547
Subscribers
No data24 hours
+37 days
+130 days
Posts Archive
546
...
حکمرانیِ بیقصه
#محسن_رنانی (۲۹ آذر ۱۴۰۳)
در یادداشت و سخنرانی «حکمرانی بیقصه» گفتم که قصهی انقلاب را بنیانگذار از سال ۴۲ شکلداد و دکتر شریعتی نیز نسخه مدرن آن را تدوین کرد. بنیانگذار اما برای آنکه قصهاش پذیرش حداکثری یابد هیچکس را حذف نکرد. گفتار او چنان بود که در انقلاب اسلامی حتی تودهایها و چریکهای فدایی خلق را نیز زیر عبای خود جا میداد و آنان نیز قصهی آیةآلله را باورکردند و نقش خود را به خوبی بازی کردند.
بعد از انقلاب و قبضهی قدرت، رفتار او البته تغییر کرد و حذفها آغاز شد.
قصهی بنیانگذار اما چنان قوی و جذاب بود، و نقش او چنان در قصهاش جاافتاده بود، که تا پایان عمرِ او، آن قصه در ذهن و زبان اکثریت ایرانیان جاری بود. چنان قوی که حتی قانون اساسیای که خود آیهالله تایید کرده بود و به رای مردم گذاشته بود نیز هیچگاه نتوانست در برابر قصه او، رنگ و معنایی پیدا کند. این که قانون اساسی در ایران تا اینپایه خوار شده است، برای این است که در سایهی حضور بنیانگذار، قانون اساسی هیچگاه فرصت نکرد تا قصهی خودش را خلق کند. سکوتِ تقریبا همهی شخصیتهای سیاسی، علمی، فرهنگی و هنری داخلی (به جز یک نفر) در برابر اعدامهای سال ۶۷ الزاما به علت ترسشان نبود بلکه به علت آن بود که هنوز قصهی آیهالله بر دلها مسلط بود، در حالی که قانون اساسی هنوز قصه نداشت. به گمان من اعدامهای ۶۷ بهمانند شلیک به قلب قانون اساسی و پایان یافتن امکان خلق قصه برای آن بود.
درواقع نه در حضور و نه بعداز بنیانگذار، حاکمان، قانون اساسی را پیمان مقدسی ندانستند؛ پس هر جا به نفعشان بود از آن بهره بردند و هر جا نبود آن را تفسیر کردند و بنابراین ناموس قانون را ضایع کردند و راه تبدیل آن به یک قصهی ملی را بستند. بهاینخاطر است که به گمانم از دل این قانون دیگر نمیتوان قصهی جمعی دیگری برای آیندهی ایرانیان خلق کرد. هر چیزی که باورپذیری قصهاش زایل شود، مثل برندی است که اعتبارش را از دست بدهد، دیگر همان برند را نمیتوان بازسازی کرد.
هر گام حذفیِ پس از انقلاب، بخشی از قصه بنیانگذار را کمرنگ میکرد. قصه آیةالله وقتی دیگر باورپذیری خود را از دست داد که نسل نو متوجه شد که در قصه آیةالله، نقشی برای او دیده نشده و فرصتی برای آن که دنیای خودش را خلق کند به او داده نمیشود. این همان نقطهای بود که نسل نو فریاد زد: «اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا». اگر حاکمان در سالهای ۹۶ و ۹۸ گوش شنوایی داشتند، پیشازآنکه دیر شود، به فکر خلق قصهای تازه و باورپذیر برای خودشان و برای آینده ایران میافتادند.
حاکمان امروز اما هنوز میخواهند نسخههای جدیدی از قصه بنیانگذار را بازتولید کنند. *بگذارید بیپرده بگویم: از این پس، و بویژه بعداز تحولات شام، دیگر هر قصهای که در آن اکثریت مردم ایران بازیگر نباشند، باورپذیر نخواهد بود و در نطفه شکست میخورد.)* جمهوری اسلامی نمیتواند قصهای باورپذیر خلقکند که جنبش مهسا و خواستههای آن و بازیگران آن را نبیند؛ نمیتواند قصهای بنویسد که روشنفکران منتقد، زندانیان سیاسی، میلیونها ایرانی مهاجر، ایرانیان غیرشیعه و سایر حذف شدگان را نبیند؛ حتی نمیتواند در قصه خود براندازان و طرفداران سلطنت را نبیند. قصه آینده ایران را همه ایرانیان با هم خواهند نوشت و جمهوری اسلامی اگر فرصتی داشته باشد فقط آن است که یک قصه فراگیر تازه و باورپذیر خلق کند که در آن امکان بازیگری و نقشآفرینی برای همه ایرانیان با هر زبان و مذهب و گرایش و اندیشه وجود داشته باشد.
*جمهوری اسلامی در نقطه خطیری قرار گرفته است.* میتواند انتخاب کند که سنواری عمل کند یا حسینی. یحیی سنوار، بدون آن که رضایت مردم غزه را گرفته باشد، قصه خودش را به کل مردم غزه تحمیل کرد و آنان را گرفتار مصیبتی کرد که تا نسلها و حتی قرنها پیامدهایش هم برای فلسطینیان، هم برای مسلمانان منطقه خواهد ماند.
حسین (ع) اما چه کرد؟ شب عاشورا، یارانش را فراخواند و قصهی فردای خودش را برای آنان روایت کرد. آنگاه گفت هر کس میخواهد، بماند و در این قصه بازی کند، هر کس نمیخواهد، آزاد است و دیگر تعهدی به من ندارد. حسن (ع) نیز چنین کرد؛ وقتی دید امتش با قصه او همداستان نیستند، قصهاش را فرونهاد و صلح کرد. و پیش از او علی (ع) نیز به قول مرحوم مطهری، نشان داد که نخستین مسلمان لیبرال است؛ یعنی پس از شورای سقیفه و انتخاب نشدنش به خلافت، وقتی دید قصه او در میان اکثریت خریداری ندارد، تمکین کرد و با سه خلیفه همکاری کرد. وقتی هم که خلیفه شد آنگاه که دید در جنگ با معاویه، مردمان خودش تمایلی به ادامه بازی در قصه او را ندارند، صلح کرد.
راستی ما کیستیم؟ شیعه حسینی یا شیعه سِنواری؟
@simar50
#حکمرانی_بیقصه
546
شگفت زدگی؟
محمد طبیبیان
"شگفت زدگی" همان کلمه surprise است که در فارسی هم رسم شده می گویند سور پریز. پرسش از خودم این که آیا از شرایط موجود یعنی آنچه به نظر میرسد ناگهانی ظاهر شده شگفت زده شدهام؟
شرایط روابط بین الملل، شرایط “میدان”، وضعیت اقتصاد از جمله تورم و بودجه…، قیمت ارز، وضعیت برق و گاز و غیره، وضعیت محیط زیست غیر قابل زیست…؟
پاسخ اینکه ابداً. بلکه لااقل اینجانب و بسیاری دیگر انتظار همین را داشتیم و…آیا کسی فکر میکند که در گذشته اشتباهاتی رخ داده که اینطور شد؟ مثلا در اسفند سال ۱۳۸۳ مجلس وقت تثبیت قیمت انرژی را تصویب کرد و کسانی که قاعدتاً بهخوبی نسبت به عواقب تصمیم خود آگاه بودند این تخریب را به عنوان عیدی به ملت ایران جازدند.
از یک طرف بخش انرژی از منابع لازم برای سرمایهگذاری و توسعه و نگهداری ظرفیت محروم و از طرف دیگر کاهش قیمت نسبی حامل های انرژی، انواع مصارف از جمله معدن کاری بیت کوین را ترغیب …و عواقب آن اکنون به صورت نبود برق و گاز مشکل بنزین نامرغوب نمایان.
کسی هست که پاسخ گو باشد؟ نه. کسی هست که تصمیم قبلی خود را ارزیابی کند و لااقل از این همه خسارت کمی عذر بخواهد؟ نه.
اصولاً کسی در این مرز و بوم مسئول نیست و کسی نبوده که تصمیم بگیرد!! همین را در مورد نصب افراد بی توان در امور مدیریت می توان گفت.
همین را در مورد صادرات نفت می توان گفت.
همین را در مورد واگذاری دیپلماسی به ‘میدان’ می توان گفت.
همین را در مورد کارکرد ‘میدان’ می توان گفت.
از دوست بزرگوار با بصیرتی پرسیدم که آیا کسی هست که با این همه توفیق قصد تغییر روش و منش داشته باشد؟
گفت نه. چون کسی مسئول این شرایط نیست به جز امپریالیسم و فتنه انگیز های منطقهای و….
با این توضیح پس میتوان دریافت که هیچ جایی برای شگفتزدگی باقی نمانده است.
546
...
از جیب چه کسی؟
#رحیم_قمیشی
معمولا وقتی جشن نیکوکاری برای شروع سال تحصیلی، یا مناسبت دیگری مثل کمک به سیل یا زلزلهزدگان برگزار میشد و اخبار رسمی تلویزیون اعلام میکرد؛
"مقام معظم رهبری نیز صد یا دویست میلیون تومان کمک کردند" من هم مثل همه مردم برایم سؤال بود، اما جرائت پرسیدنش را نداشتم.
رهبری از جیب خودش کمک کرده؟ او مگر چقدر حقوق میگیرد که میتواند این همه ببخشد!
یا از خزانه میبخشد؟
اگر از خزانه کشور میبخشد که دیگر افتخار کردن و فخر فروختن ندارد!
من رهبر باشم دویست میلیارد، اصلا هزار میلیارد میبخشم!!
الان چند روز است اخبار میگوید (امیدوارم دروغ گفته باشد) که ایشان فرمودهاند ما همچنان به لبنان و فلسطین و مقاومت کمک خواهیم کرد!
دوباره این سؤال برایم مطرح شده.
ایشان حقوق بالایی دارند و از جیب خودشان میبخشند؟ مگر حقوقشان چقدر است! چقدر مالیات میدهند؟
امیدوارم حمل بر جسارت نشود، مردم حق دارند بدانند نه فقط رهبر، رئیس جمهور، رئیس قوه قضا و رئیس مجلس، همینطور وزرا و نمایندگان چقدر حقوق میگیرند؟
چنانچه از مایملک خودشان از فلسطین و لبنان حمایت میکنند، باید برایمان روشن شود آنها چقدر دارایی دارند؟! یا چقدر حقوق میگیرند.
اما اگر از خزانه میپردازند؛
آیا ما مردم حق داریم بگوییم؛ "نکنید"
آیا اجازه ما مردم، در شرعتان، در قانونتان، در جمهوریتان، در اسلام تان، در انسانیت و مرامتان، واقعاً ارزش و جایی ندارد!؟
من و بسیاری مردم راضی نیستیم در حالیکه فرزندانمان بهخاطر بیبرقی و بیگازی کلاسهایشان تعطیل شده، یک ریال صرف خارج از ایران شود. حتی نمایندگیهای ایران را در سایر کشورها باید کم کنید.
ما با مدیریت شما کشوری فقیر شدهایم.
ما راضی نیستیم حکومت اسلامی هیچ کمکی به هیچ فلسطینی و لبنانی بکند. اگر از جیب خودشان میدهند بدهند، تازه باید معلوم شود قبلاً مالیاتش را دادهاند یا نه!
ما با هیچکس شوخی نداریم.
رهبر جدید حزبالله آقای نعیم قاسم گفته قرار است با کمک ایران به هر خانواده لبنانی چند هزار دلار کمک شود، امیدوارم آن هم دروغ باشد، اما اگر راست باشد غلط کرده!
هم آنکه میخواهد بپردازد
هم آنکه میخواهد بگیرد.
من از همه کنشگران مدنی، از همه مردم میخواهم بیتفاوت نباشند.
در حالیکه صنعتگران و تولیدکنندگان و تاجران ما در حال ورشکستگی هستند، نباید این حاتم بخشیها صورت بگیرد.
ما باید راهی پیدا کنیم صدای مردم را به گوش حاکمان برسانیم.
فرزندانمان و نسلهای آینده ما را نمیبخشند وقتی بفهمند این همه ما حقیر شده بودیم، که در برابر ظلمهای بزرگی مثل تاراج خزانه کشور بیتفاوت ماندیم!
دلار بشود چند؟
قطعی برق بشود چند ساعت؟
صورتحسابها بشوند چقدر؟
بیکاری چقدر افزایش یابد؟
مهاجرت چقدر شود؟
تا همه با هم تدبیری کنیم، که حاکمان با قلدری نخواهند بگویند؛
ما همه چیز این کشور را برای دیگران خرج میکنیم و به کسی هم مربوط نیست!
این کشور متعلق به همه مردم است.
و هیچکس حق ندارد دست در جیبمان کند.
ما راهی برای بیان اعتراضمان پیدا خواهیم کرد.
@simar50
546
...
