پنجمین کنگره روانکاوی و رواندرمانی پویا
Closed channel
کانال رسمی پنجمین کنگرهی روانکاوی و رواندرمانی پویا 5th Iranian Congress of Psychoanalysis and Psychodynamic Psychotherapy
Show more2 916
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-630 days
Posts Archive
در مورد بخش ارائهی پوستر
در کنگرهی چهارم روانکاوی و رواندرمانی پویای ایران همگام با کنگرههای جهانی، روند ارائهی پوستر از شیوهای استاتیک به روشی پویا و تعاملی تغییر یافته و طی برنامهای که در ادامه خواهد آمد و بر مبنای فهرستی که در بالا مشاهده میکنید ۴ ارزیاب روند ارائه و تعامل ارائه دهنده را با مخاطبان بررسی میکنند.
در آیین پایانی کنگره امسال که روز جمعه ۱۰ شهریور از ساعت ۱۶:۳۰ دقیقه در بمارستان فرهیختگان تهران برگزار میشود به دو نفر از ارائه دهندگان برتر جوایزی تقدیم خواهد شد.
#چهارمین_کنگره_روانکاوی
🗒 گزیدهی سخنرانیها
لوی بهعنوان یک فرد با گرایش علمی، سعی کرد خود را با داروهای ضدافسردگی درمان کند، اما فایدهای نداشت: این دارو تاثیر کمی بر وضعیت عاطفی او داشت و عوارض جانبی نامطلوبی داشت که وضعیت عمومی او را حتی کمتر قابل تحمل میکرد. لوی گاهی به طعنه درباره روانکاوی مینوشت و تمام تلاش خود را می کرد تا از آن اجتناب کند. او از این ایده که خود را (دوباره) بدوی و برهنه در برابر یک ناظر برتر قرار دهد بیزار بود. با این حال، در آخرین سال زندگی، او با روانکاوی که توسط لوسیانا نسیم توصیه شده بود مشورت کرد (یکی از فدرالها. به گفته آنژیر (۲۰۰۲)). این تحلیلگر زنی حساس، باهوش و مستقیم بود.لوی در طول زندگیاش، به چنین زنانی تمایل و با آنها روابط طولانی، افلاطونی اما به دلیل ترس از حسادت همسرش، پنهانی داشت. انتخاب تحلیلگر ممکن است درست بوده باشد، اما به نظر میرسد که پروژه تحلیلی خیلی دیر آغاز شد.
تا زمان مرگش، لوی که در مورد جهان و مردم کنجکاو بود، به این فکر میکرد که چه چیزی ممکن است جلادان نازی را انگیزه بخشیده باشد. او که همیشه ناظر علمی بود، در سال ۱۹۷۵ نوشته بود که این هیولاها مانند خود او هستند - انسان ها. یک دهه بعد، او نوشت: «نمیدانم و برایم جالب نیست که بدانم آیا در اعماق من یک قاتل نهفته است یا نه، اما میدانم که من یک قربانی بیگناه بودم و نه یک قاتل»( لوی، ۱۹۸۶، ص ۳۲). این قطعه بخشی از پاسخی بود به مورخان تجدیدنظرطلب که قبلا ذکر شد، که حقایق هولوکاست را کوچک یا انکار میکردند، اما گاهی اوقات نیز ادعا میکردند که این هولوکاست توسط قربانیان آن تحریک شده است. این تکرار نمادین بی عدالتی در حق یهودیان اروپایی و سردرگمی قربانی و مجرم، لوی را شکنجه داد. به نظر میرسد انتخاب کلمات او نشان میدهد که او قبل از اینکه به نتیجهگیری هوشیارانه خود برسد، دوباره تلاش بیهودهای برای درک مجرم (از طریق همدلی یا همذات پنداری) داشته است:
من می دانم که قاتلان نه تنها در آلمان وجود داشتهاند، و هنوز هم وجود دارند، بازنشسته شدهاند یا در حال انجام وظیفه هستند، و اشتباه گرفتن آنها با قربانیانشان، خود یک بیماری اخلاقی است... یا نشانه شوم همدستی. بالاتر از همه، این خدمت گرانبهایی است که (عمدی یا غیرعمدی) به نفیکنندگان حقیقت انجام می شود.
