en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

روانشناسی-احساس خوب

روانشناسی-احساس خوب

Open in Telegram

ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوج‌درمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist

Show more
419
Subscribers
-124 hours
-87 days
-1230 days
Posts Archive
*سوگیری روایت: توهم علیت* narrative bias: the illusion of causality 🖊محمدرضا سلیمی *نشر:* گاهنامه مدیر ■چرا به داستان‌ها بیش‌ازحد اعتماد می‌کنیم؟ یووال نوح هراری در کتاب نکسوس: تاریخ مختصر شبکه‌های اطلاعاتی از عصر حجر تا هوش مصنوعی درباره‌ی قدرت داستان می‌گوید: «داستان‌ها از طریق کاشتن خاطرات جعلی، شکل دادن روابط خیالی یا ایجاد واقعیت‌های بین ذهنی، شبکه‌های انسانی را در مقیاس بزرگ شکل داده‌اند. شبکه‌های مبتنی‌بر داستان، انسان خردمند را به قدرتمندترین حیوان روی زمین تبدیل کرده است.» □ما انسان‌ها به داستان‌ها و روایت‌ها اعتماد می‌کنیم، آنها را به‌خاطر می‌سپاریم و به‌لحاظ عاطفی به آنها وابسته‌ایم. ما انسان‌ها به‌طور فطری داستان‌ها را دوست داریم و اجازه می‌دهیم در تصمیم‌گیری‌های منطقی بر واقعیت‌ها و شواهد عینی سایه بیفکنند. هرگاه حادثه‌ای روی می‌دهد، ما به دنبال ساختن روایت‌هایی هستیم که کمتر عینی به نظر می‌رسند. در واقع، ما قادر نیستیم در زندگی روزمره به‌طور عینی استدلال کنیم. بنابراین، به دنبال «معناسازی» و «الگوسازی» از رویدادهای تصادفی هستیم تا بتوانیم جهان پیرامون خود را مدیریت و تا حدی آن را مهار کنیم. ●«رویدادهای تصادفی» نمی‌توانند تبیین کنند که چرا «پدیده‌ای» شکل می‌گیرد. بنابراین، زمانی که رویدادی غیرمنتظره رخ می‌دهد، ما بلافاصله داستانی ساده و منسجم می‌سازیم تا بتوانیم احساس خوبی داشته باشیم. ذهن ما به دنبال ساختن روایتی است که بتواند از طریق آن جهان را ساده، منسجم و قابل‌پیش‌بینی تصور کند. ○نسیم طالب در سال ۲۰۰۷ در کتاب قوی سیاه خاطر نشان می‌کند که علت بسیاری از معلول‌ها ناشناخته است. با‌ این‌حال، ما تلاش می‌کنیم به دنبال علتی باشیم که وجود خارجی ندارد. ما انسان‌ها علت بسیاری از رویدادها را از طریق روایت و داستان بیان می‌کنیم. در واقع، ناتوانی‌ خودمان را در ارائه‌ی علت‌های عینی از طریق «سوگیری روایت» جبران می‌کنیم. ■سوگیری روایت یعنی تمایل انسان به خلق داستان برای درک جهان. به‌عبارت‌دیگر، سوگیری روایت یعنی تمایل انسان به خلق داستان از رویدادهای تصادفی به‌‌منظور تبیین روابط بین علت‌ها و معلول‌ها. سوگیری روایت زمانی در استدلال آشکار می‌شود که از داده‌ها و اطلاعات تصادفی و پراکنده داستان بسازیم؛ داستانی که با واقعیت ناسازگار است. □ما به داستان‌ها اعتماد می‌کنیم و به آنها علاقه‌مندیم. ما داستان‌ها را بهتر به‌خاطر می‌سپاریم و راحت‌تر به یاد می‌آوریم. خطر سوگیری داستان (سوگیری روایت) زمانی آشکار می‌شود که از داده‌ها و اطلاعات تصادفی داستان بسازیم و آن را در استدلال برای متقاعد کردن مخاطب به کار بگیریم. خطر دیگر سوگیری روایت این است که مانع ارزیابی عینی اطلاعات می‌شود. ●سوگیری روایت بیش‌تر در استدلال علی و در قالب علت کاذب یا معلول کاذب ظاهر می‌شود. در واقع، سوگیری روایت منشأ مغالطه‌های علت کاذب و معلول کاذب است. به‌عبارت‌دیگر، مغالطه‌های علت کاذب و معلول کاذب از سوگیری روایت متولد می‌شوند. ○زمانی که علت‌ها و معلول‌ها به صورت داستان بیان می‌شوند، ذهن ما به‌‌طور خودکار و با سیستم ۱ (تفکر سریع) به آنها اعتماد می‌کند و می‌پذیرد. داستان‌ها مفاهیم و ادعاها را باورپذیرتر و ماندگارتر می‌کنند. برای مثال، مانایی و باورپذیری مفاهیم «خلقت آدم» و «جهان پس از مرگ» از طریق بیان داستان بیش‌تر می‌شود. ■افرادی که قصد دارند با فرد مورد علاقه‌‌شان ازدواج کنند یا از همسرشان جدا شوند شروع به داستان‌سرایی و روایت‌سازی می‌کنند تا بتوانند خودشان و دیگران را درباره‌ی تصمیمشان متقاعد کنند. □در عالم سیاست هم سوگیری روایت اتفاق می‌افتد؛ زمانی که سیاستمداران قادر نیستند مواضع رقیبانشان را از طریق استدلال عینی نقد کنند، درباره‌ی آنها داستان‌سرایی و خیا‌ل پردازی می‌کنند تا بتوانند طرفدارانشان را متقاعد کنند. روایت‌سازی سبب می‌شود انسجام بین طرفداران احزاب و گروه‌های سیاسی حفظ شود. از‌این‌رو، لازم است با آگاهی از سوگیری روایت و پرسشگری منطق روایت سیاستمداران را نقد کنیم تا در دام این سوگیری نیفتیم. ●البته، سوگیری روایت مزایایی هم دارد. برای مثال، معلمان و سخنوران می‌توانند از طریق بیان داستان، مفاهیم و محتوای درسی را شفاف‌تر و جذاب‌تر شرح دهند. به خاطر سپردن و یادآوری مفاهیم و محتوای درسی از طریق داستان‌سرایی به مراتب بیشتر از بیان صرف فکت‌(واقعیت‌)هاست. ----------  

