه کوهنوردی بن خرما افتخار این صعود را به همه مردم شریف دهلران تقدیم می کند. ورزشکاران شرکت کننده : حسین همتی غلامعلی محمدی عظیم اسماعیلی جواد فعلی فتح الله اسماعیلی علی بروسان نصرالله جهان‌بخشی عطا اسماعیلی داریوش آشوری حسین اسماعیلی @dehloran_f_a_k

اهنگ یالان دنیا یک اهنگ ترکیه ای که توسط استاد عارف عارف کیا سالها پیش به نام صدایم کن به فارسی خوانده شد… این اهنگ رو به هردو زبان به همراه نیلوفر عزیزم و همراهی افتخار فلوت ایران مرد درخشان موسیقی استاد پرویز وزیری (پدر نیلوفر جان ) اجرا کردیم امیدوارم مورد توجه شما عزیزانم قرار بگیره @dehloran_f_a_k

یایید در خصوص محیط زیست محیط پیرامون خود مسولیت پذیر باشیم گزارشی از فعال طبیعت ومحیط زیست امین نجاتی عزیز واقعیتی از جامعه امروزی ما در خصوص بی اهمیت بود در خصوص رعایت نکردن بهداشت محیط شغل اصلی امین نجاتی 👇👇👇 (امین نجاتی با مجهز به دستگاه های روز نسبت به باز کردن لوله های فاضلاب های خانگی فعال است اگر فاضلاب خونگی شما مشکل دارد با شماره ذیل تماس حاصل فرماید تلفن تماس 09182385728 @mahannjati

پایان : اشرار پس از کشتنِ زنده یاد حسین نصراللهی و مجروح کردن محمدحسین و کدخدا فریدالله، از اموال خانه هرچیزی را که قابل حمل بود بر پشت چهارپایان خود می گذارند و به همراه تمام گوسفندان، با خود می برند و از مرز خارج می کنند، سایر عشایر که در فواصل دور و نزدیک هستند، به محض متوجه شدن از مصیبت و غارت، برای اطلاع از وضعیت و کمک خود را به محل حادثه میرسانند که متوجه عمق مصیبت میشوند و بر مظلومیت آنان در آن شب تاریک که هیچ گونه امکاناتی برای التیام زخمهایشان وجود نداشته، ناله و زاری می کنند، عده ای پیکر مرحوم حسین را برای غسل و کفن و دفن آماده می کنند، جمعی هم به مجروحان کمک می کنند تا جلوی خونریزی آنها را بگیرند، زنان هم در حال شیون و زاری به کمک زنان و دختران می شتابند، دختران و زنانی که خون ازگوشهای  پاره شده آنان سرازیر است و درد حاصل از آن با درد و غم از دست دادن جوان عزیزشان و زخمی شدن دیگر مردان خانواده آمیخته شده و کوهی از درد و رنج بر دل آنان سنگینی می کرد! اسب و قاطرهایی را که  برای دور بودن از دسترس ماموران پاسگاه نصریان به دامنه کوه منتقل شده بودند، از دسترس اشرار مصون می مانند، همچنین پولها و سکه هایی که در اختیار همسر مرحوم امان بودند، اشرار به آنها دسترسی پیدا نمی کنند! جمعی از فامیل  قصد تعقیب اشرار می کنند، به همین منظور به پاسگاه بیشه دراز مراجعه می کنند تا نیروی کمکی یا اسلحه در اختیار آنان بگذارند و اشرار را تعقیب کنند، که پاسگاه بیشه دراز هیچگونه همکاری نمی کند! کدخدا فریدالله دارای تمکین مالی بالایی بوده که پس از این حادثه با وجود به یغما رفتن بیشتر اموال و دارایی اش، ولی رمه اسب و قاطرانش و پولها و سکه های نقره ای که داشته دست نخورده باقی میمانند و گوسفندانی که نزد دیگران دارد، جمع آوری میشود و در سالگرد حادثه به گریه و زاری می پردازد، وی را دلجویی می دهند که کدخدا شما در این یک سال هرگز گریه نکردید ، حالا  پس از سپری شدن یکسال و التیام زخم مجروحان و تمکن مالی فعلی، دلیل گریه ات چیست؟ در پاسخ میگوید، اموال و دارایی و احشام دوباره جمع شده اند ولی جای پسرم خالی ست و دیگر نمی آید، که میخواهد بگوید مال دنیا ارزشی ندارد و کم و زیاد میشود، ولی عزیزی که از دست رفت، هرگز برنمی گردد! از طریق مجاری اداری و قانونی این ماجرا و حادثه رخ داده و کشته و مجروح شدن افراد، پیگیری میشود ولی هیچگونه نتیجه ای بدست نمی آید!! این داستان غم انگیز، نمونه ای از زندگی مظلومانه مردمان مرزنشینِ کوردِ پهله ایِ این دیار می باشد که شاهد ستمهای  این چنینی فراوانی بوده اند ، و هیچگونه پناهی نداشته اند!                                                    پایان پی نوشت: کدخدا فریدالله دارای تمکن مالی بالایی بوده، بطوریکه پول‌های سکه ای فراوانی همیشه در منزل یا در جاهای امن نگهداری میکرده، از این رو زمین و املاک بسیاری را در منطقه خریداری کرده و برای اولادان به یادگار گذاشته است! راوی_ استاد مرادعلی نصراللهی * این حادثه یکی از رويدادهايي ست که در این اقلیم روی داده است و باید به آن بیشتر پرداخته و مستندی در موردش تهیه گردد.(از بُعد سیاسی و امنیتی و فرهنگی و اقلیمی )

