en
Feedback
جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

Open in Telegram

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

Show more

📈 Analytical overview of Telegram channel جمع مدیران نامدار ایران

Channel جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 27 625 subscribers, ranking 2 304 in the Business category and 12 281 in the Iran region.

📊 Audience metrics and dynamics

Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 27 625 subscribers.

According to the latest data from 24 June, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by -179 over the last 30 days and by 0 over the last 24 hours, overall reach remains high.

  • Verification status: Not verified
  • Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 16.50%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 10.09% reactions from the total number of subscribers.
  • Post reach: On average, each post receives 0 views. Within the first day, a publication typically gains 2 788 views.
  • Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 0.
  • Thematic interests: Content is focused on key topics such as مدیر, جا, آقا, وقت, کس.

📝 Description and content policy

The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 25 June, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Business category.

27 625
Subscribers
No data24 hours
-357 days
-17930 days
Posts Archive
۱۰ پرسش پیشنهادی از دو کاندیدای ریاست جمهوری 1- بر فرض به سینما رفتید و نیمی از زنان و دختران را بی حجاب یافتید. چه تصمیمی می گیرید؟ دستور پلمپ و گشت ارشاد، یا تداوم‌ کار و آزادی پوشش؟ 2- بین یک کارشناس هوش مصنوعی ماهر و کارآزموده با استاندارد جهانی، ولی کراوات زده و بی محاسن ، با کارشناس معمولی، ولی با ظاهر اسلامی، کدام؟ 3- برفرض با گشایش سفارتین ایران-امریکا دلار به سوی 30 هزار تومان میل کند و برعکس دلار به سوی 120 هزار تومان و بالاتر،‌ کدام گزینه؟! 4- برای بالا بردن توان هوایی ایران، اف 16و اف 35, رافائل و.. یا میگ و سوخو؟! 5- چنان چه اعضای همکاری اسلامی و اتحادیه عرب با تشکیل کشور فلسطین در چارچوب قطعنامه‌ 242 شورای امنیت به گونه ای اجماع برسند، استراتژی شما چیست؟ 6-  چنان چه برای تصدی مثلا 5 وزارت خانه، مدیران زن شایسته تر(اصلح) بودند، آنان را به مجلس معرفی می کنید؟ 7- در صورت وقوع جنگ بین اسرائیل(اشغالگر) و حزب الله لبنان، لازم است جمهوری‌اسلامی مستقیم به جنگ ورود کند ؟ 8- بیش از 60% مردم در دور نخست رای ندادند، آیا از رسانه ملی درخواست می کنید که به این اکثریت اجازه داده شود در 168 ساعت هفته، تنهادو ساعت در یک کانال کم بازدید به طرج دیدگاهایشان بپردازند؟! 9- چین و روسیه به دیدگاه های امارات در باره جزایر سه گانه نزدیکترند، با فرض تداوم این حمایت ها، تهران در برابر پکن و مسکو چه کند؟! 10- بر پایه سند چشم انداز، که پس از قانون اساسی دومین سند بالادستی کشور محسوب می شود، قرار است تا سال آتی(1404) ایران میان 26 کشور همسایه و خارج نزدیکش، قدرت برتر اقتصادی، علمی،‌ تکنولوژی و...شود، آیا شدنی است؟! اگر نه چرا؟! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

"سی مزیت کار با جهان" یادداشتی از دکتر محمود سریع القلم ۱- شهروندان، فرصت مقایسه پیدا می‌کنند؛ ۲- چون مقایسه می‌کنند، بیشتر فکر کرده و دقیق‌تر تحلیل می‌کنند؛ ۳- حرف زدن، مسئولیت ایجاد می‌کند؛ ۴- تاریخ مهلت، قداست پیدا ‌می‌کند؛ ۵- دولت مجبور می‌شود سراغ متخصص برود؛ ۶- فکر جای عصبانیت را می‌گیرد؛ ۷- تخصص جای توصیه را می‌گیرد؛ ۸- گفتار درمانی، دوام نمی‌آورد؛ ۹- کیفیت صادرات و تولید داخلی سریع اصلاح می‌شود؛ ۱۰- خبرنگاران حرفه‌ای رشد می‌کنند و منبع فکری می‌شوند؛ ۱۱- سیستم‌ سازی جای مدیریت فردی را می‌گیرد؛ ۱۲- جامعه به سخن دروغ سریع‌تر پی می‌برد؛ ۱۳- نگهداری از محیط زیست برای همه واجب می‌شود؛ ۱۴- با به روز شدن، مشکلات سریع‌تر حل می‌شوند؛ ۱۵- افراد و بنگاه‌هایی که می‌توانند رقابت کنند، پایدارتر می‌مانند؛ ۱۶- چون رقابت و تولید اولویت پیدا می‌کنند، حکمرانی با توسعه مساوی می‌شود؛ ۱۷- تملّق، کاربرد خود را از دست می‌دهد؛ ۱۸- fact جای نمایش مدیران را می‌گیرد؛ ۱۹- زحمت بیشتر، جای حسادت را می‌گیرد؛ ۲۰- به واسطۀ کار و تلاشی که افراد می‌کنند، وقت تخریب دیگران را پیدا نمی‌کنند؛ ۲۱- کسانی که حرف نو نمی‌زنند، از صحنه خارج می‌شوند؛ ۲۲- رسانه‌ها نمی‌گذارند مدیران عوام فریبی کنند؛ ۲۳- شهروندان، تفاوت تحلیل از Propaganda را تشخیص می‌دهند؛ ۲۴- جامعه متوجه می‌شود کار جمعی تعیین کننده‌است؛ ۲۵- چون رقابت و یادگیری افزایش پیدا می‌کنند، ثروت تولید می‌شود؛ ۲۶- دیگر نمی‌توان هم زمان ۱۵ شغل داشت؛ ۲۷- مدیران مجبور می‌شوند مشکلات را حل کنند و نه مدیریت؛ ۲۸- افراد Showman، نمی‌توانند طولانی فیلم بازی کنند؛ ۲۹- حرف ناپسند زدن، هزینه پیدا می‌کند؛ ۳۰- نمی‌توان طولانی مدت، اطلاعات و تحلیل غلط ارائه داد. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

⭕️ثبت‌نام سمینار «به‌روزرسانی قوانین و مقررات مالیاتی» ✅سرفصل‌های آموزشی: 🔹 مالیات‌های مستقیم 🔹مالیات بر ارزش افزوده 🔹دادر
⭕️ثبت‌نام سمینار «به‌روزرسانی قوانین و مقررات مالیاتی» ✅سرفصل‌های آموزشی: 🔹 مالیات‌های مستقیم 🔹مالیات بر ارزش افزوده 🔹دادرسی مالیاتی 🗓سه‌شنبه ۱۲ تیر ساعت ۱۵ الی ۱۸ 📍مکان: دانشکده مدیریت دانشگاه تهران 📝مدرس: دکتر احمد آخوندی ✅کد تخفیف: stax30 🔗ثبت نام: https://sadgan.com/events/tax1403/

