en
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

Open in Telegram
547
Subscribers
+124 hours
+27 days
No data30 days
Posts Archive
‌‌... فروپاشی زیر پرچم مداحی و توهم #حسن_باقری‌نیا در شرایطی که رئیس‌جمهور آمریکا با سفر به عربستان سعودی و قطر قراردادهای بزرگ اقتصادی امضا می‌کند و از پیشرفت کشورهای عربی منطقه خلیج فارس تمجید به‌عمل می‌آورد، ایران روز به روز بیشتر در فقر و ویرانی فرو می‌رود. او با طعنه‌ای تلخ گفت:  عربستان بیابان را به زمین حاصلخیز تبدیل کرده‌ و جمهوری اسلامی، ایران حاصلخیز را به بیابان. این جمله یک شعار سیاسی نیست، بلکه بازتاب عینی واقعیت‌های امروز ایران است. واقعیت این است که حتی کشورهایی چون عربستان که نظام‌شان دموکراتیک نیست، توانسته‌اند با اولویت دادن به توسعه، سرمایه‌گذاری خارجی و ثبات اقتصادی، مسیر پیشرفت را طی کنند. در مقابل، جمهوری اسلامی منابع ایران را نه صرف آبادانی، بلکه خرج پروژه‌های شکست‌خورده‌ی منطقه‌ای در سوریه، لبنان و غزه کرده است؛ ماجراجویی‌هایی که هیچ دستاوردی جز تحریم، انزوای بین‌المللی و فشار معیشتی برای مردم نداشته‌اند. ایران امروز کشوری است با صف‌های طولانی نان و بسته معیشتی، قطعی‌های مکرر برق، مدارس نیمه‌شب! کودکان بازمانده از تحصیل و میلیون‌ها نفر زیر خط فقر. نه تحریم به تنهایی، بلکه سوءمدیریت، فساد مزمن و ترجیح شعار بر کارآمدی، اقتصاد و معیشت مردم را فلج کرده است. در حالی که دیگران برای آینده برنامه‌ریزی می‌کنند، جمهوری اسلامی همچنان در گذشته‌ای موهوم و جنگ‌های نیابتی سرگردان است. با این‌همه، مداحان حکومتی همچنان در توهم رجزهای مذهبی و شعارهای خیالی به‌سر می‌برند؛ آن‌ها که می‌گفتند: "یا حیدر کرار زند نقش به‌زودی، بر پرچم سبز عربستان سعودی"، بهتر است نگاهی به زندگی مردم ایران بیندازند که درگیر ابتدایی‌ترین نیازهای روزمره‌اند. پرچم توهم بر سر نیزه بلند است، اما پرچم رفاه و امید از خانه‌های مردم پایین کشیده شده. زمان آن رسیده که این جماعت به جای ادامه‌ی خیال‌پردازی‌های بی‌پایه، مسئولیت فجایعی را که رقم زده‌اند بپذیرند. تاریخ ایران نشان داده که هیچ حکومتی با اتکا به شعار، فریب و دخالت در امور دیگران، نتوانسته آینده‌ای پایدار برای مردمش رقم بزند. مردم ایران دیگر منتظر وعده نیستند؛ آن‌ها حقیقت را با گوشت و پوست حس می‌کنند. @simar50

همه می گن که تو رفتی همه می گن که تو نیستی همه می گن که دوباره دل تنگمو شکستی دروغه …. https://t.me/NasimAtaei

هوای عشقی با صدای : حامد همایون https://t.me/NasimAtaei

. شب است و خواب به چشمم نميرود، آري دلم گرفته برايت، هنوز بيداري...؟ بدا بحال دلي كه هنوز عاشق توست خوشا بحال كسي كه تو دوستش داري #حامد_فلاحی_راد #شبتون_ماه 💛🦋 https://t.me/NasimAtaei

