en
Feedback
جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

Open in Telegram

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel جمع مدیران نامدار ایران

Channel جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 27 587 subscribers, ranking 2 283 in the Business category and 12 296 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 27 587 subscribers.

According to the latest data from 02 July, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -128 over the last 30 days and by 3 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 25.14%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 5.69% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 6 938 views. Within the first day, a publication typically gains 1 569 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 0.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as مدیر, جا, آقا, وقت, کس.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 03 July, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Business category.

27 587
Subscribers
+324 hours
-257 days
-12830 days
Posts Archive
#تبلیغات

🔴 لذت سرزنش کریسمسی مردم! ✍️ احسان محمدی ❄️ چند سالی است که دی‌ماه در ایران نه یادآور برف و باران و ننه سرما و این قصه‌ها که راوی حکایت #بابانوئل و عکس‌های برخی ایرانیان غیرمسیحی با چراغ‌های رنگینٍ آویزان از درخت‌های کاج کریسمس است و شماتت و سرزنش مردم از سوی برخی از اهل قدرت که این کارها خود باختگی فرهنگی است و ترویج فرهنگ غرب و ... من هم شگفت زده‌ام از این تب فراگیر. اینکه خانواده‌هایی با درآمد متوسط، فرارسیدن سال میلادی را با هزینه جشن می‌گیرند که بسیاری از آنها بعید است حتی ترتیب ماه‌هایش از ژانویه تا دسامبر را بدانند. اما چرا برخی در ایران (و هر سال تعداد بیشتری) این روز را جشن می‌گیرند؟ 😔 در کنار همه دلایلی که جامعه‌شناسان قاعدتاً باید آن را کشف کنند یکی از مهمترین دلایل #فقدان_شادی است. وقتی گرانی و فقر و تبعیض و بیکاری و ... قلب مردم را فشرده می‌کند و آنها را در خود می‌شکند به صورت طبیعی دنبال #بهانه‌های شادی می‌گردند. چرا باید آنها را سرزنش کنیم؟ 😞 نمی‌شود با همان ملودی که سینه می‌زنیم، کف بزنیم و گمان کنیم که بله! کار فرهنگی کردیم و مردم باید شادمان شوند و چه مرگتان است که خوشحال نمی‌شوید و کیف نمی‌کنید؟! اصلاً مگر شادی دستوری است؟ اینکه فکر کنید تلویزیون از قول یک مقام خیلی مسئول بفرماید: «لبخند بزنید»! و مردم ریسه بروند خیال‌پردازانه نیست؟ اینجا #کره_شمالی نیست. اینجا #ایران است و این مردم حتی اگر گاهی از سر ترس یا احترام به شوخی‌های بی‌مزه کسی خندیده‌اند به این معنی نیست که در اعماق وجودشان شاد هستند! 😞 آقای #قرائتی می‌گفت: «ما دکترای گریه داریم اما برای خنده سیکل هم نداریم»! اعتراف صادقانه‌ای است. آنقدر که در این سال‌ها مردم را به #گریه کردن بر گناهان کرده و نکرده تشویق کرده‌اید برای #خندیدن واقعی آنها کاری کرده‌اید؟ یادتان می‌آید سالها بلند خندیدن نشانه جلف بودن و سبکسری بود و گریه کردن و غمگین بودن نماد فضیلت و ملکوتی بودن! اصلاً قبول دارید که خنده و شادی مهم است و تنها با #خندوانه و #دورهمی به دست نمی‌آید؟ قبول دارید که ممانعت از برگزاری یک جشن باستانی در #پاسارگاد برای بخشی از مردم شادی آفرین نیست و بغض ایجاد می‌کند؟ 😞تا زمانی که #شادی_ملی مثل #عزای_ملی به رسمیت شناخته نشود، از آن استقبال نشود و لبخندآفرینان مثل اشک‌آفرینان اگر تشویق نمی‌شوند دستکم تنبیه نشوند، حق نداریم به مردم بگوییم که چرا در #کریسمس جشن گرفتید؟ چرا #ولنتاین به هم گل و خرس هدیه دادید؟ فرهنگ عمومی با بخشنامه و دستورالعمل و اخم و تخم درست نمی‌شود. زیاد هم فشار بدهید که این مردم بروند بهشت از آن ور جهنم می‌زنند بیرون! ما یاد گرفته،ایم که در مقابل فشارها، خم شویم اما نمی‌شکنیم، خم می‌شویم تا تیزی و تندی توفان‌ها بگذرد و دوباره قامت راست می‌کنیم. 😞این مردم شادی و امید واقعی می‌خواهند. برای همین از فیلم‌های کمدی حتی کم‌مایه هم استقبال می‌کنند. برای همین حتی بلیط‌های گران کنسرت‌های داخلی را می‌خرند. گمان نکنید همه آنها که می‌روند کنسرت، مرفه‌های بی‌درد و پورشه‌سواران هستند. اتفاقاً این بخش برای دیدن کنسرت «آن جای دیگر» می‌روند و «اصل جنس » را گوش می‌دهند نه بعضی «بدل» های داخلی را! 😞 ما را به خاطر بابانوئل با آن ریش پت و پهن و یک درخت کاج و چهار ریسه که معنایش را هم نمی‌دانیم این همه شماتت نکنید. سرزنش نکنید. به جای این همه طلبکار بودن بفرمایید برای شادی عمومی چکار کرده‌اید؟ شما حتی به اندازه کافی برای مرگ احتمالی ما در #زلزله ها #کفن ندارید، حتی هوا نداریم که نفس بکشیم، چطور به خودتان حق می‌دهید این همه شادی‌هایی که مردم در کنج دنج خانه‌هایشان با هزینه شخصی خلق می کنند را سرزنش کنید؟ 😞شماتت مردم آسان است. ما سالهاست سرزنش می‌شویم که زلزله و خشکسالی و سیل و رعد و برق محصول گناهان ماست. حتی باورمان هم شده! می‌توانید رشته‌ی این #چنگ را پاره کنید، می‌توانید کاسه‌ی آن #تار را بشکنید، می‌توانید فرمان بدهید: هان ای #طبل گران زین پس خاموش بمان. به #چکاوک اما نمی‌توانید بگویید نخوان!... چکاوک یک‌دفعه می‌پرد روی درخت کاج و کریسمس را جشن می‌گیرد! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔹بهترین بیمه تکمیلی شرکتی با بیشترین پوشش‌ها و کمترین قیمت ممکن، برای هر تعداد پرسنل و هر مقدار بودجه‌ای که دارید! مشاوره رایگان و خرید: https://l.bimito.com/qAk1J ‘’ازکی، مشاوره و انتخاب بیمه’’

