صداوسیمای مرکزی قشقایی(استریوچناران آوای خوش)
Open in Telegram
صدا و سیمای قاشقایی کانالی متفاوت فرهنگی اجتماعی سیاسی آموزش شیوه نوشتاری زبان تورکی شعر موسیقی کلیپ عکس داستان کوتاه طنز دلنوشته سخنان ناب به زبان قشقایی ارتباط با ادمین ⬇️ +989176070739
Show more380
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+130 days
Posts Archive
*تاری آدینان*
🏴🏴🏴
*درگذشت فرنگیس بی بی کشکولی همسر داریوش خان بهادری قشقایی*
*چریک غیور ایل را به عموم ایل سرفراز قشقایی تسلیت عرض میکنم روحشان شاد و یادشان گرامی باد*
🏴🏴🏴🏴
✍️صمد آوای خوش
💥کتابسوزان ۲۶ آذر ۱۳۲۵؛ نماد عریان سرکوب هویتی و نسلکشی فرهنگی
۲۶ آذر ۱۳۲۵ یکی از سیاهترین روزهای تاریخ ملت آزربایجان است؛ روزی که رژیم پهلوی با پشتیبانی قدرتهای خارجی، جنگی تمامعیار علیه هویت ملی، زبان مادری و موجودیت فرهنگی آزربایجان به راه انداخت. «جشن کتابسوزان» نه یک اقدام اتفاقی، بلکه بخشی از یک سیاست آگاهانه و برنامهریزیشدهی نسلکشی فرهنگی و استعمار برای درهم شکستن ارادهی ملت آزربایجان و نابودی دستاوردهای حکومت ملی آزربایجان بود؛ حکومتی که تجلی خواست تاریخی این ملت برای ادارهی سرنوشت خویش به شمار میرفت.
چند روز پس از سرکوب خونین حکومت ملی آزربایجان، دولت مرکزی با هدف ریشهکن کردن زبان و فرهنگ آزربایجانی، در سراسر شهرها و روستاهای آزربایجان دست به کتابسوزی گسترده زد. تمامی کتابهای درسی و آثار فرهنگی که به زبان تورکی آزربایجانی چاپ شده بودند، به آتش کشیده شدند. این اقدام، مصداق بارز نسلکشی فرهنگی بود؛ تلاشی سازمانیافته برای نابودی ابزارهای انتقال هویت، حافظهی تاریخی و آگاهی ملی، و قطع پیوند نسلهای آینده با زبان مادری و ریشههای فرهنگی خود. ملت آزربایجان این جنایت ملی و فرهنگی را هرگز از حافظهی جمعی خود پاک نخواهد کرد.
در تبریز، قلب تپندهی آزربایجان، کتابسوزی در میدان ساعت، میدان شهرداری، دانشسرای تبریز و دهها مدرسه انجام گرفت. بنا به روایت شاهدان عینی، کودکان و دانشآموزان را به صف کرده و آنان را مجبور میساختند تا برای اجازهی ادامهی تحصیل، کتابهای درسی تورکی خود ـ بهویژه کتاب «آنادیلی» (زبان مادری) ـ را با فریاد «زندهباد شاه» به آتش بیندازند. این صحنهها، جلوهای عریان از نسلکشی فرهنگی از طریق تحقیر، اجبار و خشونت روانی بود؛ جایی که حتی کودکان نیز به ابزار اجرای سیاست انکار هویت بدل شدند. بسیاری از دانشآموزان به دلیل امتناع از این اقدام ضدملی، بهشدت مورد ضربوشتم قرار گرفتند و حتی با آتش مجازات شدند.
ابعاد این جنایت فرهنگی و نسلکشی هویتی چنان گسترده بود که دود حاصل از سوزاندن کتابهای تورکی، ساعتها آسمان تبریز را پوشاند. همزمان، در میدان دانشسرای تبریز شماری از جوانان آزربایجانی به دار آویخته شدند و بنا بر برخی گزارشها، چندین معلم ملیگرا زندهزنده در آتش سوزانده شدند. در شهرهای تبریز، اورمو، زنجان، اردبیل و دیگر مناطق آزربایجان، خانههای روشنفکران و مبارزان ملی ـ صرفاً به جرم دفاع از زبان، فرهنگ و حقوق ملی ـ همراه با خانوادههایشان به آتش کشیده شد. این اقدامات، پیوند سرکوب فیزیکی با نسلکشی فرهنگی را بهروشنی نشان میدهد. در همان روزها، دانشگاه تازهتأسیس آزربایجان نیز توسط نیروهای اشغالگر تخریب گردید؛ اقدامی که بیانگر هراس حکومت از تولید آگاهی و تداوم فرهنگ ملی بود.
