صداوسیمای مرکزی قشقایی(استریوچناران آوای خوش)
Open in Telegram
صدا و سیمای قاشقایی کانالی متفاوت فرهنگی اجتماعی سیاسی آموزش شیوه نوشتاری زبان تورکی شعر موسیقی کلیپ عکس داستان کوتاه طنز دلنوشته سخنان ناب به زبان قشقایی ارتباط با ادمین ⬇️ +989176070739
Show more380
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+130 days
Posts Archive
«ایلدن ایله سئوگی اولار…
صدای امروزِ قشقاییها، صدای پاسداری از هویت، فرهنگ و اصالتی است که قرنها کنار دیگر ایلهای ترکِ ایران، ستونهای این سرزمین را نگه داشته است.
کارزار مطالبه استان قشقایی نه یک حرکت سیاسی، بلکه پیگیری یک حقِ هویتی، فرهنگی و مدیریتی است؛ حقی که بر پایهی شفافیت، قانونمداری و سابقهی درخشان این ایل بزرگ شکل گرفته است.
ما بچاقچی ها/بیچاقچیها، که خودمان هم ریشه در همان تاریخ مشترک ترکان داریم، از هر حرکتی که به تقویت هویت، خودگردانی محلی، عدالت منطقهای و شنیدهشدن صدای ایلها کمک کند، حمایت میکنیم.
قشقایی امروز ایستاده است؛
با نام نیک ۳۵۰۰ شهید، با میراث رشادت در دفاع از ایران، و با مطالبهای قانونی و روشن.
اگر خواستید همراهی کنید، لینک کارزار:
🌐 karzar.net/274888
یاشار اولسون ایللر!
یاشار اولسون تورکون کیملیگی و ایللرین بیرلیگی…»
https://t.me/Bichaghchis
https://www.karzar.net/274888
ایل تورا صدا میزند
نام شکوهمند اصالت و فرهنگ و هویت قشقایی
پاسدار خاک ایران زمین از زمان مغولان تا جنگ تحمیلی و دفاع مقدس و جنگ دوازده روز به پاسداری و معامله باجان ۳۵۰۰ شهید والا مقام قشقایی بدون هیچ چشم داشتی به امضا کارزار مطالبه قانونی نشان از قانون مداری قشقایی است
عزیزان قشقایی لطفا دریغ نکنید
💥استعمار ذهنی؛ زنجیرهای نامرئی که انسان را محدود میکنند
روزی به مردم آفریقا گفته بودند که «شما زادهٔ آمیزش انسان و میمون هستید» و آنقدر این سخن را تکرار کردند که خودشان هم باور کردند. وقتی «استعمار ذهن» شکل میگیرد، دیگر نیازی به زنجیر و قفس نیست.
سالها شستوشوی فرهنگی و تحقیر نظاممند، باعث شد برخی ملتها حتی «انسان بودن» خود را از نگاه استعمارگر تعریف کنند. همانطور که در «سفرنامهٔ برادران امیدوار» آمده، تکرار تحقیر میتواند به «درونیسازی تبعیض» بینجامد؛ زخمی خاموش که در اعماق روح حک میشود.
تا وقتی از تاریخ، فرهنگ و قهرمانان خود (بابک، کوراوغلو، قوچاق نبی…) بیخبر باشیم، ناخودآگاه در تاریخ دیگران (کوروش، داریوش…) حل میشویم؛ سرنوشتی که جامعهشناسان آن را «بیگانگی فرهنگی» مینامند، گم شدن در آیینهٔ دیگری.
