خانه تن و روان تائو
Open in Telegram
❤😊️كپی كردن مطالب كاملن آزاد است با هم مهربان باشیم . ادمین: @yoga_parisa
Show more561
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-530 days
Posts Archive
☯️ راز علمی خمیازه و نقش آن در سلامت مغز و بدن
خمیازه کشیدن صرفاً نشانه بیحوصلگی یا خستگی نیست، بلکه یک مکانیزم پیچیده فیزیولوژیکی به شمار میرود.
یکی از کارکردهای مهم خمیازه، خنک کردن مغز است. همانگونه که پردازنده رایانه در اثر فعالیت زیاد داغ میشود، مغز نیز هنگام فشار ذهنی و تمرکز حرارتی تولید میکند. با کشیدن نفس عمیق و ورود هوای تازه، دمای مغز کاهش یافته و توان تمرکز افزایش مییابد.
از سوی دیگر، خمیازه به بدن کمک میکند میان چرخههای فعالیت جابهجا شود؛ به بیان دیگر، هنگام گذار از حالت خوابآلودگی به بیداری یا از آرامش به فعالیت، این واکنش طبیعی رخ میدهد.
همچنین نظریهای وجود دارد که خمیازه با افزایش دریافت اکسیژن و دفع دیاکسیدکربن اضافی، کارکرد دستگاه تنفسی و گردش خون را بهبود میبخشد.
نکته شگفتانگیز دیگر، واگیردار بودن خمیازه است. دیدن فردی که خمیازه میکشد، در دیگران نیز همین واکنش را برمیانگیزد. پژوهشها نشان دادهاند که این امر ناشی از فعال شدن نورونهای آینهای در مغز است؛ نورونهایی که اساس همدلی و ارتباطات اجتماعی را شکل میدهند. در گذشتههای دور، این سازوکار به هماهنگی جمعی و حفظ هوشیاری قبیله کمک میکرد.
@TAUOO
وقتی میتوانستم صحبت کنم، گفتند: گوش کن
وقتی میتوانستم بازی کنم، مرا کار کردن آموختند
وقتی کاری پیدا کردم، ازدواج کردم
وقتی ازدواج کردم، بچهها آمدند
وقتی آنها را درک کردم، مرا ترک کردند
وقتی یاد گرفتم چگونه زندگی کنم، زندگی تمام شد!
زیبا زندگی کنید...
فرکانس بسیار قدرتمند (۱۱۱ هرتز) برای سلامتی
گوش دادن به این فرکانس باعث تقویت میدان انرژی و بهبود سلامتی و بوجود آمدن تغییران مثبت در شما می شود
در حالت مدیتیشن با هدفون گوش دهید
💫💫💫🌈❤️❤️
جیوتیش ایشا
فرڪانس بدن شما چقدر است؟ تاثیر خوراڪے ها، محیط و افڪار بر روے بدن و رنگ هاله
یولاند: من درگذشته هرگز فاصله بین افکارم را تجربه نکرده بودم. در گذشته صرفا اینطور به نظر میرسید که تمام این افکار به هم زنجیر شده بودند و من را به دنبال خودشان میکشاندند، خودم را با آنها یکی میدانستم و تمام ماجرا همین بود.
اما آن روز بخصوص گویی (برای اولین بار) به خودم متصل شده بودم با چیزی که نمیتوان آن را شرح داد با سکوتی حیرت انگیز.
حالا اما میبینم که این سکوت، پیش از هرچیزی که در لحظه پدیدار شود، همیشه اینجا وجود دارد.
اگر بخواهم چیزی اضافه کنم، باید بگویم احساسی دارم که انگار دیگر اینجا نیستم، گویی در سطح «روان شناختی» مردهام.
نویسنده: چه چیزی باعث این اتفاق شد؟
یولاند: هیچ چیز. این آرامش و سکون خودش بطور کامل مرا فراگرفت. و دو ماه بعد پسرم از دنیا رفت اما حتی آن اتفاق هم نتوانست مرا از آن حالت بیرون آورد. آنجا بود که به معنای واقعی دریافتم که رنج وجود ندارد. اما این، بعد از دو ماهی بود که خودم را کاملاً به سکوت سپرده بودم… من دیوانهوار عاشقش شده بودم.
