خانه تن و روان تائو
Open in Telegram
❤😊️كپی كردن مطالب كاملن آزاد است با هم مهربان باشیم . ادمین: @yoga_parisa
Show more561
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-530 days
Posts Archive
🪷 تمرین
1️⃣ از خود بپرسید آیا اکنون ذهنِ من در حال، حضور دارد؟ 🧠⏰
بلافاصله با این پرسش، وارد حال میشوید.
2️⃣ سپس میتوانید از خود بپرسید که اکنون احساسِ من چیست؟ 🫀
هر حس یا احساسی را که دارید، اکنون بدون موافقت یا مخالفت، بهطور خنثی و خالص، مشاهده کنید. وقتی با آن حس یا احساس میمانید و نسبت به آن، واکنشِ ذهنی از روی موافقت یا مخالفت نشان نمیدهید، در حقیقت از آن حس یا احساس جدا شده ولی بدون انکار و سرکوب گریز با آن میمانید و ناظرِ آن حس یا احساس میشوید. این ناظرِ خنثی، همان آگاهی یا من هستم یا انرژی عشق بیقید و شرط است.
3️⃣ میتوانید این تمرین را روی فکر نیز انجام دهید. میتوانید از خود بپرسید اکنون فکرِ من چیست؟🧠
به محض مشاهده آن فکر و بدون هیچ نوع تحلیل روانشناسانه، ناظر وارد شده و آگاهی به طور خودکار از فکر جدا میشود به شرطی که هیچ نوع قضاوت و محکومیت و توجیه و سرزنش نسبت به آن فکر وجود نداشته باشد. همینطور که با این فکر میمانید و در عین حال جدایِ از آن هستید، آن فکر میرود.
4️⃣ شما در عینِ ماندن با آن فکر، همزمان میتوانید از خود بپرسید که فکرِ بعدی من چیست؟ 🧠
هنگامی که این پرسش مطرح میشود، احتمالا فکرِ بعدی بر خلاف عادت همیشگی، به سرعت در ادامه فکرِ قبلی نمیآید بلکه وقفهای بین آنها ایجاد میگردد.
هدف اصلی، چشیدن این وقفه بین دو فکر است حتی اگر از لحاظ زمانبندیِ ذهنی، فقط برای چند ثانیه باشد اما همین چند ثانیه در عالم معنا و بیزمانی، ابدیت است.
مهم نیست که چه نوع افکار و احساسات بهاصطلاح مثبت یا منفی را مشاهده میکنید، ممکن است خشم و ترس باشد یا شادی و عشق. همه آنها متعلق به 《من》است و وقتی نسبت به آنها واکنش ذهنی از روی موافقت یا مخالفت نشان ندهید، ناظرِ خنثی یا نور آگاهی ظهور مییابد.
🫕🍫 این نوع تمرینها نمیبایست از جریان عادی زندگی جدا باشند و هر لحظه، فارغ از شرایط و موقعیتهای ظاهریِ زندگی روزمره و فارغ از این که مشغول به چه کاری هستیم، میتوان آن را به کار بست تا تدریجا با هاله انرژی ما ادغام گردد. این تمرینها مدت زمان و یا ترتیب خاصی نداشته و مهم این است که با به کار گرفتن آنها ولو برای چند لحظه، بتوان منِ فکر کننده را هک کرد. با تکرار هر چه بیشتر آنها، تدریجا مکانیسم ناخودآگاهیِ ذهن دچار ترکهای ریز و درشت میشود.
میتوان هر یک از سه پرسش را بهطور جداگانه و هر گاه که قلبتان هدایت کرد، از خود بپرسید. مهم نیست که افکار و احساسات با برچسب مثبت یا منفی دارید بلکه مهم این است که مکانیسمِ افکار غیرارادی و واکنشهای عاطفی ناآگاهانه را دچار وقفه کنید. هرگز به اسم معنویت، به دنبال سرکوب افکار و احساسات منفی همچون خشم و ترس و عصبانیت و حسد و طمع و امثالهم نباشید و آنها را نیز همچون افکار و احساسات مثبت، بپذیرید و با آنها بمانید.
حقیقت این است که من، عصبانی و خشمگین نمیشود بلکه عصبانیت و خشم و ... برای منِ کاذب میآید اما من هستم، فراسوی این قطبیتها قرار میگیرد.
@TAUOO
🔹 مدیتیشن سفر در ۷ کالبد
تو هر مرحله حداقل ۲ دقیقه بمون
1. کالبد جسمانی
چشمها رو ببندید، توجه رو از نوک پا تا فرق سر ببرید.
وزن، تنفس، تماس بدن با زمین یا صندلی رو حس کنید.
2. کالبد انرژی حیاتی
نفسهاتون رو دنبال کنید.