«بیتیک»
❤️اوخویا ن افتخار آذربایجان استاد دهقان ❤️داستان کوراوغلو شماره ۱🌹🌹گروه عاشقان استاد دهقان 🌹🌹بمدیریت فرهاد دهقان لینک گروه👇👇👇 https://t.me/ashig_dehgan
تاری آدینان
عزیزان هم ایلی
ما قشقایی ها را بجز خودمان فریاد رسی نیست
قومی که جغرافیایی بنام خودش نداشته باشد روز به روز رو به زوال و نابودی خواهد رفت
نداشتن استان برابر با نداشتن. رسانه نداشتن حق شهروندی نداشتن بودجه سالانه کشوری (فرهنگی، ادبیات، تاریخ ،)
نداشتن استان مساوی با از بین رفتن و تاراج داشته های فرهنگی خاصه ما
کشور ژاپن در کتب درسی مدارس از سخت کوشی و هنر دستبافت های زنان قشقایی به عنوان الگوی هنری برای آینده دانش آموزان خود استفاده و تدریس میکنند
و ما بخاطر نداشتن رسانه و استان و بودجه حمایتی این هنر را داریم از دست میدهیم
دست به دست هم دهیم پیگیر خواسته قانونی و حقوق انسانی خود باشیم
اگر ملاک تقدیم شهید به کشور و نظام است که ایل قشقایی ۳۵۰۰ شهید تقدیم کرده
اگر ملاک مسلمانی و شیعه گری باشد باز هم ما میراث داران مذهب تشیع هستیم
اگر ملاک وطن پرستی باشد پرونده ما در این موضوع قطور تر از همه گان میباشد
از آسمان کسی به زمین نازل نمیشود پیگیر حق و حقوق من و شما باشد
تا زمانیکه ما فارغ از هر نوع دیدگاه سیاسی یا تفکرات مختلف همه با هم پیگیر این مهم نباشیم متضرر تمامی سلایق و طیف های فکری قشقایی میباشد و در آینده شرمنده فرزندان خود خواهیم شد
✍🏻 صمد آوای خوش
🔴✍🏻 برچسب پانتورکیسم
برچسب «پانترکیسم» در واقع ابزار سرکوبی است که توسط جریانهای تورکستیز برای توجیه سیاستهای حذف هویتی و انکار حقوق تورکها در سراسر منطقه به کار گرفته میشود.
این برچسب چیزی جز یک ابزار برای خاموشکردن صدای دادخواهی تورکها و توجیه سیاستهای حذف هویتی آنان نیست. تورکها در تاریخ منطقه هیچگاه متجاوز، زمینخوار یا توسعهطلب نبودهاند؛ بلکه همیشه قربانی سیاستهای جابجایی اجباری، تغییر هویت تاریخی و تحمیل فرهنگی بودهاند.
اگر قرار است عدالت برقرار شود، باید بدون تعصب و براساس حقایق تاریخی، تمام سیاستهای قومی و غصبی بررسی شود، نه اینکه هر مطالبه مشروعی با اتهام «پانترکیسم» سرکوب گردد.
برخلاف تصور رایج، هیچگاه در تاریخ معاصر، تورکها در هیچ کشوری از جمله ایران، افغانستان، عراق و.. سیاست توسعهطلبانه، تغییر هویت مکانی یا غصب سرزمینهای دیگران را دنبال نکردهاند؛ بلکه همواره قربانی چنین سیاستهایی بودهاند.
پانترکیسم؛ اتهامی برای توجیه حذف و سرکوب
در قرن اخیر، روسها هزاران تورک را تحت عنوان «پانترکیسم» قتلعام کردند، در ایران بعد از قاجار، سیاستهای تورکزدایی و حذف زبان مادری میلیونها تورکزبان با همین برچسب توجیه شد.
در تاجیکستان هویت ترکی ۴۰ درصد از جمعیت این کشور، مورد انکار قرار گرفت. در افغانستان، تورکها در طول تاریخ نه تنها هیچگاه سیاستی برای تغییر بافت قومی یا تحمیل زبان و فرهنگ خود نداشتهاند، بلکه خود قربانی سیاستهای حذف هویتی، تغییر نامهای تاریخی و حتی محرومیت از حقوق اساسی شهروندی بودهاند.
اگر واقعاً چیزی به نام «پانترکیسم» وجود داشت، باید حداقل یک نمونه از غصب زمین، تغییر نام مناطق یا ستیزه با زبان و فرهنگ اقوام دیگر توسط تورکها در طول تاریخ ثبت میشد. اما برعکس، آنچه به چشم میخورد، نمونههای متعددی از تغییر نامهای تاریخی مناطق تورکنشین، تحریف نام بزرگان تاریخ این سرزمین و حذف هویت فرهنگی آنهاست.
آیا این تورکها بودند که در مزار شریف نام خیابانها و پارکها را از مفاخر خودشان به فردوسی تغییر دادند؟ آیا این تورکها بودند که نامهای نوایی و اولُغبیک را از نام مکاتب حذف کرده تغییر نام دادند یا مهره های ایرانشهریها؟
*داستان کوتاه امروز :*
_ـ یادداشت دیواری_
_اثر هنری پدرم_
پدرم دیگر پیر شده بود. هنگام راهرفتن، اکثراً به دیوار تکیه میداد. بهتدریج، آثار انگشتانش روی دیوارها نمایان میشد — آثاری که نشانهای از ضعف و ناتوانیاش بود.