جشن کتابسوزان پس از ۲۶ آذر نیز برای روزها ادامه یافت. دولت مرکزی در راستای سیاست یکسانسازی اجباری و تداوم نسلکشی فرهنگی، چاپخانههای آزربایجانی را تعطیل کرد، آموزش به زبان تورکی آزربایجانی را ممنوع نمود و با تحمیل کتابهای درسی فارسی، آموزش تکزبانه را بر ملت آزربایجان تحمیل کرد. این سیاستها بخشی از پروژهی بلندمدت انکار ملت آزربایجان و استحالهی هویتی آن بود.
ملت آزربایجان این فاجعهی ملی، این نسلکشی فرهنگی، و این یورش سازمانیافته به زبان مادری و هویت تاریخی خویش را هرگز فراموش نخواهد کرد. زیرا ملتی که حافظهی تاریخی دارد، با کتابسوزی، سرکوب و دار خاموش نمیشود.
«ارکین وطن اوغلو»
حلب شهرینن گلمیشم، اَنهمن غریبم غریب
قطعه ای از منظومه شاه صنم و غریب
با هنرنمایی استاد: #نعمت_الله_زنبیلباف
#موسیقی_مقامی_ترکان_خراسان
🎧@turkanxorasan
*امپراتور دریا و خشکی: محمدعلی خان ضرغامی کشکولی و قدرتهای محلی در جنوب ایران*
بر اساس اسناد و تصاویر ارائهشده، میتوان پژوهشی تاریخی را ترسیم کرد که بر نقش قدرتهای محلی، بهویژه ایل کشکولی و شخص محمدعلی خان ضرغامی، در شکلدهی به تاریخ جنوب ایران و خلیج فارس متمرکز است. این مقاله بر پایهی شواهد متنی و ارجاعات به آثار پژوهشگرانی چون ویلم فلور و نیز روایتهای محلی تنظیم شده است.
*مقدمه: زمینهای از قدرت در حاشیهی حکومت مرکزی*
دورهی ضعف دولت مرکزی قاجار، بهویژه در سدههای ۱۸ و ۱۹ میلادی، فرصتی برای ظهور و تثبیت ساختارهای قدرت محلی و منطقهای در ایران فراهم آورد. جنوب ایران، با دارا بودن کرانههای استراتژیک خلیج فارس و شبکههای تجاری زمینی و دریایی، به عرصهای حیاتی تبدیل شد که در آن «قدرت فقط در پایتخت معنا نداشت». در این بستر، شخصیتهایی پا به عرصه گذاشتند که «نه تاج داشتند نه تخت»، اما نفوذشان از «خشکی تا دریا» گسترده بود.
*محمدعلی خان ضرغامی کشکولی: تجسم یک قدرت مستقل منطقهای*
اسناد به وضوح از محمدعلی خان ضرغامی، از بزرگان ایل کشکولی، به عنوان چهرهای محوری یاد میکنند. لقب تمثیلی «امپراتور دریا و خشکی» که در منابع تاریخی مانند کتاب «خلیج فارس: پیوندها با پشتسرزمین» (The Persian Gulf Links with the Hinterland) اثر ویلم فلور به او نسبت داده شده، صرفاً یک عنوان تشریفاتی نیست، بلکه توصیفی است از واقعیتی تاریخی:
*تسلط بر خشکی:* او مسیرهای کاروانی حیاتی مانند راه بوشهر به کازرون را کنترل میکرد، امنیت مناطق عشایری را تأمین مینمود و با ایجاد صلح نسبی میان طوایف، نفوذ خود را تثبیت کرد.
*تسلط بر دریا* : نفوذ او به بنادر محلی و مسیرهای تجاری دریایی خلیج فارس کشیده شد. این کنترل دوگانه، امنیت و رونق تجاری را برای منطقه به ارمغان آورد و پایههای قدرت اقتصادی خاندانش را استحکام بخشید.
*ماهیت قدرت: غیررسمی اما تعیینکننده*
نکتهی جالب در مورد چنین شخصیتهایی، ماهیت غیررسمی ولی بسیار مؤثر قدرت آنان است:
*فاقد عنوان رسمی:* محمدعلی خان هیچ مقام رسمی از سوی دولت قاجار نداشت.
· فراتر از شاه در عمل: همانگونه که در سند اشاره شده، «برای نویسندگان و مأموران خارجی، چنین شخصی شاه نبود. اما از شاه قویتر عمل میکرد». قدرت او نه از فرمان پادشاه، که از شبکههای خویشاوندی، کنترل منابع اقتصادی و توانایی بسیج اجتماعی نشأت میگرفت.
