en
Feedback
شاه بلوط

شاه بلوط

Open in Telegram

قسمتهایی از کتابهایی که میخوانم برشهایی از زندگی یک زن که میشود نوشت باقی نوشته ها که از خودم نیست با کلمه ناشناس یا اسم شخص بیان شده اند.

Show more
344
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
راه رسیدن به اهداف، داشتن نظم شخصیه. نظم شخصی این نیست که همه چیز مرتب و منظم سر جای خودش باشه. نظم شخصی یعنی من بدونم چه چیزی برام اولویت داره و چقدر براش انرژی میذارم و چه چیزی در اولویت دوم و سوم و چهارم قرار می گیره. چه چیزی رو امروز می‌خوام و از خواستن چه چیزی می‌تونم صرف‌نظر کنم. در این صورته که رسیدن به اهدافی که دارم امکان پذیره.[ نقل به مضمون] +اپیزود عزت نفس، محمدرضا شعبانعلی #پادکست

Repost from N/a
ما بعد از ۱۳ سال آشنایی قرار گذاشتم که برای اولین بار همو ببینیم به طرز عجیب غریبی اضطراب داشتم انگار دوران‌ جوانیه و قراره ب
ما بعد از ۱۳ سال آشنایی قرار گذاشتم که برای اولین بار همو ببینیم به طرز عجیب غریبی اضطراب داشتم انگار دوران‌ جوانیه و قراره برای اولین بار با یک پسر برم‌ دیت  با وسواس موهامو مرتب کردم و مسیر کوتاه اتاقمون تا کافی شاپ هتل و با ماشین رفتم که بارون خیسم نکنه وقتی از ماشین‌پیاده شدم‌ از دور دیدم که چتر و گرفته دستش و با تردید داره نگاه میکنه ببینه خودمم یا نه و وقتی گفتم سلام جفتمون یه جیغ بلند هیجانی کشیدیم و همو بغل کردیم من بعد از ۱۳ سال امن‌ترین دوستمو دیدم آدمی‌که هیچوقت خودمو براش سانسور نکردم و با تمام جزئیاتم خودمو براش تعریف کرده بودم وقتی نشستیم گپ بزنیم از روزمره حرف زدیم بسکه همو می‌شناختیم میدونید ۲ ساعت حرف زدیم اما انگار دو دقیقه بود قبول نیست من‌هنوز از همصحبتی باهاش سیر نشدم باید دوباره برم به شهر زیباشون و ساعتها و ساعتها و ساعتها باهاش گپ بزنم  

فکر میکنم سال 88 بود با یه وبلاگی آشنا شدم. وبلاگهای همدیگه رو میخوندیم و کامنت میذاشتیم و کم کم با هم دوست شدیم. تلفنی در ارتباط بودیم. اینم بگم که ایشون خیلی خیلی انسان با مرام و با معرفتی هستند. جمعه بعد این همه سال از نزدیک همدیگه رو دیدیم. چه تجربه بی نظیری بود. با کلمه نمیتونم توصیف کنم. فقط اینجا نوشتم به یادگار بمونه.

تو جمع بودیم یکی از راه رسید گفت امروز تونستم وکالت در طلاق بگیرم و دادخواست طلاقم رو ثبت کنم ناخودآگاه یکی از بچه ها گفت « به سلامتی» بقیه هم براش خوشحال بودن. خلاصه جوری نباشیم که وقتی همسرمون از ما خواست جدا بشه بقیه بهش تبریک بگن. یکم خوب باشیم یکم مهربون باشیم یکم قدر هم رو بدونیم کمتر همسرتون رو اذیت کنید. مرد و زن هم نداره

وقتی سونو رفته بودم و دکتر بهم گفت بچه دختر هست، از خوشحالی گریه کردم باورم نمیشد خدا بهم دختر بده یه آرزوی محال بود برام. از روزی هم که وارد زندگیمون شد، خیر و برکت و روزی زیادی با خودش آورده. روز دختر به همه فرشته ها مبارک باشه. خدایا شکرت که مامان یکی از این فرشته ها هستم

_احساسات انسان مثل آثار هنریه... میتونن قلابی باشن و دقیقا مثل اصلش به نظر بیاد. اما قلابی هستن +قلابی؟ _هر چیزی می‌تونه قلابی باشه خوشی، درد، تنفر، بیماری، بهبودی، حتی عشق #فیلم بهترین پیشنهاد جوزپه تورناتوره

بعضیا چقدر خوب و مهربون هستن انگار سلول سلول بدن اینها، عشق و خوبی و خیر و لطف و خوبی هست.

یه کلیپ خارجی قدیمی و اهنگش،تو سرم میچرخه. هر چی فکر میکنم نه اسم آهنگ یادم میاد نه اسم خواننده نه متن ترانه هر چی هم سرچ میکنم به جایی نمی‌رسم. باید یکی باشه ادای کلیپ رو در بیارم تا شاید بفهمه منظورم کدومه و اسمش رو بگه

بعضیا میان طلاق میگیرن. طرف مقابل شکاک هست.خیانت کرده معتاده یا هزار داستان دیگه ولی بعضی از این خانمها برای طلاق میان، شوهر هیچ ایرادی نداره. به معنای واقعی خوشی زده زیر دلشون. یعنی میگم خب یه بدی و ایراد بگو هیچی ندارن بگن. حتی عدم تفاهم هم نیست. فکر میکنن به همین راحتی میشه یه زندگی بهتر از این رو پیدا کرد انگار که همسر ، کفش و لباس هست و دلشون رو زده و باید عوضش کنن!!!!