همسرم از این نشانهها ناراحت میشد. او زیاد شکایت میکرد که دیوارها کثیف شدهاند.
روزی پدرم سردرد شدید داشت. روغن به سرش مالید و طبق عادت به دیوار تکیه داد، که باعث شد لکههای روغن روی دیوار بیفتد.
زنم از این کار ناراحت شد و با لحنی تند به پدرم گفت:
"لطفاً به دیوار دست نزنید!"
پدرم خاموش شد. در چشمانش اندوه عمیقی دیده میشد.
شب گذشته بین من و همسرم مشاجرهای صورت گرفته بود، بخاطر همین چیزی نگفتم.
یعنی، از رفتار بیادبانهی همسرم خجالت کشیدم، ولی چیزی نگفتم.
از آن روز به بعد، پدرم دیگر به دیوار تکیه نداد.
تا اینکه یک روز تعادلش را از دست داد و افتاد. استخوان رانش شکست. عمل جراحی انجام شد، اما بهطور کامل خوب نشد و بعد از چند روز ما را گریان تنها گذاشت.
احساس پشیمانی شدیدی در دلم بود. نگاه خاموش پدرم هنوز هم مرا رها نمیکند. نه میتوانم او را فراموش کنم، نه خودم را ببخشم.
مدتی بعد تصمیم گرفتیم خانه را رنگ کنیم.
وقتی نقاشها آمدند، پسرم که پدربزرگش را بسیار دوست داشت، نگذاشت دیوارهایی که نشانههای انگشتان پدربزرگش را داشتند رنگ شوند.
نقاشها آدمهای فهمیدهای بودند. دور آن نشانهها دایرههای زیبایی کشیدند، طوریکه گویی دیوارها اثر هنری زیبایی بودند.
بهتدریج، آن نشانهها به نشانهی خانهی ما تبدیل شدند.
هر که میآمد، حتماً از آن دیوار تعریف میکرد، اما هیچکس نمیدانست که پشت آن زیبایی، یک حقیقت دردناک نهفته است.
زمان گذشت، و من نیز اکنون پیر شدهام.
روزی هنگام راهرفتن به دیوار تکیه دادم. همان لحظه گذشته به خاطرم آمد — برخورد همسرم با پدرم، سکوت او، و رنج او. خواستم بدون تکیه قدم بزنم.
پسرم که همه چیز را میدید، فوراً پیش آمد و گفت:
"بابا، لطفاً به دیوار تکیه بدهید، وگرنه ممکن است بیفتید!"
سپس نوهام دواندوان آمد و گفت:
"بابا بزرگ، میتوانید از شانهی من بگیرید!"
با شنیدن این حرفها چشمانم پر از اشک شد.
کاش… کاش من هم با پدرم همینگونه مهربانی کرده بودم — شاید هنوز چند روزی بیشتر با ما میماند.
پسرم و نوهام مرا به آرامی تا اتاقم رساندند. بعد نوهام کتاب رسم خود را آورد. نشانم داد که معلمش از یکی از نقاشیهایش زیاد تعریف کرده — آن تصویر، تصویر همان دیواری بود که آثار انگشتان پدرم را داشت.
در پایین آن تصویر، معلم نوشته بود:
"چه خوب است اگر هر کودک با بزرگان خود چنین مهربانی داشته باشد!"
رفتم به اتاقم، و در حالیکه در یاد پدر مرحومم آهسته آهسته گریه میکردم، از خداوند طلب بخشش نمودم.
📚دنیای کتاب📚
گل آی قاصد بیر خبر آپار یارا
ده چاراسیزعاشیق چکیلیر دارا
تقدیر ایده یا کی سن سالدینگ آرا
هم آرپا چایی آغلیر همده سارا
سن گئده لی مینگ سانجی اوزمینگ یارا
گونوم یوخ گئجه گوندوزم ده قارا
گولستانیم هجرینگ نن دوندو خارا
بیلمم بو عشقینگ سونو هارا وارا
یامان بیزی سالمیشنگ آه و زارا
او چوخ سه ودیگ دئمه گینگ قالدی هارا
داغلار باشی کیم باغریم پارا پارا
صمد دئیه ر یوخومدور کارلی چارا
بلکم یارادانیم یتیشه جارا
شاعر : صمدآوای خوش
☘️🌻☘️🌻☘️🍃
ورود تقویم ترکی به گاهشماری ایران (کنونی)
نسیم سعیدی
محمود کاشغری در کتاب دیوان لغات الترک منسوب به قرن پنجم هجری در ذیل کلمه «برس» شرحی دربارهٔ تقویم ترکی آورده که نخستین شرح دربارهٔ این تقویم است.