· تعامل استراتژیک با مرکز: او با حکومت قاجار تعامل میکرد و ظاهراً احترام میگذاشت، اما این کار را عمدتاً برای «جلوگیری از تهاجمات رسمی» و حفظ استقلال عمل خود و ایلش انجام میداد. او نمونهای از الگوی «همکاری اما مستقل» با حکومت مرکزی بود.
*میراث پایدار: از تاریخ شفاهی تا پژوهشهای آکادمیک*
اقدامات محمدعلی خان میراثی ماندگار بر جای گذاشت:
· تثبیت خاندان: قدرت و نفوذ خانوادۀ ضرغامی و ایل کشکولی برای نسلها پس از او حفظ شد.
· حافظهی جمعی: او در میان مردم جنوب ایران به عنوان رهبری قدرتمند و شجاع («ضرغام عشایر») remembered شد و لقبهای تمثیلیاش در روایتهای محلی و کتابهای غیررسمی زنده ماند.
· ثبت در تاریخنگاری: کار پژوهشگرانی مانند ویلم فلور که آثار گستردهای درباره تاریخ اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خلیج فارس و ایران دارد (همانگونه که در فهرست کتابهایش دیده میشود)، به مستندسازی این گونه قدرتهای محلی و نقش آنان در شبکههای گستردهتر منطقهای کمک شایانی کرده است. کتاب تخصصی او با همکاری دیگران درباره پیوندهای خلیج فارس و پشتسرزمین، بستر مناسبی برای تحلیل عینی نقش آفرینانی مانند محمدعلی خان فراهم میآورد.
*نتیجهگیری*
دوران فعالیت محمدعلی خان ضرغامی کشکولی، نمادی از دورهای در تاریخ ایران است که جنوب کشور «حاشیه تاریخ نبود، بلکه یکی از مراکز اصلی قدرت» محسوب میشد. مطالعهی چنین شخصیتها و ساختارهای قدرتی، درک ما را از پیچیدگی حکمرانی در ایران عصر قاجار، اهمیت شبکههای غیررسمی، و نقش تعیینکنندهی مناطق به ظاهر پیرامونی در شکلدهی به رویدادهای کلان کشور عمق میبخشد. این پژوهش نشان میدهد که تاریخ ایران را نباید صرفاً از بالا و از نگاه پایتختنشینان، بلکه باید از حاشیههای پرتلاطم و قدرتمند آن نیز خواند؛ جایی که دریا و خشکی در قامت «امپراتور»های بیتاج و تخت به هم میپیوستند.
💥دیلیمیزین اورژانسی دورومو - ۱۵ دسامبر «دونیا تورک دیلی عائلهسی گونو»ایچین.
بؤیوک فیلسوف و فیلولوژیست؛ لودویگ ویتگنشتاین دئییر: دیل بیر شهر کیمیدیر؛ خیابانلاری وار، میدانلاری وار، کوچهلری وار، بنالاری وار و.... بو شهر دیریدیر، بو شهر هر زمان گلیشمکده و یئنیلَنمکدهدیر آما من او بؤیوک فیلسوفون محضریندن اجازه آلاراق دئییرم؛ دیل شهردن داها چوخ بیر آغاجا بنزهییر. جانلی و قدیم عالملرین دیلیجه؛ ذیحیات و نامی. جانلیدیر و بؤیویوب- گلیشمه گوجو وار. کؤکو (ریشهسی) وار، بورنهسی (گؤوده، بدنه) وار، یوغون بوداقلاری وار، اینجه بوداقلاری وار، تازا تازا شویلری وار، یاپراقلاری وار، چیچک آچار، میوه وئرر.
دیل آغاج کیمی ساغلام اولابیلیر، بؤیویوب چیچکلهنهرک میوه وئرهبیلیر و عکسینه مریض اولابیلیر، قوردلانابیلیر و حتی اؤلهبیلیر و آغاج کیمی یعنی؛ قورویابیلیر.
آغاجدا ناخوشلوق ان اینجه داللاردان باشلار، سونرا یاواش یاواش یوغون بوداقلارا گئچر، سونرا بورنهیه و سونوندا آغاجین کؤکونه اوخار. ناخوشلوق آغاجین کؤکونه چاتینجا آغاجین اؤلومو تماملانار. دیل ده ناخوشلوغا دوشونجه اؤنجه اینجه- اینجه اینجیلرین و دویغوسال و ظریف سوزلرین ایتیرَر، سونرا بو سوز ایتیرمک و ایچدن بوشالماق، اساس سؤزلر و کلمهلره ده وارار. ناخوشلوق بورادا دوروب آرتیق ایرهلیلهمهسه، دیلین دورغون بیر بقاسی اولابیلیر؛ موجود آما غیر نامی؛ جامد؛ داش کیمی. آما ناخوشلوق ایشینه دوام ائدرسه، سرطان متاستاز آشاماسیندادیر دئمک. یعنی دیلین گرامری پوزولماغا باشلار. دیلین گرامر پوزولماسی، ناخوشلوق آغاجین کؤکلرینه چاتیب کؤکلرین قوروما آشاماسی اولاراق، دیل آغاجینین اؤلوم چامی چالینمالیدیر.