#تبلیغات

🔴 تقدیر اسدالله عصر پنج شنبه-مثل بیشتر پنج شنبه‌ها-آمد دنبالم.آماده،دم در ایستاده بودم و تا از راه رسید،سوار ماشین شدم. راه افتاد و من هم مثل بیشتر وقت‌ها شیشه را پایین کشیدم و سیگاری روشن کردم. اسدالله را سال‌ها بود که می‌شناختم. آدمی وظیفه شناس که هیچ‌وقت از او خطایی ندیده بودم. هنوز از شهر خارج نشده بودیم که تلفن اسداالله زنگ خورد؛پچ پچی کرد و به مکالمه پایان داد. از شهر خارج شدیم و داشتم به قرارهای فردا فکر می‌کردم. دوباره تلفنش زنگ خورد و دوباره پچ پچ. تمام طول راه تا به بم برسیم، چندبار تلفنش زنگ خورد و هر بار خیلی کوتاه چیزی گفت و قطع کرد. مکالمه‌های آخر اسداالله البته مثل اول،نرم و ملایم نبود تا این‌که با عصبانیت داد زد؛ گفتم به من زنگ نزن. کنجکاوی نکردم و چیزی نگفتم.حدسم این بود که یک اختلاف خانوادگی است و لازم نیست دخالت کنم اما از دستش دلخور بودم که حین رانندگی،اینقدر با تلفن صحبت می‌کند. ساعتی بعد به بم رسیدیم و در منزل با شکوه پدری آرام گرفتیم. فقط من بودم و او، هوا هم کمی خنک بود. بخاری را روشن کرد و چای نوشیدیم و بعد هرکدام به سویی رفتیم. او رفت که شامی دست و پا کند و من نشستم تا حساب و کتاب‌ باغ‌ها و زمین‌ها را بررسی کنم. چند دقیقه بعد آمد و گفت:خان،کار مهمی دارم. باید همین امشب به کرمان برگردم. گفتم: اسدالله چه اتفاقی افتاده؟ با چشمان گریان گفت: حال دخترم خوب نیست و به خاطر آپاندیس،دو ساعتی هست که بستری‌اش کرده‌اند. باید برگردم اگرنه دیوانه می‌شوم. گفتم: نگران نباش،کدام بیمارستان بستری شده؟زنگ می‌زنم و سفارش می‌کنم.ولی این موقع شب صلاح نیست برگردیم. گفت: جنابِ خان؛ ناخوشی‌اش را نمی‌توانم تحمل کنم و او هم نمی‌تواند دوری‌ام را تحمل کند،اجازه بدهید امشب در بیمارستان کنارش باشم،صبح زود بر می‌گردم تا کارها عقب نماند. گفتم: زیادی شلوغش می‌کنی.فردا خیلی کار داریم،این همه راه آمدیم و نیم ساعت نشده می‌خواهی برگردیم. زنگ می‌زنم تا بهترین دکترها را برایش بفرستند. گفت: جنابِ خان بعد از خانواده‌ام مهم‌ترین آدم زندگی‌ام هستید اما نخواهید که امشب کنار دخترم نباشم.اجازه بدهید برگردم. گفتم: می‌دانی که من هم نمی‌توانم تنها بمانم. یا هر دو می‌مانیم یا هردو بر می‌گردیم. هر دو برگشتیم. بین راه صحبتی بین ما رد و بدل نشد اما از این‌که به خاطر دخترش برگشتیم،هم من خوشحال بودم و هم او احساس رضایت می‌کرد. نوعی قدردانی در رفتارش احساس می‌کردم. برای اسدالله،دخترش همه دارایی‌اش بود. ساعت 11 شب به کرمان رسیدیم، من به خانه رفتم و او به بیمارستان. شب غریبی بود. حتی خواب درستی نکردم و تا نزدیکی‌های سحر از این پهلو به آن پهلو چرخیدم. حدود ساعت 5 صبح با تکان شدیدی از خواب پریدم. زلزله بدی آمد. بدترین زلزله؛ خیلی بد. گفتند منشأ زلزله بم بوده و همه چیز را ویران کرده. عجب صبح غم انگیزی. یادم افتاد چند ساعت قبل، بم بودم و اسدالله به شکلی غریب من را به کرمان کشاند.شاید اگر می‌ماندیم،هر دو زیر خروارها خاک مدفون می‌شدیم. زنگ زدم؛ این بار من قدردانش بودم. پرسیدم حال دخترت چطور است؟ با گریه گفت: جنابِ خان؛خانه مرحوم پدرتان با خاک یکسان شده.خدا رو شکر هم شما برای من باقی ماندید و هم دخترم. *** خاطره خان هم مو به تن آدم سیخ می‌کند. این خاطره را یکی از خان‌های معروف کرمان برایم تعریف کرد که آن‌روزها یک پایش در کرمان بود و یک پایش در بم. در عوض فکر کنید دوچرخه سواری از سوئیس که دم غروب روز پنج شنبه به بم رسید،شامی خورد و دمی استراحت کرد و قرار بود روز جمعه به سمت زاهدان رکاب بزند اما زیر خروارها خاک مدفون شد. دنیای عجیبی است. ☑️ محسن جلال پور با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 ۲۰معضل برنامه ریزی در ایران یا چرا گروه مشاوران هاروارد از ایران رفتند ؟ ✍️روزبه کردونی 📌 گروه مشاوران دانشگاه هاروارد که برای کمک به تدوین برنامه سوم عمرانی ( سال 1341) به ایران آماده بودند، به تعبیر خودشان در وضعیت روحی ناخوشایند، با احساس نومید کننده شکست و ناکامی، ایران را ترک کردند . مرور ارزیابی این گروه از 20 معضل و چالش برنامه ریزی در ایران در سال 1341، احتمالا مفید خواهد بود . 📌۱-خود پرستی اداری و وجود نگرش " ما بهتر از شما کار می کنیم " 📌۲- تمایل به تعارفات و پذیرش و تبعیت از خوشایندترین راه حل مساله 📌۳- کلی گویی و فقدان جزییات در برنامه ها 📌۴- ترجیح توسعه فیزیکی و عمرانی بر توسعه اجتماعی 📌۵- تکیه بر راه حل های مفروض 📌۶- عدم جلب نظرات موافق در قبال اهداف طرح ها و برنامه ها 📌۷- بیان امید و آرزو بجای هدف در برنامه 📌۸-عدم پذیرش هزینه تغییرات و اصلاحات توسط جامعه 📌۹- اهمیت روابط شخصی و عدم تمایز بین منازعات فکری و منازعات شخصی 📌۱۰- تحمیل بارسنگین کارها بر دوش مدیران بدلیل فقدان انضباط اداری 📌۱۱- وفاداری به گروه نه به ساختار در سازمان های دیوان سالار 📌۱۲- پریشانی و اشفتگی بازیگران ( ناشی از هرج و مرج های سیاسی ) 📌۱۳- غالب بودن رویکرد ارائه ظن و گمان بجای تحلیل علمی 📌۱۴- وجود همزیستی بجای همکاری در ارتباط دستگاها 📌۱۵- ابهام در واگذاری مسئولیت ها 📌۱۶- بیماری جلسه بازی با هدف سبک کردن بار مسئولیت 📌۱۷- دوستی و رفاقت به جای روابط رسمی 📌۱۸-مایملک شخصی و کانون قدرت شدن هر شغل اداری 📌۱۹- فقدان نظام سلسله مراتبی 📌۲۰-فقدان پاسخگویی در قبال رفتار اداری 📌 بودا در جایی می گوید ما همان چیزی هستیم که انجام داده ایم و آنچه خواهیم بود که اکنون انجام می دهیم. اینکه ده سال بعد، نیم قرن بعد و یک قرن بعد کجا خواهیم بود به تعبیر کارل پوپر وابسته به ماست به همه ما، وابسته به اندیشه امروز ما، خواسته های امروز، آرزوهای امروز و ترس های امروز ما. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

