en
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

Open in Telegram
547
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+130 days
Posts Archive

... ناترازی واقعی ناترازی واقعی آنجاست که سازماندهی برای اجرای طرح حجاب اجباری در جامعه به جای مبارزه با فساد و ناکارآمدی  اولویت پیدا کند. بزرگ‌ترین دزدان و اختلاسگران و قاچاقچیان مخدر و سوخت کشور و ماینرهای بلعنده‌ی برق مملکت چه کسانی هستند؟ ناترازی واقعی آنجاست که اجرای پروژه‌ی فیلترینگ و اعمال انواع ممنوعیتها برای تبدیل کشور به بزرگترین قفس روباز جهان به جای ارتباط معقول با جهان و استفاده از ظرفیتهای گردشگری و جذب توریست و سرمایه گذار خارجی اولویت پیدا کند. منافع مالی عظیم فیلترینگ اینترنت و ممنوعیت آزادیهای اجتماعی که مردم برای ساده ترین تفریحات باید روانه کشورهای اطراف شوند به  جیب چه کسانی میرود؟ ناترازی واقعی آنجاست که بکارگیری افراد  کم سواد و سهمیه‌ای و مجیزگویان و ریاکاران در پستها و جایگاه‌های مهم مدیریتی کشور به جای افراد باسواد و توانمند و خوش ذوق اولویت پیدا کند. چه افراد و گروه‌هایی تحت عناوین جهادی و انقلابی از  فرار نخبگان و متخصصین و کارآفرینان به خارج از کشور با اشغال پستهای مدیریتی بیشترین منفعت را برده و با تصمیمات غلط بیشترین خسارتها را به کشور زده اند؟   ناترازی واقعی آنجاست که سیاست خارجی پر هزینهٔ آمریکا و اسراییل ستیزی با پول و اسلحه رسانی به نیروهای نیابتی در منطقه به جای  تعامل با جهان و رفع تحریمها و توسعه‌ی زیرساخت‌ها و نوسازی صنایع و عمران و آبادی و تکمیل پروژه‌های نیمه‌تمام اولویت پیدا کند. بزرگ‌ترین حامی کاسبان تحریم، بزرگ‌ترین مانع سرمایه‌گذاری شرکتهای آمریکایی در زیرساختهای انرژی و نوسازی پالایشگاهها و صنایع فرسوده خودروسازی داخلی پس از امضای برجام که بود؟ @simar50 #ویرایش_اندیشه #سیستم_ناکارآمد