تصور کنید هر دم انرژی حیات وارد میشه و هر بازدم تنشها رو آزاد میکنه.
3. کالبد عاطفی
به احساسات درونتون توجه کنید: غم، شادی، نگرانی یا آرامش.
فقط شاهد باشید، بدون قضاوت.
4. کالبد ذهنی
افکار رو مثل ابرهایی ببینید که میان و میرن.
هیچکدوم رو نگه ندارید؛ فقط ببینید و رها کنید.
5. کالبد خرد و شهود
در سکوت از خودتون بپرسید: «من واقعاً کی هستم؟»
اجازه بدید درونتون صدای شهود یا آرامش بیاد، حتی اگه جوابی نیاد.
6. کالبد روح یا آتما
خودتون رو فقط بهعنوان شاهد ناب حس کنید.
نه بدن، نه فکر، نه احساس… فقط حضور آگاه.
7. کالبد وحدت یا کیهانی
حالا حس کنید که این حضور درونی شما همون حضور همهی هستیه.
هیچ جداییای نیست: شما یکی با زندگی، طبیعت و کائنات هستید.
@TAUOO
🔸️کالبد جسمانی
همینی که میبینیم و لمس میکنیم: گوشت، پوست، استخوان، اندامها.
با غذا، ورزش، خواب و مراقبت جسمی سالم میماند.
🔸️کالبد انرژی یا حیاتی
نیروی حیاتی یا "پرانا" که از راه نفس کشیدن و جریان انرژی در بدن جاری است
🔸️کالبد ذهنی/احساسی
جایی که احساسات، هیجانات، و ذهن روزمره ما شکل میگیرد.
با مراقبه، مدیریت افکار، و پاکسازی احساسات (مثل بخشش) متعادل میشود.
تنفس آگاهانه، پرانایاما و بودن در طبیعت این لایه را قوی میکند.
🔸️کالبد عقل یا خرد
لایهی درک، بصیرت و شهود. جایی که میتوانیم درست را از نادرست تشخیص دهیم.
با مطالعهی عمیق، تفکر فلسفی و سکوت درونی رشد میکند.
🔸️کالبد شادی
لایهای از آرامش، سرخوشی و رضایت درونی که ریشه در روح دارد.
در لحظات عشق، نیایش و حضور در لحظه تجربهاش میکنیم.
🔸️کالبد روح
هستهی جاودانهی ما، بخش الهی وجود که تغییرناپذیر و ناب است.
تنها با آگاهی عمیق، سلوک معنوی و اتحاد با هستی درک میشود.
🔸️کالبد کیهانی
جایی که فرد بودن از بین میرود و انسان خود را یکی با کل آفرینش مییابد.
این همان تجربهی روشنشدگی یا وحدت است که عارفان و عابدان از آن سخن گفتهاند.
اگه بیشتر میخوای با کالبدها آشنا بشی و همیشه از اونها مراقبت کنی و زندگی موفق و شادی داشته باشی میتونی تو کلاس مراقبه همراه ما باشید 🙏💚
کلاس حضوری کرج
برای ثبت نام به آی دی زیر پیام دهید
@yoga_parisa
🔸️کالبد جسمانی
همینی که میبینیم و لمس میکنیم: گوشت، پوست، استخوان، اندامها.
با غذا، ورزش، خواب و مراقبت جسمی سالم میماند.
🔸️کالبد انرژی یا حیاتی
نیروی حیاتی یا "پرانا" که از راه نفس کشیدن و جریان انرژی در بدن جاری است
🔸️کالبد ذهنی/احساسی
جایی که احساسات، هیجانات، و ذهن روزمره ما شکل میگیرد.
با مراقبه، مدیریت افکار، و پاکسازی احساسات (مثل بخشش) متعادل میشود.
تنفس آگاهانه، پرانایاما و بودن در طبیعت این لایه را قوی میکند.
🔸️کالبد عقل یا خرد
لایهی درک، بصیرت و شهود. جایی که میتوانیم درست را از نادرست تشخیص دهیم.
با مطالعهی عمیق، تفکر فلسفی و سکوت درونی رشد میکند.
🔸️کالبد شادی
لایهای از آرامش، سرخوشی و رضایت درونی که ریشه در روح دارد.
در لحظات عشق، نیایش و حضور در لحظه تجربهاش میکنیم.
🔸️کالبد روح
هستهی جاودانهی ما، بخش الهی وجود که تغییرناپذیر و ناب است.
تنها با آگاهی عمیق، سلوک معنوی و اتحاد با هستی درک میشود.
🔸️کالبد کیهانی
جایی که فرد بودن از بین میرود و انسان خود را یکی با کل آفرینش مییابد.
این همان تجربهی روشنشدگی یا وحدت است که عارفان و عابدان از آن سخن گفتهاند.