در طول سالهای گذشته فشارهای زیادی وجود داشت. پیری دشوار بود، لوی بیماریهای خود را با عذاب تحمل میکرد. او از وابستگی فزایندهاش به مادر ۹۰ سالهاش که با خانواده لوی زندگی میکرد و قرار بود چهار سال بیش از پسرش زنده بماند، رنج میبرد: «به در اتاق مادرم میروم و سنگینی تمام دنیا را روی دوشم احساس میکنم. او فلج است و مرا فلج می کند» (لوی به نقل از آنژیر ۲۰۰۲، ص ۷۲۹). آرزوی آگاهانه لوی برای اینکه کاش مادرش قبل از او بمیرد، اوضاع را برایش بدتر کرد.
بخشی از سخنرانی دیوید تیتلمن. روانکاو سوئدی
#چهارمین_کنگره_روانکاوی
سالن دو
اولین جلسهی سخنرانیهای کوتاه
با واکاوی دکتر محمود دهقانی
#چهارمین_کنگره_روانکاوی
آغاز روز اول چهارمین کنگرهی روانکاوی و رواندرمانی پویای ایران
سالن اصلی
مهدیه تویسرکانی
مسعود احمدزاد اصل
آزاده قائمی
با واکاوی دکتر افسانه علیسبحانی
#چهارمین_کنگره_روانکاوی
Repost from پنجمین کنگره روانکاوی و رواندرمانی پویا
برنامهی علمی چهارمین کنگرهی روانکاوی و رواندرمانی پویای ایران
شامل
کارگاهها
برنامهی روزانهی سخنرانیها، و ارایه پوستر
۸ تا ۱۰ شهریور ۱۴۰۲
تهران
#چهارمین_کنگره_روانکاوی
خیلی خیلی مهم
نشانی محل برگزاری کنگرهی روانکاوی و رواندرمانی پویای ایران
انتهای بزرگراه ستاری شمال. میدان دانشگاه. خیابان سیمون بولیوار غرب. خیابان سرو
بیمارستان فرهیختگان
طبقهی همکف. سالن همایش
https://maps.app.goo.gl/wi5KdZk9ByuQFBfX9
#چهارمین_کنگره_روانکاوی
همزمان با سمپوزیوم مهاجرت در سالن اصلی
پایانبخش روز اول
در هم تنیدگی روانکاوی و هوش مصنوعی در عصر حاضر
۱۸ تا ۱۹:۳۰
#چهارمین_کنگره_روانکاوی
سخنرانی پایانی آیین گشایش
دکتر امیرحسین جلالی ندوشن دبیر علمی کنگره
#چهارمین_کنگره_روانکاوی
دکتر مهدیه وزیریان
قرائت پیام دکتر گهر همایونپور
#چهارمین_کنگره_روانکاوی
🗒 گزارش آیین گشایش (۳): پیام دکتر گهر همایونپور به کنگره
🧷 این پیام توسط دکتر مهدیه وارث وزیریان قرائت گردید.
سلام به همگی؛
بسیار متاسفم که نتوانستم در این کنگره ی بسیار با اهمیت حضور داشته باشم. کنگره ای که سپاسگزار یکایک برگزارکنندگانش هستم ، نه تنها به دلیل محتوای علمی درخشان آن بلکه به دلیل باور درونی و همیشگی برگزارکنندگان , به همزیستی و یکپارچگی که دعوت از گروه های مختلف روانکاوی در ایران و همکارانمان در خارج از کشور را شامل می شود.
افسوس که « زیستن و اندیشیدن در جهانی ناآرام» ، حقیقتا نفرین جغرافیای ما بوده و امروز بیش از همیشه و در این دوران خاص و تاریخ سرنوشت ساز جغرافیای ما و بی تردید تمامی جهان ، بیش از پیش به چشم می آید. پادزهر این نفرین برای من همیشه همان مفهوم « radical hope” یا امید بنیادی بوده است که به هیچ وجه نمی باید با «امید » اشتباه شود.