‌‌... مسئلۀ اصلی ایران چیست؟ انیشتین می‌گوید: «اگر به مسئله‌ای بربخورم که یک ساعت برای حل کردنش زمان دارم، پنجاه‌وپنج دقیقۀ اول را صرف فکر کردن به ‌مسئله می‌کنم و پنج دقیقۀ انتهایی‌اش را به حل مسئله می‌پردازم.» وقتی در مسیر زندگی - چه در بُعد فردی و چه در بُعد اجتماعی - به مسئله‌ای برمی‌خوریم، نخستین وظیفۀ ما درک صحیح صورت‌مسئله است. باید ابتدا درد را بشناسیم و پس‌ از آن است که می‌توانیم به‌ سوی درمان درست حرکت کنیم. مسئلۀ اکنون ایران چیست؟ البته که معضلات شایستۀ توجه، بی‌شمارند اما بزرگ‌ترین مسئلۀ ما کدام است؟ نخست بیایید به دو موردی بنگریم که درواقع مسائل ما نیستند اما به‌ غلط توسط رسانه‌ها و به‌ ویژه برخی جریان‌های چپ‌ به‌ عنوان مهمترین مسائل ایران جا زده می‌شوند. قطعاً اقتصاد امروز ایران، ویران است، عده‌ای می‌گویند مسئلۀ سبب‌سازِ این ویرانی، ساختار نئولیبرالیستی اقتصاد است؛ اما آیا به‌ راستی چنین است؟ نه! جمهوری اسلامی یک نظام اقتصادی به‌ شدت بسته و دستوری دارد و بیشتر به نظام‌های اقتصادی کمونیستی شبیه است تا نظام‌های لیبرال.رژیم سعی می‌کند تا همۀ مؤلفه‌های اقتصادی را به‌زور دستور و بخشنامه کنترل کنند، اینکه مدام شکست می‌خورد، موضوع دیگری است. تمامی بنگاه‌های بزرگ اقتصادی کشور به شکلی مستقیم و آشکار یا غیرمستقیم و پنهان، متصل به حاکمیت و نهادهای حکومتی‌اند. محال است بتوانید بدون بازی دادن حکومت یا بخش‌هایی از آن، کسب‌وکاری عظیم در ایران به راه بیندازید. خصوصی‌سازی به معنای واقعی‌اش وجود ندارد، بلکه شرکت‌ها یا کارخانه‌های دولتی با برچسب «خصوصی‌سازی» به قیمتی نازل به نورچشمی‌های غیرمتخصص واگذار می‌شوند. حتی اگر بخواهید کسب‌وکاری کوچک به راه‌ بیندازید، حکومت با گرفتن تعهدهای بسیار از شما، شدیداً کارتان را به خودش گره می‌زند. این نئولیبرالیسم نیست، نقطۀ مقابل نئولیبرالیسم است. ما با یک رژیم به‌شدت تبعیض‌گرا طرفیم، عده‌ای می‌گویند مبنای این تبعیض قومیتی است، آیا درست است؟ البته که تبعیض سیستماتیک وجود دارد اما مبنای این تبعیض، نه قومیتی که مذهبی-ایدئولوژیکی است. مشکل اینجاست که در ایران، حکومتی اسلام‌گرایانه از نوع شیعی‌اش بر سر کار است. ازاین‌روست که زنان بر اساس بسیاری از قوانین عملاً شهروند درجه‌دو محسوب می‌شوند، سنی‌ها به مناصب مدیریتی بالا راه نمی‌یابند، مسیحیان و یهودیان در ساختار قدرت به‌کار گرفته نمی‌شوند و بهاییان و خداناباوران از تحصیل محروم می‌گردند و حتی ممکن است به خاطر باورهایشان، جان و مال خود را هم از دست بدهند و نیز ازاین‌روست که استان‌های عمدتاً سنی‌نشین بیش از همه نادیده گرفته می‌شوند. مسئله البته فقط مذهب تشیع نیست، اگر مثلاً حکومتی از نوع سنی‌اش هم برقرار بود، باز مصیبت داشتیم. راه‌حل این مشکل، سکولاریسم است نه باد کردن قومیت‌گرایی، دیوار کشیدن میان اقوام گوناگون ایران و قرار دادن آن‌ها در مقابل هم. اگر اینها مسائل اصلی ما نیستند، پس مسئلۀ اصلی چیست؟ وقتی مسئلۀ اصلی را به‌درستی دریابیم، راه‌حل‌ها نیز مقابل چشمانمان پدیدار می‌شوند. مسئلۀ اصلی که بسیاری از مردمان عادی کوچه و بازار هم به‌درستی آن را فهمیده‌اند این است: «حکم‌فرمایی یک نظام ایدئولوژیک مذهبی و استبدادی با یک اقتصاد بسته، رانتی و دستوری.» برای حل کردن مسائل بی‌شمار دیگر، نخست باید این مسئلۀ بزرگ را درک کنیم. ما نیازمند برپایی یک حکومت سکولار-دموکرات و بهره‌مند از اقتصاد آزاد هستیم. حکومت باید تا جایی که می‌تواند آزادی‌های اقتصادی شهروندان را تشویق کند و بستر را برای تسهیل سرمایه‌گذاری و داد و ستد با اقتصاد بین‌المللی هموار سازد. جمهوری اسلامی، کشور را ویران کرده، چون عشقی بدان ندارد. او فقط به بقای خودش می‌اندیشد و اهمیتی به اعتلای ایران نمی‌دهد. اگر می‌خواهیم ایران را دوباره بسازیمش، باید قبل از هر چیز عاشقش باشیم. #میثاق_همتی تحلیل‌گر سیاسی @simar50