هر چیز دیگری در زندگی در درجهی دوم قرار میگرفت. در واقع، زندگی بسیار ساده شد. دیگر چیزی برای انجام دادن باقی نمانده بود؛ همهچیز خودبهخود اتفاق میافتاد همانطور که «بودن» کاملاً طبیعی است، «نبودن» هم به همان اندازه طبیعی است.
چیزهای بسیاری در این جریانِ خودبهخودی، در این سکوت، رخ میدهد.
خیلی ساده است: همهچیز در پسزمینه قرار دارد. توجه شما همیشه به این «چیز» معطوف است، برای همین نمیتوانید روی چیز دیگری تمرکز کنید. حتی اگر افکار و احساسات سر برآورند، نیرویی بزرگتر آنها را کنار میزند و به پسزمینه میراند؛ در نتیجه کوچکترین مجالی برای همهویتشدگی با آنها باقی نمیماند.
به همین دلیل است که میگویم این «چیز» همهچیز را در اختیار گرفته است.
و آنقدر نیرومند است که دیگر نمیتوانی بازگردی؛ دیگر نمیتوانی به شیوهی قدیم عملکنی، دیگر نمیتوانی به آن عادتِ یکیشدن با چیزهایی که حقیقتاً «تو» نیستی، بازگردی.
ــ یولاند دوران
سکوت شفا میدهد.
I had never before experienced the intervals between my thoughts. In the past, they all seemed to be strung together and I followed them, identified with them and that was that. That particular day, it seemed like I had connected with myself, with something that could not be explained, a stunning Silence.
Now, I see that silence has always been there, before everything that appears in any given moment. If I were to add anything, I would say I also have the impression of no longer being here, of having died on the `psychological plane.
Author: Did anything set it off? Yolande: Nothing. This tranquility just took over. And two months later, my son died but it did not draw me out of it. That is when I truly saw that suffering does not exist. But that was after two months in which I had totally allowed myself to be guided by Silence… I fell madly in love with it.
Everything else took second place. In fact, life became very simple. There is nothing left to do, everything happens of its own accord. Just as existing comes totally naturally, so not existing comes totally naturally. So much happens in this spontaneity, in the Silence. It is very simple: everything is in the background. Your attention is always fixed on this ‘thing’ so you can’t focus on anything else. Even if thoughts and emotions arise, a bigger power sweeps them away, into the background; so there is not the slightest chance of identifying with them. This is why I say there is this ‘thing’ that has taken over everything. And it is so powerful that you cannot turn back, you cannot return to your old way of functioning, to the habit of identifying with… everything you are not. - Yolande Duran, "Silence Heals"
@TAUOO
✨قوانین کیهانی کارما
درباره نفرین✨
نیروی کارما که ترجمه ی آن "بازگشت عمل" است ،شبانه روز بدون اختیار ما در حال انجام کار خود است..
این قانون می گوید:
اگر بدی کنی بدی به سمت تو برمیگردد و اگر خوبی کنی خوبی ..
حال نفرین کردن نوعی کارما در خود دارد ..
هر انسانی باید بداند که با نفرین انسان دیگر نیروی کارما فعال شده و همان را به زندگی اش برمیگرداند..
برای اینکه سنگینی کارماهای هزاران ساله از بین برود می بایست هر لحظه نسبت به کنش هایمان آگاه باشیم.
حتی در حق افرادی که به شما بدی کردند نیز دعای خیر کنید تا به خودتان برگردد و شامل الطاف الهی شوید.
شما با گذشت کردن و اعتماد به رویداد ها موجب تولید نیروی محافظت کننده عظیمی می شوید که نسلهای بعد را نیز در برکت و خیر محفوظ نگه می دارد.
چون اگر شما نسبت به دیگری کینهورزی و غرضورزی کنید و شبانه روز به نفرین دیگران بپردازید،
آنوقت این انرژی منفی در کائنات به گردش درمیآید و مجددا در قالب اتفاق ناگواری به خودتان و همه افرادی که با شما پیوند کارمیکی دارند برمیگردد.
برای آن هایی که شما را دچار عذاب روحی و جسمی
میکنند، کسانیکه فکر می کنید حق شمارا خورده اند.
اینگونه دعا کنید:
🙏ای خالق ،نگهدارنده و نابودگر جهان هستی، من او که به من بد کرد را به نیروهای بالاتر میسپارم و رهایش می کنم و حتم دارم که آنچه به صلاح و حقم هست نصیبم خواهد شد.