اگه بیشتر میخوای با کالبدها آشنا بشی و همیشه از اونها مراقبت کنی و زندگی موفق و شادی داشته باشی میتونی تو کلاس مراقبه همراه ما باشید 🙏💚
کلاس حضوری کرج
برای ثبت نام به آی دی زیر پیام دهید
@yoga_parisa
اگر از روی خشم از روی ترس از روی کمبود و نارضایتی و هر احساسی هر تصمیمی بگیری
چون عمل و اقدام تو بر اساس یک احساسی نامطلوب بوده است
نتیجه آن عمل تو هر آنچه که باشد تکرار تحربه همان احساس به شکل وقایع بیرونی خواهد بود.
وقتی احساسی در تو شکل گرفته
اصلاً به دنبال مقصر بیرونی نگرد و نگو که فلانی باعث شده است من اینگونه خشمگین شوم.
این جمله به کلی غلط است.
دنیا تصویر توست پس درگیر تصویری نشو
اول ببین آن احساس در کدام قسمت از عضو بدن تو در حال جوشش است.
از زیر گلو تا محل چاکرای خورشیدی چک کن
دستت را بر روی آن قسمت از بدن گذاشته
و بدون هیچ نیتی برای تغییر و یا بهتر شدن آن احساس فقط با آن احساس بمان و در آغوشش بگیر.
با این عمل شما خودتان را پذیرفتهاید و پذیرش قدرتمندترین پاکسازی است.
ذهن چون فضای احساس را درک نمیکند مجبور است تو را درگیر تصاویر و افکار کند
افکاری که در ذهن شما در حال گردش است دقیقاً سایه احساس است و ما باید افکار را هم بپذیریم
آیا وقتی که یک خواب ترسناک میبینید و ناگهان بیدار میشوید افکار زیبا به ذهنتان میرسد یا افکار ترسناک؟
پس به دنبال حذف و یا از بین بردن افکار نباشید احساستان را بپذیرید و به افکار هم اجازه حرف زدن بدهید.
کسانی که تشتت ذهنی و وسواس فکری شدید دارند دقیقاً اشخاصی هستند که با افکار در حال جنگ میباشند. بسیار حرف میزنند و در رابطه با همه چیز اظهار نظر میکنند.
اجازه بده هر فکری که میخواهد در ذهن تو جاری شود و حتی به افکارت برچسب خوب و بد هم نزن چون خالق آن احساس است که در ذهن تو به شکل تصویر و یا یک فکر نمود پیدا میکند
حال وقتی که احساس و افکارت را پذیرفتی و
توجه تمام خود را به آنها دادی کم کم این احساس در عمق سینه تو به سکون میرسد و تو به قرار میرسی.
حالا وقتی احساستان به سکون رسید هر تصمیمی بگیرید درست است و از کارتان پشیمان نخواهی شد..
@TAUOO
تاریخچه مختصری از گربههای جادویی (و کمی ترسناک)
گربهها نه تنها یواشکی راه خود را به دامان ما باز کردهاند، بلکه با چنگ و دندان راه خود را به اسطورهها، افسانهها و فضاهای مقدس در فرهنگهای مختلف باز کردهاند. مصریان آنها را به عنوان نمادی از لطف و قدرت میپرستیدند - باستت، الهه خانه، باروری و محافظت با سر گربهای آنها، با احترامی رفتار میشد که اینفلوئنسرهای مدرن فقط میتوانند رویای آن را در سر داشته باشند.
و بعد جادوگران بودند. گربهها به «اشنایان» فرضی آنها تبدیل شدند - ارواح فرازمینی در قالب گربه که به طلسم کردن و سحر و جادو کردن چند نفر از اهالی روستا کمک میکردند. آنها روی دسته جارو مینشستند، در سایهها کمین میکردند و آنقدر ترسناک بودند که قرون وسطی شاهد نسلکشی واقعی گربههابود . لو رفتن داستان: این ماجرا پایان خوبی نداشت. نبود گربه = موش زیاد = طاعون خیارکی.
با این حال، در جایی از مسیر، ما به طور جمعی متوجه شدیم که گربهها احتمالاً همدست شیطان نیستند، بلکه از همه ما باهوشترند. و این ما را به امروز میرساند - جایی که گربهها هنوز آن حس عرفانی را با خود دارند، با این تفاوت که اکنون آنها مشغول بیدار کردن بیداریهای معنوی هستند و در عین حال سعی میکنند لیوان آب شما را از روی میز بیندازند.