صبح آمد و بر دمید خورشید🌼 از رحـمت حـق مباش نومید🌺 صبحتـون بـخیـر و سـلامتـی🌸 روزتـان به زیبایی دلهای مهربونتون🌼

Repost from N/a
داری میری پاییز جان غم‌هاتو هم با خودت ببر🍂🍁

Voice message00:15

✅ زمان پاسخگویی کمتر از ۲ دقیقه سلام دوستان از شما خواهشمندم پرسشنامه ای که در لینک زیر ایجاد شده را پاسخ دهید و من را در انجام این پژوهش همراهی بفرمایید 🙏🏻🌹 با تشکر غزال کیان فرید https://survey.porsline.ir/s/vnbskLkw

✅مشاوره پیش از ازدواج ✅زوج درمانی ✅سکس تراپی ✅درمان خیانت زناشویی و ✳️افسردگی ✳️وسواس فکری ✳️ اضطراب آدرس جدید خیابان شریعتی
✅مشاوره پیش از ازدواج ✅زوج درمانی ✅سکس تراپی ✅درمان خیانت زناشویی و ✳️افسردگی ✳️وسواس فکری ✳️ اضطراب آدرس جدید خیابان شریعتی .جنب مترو دکتر شریعتی . ساختمان پزشکان نیکان. طبقه پنجم . کلینیک کوشان ☎️۰۲۱-۲۶۷۰۵۷۳۴ @OHADIpsychologist شماره نظام 4949

اختلالات روانی در حال حاضر قابل درمان ، یا حداقل قابل کنترل و تعدیل هستند ..با تحمل این شرایط دشوار ، زندگی خود و اطرافیان تان را تلخ نکنید

یلدا مبارک🌺
یلدا مبارک🌺

گذر ما از این دنیا انقدر زودگذر است که تنها چیزی که من را آرام می‌کند این است که بدانم من توانسته‌ام نزدیک‌ترین چیز به خودم باشم.

♻️ چه چیزی باعث استرس درون‌گراها میشه؟ ‼️ ویژگی‌های شخصیتی، مثل درون‌گرایی و برون‌گرایی، می‌تونن روی نحوه تجربه سطوح استرس تأثیر بزارن. 📝 درمانگر Heidi McBain می‌گه: «درون‌گراها ممکنه استرس رو به حدی درونی کنن که اطرافیانشون حتی متوجه نشن اون‌ها در حال تجربه استرس هستن» 👈🏻 اغلب، اجتناب از موقعیت‌های خاص (مثل حضور در جمع و...) راهی هست که درون‌گراها با استرس مقابله کنن. اما انجام ندادن اون کار در آینده برای درونگراها منجر به سرخوردگی میشه. 😰 فقدان فرصت برای خلوت با خود مطالعه‌ای در سال 2005 نشون که درون‌گراها ماده خاکستری بیشتری در ناحیه پیشانی مغز دارن. این قسمت مسئول تفکر، تصمیم‌گیری، برنامه‌ریزی و... هست. بر اساس این مطالعه، به دلیل حجم بالای ماده خاکستری افراد درون‌گرا زمان بیشتری رو صرف این فعالیت‌ها (فکر، برنامه‌ریزی و...) می‌کنن. این ممکنه یکی از دلایلی باشه که افراد درون‌گرا به زمان بیشتری نیاز دارن تا در خلوت خودشون به همه چیز فکر کنند و برنامه‌ریزی لازم رو برای یک مسئله داشته باشن. پیدا نکردن زمان یا فرصت برای فکر کردن باعث بوجود اومدن استرس در فرد میشه. مثلاً فرض کنید دو نفر باهمدیگه دوست هستن و شخص A درون‌گرا هست. شخص B درخواستی و از شخص A می‌کنه و شخص A فرصتی برای فکر کردن در خلوت خودش نداره تا بخواد تمام ابعاد اون مسئله رو بررسی کنه و پاسخ بده. وقتی که فرصتی پیدا نکنه با خودش خلوت کنه این موضوع باعث ایجاد استرس در شخص A میشه. 😣 اجتناب از موقعیت‌های خاص یک مطالعه دیگه در سال 2005 نشون داده مغز افرادی که برون‌گرا هستن تمایل بیشتری به دوپامین داره. یک مطالعه در سال 2007 به این نتیجه رسید که برون‌‌گراها به دنبال‌ مسائل تازه و موقعیت‌های جدید هستن تا هیجانِ ترشح دوپامین رو تجربه کنن. اما از طرف دیگه درون‌گراها به‌شدت به دوپامین حساس هستن و تمایل دارن از موقعیت‌های که باعث ایجاد دوپامین میشه اجتناب کنن. مثلاً شرکت در دورهمی، صحبت کردن در جمع، آشنا شدن با افراد جدید و... تحریک بیش از حد این موقعیت‌ها، ممکنه که افرادِ درون‌گرا رو به سمت استرس سوق بده. اگر درون‌گرا هستید احتمالاً موقعیت‌های الان توی ذهنتون یادآوری شده که می‌خواستین در جمعی صحبت کنید، یا در یک جمع تازه حضور پیدا کنید یا می‌خواستین از رستوران غذا سفارش بدید و علائم استرس مثل سرد یا گرم شدن پاها و دست‌ها، انقباض عضلات، خشکی آب دهان، جا‌به‌جا گفتن کلمات در یک جمله رو تجربه کردید. 