از جیب چه کسی؟
#رحیم€قمیشی
معمولا وقتی جشن نیکوکاری برای شروع سال تحصیلی، یا مناسبت دیگری مثل کمک به سیل یا زلزلهزدگان برگزار میشد و اخبار رسمی تلویزیون اعلام میکرد؛
"مقام معظم رهبری نیز صد یا دویست میلیون تومان کمک کردند" من هم مثل همه مردم برایم سؤال بود، اما جرائت پرسیدنش را نداشتم.
رهبری از جیب خودش کمک کرده؟ او مگر چقدر حقوق میگیرد که میتواند این همه ببخشد!
یا از خزانه میبخشد؟
اگر از خزانه کشور میبخشد که دیگر افتخار کردن و فخر فروختن ندارد!
من رهبر باشم دویست میلیارد، اصلا هزار میلیارد میبخشم!!
الان چند روز است اخبار میگوید (امیدوارم دروغ گفته باشد) که ایشان فرمودهاند ما همچنان به لبنان و فلسطین و مقاومت کمک خواهیم کرد!
دوباره این سؤال برایم مطرح شده.
ایشان حقوق بالایی دارند و از جیب خودشان میبخشند؟ مگر حقوقشان چقدر است! چقدر مالیات میدهند؟
امیدوارم حمل بر جسارت نشود، مردم حق دارند بدانند نه فقط رهبر، رئیس جمهور، رئیس قوه قضا و رئیس مجلس، همینطور وزرا و نمایندگان چقدر حقوق میگیرند؟
چنانچه از مایملک خودشان از فلسطین و لبنان حمایت میکنند، باید برایمان روشن شود آنها چقدر دارایی دارند؟! یا چقدر حقوق میگیرند.
اما اگر از خزانه میپردازند؛
آیا ما مردم حق داریم بگوییم؛ "نکنید"
آیا اجازه ما مردم، در شرعتان، در قانونتان، در جمهوریتان، در اسلام تان، در انسانیت و مرامتان، واقعاً ارزش و جایی ندارد!؟
من و بسیاری مردم راضی نیستیم در حالیکه فرزندانمان بهخاطر بیبرقی و بیگازی کلاسهایشان تعطیل شده، یک ریال صرف خارج از ایران شود. حتی نمایندگیهای ایران را در سایر کشورها باید کم کنید.
ما با مدیریت شما کشوری فقیر شدهایم.
ما راضی نیستیم حکومت اسلامی هیچ کمکی به هیچ فلسطینی و لبنانی بکند. اگر از جیب خودشان میدهند بدهند، تازه باید معلوم شود قبلاً مالیاتش را دادهاند یا نه!
ما با هیچکس شوخی نداریم.
رهبر جدید حزبالله آقای نعیم قاسم گفته قرار است با کمک ایران به هر خانواده لبنانی چند هزار دلار کمک شود، امیدوارم آن هم دروغ باشد، اما اگر راست باشد غلط کرده!
هم آنکه میخواهد بپردازد
هم آنکه میخواهد بگیرد.
من از همه کنشگران مدنی، از همه مردم میخواهم بیتفاوت نباشند.
در حالیکه صنعتگران و تولیدکنندگان و تاجران ما در حال ورشکستگی هستند، نباید این حاتم بخشیها صورت بگیرد.
ما باید راهی پیدا کنیم صدای مردم را به گوش حاکمان برسانیم.
فرزندانمان و نسلهای آینده ما را نمیبخشند وقتی بفهمند این همه ما حقیر شده بودیم، که در برابر ظلمهای بزرگی مثل تاراج خزانه کشور بیتفاوت ماندیم!
دلار بشود چند؟
قطعی برق بشود چند ساعت؟
صورتحسابها بشوند چقدر؟
بیکاری چقدر افزایش یابد؟
مهاجرت چقدر شود؟
تا همه با هم تدبیری کنیم، که حاکمان با قلدری نخواهند بگویند؛
ما همه چیز این کشور را برای دیگران خرج میکنیم و به کسی هم مربوط نیست!
این کشور متعلق به همه مردم است.
و هیچکس حق ندارد دست در جیبمان کند.
ما راهی برای بیان اعتراضمان پیدا خواهیم کرد.
@simar50
546
Repost from Mehdi tafakori
شوقی پی یلدا
خواننده: مهدی تفکری
شعر: مرتضی معاون هاشمی
آهنگ و تنظیم : حجت قیطاقی
سه تار و سازهای کوبه ای: حجت قیطاقی
کمانچه: امیر حسین اسکندری
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