«یلدا» ایرانی بر «کرونا» پیروز می‌شود ✍️ علی ملک پور يلدا يک رسم باستاني ايراني است که حتي در دوران شيوع کرونا نيز اهميت برگزاري آن براي مردم از واجبات به حساب مي‌آيد، اما امسال شرايط کشور متفاوت‌تر از سال‌هاي گذشته است و مردم بايد در تنهايي و قرنطينه بلندترين شب سال را در خانه به شادي بنشينند. در اين مجال به اهميت اين موضوع و برگزاري آيين باستاني در شرايط شيوع بيماري خواهيم پرداخت. هر آييني که در امروز و فرداي ما هويت تاريخي و ملي ما را تقويت کند، مهم و حياتي است. ماهيت آيين‌هاي ايراني عموما شادي افزا و بار معنايي مثبت و انرژي بخش دارد. اغلب اين آيين ها - يکي همين يلدا- از طبيعت و زندگي الهام مي‌گيرند و از غم گستري به‌دور است. يلدا انگيزه‌اي بزرگ براي گرمي و محبت به خويشان و دوستان در خود نهفته دارد. اين شب زيباي ما حلقه خانواده ايراني را به شعله مهرآفريني گرم مي‌کند چندان که گويي ما ايرانيان را در برابر سه ماه سرماي پيش رو گرمي و اطمينان مي‌بخشد. اين ميهن ديرپا و اين ملت کهن بنيان، هويت و آيين‌هاي سترگ و پرمعناي خود را از ميان هزاره‌هاي سخت و طوفاني تا امروز با خود آورد و به فرزندان خود سپرد و ما اينک وارث و هم نگاهبان اين رسم ارزشمنديم. نيک‌آيين يلداي ما را کاستي نشايد و ايران رنگارنگ و پرشکوه ما را به ساليان و هزاره ها سستي و سردي نبايد. همه اقوام ايران و نيز وارثان تمدن ايراني در ديگر واحدهاي سياسي همجوار، اين شب و اين يلدا را گرامي مي‌دارند و بدين بهانه عشق مي پراکنند و مهر مي‌افشانند. در اين سال خاص گرچه همه ما ايرانيان و همه جهانيان به اُفت و آفت «کرونا» گرفتار آمديم، ولي اين نيز بگذرد. وجدان جمعي ما ايرانيان حتي از کرونا نيز تجربه‌اي متفاوت مي‌آفريند و درون مايه هويت ايراني خود را در اين شرايط و هر شرايط ديگر صيغلي مي دهد و جاودانه مي‌کند. ما اين همه را مديون زنان و مردان وطن دوست هستيم که آنها از ما و با ما هستند، پزشکان، پرستاران و همه متخصصان و کارکنان بهداشت و درمان وطن را مي‌گويم که اکنون سرداران محافظ اين سرزمين‌اند و ما نيز به قامت بلند و همت بي‌گزند ايشان اميدواريم. اينک ماييم و يک ايران پر از اتحاد و اعتماد، در خانه و خيابان‌، خُرد و کلان. اکنون که به توصيه پزشکان وطن «در خانه ماندن» ايمني و الزامي است، ما نيز چنين کنيم، براي اجتناب از سرايت و عسرت «کرونا» و به حمايت از خود و آنها و همه، اين يلدا را دور از هم و در فضاي مجازي گرامي مي داريم، در خانه مي‌مانيم و غزل «حافظ» و سرود «اي ايران» مي‌خوانيم و مي‌دانيم که «جدايي»‌هاي ناگزير اين يلدا و اين روز و شب‌ها بشارت همگرايي در فرداهاي بهتري است که پيش رو داريم، چون ما ايراني هستيم. امشب اين يلدا و ما ايرانيان، در آستانه زمستان، بي‌ترس، بي‌ياس، با عزمي به بلنداي تاريخ بزرگ، در سايه سار فرهنگ صد رنگ خود و اين بار نيز بر اهريمن جهل و تاريکي بيماري غلبه کرده و چيره مي شويم. از اين يلدا تا يلداي ديگر، از اين شب تا فرداي ديگر. يلدايتان فرخنده باد! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴تئوری گربه چاق اصطلاح گربه چاق به چه معنی است؟ اصطلاح گربه چاق به مدیران عاملی اطلاق می‌شود که حقوق بالایی دریافت می‌کنند اما عملکرد مناسبی ندارند. این مدیران مزایا و شرایط بازنشستگی ویژه‌ای هم دارند که سایر کارکنان شرکت از آن بی‌بهره‌اند. گربه‌های چاق اولویت اصلیشان منافع شخصی است نه منافع شرکت. 🔅 آن‌ها برای این که پاداش بیشتر دریافت کنند، حاضرند خط تولید را مجبور کنند که بیشتر از ظرفیتش تولید کند. این عمل در کوتاه‌مدت موجب رشد سودآوری خواهد شد اما در بلندمدت هزینه‌های گزافی را به شرکت تحمیل خواهد کرد. ⭕️اصطلاح گربه چاق به زبان ساده اصطلاح گربه چاق لقب مدیران عاملی است که فقط به فکر جیب خود هستند. پست مدیرعاملی آنقدر جایگاه ویژه‌ای است که اغلب افراد پس از تصدی این سمت، فراموش می‌کنند که وظیفه‌شان خدمت به شرکت و سهامدارن شرکت است نه خدمت به حساب بانکی خودشان. 🔅این مدیران مانند گربه‌ای هستند که غذای زیادی می‌خورد اما به دلیل این که عملکرد زیادی ندارد، اضافه وزن پیدا می‌کند. گربه‌های چاق اغلب به سراغ اهداف کوتاه‌مدت می‌روند و کمتر به دنبال طرح‌های زیربنایی و کلان هستند. ♨️یک نمونه واقعی از این دسته از مدیران، مدیرعامل سابق شرکت «دیزنی»، یعنی «مایکل ایزنر» است. در اواخر دهه ۱۹۹۰ او مبلغ ۷۳۷ میلیون دلار از شرکت دریافت کرد. درحالی که درآمد سالانه شرکت «دیزنی» در این پنج سال به طور میانگین ۳٫۱ درصد کاهش یافت. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