کاش میشد از آنهایی که دنیا را ترک کرده‌اند، می‌پرسیدیم؛ آیا اندوه پایان یافت؟! #ناشناس

عید خونه یکی از دوستان بودیم. گفت از داخل کابینت قابلمه بده. در کابینت رو باز کردم از این همه نظم و تمیزی کیف کردم. اومدم خونه و دیدم خیلی از وسایل بلا استفاده رو نگه داشتیم و این تا حدی باعث بهم ریختگی شده. برای خودم یک چالش درست کردم و هر روز حتی شده یک برگه اضافی، رو باید بندازم دور. یک شب رفتیم سراغ کمد شوهر. ۱۴ تا پیراهن و شلواری که نمی پوشید رو دادیم بیرون. هر روز یک کابینت یا یک قفسه کمد رو چک میکنم و همچنان مقدار زیادی وسایل رو رد میکنم بره. تجربه خوبی هست.

وقتی یک قوی آن‌قدر ضعیف است که یک ضعیف را آزار می‌دهد، آن‌گاه ضعیف باید آن‌قدر قوی باشد که عرصه را ترک کند. 📚 بار هستی 👤 میلان کوندرا

دختر با پدرش داره بازی می‌کنه یه جا میگه : ما آقای نون درست کردن هستیم باباش گفت : به اون آقا میگن نانوا

دو سال پرونده ای داشتم که مادر خانواده فوت شده بود یکی از ورثه با کلی مدارک جعلی و وصیت جعلی میخواست خونه رو بالا بکشه!!! رای نگرفت. جعل مشخص شد. امروز خبر رسید که مریض شد و فوت کرد. جوان بود. تقریبا ۳۵ ساله. چقدر خانواده‌اش رو برای ارث اذیت کرد. مگر خاک چشم آدمیزاد رو پر کنه

خدارو شکر یکم داره جا میفته و قبل ازدواج زنگ میزنن و از ما به عنوان وکیل مشاوره میگیرن. امروز یکی زنگ زد می‌گفت شوهرم به داماد گفته باید یه خونه بابت مهریه به نام دخترم کنی. درجا بهش گفتم شما خودتون پسر دارین. برید خواستگاری به نام عروس خونه میزنین؟ گفت نه! گفتم پس چرا از پسر مردم توقع دارید؟ یکم منصف باشیم

دیروز یکی از دوستان زنگ زد. شوهرش اذیتش میکرد و برای مهریه و طلاق میخواست اقدام کنه. گفت همه این سال‌ها خودم کار کردم و خرج بچه ها رو دادم. چهار ده سال هست که اتاق خوابشو جدا کرده!!! من همیشه فکر میکردم خانواده زن سالاری هستن و شوهر تو دست این خانوم هست.و خیلی خوشبختن نگو همه چی برعکس بوده. تکراریه حرفم ولی واقعا ظاهر و باطن زندگی‌ها کاملا با هم فرق داره.

هنوز جلسه شروع نشده که یه آقایی اومد تا از قاضی امضا بگیره برای مطالعه پرونده‌ش به قاضی گفت میخواد از شهودی که شهادت دروغ دادن، شکایت کنه قاضی گفت آقا بیخیال بشین چرا اینقدر از هم شکایت میکنین. ایران ۱۷ میلیون پرونده داره، افغانستان ۲۵۰ هزار پرونده!!!

اگه کسی با شما رفت و آمد نمیکنه هر جا میشینید نگید فلانی منزوی هست. اون به جز شما با خیلیای دیگه در ارتباطه و شما خبر نداری. اگر کسی تقریبا با هیچ کس رفت و آمد نداشته باشه بهش میگن منزوی

چقدر شب بیدار بودن رو دوست دارم همه جا بینهایت ساکت و آروم هست. اگر این همه عوارض نداشت قطعا سیکل زندگیم برعکس میشد. روزها می‌خوابیدم و شبها بیدار می موندم.

فرق اعتماد به نفس و عزت نفس؛ اعتماد به نفس یعنی که من یه کاری رو خوب میتونم انجام بدم. من معتقدم سخنران خوبی ام، این میشه اعتماد به نفس، در عین اینکه معتقدم چهارتا کار دیگه رو ممکنه خوب نتونم انجام بدم‌. من معتقدم نویسنده خوبی هستم. پس اعتماد به نفس در نویسندگی دارم، معلم خوبی ام، خیاط خوبی ام و ... اما عزت نفس اون برچسب قیمت و ارزشیه که من روی کل وجودم میذارم. فارغ از نویسندگی و معلمی و مادری و نقش های دیگه. عزت نفس اینه که در مقایسه با دیگران خودم رو چقدر ارزشمند و مفید می دونم، حالم نسبت به خودم خوبه؟ خودم کلا چقدر برای خودم و خواسته هام و توانمندی هام ارزش قائلم؟ #پادکست