2 379
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-630 days
Posts Archive
2 379
عاشقان را شادمانی و غم اوست
دستمزد و اجرت خدمت هم اوست
غیر معشوق ار تماشایی بود
عشق نبود هرزه سودایی بود
عشق، آن شعلهست کو چون بر فروخت
هرچه جز معشوقِ باقی،
جمله سوخت ...
مولانا | مثنوی معنوی | دفتر پنجم
2 379
تنها بدان خدايی ايمان دارم كه رقص بداند...
و چون ابليسام را ديدم،
او را جدّی و كامل و ژرف و باوقار يافتم.
او جانِ سنگينی بود.
از راهِ اوست كه همهچیز فرو میافتد.
با خنده میكُشند نه با خشم!
خيز تا «جانِ سنگينی» را بكُشيم!
چون راهرفتن آموختم، به دويدن پرداختم. چون پروازكردن آموختم، ديگر برایِ جُنبيدن نياز به هيچ فشاری ندارم.
اكنون سبكبار ام؛
اكنون در پرواز؛
اكنون میبينم خويشتن را در زيرِ پایِ خويش؛ اكنون خدایی در من رقصان است...!
فردریش نیچه | چنين گفت زرتشت
@Darrkoob
2 379
عشق واقعی به شهامت نیاز دارد.
ولی این البته یعنی شهامت هم داشته باشی
که دست بکشی و دل بکنی،
یعنی شهامت داشته باشی
زخمی مرگبار را تحمّل کنی...!
لودویگ ویتگنشتاین
2 379
پس از اندوههایمان
همچون بهار زنده خواهیم شد
گویی که انگار هرگز
مزهی تلخی را نچشیدیم ...