... مسئلۀ اصلی ایران چیست؟ انیشتین می‌گوید: «اگر به مسئله‌ای بربخورم که یک ساعت برای حل کردنش زمان دارم، پنجاه‌وپنج دقیقۀ اول را صرف فکر کردن به ‌مسئله می‌کنم و پنج دقیقۀ انتهایی‌اش را به حل مسئله می‌پردازم.» وقتی در مسیر زندگی - چه در بُعد فردی و چه در بُعد اجتماعی - به مسئله‌ای برمی‌خوریم، نخستین وظیفۀ ما درک صحیح صورت‌مسئله است. باید ابتدا درد را بشناسیم و پس‌ از آن است که می‌توانیم به‌ سوی درمان درست حرکت کنیم. مسئلۀ اکنون ایران چیست؟ البته که معضلات شایستۀ توجه، بی‌شمارند اما بزرگ‌ترین مسئلۀ ما کدام است؟ نخست بیایید به دو موردی بنگریم که درواقع مسائل ما نیستند اما به‌ غلط توسط رسانه‌ها و به‌ ویژه برخی جریان‌های چپ‌ به‌ عنوان مهمترین مسائل ایران جا زده می‌شوند. قطعاً اقتصاد امروز ایران، ویران است، عده‌ای می‌گویند مسئلۀ سبب‌سازِ این ویرانی، ساختار نئولیبرالیستی اقتصاد است؛ اما آیا به‌ راستی چنین است؟ نه! جمهوری اسلامی یک نظام اقتصادی به‌ شدت بسته و دستوری دارد و بیشتر به نظام‌های اقتصادی کمونیستی شبیه است تا نظام‌های لیبرال.رژیم سعی می‌کند تا همۀ مؤلفه‌های اقتصادی را به‌زور دستور و بخشنامه کنترل کنند، اینکه مدام شکست می‌خورد، موضوع دیگری است. تمامی بنگاه‌های بزرگ اقتصادی کشور به شکلی مستقیم و آشکار یا غیرمستقیم و پنهان، متصل به حاکمیت و نهادهای حکومتی‌اند. محال است بتوانید بدون بازی دادن حکومت یا بخش‌هایی از آن، کسب‌وکاری عظیم در ایران به راه بیندازید. خصوصی‌سازی به معنای واقعی‌اش وجود ندارد، بلکه شرکت‌ها یا کارخانه‌های دولتی با برچسب «خصوصی‌سازی» به قیمتی نازل به نورچشمی‌های غیرمتخصص واگذار می‌شوند. حتی اگر بخواهید کسب‌وکاری کوچک به راه‌ بیندازید، حکومت با گرفتن تعهدهای بسیار از شما، شدیداً کارتان را به خودش گره می‌زند. این نئولیبرالیسم نیست، نقطۀ مقابل نئولیبرالیسم است. ما با یک رژیم به‌شدت تبعیض‌گرا طرفیم، عده‌ای می‌گویند مبنای این تبعیض قومیتی است، آیا درست است؟ البته که تبعیض سیستماتیک وجود دارد اما مبنای این تبعیض، نه قومیتی که مذهبی-ایدئولوژیکی است. مشکل اینجاست که در ایران، حکومتی اسلام‌گرایانه از نوع شیعی‌اش بر سر کار است. ازاین‌روست که زنان بر اساس بسیاری از قوانین عملاً شهروند درجه‌دو محسوب می‌شوند، سنی‌ها به مناصب مدیریتی بالا راه نمی‌یابند، مسیحیان و یهودیان در ساختار قدرت به‌کار گرفته نمی‌شوند و بهاییان و خداناباوران از تحصیل محروم می‌گردند و حتی ممکن است به خاطر باورهایشان، جان و مال خود را هم از دست بدهند و نیز ازاین‌روست که استان‌های عمدتاً سنی‌نشین (کردستان و سیستان و بلوچستان) بیش از همه نادیده گرفته می‌شوند. مسئله البته فقط مذهب تشیع نیست، اگر مثلاً حکومتی از نوع سنی‌اش هم برقرار بود، باز مصیبت داشتیم. راه‌حل این مشکل، سکولاریسم است نه باد کردن قومیت‌گرایی، دیوار کشیدن میان اقوام گوناگون ایران و قرار دادن آن‌ها در مقابل هم. اگر این‌ها مسائل اصلی ما نیستند، پس مسئلۀ اصلی چیست؟ وقتی مسئلۀ اصلی را به‌درستی دریابیم، راه‌حل‌ها نیز مقابل چشمانمان پدیدار می‌شوند. مسئلۀ اصلی که بسیاری از مردمان عادی کوچه و بازار هم به‌درستی آن را فهمیده‌اند این است: «حکم‌فرمایی یک نظام ایدئولوژیک مذهبی و استبدادی با یک اقتصاد بسته، رانتی و دستوری.» برای حل کردن مسائل بی‌شمار دیگر، نخست باید این مسئلۀ بزرگ را درک کنیم. ما نیازمند برپایی یک حکومت سکولار-دموکرات و بهره‌مند از اقتصاد آزاد هستیم. حکومت باید تا جایی که می‌تواند آزادی‌های اقتصادی شهروندان را تشویق کند و بستر را برای تسهیل سرمایه‌گذاری و داد و ستد با اقتصاد بین‌المللی هموار سازد. جمهوری اسلامی، کشور را ویران کرده، چون عشقی بدان ندارد. او فقط به بقای خودش می‌اندیشد و اهمیتی به اعتلای ایران نمی‌دهد. اگر می‌خواهیم ایران را دوباره بسازیمش، باید قبل از هر چیز عاشقش باشیم. #میثاق_همتی تحلیل‌گر سیاسی @simar50

