en
Feedback
Super Human

Super Human

Closed channel

مجله فلسفی و هنری Super Human

Show more
279
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
4_5839009258682716754.mp37.55 MB

photo content
+1

درود ... گوش آخرین کنسرت اش برگزار می کند در سن ۷۴ سالگی و این شاهکاری ست، او به تنهایی یک ایران با خود حمل می کند، نمی توان او را نادیده گرفت، یا او دوست نداشت، کنسرت لندن، فرانکفورت، مونیخ، دبی، پاریس او برایتان اشتراک گذاشتم، گوگوش خاموشی نخواهد داشت، هنر خاموشی ندارد. رویایم این است که آخرین آوازش در ایران می توانست بخواند و او از نزدیک می دیدم ... #بیتا

photo content

بانو گوگوش آخرین کنسرت گوگوش در دبی، ۱۴۰۳
+9
بانو گوگوش آخرین کنسرت گوگوش در دبی، ۱۴۰۳

بانو گوگوش آخرین کنسرت گوگوش در مونیخ، ۱۴۰۳
+2
بانو گوگوش آخرین کنسرت گوگوش در مونیخ، ۱۴۰۳

ترانه حرف آخرین کنسرت بانو گوگوش در دبی، ۲۰۲۴

بانو گوگوش آخرین کنسرت گوگوش در دبی، ۱۴۰۳
+9
بانو گوگوش آخرین کنسرت گوگوش در دبی، ۱۴۰۳

فقط بگم که

درود ... با تماس خود معاونت اداری و پشتیبانی اسباب‌کشی کردم، از معاونت بهبود تولیدات گیاهی به معاونت بهبود تولیدات دامی، دام! دنیایی جدید! کارشناسی ارشد علوم باغبانی گرایش گلها و گیاهان زینتی، دکترای تخصصی علوم باغبانی (انصراف بعد از آزمون جامع)، گرایش گلها و گیاهان زینتی ... با مشورت چند تن از همکاران سازمان از روز یکشنبه نشستم تا خودشان بگویند کجا اسباب‌کشی کنم و کی اسباب‌کشی کنم. از من پرسیدند گفتم فرقی نمی کند، هرجا خودتان می دهید بدهید، فقط زود از آنجا من بیاورید بیرون، از آن کثافت‌خانه، از آن آدم کثیف من تمام کنید. سرم را برنگرداند‌ام حتی با یک نفرشان خداحافظی کنم، تنها امروز قبل از مشخص شدن جایم با کارشناس مسئول نجیب و مهربان خودم و مسئول دفتر مدیریت‌مان یک نخبه، دانشجوی انصرافی دکترای حقوق به علت ناشنوایی‌شان و راننده ساکت و نجیب‌مان خداحافظی کردم و قدردانی بابت خوبی‌هایشان و حلالیت خواستم. قبل از این، هرجا کار کردم نمی گذاشتند من بیایم بیرون. در مقابل ادب و کمالم، زحمات‌ فراوان‌ام، و با میل و ذهن شخصی و بدون هیچ بزرگواری من راهی کردند ... به دیگران فرصت دهیم فرصت دادیم و خطای‌شان تکرار نکردند بناحقی نکنیم بفهمیم، ببینیم، گذشت کنیم، ببخشیم، راست‌کردار باشیم، تشنه مقام و پول نباشیم، ما با لیاقت‌مان و تلاش‌مان به همه چیز می رسیم،

درود ... با مشورت چند تن از همکاران سازمان، نشستم تا خودشان بگویند کجا اسباب‌کشی کنم و کی اسباب‌کشی کنم. سرم را برنگرداند‌ام حتی با یک نفرشان خداحافظی کنم، تنها امروز قبل از مشخص شدن جایم با کارشناس مسئول نجیب و مهربان خودم و مسئول دفتر مدیریت‌مان یک نخبه، دانشجوی انصرافی دکترای حقوق به علت ناشنوایی‌شان و راننده ساکت و نجیب‌مان خداحافظی کردم و قدردانی بابت خوبی‌هایشان و حلالیت خواستم. قبل از این، هرجا کار کردم نمی گذاشتند من بیایم بیرون. در مقابل ادب و کمالم، زحمات‌ فراوان‌ام، و با میل و ذهن شخصی و بدون هیچ بزرگواری من راهی کردند ... به دیگران فرصت دهیم فرصت دادیم و خطای‌شان تکرار نکردند بناحقی نکنیم بفهمیم، ببینیم، گذشت کنیم، ببخشیم، راست‌کردار باشیم، تشنه مقام و پول نباشیم، ما با لیاقت‌مان و تلاش‌مان به همه چیز می رسیم،

