en
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

Open in Telegram
547
Subscribers
+124 hours
+17 days
+130 days
Posts Archive
photo content

... باکلاس های بی شخصیت ما در جامعه مان یک مشکل جدید پیدا کرده ایم. افرادی هستند که ظاهرشان کاملا امروزی، مدرن و کار درست است اما بی شخصیت هستند. این افراد دست کم شش ويژگی دارند: ۱- این افراد ساعت لاکچری دارند اما .... این افراد ساعت های لاکچری و گران قیمت می بندند مانند برموند، شوپارد، امگا، پیاژه، رولکس. اما تفاوت بین 8 تا 8:15 را نمی دانند. ساعت را نه برای آن تایم (سروقت) بودن و مدیریت بهینه وقت خودشان و دیگران، بلکه برای زینت می بنندند. بدقول اند. در هر جلسه ای دیر می رسند. به قول شان وفا نمی کنند. تفاوت 60 دقیقه و 61 دقیقه را درک نمی کنند و بابت تاخیر خجالت نمی کشند. ۲- مدرک دانشگاهی عالی دارند اما .... این افراد مدرک دانشگاهی دارند، اما سطح تحلیل شان، سطح نگاه شان، با یک فرد فاقد تحصیلات دانشگاهی هیچ تفاوتی نمی کند. این افراد عاجزند از اینکه بر اساس یک مدل، یک تئوری، یک چهارچوب فکری روشن صحبت و تحلیل کنند. از آن بدتر دارای ثبات فکری نیستند و چون چارچوب فکری منسجم ندارند به تناسب شرایط، حس و حال و مخاطب، افکار و مواضع خود را تغییر می دهند. در یک گفتگوی یک ساعته سه موضع متفاوت راجع به یک موضوع می گیرند چرخش های 180 درجه ای در کمتر از 15 دقیقه! ۳- این افراد ماشین های گران قیمت سوار می شوند اما ....این افراد ماشین های گران قیمت عمدتا خارجی دارند. اما توجه ندارند که صدای ضبط شان را در محدوده خودروی خود نگاه دارند. آن قدر با شخصیت نیستند که برای خانمی که کودکش را بغل کرده ماشین را کاملا متوقف کنند تا با خیال راحت از خیابان رد شود. خیابان را سطل آشغال خود فرض می کنند و ته سیگارشان را به راحتی در سطل آشغال شخصی شان (همان خیابان عمومی شهر) می اندازند و علایم و خطوط راهنمایی و رانندگی را چیزهای زایدی می دانند. ۵- این افراد خوش صحبت هستند و خوش محضر اما ... این افراد از واژه های امروزی استفاده می کنند. علاوه بر اینکه خوب و سلیس صحبت می کنند، زبان خارجی هم بلدند و از برخی اصطلاحات زبان خارجی هم استفاده می کنند، اما دایره واژگان ان ها شامل برخی واژه ها نمی شود، آنها بلد نیستند بگویند اشتباه کردم، نمی توانند بگویند من این موضوع را بلد نیستم و نمی دانم. بلد نیستند بگویند فعلا حرفی ندارم باید مطالعه کنم و یا باید فکر کنم.  ۵- این افراد سفر خارجی می روند اما ...این ها درآمدشان و سبک زندگی و کارشان به گونه ای است که سفر خارج می روند. اما بلد نیستند که آداب خوب، افکار خوب، رفتارهای پسندیده را با خود به هدیه بیاورند. آن ها فقط سرکوفت، حسرت، مرغ همسایه غاز است را برای ما تکرار می کنند. ۶- این افراد  گوشی های به روز دارند اما .... این ها گوشی های گران قیمت دارند، همچنین شماره گوشی هایشان نیز رُند است اما سواد رسانه ای ندارند، هر مطلبی را می خوانند. هر مطلبی را فوروارد می کنند. تفاوت یک رخداد واقعی و یک رخداد رسانه ای را نمی دانند. متوجه نیستند که رسانه ها چگونه اطلاعات را به صورت نامحسوس دستکاری می کنند. از آن مهم تر در زمینه رعایت مالکیت معنوی از هفت دولت آزاد هستند و دزدی محتوا و مطلب می کنند.

