ریشه در شوکران
Open in Telegram
زنانه نویسی های الهه ای مغموم از عصر باستانی تقدیر شعر، آهنگ و دلنوشته و.... پرسفونه الهه ای است یونانی تجسد یافته در جسم من آی دی:persfoneh
Show moreIran511 631The category is not specified
238
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
Repost from بلو ماری 🌊
داداشم دیشب خوند، یه جا گفت: "ما دلمون مرده، جسممون رو سپر تیر کردیم
بین وطن و غربت، بین پاسپورت و خونه گیر کردیم."
من برای معصومیت همین یه بیت میتونم تا ابد گریه کنم.
دارم هی میگم گریه، این از من بعیده ولی خب... چون انگار کار دیگهای ازم برنمیاد.
تو استوری پرسیدم اگر یه بیت شعر بودی ...
حالا شما اینجا بهم بگید که اگه یه بیت شعر بودید کدوم بود؟
دوستان دنبال نیروی کار برای یه گروه تولید محتوای متنی هستیم اگر سابقه کار دارید و زمان بهم پیام بدید
-سيموت الإنسان
غرقاً في داخله
لولا البكاء!
انسان غرق میشد
در درون،
اگر گریه نبود..!
#سعيد_معلف
#سعید_هلیچی
#عربیات
#عربی_نوشت
@persfone
Repost from ریشه در شوکران
🖋 الهام نوشت
امشب میخوابم تا باز خوابت را ببینم ، راستی دیشب صورت جوان چهارده سال پیشت را ندیدم ، صورتی دیدم که اگر مانده بودی آن شکلی می شدی... انگار نمرده بودی زندگی کرده بودی و با ما پیر شده بودی...
غذا پخته بودم و تو دلت گواهی داده بودغذایم آماده است ، آمده بودی از غذایم بخوری ، ته ریش ات را زده بودی و روی صورتت خطوطی که گواه از شکسته شدنت بود می رقصید .
داشتم سفره را جمع می کردم که باز یک بشقاب دیگر کشیدی و مشغول خوردن شدی ، لعنت به من قاشق را که به دهان بردی طاقت نیاوردم زانو زدم کنار سفره و توی چشم هایت نگاه کردم و با صدای لرزان گفتم خیلی بی معرفتی ، تو خشکت زد ، ادامه دادم من که از همه بیشتر دوستت داشتم نباید به خوابم بیایی... بغضت ترکید ، شانه های مردانه ات لرزید ، زدی زیر گریه ...
از خواب پریدم
تمام امروز را به خودم لعنت فرستادم که چرا نگذاشتم غذایت را بخوری ، چرا به جای گلایه یک دل سیر نگاهت نکردم ، بمیرم که شانه هایت را که پناهم بود به لرزه درآوردم ، بمیرم من که ندارمت و به خواب دیدنت تمام امیدم شده است...
برای تمام کسانی همیشه بودنشان برایتان عادی شده وقت بگذارید به اندازه نگاه کردن یک بشقاب غذا خوردنشان ، گلایه ها را کنار بگذارید گاهی دیدار می رود به قیامت...
#الهام_رئیسی
@persfone
قبل بستن پرونده کاری سخت و عجیب امروز سری به سایت زدم و دیدن اینکه از این ششتا مقاله اصلی پنجتاش مال منه حالمو بهتر کرد...
بگذریم به قول #حسین_پناهی:
امشبم گذشتو کسی ما رو نکشت...
(تو درگیریها و اعتراضات لبنان)
وقتی بمیرم ، همۀ اندامهایم را به نیازمندان فقیر بدهید جز انگشت وسطم، آنرا برای حکومت بفرستید
@persfone
📍
یادتونه تو این فیلمایی که
یکی رو توش گروگان میگرفتن،
همیشه گروگانگیر یه دیالوگ تکراری و کلیشه ای میگفت!؟
هر چقدر دوست داری داد بزن،
کسی صداتو نمیشنوه
الان وضعیت ماست تو ایران
