en
Feedback
پارسی سرایان هند و سند

پارسی سرایان هند و سند

Open in Telegram

@anaan

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
358
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
بوَد سوزِ دل از بام و در کاشانه‌ام پیدا چو فانوس است از بیرون متاع خانه‌ام پیدا... #ناصرعلی_سرهندی @psis2

گزندِ چشمِ بد در ساحل غربت نمی‌باشد ز دام آزاد می‌سازند _ دور از آب_ ماهی را... #ناصرعلی_سرهندی @psis2

نمی‌دانم تب دوری چه آتش در نهادم زد که می‌سوزد حنای نبض من دست طبیبان را... #ناصرعلی_سرهندی @psis2

از بس رمیده می‌روم از غیر و آشنا دامن گرفت سایه‌ی من از قفا مرا... #ناصرعلی_سرهندی @psis2

ترسم که دهد ناله جگر را به دریدن قطع نظر از جَیب، بدوزید لبم را... #غالب_دهلوی @psis2

بس‌که ایمانم به غیب است استوار از دهان دوست خواهم کام را... #غالب_دهلوی @psis2

در آغوش تغافل عرض یک‌رنگی توان دادن تهی تا می‌کنی پهلو به ما بنموده‌ای جا را... #غالب_دهلوی @psis2

ز ضعف، میر، به چشم کسی نمی‌آیم لطافتی‌ست چو جان جسم ناتوان مرا... #میرمحمدتقی @psis2

از داغ الفت است دل و سینه گل‌فروش غیر از متاعِ درد ندارد دکان ما... #خواجه_میرمحمدی متخلص به (درد) @psis2

مرنج اگر ز دلم بگذرد خیال کسی نباشد آینه را اختیار خانه‌ی خویش ز هر کجا کف خاکستری به باد رود به خاطرم گذرد طرح آشیانه‌ی خویش مرا ز آمدن کوی خویش منع مکن که دیدن دگری می‌کنم بهانه‌ی خویش به حیرتم که چه‌سان می‌خورد به دل تیرت تو را که هیچ نظر نیست بر نشانه‌ی خویش #میر_صیدی_طهرانی @psis2

حیف از دیدن پنهانت اگر می‌آید در گذرگاه خیالم به تغافل بنگر... #میر_صیدی_طهرانی @psis2

نغمهْ خاموشی‌ست مرغانِ گلِ تصویر را با خیال او دم از گفتار می‌باید کشید... #میر_صیدی_طهرانی @psis2

مرا شرمِ محبت بس که دور از بزم او دارد سخن گر روبرو گوید به من، پیغام می‌گردد... #میر_صیدی_طهرانی @psis2

آیینه‌ایم و نیست به روزِ وصالِ ما فرقی میان دیدن ما و خیال ما... #میر_صیدی_طهرانی @psis2

به راهِ انتظارش گر گدازد تن چه خواهد شد؟ ز اعضا چشمی و پایی چو نرگس بس بوَد ما را... #میر_صیدی_طهرانی @psis2

این طرفه‌تر ز جمله عجب‌ها که هست دل یک قطره خون و محنتِ عالم شناورش... #میر_صیدی_طهرانی @psis2

صورت دیوار هم در عالم خود زنده است هر کسی را جامه‌ی هستی به رنگی داده‌اند... #میر_صیدی_طهرانی @psis2

هر چند می‌پرم به پر و بالِ بیخودی از عالم خیال تو بیرون نمی‌روم... #میر_صیدی_طهرانی @psia2

نیستم از تشنگی شرمنده‌ی احسان بحر شعله را می‌افشرم چندان که آب آید برون... #شوکت_بخاری @psis2

شود ز دیدن تیغش روان ز چشمم خون ز بس که نورِ نظر می‌شود شهید از او... #شوکت_بخاری @psis2