ریشه در شوکران
Open in Telegram
زنانه نویسی های الهه ای مغموم از عصر باستانی تقدیر شعر، آهنگ و دلنوشته و.... پرسفونه الهه ای است یونانی تجسد یافته در جسم من آی دی:persfoneh
Show moreIran511 631The category is not specified
238
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
یکی از بدترین صحنه های زندگیم الان رقم خورد، مهمون اومد با سه تا بستنی قیفی شکلاتی و وانیلی...
عمیقاً دلم میخواد برم گوشه آشپزخونه بشینم یه آهنگ غمگین بذارم و بیخیال رژیم بستنی رو بخورم
اما چه کنم که استخون ترقوه که مشخص شده بعد سالها بهم زل زده و میگه نه🥺🥺
نسبت به خودت صبور باش!
در زندگی هیچ چیز تمام سال شکوفه ندارد.
كارلا سوزا
T.me/chehlsalegi
fb.com/40Salegi
twitter.com/40Salegi
بیاید صبحتونرو بسازم. دعوتید به تماشای چند ثانیه خوشحالیِ حقیقیِ این زنانِ شگفتانگیز، در وانفسایِ تبعیض و نابرابری و تحقیر سیستماتیک؛
[ثانیههای پایانی دیدار تاریخساز تیم والیبال زنان سایپا که منجر به صعود رویایی این تیم بعد از ۵۴سال به جمع چهار تیم برتر پایانی شد.]
~
أنا من أولئك،
ممّن يموتون حين يُحبون
من از آنهایم، آنهایی که
حین دوست داشتن میمیرند...
#محمود_درویش
روز سیزدهم و چهاردهم:
فارغ از رژیم دیروز وقت پیدا کردم بعد مدتها یکم به خودم برسم و یه آرایش ریزی تو خونه داشته باشم.
ساعت ده خوابیدم و الان پر انرژی بیدارم
با دیدن عدد ۷۷.۹۰۰ روی ترازو
در ضمن بچهها من کسی رو تشویق به لاغر شدن نمیکنم
اون دوست تپل مپل گوگولی که اومد تو پی وی مانیفست خود را دوست داشته باش داد و لفت داد هم محترمن
من دوست دارم لباس قشنگ بپوشم و متاسفانه سیستم تولید پوشاک ایران برای تپلا زیاد آپشن نداره
بگذریم در هر بدنی که باشیم مهم سالم و سرزنده بودنه
پ.ن:
من گزارش روزانمو اینجا ثبت میکنم که یادم بمونه و از ابتدا اصراری به فرهیخته بودن کانالم نداشتم اگه دوست ندارید بنویسم لطفاً تو کامنت بهم بگید
روز دهم و یازدهم:
خیلی راحت گذشت ولی سردرد وحشتناکی همراهم بود که با زدن واکسن شدت گرفت
روز هشتم و نهم:
نوسانات عدد روی ترازو برای من اعصاب خرد کنه و میدونم که صبح ناشتا باید وزن کشی کنم اما ترازو رو گذاشتم تو آشپزخونه و هی خودم وزن میکنم.
تصمیم گرفتم تا روز چهاردهم دست بهش نزنم😜 خدا کمکم کنه
روز هفتم:
تب موسوم به تب کتو شروع شده تو بدنم و انگار یه گُله نفت ریختن و از درون آتیشم زدن
گروه دوباره - سفرناک
خواننده: خاطره حکیمی
ترانهسرا: احسان گودرزی
این زوج دوست داشتنی را بشنوید
@persfone
روز سوم:
یادم رفت گزارش بدم
کم کم دارم با نبود قند در زندگی کنار میام، اما به احسان گفتم دلم هوس یه بربری داغ کرده که خالی خالی بخورم
روز دوم: عصبی و بلاتکلیف برای درست کردن غذا، البته آخر شب سیر و جوز هندی رنده کردم با فلفلی که خودم خشک کرده بودم و کمی روغن زیتون یه طعمدهنده ساختم، بالاخره باید دووم آورد...