از همه نیروها و از اساتید میخواهم که راه درست را به من نشان دهید.
✨
آنچه که انکار میکنید شما را شکست میدهد.
و آنچه که می پذیرید روحتان را رشد می دهد.
@TAUOO
این متن چند بار تکرار کن:
من پذیرای تمام تاریکی های وجودم هستم!
من آگاهم به نور و تاریکی هایم!
من خواستار به پایان رساندن جنگ بی پایان درونم هستم!
من به دنبال برقراری صلح و آرامش، در تک تک سلول های وجودم هستم!
هیچ چیز بیرون زمن نیست!
جهان بیرون من بازتاب کیفیت درونی من است!
می پذیرم و خودم را از رنج نپذیرفنشان آزاد می کنم!
آگاه به هدف آمدنم هستم!
و آگاهم که هنوز به اندازه کافی، خودم را به تمامیت نمی شناسم!
سرچشمه درد و رنج من در نتیجه همین عدم شناخت من است!
خدایا قدرتی به من عطا کن تا به این گریز و فرار بی پایان خاتمه ببخشم!
قدرتی به من عطا کن تا لایه های به ظاهر امن وجودم را کنار بزنم و آگاه به موجودیت بی نیاز خودم بشوم!
و این پایان رنج است…
🙏🏻🙏🏻🙏🏻
@TAUOO
◀️ دیدنِ حقیقی،
تماشای جهان نیست؛
تماشای خودِ زندگی در درونِ خویش است.
✅ به زبان ساده:
وقتی همیشه میشود…
🕊 تائو میگوید:
چشم وقتی آرام میگیرد، چیزهایی را میبیند
که در شتاب از آنها میگذشت.
دل، وقتی خالی از داوری شود،
زیبایی را حتی در نقصها مییابد.
◀️ ما بیشتر اوقات نمیبینیم،
چون ذهنمان پر از تصویر و قضاوت است.
اما وقتی ساکت میشوی،
زندگی خودش را بینقاب نشان میدهد.
از یک زاویه به زندگی نگاه میکنی، زیباییِ دنیا را نمیبینی. گاهی کافیست زاویهی دیدت را عوض کنی، تا معناهای تازه آشکار شوند… 🍂🍃
@TAUOO
🕊 تائو میگوید:
- آنچه تهیست، اغلب سرچشمهی قدرت است.
- جام به سببِ خالی بودنش سودمند است،
- و اتاق به خاطرِ فضای میان دیوارهایش آرامش میدهد.
◀️ وقتی ذهن را از بایدها و نبایدها خالی میکنی، خردِ درون، خود را نشان میدهد.
◀️ وقتی دل را از قضاوت و ترس رها میکنی، محبت بیدلیل میجوشد.
◀ در جهان، خلأ دشمنِ معنا نیست؛ زمینهی پیدایشِ آن است.
◀ همان سکوتی که به واژهها جان میدهد، و همان ندانستنی که راه را آشکار میسازد.
✅ به زبان ساده: گاهی باید درونت را سبک کنی، تا حقیقت بتواند در تو جا بگیرد… 🍂🍃
@TAUOO
در سازوکار درونی
آگاهی، فکر محدود به مغز فیزیکی نمیماند. بلکه به لایههای ظریفتر طبیعت لطیف شما، به ویژه میدان ذهنی و میدان اختری، جریان مییابد.
میدان ذهنی ایده را شکل میدهد، میدان اختری به آن حیات عاطفی میبخشد. وقتی این دو با نیت ادغام میشوند، یک ساختار انرژی واقعی متولد میشود. ظریف است، اما خیالی نیست.
در بُعد نادیده، درست فراتر از ادراک فیزیکی، زندگی میکند.
هر انسانی دائمن به آن سطح تابش میکند و اختری به کیفیت آنچه شما منعکس میکنید پاسخ میدهد.
هرچه احساس و تمرکز بیشتری به کار ببرید، شکل متراکمتر و واضحتر میشود. افکار آرام، سبک و گسترده هستند، افکار ترسناک، ضخیم و سنگین هستند و هر دو در فضای اختری اطراف شما حرکت میکنند و باقی میمانند.
به عنوان مثال، کسی را در نظر بگیرید که بارها و بارها این ایده را در سر میپروراند که زندگی خصمانه است و مردم علیه او هستند.