قسمت دوم: تنها همسایه یِ کدخدا فریدالله، خانواده مرحوم امان خوب آیند است که همواره در کنار ایشان بوده است، عصرِ قبل از شب حادثه باخبر میشوند که پاسگاه نصریان قصد دارند که قاطر و الاغهای آنان را برای انجام کارهای پاسگاه به مهران ببرند، چون در حال کوچ هستند این موضوع برایشان ایجاد مشکل می نماید، لذا مرحوم امان همه چهارپایان را به دامنه کوه هدایت و در آنجا مستقر میکند تا در صورت مراجعه ماموران پاسگاه نصریان، در دسترس آنان نباشند، با توجه به احساس ناامنی از جانب اشرار که قبلا هم بدان اشاره شد، کدخدا فریدالله تمام سکه های نقره و پولهای نقد را به همسر مرحوم امان می سپارد تا در محل امنی نگهداری کند، ایشان هم در زیر سیاه چادر خودشان آنها را  چال کرده و روی آنها را با خاک می پوشاند و رختخواب های خودشان را بر روی آنها پهن می نماید! وقتی اشرار به محل منازل میرسند با تیراندازی و ایجاد رعب و وحشت دست به غارت اموال و دارایی کدخدا فریدالله می زنند، زنده یاد حسین که جوانی رشید و شجاع است، با کشیدن یک دیرک از سیاه چادر(پاروش) به اشرار حمله ور میشود، پس از مجروح کردن چند نفر از آنان یکی از اشرار فریاد میزند، این ما را کُشت و از همدستان خود کمک میخواهد، در این حین یکی دیگر از اشرار از پشت سر با گلوله به حسین شلیک می کند و حسین در خون خود می غلتد و روح از بدنش پرواز می نماید، وقتی که محمدحسین متوجه کشته شدن برادر میشود، ایشان هم به اشرار حمله می کند و با شلیک چند گلوله به ران و شکم او، بشدت او را مصدوم می کنند و نقش بر زمین میشود، به خود کدخدا که پیرمردی سالخورده است نیز حمله می کنند و او را از ناحیه سر مجروح می کنند، تمام اموال و وسایل خانه را به غارت می برند، گوشواره و پتونه و دسینه و پایینه را از گوش و بینی و دست و پایِ زنان و دختران بیرون می کشند بطوریکه گوشهای آنان پاره میشود، که این آثار تا پایان عمر آنان مشهود بود، که بعنوان مثال پارگی گوشهای مادربزرگ گرجیه و رنگینه، همسران مرحومان حسن و محمدحسین، گویای این حادثه ناگوار و تلخ بود! یورش و قلع و قمع و جمع آوری اموال همراه با سر و صدا و ناله و گریه و ضجه زنان و کودکان در سوگ از دست دادن عزیزشان، مجروح شدن دیگر مردان خانواده و ظلم و ستمی که در آن تاریکی شب، بدون هیچگونه پناه و فریادرسی  بر آنان وارد شده، ادامه دارد، برخی خانه های عشایر فامیل که در فاصله های نه چندان دور، مستقر هستند، با شنیدن تیراندازی اشرار و همهمه آنان  متوجه وضعیت غیر عادی میشوند و یکی از آنان برای ترسانیدن اشرار و فراری دادن آنان، مبادرت به شلیک هوایی گلوله می نماید، گله گوسفندان با شنیدن صدای گلوله از مناطق بالادستی، به سمت محل حادثه و منزل کدخدا فریدالله رم می کنند و اشرار همه آنان را در اختیار گرفته و با خود می برند، اشرار آنچه را که می یابند بر پشت اسبهای خود گذاشته و به همراه گوسفندان همه را با خود می برند، حتی اسناد و مدارک اراضی وی را با خود برده که با پاره و رها کردن آنها در مرز، بعدها توسط رهگذران بقایای آنها رویت و جمع آوری میشود. با رفتن اشرار، عشایر ساکن در آن حوالی به کمک آنان می شتابند که با مشاهده آن صحنه دلخراش، بیاد صحنه روز عاشورا و ستمی که بر امام حسین.ع. و خاندان و یارانش رفته می افتند و گریه و ناله سر میدهند، پیکر زنده یاد حسین را  برای آماده کردن برای تدفین به محل مناسبی حمل می نمایند، و به درمان محلی مجروحان می پردازند، برای درمان مجروحان مخصوصا زنده یاد محمدحسین که مورد اصابت چندین گلوله واقع شده، نه دکتری هست و نه درمانگاهی و نه دارویی!! افراد وارد به درمان محلی، با داروهای گیاهی در حد بضاعت خود وی را مداوا می کنند تا پس از سپری شدن بیش از شش ماه بهبودی می یابد و از مرگ حتمی نجات می یابد، از زنده یاد حسین نصراللهی فرزند خردسال پسری بنام خداداد به یادگار برجای می ماند که از همان ابتدای کودکی  طعم تلخ یتیمی را می چشد و کینه ای از اشرار عرب بدل میگیرد که وقتی صدام عفلقی با تحریک غرب و شرق به میهن اسلامی ما حمله کرد، ایشان با وجود میانسالی و دارا بودن چند فرزند قد ونیم قد برای دفاع از میهن و انقلاب عازم جبهه ها شد و تا آخرین توان، با آنان مقابله کرد تا اینکه در تیرماه ۱۳۶۷ در یورش منافقین موسوم به چلچراغ در جبهه مهران از ناحیه چشم و صورت بشدت مجروح و یک چشمش را هم از دست داد و به درجه جانبازی  ۶۰ درصد نایل آمد و پس از تحمل سالها درد و رنج مجروحیت در اسفند ماه ۱۳۷۶ به خیل همرزمان شهیدش پیوست. در زمان مرگِ حسین توسط اشرار، خداداد یک الی ۲ ساله بوده و بر رویِ نعش خونین پدرش رفته و صحنه ی تلخی را به روایت آنهایی که دیده اند، تداعی میکند. ادامه دارد ...