... ‌‌ما تربیت نشدیم #رضا_بابایی تربیت ما بیش از این نبوده است که به بزرگ‌ترها احترام بگذاریم، کلمات زشت نگوییم، پیش دیگران پای خود را دراز نکنیم، حرف‌شنو باشیم، صبح‌ها به همه سلام کنیم، دست و روی خود را با صابون بشوییم، لباس تمیز بپوشیم، دست در بینی نبریم و … اما ساده‌ترین و ضروری‌ترین مسائل زندگی را به  ما یاد ندادند. کجا به ما آموختند که چگونه نفس بکشیم، چگونه اضطراب را از خود دور کنیم، موفقیت چیست، ازدواج برای حل چه مشکلی است، در مواجهه با مخالف چگونه رفتار کنیم … در کودکی به ما آموختند که چموش نباشیم، اما پرسشگری و آزاداندیشی و شیوه‌های نقد را به ما نیاموختند. داگلاس سیسیل نورث، اقتصاددان آمریکایی و برندۀ جایزۀ نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۳می‌گوید: «اگر می‌خواهید بدانید کشوری توسعه می‌یابد یا نه، سراغ صنایع و کارخانه‌های آن کشور نروید. اینها را به‌راحتی می‌توان خرید یا دزدید یا کپی کرد. می‌توان نفت فروخت و همۀ اینها را وارد کرد. برای اینکه بتوانید آیندۀ کشوری را پیش‌بینی کنید، بروید در دبستان‌ها؛ ببینید آنجا چگونه بچه‌ها را آموزش می‌دهند. مهم نیست چه چیزی آموزش می‌دهند؛ ببینید چگونه آموزش می‌دهند. اگر کودکانشان را پرسشگر، خلاق، صبور، نظم‌پذیر، خطر‌پذیر، اهل گفتگو و تعامل و برخوردار از روحیۀ مشارکت جمعی و همکاری گروهی تربیت می‌کنند، مطمئن باشید که آن کشور در چند قدمی توسعۀ پایدار و گسترده است.» از «نفس کشیدن» تا «سفر کردن» تا «مهرورزی» به آموزش نیاز دارد. بخشی از سلامت روحی و جسمی ما در گرو «تنفس صحیح» است. آیا باید در جوانی یا میان‌سالی یا حتی پیری، گذرمان به یوگا بیفتد تا بفهمیم تنفس انواعی دارد و شکل صحیح آن چگونه است و چقدر مهم است؟! به ما حتی نگاه کردن را نیاموختند. هیچ چیز به اندازۀ «نگاه» نیاز به آموزش و تربیت ندارد. کسی که بلد است چطور ببیند، در دنیایی دیگر زندگی می‌کند؛ دنیایی که بویی از آن به مشام بینندگان ناشی نرسیده است. هزار کیلومتر، از شهری به شهری دیگر می‌رویم و وقتی به خانه برمی‌گردیم، چند خط نمی‌توانیم دربارۀ آنچه دیده‌ایم بنویسیم. چرا؟ چون در واقع «ندیده‌ایم». همه چیز از جلو چشم ما گذشته است؛ مانند نسیمی که بر آهن وزیده است. اگر در خانه یا مدرسه، یاد گرفته بودیم که چطور نگاه کنیم، چطور بشنویم و بیندیشیم، انسانی دیگر بودیم. انسانی که نمی‌‌تواند از چشم و گوش و زبان خود درست استفاده کند، پا ازغار بدویت بیرون نگذاشته است؛ اگرچه نقاشی‌های غارنشینان نشان می‌دهد که آنان با «نگاه» بیگانه نبودند. بسیارند پدرانی که نمی‌دانند اگر همۀ دنیا را برای دخترشان فراهم کنند، به اندازۀ یک‌بار در آغوش گرفتن او و بوسیدن روی او، به او آرامش و اعتماد به نفس نمی‌دهد. عجایب را در آسمان‌ها می‌جوییم، ولی یک‌بار به شاخۀ درختی که جلو خانۀ ما مظلومانه قد کشیده است، خیره نشده‌ایم. نگاه کردن، شنیدن، گفتن، نفس کشیدن، راه رفتن، خوابیدن، سفر کردن، بازی، تفریح، مهرورزی، عاشقی، زناشویی و اعتراض، بیشتر از املا و انشا نیاز به معلم و آموزش دارند.