... گورخر آفریقایی یک هفته بعد از ورود به ایران تلف شد. خر اینجا دوام نمیاره حالا به ما میگن مقاومت کنید

photo content
+1

فقط چند ماه! رحیم قمیشی سه ماه، کشور بدون رئیس‌جمهور بود، آنقدر کشور خوب گشت که همه متوجه شدیم مقامات در کشور کاری نمی‌کنند. فقط اوضاع را به هم می‌زنند! تازه فهمیدیم کشور خودبه‌خودی اداره می‌شود. یعنی مردم خودشان اداره‌اش می‌کنند. این چیز عجیبی نیست، سومالی هم همینطور است، اتیوپی، لیبی، یمن، افغانستان، خیلی کشورها بدون حکومت مرکزی می‌گردند، توسعه و آینده‌ای ندارند، اما اوضاع جاری‌شان آنقدرها بد هم نیست. تورم‌شان هم به اندازه ما نیست. من طرفدار سلطنت نیستم، اما محمدرضا شاه چقدر عاقلانه دی ماه ۵۷ تصمیم گرفت مدتی از ایران برود، تا مردم تصمیم‌شان را بگیرند. نمی‌دانم مقامات ما جایی دارند بروند یا نه، فقط برای دو سه ماه! عراق، مسکو، پکن، یا جزایر بیشماری که با پول همه کاری می‌کنند. پول اقامتتان را از خزانه می‌دهیم. کامل! با صبحانه، ناهار شام، حتی میان وعده و چای و میوه مجانی. اصلا همان بهشتی که منتظرید شاید بروید! مگر بهشت را غیر از این برایمان تعریف کرده‌اید؟ البته سخنرانی نکنید، دشمن‌تراشی نکنید، کشورها را تهدید نکنید، خط و نشان نکشید، در کارها دخالت نکنید. جلوی ارتباط مسالمت‌آمیز و پر منفعت دوطرفه با دنیا و بخصوص آمریکا را نگیرید. حجاب حجاب نکنید. وای فلسطین وای اسلام نکنید... اگر دلار از هشتاد هزار تومان به چهل هزار تومان پایین نیامد. اگر مقامات و پولدارهای کشورها برای سرمایه‌گذاری در کشورمان صف نبستند. ایلان ماسک اولین نفر! اگر مردم شادمانه دست به‌دست هم ندادند، برای ساختن ایران. اگر دوده‌های کشنده از شهرها نرفت. اگر با آزاد شدن زندانیان بی‌گناه و برداشته شدن حصر، مردم شادی نکردند. اگر دینداران دعایتان نکردند، که دیگر نمازمان را برای دل خودمان می‌خوانیم. روزه‌مان را به‌خاطر خودمان می‌گیریم، مسجدمان را بخاطر دلمان می‌رویم. آنها که اهل خوشگذرانی هستند هم دعایتان می‌کنند. دیگر همه چیز را دو سه برابر نمی‌خورند! نابینا هم نخواهند شد. جوان‌ها هم پارتی‌هایشان را از زیرزمین می‌آورند روی زمین! به خدا اگر وضع خیلی بهتر نشد. مردم خودشان دوباره برتان می‌گردانند. با عذرخواهی! که ببخشید. مثل الان که می‌گوییم کاش شاه بود!! آن وقت هم شاید بگوییم خامنه‌ای، صدیقی، علم‌الهدی، برگردید!! ما بدون شما درمانده شدیم. فکر می‌کنید یک شوخی است. نه! می‌دانم کارتل‌های حرام‌خور اقتصادی اجازه نمی‌دهند بروید. می‌دانم بسیاری از مقامات تنها عروسک‌هایی هستند در دست عده‌ای با منافعی میلیارد دلاری. اما استعفا که نه، اجازه یک مرخصی چند ماهه هم یعنی ندارید! سفری به یک بهشت زمینی با اقامت و خوراک رایگان و هر آنچه در بهشت به ما وعده داده‌اید! تازه بعدش هم روی دوش مردم لابد برمی‌گردد. لابد مردم خواهند گفت بدبخت شدیم دلار شد صد هزار تومان، تورم شد هشتاد درصد. شما چقدر خوب بودید و ما قدر شما را نمی‌دانستیم. چقدر دلمان برای نماز جمعه‌ها و خطابه‌های اتشین‌تان تنگ شده بود. برای مرگ بر این و آن، برای جنگ با دنیا... ما که وقتی شاه رفت گفتیم حکومتی برپا می‌کنیم پر از عدالت و معنویت، و دیگر به آمریکا باج نمی‌دهیم، و مستشارانشان را بیرون می‌کنیم و اقتصاد را سامان می‌دهیم، دیدیم نشد! فردا شما را هم خواهیم گفت یادش بخیر چقدر انسان‌های خوبی بودید چه بد شد که رفتید خوبست برتان گردانیم! دلمان تنگ‌شان شده برای شما... واقعا شوخی تصورش نکنید! شما بروید آن کارتل‌ها می‌مانند و ما! اگر نتوانستیم کشور را آباد کنیم. حق با شما بوده! برمی‌گردد. با عزت!