#حامد_پاک_طینت مجمع فعالان اقتصادی 📌@Iran_economy_online دقیق ترین پیش بینی های اقتصادی در صفحه رسمی اینستاگرام ما: 📌https:
#حامد_پاک_طینت مجمع فعالان اقتصادی 📌@Iran_economy_online دقیق ترین پیش بینی های اقتصادی در صفحه رسمی اینستاگرام ما: 📌https://instagram.com/iran_economy_online

✅عادل‌سوزی: پایان مبدع یک رؤیای ایرانی ✍️محمد فاضلی ✅ حذف عادل فردوسی‌پور از برنامه نود و خبر بعدی درخصوص حذف این برنامه از کنداکتور شبکه سه، تحلیل‌های زیادی دارد اما یک نگاه هم از منظر سرمایه اجتماعی، فرهنگ عمومی و رؤیای ایرانی است. اجازه دهید برای درک جایگاه فردوسی‌پور او را با برخی از مشهورترین مجریان تلویزیون در دنیا مقایسه کنیم. 🔹جان ویلیام کارسون: او برنامه The Tonight Show Starring Johnny Carson را از 1962 تا 1992 (30 سال) اجرا کرد و در سال 1987 به تالار افتخارات تلویزیون پیوست. 🔹اپرا وینفری: او برنامه The Oprah Winfrey Show را از 1986 تا 2011 (25 سال) اجرا کرد، اولین آمریکایی-آفریقایی میلیاردر آمریکای شمالی شد و حتی عنوان مؤثرترین زن رسانه‌ای دنیا را نیز به دست آورد. 🔹الن دیجنرس: او برنامه The Ellen Degeneres Show را از سال 2003 اجرا کرده است. 🔹جرمی کلارکسون: او مشهورترین مجری برنامه فوق‌العاده محبوب Top Gear (مخصوص معرفی اتومبیل و گفت‌وگومحور) است که از 2002 تا 2015 این برنامه را اجرا کرد. 🔹دیوید لترمن: او به مدت 33 سال از 1982 تا 2015 در تلویزیون‌های NBC و CBS برنامه‌های Late Night with David Letterman و Late Show with David Letterman را اجرا کرد. 🔹جی لنو: او از سال 1992 تا 2009 برنام The Tonight Show with Jay Leno را اجرا کرد و در سال 2014 هم به تالار مشاهیر تلویزیون وارد شد. ✅ «مدال آزادی ریاست جمهوری» (Presidential Medal of Freedom) و «مدال طلای کنگره» (Congressional Gold Medal) ارزشمندترین مدال‌هایی است که به افراد غیرنظامی در آمریکا داده می‌شود. نام افرادی نظیر کارسون، وینفری و الن دیجنرس در بین دریافت‌کنندگان مدال آزادی ریاست جمهوری است. ✅ عادل فردوسی‌پور که از 23 مرداد 1378 تا به امروز حدود 19 سال برنامه نود را اجرا کرده، از نظر طول مدت دوام و اجرای برنامه قابل مقایسه با این مجریان مشهور است. او ده‌ها میلیون بیننده را در جامعه‌ای 60 تا 80 میلیونی (و نه جامعه 400 میلیون نفری آمریکا) در بیست سال گذشته دست‌وپا کرده است. او رکورددار دریافت 7 میلیون پیامک، و اجرای سیاسی‌ترین برنامه ورزشی ایران درباره اعمال نفوذ سیاسیون و دولت در انتقال باشگاه‌های فوتبال است. او پشت پرده‌های فوتبال، فسادها و بسیاری چیزهای دیگر را رمززدایی و افشا کرده است. ✅ اما شاید مهم‌ترین کار عادل فردوسی‌پور، از منظر اجتماعی و فرهنگی، ساختن «یک رؤیای ایرانی» بود. او رؤیای داشتن برنامه تلویزیونی گفت‌وگومحور بدون سانسور، پرده‌پوشی، تخصصی و شفاف‌کننده را به مردم ارائه کرد. برنامه نود از جنس فوتبال بود، اما رؤیای داشتن چنین برنامه‌هایی برای سیاست، اقتصاد، جامعه و فرهنگ را هم در ایرانیان پرورش داد. این‌جاست که باید گفت عادل فردوسی‌پور، شایسته حذف شدن نیست، بلکه بنا به سهم‌اش در فرهنگ عمومی، و خلق رؤیا، امید و سرمایه اجتماعی، شایسته دریافت مدال و ورود به تالار مشاهیر تلویزیون است. ✅ مفهوم «بسته‌های اثربخشی» (Pockets of Effectiveness) در ادبیات توسعه در یک دهه گذشته بروز کرده است. این مفهوم زمانی به‌کار می‌رود که یک سازمان عمومی اثربخش و کارآمد در دل ساختار و زمینه ناکارآمد، ظهور می‌کند. عادل فردوسی‌پور و برنامه نود، از این منظر نیز قابل توجه است و حتی می‌توان در اندازه یک رساله دکتری هم به بررسی پدیده بسته‌های اثربخشی به تحلیل آن پرداخت. ✅ مناسب‌تر آن است که عادل فردوسی‌پور و برنامه‌اش به مانند برنامه‌های مشهور تاریخ تلویزیون‌های جهان باقی بماند، او به تالار مشاهیر تلویزیون راه یابد، به ساختن «رؤیای ایرانی» تلویزیون بی‌سانسور و شفاف ادامه دهد، و پایان یک نخبه رسانه‌ای نباشد. عادل‌سوزی، سوزاندن سرمایه‌ اجتماعی‌ است، پایان یک رؤیا و شاید آغاز یک توهم. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

#حامد_پاک_طینت مجمع فعالان اقتصادی 📌@Iran_economy_online دقیق ترین پیش بینی های اقتصادی در صفحه رسمی اینستاگرام ما: 📌https:
#حامد_پاک_طینت مجمع فعالان اقتصادی 📌@Iran_economy_online دقیق ترین پیش بینی های اقتصادی در صفحه رسمی اینستاگرام ما: 📌https://instagram.com/iran_economy_online