هر بار که به آن فکر میکند، موجی از تنش و احساسات، آن الگوی ذهنی را تحریک میکند. با گذشت زمان، این ایده به شکل اختری، معمولاً به صورت تودهای تاریک و چرخان در نزدیکی بدن عاطفی، متراکم میشود. این توده صرفن منفعل نمیماند. با سوءظن و تهدید میلرزد و دائمن سیستم عصبی را تحریک میکند و بر ادراک تأثیر میگذارد. فرد در طول زندگی احساس میکند که زیر نظر است، قضاوت میشود و مورد شک و تردید قرار دارد.
آنها خصومت را در چهرههای خنثی حس میکنند، طرد شدن را در جایی که وجود ندارد تصور میکنند و در محیطهای اجتماعی احساس تهی بودن میکنند.
برای آنها این حس طبیعی است، اما در حقیقت آنها در درون یک پژواک اختری خودساخته زندگی میکنند که دائماً برداشتهایی را که با ماهیت آن مطابقت دارد، به آنها میدهد.
و چنین اشکالی کاملن شخصی باقی نمیمانند. از آنجا که سطح اختری مشترک است، این فرافکنیها مانند جریانهای ظریف در محیط شناور میشوند. وارد فضایی شوید که افراد اغلب
اگر بحث کنید، غمگین یا نگران باشید، تنشی را در فضا احساس خواهید کرد. این استعارهای نیست. این پسماندهی اختری است.
افراد حساس ابتدا آن را حس میکنند: خلق و خوی آنها تغییر میکند، سینههایشان تنگ میشود، افکارشان بدون هیچ دلیل منطقی تیره میشود. دنیای اختری، همانطور که هوای فیزیکی، عطر و دما را در خود نگه میدارد، ردپایی از احساسات انسانی را در خود نگه میدارد.
ما بدون دیدن دیگران، از میان ابرهای طوفانهای درونی آنها عبور میکنیم، اما آنها هاله ما را پاک میکنند، احساسات خفته را فعال میکنند و سعی میکنند ذهن ما را به ریتم خود بکشانند
ایجاد یک شکل فکری مثبت از همین قانون استفاده میکند.
شما با یک تصویر ذهنی روشن، مانند قدرت درونی، اقتدار آرام یا شفافیت معنوی، شروع میکنید.
سپس در آن نفس میکشید و اجازه میدهید احساسات بالا بیایند. احساس اعتماد به نفس را در سینه خود گسترش دهید، گرمای پایداری را در هسته وجود خود احساس کنید، اطمینان را مانند شعلهای آرام احساس کنید. این فکر را با توجه متمرکز، نه با نیرویی سراسیمه، بلکه با حضوری آرام و پایدار، در ذهن خود نگه دارید. در آن لحظه، شما در حال شکل دادن به انرژی به شکل هستید
میدان اختری، به آن درخشندگی، حرکت و هدف میدهد.
این شکل سپس شما را مانند یک سپر یا همراه احاطه میکند و ثبات و شفافیت را ساطع میکند. در هماهنگی با احساس والا ارتعاش میکند، حالات ذهنی بالاتر را تقویت و حالات ذهنی پایینتر را حل میکند
تمرین مداوم منجر به دگرگونی ظریفی میشود. در حالی که قبلن فرد صدای اختری را با خود حمل میکرد، اکنون نظم اختری را پرورش میدهد.
کالبد عاطفی او شفافتر و قویتر میشود، محیط اطرافش سبکتر به نظر میرسد و کمتر تحت تأثیر میدانهای جمعی ترس یا منفیگرایی قرار میگیرد.
یک حضور فکریِ خوب شکلگرفته، حتا زمانی که آن را فراموش میکنید، به شما کمک میکند.
شکل خود را حفظ میکند و تا زمانی که انرژی آن به طور طبیعی محو شود یا با توجه مجدد تقویت شود، تابش میکند.
کار آگاهانه با فکر، مشارکت در معماری نادیده واقعیت شماست. شما نه تنها در دنیای اختری زندگی میکنید؛ بلکه هر لحظه آن را شکل میدهید. یک ذهن منظم صرفن فکر نمیکند، بلکه نیرو را هدایت میکند، میسازد.و در زندگی، احاطه شده توسط نتایج زندهی خلقت خود، قدم میزند.