... چرا گنجشک ها در ایران تخم نمی‌گذارند؟ #مجتبی_لشکربلوکی دانشمندان کانادایی تصمیم گرفتند که دور تا دور تمام قسمت های یک دشت را حصارکشی کنند و راه ورود دشمنان گنجشک ها را ببندند: راکون ها، جغدها، شاهین ها و ... گنجشک ها در امان کامل بودند. بدون هیچ گونه تهدید! اما دانشمندان بلندگوهایی را در برخی نقاط این دشت جاسازی کردند. در گوشه ای از این دشت صداهای معمولی می آمد و در گوشه ای دیگر از این دشت صداهای ضبط شده راکون ها، جغدها و شاهین ها. نتیجه آزمایش باورنکردنی بود: گنجشک هایی که در بخش صداهای ناخوشایند بودند چهل درصد کمتر تخم گذاشتند و آن تخم هایی هم که گذاشتند کوچک تر بود. از آن تخم های کوچک تر، نسبت کمتری هم به جوجه تبدیل شد. برخی از آن جوجه گنجشک ها هم از گرسنگی مردند. چون پدر و مادرشان جرات نمی کردند برای جستجوی غذا خیلی تقلا کنند (منبع: هنر خوب زندگی کردن). یک بار دیگر نتایج را مرور کنید: - میزان تخم گذاری کمتر - تخم های کوچک تر - تبدیل کمتر تخم به جوجه - میزان کمتر زنده ماندن همان معدود جوجه های سر برآورده از تخم ها. این حکایت در مورد انسانها نیز صدق می‌کند. این آزمایش نشان می‌دهد که برای تاثیرگذاری بر یک جامعه یا یک سیستم اقتصادی-اجتماعی، نیازی به تهدید واقعی نیست بلکه همان سایه‌ی تهدید کافیست. ترس و ابهام به اندازه‌ی تهدید واقعی اثرگذار است. ما دو نوع گنجشک مهم داریم که باید زاد و ولد کنند تا چرخهای این مملکت بچرخد. صاحبان ثروت نخبگان علمی و فنی متاسفانه این روزها آنها که می‌توانند می‌روند و آنها که می‌مانند تخمهای کمتر و کوچکتری می‌گذارند و از همان تخمهای کمتر و کوچکتر، جوجه‌های کمتر و ضعیف‌تری می‌ماند و بخشی از این جوجه‌ها نیز می‌میرند.

چه می توان کرد؟ ۱- مدیران ارشد: دولت و مدیران ارشد وظیفه ندارند که بیمارستان بسازند، جاده بزنند، مدرسه داری، بانک داری و بنگاه داری کنند. وظیفه دولت آن است که چیزی را تولید کند که مردم نمی توانند: امنیت! تصویر مثبت و قابل پیش بینی از آینده مهم ترین خروجی حاکمیت است. اگر این تصویر را بدهید گنجشک های مهاجر برخواهند گشت و تخم های بزرگ تر و بیشتری خواهند گذاشت. آنگاه مدرسه ها، بیمارستان ها، بانک ها و بیمه ها دوباره جان خواهند گرفت. و کار نیاز به هنر دیپلماسی و سیاست گذاری هوشمندانه دارد. ۲- اعضای جامعه: وظیفه ما حفظ امید است. اگر در شرایطی باشیم که همه متغیرهای سیاسی و اقتصادی خوب باشد و ما امیدوار باشیم که هنری نیست. امیدواری زمانی معنا دارد و فضیلت است که شرایط دشوار، مبهم و ترس آور است. وظیفه اخلاقی (تاکید می کنم وظیفه اخلاقی) همه ماست که چراغ امید را روشن نگاه داریم. ته دل جوانان را خالی نکنیم. اگر اعتراضی داشتند صبورانه بشنویم و به تخم های گذاشته شده و ثمر نشسته در همین فضا اشاره کنیم. برای من نظام استارت آپی و جوانانی که در شرکت های استارت آپی (نوپا) کار می کنند زیباترین چراغ امید است. هر گاه کسی به من می گوید که کاری نمی شود کرد من هم اسم چند استارت آپ را پشت سرهم ردیف می کنم و می گویم اگر این ها هستند پس هنوز امید هست! نمی شود آرزو کرد که جغدها و شاهین ها نباشند. این سنت هستی است که دشمنی ها باشند. مهم آن است که ما چگونه هنرمندانه دشمنی ها را تبدیل به دوستی یا حداقل به «دشمنی غیرموثر» کنیم و امنیت و امید ایجاد کنیم. تا شقایق هست زندگی باید کرد!