او مینویسد: ترکان نام دوازده گونه از جانوران را گرفته و بهعنوان نام برای دوازده سال برگزیدهاند؛ سالهای عمر کودکان، تاریخ نبردها و قهرمانیها و دیگر چیزها را با گردش سالهای دوازدهگانه میشمارند و به یاد میسپارند و ریشه آن چنین است که یکی از خاقانان ترک اراده کرده که تاریخ یکی از نبردهای سالها پیش از خود را بداند و در تاریخ وقوع آن اختلاف افتاد. از این رو خاقان در این کار با مردم مشورت کرد و در کنگرهای گفت: «ما سالها را نیز مانند برجهای دوازدهگانه و شمار ماهها، دوازده قرار دهیم و این چونان یادگاری در میان ما باقی بماند».
مردم نیز پذیرفتند. پس آنگاه خاقان به شکار بیرون آمد و فرمان داد حیوانات را به طرف رودخانه «ایلا سو» روان سازند. چندی از حیوانات را شکار کردند و گروهی نیز به داخل آب پریدند. دوازده گونه از حیوانات از آب گذشتند و نام آنها را بر سالها نهادند. حیواناتی چون موش، گاو و.... نخستین این حیوانات سیچقان (موش) بود که نخستین سال است و پس از آن نام یازده حیوان دیگر را برمیشمارد.
او میافزاید: ترکان گویند در هر یک از این سالها حکمتی نهفته است که بدان تفأل میکنند و آن را فرخنده و مبارک میشمارند. مثلاً وقتی سال گاو وارد میشد، نبردها و قهرمانیها فزونی مییافت. در سال مرغ نیز، طعام فراوان شود، اما در میان مردم تشویش و نگرانی پدید آید. سال تمساح (در تقویم اقتباسی فارسی از ترکی سال نهنگ)، باران فروان رخ دهد و تمثیلهای دیگری که هر کدام شرحی دارد.
منبع نگهداری سند: مرکز اسناد و کتابخانه ملی منطقه مرکزی کشور (اصفهان).
با روح زخمی جایی نرو
بوی خون، گرگ ها رو بیدار میکنه...
*دادلی دیلیم*👇🏻
روحونگ یارالی سا
بیر یئره گئدمه
قان ایسی قوردلاری اویاردیر
🟠 تاریخ چگونه وارونه شد؟
از ستایش سلاطین ترک تا تحقیر سیستماتیک در قرن اخیر
✍حسن راشدی
١٣ آذر ١۴٠۴
تاریخنویسان ده قرن گذشته، همانند شاعران فارسیگوی، بارها از عدالت، سیاستمداری و جهانداری پادشاهان ترک سخن گفتهاند. یکی از مهمترین نمونهها، کتاب «راحهالصدور و آیهالسرور» نوشته محمد راوندی (سال ۵۹۹ هجری) درباره آلسلجوق است.
⭐ ستایش تاریخی از #پادشاهان_ترک
راوندی درباره سلطان آلبارسلان مینویسد:
«سلطانی بود با هیبت و سیاست، تازنده و کامکار، دشمنشکن و خصمافکن، بینظیر و جهانگیر...»
و درباره سلطان ملکشاه سلجوقی:
«عدل و سیاست سلطان ملکشاه چنان بود که هیچ کس بیپاسخ نمیمانْد و هر متظلّمی بیحجاب با سلطان سخن میگفت و داد میخواست.»
اینها روایتهای مستقیم تاریخنویسان همان دوران است؛ نه شعار سیاسی امروز.
🔶 چطور از این تصویر به تحقیر #ترکان رسیدیم؟
از زمان پهلوی اول، تاریخ بهتدریج وارونه نوشته شد:
افتخار بر «فارس بودن» و «نژاد آریایی»
ترویج باستانگرایی فارسی و دین زرتشتی
تحقیر سیستماتیک ترکان در فرهنگ رسمی
شکلگیری جریانهای افراطی با محوریت فارسگرایی
در دوره پهلوی دوم حتی #حزب_پانایرانیست با گرایشهای افراطی فارسمحور، بهصورت رسمی فعالیت کرد؛ جریانی که آثار فکری آن هنوز نیز در جامعه دیده میشود.