@TAUOO
پیوند عرفانی بین انسانها و گربهها: چگونه گربهها الهامبخش رشد معنوی و داستانسرایی هستند
بیایید اعتراف کنیم: گربهها عجیب هستند. واقعاً، واقعاً عجیب. آنها به گوشههای خالی خیره میشوند انگار که دارند صحنههای ارواح را تماشا میکنند، وقتی شما در حال نوشیدن چای خود هستید، مثل موتورهای کوچک خرخر میکنند و ساعتها ناپدید میشوند - فقط برای اینکه با قیافه کسی برگردند که تازه اسرار جهان را حل کرده اما نمیگوید ...
و با این حال، انسانها هزاران سال است که آنها را دوست داشتهاند. آنها خدایان، الهههای الهی، راهنمایان معنوی و همراهان بودهاند. نویسندگان نمیتوانند از قرار دادن آنها در رمانها خودداری کنند، خوانندگان داستانهایی درباره آنها را دنبال میکنند و عارفان اصرار دارند که آنها بیشتر از ما درباره معنای زندگی میدانند. این ارتباط بین انسانها و گربهها چیست؟ عمیق، جاودانه و کمی جادویی است.
@TAUOO
چگونه مراقبه و خلوت کردن با خداوند در سکوت تقدیر شما را تغییر میدهد
اگر واقعاً میخواهید خود را از عادات بد خلاص کنید و از تقدیر رنجآور در امان باشید ، راهی جز مراقبه ندارید. هربار که عمیقاً مراقبه میکنید ، تغییرات مثبتی در الگوهای مغزی شما پدید میآید.
فرض کنیم شما از نظر مالی یا اخلاقی یا معنوی شکست خوردهاید ، اگر از طریق مراقبه این جملهی تاکیدی را تکرار کنید که « من در پناه خداوند هستم » ، اطمینان خاطر خواهید یافت که در پناه او هستید. به همین آرمان چنگ بیاندازید. آنقدر مراقبه کنید تا وجد و سروری بینهایت را احساس کنید. وقتی قلبتان آکنده از شادمانی و سرور شد ، بدانید خداوند به ندای شما پاسخ داده است. او با پاسخ دادن به نیایشها و اندیشههای مثبت شما ، شادی و سرور را بر شما میباراند.
چنین است شیوهی مراقبه:
ابتدا بر این مفهوم که «من در پناه خداوند هستم» مراقبه کنید تا احساس آرامش و بعد هم احساس وجد و سروری وافر در قلبتان کنید. وقتی مالامال از وجد و سرور شدید بگویید:
« پروردگارا تو با منی. من با نیروی تو به درونم دستور میدهم سلولهای مغزم عادات نادرست و گرایشات بد گذشته را بسوزاند.»
نیروی خداوند در مراقبه چنین عمل میکند. خودتان را از آگاهی محدود کنندهای که زن یا مرد هستید رها سازید ، بدانید که شما در پناه خداوند هستید.
سپس در ذهن خود تاکید و دعا کنید:
«من به سلولهای مغزم فرمان میدهم تغییر کنند و شیارهای عادات بدی که از من یک بازیچه ساختهاند را نابود سازند. بارالهی این سلولها را در نور الهی خود بسوزان.»
وقتی از روشهای مراقبه علمی یوگا استفاده میکنید خواهید دید که نور الهی شما را تعمید میدهد.
باید تمرکز بگیرید و با خداوند صحبت کنید ، شبها بهترین زمان برای تمرکز و مراقبه است. حرف زدن با خداوند در زمانی که دنیای بیرون آرام و ساکت است شگفتانگیز است. عجیبترین تجربهام را دربارهی خداوند شب پیش از خواب داشتهام. من اگر نخواهم بخوابم حتی به خوابیدن فکر هم نمیکنم. دوست دارم شبهایم را با خداوند بگذرانم. او مراقب من است.
پاراماهانسا یوگاناندا
کتاب شور عشق الهی
ترجمه آرجونا سلحشور
@TAUOO
امروز خورشید دوباره از پشت کوهها سر زده تا به ما یادآوری کند که هر طلوع، فرصتی تازه برای بودن است.
نفس عمیق بکش...
هوای تازه را با آگاهی وارد بدن کن و بگذار درونت را با نوری ملایم و زنده پر کند.
بدنت را حس کن، زمین را زیر پایت، و جریان زندگی را در تکتک سلولهایت.
امروز، مثل هر روز دیگر، تو میتوانی انتخاب کنی:
آرام باشی یا آشفته...
در لحظه باشی یا در گذشته و آینده گم شوی...
سپاسگزار باشی یا نگران.
یوگا به ما میآموزد که آرامش، مقصدی بیرونی نیست؛ بلکه حالتی درونی است که با هر دم و بازدم میتوان به آن برگشت.
پس همین حالا، چشمانت را ببند و نیت کن که امروز، با نرمی و آگاهی در مسیر روزت گام برداری.
اجازه بده افکار بیایند و بروند، مثل موجهایی که بر ساحل ذهن مینشینند و آرام محو میشوند.