بیزیم اوشاقلاریمیز و گنجلریمیز فارسجا یوخسا تورکیه توکجهسینه ماراقلانیرلارسا، بیزیم گنجلریمیز سئوگیلیلریایله، سیرادان اولسالار فارسجا و میللی شعورلاری اولسا تورکیه تورکجهسینده دانیشیرلارسا، قیناما یئری یوخدور. بیزیم تورکجهمیزین اینجه و دویغوسال اینجیلری ایتیب و اینجه داللاری قورویوبدور. ناخوشلوق آرتیق بیزیم دیلیمیزین بؤیوک و یوغون داللارینادا اوخوب و بورنهسینه چاتماغادا آز قالیر. سرطان دیلیمیزین بورنهسینه واریب متاستاز ائتمهمیش، دیلیمیزی قورتارمالیییق، دیلیمیزی قورتاریرساق، کیملیگیمیز و وارلیغیمیزی قورتارمیش اولاجاییق.
ناخوشلوق نه قدر دیلیمیزین کؤکلو، بوداقلی و بارلی آغاجینا دارامیش و اینجهلیکلریندن بؤیوک بیر بؤلومونو قوروتموش اولسادا، تورکجهمیز اوزون- اوزاق تاریخ و چوخ گئنیش بیر جغرافیا صاحبی اولماق سایهسینده، طوبی آغاجی کیمیدیر؛ نئچه جانلی. چیندن اوروپایا و روسیهدن اورتا دوغویا قدر اوزانمیش بیر آغاجلیقدیر تورکجهمیزین باغی. بو گئنیش جغرافیانین هر ائوینده بیر بوداغی وار دیلیمیزین، یئتر کی بو باغین بؤیوکلوگو، بوتونلوگو، زنگینلیگی، کؤکلولوگو، یاشیللیغی و جانلیلیغینی گؤروب ایناناق. بونلاری گؤروب، آنلاییب اینانینجا، نئجه بیر مین بوداق- میلیون کؤکلو آغاجین بوداقلاری اولدوغوموزو باشا دوشوب، دیلیمیزه و کیملیگیمیزه دارایییب اونو محو ائتمکده اولان ناخوشلوغا قارشی چیخاراق، اؤزوموزو دیری دیری توپراغا گؤممکدن (دفن ائتمکدن) اوتانیب واز گئچهجهییک.
کیملیگیمیزین اورتا و اورتاق دیرَگی اولان دیلیمیزدیر. اوجسوز بوجاقسیز بیر اقیانوس، آلتایلاردان قاچقارا و خان تنگریدن قاراداغا سیرا سیرا سیرالانمیش داغلاردیر تورکجهمیز. دیریلیک و وارلیغیمیزین قایناغی، اورتا و اورتاق دیرَگی، توتوناجاق دالیدیر دیلیمیز.
قیزیلی وئریب میس آلماقدا اولانلاریمیزین چوخونون سوچو، اؤزونو تانیماماق، کیملیگینی ایتیرمک و هانسی آغاجین بوداغی اولدوغونو بیلمهمکدیر. دیلیمیزین و کیملیگیمیزین کؤکسال آغاجینی اونو قوروتماغا زورلایان ناخوشلوقدان قورتارماقایچین، هر نهدن اؤنجه و هر نهدن داها چوخ، بیلگی لازمدیر، بیلگی. کیچیمسهمک یا سوچلاماقلادئییل، سئوگی و سایغیایله وئریلن بیلگی. اؤزونو و اؤزلوگونو اؤلدورمکده اولان انسانلاریمیز، اونلارین جانی و روحونا یئرلشدیریلمیش اولان اؤزوندن اؤزگهلشمه ناخوشلوغوندان خبرسیزدیرلر. اونلاری بیلگیلندیرمک و اؤزلرینی اؤزلرینه تانیدیب سئودیرمک لازمدی.
بیز دیل و کیملیک باخیمیندان، آنا آخیمدان آیریلمیش چای، اوقیانوسدان آیری دوشموش گؤل و آنا آغاجیندان قوپاریلمیش بیر دال کیمیییک. تئزلیکله آنا آخیما قاریشمالی، اوقیانوسوموزا قوووشمالی و اونون دالی اولدوغوموز آغاجا باغلانمالیییق. «دونیا تورک دیلی عائلهسی گونو» بو آیریلیقلارا سون وئرمک و قوتسال وصال یولونو باشلاماقایچین اؤنملی بیر اورتاق استاتوسدور.
بورنه (Bürnə): بیزیم لهجهمیزده آغاجین گؤودهسی.
دکتر سیدمرتضی حسینی
فوری:
اولین دیدار با مسئولان برای پیگیری ایجاد استان قشقایی
در ادامهی *آغاز طوفانی کارزار مطالبه ایجاد استان قشقایی* که تنها در کمتر از ۵ روز موفق به ثبت بیش از *۳۲ هزار امضا* شد، امروز جمعی از *فعالان فرهنگی قشقایی با دکتر عزیزی*، نماینده مردم شیراز و رئیس *کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی دیدار و گفتوگو کردند.
در این نشست، فعالان فرهنگی ضمن تشریح مطالبات مردمی، خواستار پیگیری رسمی موضوع ایجاد استان قشقایی شدند. دکتر عزیزی نیز با تأکید بر اهمیت این مطالبه مردمی، *قول همکاری و پیگیری برای احقاق حق نامگذاری استانی به نام قشقایی در صورت تقسیم استان فارس را داد.
اکنون این کارزار وارد مرحلهای تعیینکننده شده است. از مردم شریف و آگاه تقاضا میشود با حمایت گسترده از این حرکت مدنی، تعداد امضاها را به *۱۰۰ هزار امضا برسانند تا گامی مؤثر در مسیر **تحقق استان قشقایی برداشته شود.
لینک کارزار استان قشقایی:
https://www.karzar.net/274888
🇮🇷 *کارزار استان قشقایی حق است ، نه کارِ زار*
بیتردید، کمترین و منطقیترین حق میهنی قشقایی در رنگینکمان اقوام ایرانی، برخورداری از جغرافیایی با نام «استان قشقایی» در ایران زیباست.
البته این موضوع بدعتی نو به شمار نمیآید و از چند منظر قابل تأمل است :
۱- *از منظر تاریخی* : در دوران قاجار و پهلوی اول (پیش از سرکوب اقوام ایران توسط رضاخان) وجود اسناد متعددی عمدتاً با عنوان *بلوکات قشقایی* (همراه با کلمه ایلات که به طوایف قشقایی اشاره دارد) اشاره به وجود مناطق مسکونی تحت کنترل قشقاییها اشاره دارد، ااین اسناد نشان میدهد که تقسیماتی همچون *ولایت قشقایی* ( بر اساس طرح گوستاو-دومورینی) و تبلور آن با عناوینی چون _قلمرو قشقایی، سرزمین قشقایی، منطقه قشقایی_ و ... در آثار نویسندگان بیطرفی چون پیرابرلینگ، ماری ترز، لوئیز بک، ویلیام او.داگلاس،ادوارد اسکات، میخائیل سرگیویچ ایوانف و ... به وجود منطقه عرفی و قانونی این مورد اشاره دارد.
۲- *از منظر مالکیتی* : بیتردید بخش قابلتوجهی از مناطق استان فارس—و نیز استانهایی چون بوشهر و اصفهان—از دیرباز در ید مالکیت ایلخانان قشقایی قرار داشته است. برای نمونه میتوان به سند شمارهٔ ۹۹۷/۴۱۵ ساکما (صورت املاک پسران جانیخان قشقایی) اشاره کرد. با این حال، دو قانون اجباری در دورهٔ پهلوی، یعنی تعویض املاک ورثهٔ اسماعیلخان قشقایی (۱۳۱۱) و خریداری املاک وراث مرحوم اسماعیل قشقایی و مرحوم سهراب بهادری قشقایی (در قالب قانون اصلاحات ارضی ۱۳۴۱)، بهطور مستقیم بر مالکیت آنان تأثیر گذاشت.
۳- *از منظر وسعت* : مناطق اشارهشده در بند دوم، عمدتاً دارای جمعیت غالب قشقایی بوده و در اغلب موارد همچنان تحت بهرهبرداری قشقاییها قرار دارد؛ بهویژه در قالب مراتع ییلاقی و قشلاقی. وجود هزاران پروانهٔ مرتعداری با مجموع مساحتی بالغ بر چند میلیون هکتار، گواه روشنی بر این واقعیت است.
۴- *از منظر اجتماعی*: وجود استانهایی با عناوین قومی (چون لرستان، کردستان ، سیستان و بلوچستان، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد) که موارد اخیر جمعیتی بسیار کمتر از نفوس قشقایی، این حق اجتماعی را برای قوم قشقایی مطرح میکند که از شرایطی برابر در عرصههای عرفی و اجتماعی برخوردار باشد.