🔴 تفاوت مثبتی ها با منفی ها ➕فرد مثبت همیشه برنامه دارد. ➖فرد منفی همیشه بهانه دارد. ➕فرد مثبت همیشه خود جزئی از جوابهاست ➖فرد منفی همیشه خود بخشی از مشکلات است. ➕فرد مثبت در کنار هر سنگی سبزه ای می بیند. ➖فرد منفی در کنار هر سبزه ای سنگی می بیند. ➕فرد مثبت برای هر مشکلی راهکاری می یابد. ➖فرد منفی برای هر راهکاری مشکلی می بیند. ➕فرد مثبت همیشه دوستی ها را زیاد می کند. ➖فرد منفی دشمنی ها را زیاد می کند. ➕فرد مثبت میگوید اجازه بده انجام پذیر است. ➖فرد منفی میگوید نمی توانم انجام پذیر نیست. ➕فرد مثبت همیشه با صبر مشکلات را حل می کند. ➖فرد منفی همیشه با خشم مشکلات را زیاد می کند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴ﻓﺮﻣﻮﻝ ﻫﺪﻑ ﮔﺬﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥ "ﺑﺮﺍﯾﺎﻥ ﺗﺮﯾﺴﯽ" ♈️ﺑﻪ ﯾﮏ ﻓﺮﻣﻮﻝ ﻫﻔﺖ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺍﯼ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺪﻑ ﮔﺬﺍﺭﯼ ﻭ ﺩﺳﺘﺮﺳﯽ ﺑﻪ ﺁﻥ، ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻓﺮﻣﻮﻝ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﺪ... ﻫﺮﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﻭﻡ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﺁﻣﻮﺯﺵ ﻣﯽ ﺩﻫﻢ. ﺍﯾﻦ ﺍﻏﻠﺐ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﯾﺸﻬﺎﯼ ﻣﺮﺍ ﻣﺘﺤﻮﻝ ﺳﺎﺧﺘﻪ... 1️⃣ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﻣﺸﺨﺺ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ... ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﻓﺰﺍﯾﺶ ﺑﺪﻫﯿﺪ، ﺩﻗﯿﻘﺎ ﻣﺸﺨﺺ ﮐﻨﯿﺪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﭼﻪ ﺩﺭﺁﻣﺪﯼ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ... 2️⃣ ﻫﺪﻑ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﮑﺘﻮﺏ ﮐﻨﯿﺪ. ﻫﺪﻓﯽ ﮐﻪ ﻣﮑﺘﻮﺏ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﯾﮏ ﺧﯿﺎﻝ ﻭ ﺭﻭﯾﺎﺳﺖ ﻭ ﺩﺭ ﭘﺲ ﺧﻮﺩ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻭﻗﺪﺭﺗﯽ ﻧﻬﻔﺘﻪ ﻧﺪﺍﺭﺩ... ♈️کم رنگترین قلم ها، از پر رنگترین ذهن ها ماندگارترند... 3️⃣ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺳﺖ ﯾﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﻫﺪﻑ ﺧﻮﺩ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﺸﺨﺺ ﺳﺎﺯﯾﺪ. ﺫﻫﻦ ﻧﯿﻤﻪ ﻫﻮﺷﯿﺎﺭ ﺷﯿﻔﺘﻪ ﺿﺮﺏ ﺍﻻﺟﻞ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﻫﻤﻪ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻓﻌﺎﻝ ﺳﺎﺯﺩ... ﺍﮔﺮ ﻫﺪﻓﺘﺎﻥ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﺟﺎﻣﻊ ﺍﺳﺖ، ﺯﯾﺮﻫﺪﻓﻬﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻥ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﮐﻨﯿﺪ... ﺍﮔﺮ ﻫﺪﻑ ﺷﻤﺎ ﺩﻩ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺳﺖ، ﺑﺮﺍﯼ ﻫﺮ ﯾﮏ ﺍﺯ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﻫﺪﻓﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺯﻣﺎﻧﻬﺎﯼ ﺗﻌﯿﯿﻦ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ... 4️⃣ ﻓﻬﺮﺳﺘﯽ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻮﻓﻖ ﺷﺪﻥ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﻬﯿﻪ ﻧﻤﺎﯾﯿﺪ... ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﻓﻌﺎﻟﯿﺘﻬﺎﯼ ﺟﺪﯾﺪﯼ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﮐﺮﺩﯾﺪ، ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍﻫﻢ ﺑﻪ ﻓﻬﺮﺳﺖ ﺧﻮﺩ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﮐﻨﯿﺪ . 5️⃣ ﻓﻬﺮﺳﺖ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﺍﻭﻟﻮﯾﺖ ﺑﻨﺪﯼ ﮐﻨﯿﺪ. ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﻣﻬﻢ ﺗﺮﯾﻦ ﻗﻠﻢ ﻭ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﻓﻬﺮﺳﺖ ﺷﻤﺎ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺳﺖ... 6️⃣ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﻫﺪﻓﺘﺎﻥ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﺷﻮﯾﺪ. ﻋﻠﺖ ﺍﺻﻠﯽ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﺍﺷﺨﺎﺹ ﻋﻤﻠﮕﺮﺍ ﺑﻮﺩﻥ ﺁﻧﻬﺎﺳﺖ... ﻧﺎﮐﺎﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﺎﮐﺎﻣﯽ ﺧﻮﺩ ﺗﻮﺟﯿﻬﺎﺗﯽ ﺩﺍﺭﻧﺪ، ﺍﻣﺎ ﺩﯾﺮﯼ ﻧﻤﯽ ﮔﺬﺭﺩ ﮐﻪ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻗﺒﻼ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﺑﺮ ﻣﯽ ﮔﺮﺩند... 7️⃣ ﻫﻤﻪ ﺭﻭﺯﻩ ﮐﺎﺭﯼ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﻫﯿﺪ ﺗﺎ ﺷﻤﺎﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﻧﺐ ﻣﻬﻢ ﺗﺮﯾﻦ ﻫﺪﻑ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺣﺮﮐﺖ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ. ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺳﺎﻟﯽ 365 ﺭﻭﺯ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﯿﺪ...! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