آخرین یاد آرمان گرشاسبی @simar50 #آهنگ

‌‌... برای آرزوهای بر باد رفته چندی پیش در میانه ی روز کلیپ به ظاهر بامزه ای از یک کودک در اینستاگرام دیدم که شیرین زبانی اش کامم را تلخ کرد. دخترک زیبای کم سنی زیر چادرنماز گُل گلی مادر یا مادربزرگش پنهان شده بود. مادر می گفت : خدایا به ما .... دخترک جواب می داد: پول بده مادر دوباره گفت: و دخترک همان پاسخ را تکرار کرد. تا آنجا که مادر مجبور شد، بگوید پول را چندبار گفتی؛ بگو سلامتی بده.‌‌.. این روایت برایم تلخ بود؛ خیلی تلخ ! به زعم من، با دو پارامتر می توان سلامت یک جامعه را اندازه گیری کرد. اول با کودکان ، دوم با هنر . کودکان و هنرمندان آیینه ی تمام نمای سلامت یک جامعه هستند. چه بر سرمان آمده در این چند دهه که پول بر مسند همه چیزمان نشسته؟! به جای آرزو، به جای دعا، به جای عشق، به جای احترام، به جای ده ها مولفه ی دیگر. آنچنان قوی بر این مسند تکیه زده و جا باز کرده که کودکانمان نیز از این بَلیه در امان نمانده اند. از خود می پرسم چطور و از چه زمان این چنین سائل شدیم ؟ و این پاسخ در ذهنم نقش می بندد : از آن زمانکه دو! چه عرض کنم، سگ دو زدیم و نرسیدیم. کار کردیم، نه یکی بلکه چندین کار توامان ولی نتوانستیم زندگی کنیم‌. از آن زمان که مجبور شدیم به جای استراحت و تفریح باز هم کار کنیم. دقیقا از وقتی که خرید مایحتاج معمولی هم برایمان آرزو شد‌، چه رسد به داشتن خانه و پس انداز و درمان ! ما نسل سوخته که نه؛ جزغاله شده ای هستیم با آرزوهای بسیار برباد رفته. ما پول می خواهیم چون بدون آن، از زندگی ساقط می شویم. چون فهمیده ایم با کار شرافتمندانه فقط می شود زنده ماند، نمی شود زندگی کرد. چون دیدیم آنچه را نباید می دیدیم. ما گناهی نداریم فرزندانمان هم ندارند ما تَرکه ی تغییر ناسنجیده ی پدران و پدربزرگ هایمان را خوردیم که وعید نان و برق مجانی دست و دلشان را لرزاند! از ما که گذشت؛ کاش آرزوها و دعاهای فرزندانمان مصون بمانند از این چرکِ کفِ دستِ لعنتی! @simar50

عجیب ولی واقعی ! فرهنگستان #حداد_عادل دیروز یک ارابه‌ی بیماربر با فانوسِ فغان‌کش، بیماری را به وسیله‌ی تن‌کش روان به بخش ما اورد که جوالدوزِ رگ‌گشایش هم، خراب شده بود، مجبور شدیم با صاعقه‌‌افکنِ دل، بیمار را احیا کنیم، البته به دلیل نداشتن هوا‌دان ، از هوادانچه استفاده کردیم و بدین ترتیب بیمار نجات پیدا کرد ! فرهنگستان زبان پارسی  در اقدامی نو معادل فارسی اصطلاحات پزشکی مستعمله در بخش اورژانس را به شرح زیر ارائه داد: آنژیوکت:جَوالدوز رگ گُشا برانکارد: تَن کشِ روان ترالی: توشه ی دوا و تریاق بند فیکس: لگام چسبان دی سی شوک :صاعقه افکن دل اِی ایی دی: صاعقه افکن خودمختار ساکشن: همکِشنده ی برقی آمبولانس: اَرّابه ی بیماربری آژیر: فانوس فغان کش لارنگسکوپ: تیشه ی تنبوشه باز کن گلوکومتر: قندآزما کپسول اکسیژن سانترال: هوادان کپسول اکسیژن پرتابل: هوادانچه @simar50 #جالب

Femme Like You Emma Peters @simar50 #موسیقی_ملل

مزرعه سینا سرلک @simar50 #تصنیف

Soroosh Ziyaei_Bazen bad Mix2.mp33.81 MB