547
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
+330 days
Posts Archive
547
....
معاملهی دو سر باخت
روزانه ۵۰۴ واقعه طلاق در ایران به ثبت میرسد. نهادهای دولتی به دنبال ایجاد محدودیتهای قانونی برای جلوگیری از افزایش آمار طلاق هستند. در همین راستا سامانهای به نام «تصمیم» در ۱۰ استان راهاندازی شده است. مقامهای دولتی میگویند که این سامانه مانع رشد آمار طلاق شده است. رئیس کانون دفترداران ازدواج و طلاق اما معتقد است: کاهش ازدواج موجب روند نزولی آمار طلاق شده است.تنها در شش ماه نخست امسال ۸۰ هزار طلاق در ایران به ثبت رسیده است.
آمار طلاق سال به سال در حال افزایش است به گونه ای که اغلب بنیان خانواده در ایران را دچار آسیب های جدی کرده است. اغلب در صحبت از عوامل طلاق به مواردی از قبیل : عوامل اقتصادی اعتیاد ، خیانت، عدم رضایت جنسی و امثالهم اشاره میشود. اما در کنار همه این عوامل به عامل دیگری که همیشه مغفول مانده است نیز باید اشاره کرد و آن عامل خود «ازدواج » است. ازدواج در عرف اجتماعی و تعریف ادبی به جفت شدن و پیوند دو نفر اشاره میکند. یعنی دو انسان در شرایطی برابر و بر اساس میل و خواهش درونی یکدیگر را برای زندگی کردن در کنار هم مناسب مییابند.
امروزه در جامعه ما ازدواج بیشتر از آنکه پیوند درونی و تعهد دو نفر به یکدیگر باشد، تجارت و معامله است. مرد و خانواده او قبل از رفتن به خواستگاری، و دختر و خانواده او قبل از دادن پاسخ مثبت یا منفی چرتکه میاندازند و در نهایت پس از برآورد هزینه و فایده تصمیم به پذیرش یا عدم پذیرش طرف مقابل میکنند.
اینکه فردی قبل از رفتن به خواستگاری موقعیت اجتماعی، شغل، میزان ثروت خانواده طرف مقابل و امثالهم را در نظر میگیرد همه نشان از این است که در حال طراحی معاملهای است که کلاه سرش نرفته و سود خوبی به جیب بزند. بی جهت نیست که در اکثریت خواستگاریها از شغل، ماشین، میزان حساب بانکی، خانه و امثالهم طرف سوال میشود. چون خانواده دختر هم تمام حواسش را جمع میکند که در این معامله ضرر نکند.
در هیچ خواستگاری از میزان فهم و شعور طرف مقابل پرسیده نمیشود، هیچگاه از او پرسیده نمیشود که آخرین کتابی که خوانده چیست یا شاعر و نویسنده مورد علاقه او چه کسی است و اصلا برای این مسائل تره هم خورد میکند یانه، هیچگاه در مراسم خواستگاری از نوع نگاه او به سیاست و جامعه سوال پرسیده نمیشود، هیچگاه از نوع برقراری روابط اجتماعی یکدیگر سوالی پرسیده نمیشود، هیچگاه از او پرسیده نمیشود که نگاهش به زن و جایگاه زن و خانواده زن چگونه است. کما اینکه اگر کسی هم از این سوالات بپرسد او را به عنوان فردی عجیب و غریب و دیوانه مورد تمسخر قرار میدهند.
بدیهی است که چنین نگاه تجاری به ازدواج و تشکیل خانواده که از اصیلترین روابط انسانی است پس از مدت کوتاهی مشکلات زیادی به بار خواهد آورد. در این شکل ازدواج احتمالا یکی از طرفین معامله یا هر دو پس از مدتی احساس مغبون و مضر بودن در معامله را خواهد کرد و با این نگاه که کلاه سرش رفته است سعی در به هم زدن معامله خواهد کرد.
فرهاد قنبری
547
...
سلام بر پایان شعارهای تهی، دشمنبازی و مردم ستیزی
۲۷ مرداد بود، روزی مثل امروز در ۳۶ سال قبل؛ وسط تابستان و بیبرقی و سهمیهبندی پنیر و مرغ و بنزین کوپنی، با هزار درد و داغ و دریغ. جنگ در مویرگهای حیات یک ملت خسته نفوذ کرده بود، تقدیس میشد و با هر سخن علیه جنگ مقابله میشد: صلحی که جامعهی جهانی پیشنهاد میداد با عنوان «صلح تحمیلی» تقبیح شده بود و حتی بخشهای ضدجنگ سریال اوشین سانسور شده بود و داستانش تغییر کرده بود! بر در و دیوار شهر این سخن مشهور را نوشته بودند که «اگر جنگ ۲۰ سال هم طول بکشد، ما ایستادهایم» و از صفهای مدارس تا صفهای نماز جمعه شعار میدادند که «جنگ، جنگ تا پیروزی»...
انگار چندین نسل باید میجنگید و میجنگید و میجنگید، که راه قدس از کربلا میگذشت! هشت سال جنگیده بودیم اما تا فاو جلوتر نرفته بودیم که آن را هم پس گرفته بودند. کسی تصور نمیکرد روزگاری دیگر برسد اما رسید... در آن صبح ۲۷ مردادی که ایران آتشبس را پذیرفت گویی محالی، ممکن شد: میشود که اسیران گرفتار در عراق برگردند، میشود که روغن کوپنی نباشد، میشود که سرمایهی کشور در آتش جنگ نسوزد، میشود که دیگر مادری نگران جوان سربازش نباشد و... در یک کلام، میشود که جنگ نباشد.
دقیقا ۳۶ سال پس از آن روز، نسلهایی تازه از همان مردم خسته از جنگ آن روز آرزوی روزگاری را دارند که تبعیض نباشد، تحریم نباشد، گشتی برای بهشت اجباری نباشد و در همین آب و خاک آبا و اجدادی همان آرامشی باشد که به خاطرش هزاران هموطن آواره شدند و زندگی در غربت را به بودن در وطن ترجیح دادند؛ آیا میشود؟
تجربهی ۲۷ مرداد ۱۳۶۷ میگوید که میشود؛ هر چند بسیار دیر و با هزینهی بسیار، اما میشود. دلم میخواهد از میان همهی حرفهای امروز پزشکیان، چند سخن را نشانهای بگیرم برای اینکه شاید روز و روزگاری دیگر برسد. اینکه رئیسجمهوری در مجلس انقلابی صراحتا بگوید که «مردم امروز از ما شاکی هستند و مقصر هم ما هستیم... مقصر آمریکا نیست، مقصر بیگانگان نیستند... مثل یک حیوان درنده نباید به جان مردم بیفتیم و لت و پارشان کنیم» یعنی فاتحهی شعارهای تهی، دشمنسازی و دشمنبازی و مردم ستیزی خوانده شده است؛ و سربازان در حال ترک آخرین سنگرها هستند...
محالی دیگر ممکن خواهد شد، فردا بهتر از امروز خواهد بود و امید، این اکسیژن حیات دوباره در هوای آلودهی وطن بیشتر و بیشتر خواهد شد. دلم میخواهد چنین بیندیشم.
محمدحسین روانبخش
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