@TAUOO
رسانهها ، مدارس و دانشگاهها این باور را تثبیت کردند : بدون وابستگی به سیستم [واکسیناسیون کودکان] سلامتی ممکن نیست
این یعنی کنترل ذهنی کامل ؛ آدمی که به جای خودش ، به بیرون تکیه میکند .
حذف مس فقط بدن و ذهن را ضعیف نکرد ، بلکه روح [ماهیت حقیقی بشریت] را هم نشانه گرفت .
انسان وقتی از طبیعت جدا میشود ، از خودش و جوهرهاش هم جدا میشود .
آبِ مسی یک رابطه زنده میان انسان و زمین بود . وقتی آن رابطه قطع شد ، انسان حس جداافتادگی پیدا کرد .
در نتیجه ، انسان به جای اینکه احساس کند بخشی از خلقت و نیروهای زنده است ، تبدیل شد به مصرفکنندهای تنها و بیپناه که همهچیزش را باید بخرد .
انسانِ پیش از ریست[ج.ج.دوم] ، سالم ، مقاوم ، آزاد ، متصل به طبیعت ، کمنیاز به سیستم بود .
انسانِ پس از ریست[ج.ج.دوم] ، بیمار ، وابسته ، ترسان ، جداافتاده از طبیعت و وابسته به کارخانهها.
این همان ریستی است که سیستم میخواست :
بدن ضعیف برای مصرف دارو.
ذهن ترسان برای پذیرش کنترل.
فراموشی ماهیت حقیقی و در نتیجه فراموشی هویت حقیقی.
💠وقتی نشانههای بیماری را در خود میبینید حتی بیماری سادهای مثل سرماخوردگی خود را رها نمیکنید که هر چه شد شد! معمولا اول سوپ مقوی میخورید، استراحت میکنید، بخور میدهید، داروی سرماخوردگی مصرف میکنید و اگر بعد چند روز خوب نشدید، به پزشک مراجعه میکنید تا ببینید مریضی شما در چه حدی است، مثلا آیا سینوسها چرک کرده؟ گلویمان چرک کرده؟ یا ردپایی از کرونا دیده میشود؟ و چه باید کرد.
اما وقتی رابطه مریض میشود چه میکنید؟ وقتی ویروس سوتفاهم به جان رابطه میافتد چه واکنشی نشان میدهید؟ وقتی میکروب خشم و قهر جان رابطه را میآزارد چه میکنید؟
🔸️گوشهای مینشینید و غصه میخورید که این چه رابطهای است من دارم؟
🔸️قهر میکنید و از او فاصله میگیرید و از لای در یواشکی نگاه میکنید که به سمتتان میآید یا نه؟
🔸️وقتی هم او به سمتتان میآید طاقچهبالا میگذارید و ناز میکنید و او را به خاطر رفتاری که برای شما آزاردهنده بوده سرزنش میکنید؟ باج میخواهید؟
🔸️بقچه کهنههای قدیمی را از ته گنجه درمیآورید و با وجود این که بوی ماندگی آن آزارتان میدهد، گره را باز میکنید و مشکلات را از آغاز خلقت یادآوری میکنید که روز عقدمان.....روزی که بچهمون به دنیا اومد.....!
🔸️ تا قیام قیامت قهر میکنید و با خودخوری هم خود را آزار میدهید و هم او یا بچههای بیگناهی را که گیج و سرگردان بین شما و او حرکت میکنند و با همه ناتوانی میخواهند مامان بابا را آشتی دهند؟
یا:
🔹️ میپذیرید و به خود یادآوری میکنید که در همه مشکلات هر دو طرف به درجاتی شریک هستند و سعی میکنیددر این مشکل سهم خود را هر چند کوچک پیدا کنید و تصمیم میگیرید آن را رفع کنید؟
🔹️ با وجود این که میدانید او بیشتر مقصر است، سعی میکنید به سمتش بروید و در فضای آرام و بدون متهم کردن، انتظار و دلگیریتان را به او میگویید؟
🔹️ اگر به سمتتان آمد، قیافه نمیگیرید و با روی خوش ارتباط میگیرید؟
🔹️ برای کوتاهیها یا اشتباهات خود عذرخواهی میکنید؟
🔹️ ناراحتیها را جدی نمیگیرید و فکر نمیکنید جنگ جهانی شده و شما باید پیروز میدان باشید، پس از کنارشان عبور میکنید و دم را غنیمت میدانید.