به قول جاناتان لیر و کتاب خارق العاده اش :« Radical hope; Ethics in the face of cultural devastation »:
امید بنیادی در رویارویی با ویرانی مطلق ، از دست دادن های باور ناپذیر و سقوط های فرهنگی، پدیدار می شود. در رویارویی با از دست دادن های تحمل ناپذیر، از همان گونه ای که اینروز ها بیش از پیش ، بی رحمانه با آن آشنا شده ایم، لیر نگرشی را مطرح می کند که «امید بنیادی» نام می نهد؛ این نگرش مستلزم عملکرد امیدوارانه است آنهم در غیاب هر گونه توجیه منطقی برای امیدواری و نبود سازه های مفهومی که امکان شکل گیری آینده ای بهتر را میسر می کنند.
بر این باورم که پرسش اساسی مطرح در رویارویی با جهان نا آرامی که در آن زندگی می کنیم ، از جنسethics یا اخلاقیات است که که جدا از مفهوم « اخلاق» است و باید به تمامی مبارزات اجتناب ناپذیری پرداخته شود که رویارویی با این مبحث ایجاب می کند.
سپاسگزار دعوت امروز شما هستم و سپاسگزار تمامی زحماتتان در راه برگزاری این همایش ؛ من نیز به سهمی کوچک خودم را در سرمایه گذاری لیبیدینال شما در این سرزمین و در این جهان شریک می دانم. این سرمایه گذاری مشترک ، به نوعی شاید نتیجه ی همان امید بنیادی باشد.
گهر همایونپور شش شهریور ۱۴۰۲
#چهارمین_کنگره_روانکاوی
🗒 گزارش آیین گشایش(۲)
سخنرانی دکتر محمد صنعتی پایان یافته است. دکتر مهدیه معین رییس کنگرهی چهارم از دکتر شلبی به جهت سخنرانی پر مغزش سپاسگزاری نمود.
دکتر صنعتی در ادامه کلماتی را به فارسی در مورد محتوای مقالهی خود که به انگلیسی ارایه شد بیان نمودند.
#چهارمین_کنگره_روانکاوی
🧷 بخش دوم قسمت اول سخنرانی دکتر شلبی
آنتون هارت، روانکاو آمریکایی، اصطلاح گشودگی محض را برای مقابله با مفهوم نکوهیدهی شایستگی فرهنگی طرح کرد. اصطلاح شایستگی فرهنگی در دو دههی گذشته در ایالات متحده رایج شده است. او گشودگی افراطی را چنین تعریف میکند:
«اینکه چگونه روانکاو یا درمانگر به بیمار گوش میدهد و چگونه آنچه را که بیمار میگوید، فکر، احساس، دریافت کرده و به آن توجه جدی میکند، و در این جریان تا حد امکان، با جدیت به حقایق موجود در تجربه بیمار گشوده است. گشودگی محض مبتنی بر این ایده است که به جای تمرکز بر مفاهیم سنتی انتقال در فرآیند درمانی، روانکاو طوری به بیمار گوش دهد که گویی او قرار است حقیقت را بگوید، حتی و به خصوص اگر به گوشش عجیب و غریب به نظر برسد، گویی از جایی دیگر میآید. در این مواقع است که روانکاو واقعا میتواند به شیوهای متفاوت گوش کند. این گوش سپردن مستلزم آن است که روانکاو اجازه دهد تا آنچه بیمار میگوید بر جانش بنشیند و هم از نظر شناختی و هم از نظر هیجانی بر او تأثیر بگذارد تا بتواند حقیقت گفتار بیمار و آنچه را که تجربه میکند، حتی اگر گفتارش به نظر تحریف یا فرافکنی برسد، عمیقا مورد توجه قرار دهد.
https://mindofstate.com/the-case-for-radical-openness-transcript/
من جمله «هم از نظر شناختی و هم از نظر هیجانی بر او تأثیر بگذارد» را با این جمله جایگزین میکنم: در سطوح هشیار (شناختی) و ناهشیار بر روانکاو «تاثیر بگذارد ». امروز سعی میکنم فرایند پیچیدهی «اجازه تاثیرگذاری به دیگران دادن» را دقیقتر تعریف کنم. این ایده از فروید و توصیههای او در مورد نحوهی یادگیری روانکاوی در سخنرانیهای مقدماتی آمده است:
اجازه دهید آنچه به شما میگویم روی شما اثر کند، به آرامی در شما ریشه بدواند، تا زمانی که فرصتی فراهم شود تا دو طرف بر یکدیگر تاثیر بگذارند، با یکدیگر رقابت کنند و برای رسیدن به نتیجه با یکدیگر متحد شوند (فروید، ۱۹۱۷، ص. ۲۴۲-۲۴۳).