#تبلیغات

آنهایی که تحریم‌ها را نعمت می‌دانند بخوانند. لیبی در زمان قذافی برای ده سال تحت تحریم‌های بین‌المللی قرار داشت.قذافی این تحریم‌ها را «نعمت» نامید و دستور داد که از همه ظرفیت‌های داخلی برای دور زدن تحریم‌ها استفاده شود.صنعت نفت بیشترین آسیب را دید.سرمایه‌گذاری در صنعت نفت متوقف شد و ادامه کار بسیاری از صنایع با مشکلات اساسی روبرو شد.حمودا الاسودا وزیر نفت لیبی در دوران قذافی بعدها درباره تحریم ها گفت: "آمریکایی‌ها شناخت کاملی از تجهیزات و دستگاه های ما داشتند و هر قطعه و وسیله ای را که ما نیاز داشتیم در فهرست کالاهای تحریمی گذاشته بودند. مشکلات ما پیچیده‌تر شد چون نمی‌توانستیم این قطعات را حتی از بازار آزاد بخریم.بعد مجبور شدیم به اوراق‌فروشی‌ها رو بیاوریم و دستگاه‌های خرابمان را تعمیر و بازسازی کنیم و حتی در مواردی سعی کردیم قطعات یدکی مورد نیازمان را خودمان بسازیم اما در این کار ناموفق بودیم." آلیسون پارچتر نویسنده کتاب «قذافی؛ظهور تا سقوط» می‌نویسد: تحریم‌ها زندگی را بر مردم لیبی مشکل‌تر از پیش ساخت.قیمت‌ها رو به افزایش گذاشت...تورم سالیانه حدود سی و پنج درصد بود که نفس مردم را گرفت....گرچه دولت نظام کوپنی را برقرار کرد تا مردم گرسنه نمانند اما ادامه معیشت برای اکثریت مردم دشوارتر شد.علاوه بر این، برای بسیاری از خانواده‌ها ، متکی شدن به کوپن تجربه حقارت‌باری بود.آنچه کار را بدتر می‌کرد فساد موجود در نظام کوپنی بود.مقامات فقط بخشی از کالاهای کوپنی را بین مردم توزیع می‌کردند و بقیه کالاها سر از بازار سیاه در می‌آورد.تحریم ها موجب سربرآوردن طبقه‌ای از نوکیسگان شد. این طبقه جدید نه فقط شامل مقاماتی می‌شد که از راه دور زدن تحریم ها به سودهای آنچنانی رسیده بودند بلکه تجار بخش خصوصی را که پارتی‌های دم کلفت حکومتی داشتند را نیز شامل می‌شد.این تجار به لطف دسترسی به ارزهای خارجی کالا وارد کشور می‌کردند و این کالاهای وارداتی را با قیمت های گزاف تورم زده می‌فروختند.نرخ تورم به قدری بالا بود که مردم قادر به خرید این کالاها نبودند.هر گوشی تلفن همراه معادل پنج برابر حقوق ماهیانه یک استاد دانشگاه بود.همزمان ویلاهای شیک که متعلق به کاسبان تحریم و اقوام و نزدیکان سران حکومت بود در طرابلس و بنغازی ساخته می‌شد تا بر زخم مردم لیبی نمک بپاشد.شکاف رو به گسترش میان اغنیا و فقرا موجب بروز نفرت تلخی در بین آن‌هایی شده بود که در نبرد برای یکی کردن خرج و دخلشان به حال خود وانهاده شده بودند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴 بلایی که سر کفش بلا آمد ↙️داستان خاندان عمید حضور : از دستفروشی در تيمچه حاجب الدوله تا  سرمايه گذاري هاي فناورانه در دره سیلیکون ولی آمریکا 🔰نوادگان مرد فقير و دوره گردي که زمانی در کنار تیمچه حاجب الدله بازار تهران، بساط فروش کفش پلاستیکی پهن می کرد، اکنون به فرشتگان سرمایه گذاری فناوری های نوین در قلب منطقه سیلیکون ولی کالیفرنیای آمریکا شهره شده و 300 استارتاپ در 20 کشور جهان را تحت پوشش دارند. سعید و حمید عمید حضور  مالک ساختمان 165در خیابان یونیورسیتی در نزدیکی دانشگاه استنفورد هستند که آنرا به شرکت گوگل اجاره داده بودند. این اقدام، مقدمه آشنایی و علاقه آنها به فناوری های نوین شد و شرکتی با نام « پلاگ‌اند پلی » تاسیس کردند که کاراصلی اش شناسایی و حمایت از ایده های آینده دار و  استارتاپ ها است. شرکت آنها، اکنون در ساختمان عظیمی قرار دارد که قبلا متعلق به شرکت فلیپس بود. اما  عمید حضورها از کی و از کجا شروع کردند؟ 🔰حاج حسن عمید حضور دوسال مانده به وقوع انقلاب مشروطیت، در کاشان متولد شد و بعد از فوت پدر در سن 12 سالگي برای یافتن کار به تهران آمد و به دستفروشی پرداخت. او دمپایی و گالش پلاستیکی می فروخت و در چند قدمی او جوان دیگری به نام سید جلال تهرانی، بساط جوراب فروشی پهن داشت. دست روزگار، این دو دستفروش مهاجر را به جایی رساند که مایه رشک تجار و صنعتگر ایران شدند. خاندان حسن عمید حضور با کفش بلا و خاندان جلال تهرانی با جوراب استارلایت و چندین کارخانه نساجی دیگر به غله ثروت و شهرت رسیدند و سرانجام، شاهین سیاست، بال هر دوی آنها را شکست!   حسن عمید با سخت کوشی و پس انداز، توانست مغازه کوچکی در بازار تهران بخرد و در آغاز موفقیت در سن 46 سالگی درگذشت و 5 پسر به نام های امیر، منصور، هاشم، محسن و اسماعیل برجای گذشت. دو نفر اول فرصت تحصیل نیافتند و 3 نفره بعدی برای تحصیل به خارج از کشور رفتند و بعدها به پیشه خانوادگی برگشتند و مصدر صنعتی بزرگ شدند. 🔰 در سال 1330 یکی از تجار تهران به نام اسد صادق زاده حریری که نتوانسته بود تمایل پسرانش برای کار در بازار را جلب کند، به پسران عمید حضور پیشنهاد مشارکت در فعالیت های اقتصادی را داد و این نخستین شانسی بود که  در خانه آنها را زد.   کار آنها خرید کلی و بنکداری کفش های کارخانه چکسلوالی و اروپایی شرقی و نیز محصول کفش مهشید و کفش ملی و توزیع به سرتاسر کشور بود.  این تجربه، زمینه ساز تاسیس دومین کارخانه تولید کفش در ایران در سال 1341 توسط برادران عمید حضور شد. راه اندازی و بازاریابی برای کارخانه تازه تاسیس «کفش بلا» آنهم با وجود رقیب قدرتمندی مثل «کفش ملی» ایروانی که تمام بازارها را در کنترل داشت و از نفوذ سیاسی و اقتصادی بالایی نيز برخوردار بود، به هیچ وجه کار راحتی نبود. اما برادران عمید حضور، تمام این کاستی ها با کار شبانه روزی جبران کردند؛ بطوریکه حتی ناهار روزانه را نیز اغلب  سرپایی و نصفه و نیمه می خوردند تا وقفه ای در پیشبردکارها ایجاد نشود! 🔰 محصولات گروه بلا شامل انواع کفش های پلاستیکی و لاستیکی، گالش، پوتین، دمپایی، کفش ورزشی و کفش تنیس مردانه و در نهایت تولید کفش چرمی بود.  آنها ابتدا تولیدات را به بنکدارها می فروختند اما از سال 1344 شروع به راه اندازی نمایندگی و فروشگاههای مختص خود کردند؛ تعداد این فروشگاهها در طول 7 سال به 189 نمایندگی رسید و بخشی از محصولات آنها هم در آغاز دهه 50 به اروپای شرقی، شوروی، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و افغانستان صادر می شد. 🔰در آغاز سال 57 شرکت بلا مثل اغلب شرکت های بزرگ، متاثر از التهابات سیاسی، وارد چرخه ای از بحران شد و بعد از پیروز انقلاب، با اینکه برادران عمید حضور هیچ علاقه و فعالیت سیاسی و حتی صنفی نداشتند و  با تجار مذهبی ( مثل حاج طرخانی، عسکراولادی و رفیق دوست) مراودات و وصلت هایی نیز داشتند، اما شرکت بلا با تمام کارخانه ها و نمایندگی ها و فروشکاهها در كل كشور، در تیرماه 1358 مصادره شد و  از ورود آنها به کارخانه هایی که با خون دل بنا کرده بودند، جلوگیری شد! شركت بلا در هنگام مصادره ها بيش از 2500 كارگر مستقيم و هزاران شاغل غير مستقيم داشت پسران حسن عمید حضور نیز، بعد از خلع يد، هریک سرنوشت متفاوتی یافتند. دونفری که در ایران بودند، سکته کردند و مردند و سه نفر دیگر به آمریکا و فرانسه رفتند و در صنعت کفش و فرش و الکترونیک کسب و کارهای بزرگ و موفق  راه اندازی کردند تا ثابت كنند كه كارآفرين ايراني فقط در كشور خودش غريب و گمنام است! به این ترتیب، ریشه عمیدحضورها در صنعت و تجارت کشور خشکانده شد و يك فرصت بي نظير، از توسعه صنعت کفش و اقتصاد  ایران ربوده شد. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