🔹️برای تقویت رابطه کاری میکنید مثل تفریحات مشترک، باهمقدمزدنها، فیلم دیدنها، سفر رفتن، بازی کردن، شوخی کردن و سربسر گذاشتن، یادآوری خاطرات خوبی که با هم داشتهاید و ....؟
🔹️حواستان به ذهنتان هست که دچار نشخوار نشود و طبق عادت همیشگی همه ذهنها، پیازداغ ماجرا را زیاد نکند و آش را شور نکند، پس حرفهای او را جدی نمیگیرید و بر اساس آن واکنش نشان نمیدهید؟
🟡 اگر موقع بروز مشکل در رابطه عادت دارید بر اساس بولت نارنجیها رفتار کنید لطفا همین الان دور بزنید و بروید سراغ بولت آبیها، از آنهایی که برایتان آسانتر است شروع کنید و پیش بروید، برای انرژی بخشیدن به رابطه ناامید نشوید و عقبنشینی نکنید. مطمئن باشید ضرر نمیکنید و به مقصد آرامش میرسید.
🟡 اگر هم طبق بولت آبیها رفتار میکنید، به خودتان برای این توانمندی در حل عاقلانه مشکلات تبریک بگویید. آفرین بر شما و آرامش رابطه نوشجانتان.
دکتر رباب حامدی
@TAUOO
حفظ یک بدن واقعن سالم بدون ذهن سالم امکانپذیر نیست.
آگاهی خود را از طریق سه وسیله اصلی ابراز میکند: بدن ذهنی، بدن عاطفی یا اختری، و بدن مادی فیزیکی.
وقتی بدن فیزیکی پالایش شده اما ذهن مملو از اضطراب است، اختلال تنها در ذهن باقی نمیماند.
تکانههای ذهنی از طریق میدان اختری حرکت میکنند و جریانهای عاطفی را تحریف میکنند، که به نوبه خود بر سیستم عصبی و بافتهای شکل فیزیکی تأثیر میگذارند.
هر بدن در یک تبادل مداوم بر دیگران تأثیر میگذارد.
وقتی یکی از هماهنگی خارج میشود، عدم تعادل از طریق دو بدن باقی مانده منعکس میشود. بنابراین تکامل غیبی واقعی و ارتقاء آگاهی باید همزمان در هر سه سطح رخ دهد. پالایش در ذهن، در اختری و در فیزیکی مورد نیاز است.
تمام اشکال مادی پوشیده از ماده اختری هستند. آنچه مصرف میکنید صرفن تغذیه فیزیکی نیست، بلکه انرژی اختری است که ارتعاش، حافظه و نیروی حیات لطیف را به همراه دارد. جوهر آنچه میخورید در میدان شما نفوذ میکند و حالت درونی شما را شکل میدهد.
غذایی را انتخاب کنید که تمیز و حیاتی باشد.
غذای سنگین و ناسالم، بدن اختری را کدر میکند، درخشندگی آن را کم میکند و وضوح عاطفی را مختل میکند.
برای تبدیل شدن به ظرفی از نور و رسانای آگاهی بالاتر، خلوص هر سه بدن ضروری است.
@TAUOO
در فرهنگ ژاپن کلمهای وجود دارد که شگفتانگیز است. "ایکیگای" و مفهوم این کلمه این است: "دلیلی که صبحها برای آن برمیخیزم."
نگاه کنید به خودتان. چرا امروز از خواب بیدار شدم، دلیلش را پیدا کنید، برایش راه بروید، نفس بکشید و زندگی کنید.
من هزار «ایکیگای» دارم. ایکیگای میتواند به عشق شما، مهارت شما، علاقههای شما، شغل شما، درآمد شما، ماموریتهای شما و تخصصهای شما مربوط باشد؛ امّا نکته عجیبی در این کلمه وجود دارد: «آنچه دنیا از من میخواهد.» و این دلیل بیدار شدنِ ماست.
📚ایکیگای
✍هکتور گارسیا
@TAUOO
عنوان: “آینههای شکسته”
روزی روزگاری، مردی حکیم در گوشهای از یک روستای کوچک زندگی میکرد. مردم روستا به او احترام زیادی میگذاشتند و هر وقت مشکلی داشتند، نزد او میآمدند تا راهنمایی بگیرند.