. 💠 موسسه آموزش عالی مهرالبرز براساس اعلام سازمان سنجش در تاریخ ۲۵ تا ۳۰ آذرماه در رشته های مدیریت کسب و کار، مدیریت بازرگان
. 💠 موسسه آموزش عالی مهرالبرز براساس اعلام سازمان سنجش در تاریخ ۲۵ تا ۳۰ آذرماه در رشته های مدیریت کسب و کار، مدیریت بازرگانی (کارآفرینی) دانشجو می پذیرد ❇️ روابط عمومی مهرالبرز به اطلاع تمامی علاقه مندان می رساند: بنا بر اعلام سایت سازمان سنجش آموزش کشور و با توجه به شرایط خاص بیماری کرونا در کشور و برای آن دسته از علاقه مندانی که قصد ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد را دارند در مرحله تکمیل ظرفیت، امکان پذیرش در تعدادی از رشته های فنی مهندسی و مدیریت ، با ظرفیت محدود و با بررسی سوابق تحصیلی ( بدون آزمون ) برای سال تحصیلی ۱۴۰۰ - ۱۳۹۹ فراهم گردیده است. ❇️ متقاضیان می توانند در تاریخ مقرر به سایت سازمان سنجش به آدرس www.sanjesh.org مراجعه نمایند. ❇️ زمان ثبت نام مرحله تکمیل ظرفیت از ۲۵ تا ۳۰ آذرماه از طریق سایت سازمان سنجش می باشد. ❇️ برای مشاهده جزئیات خبر به وبسایت موسسه مراجعه نمایید: https://mehralborz.ac.ir/mau1232 ❇️ 090257658888 واتساپ مشاوره ☎️021-57658203 ⚙️ @MehralborzUni www.mehralborz.ac.ir #تکمیل_ظرفیت #ارشد1399 #سازمان_سنجش #دانشگاه_الکترونیکی #مهرالبرز #دانشگاه

#تبلیغات

🔴 بیماری الکنیسم اجتماعی ما ✍️ مجتبی لشکربلوکی بگذارید بروم سر اصل مطلب: در مدرسه کلی کتاب خواندیم، شعر حفظ کردیم، تست زدیم، املاء نوشتیم، انشاء نوشتیم، اما کسی یادمان نداد که گفت‌وگو کنیم. ما با مسئله فقر روبرو هستیم. رئیس‌جمهور قول داده است که تا پایان دولت فقر مطلق را از بین ببرد! اما ما با فقر دیگری هم روبرو هستیم؛ فقر گفت‌وگو. صادقانه باید اعتراف کرد ما قادر نیستیم انتظارات، احساسات، انتقادات‌مان را به زبانی آسان، صریح و مؤثر به دیگران منتقل کنیم. از این‌رو با جامعه‌ای مواجه هستیم که نمی‌تواند گفت‌وگو کند. ما الکن شده‌ایم. نمی‌توانیم با یکدیگر گفت‌و‌گو کنیم. متأسفانه با پانتومیم هم نمی‌شود کار را پیش برد. ما حرف می‌زنیم اما گفت‌وگو نمی‌کنیم. بگذارید سه مثال از بیماری اجتماعی الکنیسم بزنم. - اگر به گفته‌های مدیران ارشد و میانی در سازمان یا کشور دقت کنید. می‌بینید گاهی مدیران به‌جای این‌که مستقیم و در جلسات داخلی تفاهم کنند در تریبون‌ها با یکدیگر صحبت می‌کنند. یکی امروز حرفش را می‌زند و دیگری هفته بعد در جمعی یا جلسه‌ای دیگر به بهانه‌ای جواب او را می‌دهد. اختلاف‌نظر در موضوعات کلان مدیریتی-اقتصادی-اجتماعی به کف سازمان یا جامعه منتقل می‌شود، چرا؟ چون ما بلد نیستیم گفت‌وگو کنیم. - اگر دیپلماتی در مجامع جهانی حرف‌های تند بزند و دیگر کشورها را خوار و خفیف کند، صفت شجاع به او می‌دهیم اما اگر سیاست‌مداری، همتایش را در آغوش بکشد و با او به گفت‌وگو بنشیند، این یعنی ضعف. در ضمیر ناخودآگاه مونولوگ جسورانه به دیالوگ عزت‌مندانه ترجیح دارد. چرا؟ چون مستبد کوچک نهفته در همه ما گفت‌وگو بلد نیست و هنوز فکر می‌کند گفتگو نمی‌تواند عزت‌مندانه و از سر قدرت باشد. - وقتی تصادفی در خیابان رخ می‌دهد یا وقتی با یکی از اعضای خانواده دچار مشکل می‌شویم، شروع می‌کنیم به بلندبلند فریاد‌زدن. در این حالت حرف می‌زنیم، اما گفت‌وگو نمی‌کنیم. حالا ممکن است بپرسید چرا گفت‌وگو این‌قدر مهم است. یکی از دلایلش را می‌گویم. در جامعه هر مسئله‌ای از سه راه، حل می‌شود: اولی گفت‌وگوست. ولی اگر به نتیجه نرسیدیم دو راه بیشتر باقی نمی‌ماند. دومین راه خشونت است یعنی یک نفر/نهاد باید به زور متوسل شود. راه سوم وقتی است که ممکن است خشونت هزینه‌اش بالا باشد، باب گفت‌وگو نیز بسته است پس تنها راه دروغ‌گویی برای فریب‌کاری است. در جامعه‌ای که باب گفت‌وگو بسته شد، درهای خشونت و دروغ باز می‌شود. خوش‌بختانه باب گفت‌وگو اکنون باز است آن را باز نگه داریم. تجویز راهبردی هرچند این بیماری وجود دارد اما رو به بهبود هستیم. دو تجویز زیر برای خروج سریع‌تر از "فقر گفت‌وگو" شاید مفید باشد: ۱. با سه تکنیک هنر گفت‌وگو را بیاموزیم. برای گفت‌وگو تکنیک‌های متعددی عنوان کرده‌اند اما به تجربه این سه را بسیار مفید یافته‌ام. الف: قضاوت خود را معلق کنیم و فعالانه گوش کنیم (یعنی در حین گوش‌دادن سعی نکنیم که دنبال جواب باشیم و باید یاد بگیریم پیش‌فرض‌های خود را معلق کنیم. گفت‌وگو با شنیدن آغاز می‌شود. در حالی‌که ما از گفت‌وگو، گفتنش را بلدیم نه شنیدن). ب: جسارت سه‌کلمه‌ای داشته باشیم! شجاعت فقط فریاد‌کشیدن نیست. گاهی تمام شجاعت در سه کلمه خلاصه می‌شود؛ من اشتباه کردم! تا چهل روز، هر روز به بهانه‌ای بگویید: من اشتباه کردم. ج: ساده (به‌دور از پیچیده‌گویی و قلنبه سلنبه‌گویی)، محترمانه (به‌دور از توهین و تحقیر و تهمت) و عقلایی (همراه با محاسبه و دلایل روشن و استدلال‌های مشخص) صحبت کنیم. ۲. با دو منفعت گفت‌وگو خو بگیریم. بعد از انجام گفت‌وگو یکی از این دو حالت رخ می دهد: یا به هم نزدیک می‌شویم یا نمی‌توانیم همدیگر را قانع کنیم. هر دو صورت ما برنده‌ایم. اگر هم‌گرایی ما بیشتر شود یعنی به "توافق جمعی" رسیدیم و این یعنی می‌توانیم اقدام مشترک را آغاز کنیم. اما اگر نتوانستیم همدیگر را قانع کنیم، "تواضع جمعی‌مان" بیشتر می‌شود یعنی می‌فهمیم که استدلال ما آن‌قدر قوی نیست که بتوانیم طرف مقابل را همراه و قانع کنیم و نیازمند اطلاعات، مدارک، شواهد و یا قدرت استدلال بیشتر هستیم. سخن پایانی اگر من گفت‌وگو کردم و دیگری فقط حرف زد چه؟ پیشرفت جوامع مدیون آدم‌های غیرمتعارف است. اگر بخواهیم مانند دیگران باشیم هیچگاه از دور باطل فقر گفت‌وگو بیرون نخواهیم رفت. به‌عنوان یک خط‌شکن گفت‌وگو را آغاز کنیم! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