📢 هم‌اکنون می‌توانید با بودجه‌ای‌ کمتر، بیشتر از همیشه در ایران‌تلنت آگهی استخدام منتشر کنید! تنها 3 روز فرصت دارید تا از پی
📢 هم‌اکنون می‌توانید با بودجه‌ای‌ کمتر، بیشتر از همیشه در ایران‌تلنت آگهی استخدام منتشر کنید! تنها 3 روز  فرصت دارید تا از پیشنهادات ویژه ایران‌تلنت در جشنواره بهار استفاده کرده و نیازهای استخدامی شرکت‌تان را برطرف کنید. 📌شرایط ویژه برای شرکت‌های فعال در شهرستان 📌انتشار آگهی استخدام کارآموزی بدون محدودیت و رایگان 👈🏻 برای کسب اطلاعات و جزئیات بیشتر این طرح می‌تونید با کارشناسان با تجربه ما صحبت کنید: 02174302201 و یا روی لینک زیر کلیک کنید. 🔗 B2n.ir/q92160

#تبلیغات

مدیران محترم فرهیختگان ارجمند همراهان گرامی اعضای گرانقدر جمع مدیران نامدار ایران اینجا در اینستاگرام ، خبری در راه است ... �
مدیران محترم فرهیختگان ارجمند همراهان گرامی اعضای گرانقدر جمع مدیران نامدار ایران اینجا در اینستاگرام ، خبری در راه است ... 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴فواد ایزدی کیست؟ 🔹فواد ایزدی، متولد ١٣۴٨، فرزند عزت الله، داماد سقای بی ریا، مشاور رئیس دولت نهم در امور روحانیت و از شاگردان مصباح است. فواد ایزدی در سن ١۶ سالگی و در اوج جنگ در میانه دهه ۶٠ به همراه پدر و مادرش، اکرم غفاری، به آمریکا مهاجرت کرد و شهروند آمریکا شد. 🔹فواد ایزدی پس از اتمام تحصیلات دبیرستان در آمریکا و اخذ دیپلم، به ادامه تحصیل در رشته اقتصاد، رسانه و دیپلماسی عمومی پرداخت و رساله دکتری خود را تحت نظارت و هدایت نیکلاس جان کال، از مشاورین انگلیسی دولت اسرائیل در زمینه دیپلماسی عمومی گذراند 🔹موضوع رساله فواد ایزدی، بررسی ابتکارات دیپلماسی عمومی ایالات متحده در قبال ایران است که چگونه به ارتباط و گفتگو میان بازیگران و دولت‌های طرفین می انجامد. نیکلاس جان کال، که راهنمایی فواد ایزدی را در پروژه برعهده داشت، یکی از مشاوران پروژه برندینگ جهانی دولت اسرائیل است. 🔹بنا به گزارش روزنامه جروزالم پست، نیکلاس جان کال، استاد راهنمای فواد ایزدی با حضور در تل آویو، مبانی برندینگ اسرائیل را دور کردن تصویر آن از درگیری، معرفی بعنوان مرکز فناوری پیشرفته و تبلیغ اسرائیل بعنوان خانه اینشتین بجای خانه بن گوریون اعلام کرد. 🔹بنابراسناد موجود، حمید مولانا، همکار پژوهشی دانشگاه بن گوریون اسرائیل و رئیس یکی از مراکز آموزشی نزدیک به CIA در آمریکا نیز مشاور فواد ایزدی بوده است. در سال ٢٠٠۶ یکی از مقالات فواد ایزدی که درباره پرونده هسته ای ایران است نامزد جایزه انجمن آموزش روزنامه نگاری آمریکا میشود. 🔹بررسی مقالاتی که تاکنون برنده جایزه انجمن آموزش روزنامه نگاری امریکا شده اند، نشان می‌دهد که همسویی با سیاست‌های کلان آمریکا یکی از شاخصهای این انجمن در گزینش مقالات است. فواد ایزدی در این دوره، با ارسال مقالاتی به روزنامه کیهان به تدریج با کادر تحریریه کیهان پیوند خورد... 🔹و در سال ١٣٨٨ پس از انتخابات ریاست جمهوری به ایران آمد و به رغم تابعیت آمریکاییش، به سرعت با حمایت نیروهای روزنامه کیهان، بعنوان مدیرکل اخبار خارجی در خبرگزاری جمهوری اسلامی(ایرنا) منصوب شد. این جایگاه رسمی اداری که واجد حساسیت امنیتی است به همراه خویشاوندی با سقای بی ریا پای فواد ایزدی را به محافل قدرت و مجامع رسانه ای و دانشگاهی ایران گشود تا این شهروند آمریکا و شاگرد نیکلاس جان کال، مشاور دولت اسرائیل در حساسترین اتاقهای فکر و مراکز تصمیم گیری نظام حاضر شده و تحلیل‌ها و دیدگاه‌های جهت دار خود را به تصمیم سازان کشور و رسانه ها تزریق کند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