حادثه دردناکِ حمله یِ وحشیانه یِ اشرار( تریه هایِ عرب) به خانه هایِ کدخدا فریدالله نصراللهی، بزرگ منطقه : (قسمت اول) بهار سال ۱۳۱۲ است، عشایر کوچرو که در منطقه مرزی جنوب بیشه دراز سکونت دارند، با گرمتر شدن هوا در حال کوچ کردن به مناطق بالادستی و کوهستانی هستند تا هم در هوای خنک کوهستانی سکونت یابند و هم از خطر یورش اشرار در امان بمانند، مناطق مرزی به علت ضعف حکومت و دولت مرکزی و عدم اشراف بر وضعیت مناطق مرزی و مرزنشینان، ناامن هستند و همواره از طرف اشرار داخلی و اعراب آنسوی مرز مورد یورش و تهاجم واقع شده و اموال و احشام آنان را به غارت می بردند، بیشتر اهالی کوچ کرده و از نقطه صفر مرزی فاصله گرفته اند، کدخدا فریدالله آخرین کسی است که کوچ می کند و نوار مرز را ترک می کند، پس از طی مسافتی و با تاریک شدن هوا، در قسمت غربی بیشه دراز و حدفاصل بیشه دراز - تله نو بطور موقت اسکان می یابند تا روز بعد ادامه مسیر دهند! این در حالی ست که دو تن از فرزندان بزرگش یعنی کدخدا رحمت الله،در آبدانان سکونت داشته و حسن که معمولا دارای اسلحه بوده و یک تفنگچی ماهر و شجاع، در مسافرت بوده و هنگام حادثه کنار پدر و خانواده نبوده اند،پسران دیگر یعنی کریم خان، رحیم خان و لطیف خان نیز کم سن و سال بوده و برای مقابله با اشرارآمادگی نداشته اند( چهار تا شش هفت ساله بوده اند) ، با این اوصاف از فرزندان بزرگش فقط حسین و محمدحسین در کنار او و خانواده حضور داشته اند. ژاندارم عباس عظیم که آنزمان در پاسگاه سنگرنادر مشغول خدمت بوده است و خود در هنگام یورش اشرار در چنگ آنان گرفتار بوده و در محل حادثه حضور دارد، اینگونه روایت کرده است: " یک روز قبل از یورش اشرار، یک نفر ژاندارم از پاسگاه برزیه سوار براسب و بصورت مسلح بر ما وارد شد و شب را مهمان ما در پاسگاه سنگرنادر بود، صبح پس از بیدارشدن، متوجه شدیم که مهمان با بجا گذاشتن اسلحه، پاسگاه را ترک کرده است، هرچه در مجاورت پاسگاه جستجو کردیم، اثری از او و اسبش نبود، وقتی که از یافتن وی ناامید شدیم، عصر آن روز من بر اسب خود سوار شدم، و علاوه بر اسلحه خود، سلاح متعلق به او را هم بر روی اسب گذاشتم و به سمت پاسگاه برزیه حرکت کردم، تا هم خبر رفتن همکارشان را به آنها بدهم و هم اسلحه اش را تحویل نمایم، پس از طی مسافتی در جنوب پاسگاه سنگرنادر به عده ای اشرار مسلح که تعداد آنها حدود ۵۰-۶۰ نفر بود، برخورد نمودم، که نه راه پس داشتم و نه راه پیش، مرا از اسب پیاده کردند و اسلحه هایم را بردند و محل اسکان  کربلایی فریدالله را از من جویا شدند، که چون اطلاع نداشتم اظهار بی اطلاعی نمودم، اجازه رفتن به من ندادند و مانند اسیر مرا در اختیار گرفتند، پس از تاریک شدن هوا به حرکت درآمدند و مرا نیز با خود همراه کردند، همه آنها سواره بودند و اکثرا دارای اسلحه بودند، طوری حرکت میکردند که گویی مسیر و محل سکونت کدخدا فریدالله را می دانستند و احتمالا کسی بعنوان بلدچی آنان را همراهی میکرد، وقتی به محل منازل عشایری رسیدند، مرا رها کردند و خود ناجوانمردانه به خانه های آنان هجوم بردند". ادامه دارد ...