💢 بخش سوم از درس‌های موفقیت در کسب و کار از دیدگاه مدیرعامل افسانه‌ای جنرال الکتریک 🎯 بخش سوم از درس‌های جَک وِلش، مدیرعامل اسبق جنرال الکتریک، برای موفقیت در کسب و کار، که از کتاب وی به نام «برنده شدن» اقتباس شده است، در موشن گرافیک پیوست، ارائه می‌شود 🔃 بخش دوم 👇 https://t.me/marketing_az/695 🔆مارکتینگ آز ✅ @Marketing_AZ

#تبلیغات

وصیت نامه ثبتی خیامی بنیانگذار ایران ناسیونال با مدیران نامدار ایران همراه شوید @excellentmanagers
وصیت نامه ثبتی خیامی بنیانگذار ایران ناسیونال با مدیران نامدار ایران همراه شوید @excellentmanagers

↙️ بخشهایی از وصیت نامه خیامی بنیانگذار ایران ناسیونال ♦️ درسی اخلاقی و انسانی از یک صنعتگر ثروتمند برای مدیران امروز کشور ♻️ محمود و احمد خیامی بنیانگذار ایران ناسیونال (ایران خودرو) بودند که این شرکت به همراه اموال آنان در سال 58 مصادره شد و هر دو برادر از کشور خارج شدند و در غربت درگذشتند! در بخشی از وصیت نامه جناب آقای سید محمود خیامی چنین می خوانیم: ” موصی یک ثلث از کل دارایی خود را از تاریخ زیر (دوم مهرماه 1345) لغایت سی سال کامل خورشیدی برای خود حبس نمود که حق مصرف آنرا عینا ندارد و فقط حق دارد از درآمد حاصله ثلث به نسبت یک پنجم خاندان آل عبا و یک پنجم خرج آموزش و تعلیم و توسعه مذهب شیعه اثنی عشری و سه پنجم باقیمانده از درآمد ثلث را برای تعلیم و آموزش علمی و عملی و فنی و رسیدگی به کلیه امورات کارگران و فرزندان آنان که بی بضاعت باشند بنماید. پس از انقضای مدت ، کلیه ثلث را به منظور تشکیل موسسه فنی با کلیه وسایل لازمه قرار دهند و اقدام به تعلیم فنی کارگران بی بضاعت نمایند ، کلیه امورات و مندرجات این وصیت تا زمان حیات وصی (آقای سید احمد خیامی) با معظم له و پس از فوت مشارالیه با فرزند ذکور و ارشد حی موصی خواهد بود که این وصیت به او نامه به آنها تفویض می شود و موظفند که عین ثلث را همیشه جاودان و برقرار نمایند. تخلف از مفاد از این وصیت نامه موجب خشم خداوند کریم و عقوبت آخرت خواهد بود….” هر چند پس از انقلاب ، جناب آقای خیامی ایران را ترک کردند و اسفند 98 فوت کردند اما چه خوبست فرهنگ و وصیت زیبای ادبی و اقتصادی بجای مانده ، قابل تامل و سرلوحه مدیران کنونی ایران خودرو و هر مدیر کلانی باشد. محمود و احمد خیامی بنیانگذار ایران ناسیونال (ایران خودرو) بودند که این شرکت به همراه اموال آنان در سال 58 مصادره شد با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers