en
Feedback
HICH

HICH

Open in Telegram
712
Subscribers
-124 hours
-27 days
-430 days
Posts Archive
HICH
712
من اهمیت نمیدم مردم چی میگن و چه فکری میکنن ‌. اونا اگه فکر کردن بلد بودن ، یه فکری به حالِ خودشونو زندگیشون میکردن. @nothing6x

HICH
712
خدا ممکنه برات کار خوب جور کنه ولی بعید میدونم برات انجامشم بده @nothing6x

HICH
712
از تحقیقاتم نتیجه گرفتم زندگی کاملا بیهودست. هر کاری دلتون میخواد بکنید. @nothing6x

HICH
712
من فقط در صورتی که از خستگی بمیرم از خودم راضیم. @nothing6x

HICH
712
زندگی همانقدر فوق‌العاده است که من می‌بینم؟ یا همانقدر زشت و پوچ است که باز هم من می‌بینم؟ @nothing6x

HICH
712
امروز اون لامپی رو که فکر میکردی فقط یه مرد میتونه خوب عوضش کنه رو عوض کن. @nothing6x

HICH
712
‏من همانم که دلش لک زده یک قابلمه فسنجان شیرین را @nothing6x

HICH
712
ژُرژِ عزیزم ، هیچ مشکلی توی این دنیا راه حلش غصه خوردن نیست. آروم باش و برای هر مشکل راه حلی پیدا کن ، که حتی اگر سالها هم طول بکشه ، یک روز تمام خواهد شد. @nothing6x

HICH
712
سعی کنید اعتماد به نفستون دیگه وارد حیطه‌ی رویاپردازی نشه @nothing6x

HICH
712
رمز موفقیت اینایی که تا سی سالگی و بیشتر خونه‌ی پدر مادرشون میمونن چیه؟ همچین چیزی واسه من معادل اینه که قبول کنم تعادل روانیمو برای همیشه از دست بدم. @nothing6x

HICH
712
تو موفقیتاتون حواستون باشه کی خوشحال نیس @nothing6x

HICH
712
اگه کسی قرار باشه کسی گوه بزنه به همه چیز، اون‌ باید خودم باشم، همیشه. @nothing6x

HICH
712

HICH
712
تحمل گرسنگی و كشيدن زوزه های شبانه هيچ ارتباطی با پاک شدن گناهان ندارد، دليل نورانی شدن چهره شما افت فشار می باشد @nothing6x

HICH
712
من خیلی از جاها تو زندگیم ساکت موندم. هیچی نگفتم. خیلی از چیزا رو تحمل کردم. نمیدونم چرا. با اینکه سخت هرچیزی رو قبول میکنم. اما خیلی خودمو زیر پا گذاشتم. نتیجه ش هم به طرز مرگ باری برام تلخ بود. و باورم نمیشد @nothing6x

HICH
712
بعضی وقتا یه جوری از خشم و نفرت و تاریکی پر میشم که تا وقتی عذابِ آدما رو نبینم ، مغزم آروم نمیشه @nothing6x

HICH
712
دنیا به چه دردی می‌خوره اگه من توش شیرینی‌پز نشم، تو کتاب‌فروشی کار نکنم، فیلم نسازم و فرانسوی یاد نگیرم و نتونم گیتار بزنم؟ @nothing6x

HICH
712
در طی سالها رفاقت با دوستان بسیار زیادی که داشتم تنها چیزی که بین همه ی آنها مشترک بود نحوه ی تمام کردن خودشان در کنار من بود.. عجیب است! بارها می اندیشیدم آیا من هم اینگونه هستم که هستند! آیا من هم تقلایی دیده یا شنیده ام و بی اعتنا به آن, باز هم به تمام کردن خویشتن در زندگی آنان کرده ام? نمیدانم.. شاید آنها باید میرفتند تا رفته باشند و من باید میماندم که مانده باشم @nothing6x

HICH
712
‏آنقدر جسمم را شکنجه کن تا درد های روحی ام دو پای دیگر قرض کنند و فرار را بر قرار ترجیح دهند @nothing6x

HICH
712
من نمیتونم راجبِ زندگیِ آدما و طرزِ رفتارشون با خودم تصمیم بگیرم. اما میتونم راجبِ بودن یا نبودنشون تو زندگیم تصمیم بگیرم @nothing6x