en
Feedback
مادرانه (دکتر آزاده عطاری)

مادرانه (دکتر آزاده عطاری)

Open in Telegram

شهود مادرانه خود را به زینت دانش آراسته کنیم. دکتر آزاده عطاری. روانشناس کودک و والد! @aziattari

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
413
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
📙📕📙از خوشبختی های این روزهای زندگیم ارتباط و آشنایی نزدیکتر با کتابفروشی خوب خورشید خانوم است... آنجا فقط محلی برای فروش کتاب کودک نیست...فضا و فرصتی است برای هرکسی که می خواهد در دنیای ادبیات کودک نفس بکشد و تفریح کند...به همین مناسبت من هم یکشنبه 26.6.96 برای بچه های 7-9ساله کتاب قصه ی "قدم یازدهم" را خواهم خواند و از تجربه های بچه ها در برداشتن یازدهمین قدمشان خواهم شنید... اگر دوست داشتید فرزند شما هم در این جمع باشد با این شماره هماهنگ کنید 37662758

کتاب هایی که در لینک فوق می بینید محصولات اخیر کانون پرورش فکری کودک و نوجوان است که فرصتی خوب برای خواندن قصه های با کیفیت برای فرزندانمان فراهم آورده است...

🍀🍀🍀خاطره هیچ دو مراجعی برای روان شناس یکسان نیستند همان طور که هیچ دو فرزندی برای مادر! تو در بعضی کودکان کودکی خودت را می بینی ... زخم های خودت را وصله پینه می کنی و مرهم می گذاری... در یک کلام خودت را بزرگ می کنی از نو، دوباره ... و به شکلی دیگر، داستان زندگی خودت را می نویسی...و این از شکوهمندترین و لذت بخش ترین لحظات زندگی یک روان درمانگر کودک است... آن لحظه که با کودکی خودت یکی می شوی... و قصه را طوری رقم می زنی که می خواهی...مادری می کنی برای خودت... این روزها خاطره را که می بینم، برایم روشن تر می شود دلیل خیلی از نگرانی ها و ترس ها و رفتارهای مبهم خودم... این روزها من خودم را از لابه لای نگاه و سکوت و اشک و لبخند خاطره ها پیدا می کنم و دوباره می سازم... و به این فکر می کنم که لابد هر آدمی درهر ارتباط نزدیکی با یک کودک فرصت می کند لااقل بخش کوچکی از خودش را، غم ها، ترس ها و آرزوهایش را بازیابد و بازسازد... رابطه با کودکان شفابخش است... آن را جدی بگیریم! نام خاطره استعاریست. @matharaneh

...به احساس آن مادر نان آور خانواری فکر می کنم وقتی بعد از یک روز کاری دست در دست فرزندش به این بیلبورد خیره خواهد شد.... این
...به احساس آن مادر نان آور خانواری فکر می کنم وقتی بعد از یک روز کاری دست در دست فرزندش به این بیلبورد خیره خواهد شد.... این شهر متعلق به کیست؟

مقاله فوربز راجع به مادر مدیرعاملان چند کمپانی معروف از جمله تسلا و یوتیوب. وجه مشترک روشهای این مادران چه بوده؟ https://www.forbes.com/sites/paularmstrongtech/2017/06/19/these-women-raised-six-silicon-valley-ceos-heres-how-they-did-it/#6250977faa0a

این دوره تجدید شد😊
این دوره تجدید شد😊

معرفی کتاب:یادداشت های زلاتا☕️ ده ساله بودم و دوران نقاهت یک بیماری سخت را از سر می گذراندم که این کتاب را از برادرم هدیه گرفتم....یادداشت های یک دختر بوسنیایی در روزهای جنگ بالکان...تقریبا هم سال بودیم و فضای ایران هم بسیار متاثر بود از حوادث ان منطقه....خواندن این کتاب زمینه ایی شد برای اینکه یادداشت های روزانه بنویسم خطاب به یک دوست خیالی... مثل زلاتا...و نوشتن کمک می کرد روزهای سخت راحت تر بگذرد‌... @matharaneh