۵- *از منظر امنیتی* : شاید پرچالشترین موضوع از دید مردم همین مسئله باشد ااما بر اساس سیاستهای کلان کشور و تأکید رهبر انقلاب:
«تنوع اقوام را ما برای کشورمان یک فرصت به حساب میآوریم، این یک حقیقت است.»
(بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار برگزیدگان استان کردستان؛ ۱۳۸۸/۰۲/۲۴).
هر چند طلایهداری قشقاییها در مصافهای حساس ملی نظیر مبارزه با استعمار، انقلاب مشروطیت، انقلاب اسلامی، دفاع مقدس (با تقدیم بیش از ۴,۰۰۰ شهید) و ... ابهامی در وطن پرستی قشقاییها باقی نمیگذارد ، ایجاد استان قشقایی نیز باعث تعلق خاطر بیشتر قشقاییها به این مرز و بوم شده و از سوءاستفاده معاندین از نابرابری حقوقی آنان جلوگیری خواهد کرد.
پر واضح است که این تقسیمات درخواستی بر اساس *وزارت کشور* جمهوری اسلامی ایران است و نسبت دادن مواردی مضحک چون ~تجزیهطلبی~ ییا القای عدم سلامت عقلی گوینده، یا دشمنی با نظام و ایران در قالب یأس قومی و یک کارِ زار
🤝 با مشارکت در کارزار استان قشقایی، میتوان یکی از خواستههای دموکراتیک، قانونی و سرنوشتساز را تحقق بخشید.
🗳 https://www.karzar.net/274888
🔥 *کانون فرهنگی اوجاق* 🔥
🌎 پروفسور محمدتقی زهتابی از چهرههای شاخص روشنفکری آزربایجان بود که بخش مهمی از عمر خود را صرف پژوهش درباره تاریخ، زبان و هویت تورکان در جغرافیای ایران کرد و بهعنوان منتقد جدی تحریف تاریخ شناخته میشود. آثار و دیدگاههای او نقش قابل توجهی در شکلگیری نگاههای انتقادی به تاریخنگاری ساختگی داشته است.
🔻همزمان با سالروز تولد زهتابی و هشتادمین سالگرد تشکیل حکومت ملی آزربایجان، ویدئویی از سخنان ضبطشده او منتشر میشود که در آن به رابطه نزدیک جعفر پیشهوری با تورکان قاشقایی اشاره میکند؛ روایتی که خود تلاشهای چندینساله برای القای نبودِ پیوند میان قاشقاییها و آزربایجان را به چالش میکشد.
+2
بازتاب کارزار استان قشقایی در سایت صبح مجلس....👆🏻👆🏻
بنام حضرت دوست که هرچه هست از اوست🇮🇷
فرزندان غیرتمند قشقایی !
این روزها لحظههایی رقم میخورد که شاید تا نسلها تکرار نشود. امروز زمان آن است که نام طایفه ما—از کوچکترین جوان تا بزرگترین ریشسفید—در کنار هم، یکصدا و یکدل، برای تشکیل استان قشقایی به پا خیزند.
برادران و خواهرانم!
فرصت کم است… وقت نیست…
امروز امضای تکتک شما نه یک امضا؛ بلکه فریاد یک تاریخ است.
فریاد حقطلبی مردمی که سالهاست با شرافت زیستهاند، با غیرت ایستادهاند و هیچگاه پشت به نام و ریشه خود نکردهاند.
به خدا قسم، امروز روزی است که اگر کودکی ۱۵ ساله قشقایی امضا کند
و در کنار او پیرمرد هشتادساله هم نام بنویسد،
تاریخ به احترام این اتحاد، سر خم میکند.
مردم شریف قشقایی :
اگر میخواهید آیندهای روشن، جایگاهی شایسته و هویتی رسمی و پایدار برای ایلمان ثبت شود،
همین امروز، همین لحظه، امضای شما لازم است.
ما همیشه در میدان اولین بودیم؛
در جنگ، در مهماننوازی، در سخاوت، در شجاعت…
اکنون باید در حمایت از استان قشقایی نیز اولین باشیم.
امضای شما
یعنی امید.
یعنی بیداری.
یعنی فریاد همبستگی.
از همه عزیزان، از کوچک تا بزرگ، خواهش میکنم:
همین الان امضا کنید.