اگر در طول روز با چالشی روبهرو شدی، قبل از هر واکنشی، یک دم عمیق بگیر… و از درونت پاسخ بده، نه از عجله و ترس.
امروز، بدن خود را حرکت بده، ذهنت را آرام کن، و قلبت را باز نگه دار.
به خودت قول بده که هر جا رفتی، ردِ آرامش بگذاری.
@TAUOO
یوگا به عنوان یک هنر
🌿همه مردم یوگا را به عنوان یک فلسفه یا طریقت عملی می شناسند، ولی عده کمی می دانند که یوگا یک هنر هم هست زیرا هیچ هنرمندی قادر به تعریف هنر خویش نیست. برخی از هنرها تنها از طریق ادراک خودشان و بدون نیاز به لغات هم قابل توصیف هستند.
🌱🌵
🌱هنرها را می توان به صورت های کاملا متنوع تقسیم بندی کرد, برای مثال هنرهای زیبا، هنرهای نمایشی، هنرهای مفید، هنرهای شفاگری و غیره. هنر یوگا تمام انواع هنرهای فوق را در بر می گیرد, بنابراین به آن باید به صورت یک هنر بنیادی و اساسی نگریست.
🌴🍀
☘از طریق یوگا یک انسان این امکان را پیدا می کند که با روحش تماس برقرار کند, لذا یوگا یک هنر روحانی هم به حساب می آید. هر آسانا از نقطه نظر هندسی و معماری نمادی دقیقی دارد, در نتیجه می توان آن را یک هنر زیبا به حساب آورد. یوگا باعث تندرستی و شادی آنانی که به یوگا می پردازند می شود، بنابر این می توان آن را جزء هنرهای شفاگر یا هنرهای مفید هم به حساب آورد. در لحظاتی که زیبایی و هماهنگی آسانا تحسین تماشاگران را بر می انگیزاند, یوگا نمای هنرهای نمایشی را به خود گرفته است.
🌲🌳
🍃یوگا, این هنر متعالی به روشن شدن آگاهی کمک می کند. در چنین فضایی ارتعاشات زنده ای در وجود ما شکل می گیرد که به ما این اقتدار را می بخشد که بتوانیم در حوزه روحانی زندگی کنیم.
به این ترتیب این کالبد فانی ما این شرف و افتخار را پیدا می کند که از شهد جاودانگی روح جرعه ای بنوشد و هنر به پایگاه روحانی و آسمانی برسد.
🎄🎄
📚"درخت یوگا" بی.کی.اس آینگر
@TAUOO
فواید یوگا
🪷 دکتر آندره ممان نکتۀ مهمی را خاطر نشان میکند، وی میگوید:
«یوگا را نمیتوان به معنای دقیق کلمه، به عنوان درمان تعریف کرد.» در واقع، آثار واقعی یوگا صرفاً «درمانی» نیستند. ولی با انجام تمرینات یوگا، فرد کنترل بهتری روی بدنش خواهد داشت و شناختی بهتری نسبت به محدودیت ها و ظرفیت هایش به دست میآورد؛ تمرین منظم یوگا میتواند راه حل های مناسبی برای مشکلات جسمی و روحی ما با خود به همراه داشته باشد.
🌸ژرارد آرنود در این باره توضیح میدهد و میگوید:
«تأثیر یوگا بر ذهن و عواطف به این ترتیب است که یوگا باعث یادگیری آرامش فوق العاده، تعادل در زندگی برای تمام روزها، روی فرم بودن و بیشترین تأثیر بر فعالیت ها میشود.
@TAUOO
اینکه بعضیها نمیتوانند مسائل زندگیشان را حل کنند، معمولاً به چند عامل برمیگردد: سردرگمی ذهنی، ترس، نداشتن مهارت حل مسئله، یا گرفتار شدن در چرخهی فکرهای منفی.
چند پیشنهاد و تمرین کاربردی:
🔹 مرحلهی اول: آرامسازی ذهن
وقتی ذهن پر از آشوب باشد، راهحلها دیده نمیشوند.
تمرین:
روزی ۱۰ دقیقه نفس عمیق بکش (۴ ثانیه دم، ۴ ثانیه نگهدار، ۴ ثانیه بازدم).
همزمان بگو: «من آرام میشوم و خدا راه را نشان میدهد
🔹 مرحلهی دوم: نوشتن مشکل
بسیاری از مسائل وقتی روی کاغذ بیایند، نصف راهحل پیدا شده.
تمرین:
مشکل را در یک جمله ساده بنویس.
زیرش بنویس: «چه چیزی در اختیار من است؟» و «چه چیزی خارج از کنترل من است؟»
فقط روی بخش اول تمرکز کن.