🕊 آزاده عطاری " روانشناس بالینی کودک و مدرس کارگاه "آموزش قصه سازی و قصه گویی با روش PRO" دربارهٔ این کارگاه؛ با "ما" سخن می گوید... #کودک_جهاد 🕊 @ravan_jahad

درست مثل وقتی همه چیز به اندازه ی کافی خوب است... @hodarostami
درست مثل وقتی همه چیز به اندازه ی کافی خوب است... @hodarostami

🍀🍀🍀تو "به اندازه ی کافی" خوب هستی! بعد از دیدن نمی دانم چند کودک در اتاق درمان و معاشرت با تعداد بیشتری ادم در زندگی واقعی، در همین سن نه چندان زیاد و شاید تجربه ی نه خیلی طولانی به این نتیجه رسیده ام درد مشترکی که زمینه همه ی رنج ها و دردهای دیگر را فراهم می کند این است که یک ادم حس کند کمی کمتر از مقدار کافی و یا حتی ذره ای بیشتر از آن خوب است و دوست داشتنی! قدر مطلق همین مقدار کافی می شود زمینه ساز دیدن یا ندیدن دیگری و خود.... این دیگری که می گویم می شود نزدیک ترین کس ادم باشد یا یکی از ساکنین دورترین کشور به وطنش!.. و پیامد این دیدن و ندیدن ها می شود اینکه در صلح یا جنگ مدام باشی با خودت یا همان دیگری خیلی دور یا خیلی نزدیک.... و این پیام که : " تو به اندازه ی کافی خوب هستی" سهل ممتنع ترین پیامی است که می شود به یک کودک داد... چرا که نه می شود ان را در کلام و کلمه چپاند و به خورد کسی داد و نه لابه لای زر ورق پیچید و در حکم یک جایزه حبه کرد...این همان چیزی است که فقط در نگاه تو می پیچد و در صدای تو هر دم به چهره ای جلوه گری می کند، بی آنکه در اختیار تو باشد... این شاید تنها پیامی است که نمی شود درباره اش دروغ گفت و احتمالا از همین رو اصیل ترین و نافذترین پیام دنیاست... ****ممنون می شم اگر به هردلیلی می خواهید بدون ذکر منبع پیام را بازنشر کنید لاقل به تشخیص خود در ان تصرف و تلخیص نکنید... گاهی نوشته های خودم به دستم می رسد بی نام و نشان و با کلی تغییر و تلخیص و تصرف...انگار که نوشته ی بی نام و نشان مثل بچه ی یتیمی است که هرکس از راه می رسد دستی به سر و رویش می کشد بلکه در ثوابی شریک شود.... @matharaneh @aziattari

پیرو پست قبلم درباره خشونت پنهان بشنوید صحبتهای استاد نهاله مشتاق روان تحلیل گر حوزه کودک

🌱🌱خشونت پنهان... خشونت آشکار! صحنه ی اول مراجع اولم پسر ده ساله ایی است که با یک مددکار به کلینیک آمده... شاهد خشونت پدری بوده که شیشه مصرف کرده و او و مادرش را مورد ضرب و شتم جدی و حمله با چاقو قرار داده... نگاهش بهت زده است و سرد... قدمهایش سست است و نامتوازن... یک دستش با اکراه و بی میلی به دست خانم مددکار گره خورده و دست دیگرش تلوتلو خوران و به دنبالش کشیده می شود...بغض فروخورده اش از پس چشمان زلالش به خوبی دیده می شود... چه نابلدی خوبی دارد در پنهان کردن انچه تجربه می کند... با آمدنش به سالن حالش به کل فضا منتقل می شود... نگاه ها می چرخند در پی پسرک قربانی! صحنه ی دوم: مراجع دومم در همان روز پسر هفت ساله ایست با ظاهری اراسته... مودب است و متین...جواب سلامم را به آهستگی می دهد... تمام قسمت معرفی می گذرد به تعریف های مادر از پسرش که دقیقا همان چیزی است که او می خواهد!... ظاهرا همه چیز خوب است و من مانده ام قرار است چه کاری برای بهتر شدن اوضاع انجام دهم ... فقط یک مشکل وجود دارد... پسرک بی دلیل گاهی دچار احساس خفگی می شود... شروع می کنیم به بازی کردن... بازی ها مثل رویاها در کار لو دادن رنج ها، ارزوها و لذت ها هستند...حین بازی می فهمم پسرک هیچ اروزیی ندارد جز ظهور امام زمان و سلامتی خانواده اش... ظهور اقا را می خواهد برای اینکه یار خوبی باشد برایش... و می خواهد یار خوبی باشد برایش برای آنکه به ایشان کمک کند و می خواهد به ایشان کمک کند برای اینکه یار خوبی باشد برایش... و این چرخه همچنان ادامه دارد!!! پسرک عصبانی نمی شود... غم گین نیز هم... کلا میانه خوبی با هر حس و طعمی که ظاهرش شیک و معقول نیست ندارد... پسرک زیادی خوب است...فقط گاهی احساس خفگی می کند!!!... به چشمهای بی فروغش نگاه می کنم ...و به "خشونت پنهان" و "خشونت آشکار" فکر می کنم... چه کسی و چه زمانی دستان پر مهر و قهر والدینش را بر گلوی او خواهد دید... @matharaneh

یکنفره ها...
یکنفره ها...

🍀🍀🍀قول داده بودم که راه های عملی برای کم کردن "فوبی تنهایی" در کودکان بگویم بی مقدمه بروم سر اصل مطلب که مثل همیشه اولین و مهم ترین قدمش این است که خودمان تنها بودن را دوام بیاوریم... تنها بودن خود و فرزندمان را ... و به هزار شکل مستقیم و غیر مستقیم این پیام را ندهیم که تنها ماندن بد است و تهدید آمیز... مستقیم اش را لابد حواسمان است... اما گاهی ناخوداگاهمان در قالب جملاتی مانند زیر لو می دهد که چه اندازه تنهایی برایمان تهدید آمیز است: - اگه اسباب بازیتو ندی، کسی باهات دوست نیست... اونوقت تنها می مونی!!! - اگر تو خونه ی دوستت بمونی من تنها می مونم و غصه می خورم - چرا تنها نشستی... حالت خوب است؟ - تنها نمون خونه... حوصلت سر می ره ! و حتی گاهی خوداگاه تنها ماندن را به عنوان تنبیه استفاده می کنیم: اگر فلان کار رو بکنی باید تنها توی اتاقت بمونی و به کارت فکر کنی!!! دومین قدم اینکه با افتخار و اختیار فرصت هایی بخواهیم برای تنها بودنمان و فرصت هایی بدهیم برای تنها ماندنش! با گفتن جملاتی مثل اینکه: من می خوام ی کم تنها باشم و کتاب بخونم یا تنهایی قدم بزنم... نیاز به تنها ماندن دارم... و یا اینکه: ممکنه بخوای تنها باشی و فلان کار رو بکنی یا به فلان مساله فکر کنی... دوست داری تنهایی این تفریح رو تجربه کنی یا ترجیح می دی با یک دوست باشی؟ و سومین راه متوسل شدن به همان ابزار جادویی "قصه گویی" است که سحر می کند و مثل عصای موسی معجزه می آفریند در روح و جان آدمی... قصه هایی بگوییم از ادمهایی که تن به تنهایی داده اند و با خوشی ها و ناخوشی هایش دست و پنجه نرم کرده اند...گاهی از طعم گس سکوت و خلوت حظ برده اند و گاهی در اندوه و حسرت صدای یک نفر اشک ریخته اند... آخر و البته مهم تر از همه اینکه خیلی جاها بگذاریم در به دوکشیدن مسئولیت انتخاب هایش تنها و مستقل بماند... بیش از او و پیش از او برای جفت و جور کردن شرایط و رفع کردن مسائل دست به کار نشویم... گاهی خوبست بچه ها بدانند اگر انتخاب می کنند فلان کار را انجام دهند، در به دوش کشیدن رنج احتمالی حاصل از این انتخاب تنها هستند و الزاما کسی موظف نیست که همیشه جاهای خالی را پر کند و زخم های وارده را مرهم نهد و مسئولیت انتخاب ها و رفتارهایشان را به عهده بگیرد....که این عمیق ترین شکل تنهایی بشر است... فعلا همین ها باشد... تا بعد...🌿🌿 @matharaneh