یک روز، مردی جوان به نزد حکیم آمد و با نگرانی گفت: “ای حکیم بزرگ، همیشه در جمع دوستانم میشنوم که دیگران در مورد من صحبت میکنند. گاهی میگویند که من به اندازه کافی موفق نیستم یا در کارهایم شکست میخورم. این باعث میشود که احساس بدی داشته باشم و اعتماد به نفس من کاهش پیدا کند. چه باید بکنم؟”
حکیم لبخندی زد و به او گفت: “بیایید به من کمک کنید تا این مسئله را حل کنیم. به من بگویید، اگر من به شما یک آینه بدهم که شکسته باشد، آیا شما میتوانید در آن خودتان را درست ببینید؟”
مرد جوان کمی فکر کرد و گفت: “نه، نمیتوانم. چون آینه شکسته است و تصویر درستی از من نمیدهد.”
حکیم پاسخ داد: “دقیقا. حالا تصور کنید که این آینه شکسته همان سخنان و افکار دیگران درباره شماست. وقتی دیگران شما را در جمع نقد میکنند یا در مورد شما غیبت میکنند، اینها فقط آینههایی هستند که شکستهاند و نمیتوانند شما را درست ببینند. حقیقت شما نه در سخنان آنها، بلکه در درون خودتان است. اگر شما به این آینهها توجه کنید، به تصویر اشتباهی از خودتان دست خواهید یافت.”
مرد جوان آهی کشید و گفت: “پس باید به نظر دیگران اهمیت ندهیم؟”
حکیم پاسخ داد: “نه، نه اینکه اصلا اهمیت ندهید، بلکه باید تفاوت میان حقیقت و آینههای شکسته را درک کنید. غیبت و نقدهای بیاساس تنها نمایشهای نادرستی هستند که هیچگاه نمیتوانند شما را به درستی بشناسند. بهترین کاری که میتوانید انجام دهید این است که آینه درون خود را تمیز کنید، خودتان را همانطور که هستید قبول کنید، و از این آینه شکستههای دیگران دوری کنید.”
مرد جوان به این سخنان حکیم فکر کرد و آرامش بیشتری پیدا کرد. او فهمید که فقط خود اوست که میتواند ارزش واقعی خود را بشناسد و به دیگران اجازه ندهد که آینههای شکستهشان تصویری نادرست از او بسازند.
@TAUOO
هر فردی دنیای بیرون را از دریچه ذهن خود میبیند. مثل این است که به منظرهای از پشت شیشه رنگی نگاه کند. کسی که فقط از پشت شیشه قرمز یا آبی دیده باشد، هرگز متوجه نمیشود که رنگهایی که میبیند، رنگهای واقعی جهان نیستند. به همین ترتیب، اکثر مردم از این موضوع بیاطلاع هستند که ذهنشان نحوه دیدن همه چیز در اطرافشان را تغییر میدهد.
به همین دلیل است که ذهن، سازنده توهم نامیده میشود. دانشجوی حقیقت معنوی باید برای پاکسازی و تقویت ذهن تلاش کند و آن را از تعصب، سردرگمی و قضاوت شخصی رها کند تا بتواند حقیقت را به وضوح و با کمترین تحریف ممکن منعکس کند. تنها در این صورت است که میتوان شروع به دیدن چیزها آنطور که واقعاً هستند، کرد.
بذر خرد 🌱
در پیِ برتری نباش، در پیِ توازن باش…
🔰 در نگاه تائو، برتریجویی، آغازِ ناهماهنگی است.
◀️ وقتی میخواهی بالاتر از دیگران بایستی، از خودِ واقعیات فاصله میگیری.
◀️ زندگی، مسابقه نیست. هر بار که میخواهی «بهتر» یا «بیشتر» از دیگران باشی، در واقع آرامش درونت را معامله میکنی تا تحسین بیرون را بهدست بیاوری.
☯️ اما تائو میگوید: کسی که در توازن است، نیازی به اثبات ندارد.
◀️ حکمت در این است که در میانه بمانی؛ نه در افراطِ جاهطلبی، نه در تفریطِ بیهدفی. توازن، همان نقطهای است که قدرت و آرامش در آن یکی میشوند.
◀️ بگذار دیگران بدوند؛ تو راه برو، اما در مسیرِ درست، با ذهنی آرام و دلی سبک.