🔹 مرحلهی سوم: یافتن گزینهها
ذهن معمولاً یک راه بسته میبیند، اما همیشه چند انتخاب هست.
تمرین:
حداقل ۳ راهحل برای مشکل بنویس، حتی اگر ساده یا غیرممکن به نظر برسد.
بعد بررسی کن کدام واقعبینانهتر است
🔹 مرحلهی چهارم: اقدام کوچک
بزرگترین اشتباه این است که صبر کنیم همه چیز یکجا حل شود.
تمرین:
یک قدم کوچک و عملی انتخاب کن (زنگ زدن به کسی، یک تحقیق، پسانداز، گفتوگوی صادقانه).
همان را همین امروز انجام بده.
🔹 مرحلهی پنجم: نگاه معنوی
گاهی مسئله برای رشد ماست، نه برای حل سریع.
تمرین:
شب قبل خواب بگو: «خدایا، من تلاش میکنم، تو راه را برایم باز کن.»
صبحها بعد از بیداری یادداشت کن: «امروز خداوند چه پیامی برای من دارد؟» و اولین چیزی که به ذهنت میآید را بنویس.
@TAUOO
فیلمی بسیار دیدنی در خصوص انرژی مثبت و منفی و تاثیر فرکانس های آن به همدیگر ...
@TAUOO
تنفس یکی از مهمترین عملکردهای بدن موجودات زنده است. بدون تنفس، سلولهای بدن نمیتوانند اکسیژن لازم برای زنده ماندن را دریافت کنند.
به مجموع دو عمل فروبردن هوا به داخل دستگاه تنفسی (دَم) و سپس خارج کردن هوا (بازدم) که هدف آن (اکسیژن) به خون و خارج کردن دی اکسید کربن از خون است عمل تنفس میگویند.
معمولاً وقتی از “تنفس” صحبت میکنیم، فقط به “دم” فکر میکنیم، در حالیکه تنفس واقعی از هر دو مرحله دم و بازدم تشکیل شده است. در ریهها، یک مبادله مهم انجام میشود. بدن حدود یکپنجم اکسیژن موجود در هوای دم را جذب میکند و به جای آن، گاز کربندیاکسید تولید شده را به هوا پس میدهد. این تبادل گازی در ریهها اتفاق میافتد.
تنفس، اکسیژن موجود در هوا را به درون ریهها برده و در تماس نزدیک با خون، اکسیژن به خون انتقال یافته و توسط دستگاه گردش خون به تمامی قسمتهای مختلف بدن منتقل میگردد. در همین زمان، دیاکسیدکربن (CO2) موجود در خون که از تمامی قسمتهای بدن جمع آوری میگردد به ریهها منتقل شده و با بازدم از دستگاه تنفس خارج میشود.
✨دم (Inhale) و بازدم (Exhale)
مهمترین ماهیچه سیستم تنفسی دیافراگم است. حرکت عضلات دیافراگمی و بین دندهای باعث ایجاد اختلاف فشار و تغییر حجم ریهها میشود. در زمان دم، دیافراگم به سمت پایین حرکت کرده و دندهها اتساع مییابند. در نتیجه، فشار درون ریهها کاهش یافته و هوا به درون ریهها جاری میگردد. در بازدم طبیعی به فعالیت ماهیچههای نیازی نیست. وقتی دیافراگم آزاد میگردد، نیروی الاستیکی (کشسانی) ریه ها و راههای هوایی با اعمال فشار معکوس باعث خروج هوا از ریهها به دلیل تفاوت فشار میگردد. درست همانند آنچه که در باد کردن یا خالی کردن بادکنک مشاهده میکنیم. پر کردن بادکنک نیازمند اعمال نیروی بیرونی است در حالی که تخلیه آن به دلیل حالت کشسانی آن به صورت خودکار انجام میگیرد.