🔶 چرا حقوق زبانی ترکان انکار میشود؟
این جریانها، بهرغم اینکه حداقل ۴۰٪ جمعیت ایران ترک هستند (بهگفته دکتر علیاکبر صالحی – ۲۸ دی ۱۳۹۰، آنکارا)،
هنوز حق تحصیل به زبان مادری را برای ایشان به رسمیت نمیشناسند.
افراطیون فارس، ترکان ایران را «ترک اصیل» نمیدانند؛ بلکه «ترکشده» معرفی میکنند! و برای اثبات این ادعا، تنها به چند روستای غیرترک در مناطق آذربایجان استناد میکنند.
🔶 پاسخ روشن به ادعای چند روستا
حتی اگر چند روستا در آذربایجان به زبان غیرترکی سخن بگویند، در مقابل:
هزاران روستا
از سهند و ساوالان تا مغان
از زنجان، همدان، ساوه، اراک، تهران، کرج، قم، تفرش و دماوند
از فریدن اصفهان تا جنوب و حتی بخشهایی از استان فارس
همگی ترکی صحبت میکنند.
پس اگر معیار کسروی را بپذیریم، اتفاقاً:
👈 باید گفت زبان ترکی، بومیترین و گستردهترین زبان این پهنه است.
و اگر این معیار را به کل ایران تعمیم دهیم، نتیجه عجیب است:
👈 آنگاه نزدیک به ۹۰٪ جمعیت ایران باید ترکتبار محسوب شوند؛
چون تعداد روستاهای ترکزبان در استانهای غیرترک، چندین برابر روستاهای مورد استناد کسروی است!
🔶 اصل ماجرا چیست؟ زبان بومی یا مهاجر؟
بحثهای «بومی یا مهاجر بودن زبان» در ایران، از نظر حقوق بشر بیمعنا است.
حق آموزش به زبان مادری
یک حق انسانی است، نه هدیهای از سوی حکومت.
بنابراین:
چه ترکهای آذربایجان را بازماندگان سومریان ۷هزار ساله بدانیم،
چه مهاجرانی از آسیای میانه،
و حتی اگر ادعای افراطیون فارس را بپذیریم که «آذریهای قدیم ترکزبان شدهاند»…
در همه این حالتها:
🔥 ترکانِ امروز ایران، به نسبت جمعیتشان – که کمتر از فارسها نیست –
حق دارند از آموزش کامل زبان ترکی از ابتدایی تا دانشگاه،
و همچنین حقوق اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی برابر برخوردار باشند.
این یک مطالبه سیاسی نیست؛
یک حق طبیعی انسانی است.
دونیا بیر یانا آنا بیر یانا
ازل دن آنا اوشاغا یانا
قالخان اولان اۆزوندن گچدیگی
ترک ایله مز گر قانا بویانا
رفیق گران سنگم جواد جان اسکندری کارگردان محبوب ایل قشقایی
غم از دست دادن مادر قابل توصیف نیست این ماتم را به شما و خانواده محترم تسلیت عرض میکنم
ما را در غم خود شریک بدانید
بقای عمر شما عزیزان باشد
✍️صمد آوای خوش
جاجیم باف یا همان کۆجۆ بافت زنان قشقایی
کۆجۆ توخوماک
امپراتوری بزرگ هون شرقی
امپراتوری هون شرقی یکی از بزرگترین امپراتوری های جهان بود که توسط ترکان بنیان نهاده شد ؛ از شرق به کره و از غرب تا دریای خزر را در برداشت؛ پادشاهان هون 435 سال بر حدود یک سوم آسیا حکم راندند .
ترکیب اتنیکی: هون ها ترک بودند و در شمال و شمال غرب چین زندگی می کردند و
از سال 220 قبل از میلاد تا سال 215 پس از میلاد (435 سال) حکومت کردند.
بنیانگذار امپراطوری:
مئته خان بود که (پسر تئومان ) پس از پدرش که از سال 220 قبل از میلاد تا 209 ق.م ریاست اقوام هون تورک را برعهده داشت به قدرت رسید و یک کنفدراسیون قومی را تبدیل به یک امپراتوری بزرگ ساخت که امپراتوری چین هم در مقابله با این امپراتوری عاجز بود !