✅ به زبان ساده: دنبال بهترین بودن نباش، دنبال هماهنگ بودن باش. زیرا در هماهنگی، آرامشی هست که در هیچ برتریای پیدا نمیشود...🍂
@TAUOO
تا حالا شده احساس کنی چیزی مانع آرامش درونیته؟
شاید یه فکر، یه ترس، یا حتی یه اشتباه قدیمی.
ما اغلب برای کنترل کردن همه چیز تلاش میکنیم، اما آیا تا حالا به این فکر کردی که شاید باید رها کنی؟
در این ویدیو،درباره ی قدرت “رها کردن” صحبت میکند.
چیزی که خداوند به ما یاد داده:
لازم نیست با مشکلات بجنگی یا اونا رو نابود کنی، فقط کافیه یاد بگیری رها کنی.
وقتی چیزی رو رها میکنی، اون وقت تغییرات واقعی شروع میشه.
این لحظهایه که تو با خودت تنها میمونی و میفهمی که همه ترسها و نگرانیهایی که داشتی، فقط ساخته ذهن بودن.
در این سکوت، تو میتونی عظمت واقعی خودت رو کشف کنی و به خودت اعتماد کنی که مسیر درست رو پیدا میکنی.
@TAUOO
وقتی درک کردی که اونچه که به وجودش در دیگران واکنش نشون میدی در خودت هم هست (و گاهی فقط در خودت)، شروع به آگاه شدن از ایگوی خودت میکنی.
هیچ چیزی در دنیا نمیتونه تو رو به اندازه ذهن خودت به دردسر بندازه.من به تو میگم، در واقع به نظر میرسه دیگران دارن تو رو اذیت میکنن، اما دیگران نیستن، بلکه ذهن خودته!
اکهارت_تُله
@TAUOO
اگر از روی خشم از روی ترس از روی کمبود و نارضایتی و هر احساسی هر تصمیمی بگیری
چون عمل و اقدام تو بر اساس یک احساسی نامطلوب بوده است
نتیجه آن عمل تو هر آنچه که باشد تکرار تحربه همان احساس به شکل وقایع بیرونی خواهد بود.
وقتی احساسی در تو شکل گرفته
اصلاً به دنبال مقصر بیرونی نگرد و نگو که فلانی باعث شده است من اینگونه خشمگین شوم.
این جمله به کلی غلط است.
دنیا تصویر توست پس درگیر تصویری نشو
اول ببین آن احساس در کدام قسمت از عضو بدن تو در حال جوشش است.
از زیر گلو تا محل چاکرای خورشیدی چک کن
دستت را بر روی آن قسمت از بدن گذاشته
و بدون هیچ نیتی برای تغییر و یا بهتر شدن آن احساس فقط با آن احساس بمان و در آغوشش بگیر.
با این عمل شما خودتان را پذیرفتهاید و پذیرش قدرتمندترین پاکسازی است.
ذهن چون فضای احساس را درک نمیکند مجبور است تو را درگیر تصاویر و افکار کند
افکاری که در ذهن شما در حال گردش است دقیقاً سایه احساس است و ما باید افکار را هم بپذیریم
آیا وقتی که یک خواب ترسناک میبینید و ناگهان بیدار میشوید افکار زیبا به ذهنتان میرسد یا افکار ترسناک؟
پس به دنبال حذف و یا از بین بردن افکار نباشید احساستان را بپذیرید و به افکار هم اجازه حرف زدن بدهید.
کسانی که تشتت ذهنی و وسواس فکری شدید دارند دقیقاً اشخاصی هستند که با افکار در حال جنگ میباشند. بسیار حرف میزنند و در رابطه با همه چیز اظهار نظر میکنند.
اجازه بده هر فکری که میخواهد در ذهن تو جاری شود و حتی به افکارت برچسب خوب و بد هم نزن چون خالق آن احساس است که در ذهن تو به شکل تصویر و یا یک فکر نمود پیدا میکند
حال وقتی که احساس و افکارت را پذیرفتی و
توجه تمام خود را به آنها دادی کم کم این احساس در عمق سینه تو به سکون میرسد و تو به قرار میرسی.
حالا وقتی احساستان به سکون رسید هر تصمیمی بگیرید درست است و از کارتان پشیمان نخواهی شد..❤️❤️❤️
@TAUOO