ژن بیمار ایرانیان در طول تاریخ بی‌سیاستی... توهم اقتدار و خود بزرگ‌بینی... ناچیز شمردن دیگران... تحلیل اشتباه از  موازنه قدرت در سطح منطقه و جهان...!! 👈 اسکندر را مسخره کردیم، کل ایران را فتح کرد و تخت جمشید رو به آتش کشید...! 👈 اعراب را مسخره کردیم، ایران را فتح کردند، دین و آئین خود را به ما تحمیل کرده، کشور را غارت کردند و زن‌های ما را به کنیزی و پسران ما را غلامی بردند و چند قرن بر ایران حکمرانی کردند...!   👈 مغولان را اسب‌سوار و چادرنشین دانستیم، با نادانی و سبک سری و غرور بسیار فرستاده چنگیز را به قتل رساندیم، موجب لشکرکشی او به ایران شدیم از جمجمه سر ایرانیان مناره ساختند و کشور را به خاک و خون کشیدند...! 👈 ترکان را مسخره کردیم، از زمان غزنویان تا پایان قاجار (حدود ۹۰۰ سال) حکومت در دست آنها می‌چرخید...! 👈 افغان‌ها را ناچیز شمردیم، شاه را در قصر خود اسیر کردند و کشور را در زیر سم اسب‌های خود فتح کردند...! 👈 بی‌جهت با عثمانی‌ها جنگ مذهبی راه انداختیم، کل کشور عراق و بسیاری از بخش‌های شرقی ایران را متصرف شدند...! 👈 روس‌ها را مسیحیانی نازک نارنجی دانستیم که با یک فتوای جهاد مجتهدی وارداتی قادر به شکست آنها خواهیم بود، کل منطفه قفقاز شمالی و جنوبی را در طی دو قرارداد ننگین (ترکمانچای و گلستان) از مام میهن جدا کردند...! 👈 با بریتانیا از در سیاست و مصلحت وارد نشدیم! هرات و بخش‌های بزرگی از افغانستان کنونی، بلوچستان شرقی و تعدادی از جزایر جنوبی ما را اشغال و نهایتاً از سرزمین مادری جدا کردند...! 👈 تحلیل مناسبی از شرایط قدرت‌ها در جنگ جهانی دوم نداشتیم، بر روی اسب بازنده شرط بستیم (آلمان)، ایران از جنوب و شمال اشغال، شاه از سلطنت خلع و به تبعید فرستاده شد...!  👈 دوران چشم آبی‌ها و چشم سبزها را پایان یافته دانستیم، خود را شاه شاهان نامیدیم، خدایگان بودیم و متصور بودیم پنجمین ارتش دنیا را داریم، با کوچکترین بادی دودمان سلطنت نابود شد...! 👈 صدام را عددی ندانستیم و مردم عراق را به شورش و انقلاب علیه او تحریک کردیم، ۸ سال جنگ بی‌ثمر بر کشور تحمیل شد و حدود یک‌میلیون کشته و زخمی دادیم و هزار میلیارد دلار خسارت به ما وارد شد...! نهایتاً جام زهر را نوشیدیم و قرارداد ترک مخاصمه امضا شد و ۳ دهه در حالت نه جنگ، نه صلح هستیم و غرامتی پرداخت نشد و قرارداد صلحی هم امضا نشد...! 👈 بعد از شاه، نوبت آمریکا بود! سفارت آنها را اشغال کردیم و حدود ۴ دهه خصومتی را با تنها ابرقدرت جهان به‌راه انداختیم که هیج نتیجه‌ای به‌دنبال نداشت جز فقر و ویرانی تدریجی اقتصاد و عزت مردم و این آب و خاک...! 👈 انرژی هسته‌ای حق مسلم ما بود! قطار هسته‌ای ما ترمزی نداشت و نهایتاً حدود ۸۰۰ میلیارد دلار (برابر کل فروش نفت از زمان کشف نفت ۱۹۰۸ تا ۲۰۰۵) در دوره دولت احمدی‌نژاد دود شد و  مشخص نشد که آن پول‌ها کجاست...! 📌 موارد فوق، تنها مختصری از تاریخ غمناک این آب و خاک است...! 📎 تاریخ هرگز اشتباه نمی‌کند و درس تاریخ بزرگترین عبرت برای هر سیاست‌مداری است...! 📎 مسیر فعلی، مسیر یک جنگ تمام عیار اقتصادی، نابودی و تجزیه ایران است...! ای کاش تعبیر ما از روند تاریخ اشتباه باشد و سیاست و تعقل جایگزبن توهم اقتدار، کوچک شمردن دیگران و رجزخانی برای کل با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

