en
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

Open in Telegram
546
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-530 days
Posts Archive

4_5840362276460169455.mp41.47 MB

... فوائد بیکران چاپلوسی و پاچه‌خواری زنده‌یاد: #بیژن_اشتری ویکتور شبشتین در کتاب «انقلاب‌های هزار و نهصد و هشتاد و نه» می‌نویسد: چاپلوسی عنصری حیاتی برای موفقیت در همه‌ی رژیم‌های دیکتاتوری است، اما در اواخر عمر رژیم  شوروی، چاپلوسی به چنان مرزهای تازه‌ای دست یافته بود که هرگز نمونه‌اش دیده نشده بود... گورباچفِ جوان که در آن زمان مقامی سطح پایین داشت نیز برای بقا و پیشرفت در سلسله‌مراتبِ رژیم مجبور بود به چاپلوسی متوسل شود. او بعدها اذعان کرد: «ما در آن سال‌ها همگی کون برژنف، دبیرکل حزب را لیس می‌زدیم، همه‌ی ما...» او در اوایل سال ۱۹۷۸ نقد ستایش‌آمیزی بر کتاب ملال‌آور و تقریبا غیرقابل خواندن برژنف در روزنامه‌ی حزب نوشت. کتاب سه جلدی برژنف را که سواد کتاب نوشتن نداشت در واقع گروهی از نویسندگان نوشته و برژنف آن را به اسم خودش چاپ کرده بود. تعریف‌های گورباچف از کتاب رهبر به حدی غلوآمیز بود که فقط آدم‌های سنگ‌دل ممکن بود آن را بخوانند و لبخندی از سر تمسخر نزنند... گورباچف نوشته بود: «لئونید ایلیچ برژنف نبوغ رهبری از نوع لنینیستیِ آن را آشکار کرده است. کار بزرگ غول‌آسایش تقویت هرچه بیشتر قدرت کشور، ارتقا سطح رفاه کارگران و تقویت صلح و امنیت جهانی است. او در صفحات کتابش قهرمانان ما را با کلماتی از طلا به تصویر کشیده... کتاب او رویدادی عظیم در زندگی عمومی ماست. کمونیست‌ها در شهر من یکپارچه سپاسگزار رفیق برژنف هستند» گورباچف علاوه بر این چاپلوسی خدمات خوبی هم در زمینه‌ی چشمه‌های آب گرم برای درمان حاکمان پیر و معمولا مریض کشور در شهر استاوروپول ارایه می‌کرد که باعث شده بود در آن بالاها آشنایان متنفذی پیدا کند. به هرحال، کمی پس از چاپ مطلب ستایش‌‌آمیز گورباچف از کتابِ رهبر، به وی فرصتی داده شد تا خدمت ایشان شرفیاب شود و حضورا مورد تفقد رهبر قرار بگیرد. کمتر از شش ماه بعد گورباچف دوباره به کرملین فراخوانده شد تا وزیر کشاورزی و عضو دفتر سیاسی حزب حاکم شود و این آغاز صعود نجومی وی به نوک سلسله مراتب حزب و حکومت بود. و بنده اضافه می‌کنم؛ بله، چنین است فواید بیکران چاپلوسی و پاچه‌خواری فی کل مکان و فی کل زمان...

@cafebaroun☕️ 🎼🌙 و تمام👌

@cafebaroun☕️ 🎼❣ چشمات حرمت زمینه یه قشنگ نازنینه...

@cafebaroun☕️ 🎼🎙 جات خالیه تو سینه‌ام سمت چپ...