🤯 عدم مدیریت اصولی استرس؛ تمایل به پیش‌بینی کردن موقعیت درون‌گراها بیشتر تمایل دارن استرس و اضطراب رو از قبل پیش‌بینی کنند و این رو به‌عنوان یک راهکار برای مدیریت استرس در نظر می‌گیرن؛ اما همیشه بیشتر از اون چیزی که پیش‌بینی می‌کردن استرس و اضطراب رو تجربه می‌کنن. 🤔 استرس پیش‌بینی شده چیه؟ مثلاً فرض کنید یک فرد درون‌گرا قراره در کلاس ارائه داشته باشه. از قبل می‌دونه که چنین شرایطی باعث ایجاد استرس در فرد میشه و پیش‌بینی می‌کنه که چه حدی از استرس رو تجربه می‌کنه. در درون با خودش صحبت می‌کنه، خودش و در اون موقعیت تصور می‌کنه و چون هنوز در اون موقعیت حاضر نشده استرس در اون لحظه کاهش پیدا می‌کنه و فکر می‌کنه این راه‌حل برای اون موقعیت هم کاربرد داره و از قبل خودش و آماده کرده. اما زمانی که در موقعیت حضور پیدا می‌کنه شدت استرس نسبت به چیزی که پیش‌بینی می‌کرد بیشتر هست. این راه‌حل استرس پیش‌بینی‌شده نه تنها کمک کننده نیست بلکه آسیب‌‌زا هم هست. چون شما از قبل خودتون و هرطور شده آروم می‌کنید اما در موقعیت که قرار می‌گیرید از شدت استرس غافلگیر می‌شید. اگر هم بخواین یک کار مهم انجام بدید به‌سختی می‌تونید افکارتون رو مدیریت کنید. 🧠 درون‌گراها در مقابل برون‌گراها - موقعیت‌های جدید و غیرقابل پیش‌بینی که برون‌گراها آرزوشو دارن، همون موقعیت‌های هست که ممکنه درون‌گراها ازش اجتناب کنن. - از شما درخواست میشه در طول یک جلسه، مهمانی یا یک سفر صحبت کنید و از قبل هم باهاتون هماهنگ نشه. این مورد برای درون‌گراها موجب ایجاد استرس میشه. اما برای برون‌گراها آنچنان استرسی ایجاد نمی‌کنه، صرفاً استرس اینکه تُپق نزنن، درست صحبت کنند و... - درون‌گراها ممکنه زمانی رو برای شارژ مجدد روحیه یا رفع فشارهای که از قبل تجربه کردن در خلوت خودشون داشته باشن تا حجم استرس کاهش پیدا کنه و به‌اصطلاح روحیه‌شون ریکاوری بشه. - در مقابل، برون‌گراها ممکنه زمان تنهایی رو بیش از حد استرس‌زا بدونن، چون نمی‌تونن از طریق افکار و احساسات خودشون صحبت کنند و این مورد باعث بوجود اومدن استرس در برون‌گراها میشه. حالا سوال پیش میاد که درون‌گراها چطوری باید استرس رو مدیریت کنند؟  توی پست فردا به‌صورت‌کامل راجع بهش صحبت می‌شه.