جای خون عشقِ تو در جان و تنم شعله ور ست در هوای سحر آرمان گرشاسبی @simar50 #آهنگ

... معاونِ مدرسه شدن دقیقا کارش همینه😂😂 @simar50 #معاون_مدرسه

... چه می‌خواستیم، چه شد! #رحیم_قمیشی ما می‌خواستیم فیلتر اینترنت برداشته شود. می‌خواستیم حجاب دولتی وجود نداشته باشد، به عزت خانم‌ها اهانت نشود. می‌خواستیم ایران عضوی از جامعه بین‌الملل شود و معاهدات جهانی را یک به یک امضا کند. می‌خواستیم مثل آدم نفت صادر کنیم و پولش به حساب خزانه کشور بیاید. می‌خواستیم بازرگانان ما تجارتشان با ساک‌های پول نقد نباشد، گویی قاچاق می‌خرند و می‌فروشند. می‌خواستیم دنیا کشور ما و مردم ما را به صلح‌دوستی بشناسد. حالا نشسته‌ایم به دعا خدا کند دوباره جنگ نشود! جنگ هم بشود خدا کند مردم عادی صدمه نبینند خدا کند برق ما نرود، آب ما. بنزین جیره‌بندی‌تر نشود. زمستان بدون گاز نمانیم!! ما سخنرانی نیاز نداریم به دروغ نگویید اسرائیل حمله را شروع کرد اگر او از مقامات ایرانی زده و به عهده نگرفته، شما هم از مقامات اسرائیلی بزنید و بعهده نگیرید. اگر او میهمان ما را زده، شما هم میهمانش را بزنید. اگر اسرائیل صد موشک به ایران زده، شما دویست موشک بزنید. چهل و سه سال پیش صدام گفت ایران تحریک می‌کرد ما حمله کردیم، گفتیم غلط کردی، ایران تحریک کرد شما حق داشتی تحریک کنی! و صدام شد متجاوز. دبیرکل سازمان ملل هم عراق را محکوم کرد. و امکان دریافت غرامت هم فراهم شد، و ما بسیار کوتاهی کردیم و عملا غرامت که نگرفتیم، غرامت هم دادیم!! حالا برعکس شده آیا سازمان ملل می‌پذیرد اقدام ما دفاع مشروع بوده؟ اگر می‌پذیرد، عالیست. اگر نمی‌پذیرد حق نداریم بگوییم سازمان ملل وابسته به اسرائیل است! اینکه اسرائیل شهروندان لبنانی را می‌زند، مرجع شکایت و تلافی، ایران نیست! در مورد غزه و فلسطین هم. نه! ما دیگر فریب شرایط خاص شما را نمی‌خوریم. هیچکس حق ندارد بگوید شرایط بحرانی است، آزادی بماند برای بعد! این بحران‌های مصنوعی ساخت خودتان است. تحریم هم ساخته خودتان. علاوه بر همه‌ی خواسته‌های قبلی یک خواسته اضافه شد آرامش را به ایران برگردانید. ما جنگ نخواسته بودیم. جنگ را به مصیبت‌های دیگرمان اضافه نکنید. اگر هم جنگی شد خودتان و اطرافیان جنگ‌طلبتان بروید و بجنگید! لبنان، سوریه، یمن، راه باز است. آنچه ما خواسته بودیم هرگز این نبود شرایط جنگی هم هرگز خواست‌های بحق‌مان را از یادمان نمی‌برد. یک ایران آباد و آزاد این حق ماست. @simar50

photo content

__ در غیاب کسی که دوستش داری، یتیم خواهی ماند. حتی اگر تمام دنیا تو را در آغوش بگیرند. "لاادری" ••• @enzevayyy

... ما هم اکنون به تماشای یک جنگ نشسته‌ایم کسی که این حملات را سمبلیک و نتیجهٔ زد و بندپشت پرده با غرب می‌داند احتمالاً عقل خود را به کلی از دست داده است، البته اگر از ابتدا اصلاً عقلی داشته باشد. حال که قبح موشک‌باران مستقیم اسرائیل شکسته شده است، چقدر احتمال دارد که پاسخ مشخص و قابل لمس از سوی اسرائیل ابراز نشود؟ فلج کردن یک کشور به واسطهٔ حمله‌های هدفمند به زیرساخت‌هایی نظیر پالایشگاه و بندرها تا امروز قبحی داشته است که ممکن است فردا نداشته باشد. به نظر می‌رسد که ما اکنون در لبهٔ تاریخ قرار گرفته‌ایم: زمانی که زنجیرهٔ اتفاقات چنان به هم پیوسته است که دیگر حملات موشکی اینچنینی حتی در خاطر هم نمی‌ماند. «ممکن است» البته فعل درستی نیست. احتمال بسیار بالایی وجود دارد که پاسخ طرف اسرائیلی این بار نه فقط یک سامانهٔ دفاعی که حمله به زیرساخت‌های حیاتی، اماکن نظامی، شخصیت‌ها و شالودهٔ قدرت حریف باشد. برخی هم به همه‌چیز را از دریچهٔ «وارد کردن تلفات» نگاه می‌کنند. بله داشتن تلفات می‌تواند تأثیرگذار باشد، اما این همهٔ ماجرا نیست. چیزی که از حملهٔ موشکی وعدهٔ صادق به این سو انجام شده است دیگر قابل بازگشت نیست. جعبهٔ پاندورای پاسخ حملات مستقیم به خاک ایران به روی طرف اسرائیلی کاملاً باز شده است. در کمتر از چند ماه کارت حزب‌الله که قرار بود بازوی فشار جمهوری اسلامی در چنین لحظات سختی باشد، ظرفیت نقدشدنش را از دست داده است. ما به جنگ نزدیک نیستیم، ما هم اکنون به تماشای یک جنگ نشسته‌ایم. جنگی که دیگر محدود به مرزهای نانوشتهٔ پیشین نیست. اکنون «هرچیزی در هر جایی» ممکن است. #محمد_الف