همستر: انگشتان بی‌صاحب ارسطو می‌گفت «کشاورزی و باغداری شغلهای بسیار لذت‌بخشی برای افراد هستند زیرا در این شغلها تولد و مرگ و همچنین فرایند زندگی(گیاهان و میوه‌ها) را می‌شناسند. دامداران با توجه به سرو کار داشتن آنها با حیوانات، انسانهای بسیار شجاعی هستند و حتی معتقد بود مدیریت یک جامعه جمهوری‌خواه (همان دموکراسی‌خواه) بهتر است بر عهده این سه صنف باشد». آنان (کشاورز، دامدار و باغبان) تمامی اعضای بدنشان (دست، پا، سر، ذهن و ...) کار می‌کند و بدن متوازن و هماهنگ بود. در جهان مدرن این بدن تکه‌تکه شد، تنها تکه‌ای از بدن مشغول کار می‌شود. کارگری در کارخانه صبح تا شب روی صندلی می‌نشیند و فقط پیچ را سفت می‌کند. کارمندی صبح تا شب با انگشتش فقط دکمه کامپیوتر را برای عبور مسافران می‌زند و ... بر همین اساس بدن در جامعه مدرن تکه‌تکه شد. تکه‌هایی از آن بی‌مصرف شد و تکه‌هایی از آن از فرط کاری به زودی فرسوده شد. اما این تکه‌تکه شدن به اوج خود رسید به طوری که انگشتان نیز از هم فاصله گرفتند. در دنیای سنتی انگشت به ندرت به تنهایی به کار می‌رفت و حتی انگشت به تنهایی، بیشتر معنای منفی داشت داشت (مثل انگولک کردن، انگشت در بینی یا حتی صورت و...) و انگشتان در هماهنگ با هم معمولاً کاری را انجام می‌دادند. اوج جهان مدرن، می‌توان اوج فشار بر انگشتان نامید و آغاز این فشار، در سال ۱۸۸۸ توسط کداک برای تبلیغ دوربین براونی بود که نوشته بودند «با یک انگشت فشار بده، بقیه‌اش با ما». با همه‌گیر شدن سواد نوشتن، انگشت درگیر شد. با اختراع کامپیوتر و موبایل نیز فشار بر انگشتان تشدید شد. امروزه دیگر  همه چیز حول انگشت می‌چرخد: انگشتر ازدواج، انتخابات، ازدواج، وام، خرید و فروش‌ها، انوع شغلها از جمله بانکداری، بیمه‌گری و ... هر فشاری که بر انگشت وارد می‌کنید چیزی را تأیید یا رد می‌کنید. مثلاً با فشار دادن انگشتتان بر ضمانت‌نامه، تأیید می‌کنید که ضامن کسی شده‌اید، یا وقتی لایک می‌کنید یعنی تأیید می‌کنید و ... ولی با وجود اینکه در جهان مدرن هر روز بیشتر انگشتان ما تحت فشار کاری (بخصوص برای تأیید) بوده است و از سایر قسمت‌های بدن بیشتر استثمار شده است، یعنی تحت حاکمیت ذهن و سایر اعضای بدن قرار می‌گیرد. ولی در «همستر» دیگر انگشتان عضو بدن نیستند، زیرا اصلا ارتباطی با ذهن و سایر اعضاء ندارند گویی انگشتان یتیم شده‌اند که از بدن جدا شده‌اند یا گویی ما اضافی هستیم. انگشتان دقیقا زمانی شروع به کار می‌کند که تفکر و اندیشه می‌ایستد. پس بی‌روح می‌شوند. لذا انگشتان "همستری" سرگردان رویِ صفحه موبایل رها شده است و بی‌حس و بی‌اختیار است، مچاله شده و بر خود لولیده است. هرز شده و اقتدار ندارد. ریتم بیش از حد یکنواخت و طوطی‌وار انگشتان بر روی موبایل، به معنای سرکوب کل لذت‌ها، شجاعت‌ها و اندیشیدن‌هاست که زمانی با باغداری و ... کسب می‌شد. انسان همستری، انسانی است مدام با انگشتش «تأیید می‌زند» ولی چرایی و چگونگی آن را نمی‌فهمد بلکه آلوده به ریتم "تأییدکردن" با انگشتان است. چنین انسانی زندگی را باخته است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔴رییس جمهور دلخواهم کیست؟ ✍️ نعمت الله فاضلی دوستی پرسید اگر حکومتی دموکراتیک و انتخاباتی رقابتی و حزبی داشتیم، رییس جمهور دلخواهت چه ویژگی هایی داشت؟ گفتم حال که نه حکومت دموکراتیک داریم نه انتخابات رقابتی. گفت با این فرض که دموکراتیک و رقابتی باشد، رییس جمهور دلخواهت چه ویژگی هایی خواهد داشت؟ گفتم سیاستمدار و فعال سیاسی نیستم، اما در مقام شهروند ایرانی، ویژگی های رییس جمهور دلخواهم را برایت می گویم. 🔻گفتم کسی که ایران را عاشقانه دوست بدارد و در عمل و نظر اولویت اول و آخرش آبادی و آزادی ایران و خوشبختی ایرانیان باشد. مساله اش ایران باشد نه هیچ آرمان ایدیولوژیک دیگری. کسی که مفهوم منافع ملی ایران را خوب بشناسد. 🔻کسی که شایستگی های اساسی سیاستمدار تمام عیار ایرانی را دارد. به زبان و ادبیات فارسی به نحو عالی تسلط دارد و می تواند به این زبان با درستی و بلاغت و خلاقیت کامل بیندیشد، سخن بگوید و مهم تر، بنویسد. 🔻کسی که افتخارش این است که شایستگی هایش اکتسابی اند نه وراثتی و انتسابی. سید بودن افتخارش نیست، بل افتخارش باسوادی است؛ سواد سیاسی، سواد اقتصادی، سواد فرهنگی، سواد اجتماعی، سواد ارتباطی، سواد هنری و دیگر سوادها را به حد کفایت مقام رییس جمهور ایران دارد. کسی که آگاهی ملی دارد و می داند آگاهی ملی یعنی چه. 🔻کسی که افتخار می کند در مقام رییس جمهور و برگزیده ملت ایران  "اندیشه ای مستقل" دارد نه "اندیشه ای منقاد و مقلد و مطیع". افتخارش خلاقیت ها و شهامت هایش باشد نه تبعیت و بله قربان گویی هایش. 🔻کسی که افتخار کند چنان عالی مدیریت می کند که وقت کافی برای استراحت، مطالعه و تفکر دارد؛ نه این که خسته و آشفته و مدام در حال دوندگی باشد. در یک کلام، افتخارش دانایی اش باشد نه دوندگی اش. 🔻کسی که  افتخار کند در کارنامه و زندگی اش فکر و اندیشه ای را پی گرفته و کتابی ارزشمند یا اثر هنری قابل و ماندگاری را خلق کرده است؛ نه این که به شعارهای ساده زیستی و زهدمآبی اش ببالد. 🔻کسی که در حکمرانی، الفبای "حکمرانی خوب" را بشناسد و عمیقا درک و درونی کرده باشد و در عمل آن را نشان دهد. نه این که معیار حکمرانی اش جلب رضایت عده ای  خاص باشد. عقلانیت هدایت کننده اش باشد نه تعصبات سیاسی و دینی و فرقه ای. 🔻کسی که عمیقا باور دارد و افتخار می کند نماینده و برگزیده همه شهروندان ایران است، چه مسلمان یا غیرمسلمان، چه شیعه یا غیرشیعه، چه مومن یا غیرمومن. نه این که افتخارش تندرویی و افراط گرایی باشد. ساده بگویم، کسی که متفکران به او افتخار کنند نه مداحان. 🔻کسی که احتمال بدهم دهه ها و حتی سده های آینده، مردم ایران به او افتخار کنند و به نیکی یاد کنند، کسی مثل کوروش، شاهان آل بویه یا میرزا تقی خان امیرکبیر. 🔻کسی که افتخار کند در کارنامه اش تلاش خستگی ناپذیر برای گسترش عدالت، آزادی، مدارا و عقلانیت هست، نه سرکوب و تحقیر و دوختن دهان آزاداندیشان و دگراندیشان و اندیشمندان. 🔻کسی که در پایان دوره ریاستش، ایران را چند قدم به نظام سیاسی دموکراتیک و جامعه ای توسعه یافته نزدیک تر کند نه دورتر. کسی که قرن ها ستایش خردمندان را برانگیزد. 🔻در یک کلام کسی که در کل مردم ایران او را قلبا دوست بدارند و صداقت، صلاحیت و صلابت و سرمایه های وجودی و فکری و سیاسی اش را در مقام رییس جمهور کشور ایران ستایش کنند. دوستم گفت: "چنین آدمی با این ویژگی ها را می شناسی؟" گفتم شما پرسیدید رییس جمهور مطلوبم کیست و منم پاسخ دادم. امیدوارم روزی روزگاری چنین آدمی سکاندار دولت ایران شود. گفت چنین روزی می آید؟ گفتم اگر همگان بخواهند و برایش بکوشند و بجوشند و منتظر قسمت و تقدیر یا دست روزگار نمانند، قطعا چنین روزی خواهد آمد. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🟣*مواظب کاظم ها باشید* *دو نفربه نام های اصغر وکاظم  ﻫﺮ ﺩﻭ ﺑﻴﻤﺎﺭ ﻳﮏ ﺁﺳﺎﻳﺸﮕﺎﻩ ﺭﻭﺍﻧﻰ ﺑﻮﺩﻧﺪ.* *یکرﻭﺯ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﻗﺪﻡ ﻣﻰﺯﺩﻧﺪ اصغر ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﺴﻤﺖ ﻋﻤﻴﻖ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺯﻳﺮ ﺁﺏ ﻓﺮﻭ ﺭﻓﺖ....* *کاظم ﻓﻮﺭﺍً ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﭘﺮﻳﺪ ﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﮐﻒ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﺑﻪ اصغر ﺭﺳﺎﻧﺪ ﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﮐﺸﻴﺪ.* *ﻭﻗﺘﻰ ﺩﮐﺘﺮ ﺁﺳﺎﻳﺸﮕﺎﻩ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﻗﻬﺮﻣﺎﻧﺎﻧﻪ کاظم ﺁﮔﺎﻩ ﺷﺪ، ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﺳﺎﻳﺸﮕﺎﻩ ﻣﺮﺧﺺ ﮐﻨﺪ؛ کاظم ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﺯﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﻳﮏ ﺧﺒﺮ ﺧﻮﺏ ﻭ ﻳﮏ ﺧﺒﺮ ﺑﺪ ﺑﺮﺍﻳﺖ ﺩﺍﺭﻡ.* *ﺧﺒﺮ ﺧﻮﺏ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﻰ ﺗﻮﺍﻧﻰ ﺍﺯ ﺁﺳﺎﻳﺸﮕﺎﻩ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺑﺮﻭﻯ، ﺯﻳﺮﺍ ﺑﺎ ﭘﺮﻳﺪﻥ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﻭ ﻧﺠﺎﺕ ﺩﺍﺩﻥ ﺟﺎﻥ ﻳﮏ ﺑﻴﻤﺎﺭ ﺩﻳﮕﺮ، ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﻋﻘﻼﻧﻰ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﻭﺍﮐﻨﺶ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻥ ﺑﻪ ﺑﺤﺮان ها ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻯ ﻭ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺭﺳﻴﺪﻡ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﻋﻤﻞ ﺗﻮ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﻭ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﺩﺭ ﺗﻮﺳﺖ....* *ﺍﻣﺎ ﺧﺒﺮ ﺑﺪ ﺍﻳﻦ ﮐﻪ ﺑﻴﻤﺎﺭﻯ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻏﺮﻕ ﺷﺪﻥ ﻧﺠﺎﺗﺶ ﺩﺍﺩﻯ، ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺨﺮ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎ ﮐﻤﺮ ﺑﻨﺪﺵ ﺩﺍﺭ ﺯﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﻭﻗﺘﻰ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺧﺒﺮ ﺷﺪﻳﻢ ﺍﻭ ﻣﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ.* *کاظم ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﻗﺖ ﺑﻪ صحبت هاﻯ ﺩﮐﺘﺮ ﮔﻮﺵ ﻣﻰ ﮐﺮﺩ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﺁﻭﻳﺰﻭﻧﺶ ﮐﺮﺩﻡ ﺗﺎ ﺧﺸﮏ ﺑﺸﻪ...* *خلاصه دور و بر ما پر از اصغر و کاظمه خواستم بگم اگه مثل اصغر غرق شدین دلخوش به نجات توسط کاظم نباشین!!!* 📌*جهت یادآوری این روزها کاظم خان ها کم نیستند .... با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔵 لطفاً هر ۸۰ کاندیدا را تایید کنید! ✍️رحیم قمیشی چقدر دلم می‌خواست ذره‌ای ابتکار، دانایی، خلاقیت و آینده‌نگری در شورایی که کارش شده رد صلاحیت‌ها وجود داشت. قبلش بگویم خودم هم از خواندن اخبار داوطلبان ریاست جمهوری حالم بد می‌شود. سعی می‌کنم بعد از این فقط به اندازه ضرورت به این موضوع بی‌اهمیت بپردازم. اما چرا معتقدم تایید صلاحیت هر ۸۰ نفر داوطلبان فعلی، خیلی خوبست و به نفع نظام! اولا با اطمینان می‌گویم؛ هیچکدام از کاندیداها کارایی‌شان کمتر از مرحوم رئیسی نیست. من اسامی آنها را حداقل سه بار مرور کرده‌ام. وقتی فردی که هیچ سابقه‌ای در اداره یک دهیاری، یا بخشداری، یا فرمانداری و شهر داری یک شهر کوچک هم نداشته، به ادعای آقایان ناگهان می‌شود الگوی همه رؤسای جمهور تاریخ ایران، وقتی کسی با تحمیل دویست درصد تورم طی سه سال می‌شود، رئیس‌جمهور شهیدان، چرا هر یک از این افراد نتوانند یک رئیس‌جمهور شوند؟ به جرأت می‌توان گفت توان هر یک از آنها بسیار بیشتر از آقای رئیسی است. مردم هر کدام را برگزینند. وضع از این که هست بدتر نخواهد شد! ولو آقایان جلیلی یا بذرپاش و زاکانی بمانند، که من قول می‌دهم حتی در بدنه حزب‌اللهی‌ها هم آنها محبوبیتی برای کسب رأی ندارند. اما یک فایده دیگر هم تایید هر ۸۰ نفر دارد، بلافاصله تعداد زیادی از آنها که امیدوار بوده‌اند با رد صلاحیت‌شان عنوانی کسب کنند، تیرشان به سنگ‌ خورده و خودشان از ترس آبروریزی در رأی‌گیری انصراف می‌دهند. حدود سی یا چهل نفر می‌مانند برای رقابت! شورای نگهبان اعلام کند، هر کدام تعداد رأیشان در روز رأی‌گیری کمتر از یک یا دو درصد جمعیت ایران بود، برای جبران ضرر و زیان وارده به اعتبار انتخابات، باید به مدت شش ماه به خدمت در قسمت نظافت شهری مشغول شوند. اصلا هم قصد تحقیر کارگران شریف شهرداری را ندارم، که رفتگری شغلی است بسیار آبرومند. فقط و فقط برای اینکه مجبور شوند با بدنه اجتماع ارتباط مستقیم برقرار کرده و منبعد از پستوهایشان تصمیم به کاندیداتوری نگیرند. شک نکنید تعداد آنها باز هم به‌شدت کاهش خواهد یافت. در نهایت انصراف از داوطلبی را در هفته آخر رقابت‌ها اکیدا ممنوع کنند و کمک کنند نیروهایی ارزان قیمت برای شش ماه در اختیار شهرداری‌ها و یا دهداری‌ها قرار بگیرد، تا پس از این هیچ کسی هوس نکند برای خدمت به کشور تنها از پست ریاست‌جمهوری وارد شود! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