دو کتاب ارزنده از فخر ادبیات شهرستان دهلران و از مفاخر ادبی استان ایلام؛ دکتر کرم علیرضایی ۲_ ریخت شناسی واژگانی از گویش کُرد
دو کتاب ارزنده از فخر ادبیات شهرستان دهلران و از مفاخر ادبی استان ایلام؛ دکتر کرم علیرضایی ۲_ ریخت شناسی واژگانی از گویش کُردی کلهُری @dehloran_f_a_k

دو کتاب ارزنده از فخر ادبیات شهرستان دهلران و از مفاخر ادبی استان ایلام؛ دکتر کرم علیرضایی ۲_ ریخت شناسی واژگانی از گویش کُردی کلهُری @dehloran_f_a_k

#کتاب باور ها و آیین های اسطوره ای مردم باختر ایران دکتر کرم علیرضایی (هـ. کاسبان) @dehloran_f_a_k
#کتاب باور ها و آیین های اسطوره ای مردم باختر ایران دکتر کرم علیرضایی (هـ. کاسبان) @dehloran_f_a_k

مراسم تودیع و معارفه رییس اداره آموزش و پرورش منطقه موسیان برگزار شد طی حکمی از سوی ایرج زینی وند مدیر کل آموزش و پرورش استان
مراسم تودیع و معارفه رییس اداره آموزش و پرورش منطقه موسیان برگزار شد طی حکمی از سوی ایرج زینی وند مدیر کل آموزش و پرورش استان ، رضا اکرمی به عنوان سرپرست اداره آموزش و پرورش منطقه موسیان منصوب شد./روابط عمومی اداره‌ی آموزش و پرورش منطقه‌ی موسیان رسانه آلبوم دهلران برای استاد رضا اکرمی آرزوی موفقیت دارد.