‍『چرا برخی افراد به فحاشی پناه می‌برند؟』 👁‍🗨روانشناسان می‌گویند گاهی افراد در مواجهه با دیگران از ناسزا گفتن برای پوشاندن احساس شکست و ناکامی خودشان استفاده می‌کنند و با فحاشی کردن مشکلاتی روانی که در ساختار ذهنی‌شان وجود دارد را تسکین می‌دهند. فحش دادن، نوعی خشونت کلامی است و مانند خشونت فیزیکی می‌تواند آثار زیانباری بر روان انسان‌ها داشته باشد.   👁‍🗨این روزها شاهد خشونت کلامی در جامعه هستیم؛ پشت چراغ قرمز، در صف، هنگام رانندگی و حتی در مدارس و بین کودکان و نوجوانان کم سن و سال! در خانواده، مانند هر ناهنجاری اجتماعی و اخلاقی دیگر، این پدیده نیز ریشه در علت‌هایی روان شناختی، و فرهنگی و تربیتی فرد دارد که در این گزارش مهمترین ریشه‌های روان شناختی مورد بررسی قرار گرفته است. 👁‍🗨فحاشی کلامی می‌تواند شامل فحش‌های جنسی، یا مواردی که توهین‌آمیز هستند، نسبت دادن نام حیوانات به انسان و تحقیر با عبارات قومیتی باشد. اهانت‌های نژادی/جنسیتی، کنایه‌های اجدادی، اصطلاحات مبتذل و عامیانه توهین آمیز نیز در این دسته قرار می‌گیرند. ➊ ناکامی و شکست: همه انسان‌ها در طول زندگی با شکست‌ها، ناکامی‌ها و چالش‌هایی روبرو هستند و این که بتوانند از این موارد با زبانی خوش و صلح‌آمیز گذر کنند، نشان از بالغ بودن آن‌هاست. اما همه انسان‌ها نمی‌توانند با سعه صدر از این چالش‌ها و مشکلات گذر کنند و در نتیجه دست به رفتارهای خشونت‌آمیز و گاهی فحاشی و ناسزاگویی می‌زنند. این افراد در کودکی و حتی بزرگسالی درباره این که بتوانند چالش‌ها را با زبان خوش حل کنند، آموزش ندیده‌اند. ➋ یادگیری اجتماعی: خشونت کلامی با زبان انجام می‌شود و زبان هم باید آموزش داده و آموزش دیده شود. وقتی کودکان در فضای مملو از خشونت و استفاده از واژه‌های تحقیرآمیز زندگی می‌کنند و بزرگ می‌شوند یا والدین مدام دعوا می‌کنند و با کلمات توهین‌آمیز یکدیگر را خطاب می‌کنند، کودکان نیز یاد می‌گیرند که در ارتباط با دیگران از این نوع کلام و زبان استفاده کنند. ➌عدم توانایی در کنترل احساسات: خشونت کلامی در افرادی که توانایی کنترل احساسات خودشان را ندارند نیز دیده می‌شود. افرادی که به سرعت عصبانی می‌شوند و توانایی کنترل خشم را ندارند یا افراد ناامید و شکست خورده در زندگی شخصی و کاری، قادر به کنترل هیجان خودشان نیستند و این غیرقابل کنترل بودن احساسات را با فحاشی کردن و استفاده از کلمات توهین آمیز بروز می‌دهند. ➍ عدم توانایی برای تحقق خواسته‌‌ها: روان‌شناسان می‌گویند دلایل خشونت کلامی را باید در روان هر فرد جستجو کرد. افرادِ دارای مشکلاتِ روان‌شناختی زمانی که قادر نیستند تا آن چه را که می‌خواهند در زندگی به دست بیاورند، خشونت کلامی را در دستور کار خودشان قرار می‌دهند و شروع به ناسزاگویی و فحاشی می‌کنند. ➎  کینه توزی و دشمنی: افرادی هستند که به خاطر اختلافات قدیمی و مشکلات دیگر، نسبت به دیگران حس خشم و تنفر دارند و زمانی که با یکدیگر روبرو می‌شوند، از مکانیسم‌های دفاعی ناپخته استفاده می‌کنند و سعی می‌کنند با فحاشی و خشونتِ کلامی احساساتشان نسبت به هم را بروز دهند. ➏ نداشتن مهارت گفتگو کردن: بعضی از افراد با وجود داشتن سن و سال بالا و بالغ بودن، مهارت گفتگو کردن ندارند یا اگر دارند بسیار اندک است. از همین رو چون نمی‌توانند مقصود و منظورشان را به درستی و روشنی بیان کنند، به خشونت کلامی یا فحاشی روی می‌آورند. ➐  رها شدن از حقارت: در برخی از موارد افراد احساس کوچک بودن و رذالت می‌کنند و برای اینکه این حس را در خودشان از بین ببرند، دست به خشونت کلامی و فحاشی می‌زنند. فرد با این کار قصد دارد این احساس ناتوانی و حقارت را متوجه فرد مقابلش کند و بگوید که او حقیر نیست بلکه فرد مقابل این ویژگی‌ها را دارد. ➑ استفاده از خشونت کلامی به عنوان راه حل: برخی از افراد در کودکی به گونه‌ای آموزش دیده‌اند که فحاشی کردن را به عنوان راه حلی برای گذر از چالش‌ها بدانند و با استفاده از آن بتوانند به هدف خود برسند و چیزی را که می‌خواهند به دست بیاورند.