بعد از مئته خان 39 حکمدار دیگر هون به قدرت رسیدند و پادشاهی کردند .
دیوار بزرگ چین برای مقابله با امپراتوری بزرگ هون و در این دوران ساخته شد .
در یک رویارویی بین مئته و امپراتور چین ، مته با 400 هزار سرباز اردوی 300 هزار نفری چین را از چهار سو به محاصره در می آورد و با وجود امکان جهت شکست کامل چینیان از در صلح وارد می شود و با امپراطور در قبال دریافت برخی امتیازات صلح می کند.
شلیکی در قلب ایرانشهریها
حدود صد سال، یعنی از زمانی که پهلوی بر مسند قدرت نشست، ملل و اقوام غیرپارس در شرایطی نابرابر مورد هجوم و هجمه پانفارسها قرار گرفتند هر چند در این بین ملتهای ترک و عرب بیشتر از بقیه مورد هجوم واقع شده اند اما سایر اقوام هم از توهین و تحقیر این جریان شونیستی بی نصیب نبوده و نیستند. اما زمانی که این ملل و اقوام در اعتراض به لجن پراکنی ایرانشهریها لب به اعتراض و حتی گلایه می گشایند، در بهترین حالت با استدلالاتی مانند "ای بابا اینها فقط شوخیه و محض مزاح و خنده است" یا "من خودم ترکم" مواجه می شوند
اما اگر قضیه برعکس شده و جای پارس و غیر پارس عوض شود، روال کار بکلی تغییر می کند و دیگر مزاحی در کار نخواهد بود و مسئله قومی، تبدیل به مسئله ملی! می شود
بعنوان مثال زمانی که حتی یکی از خودشان، مانند مهران مدیری، آنهم از سر حب و دوستی اسم سگش را کوروش می گذارد یا اینکه مهرانی دیگر که غفوریان باشد درفش کاویانی! را به جهت تبلیغ باستانگرایی بعنوان هدف در مسابقه انتخاب می کند فریاد وا مصیبتای جریان شونیستی به آسمان بلند می شود که تاریخ و مشاهیر ایرانیان (شما بخوانید پارسیان) مورد اهانت قرار گرفته است
🔴 کنایه سنگین یعقوب صدیق جمالی، کارگردان تئاتر فاخر کوراوغلو به افراد سادهلوح متاثر از جریانات ترکستیز:
«برای من سوال شده است که چرا هر وقت میخواهیم در این شهر [تبریز] نمایشی کار کنیم، یک عده متاسفانه از روی عمد یا سهوا میگویند که رقص برای ما نیست، آشېق [نوازنده ساز قوپوز] برای ما نیست، ساز برای ما نیست، کوراوغلو برای ما نیست، فلان برای ما نیست، بهمان برای ما نیست! ما آخر ندانستیم چه چیزی برای ماست! اگر اینها را از ما بگیرید ساسی مانکن میماند! تتلو میماند!»
#ایران
#ترک
#آذربایجان
#قشقایی
#بیچاقچی
#افشار
#آنادیلی-
#تورک_دیلی
#زبان_مادری
#زبان_تورکی
#آنا_دیلیمیزی_قورویاق
#صمد_آوای_خوش
#صداوسیمایقشقایی
https://t.me/avay_khosh
اگر یک نفر را بکشی،
اعدامت میکنند،
اما اگر با بمب هزاران نفر را بکشی،
بهت مدال میدن!
*دادلی دیلیم👇🏻*
بۆگۆنکی دونیا دا
بیر کیمسه یی اۆلدۆرسنگ
سنی دارا آسالار
آما سۆۆی قیریم اینن مینگلر آدامی اۆلدورسنگ سنه
ایفتخار مدالی وئره لر
✍🏻چارلی_چاپلین
کیبورد پیمان کریمی
ویلون نازلی عمیم
گۆزل حضرتی
گل دختر روح اله جان
🎥«تو باشکند آذربایجان شرقی یک معلم جوان پیداشده که دارد قانون بازی را عوض میکند.
ریاضی را نه با ترس، نه با سختی؛ با شعر #تورکی و دلِ گرم یاد میدهد.
کاری ساده نیست…
اما برق چشم بچهها ثابت میکند که همین راه درست است.» 🫶