*🟠نکات بسیار مهم و ریز در رانندگی* مهمترین اصل های رانندگی 1- در رانندگی احتیاط همیشه شرط عقل است . 2- هیچگاه کسی که از شما سبقت می گیرد را به دید دشمن نگاه نکنید  3- در رانندگی هیچگاه عجول نباشید . 1) يکي از بزرگترين اشتباهات، کلاج گرفتن قبل از ترمز کردن در دنده هاي بالاتر از یک هست. اين کار باعث شتاب گرفتن ميشه و باعث ميشه خودرو ديرتر توقف کنه. 2) تو سرعت بالاتر از 60-50 کيلومتر اگه ترمز خيلي شديد بزنيد امکان قفل شدن لاستيکها وجود داره. پس ترمز رو چند بار بگيرين و ول کنين. 3) براي متوقف کردن يا کم کردن ناگهاني سرعت خودرو، دننده معکوس خيلي مي تونه مفيد باشه. 4) تو پيچ هاي تند به خودرو فرمون تيز ندين. 5) هيچ وقت موقع نزديک شدن به مقصد از دقت خود کم نکنيد. 6) بعضي جاها اينقدر شيب زياده که ترمز دستي جواب نميده و شما هر کاري ميکنيد که با نيم کلاچ اتومبيل رو بالا ببريد نميتونيد در اين حالت کافيه که همزمان با اينکه پاي شما روي ترمز هست کلاچ رو بالا بياريد تا جايي که دور موتور يکي دو ميليمتر بره پايين ولي ماشين نلرزه، حالا تا جايي که مي تونيد گاز بدين و بعد کلاچ رو بالاتر بيارين. 7) هيچ وقت هنگامي که مانعي مثل عابر يا اتومبيل سر راه شما سبز ميشه به ماشين فرمون ندين، تو اين جور مواقع ترمز اولين کاريه که بايد بکنيد. وقتي ترمز ميگيريد (مخصوصآ براي ماشينهاي داراي Abs و مخصوصآ هنگام بارندگي) به وسيله آينه حواستون به ماشين هاي عقبي باشه چون امکان داره اونا نتونن به خوبي شما ترمز کنن يا شايد نفهميدن که بايد ترمز کنن. 9) هيچ ‌وقت هنگامي که به‌شدت عصباني هستيد (مثلا با كسي حضوري يا تلفني دعواتون شده يا هر چيز ديگه) بلافاصله پشت فرمون نشينيد. 10) وقتي با سرعت بالا رانندگي مي کنيد هرچقدر هم که حرفه اي هستيد فرمون رو دو دستي بگيريد. 11) روشن كردن چراغها در هواي گرگ و ميش (هنگام غروب و سحر) و هنگامبارش باران كمك زيادي به ساير رانندگان (مخصوصا افراد عينكي) در ديدنخودروي شما و تخمين فاصله واقعي مي كنه. البته تا حدودی هم میدان دیدشما را بیشتر می کنه. 12) همیشه به فکر حرکت بعدی باشید. 13) در هنگام رانندگی در آغاز بارش باران که جاده خیس نشده و نم دار هست خیلی خیلی احتیاط کنید، ترمز میخ نگیرین و سرعت بالا هم نرین. 14) وارد شدن به شانه خاكي جاده با سرعت بالا=انحراف و چپ شدن خودرو. 15) بطری آب، آچار، قفل فرمون یا هر چیز دیگه رو طوری تو ماشین بذارید که امکان افتادنش زیر پای راننده نباشه، چون ممکنه ناگهان بره زیر پدال ترمز و وقتی که نیاز به ترمز کردن دارین نتونین ترمز کنید. 16) هر چقدر هم حرفه ای باشید راننده های دیگه ممکنه همه معادلات شما رو به هم بزنن. (تو یه مصاحبه از شوماخر پرسیدند شما در اتوبانهای بین شهری و داخل شهری هم آرتیست بازی انجام میدید؟ گفت: نه!  گفتند: چطور؟ گفت: از ترس رانندگی راننده های دیگه! همه در سطح من نیستند!) 17) کمربند ایمنی رو قبل از حرکت ببندید نه در هنگام حرکت. همه 18) یکی از اشتباهات راننده ها که میشه اسمش رو خودخواهی گذاشت رانندگی در تمام مسیرها (حتی داخل کوچه) با نور بالاست که این کار شدیدا موجب عدم دید راننده مقابل میشه . راهنمایی و رانندگی شهرستان دهلران