✍️صمد اوایخوش
*https://www.karzar.net/274888*
🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻
https://chat.whatsapp.com/J9NHb9ZdHNl4xdaqzkyajE?mode=hqrc
جئیرانینگ چؤلو هانێ
بۆلبۆلۆنگ گۆلۆ هانێ
بیر سؤروشونگ تاریخدان
قاشقایێ ائلی هانێ
داغلارێنگ شئری هانێ
بیر باخ سن گئری هانێ
ایرانینگ نقشهسینده
قاشقایێنینگ یئری هانێ
کارزار استان قشقایی یا امضاء ائدینگ
https://www.karzar.net/274888
*اَل اَله وئر، دال دالا*
*ائل يولودور يورغالا*
*ائلداشيم، ائله خاطیر،*
*بو كارزاري ايمضالا*
*علم*
*https://www.karzar.net/274888*
🟠 ۲۱ آذر آذربایجان، یک واقعه با دو نگاه متضاد
✍دکتر توحید ملک زاده
۲۰ آذر ۱۴۰۴
هشتاد سال است که ۲۱ آذر وارد تاریخ آذربایجان شده است و به نوعی مبدا تاریخ شده است. سوای مسائل تاریخی، مردم آذربایجان معتقدند اگر تا ۲۱ آذر برف بارید که بارید اگر نبارید که آنسال خشکسالی خواهد بود.
اما ۲۱ آذر ۱۳۲۴ /۱۹۴۵م جریانی است که از دوران مشروطیت و دقیقا قرن بیستم شروع شد.
نفوذ افکار چپی-سوسیالیستی سوسیال دموکرات از روسیه به آذربایجان جناح رادیکال چپ را در آذربایجان بوجود آورد. این جناح به شدت در میان مشروطه چی های آذربایجان نفوذ کرده و تفکر اتحادترقی و مکتب فرانسوی انقلاب را که از طریق عثمانی در غرب آذربایجان رسوخ کرده بود را کنار زد. بدین ترتیب درک آذربایجانی مشروطیت با محوریت سوسیال دموکراسی با سردمداری تقی زاده، حیدرخان عمواوغلی، مرکز غیبی تبریز و ... بوجود آمد. جالب اینکه سوسیال دموکراتهای آذربایجانی در سالهای بعدی به دو دسته مرکزگرا و فدرال خواه تقسیم شدند. محمدامین رسول زاده رهبر جمهوری آذربایجان شد و یار غارش تقی زاده رئیس مجلس ایران. اسماعیل امیرخیزی از نزدیکان ستارخان در دوره رضاخان فارس گرا شد و میرزا محمود غنی زاده سلماسی چون به آلمان رفت وارد جرگه ایرانشهری شد و علیه ترک گرایی مقاله نوشت. بدین ترتیب هم طبقه ائلیت و هم توده مردم به دو طرز تفکر چپ و راست تقسیم شد.
دوران پس از جنگ جهانی اول و کودتای رضاخانی، اوج اقتدار جناح راست مرکزگرای فارس گرا بود. قرائت فارسی از ایران و ایرانی اساس این حکومت بود که به مذاق پاره ای از طبقه ائلیت آذربایجانی خوش نمی آمد. بگیر و ببندهای تفکرات اشتراکی در دوره رضاشاهی و ممنوعیت زبان ترکی باعث بروز خشم علیه پهلوی ها گردید.
طبقه چپ ائلیت آذربایجانی سالهای سال با تفکرات چپ شوروی از قبیل آزادی زبانی و فرهنگی در قالب تز لنین آشنا بوده و یکسان سازی زبانی در ایران را برنمی تافتند. از سالهای ۱۳۱۷ ش با اخراج آذربایجانی های مقیم شوروی که پاسپورت ایرانی را رها نمی کرده و مشهور به مهاجر بودند، این نوع نگاه به فرهنگ و زبان آذربایجانی سنگینی ایجاد می کرد. با تبعید رضاشاه و فروپاشی اقتدار انحصارگرای فارسی، انجمن آذربایجان در تهران با حضور رجال راستگرا تشکیل شد. همزمان ائلیت چپگرای آذربایجان به رهبری پاره ای از مشروطه خواهان چپ، سیاسیون چپگرا نظیر پیشه وری نیز به فعالیت پرداختند.
در انتخابات مجلس، پیشه وری رای اول از تبریز را کسب کرد که اعتبارنامه وی در مجلس اکثرا جناح راست رد شد. لذا پیشه وری به تبریز برگشت و به ساماندهی فرقه دموکرات آذربایجان پرداخت. فرقه دموکرات آذربایجان به فرهنگ و زبان ترکی متمایل بود که این تاکید مورد غضب حزب توده فارسگرا-مرکزگرا بود. در آذربایجان اعضای حزب توده تماما به فرقه دموکرات آذربایجان پیوستند.
در بیانیه ۱۲ شهریور ۱۳۲۴ فرقه دموکرات به نقش زبان ترکی و انجمنهای ایالتی ولایتی که یادگار مبارزات مشروطه خواهان آذربایجانی بود تاکید شد. این فرایند با منافع شوروی همخوانی داشت لذا مورد مخالفت انگلیس و آمریکا بود.