عبارت «بر تو اثر کند» تفکرات زیادی را برانگیخته است. این عبارت بر شیوهی تدریس روانکاوی من اثر گذاشته است. با مروری بر سالهای تحصیل خود، درمییابیم یادگیری روانکاوی، حفظ کردن مفاهیم نیست. به زبان امروزی، اپلیکیشینی نیست که بتوان آن را در ذهن دانلود کرد. همچنین میخواهم به این نکته تاکید کنم که فروید نمیگوید ذهن خود را از هر آنچه میدانید خالی کنید و آن را با مفاهیم روانکاوانه جایگزین کنید، هرچند بسیاری از استادان من به این روش تدریس کردهاند.
همه ما میدانیم که روانکاوی، وقتی در مطالعات آن غرق میشویم، «بر ما اثر میکند». کم کم بیمارهامان، ادبیات و جنبشهای سیاسی را به شکلی عمیقتر میشنویم و درک میکنیم. بین مفاهیم موجود در متون، شنیدن و تعابیر بالینی ما پیوندهایی شکل میگیرد. زمانی که روانکاوان غربی با فرهنگهای دیگر کار میکنند، باید به افراد متعلق به آن فرهنگها اجازه تاثیرگذاری بر خودشان را بدهند. مثال تاثیرگذاری «دیگران» بر من بیشمار است، اغلب به شکلی غیرمنتظره اتفاق میافتد و باعث احساس اولیهای از ساده لوحی و شاید خجالت میشود، ولی در نهایت به درکی عمیقتر یا گستردهتر منجر میشود. من در اینجا از مربی راهنمای خودم آرنولد گلدبرگ وام گرفتهام که دیدگاه هرمونتیک خود از روانکاوی را به عنوان فرآیندی از سوتفاهم توصیف میکند که منجر به درک عمیقتر میشود. ما فکر میکنیم مراجع خود را درک میکنیم، اما بعد میبینیم تداعیهای رویاگونه به سمت خاطراتی که قبلا در دسترس نبوده، به سمت تعبیر، احساس سادهلوحی و درک عمیقتر میروند (گلدبرگ، ۲۰۰۴a). همچنین گلدبرگ (۱۹۹۴) گفته است که یک تفسیر خوب باید هر دو طرف را تغییر دهد.
🧷 پایان
با توجه به اینکه بخش اول سخنان دکتر شلبی به خوبی قابل پیگیری نبود در کانال قرار داده شد. متن کامل در صورت دریافت اجازه از سخنران طی روزهای آتی بارگذاری میشود.
#چهارمین_کنگره_روانکاوی
🗒 بخش اول سخنان دکتر شلبی
رؤیابینی در شرق و غرب
کار روانکاو و فرصتهایی برای درک عمیقتر
دکتر ر. دنیس شلبی
آگوست ۲۰۲۳
گشایش
این افتخار بزرگی است که با ایرانیانی صحبت میکنم که علاقهی عمیقی به روانکاوی دارند. هدف من در این مقاله این نیست که دانش «غربی» را به ذهنهای «شرقی» معرفی کنم (هر زمان که واژگان غربی یا شرقی را به کار میبرم، لطفا آنها را در گیومه و به معنای پستمدرنشان در نظر بگیرید). پژوهشهای تاریخی کنونی دربردارندهی مثالهایی از تاثیر متقابل شرق و غرب بر یکدیگر طی قرنها است. گرچه تاثیر خاورمیانه بر پژوهشهای اروپایی تا همین اواخر به دست فراموشی سپرده یا از تاریخ حذف شده بود.