بنی‌آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند چو عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار سعدی

اثر ظلم محال است به ظالم نرسد ناله پیش از هدف از پشت کمان می خیزد صائب تبریزی @PaideiaPhilo

4_5837033861489364890.mp36.83 MB

از دری‌وری‌هایی که ستاره‌شناسی آماتور به خورد آدم می‌دهد یکی این است که ما در گستره‌ی بی‌پایان کیهان هیچ‌ایم. نقطه‌ای یا دانه‌ی غباری یا یک چیز نامرئی و به درد نخوریم که میلیون‌ها سال نوری پیش نابود شده‌ایم و مُرده‌ورانه زمان ماضی خویش را در یخدان شعبده‌های کیهانی بازی می‌کنیم. کیهان گردنده، سیاهچاله‌ها، ماده‌ی تاریک، ستاره‌های نوترونی، جهان‌های تاریک، دنیاهای روشن میان‌ستاره‌ای، اتساع زمانی. این چیزها و میلیون‌ها حرف مهم دیگر است که باید ما را یاد پستی و پلشتی خودمان بیندازد. تا خودمان را چیزی فرض نکنیم و هستی کوچک‌مان را جدی نگیریم. اما این حرف‌ها، یک جور روضه‌خوانی علمی برای گریاندن‌ مردم است. اگر خورشید سامانه‌ی ما خردترین و بی‌مصرف‌ترین ستاره‌ی کیهان و زمین کوچک‌ترین و پست‌ترین جای نشستن هم باشد، باز هم گمانی در وجودداشتن و رنج‌کشیدن ما از وجود نیست. یک نقطه‌ی بی‌قابلیت و دورانداختنی در کیهان هم درد می‌کشد. از هستی رنج می‌برد. سرخورده و وحشت‌زده می‌شود. زمان بر او می‌گذرد و مزه‌ی مرگ را می‌چشد. ستاره‌شناس‌ها هرچقدر بیش‌تر جهان را می‌شناسند، رازهای جهان عجیب‌تر می‌شود اما هیچ‌کدام از این عجایب نمی‌تواند از بی‌رحمیِ واقعیت روی زمین کم کند. آدمیزاد ناخواسته پیدا می‌شود، با هزارجور بدبختی زنده می‌ماند و یک روزی هم گورش را گم می‌کند تا جایش را به یکی بیچاره‌تر از خودش بدهد، آن‌وقت یک مشت دانشمند عینکی به او می‌گویند زکی، تو هیچی نیستی چون یک ستاره‌‌ای پیدا شده چند میلیارد برابر بزرگ‌تر از خورشیدی که زندگی تو کله‌پوک را روشن می‌کند. خب پیدا شده باشد. یا زمین یک سیاره‌ی اشتباهی و در آستانه‌ی تباهی باشد یا روی سیاره‌های دیگر موجودات بی‌زبان دیگری مثل ما پیدا شده باشند. کدام‌یک از این حرف‌ها می‌تواند نحوست بودن را از شانه‌ی آدمیزاد بردارد؟ زمینی که برای خودش یک خدای کوچک با یک مشت آدم دیوانه و جانور کج و کله دارد هم یک جایی در این درندشت کیهانی است. ‌ @bafehayeranj

دوستانم به دلیل مساله پیش آمده برایم نیاز به استراحت دارم ... برمی گردم لطفا مراقب خودتان باشید، من هیچ‌وقت نبودم ...

کیسه زباله های خشک‌ام یکی کاغذ یکی پلاستیک، شیشه، فلز، ...

photo content

دوستانم به دلیل مساله پیش آمده برایم نیاز به استراحت دارم ... برمی گردم لطفا مراقب خودتان باشید، من نبودم