✍️مدیرعامل والمارت کاندیدای ریاست جمهوری نمی‌شود محمدرضا اسلامی 🔵 مولوی بیت زیبایی دارد که شرح احوال این روزهای ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری است: «شکر که آن ماه را هر طرفی مشتری است!» نیست ز دلّالِ گفت، رونقِ بازار من مولوی به کنایه می گوید: نگاه کنید و ببینید که همه مشتریِ “آن ماه” هستند. این حکایتِ جایگاه ریاست جمهوری در کشور ماست که از بذرپاش تا آخوندی و زاکانی … همه مشتریِ نشستن بر این صندلی هستند. سوالی که پیش می آید این است که آیا در ده ها سال گذشته شنیده شده که مدیرعامل #تویوتا کاندیدای نخست وزیری در ژاپن بشود؟ یا اینکه مدیرعامل اَپل (یا مدیرعامل والمارت) کاندیدای ریاست جمهوری در آمریکا بشوند؟ خیر. 🔵 چرا همه راه ها به رم ختم می شود؟ در کشور ما تفکر غالب «نگاه دولتی» به اداره امور کشور است. تنها امر جذاب و تنها راهکار «منشاء اثر» بودن/شدن (و حتی تنها راه توسعه فردی!) «وصل شدن» به امر حاکمیتی است. مدیرعامل والمارت و اپل کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا نمی شوند چون باور دارند کاری که می کنند «مهمتر از ریاست جمهوری» است. آنچه که آنها در عرصه بخش خصوصی انجام می دهند چنان وسیع و اثرگذار است که هرگز به صندلی ریاست جمهوری فکر هم نمی کنند. «همه راهها» به رم ختم نمی شود و توسعه فردی/اثرگذاری اجتماعی به ریاست جمهوری ختم نمی شود؛ بلکه عرصه های وسیعی برای «کار» وجود دارد. گردش مالی آرامکو عربستان از فروش نفت در سال ۲۰۲۲ معادل ۵۳۵ میلیارد دلار بوده است در حالی که گردش مالی شرکت آمازون در سیاتل ۵۷۴ م د بوده است! (چنین عرصه ای از کار در بخش غیردولتی شکل گرفته) اسماعیلی وزیر ارشاد است و در تمام عمرش به غیر از جایگاه دولتی، هرگز منشاء اثر ویژه ای نبوده، لذا حالا اگر بخواهد «کاری» کند (یا مطرح شود) چاره ای به غیر از کاندیدای ریاست جمهوری شدن ندارد. «گزینه دیگری» ندارد! او مثل مدیرعامل هوندا نیست که سالها هدایت پیچیده ترین بنگاه صنعتی-اقتصادی را انجام داده باشد و امروز برای «سی سالِ آینده هوندا» برنامه و کار دارد. مدیرعامل نیسان بودجه ای را مدیریت می کند که ۳۱ برابر «بودجه شهرداری تهران» است (+). اما زاکانی اگر می خواهد کاری کند فقط از مسیر «امر حاکمیتی» (نمایندگی مجلس و شهرداری) است و هرگز توان/انگیزه شکل دادن ساختاری را نداشته که طی مثلا 30 سال آینده منجر بشود به «نیسان یا سونی ایرانی». از این منظر فرق چندانی بین بذرپاش و آخوندی نیست. اینها با اینکه دو تفکر سیاسی متفاوت دارند ولی هیچ یک توان شکل دهی “ساختار” در بخش خصوصی را نداشته و ندارند. آخوندی این پتانسیل را داشت که یک شرکت پیمانکاری بین المللی ایجاد کند که رقیب پیمانکارهای ترکیه ای بشود ولی «کار» در ذهن آخوندی فقط به عرصه دولت/حاکمیت محدود می شود. بذرپاش در ۲۷ سالگی بدون هیچ تجربه و تخصص بر صندلی یکی از تخصصی ترین بنگاههای صنعتی کشور نشسته و مدیرعاملی یک خودروساز بزرگ «ولی دولتی» را تحویل گرفته است! او در تمام این سالها تمام سلولهای مغزش دولتی بوده و دولتی تر هم شده! لذا برای او عرصه ای به غیر از عرصه کارِ دولتی متصور نیست. 🔵 در زبان فارسی، ما ایرانیان در گذشته کارهای بزرگ را «شاهکار» خطاب می کرده ایم؛ یعنی کارِ شاه. اساسا پس زمینه فکری و تاریخی در ذهن ایرانی این است که «کار بزرگ» مربوط به امر حاکمیتی است. پروژه های بزرگ مربوط به بخشی خصوصی نیست بلکه «شاه کار» است. سابقه این نگاه، تا اینجا می رسد که وحید حقانیان هم بعد از ۴۵ سال کار در عرصه دولتی/حاکمیتی، هنوز می خواهد مابقی سالهای زندگی را به «فعالیت دولتی» اختصاص دهد. در مختصات فکری حقانیان هرگز این مفهوم جایگاهی نداشته که «میتسوبیشیِ ایرانی» را بنیانگذاری کند. در منظومه فکری حقانیان شکل گیری هیتاچیِ ایرانی یا سامسونگ ایرانی «وظیفه دیگران» است و او هرگز گمان نمی کند که پس از ۴۵ سال کار دولتی چرا باید باز دوباره بیاید «در همین عرصه» کار کند؟ او از خود نمی پرسد که اگر قرار بود منشاء اثر در عرصه حاکمیت شده باشد، خب تا کنون شده بود. به بیان دیگر «اولویت ذهنیِ» حقانیان، امر دولتی است؛ دقیقا مشابه بذرپاش و آخوندی و زاکانی و دیگران. لذا فرق چندانی میان این اسامی نیست. 🔵 سه سوال مشخص در انتخابات ریاست جمهوری امسال مطرح است: ✔️چرا فقط و فقط چهره های با سابقه/کارنامه دولتی در میان داوطلبان هستند؟ آیا این به نفع کشور است؟ ✔️چرا هیچ یک از این انبوه نامهای علاقمند به حضور در عرصه ریاست جمهوری هیچ گاه انگیزه حضور در بخش خصوصی نداشته اند؟ و منشاء اثری در آن عرصه نبوده اند. ✔️آیا چهره های با کارنامه دولتی (که همیشه در حاشیه امن زیست دولتی بوده اند)، درک روشنی از مختصات دنیای جدید و چالشهای ثروت آفرینی و کارآفرینی بین المللی دارند؟ 🔷 غایبِ این انتخابات ۱۴۰۳ چهره های با تفکر (کارنامه) غیردولتی است.