‌‌... مذاکرات آلاسکا #حمید_آصفی نشست پوتین و ترامپ در آلاسکا، حتی اگر نامی از ایران در بیانیهٔ نهایی‌اش نیاید، زلزله‌ای در جغرافیای سیاسی جهان ایجاد می‌کند که لرزش‌هایش در تهران، دمشق، تل‌آویو و ریاض احساس خواهد شد. مقامات جمهوری اسلامی می‌دانند که چنین مذاکراتی هرگز صرفاً یک پروندهٔ محدود به اوکراین نیست؛ این سطح از دیدار، بازی بزرگ قدرت است، جایی که پرونده‌های امنیتی و ژئوپلیتیکی همزمان روی میز گذاشته می‌شوند، و ایران همیشه یکی از آن پرونده‌هاست — حتی اگر روی کاغذ چیزی نوشته نشود. در درون حاکمیت ایران، دو نگاه روشن وجود دارد. نگاه اول، نگاه «شرق‌گرایان خام» است که معتقدند باید بیش از پیش به روسیه قفل شد، پیمان استراتژیک بست، و با این وابستگی، خود را در برابر هر حملهٔ احتمالی آمریکا و اسرائیل بیمه کرد. این گروه در تبلیغات رسمی، روسیه را به‌عنوان «هم‌پیمان وفادار» معرفی می‌کنند و هر انتقادی به مسکو را «خیانت به محور مقاومت» می‌خوانند. نگاه دوم، نگاه بدبینان است؛ کسانی که به تاریخ معاصر و رفتار روسیه در میدان‌های واقعی قدرت چشم دوخته‌اند: روسیه‌ای که از ارمنستان چشم پوشید، از منافع سوریه به‌سادگی عبور کرد، در ماجرای «کانال زنگزور» سکوت کرد و همهٔ این‌ها را فدای اولویت اصلی خود، یعنی معامله با غرب بر سر اوکراین و امنیت خود، نمود. این واقعیت‌ها برای هر عقل سیاسی بیدار، یک پیام روشن دارند: روسیه در لحظهٔ معاملهٔ بزرگ، حاضر است هر متحد کوچکتری را — از جمله ایران — پشت در بگذارد. بنابراین، اگر در آلاسکا توافقی گسترده شکل بگیرد که بخشی از آن کاهش تنش میان روسیه و آمریکا باشد، امیدواری شرق‌گرایان در جمهوری اسلامی ضربهٔ سنگینی خواهد خورد. این ضربه، به سود آن بخش از حاکمیت خواهد بود که بر گفت‌وگوی مستقیم با واشنگتن اصرار دارند و معتقدند که نه روسیه و نه حتی چین، در بزنگاه‌های واقعی حاضر نیستند منافع خود را قربانی منافع ایران کنند. این تغییر موازنه، اگر اتفاق بیفتد، صرفاً یک تحول تاکتیکی نیست؛ بلکه شکاف راهبردی در داخل جمهوری اسلامی را عمیق‌تر خواهد کرد. شرق‌گرایان در برابر سندی زنده از بی‌اعتمادی روسیه قرار می‌گیرند، و عملگرایان داخلی فرصت می‌یابند تا خط ارتباط با آمریکا را به‌عنوان یک ضرورت، نه یک انتخاب، جا بیندازند. از منظر مسکو هم ماجرا روشن است: روسیه در سیاست خارجی یک محاسبه‌گر بی‌رحم است. حتی اگر ایران را موقتاً در یک معامله کنار بگذارد، می‌داند که در بلندمدت، به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای، تهران را نمی‌توان کاملاً از بازی خارج کرد — همان‌گونه که بعد از تغییرات در سوریه، مسکو رابطه‌اش را با دولت جدید حفظ کرد، حتی وقتی تهران عملاً حذف شده بود. با این حال، آنچه برای ایران حیاتی است، درک همین حقیقت است: هر کشور، حتی هم‌پیمان امروز، فردا به محض تغییر منافعش، مسیرش را عوض می‌کند. جمهوری اسلامی اگر همچنان روی کارت روسیه شرط‌بندی کند، در لحظهٔ معاملهٔ بزرگ، نه‌تنها متحدش را از دست می‌دهد، بلکه در موقعیتی قرار می‌گیرد که با دست خالی باید با دشمنانش روبه‌رو شود. مذاکرات آلاسکا، چه ایران در متن آن باشد چه نه، آینه‌ای است که تهران باید در آن خود را ببیند. در این آینه، تصویر یک حکومت وابسته به وعده‌های قدرت‌های خارجی دیده می‌شود که برای بقا، بین شرق و غرب آونگ‌وار در حرکت است، اما هنوز نفهمیده که امنیت و منافع ملی، نه در سایهٔ پوتین تأمین می‌شود و نه در سایهٔ چین؛ بلکه تنها با تصمیم‌گیری مستقل و حل‌وفصل اختلافات اساسی با غرب، به‌ویژه آمریکا، ممکن است. اگر پوتین و ترامپ بر سر اوکراین معامله کنند و فضای جهانی به سمت کاهش تنش برود، تهران هم یا باید این تغییر را بپذیرد و مسیر تازه‌ای باز کند، یا با توهم «محور شرق» به استقبال انزوای عمیق‌تر و ضربه‌های سنگین‌تر برود. بازی تغییر کرده است؛ تنها بازنده، کسی است که هنوز فکر می‌کند زمین همان زمین دیروز است. @simar50 #نگاه_به_شرق #توهم_استراتژیک #عمق_راهبردی