روانکاوی، از همان ابتدا جریانی بینالمللی داشته است، برای مثال میتوان از جونز در انگلستان، فرنزی در مجارستان و بناپارت در فرانسه نام برد. گسترش بیشتر روانکاوی به شکل بینالمللی از الگوهای مهاجرت اروپایی پیروی کرده است، مهاجرت به ایالات متحده آمریکا، آمریکای جنوبی و اسرائیل. همچنین سالهای سال روانکاوانی از خاورمیانه در اروپا یا ایالات متحده آموزش دیدند و سپس با دانششان به خانه بازگشتند. حالا اینترنت و پلتفرمهای آموزش از راه دور مسیر تازهای را خلق کردهاند ـ آموزش روانکاوی بدون نیاز به سفر به سرزمینهای دیگر. فرض من این است که روانکاوی در ایران، عربستان سعودی، ترکیه، چین و کشورهای دیگر ویژگیهای متمایزی پیدا خواهد کرد، همانطور که روانکاوی در انگلستان، فرانسه، آلمان، ایالات متحده و آمریکای جنوبی ویژگیهای متمایزی پیدا کرد. گرچه شک دارم من آنقدر زنده بمانم که این اتفاق را ببینم، اما این اتفاق خواهد افتاد.
من در طول سالها کار بینالمللی به نتایجی رسیدهام که حقیقتا جهانی هستند:
۱) مردان و زنان جوان در سنین نوجوانی در تلاش برای مدیریت تمایلات و تخیلات جنسی در حال ظهور خود، به مذهب رو میآورند.
۲) در طول تعطیلات خانوادگی، درگیریهایی خانوادگی رخ میدهد.
۳) نسل جوانتر ترجیح میدهد در طول تعطیلات خانوادگی، به جای سر و کار داشتن با درگیریهای آن، به ساحل برود.
گی (۱۹۸۸) در سخنرانی خود در دانشگاه کلارک، گزارشی از سفر فروید به آمریکا در سال ۱۹۰۹ ارائه میدهد. وقتی فروید مدرک افتخاری دریافت کرد، اظهار داشت که این مدرک نشانگر «اولین باری است که کوشش ما به رسمیت شناخته میشود». سالها بعد، فروید در زندگینامه خود چنین خاطرنشان کرد:
«در اروپا احساس میکردم فردی طرد شدهام. در اینجا، میدیدم که بهترینها مرا برابر خود در مییابند. وقتی به سمت تریبون در ووستر میرفتم، گویی رویایی باورنکردنی تحقق مییافت... روانکاوی دیگر توهم نبود. به بخش ارزشمندی از واقعیت تبدیل شده بود (ص. ۲۰۷).»
اگر از زاویه بینالمللی و احساسی به موضوع فکر کنیم، میبینیم که فروید مجبور بود با قطار یا قطارهایی از وین به بندر برمن و با کشتی از اقیانوس اطلس به آمریکا برود، نیمی از دنیا را طی کند تا بتواند چیزی احساس کند. او احساس کرد که جدی گرفته شده است و روانکاوی سهم ارزشمندی در زندگی روشنفکرانه دارد. چیزی در این سفر بینالمللی بود که روی او تأثیر گذاشت.
من عضوی از گروه روانکاوان انستیتو شیکاگو هستم که در آن، کار تدریس، سوپرویژن و تحلیل از راه دور را با آغوش باز پذیرفتهایم. همه ما دوست داریم بگوییم دلیل انجام این کار غنایی است که به وجود ما میبخشد. شاید غنای شخصی یک بعد از «کار» باشد. البته «غنا» واژهای است که نیاز به تعریف دقیقتر دارد.
🧷 لطفاً ورق بزنید...
#چهارمین_کنگره_روانکاوی
🧷 پوزش
کمیتهی علمی و اجرایی چهارمین کنگره بابت مشکلاتی که در آغاز آیین گشایش باعث تاخیری چند دقیقهای در شروع برنامه و عدم پخش مناسب فراز آغازین سخنرانی پرنکته و درخشان شد صمیمانه پوزش میخواهد.
بخش اول مقاله در ادامه در همین کانال درج خواهد شد.