ایه از هیجانات مانند ترس، ناراحتی می باشد .مانند این است که بگویید:"من احتمال میدهم که مکالمه ای بسیار دشوار با شما داشته باشم و نیاز دارم با تو باشم و این به من حس :(شرم ، ترس، دلواپسی ، ناراحتی و معذبی و ... ) می دهد" حالا شما دقیقا توجه ایشان را به خوبی به یک هم دردی جلب کرده اید. به نظر شما چند درصد از مردم با مواجهه راحت هستند ؟!! خواه ناخواه همین امر تمام دیالوگ را راه می اندازد و به شما اجازه می دهد موضوع را در دست داشته و به جریان بیندازید تنها با بیان احساس واقعی تان ؛ نخست خود جریان را ساده می کنید . هدف اصلی من در اینجا این است که به شما یاد دهم معنای مواجهه این است که به ا فراد بگویید واقعیت برای شما چیست ؟ بنابراین چرا مواجهه باید چیز بدی باشد ؟! در این تعامل بی توجهی یا بی مهری دیده نمی شود. و از جایی صادق و از درون شما بیرون می آید. سهیم شدن خود واقعی ما همیشه احساسات مضطربانه ی ما را فراخوان می کند. چرا که آسیب پذیر بودن به آسانی اتفاق نمی افتد! و شهامت میطلبد. عاقبت زمانی که این امر را می پذیریم می توانیم با تمرین این مهارت ها به فرصت ها خوش امد بگوییم و بهتر و بهتر شویم. شما نمی توانید مواجهه کسی را کنترل یا پیش بینی کنید.ولی می توانید در آن عمل شرکت کنید و این امر مهمترین قسمت این تمرین است می توانید (مانند روان درمانگران) به سلامت کامل روانی برسید. این تلاش سخت درمانی به شما کمک می کند که در یک موقعیت اثرگذار چگونه با موضوعات دشوار مواجه شوید و بتوانید انرژی زیادی در فرآیند آزاد کنید. می باید هنگامی که با خود هستید توانایی ملاحظه احساسات دیگران را کسب کنید. می توانید بجای پنهان کردن شروع به اعتماد کردن و احترام گذاشتن و عمل کردن به احساسات خود نموده یا توجه بیشتری به پیرامون خود نشان دهید ولی مهم ترین چیز این است که شما اجازه می دهید رفتار پرخاشگرانه ی منفعل که روابط گذشته شما را نابود ساخته از شما دور شود. مادامی که مهارت های کلامی و صمیمانه را می سازید آینده خود را بهبود می بخشید. اگر فکر می کنید می توانید چنین فرصتی را بدهید مزایا می توانند بزرگ باشند و شما قادر به لذت بردن از تمامیت خود می شوید ، در حالی که سعی می کنید این را در یاد نگه دارید به کار خود بپردازید. تمامیت: تمامیت یعنی همان کاری را انجام دهی که می گویی مخصوصا هنگامی که وضعیت بسیار دشوار یا ناخوش آیند باشد. چرا که اگر این وضعیت آسان بود همه آنرا انجام می دادند. شهامت: شهامت یعنی بقدر کفایت چنان خود را بشناسید که قادر به پذیرش و در آغوش گرفتن نا امنی ها و کاستی های خود به اندازه نقاط قوتتان باشید و این ریسک را بکنید که فردی که برایتان مهم است نیز می تواند این رفتار را داشته باشد مسولیت هیجانی: مسولیت هیجانی یعنی آگاهانه رفتار کردن به قصد ملاحظه حال دیگران و نه فقط خود شما و احترام گذاشتن به ایشان به قدری که پیام های درست و واضحی برایشان بفرستید نه ملغمه ای از پیام ها ترجمه: خانم مانلی خشکباری دکتر همایون ذولفقاری نیا