↙️ سرگذشت میرزا عبدالله مقدم 🟥 کسی که کت و شلوار فاستونی وطنی به تن ایرانیان کرد ✍️ قاسم خرمی امروزه کمتر ایرانی است که اسم پارچه فاستونی مقدم را نشنیده باشد، اما ممکن است خیلی ها با میرزا عبدالله مقدم قزوینی، نخستین تولید کننده این پارچه در کشور و نقش او در تحول صنایع نساجی ایران آشنایی نداشته باشند. اسم اصلی پارچه فاستونی در حقیقت پارچه بوستونی بود که با ترکیبی از پشم طبیعی و الیاف مصنوعی در بوستون آمریکا بافته می شد و به اروپا و روسیه صادر می شد، روسها این پارچه را «فاستونی» تلفظ می کردند و چون  تجار ایرانی، آنرا از مقصد روسیه وارد می کرند، در ایران نیز به پارچه فاستونی معروف شد. خاندان مقدم از قدیم در قزوین و تهران در کار واردات و توزیع قماش  از روسیه و بعدها شوروی بودند. میرزا عبدالله که از شاگردی و پادوئی شروع کرده بود، به مرور به یکی از تجار خوشنام‌ و معتبر  تهران تبدیل شد و تصمیم گرفت که به جای واردات پارچه های خارجی، در داخل کشور اقدام به تولید آن کند. در سال 1337 در بیرون شهر کرج یک قطعه زمینی را برای تاسیس کارخانه فاستونی اختصاص داد و  با خرید ماشین آلات مدرن نساجی از اروپا و نیز استخدامی مهندسان زبده ایرانی، آلمانی و ایتالیایی و حتی استفاده از عالی‌ترین پشم مرینوس استرالیائی و نیز نظارت های دقیق فنی و کیفی، موفق به تولید بهترین پارچه فاستونی در جهان شد که علاوه بر مصرف کت و شلوار داخلی و تامین لباس افسران ارتش، به بازارهای اروپا و شوروی نیز صادر می شد در این کارخانجات، دستگاه چاپ پارچه کم نظیری نصب شده بود که در آن زمان فقط سه دستگاه نظیر آن در کارخانجات دیگر جهان وجود داشت.  آوازه فاستونی مقدم به قدری جهانگیر شد که حتی بیابانی که کارخانه مقدم در آن احداث شده بود، اعتبار یافت. بطوریکه، محل احداث خانه های سازمانی  مهندسان و  کارگران کارخانه مقدم، رفته رفته تبدیل به شهر نظرآباد کرج شد. عبدالله مقدم در طول حیات کاری اش چندین کارخانه دیگر از جمله کارخانه « ممتاز» را تاسیس کرد و مدتی هم مدیریت کارخانه ریس بافی اصفهان را عهده داربود و به صنعت نساجی ایران اعتبار بخشید زندگی حرفه ای او البته بی چالش نبود. در سال 1343 به خاطر طرح توسعه کارخانه ممتاز که به علت  عدم همکاری بانک ها و در نتیجه تامین مالی از طریق پرداخت بهره سنگین، متوقف مانده بود، دچار ورشکستگی شد و اموالش را بانک‌ ملی توقیف کرد. طلبکاران، زندگی او را سیاه کردند و هیچ کس به دادش نرسید. دست آخر، با فروش زمین هایی که سالها پیش خریده بود و از شانس او ارزش فوق العاده یافته بود، از این بحران خلاصی یافت. در سالهای بعد از پیروزی انقلاب، مثل اغلب کارآفرینان بزرگ کشور مورد بی مهری قرار گرفت. نشریات چپ مارکسیستی او را ، زمیندار و سرمایه دار چپاولگر و غارتگر کشور می نامیدند. نامه ای به اسم جمعی از جوانان مذهبی و انقلابی نظرآباد خطاب به دادگاه انقلاب کرج تهیه شد که خواهان بازداشت او به اتهام همکاری با حکومت پهلوی و حمایت از کودتای 28 مرداد 1332 بودند. استناد آنها ظاهرا به بازدیدی بود که محمد رضا شاه پهلوی از کارخانه مقدم انجام داده بود! نهایتا در 6 اردیبهشت 1360 این پیرمردکارآفرین، توسط دادگاه انقلاب بازداشت و بعد از مدتی با وساطت مصطفی بازرگان (برادر مهندس مهدی بازرگان نخست وزیر موقت) و وثیقه 50 میلیون تومانی آزاد شد. در 13 خرداد همان سال نشریه چپ گرای « کار» ارگان چریک های فدایی خلق، ضمن اعتراض به آزادی او و دعوت دادگاه به شدت عمل لیشتر، نوشت: « ما انتظار داشتیم که حداقل کارخانجات او مصادره شود»! ظاهرا مقدم در قبال آزادی، تعهد کرده بود که جاده های نظر آباد را آسفات و شبکه آبرسانی شهر را تکمیل نماید. اگرچه اموال او زیر تیغ مصادره ها نرفت اما چندماه بعد، مردی که هزاران نفر را صاحب شغل و خانه و اعتبار کرده بود، و حتی بصورت ناشناس به فقرا کمک می کرد ، زیر فشارها و توهین ها دق کرد و درگذشت! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🟥 چرا اقشار ضعیف و محروم از نظام هایی حمایت می کنند که خود نفعی در آن ندارند؟! ➕ یکی از دلایلی که باعث بقای نظام های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی فاسد و غیرعادلانه شده است تمایل به حمایت از این نظام ها از سوی بسیاری از افرادی است که خود از این نابرابری ها سودی نمی‌برند. در واقع گاهی اوقات قشر محروم جامعه (طبقه فرودست، اقلیت های مذهبی و نژادی و ...) حتی از قشر مرفه و بهره‌مند جامعه اعتقاد بیشتری به عادلانه بودن نظام اجتماعی موجود دارند، در حالی که واقعیت نشان دهنده غیرعادلانه بودن نظام اجتماعی موجود است. یکی از علل چنین پدیده غیر منطقی ای را می‌توان سوگیری شناختی توجیه سیستمی دانست. ➕توجیه سیستمی اصطلاحی است که از روانشناسی اجتماعی گرفته شده است و تمایل افراد (بسته به عوامل ذاتی و موقعیتی) برای دفاع تقویت و توجیه وضعیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کنونی را نشان می‌دهد. در واقع توجیه سیستمی به یک تمایل روانی اجتماعی برای دفاع و تقویت حفظ وضع موجود و خوب، منصفانه، مشروع و مطلوب دانستن آن اشاره دارد. نمونه بارز این سوگیری شناختی، مسئله برده داری در طول جنگ داخلی آمریکا بود. در آن زمان برده داری چنان بخش جدایی ناپذیر سیستم اقتصادی ایالت های جنوبی آمریکا را شکل داده بود که هزاران سرباز، حتی آن‌هایی که خود برده نداشتند، جان خود را دادند تا از سیستمی دفاع کنند که کاملا برده داری را تایید می‌کرد. ➕ مطالعات بسیاری در خصوص توجیه سیستمی انجام شده است. نکته عجیب اینجاست که هرچه مردم محروم تر باشند، بیشتر حامی سیستمی هستند که هیچ حمایتی از آنان نمی کند. برای مثال نتایج یک تحقیق نشان می‌دهد آمریکایی های لاتین تبار کم درآمد نسبت به لاتین تبارهایی که وضعیت درآمدی خوبی دارند، اعتماد بیشتری به مقامات دولتی دارند و معتقدند که اقدامات دولت به نفع تمامی آنهاست. ➕ در خصوص علت این که چرا افراد دچار سوگیری توجیه سیستمی می‌شوند، به ویژه زمانی که قانون یا سیاستی وجود دارد که با منافع و انگیزه های آنها در تعارض است دیدگاه های مختلفی وجود دارد برخی روانشناسان معتقدند باورهای توجیه کننده سیستم، عملکردی همچون تسکین دهنده دارد که اضطراب، احساس گناه، اختلالات، سختی ها و عدم اطمینان را برای افرادی که از وضعیت موجود سودی نمی‌برند، کاهش می‌دهد و باعث می‌شود این افراد وضع موجود را مشروع و حتی مطلوب تصور کنند. همچنین یکی دیگر از دلایل توجیه سیستمی را می‌توان تمایل ذاتی افراد به حفظ وضع موجود دانست. ✍️ از کتاب « ذهن فریبکار من؛ 140 سوگیری شناختی که ناخودآگاه دچار آنها می‌شویم» با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