Ali Abbasi - Sahel.mp37.35 MB

نفس مهدی یراحی @simar50 #آهنگ

04_Arameshe Pas Az Faryad.mp32.48 MB

... کریستف کلمب ... این سوالِ بی جواب بسیاریست که چرا باید در رسانه و اخبارش و در تریبون و پژواکش اینقدر آمریکا تکرار شود و فقر و فساد و تورم و فرونشست و تحریم و ریزش ریال و اتباع و فرار مغزها و بیکاری و بیچارگی مستاجران و غیره هزاران بار بیشتر از آمریکا تکرار نشود ؟  و سوال دیگر این است که اگر سالها پیش کریستف کلمب آمریکا را کشف نکرده بود سخنرانان چه داشتند برای تحویل دادن به گوش مستمع ؟ اما وقتی نگاهمان را به کشف کریستف تغییر دهیم متوجه علت این تاکید تریبونداران بر روی نام آمریکا میشویم . وقتی قرار باشد آمریکا شیطانی باشد که برای مردم رجیم و برای نورچشمانی نجیب به حساب آید چرا نباید به آن پرداخت ؟ وقتی قرار باشد برای مردم عامل تحریم و برای کاسب تحریم طرف پر منفعت معامله باشد چرا نباید به آن پرداخته شود ؟ وقتی قرار باشد مقصد مسافرانی شود که با گرین کارتی که دارند در ایالتهای ایالات متحده صفا کنند چرا نباید به آن پرداخته شود ؟ وقتی قرار باشد که آمریکای آنور دنیا به متهمی تبدیل شود که همه ی گناهان نکرده را در اینور دنیا به گردنش می اندازند و در تریبونها او را عامل همه ی دردسرهای عظیم معرفی کنند چرا به آن پرداخته نشود ؟ وقتی قرار است با متهم کردن او متهمان اصلی که تصمیم گیران نابلد وطنی هستند تبرئه شوند چرا نباید به آن پرداخته شود ؟‌ بعععععله در تقدیر ماست که تریبونهای مقدس ما از کشف کریستف کلمب بیشتر بگویند تا میراث کوروش و ما سالهاست که عادت کردیم به این عوضی شنفتن ! درست است که آمریکا شیطان است و شیطان را باید سنگ‌ زد و بفرموده سنگش را نباید به سینه زد اما با وجود همه اینها ما و آمریکا به هم وابسته شدیم و دلبسته ی تریبونهایی شدیم که با نمک آمریکا نمکین شده باشد انگار که در این  دهها سال به ضمیر ناخواگاهمان رفته که باید در هر سخنرانی سخن از آمریکا باشد حتی با دیدن تریبون خاموش یاد آمریکا می افتیم ! چه میشود کرد عادت کردیم به شنیدن سخنرانی پر از آمریکا و اگر صاحب تریبونی در گزینش کلماتش کوتاهی کند و از آمریکا کم بگوید در آن صورت آن سخنرانی به ما نمی چسبد و خیلی زود دلمان برای آمریکا شنوی تنگ میشود و همه اش زیر لب میگوییم نمک در نمکدان شوری ندارد دل ما طاقت دوری ندارد ... #علی_قاینی