شناخت خشم منفعلانه پرخاشگری منفعلانه بیشتر می تواند کلامی باشد تا بدنی که طبعا برای تضعیف افراد ؛ تندتر و آسیب زننده تر است. شاید اقوام، دوست و یا شریک عشقی داشته باشیم که بیان ش مثل خار در تن مان فرو برود! و هنگامی که بخواهیم به این بی اعتنایی واکنش نشان دهیم و یا سعی در شفاف سازی معنایی رفتار ایشان کنیم احتمالا این جملات را از ایشان می شنویم: "شوخی کردم " یا" تو زیادی حساسی" انها این رفتار را برای نامعتبر کردن ادراکات ما و به جهت پرهیز از مواجهه انجام می دهند ولی طبق گفته ی آلن دی جنرس : «شوخی یعنی وقتی که هر دو طرف بتوانند به یک جوک بخندند.» انها بیش از اینکه بیان کنند واقعا چه فکری راجع به ما می کنند ؛ پیام های دردناکشان را به روش های غیر مستقیم یا کد شده به ما می رسانند تا ما را از پاسخ گویی به عمل خود خلع سلاح کنند. این نظرات معمولا زمانی به سمت ما سرازیر می شود که می خواهند خود را بی اطلاع جلوه دهند و با بی قیدی عمیقی همراه می شود که نشان دهنده تعجب ایشان است. این افراد دقیقا سعی در انتقال چیزی دارند .حرفهایشان را در لفافه می پیچند تا از پاسخ گویی راجع به رفتار یا سخنان شان اجتناب کنند. خود من با خانمی دوست بودم که به شکلی جدی بر این شیوه از ابراز خود تکیه داشت. نظرات کنایه آمیز و بی مقدمه اش در من احساس نقصان ایجاد می کرد و آزار دهنده بود . طوری که باعث می شد فکر کنم از درون از من متنفر است یا به من حسادت می کند.اگر من مصرانه به ادراک (رفتار درست )او پایبند نمی بودم به شکل جدی مورد سرزنش واقع می شدم . مهم نبود من چقدر در این دوره از دوستی مان حمایت کننده با بخشنده بودم. مادامی که رفتاری از من سر می زد که با انچه او دقیقا فکر می کرد هم خوانی نداشت او مرا دوست بد می خواند و با این عبارت مرا گوشمالی می داد. این برای من دردناک بود. درست وقتی که تلاش می کردم یکی از موضوعات پیش آمد را حل کنم یک مشکل دیگر پدیدار میشد. برای مدتی در رابطه با این دوستم گویی روی یک پوسته ی ترد و نازک قدم می زدم . قانون سیاه و سفید و ویژگی های مرزی و نارسیستی او باعث می شد کار کردن روی مشکلات و هم چنان نزدیک به هم ماندنمان غیر ممکن شود و این سعی و تلاش برای من به مثابه ی سم بود پس از اینکه به اختلال مرزی اشراف پیدا کردم متوجه شدم که دوست قدیمی من این شکل تعامل را از کودکی یاد گرفته و به شکلی غیر قابل تغییر همان طوری که با او رفتار شده بود با من رفتار می کرد :" من حقیقتا نیاز دارم تو مرا دوست بداری" و دنیا او سفید و سیاه بود و در ان ادمهای خاکستری بی معنا بودند. موضوعات رها شده گی و وابسته گی از کودکی زمینه رفتارهای پرخاشگرانه ی منفعلانه را فراهم می اورد ولی بعضا این تشخیص هم چنان دشوار است که چرا ما درگیر الگو های ناسالم و بی اثر با افرادی هستیم که برای ما مهمند. ایا ما از این هراس داریم که اگر با ایشان صادق باشیم انها از ما صرف نظر کنند ؟ ایا بیمناک ایم که در خلال پاسخگویی به احساسات خود کسی را از دست بدهیم ؟ ایا در کودکی دروغ می گفتیم که ارامش در خانه برقرار باشد و کسی تنبیه مان نکند؟ ایا والدین مان ظاهر رابطه شان را بدون احترام به احساس یا نیاز یکدیگر حفظ می کردند؟ تمامی این موضوعات می تواند در عدم صداقت ما در بک رابطه عاطفی مهم موثر بوده باشد ولی ما بهای سنگینی را پرداخت می کنیم. چرا که تمامی اینها موجب تضعیف احترام به خویش مان شده و فرصتهایی که میتوانستیم به دیگران بد هیم که انها نیز با ما با احترام رفتار کنند ( انها نیز همین رفتار را تکرار کنند) را از دست می دهیم. اثر بوم رنگی اجتناب از ارتباط مستقیم نوعی کنترل موذیانه است که باعث می شود دیگران احساس نا امنی کرده و اعتمادشان نسبت به ما تضعیف یا سلب شود. در میان تلاش برای برآمدن از عهده این احساسات دردناک ،در پاسخ، ایشان به روش های پرخاشگرانه یا اسیب رننده واکنش نشان می دهند. اگر شما در اینکه کسی پی ببرد که با او در کجای رابطه ایستاده اید اهمال کرده باشید و او را مجبور به کارهای کثیف کرده باشید قطعا تنها یک انفصال و جدایی غیر محترمانه از ان رابطه را کسب می کنید. روزی باید با کسی که ماهها یا سالها قبل با او چنین رفتاری کرده ایم رابطه مان را دوباره درست کنیم. فراموش نکنید..این روز در راه ست و چنانچه صراحت را در یک رابطه ندید بگیریم نباید از رفتارهای غیر محترمانه فرد در قبال تلاش برای از سرگیری رابطه شگفت زده شویم. مگر اینکه مسولیت رفتار ناراحت کننده خود را پذیرفته و عذرخواهی کنیم . در این صورت شخص مقابل مایل به داشتن رابطه بیشتر با شما خواهد شد و هر دو مسئولانه تر گام بر خواهید داشت. بازسازی: هنگامی که به مکالمه ای دشوار با کسی فکر می کنید ؛موضوع در بخاطر اوردن این است که احساسات مانند یک پیاز لایه لایه است. لایه اول پیچیده است و در واقع لایه بیرونی درست مثل اولین ل

#نتایج تکراری.... بسیاری از افراد مدام نتایج تکراری در زندگیشان تجربه می کنند، هر بار وارد رابطه میشوند خیانت و بی محبتی می بینند، هر بار وارد معامله ای میشوند متحمل زیان می شوند، مدام با افراد کلاهبردار مواجه میشوند، هر بار پول گم می کنند، آیا جهان با آنها سر جنگ دارد؟! خیر، آنها خودشان را برنامه ریزی کرده اند برای فقر، برنامه ریزی شده اند برای خیانت دیدن، برنامه ریزی شده اند برای روبرو شدن با افراد کلاهبردار و هر بار همین الگوها را تجربه می کنند. باورهای ذهنی هر فرد این سیستم برنامه ریزی را هدایت میکند، اگر مایلید الگوهای مناسب تری را تجربه کنید بایستی باورهای خود را در جهت خواسته ها و نه ناخواسته ها تغییر دهید تا جریان اتفاقات به نفع شما تغییر نماید.

یادها و خاطره‌ها 🥀🔥