دریا کجاست چارتار @simar50 کانال سیمار #آهنگ

▪️اثری از : گروه موسیقی چارتار ▪️نام اثر : غروب ▪️از آلبوم : دریا کجاست ▪️#موسیقی 🔳 @meynoushaan

. مردم می‌پرسند آیا مذاکره می‌کنند یا دوباره جنگ می‌شود؟ در واقع سوال این است: -  دیپلماسی یا تقابل؟ -  واقعیت این است که این انتخاب، بیشتر شبیه یک سراب است تا یک واقعیت‌سیاسی. - چرا؟ - چون تقابل اصلی چیز دیگریست! - چیست؟ - 👇 بعد از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل و آمریکا، اینطور به نظر می‌آید که حاکمیت جمهوری‌اسلامی بر سر یک دو‌راهی ایستاده است: دیپلماسی یا تقابل. اما واقعیت این است که این انتخاب، بیشتر شبیه یک سراب است تا یک واقعیت سیاسی. چرا؟ در ظاهر، هر کشوری می‌تواند با بازگشت به عقلانیت و گفتگو، از لوپ و چرخه‌ی هر بحرانی بیرون بیاید. اما چرا این حکومت هرگز نتوانسته از  صدها مذاکره و بحران یکبار پیروز بیرون بیاید؟ چون مشکل فقط سیاست‌گذاری غلط یا رهبران نالایق نیست؛ مشکل در ژنوم خودِ این ساختار قدرت است. این ساختار مثل ارگانیسمی عمل می‌کند که تمام بود و نبود و بقایش وابسته به التهاب است؛ همان‌طور که یک انگل بدون میزبان می‌میرد، این نظام بدون بحران، دشمن و ترس، هویت و مشروعیتش را از دست می‌دهد. از بسیاری از بزرگان عالم سیاست به اشکال مختلف بارها شنیده‌ایم که یک ساختار بیمار قدرت، برای توجیه خود، نیازمند «دیگریِ خطرناک» است. در جمهوری اسلامی، این دیگری همواره باید زنده و حاضر باشد؛ چه در هیبت آمریکا و اسرائیل، چه در قالب «دشمن داخلی». اگر دشمن داخلی پیدا نکنند، آب و برق را قطع می‌کنند و با در مدرسه دختران گاز شیمیایی می‌زنند، یا.... صلح و گشایش، دشمن این منطق‌اند، چون آرامش، فرصت مطالبه‌ی آزادی و رفاه را به مردم می‌دهد و این با ذات بسته و ژنوم ایدئولوژیک این حکومت ناسازگار است. پس دو‌راهی واقعی چنین نیست که می‌پنداریم: انتخاب بین مذاکره یا جنگ نیست چرا که انتخاب این سیستم، نه بین «دیپلماسی» و «تقابل»، که بین «تقابل» و «تقابل شدیدتر» است. در این ساختار قدرت مفهوم حیاتی‌ای به نام: بحران، یک حادثه‌ی مثلا ناخواسته نیست بلکه اکسیژن قدرت است و تا وقتی این اکسیژن قطع نشود، هیچ تغییر پایداری ممکن نخواهد بود. اینها تا پای قربانی کردن آب و باد و خاک و هوای این سرزمین با تمام مردمانش پیش خواهند رفت اما دست از ساختن بحران نخواهند کشید. #زهرا_عبدی @simar50 #ایران #سیاست #تحریم #جنگ #ساختار_قدرت #فلسفه_سیاست #حکومت_بحران_ساز

« گفت بر دامنه‌ی دوزخ انتظارت کشم پیش آی و سر بر دامنم گذار دوزخ منم » #محمود_درویش گروه داماهی درد بی‌دردی @simar50 #موسیقی_نواحی #شعر_جهان

« گفت بر دامنه‌ی دوزخ انتظارت کشم _ پیش آی و سر بر دامنم گذار دوزخ منم » #محمود_درویش ▪️گروه داماهی | درد بی‌دردی ▪️ترانه‌سرا : ابراهیم منصفی ▪️#موسیقی_نواحی ▪️#شعر_جهان 🌱

ولی من تورا با یک دنیا [امید] و آرزو دوست داشتم... #بی‌‌کلام اگر محبوبی دارید که باید موسیقی / شعر / یا نامه‌ای رو بشنوه، این‌جا با نامِ کوچک صداش کنین... شاید به گوشش رسید 💌 @caffeeshno

photo content