ادامه حوادث منجر به تشکیل مجلس آذربایجان و در ۲۱ آذر ۱۳۲۴ تشکیل حکومت ملی آذربایجان شد که با توجه به نداشتن وزیر خارجه در این هیئت بر ایرانی بودن تحرکاتشان تأکید داشت. در یکسال حکومت دموکراتها، زبان ترکی در مدترس تدریس شد، به اقلیتهای قومی مانند کردها و مذهبی نظیر آشوریها و ارامنه خودمختاری فرهنگی داده شد. در دل آذربایجان جمهوری مهاباد برای اداره امور اکراد تاسیس شد. دانشگاه تبریز نیز تاسیس شد و ...
تمام فعالیتهای فرقه دموکرات الا تاکید به زبان ترکی و تدریس آن در آذربایجان خوشایند احزاب چپ بود ولی تفکر راست مخالف سرسخت این اقدامات بود.
یکسال حکومت فرقه دموکرات در آذربایجان ابعاد بین المللی یافت و به مناقشه جناح چپ جهانی به رهبری شوروی و جناح راست به رهبری آمریکا و انگلیس در شورای امنیت درآمد. با فشار آمریکا، قوای شوروی از ایران خارج شده و فرقه دموکرات در وضع بدی قرار گرفت. فشارهای شوروی به آذربایجان به سازش با تهران نیز مزید علت بود تا قوای تهران به آذربایجان حمله کنند. با باز کردن مرزها توسط شوروی، هزاران خانوار طرفدار و فعال در این حکومت به آنسوی ارس رفتند.
چند روز بعد کتابهای ترکی در شهرهای آذربایجان سوزانده شدند و هزاران نفر کشته، اعدام و یا تبعید شدند.
یکسال بعد پیشه وری در آذربایجان آنسوی ارس کشته شدند.
اولاد این فعالین مهاجر به آنسوی ارس تحت عنوان فرقه دموکرات آذربایجان و جمعیت ایرانیان مهاجر به فعالیتهای فرهنگی خود ادامه می دهند.
امسال هشتادمین سالگرد این واقعه مهم تاریخی در آذربایجان است. به امید روزی که بتوان ماوقع این حوادث را براساس اسناد رسمی بین المللی تجزیه و تحلیل کرد.
أُمِّي يا أَوَّلَ ما نَطَقَتْهُ شَفَتايَ،
أُمِّي يا مِرْهَمَ الرُّوحِ الَّذي دائِمًا يُزِيلُ جُروحَ الزَّمَنِ،
أُمِّي يا نَبْعَ الحَنانِ، يا رَمْزَ العَطاءِ،
أُمِّي أَنْتِ شَمْعَةُ حَياتِي،
أُمِّي أَنْتِ رَفيقَةُ دَرْبي،
أُمِّي أُحِبُّكِ،
أُمِّي يا مَنْ تَمْنَحُ الأَمانَ، يا حِضْنًا دافِئًا،
أُمِّي أَقُولُها بِكُلِّ فَخْرٍ وَاعْتِزازٍ:
عِيدُ مِيلادٍ سَعِيدٌ، وَكُلُّ عامٍ وَأَنْتِ حَبيبَتِي يا أُمِّي.
بو حیاتین دادے سن سن آے آنا❤️
اینسانے بو ایکے سے هئش واخ بوراخماز
اورگین ده کے یارا
یانیندا کے آنا
گونو قوتلو اولسون آنام🫀
https://www.karzar.net/274888
کارزار استان قشقایی
همه ی عزیزان و غیرتمندان قشقایی لطفا امضا کنن
انشالله از ۵۰ هزار امضا عبور کنیم
https://www.karzar.net/274888
ما به عنوان بخشی از خانوادهی بزرگ اقوام ترک در ایران، با افتخار و احساس مسئولیت مدنی، از خواستههای برحق و مشروع ملت قشقایی حمایت میکنیم.
ترکان قشقایی با جمعیتی گسترده و تاریخی درخشان، بخش مهمی از رنگینکمان فرهنگی ایران هستند. مطالبهی مدنی آنان برای داشتن رسانهی مستقل، آموزش زبان مادری و حفظ هویت فرهنگی، نه تنها یک حق قانونی و انسانی است، بلکه گامی در جهت تقویت وحدت ملی و عدالت اجتماعی محسوب میشود.
ما برادران آذربایجانی، در کنار قشقاییهای عزیز ایستادهایم و حمایت معنوی خود را از این کارزار اعلام میکنیم.
امید داریم با همبستگی و اتحاد، این حرکت مدنی به نتیجه برسد و صدای قشقاییها در مسیر تحقق حقوق فرهنگی و اجتماعیشان رساتر شود.
حمایت از کارزار استان قشقایی، حمایت از عدالت، برابری و همبستگی ملی است.
https://t.me/Bichaghchis