@TAUOO
ما انسانها گاهی تحت شرایط بسیار سخت داخلی و خارجی قرار می گیریم.این افکار شما ست که شما را آزار خواهند داد. زیرا می گوید نه نبایداینگونه باشد من و بستگانم نباید اینگونه بشویم و این شرایط پیش آمده به هیچ وجه خوب نیستند.آنچه که شرایط را برای ما تلخ تر می کند افکار خودمان است که به ما می گوید این نباید اینطوری باشد باید حتما طور دیگری باشد. زندگی را بپذیرید، شرایط ایجاد شده زندگی را بپذیرید!زندگی یک چالش بزرگ است، اگر طور دیگری به آن نگاه کنید احساس محنت زیادی خواهید کرد.زمانیکه دست از مقاومت بردارید و لحظات زندگی را همان طوریکه هستند، بپذیرید، بلافاصله زندگی برایتان قابل تحمل می شود.اگر ما غمها را به عنوان جزئی از این زندگی و حتی جزو بسیار مهم این زندگی بدانیم،از آنها زجر نخواهیم برد.ما زجر می کشیم چون اعتقاد داریم این مطالب نباید باشند و این جهان بینی بسیار غلطی ست
اکهارت تُله
@TAUOO
ما انسانها گاهی تحت شرایط بسیار سخت داخلی و خارجی قرار می گیریم.این افکار شما ست که شما را آزار خواهند داد. زیرا می گوید نه نبایداینگونه باشد من و بستگانم نباید اینگونه بشویم و این شرایط پیش آمده به هیچ وجه خوب نیستند. آنچه که شرایط را برای ما تلخ تر می کند افکار خودمان است که به ما می گوید این نباید اینطوری باشد باید حتما طور دیگری باشد. زندگی را بپذیرید، شرایط ایجاد شده زندگی را بپذیرید!زندگی یک چالش بزرگ است، اگر طور دیگری به آن نگاه کنید احساس محنت زیادی خواهید کرد.زمانیکه دست از مقاومت بردارید و لحظات زندگی را همان طوریکه هستند، بپذیرید، بلافاصله زندگی برایتان قابل تحمل می شود. اگر ما غمها را به عنوان جزئی از این زندگی و حتی جزو بسیار مهم این زندگی بدانیم،از آنها زجر نخواهیم برد.ما زجر می کشیم چون اعتقاد داریم این مطالب نباید باشند و این جهان بینی بسیار غلطی ستاکهارت تُله @TAUOO
ما انسانها گاهی تحت شرایط بسیار سخت داخلی و خارجی قرار می گیریم.این افکار شما ست که شما را آزار خواهند داد. زیرا می گوید نه نبایداینگونه باشد من و بستگانم نباید اینگونه بشویم و این شرایط پیش آمده به هیچ وجه خوب نیستند. آنچه که شرایط را برای ما تلخ تر می کند افکار خودمان است که به ما می گوید این نباید اینطوری باشد باید حتما طور دیگری باشد. زندگی را بپذیرید، شرایط ایجاد شده زندگی را بپذیرید!زندگی یک چالش بزرگ است، اگر طور دیگری به آن نگاه کنید احساس محنت زیادی خواهید کرد.زمانیکه دست از مقاومت بردارید و لحظات زندگی را همان طوریکه هستند، بپذیرید، بلافاصله زندگی برایتان قابل تحمل می شود. اگر ما غمها را به عنوان جزئی از این زندگی و حتی جزو بسیار مهم این زندگی بدانیم،از آنها زجر نخواهیم برد.ما زجر می کشیم چون اعتقاد داریم این مطالب نباید باشند و این جهان بینی بسیار غلطی ستاکهارت تُله @TAUOO
بودا به افق نگاه کرد و سایههایی را دید که بر فراز قلبهای خستهی زمین در حرکت بودند.
کوان یین نزدیک شد، چشمانش از درد جهان پر از اشک شد و پرسید:
"چرا بسیاری اینقدر احساس سنگینی میکنند؟ چرا حتی نور دور به نظر میرسد و عشق به یک خاطره تبدیل میشود؟"
بودا با صدایی آرام پاسخ داد:
"وقتی قلب ایمان خود را از دست میدهد، بدن سنگ میشود و روح باد را فراموش میکند. اما حتی سنگ، زیر لمس زمان، به شن تبدیل میشود و دوباره با رودخانه میرقصد."
او در سکوت گوش داد و اشک ریخت.
"اما در مورد کسانی که تسلیم شدند چه؟ کسانی که به عشق، به آینده، به یک رویا اعتقاد داشتند... و اکنون فقط خردههایی از آن باقی مانده است؟"
بودا گفت: "کوان یین، حتی گلهایی که در زمستان خشک میشوند میدانند که نمردهاند، آنها فقط در خواب هستند. رنج پایان نیست، این فاصلهای است که روح یاد میگیرد دوباره نفس بکشد."
او دستش را روی قلب جهان گذاشت و درد انسان را احساس کرد.
«خیلیها هستند که میگویند: «من تنها خواهم بود و همیشه مشکلات یکسانی خواهم داشت...»»
روشنضمیر پاسخ داد: «پس به آنها بگو که تنهایی مجازات نیست، فراخوانی برای شناخت خود است. کسانی که «شاهزاده سوار بر اسب سفید» را از دست دادند، شاید دعوت شدهاند تا کشف کنند که اسب واقعی باد است و عشق واقعی آن چیزی است که در درون متولد میشود، چه تنها و چه همراه.»
کوان یین لبخند زد و گفت:
«حتی اگر آنها اکنون آن را باور نکنند، من آن را به جای آنها باور خواهم کرد. تا زمانی که دوباره لبخند آنها را ببینم.»