*🟠نکات بسیار مهم و ریز در رانندگی* مهمترین اصل های رانندگی 1- در رانندگی احتیاط همیشه شرط عقل است . 2- هیچگاه کسی که از شما سبقت می گیرد را به دید دشمن نگاه نکنید  3- در رانندگی هیچگاه عجول نباشید . 1) يکي از بزرگترين اشتباهات، کلاج گرفتن قبل از ترمز کردن در دنده هاي بالاتر از یک هست. اين کار باعث شتاب گرفتن ميشه و باعث ميشه خودرو ديرتر توقف کنه. 2) تو سرعت بالاتر از 60-50 کيلومتر اگه ترمز خيلي شديد بزنيد امکان قفل شدن لاستيکها وجود داره. پس ترمز رو چند بار بگيرين و ول کنين. 3) براي متوقف کردن يا کم کردن ناگهاني سرعت خودرو، دننده معکوس خيلي مي تونه مفيد باشه. 4) تو پيچ هاي تند به خودرو فرمون تيز ندين. 5) هيچ وقت موقع نزديک شدن به مقصد از دقت خود کم نکنيد. 6) بعضي جاها اينقدر شيب زياده که ترمز دستي جواب نميده و شما هر کاري ميکنيد که با نيم کلاچ اتومبيل رو بالا ببريد نميتونيد در اين حالت کافيه که همزمان با اينکه پاي شما روي ترمز هست کلاچ رو بالا بياريد تا جايي که دور موتور يکي دو ميليمتر بره پايين ولي ماشين نلرزه، حالا تا جايي که مي تونيد گاز بدين و بعد کلاچ رو بالاتر بيارين. 7) هيچ وقت هنگامي که مانعي مثل عابر يا اتومبيل سر راه شما سبز ميشه به ماشين فرمون ندين، تو اين جور مواقع ترمز اولين کاريه که بايد بکنيد. وقتي ترمز ميگيريد (مخصوصآ براي ماشينهاي داراي Abs و مخصوصآ هنگام بارندگي) به وسيله آينه حواستون به ماشين هاي عقبي باشه چون امکان داره اونا نتونن به خوبي شما ترمز کنن يا شايد نفهميدن که بايد ترمز کنن. 9) هيچ ‌وقت هنگامي که به‌شدت عصباني هستيد (مثلا با كسي حضوري يا تلفني دعواتون شده يا هر چيز ديگه) بلافاصله پشت فرمون نشينيد. 10) وقتي با سرعت بالا رانندگي مي کنيد هرچقدر هم که حرفه اي هستيد فرمون رو دو دستي بگيريد. 11) روشن كردن چراغها در هواي گرگ و ميش (هنگام غروب و سحر) و هنگامبارش باران كمك زيادي به ساير رانندگان (مخصوصا افراد عينكي) در ديدنخودروي شما و تخمين فاصله واقعي مي كنه. البته تا حدودی هم میدان دیدشما را بیشتر می کنه. 12) همیشه به فکر حرکت بعدی باشید. 13) در هنگام رانندگی در آغاز بارش باران که جاده خیس نشده و نم دار هست خیلی خیلی احتیاط کنید، ترمز میخ نگیرین و سرعت بالا هم نرین. 14) وارد شدن به شانه خاكي جاده با سرعت بالا=انحراف و چپ شدن خودرو. 15) بطری آب، آچار، قفل فرمون یا هر چیز دیگه رو طوری تو ماشین بذارید که امکان افتادنش زیر پای راننده نباشه، چون ممکنه ناگهان بره زیر پدال ترمز و وقتی که نیاز به ترمز کردن دارین نتونین ترمز کنید. 16) هر چقدر هم حرفه ای باشید راننده های دیگه ممکنه همه معادلات شما رو به هم بزنن. (تو یه مصاحبه از شوماخر پرسیدند شما در اتوبانهای بین شهری و داخل شهری هم آرتیست بازی انجام میدید؟ گفت: نه!  گفتند: چطور؟ گفت: از ترس رانندگی راننده های دیگه! همه در سطح من نیستند!) 17) کمربند ایمنی رو قبل از حرکت ببندید نه در هنگام حرکت. همه 18) یکی از اشتباهات راننده ها که میشه اسمش رو خودخواهی گذاشت رانندگی در تمام مسیرها (حتی داخل کوچه) با نور بالاست که این کار شدیدا موجب عدم دید راننده مقابل میشه . راهنمایی و رانندگی شهرستان دهلران

#مجموعه_طنز #طنز_روز بابا @dehloran_f_a_k