امام غائب(عج) و سانحه بالگرد رئیس جمهور برخی خبرگزاری ها از قول معاون استاندار خراسان رضوی یا همان فرماندار ویژه نیشابور، نوشته اند: فردی که با امام زمان مرتبط است، در شب سانحه سقوط بالگرد حامل رییس جمهور و همراهانش، امام غائب را دیده است که در مسیر سقوط بالگرد با استرس و اضطراب در رفت و  آمد است؛ ولی نهایتا گفته‌اند که قرار نیست کارمان را با معجزه پیش ببریم. مقام ارشد دولت سیزدهم در نیشابور، ابراز داشت: مصلحت کشور ما و آیت‌اله رییسی در شهادت بود.  خب این حرف بسیار بزرگ و شاید برترین خبر چند دهه ی اخیر باشد.‌ در این صورت در جهت تنویر افکار همگانی و نیز کمک هر چند ناچیز به رهبران و مدیران کلان تصمیم ساز، پیشنهادات زیر داده می شود. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید: ۱- نخست آن که پیشنهاد می شود، همین فرد مکاشفه گر و مورد اعتماد و مرتبط با امام غائب(عج) رئیس جمهور شود، دیگر چه نیازی به هزینه کرد برگزاری انتخابات است؟! یا دستکم ایشان پس از نامزدی برای ریاست، از طریق رسانه ملی به ملت معرفی شوند؛ ۲-دوم آن که وقتی جناب معاون استاندار، این قدر نبوغ دارند که مصلحت را در شهادت جناب آیت الله رئیسی تشخیص می دهند، خوب است و پیشنهاد می شود که جناب فرماندار، به جمع اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام و بلکه شورای عالی امنیت، افزوده شوند.‌ البته عالیجناب مهدی دونده نفرموده اند که چرا شهادت آیت الله برای شهید و کشور، خوب و مصلحت بوده است؛ ۳- ولی شوربختانه درک نکردم که چرا امام زمان(عج)از سویی نخواسته اند با معجزه جلوی این سانحه را بگیرند و از سوی دیگر دائم وجود مبارکشان در رفت و آمد بوده و استرس داشته اند؟!! جالب است که این فرد مکاشفه کننده نشابوری، امام غائب(عج) را در قالب مثلثی دیده که یک‌ ضلع مثلث محل استقرار امام عصر (عج)، ضلع دیگر، محل سقوط بالگرد و ضلع دیگر آن حرم امام هشتم(ع) بوده است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o