و بودا نتیجه گرفت:
«اگر همه چیز از طریق عمیقترین آرزوها جریان مییابد، باشد که آرزوی تو خوب، دلسوزانه و نور باشد. زیرا جهان به پاکی قلب پاسخ میدهد، نه به شتاب ذهن.»
سپس باد به آرامی وزید. و وزن جهان، برای لحظهای، تبدیل به نفس شد...
آرامش و نور!
@TAUOO
این آگاهی کیست؟
من هم شمارا می بینم وهم آنچه را که در ورای شما قراردارد.
دیدی که به بدن تمام شودنمی بیند.
بدن چقدر نمایان است، هرچقدر هم که جامد باشد از پوشاندن آنچه که ورایش قراردارد کاملن ناتوان است ،ولی اگر چشمی برای دیدن نباشد آنگاه همه چیز تغییر می کند ،حتا خورشید نیز از بودن باز میماند.
تمام بازی مربوط به چشمهاست.
ماازطریق تفکر کردن ومنطق نوررا در نخواهیم یافت.
جایگزینی برای چشمان اصیل وجود ندارد.این یک ضرورت است.
برای دیدن معنویت به چشمان درون نیاز داریم ،به بینش نیاز داریم،
باچشم درون همه چیز برای ما مربی خواهد بود.
بدون آن ماهم نسبت به نور وهم نسبت به الوهیت نابینا خواهیم بود.
کسی که بخواهد وجود دیگران را ورای بدن هایشان دریابد باید نخست به ورای وجود فانی خویش نگاه کند.
شخص فقط به میزان درون نگری خودش است که بیرون براو هویدا می گردد.
تمام دنیای فانیِ بیرون فقط به مقدار توسعه آگاهی درون من است که سرشار ازآگاهی می شود.
دنیا فقط آن چیزی است که من هستم.
روزی که تمامیت آگاهی خود را دریابم
دنیادیگرفقط یک دنیا نخواهد بود.
جهد از خویش دنیاست وخودشناسی رهایی است.
همه روزه به همه میگویم آیا نمی توانید به بینید که چه کسی در شما منزل دارد؟ چه کسی در این بدن گوشت و استخوان ساکن است؟
چه کسی در این ظاهر بیرونی شما زندانی است؟
چه عظمتی در درون این بدن حقیر حضور دارد؟
این آگاهی کیست چیست این معرفت؟
بدون چنین پرسشی،بدون ادراک این پرسش زندگی معنایی ندارد،حتا اگر همه چیز را بشناسم ولی خودم رانشناسم این دانش بی ارزش است.
آن انرژی که بتواند دیگری را درک کند می تواند خود را نیز درک کند چگونه می تواند غیر ازاین باشد.
مسئله فقط تغییر جهت است.
ماباید از آنچه که دیده می شود به سمت آنچه که می بیند حرکت کنیم.
کلید خودشناسی تغییر توجه از دیده شده به بیننده است،از جریان افکار به آنچه که شاهد افکار است بیدار شو و انقلابی صورت خواهد گرفت جریان آگاهی هم چون چشمه ای جوشان از آب ذلال تمامی ناهوشیاری های زندگی را با خودش خواهد برد...
اشو
@TAUOO
امروز و هر روز، من هر آنچه را که مایلم بدست آورم، میبخشم.
من کائنات را تغذیه می کنم و کائنات مرا
اهمیتی ندارد که اعمال ما چقدر مهم است، بلکه مهم اینست که چقدر عشق در اعمال خود بکار میبریم. اهمیتی نیز ندارد که ما چقدر می بخشیم، بلکه مهم اینست که چقدر عشق در بخشش ما وجود دارد.
مادر ترزا
کائنات همواره در حال رد و بدل کردن پویا با جسم، ذهن و محیط اطراف ماست. در طبیعت، بخشیدن و ستاندن، دو روی یک سکه در جریان انرژی کائنات است که به ما اجازه میدهد تا از نعمات بی حد و مرز و مداوم آن لذت ببریم. از طریق جریان همین انرژی حیاتی است که ما هر آنچه را که می خواهیم و نیاز داریم بدست می آوریم.
همانطور که بودا فرمود:" هزاران شمع را می توان با یک شعله شمع روشن نمود که هیچ تاثیری در کوتاهی عمر آن شمع نخواهد داشت." شادکامی، هیچگاه با سهیم شدن، کاهش نمی یابد.
امروز سخاوتمندانه ببخشید.
به هرکسی که امروز برخورد می کنید یک هدیه کوچک عطا کنید. هدیه لزومی ندارد که گرانبها باشد، بلکه میتواند -- یک شاخه گل، یک لبخند، دستی برای کمک، و دعایی در سکوت باشد و همچنین به تمام مواهبی که به شما اهدا میشود نیز شاکرانه گشوده باشید.
@TAUOO