کریستف کلمب ... ✅ این سوالِ بی جواب بسیاریست که چرا باید در رسانه و اخبارش و در تریبون و پژواکش اینقدر آمریکا تکرار شود و فقر و فساد و تورم و فرونشست و تحریم و ریزش ریال و اتباع و فرار مغزها و بیکاری و بیچارگی مستاجران و غیره هزاران بار بیشتر از آمریکا تکرار نشود ؟  و سوال دیگر این است که اگر سالها پیش کریستف کلمب آمریکا را کشف نکرده بود سخنرانان چه داشتند برای تحویل دادن به گوش مستمع ؟ ✅ اما وقتی نگاهمان را به کشف کریستف تغییر دهیم متوجه علت این تاکید تریبونداران بر روی نام آمریکا میشویم . وقتی قرار باشد آمریکا شیطانی باشد که برای مردم رجیم و برای نورچشمانی نجیب به حساب آید چرا نباید به آن پرداخت ؟ وقتی قرار باشد برای مردم عامل تحریم و برای کاسب تحریم طرف پر منفعت معامله باشد چرا نباید به آن پرداخته شود ؟ وقتی قرار باشد مقصد مسافرانی شود که با گرین کارتی که دارند در ایالتهای ایالات متحده صفا کنند چرا نباید به آن پرداخته شود ؟ ✅ وقتی قرار باشد که آمریکای آنور دنیا به متهمی تبدیل شود که همه ی گناهان نکرده را در اینور دنیا به گردنش می اندازند و در تریبونها او را عامل همه ی دردسرهای عظیم معرفی کنند چرا به آن پرداخته نشود ؟ وقتی قرار است با متهم کردن او متهمان اصلی که تصمیم گیران نابلد وطنی هستند تبرئه شوند چرا نباید به آن پرداخته شود ؟‌ بعععععله در تقدیر ماست که تریبونهای مقدس ما از کشف کریستف کلمب بیشتر بگویند تا میراث کوروش و ما سالهاست که عادت کردیم به این عوضی شنفتن ! ✅ درست است که آمریکا شیطان است و شیطان را باید سنگ‌ زد و بفرموده سنگش را نباید به سینه زد اما با وجود همه اینها ما و آمریکا به هم وابسته شدیم و دلبسته ی تریبونهایی شدیم که با نمک آمریکا نمکین شده باشد انگار که در این  دهها سال به ضمیر ناخواگاهمان رفته که باید در هر سخنرانی سخن از آمریکا باشد حتی با دیدن تریبون خاموش یاد آمریکا می افتیم ! چه میشود کرد عادت کردیم به شنیدن سخنرانی پر از آمریکا و اگر صاحب تریبونی در گزینش کلماتش کوتاهی کند و از آمریکا کم بگوید در آن صورت آن سخنرانی به ما نمی چسبد و خیلی زود دلمان برای آمریکا شنوی تنگ میشود و همه اش زیر لب میگوییم نمک در نمکدان شوری ندارد دل ما طاقت دوری ندارد ... #علی_قاینی

ریمیکس خداحافظ عرفان طهماسبی @simar50 #آهنگ

اشک علیرضا قربانی @simar50 #آهنگ کانال سیمار