روانشناسی-احساس خوب
Open in Telegram
ادمین ن.اوحدی روانشناس بالینی سکس تراپ زوجدرمانکر دارای پروانه از سازمان نظام روانشناسی Admin: @OHADIpsychologist
Show more427
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-430 days
Posts Archive
اگر شما هم درگیر مشکلِ خوردن یا مواد مخدر هستید ، احتمالاً دارید نیازی را در وجودتان سرکوب یا انکار میکنید، نیازی که مربوط به ارتباط با دیگران است.
✅ اگر به رابطۀ جنسی تمایل کمی دارید یا اصلاً تمایلی ندارید، به احتمال بسیار نیاز جنسیتان را سرکوب کردهاید.
✅ اگر بیشازحد فیلم های هرزهنگاری تماشا میکنید، خصوصاً وقتی که ازدواج کردید یا رابطۀ عاشقانه دارید، احتمالاً دارید نیاز و وابستگیتان را به شخص دیگر برای ارضای نیاز جنسیتان انکار میکنید - و می خواهید بگویید بهتنهایی هم میتوانید از پس این نیاز برآیید!
✅ اگر برایتان دشوار است که به دیگران نزدیک شوید، احتمالاً به این علت است که نیازمندبودن به دیگران برایتان غیرقابلقبول است.
افرادی که به خود میگویند که نیاز چندانی به دوست، روابط صمیمی و یا رابطۀ جنسی ندارند درحال انکارند.
📚 #چرا_آن_کار_را_کردم
✍🏻 #جوزف_برگو
https://t.me/ehsasekhooob
✔️ فرض کنید آخر هفته، چند ساعتی از شلوغی شهر به طبیعت پناه بردهاید، ولی وقتی به مقصدتان میرسید، هر چند دقیقه یکبار آدمهایی را میبینید که با گوشیشان موسیقی پخش میکنند و صدای آن را هم تا انتها زیاد کردهاند. شاید در اولین نگاه کارشان را نوعی بیادبی آشکار بدانید. این اشخاص سکوت طبیعت را به هم میزنند و دیگران را مجبور میکنند تا به صدای بلند موسیقیهایی گوش بدهند که دلخواهشان نیست. اما این سبک رفتارها، در عصر شبکههای اجتماعی، آنقدر رایج است که شاید لازم باشد دقیقتر بررسیشان کنیم.
✔️ «سندروم شخصیت اصلی» اصطلاحی است که اخیراً در گفتگوهای عمومی در شبکههای اجتماعی رایج شده است و به این دست رفتارها اشاره دارد؛ موقعیتهایی که در آن، فرد خودش را تنها بازیگرِ اصلی صحنه میداند و بقیه را صرفاً حاشیهها یا سیاهلشگرهایی بیاهمیت قلمداد میکند.
✔️ سندروم شخصیت اصلی، نوعی بیماری یا اختلال روانی شناختهشده نیست، بلکه توصیفی ساده از ذهنیتی است که بسیاری از اینفلوئنسرها در شبکههای اجتماعی دارند: آنها زندگی خودشان را داستانی میدانند که نقش اولش را خودشان بازی میکنند. و فقط دیدگاهها، امیال، علایق، نفرتها و عقاید نقش اول اهمیت دارند و دیدگاههای نقشهای فرعی سهم چندانی در این فیلم ندارند. شخصیت اصلی بازی میکند و بقیه واکنش نشان میدهند. شخصیت اصلی توجه میطلبد و بقیه بهتر است که اطاعت کنند یا فوراً از صحنه بیرون انداخته میشوند.
✔️ آنا گاتلیب، فیلسوف آمریکایی، میگوید وقتی ما خودمان را در مرکز داستان ببینیم، بقیۀ انسانها خواه ناخواه اهمیتشان را از دست میدهند. آنها به تعبیرِ دیوید چالمرز، به زامبیهایی تبدیل میشوند که اگرچه از نظر فیزیکی شبیه به انسانهای عادی هستند، اما تجربۀ آگاهانه ندارند.
✔️ از نظر گاتلیب، چنین برداشتی از زندگی، بهشکل نگرانکنندهای «غیراخلاقی» است. زیرا اخلاق چیزی است که ما با یکدیگر خلقش میکنیم، یعنی ایدههای ما درمورد اینکه چه کسی هستیم نیاز به مشارکت متقابل یکدیگر دارند. از طرف دیگر، نهتنها پذیرش همدلانۀ عاملیت اخلاقی یکدیگر، بلکه پذیرش حالات عاطفی یکدیگر در دنیای مشترک ما نقش اساسی دارد. ما باید دیگران را کاملاً انسان در نظر بگیریم و بهعنوان موجوداتی دارای درک و احساس با یکدیگر مراوده داشته باشیم تا بتوانیم خودمان را بشناسیم و بفهمیم.
✔️ اما روایت شخصیت اصلی، با کنار نهادنِ سهم دیگران در زندگی، داستانی میسازد که دو غایب بزرگ دارد: اولی ارتباط با دیگران و دومی، عشق. در روایتهایی که شخصیت اصلی در هم میبافد علاقه یا حوصلۀ چندانی به داستانهای دیگران وجود ندارد، پس اساساً ارتباط و عاطفهای هم میان آنها وجود ندارد.
✔️ البته فقط شبکههای اجتماعی نیستند که سندروم شخصیت اصلی در آنها رایج است، در بسیاری از فیلمها، یا حتی شرکتها و دانشگاهها این شکل از رفتار رو به افزایش است. این پیامها در وجود ما تهنشین میشوند و ما با تقلید از شخصیتهای اصلی سعی میکنیم زندگیمان را طوری روایت کنیم و به اشتراک بگذاریم که گویی فقط سفرهای ما، روایتهای ما و دیدگاههای ما مهماند و ارزش توجه دارند؛ فقط صدای ماست که ارزش شنیدن دارد. بدین ترتیب، مستقیم و غیرمستقیم از دیگران میخواهیم: «همهچیز را متوقف کنید و من را تماشا کنید: قهرمان را!».
✔️ آنچه خواندید مروری کوتاه است بر مطلب «سندروم شخصیت اصلی چیست؟» که در سیوسومین شمارۀ مجلۀ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. این مطلب در تاریخ ۳ آذر ۱۴۰۳ در وبسایت ترجمان نیز بارگذاری شده است. این مطلب نوشتۀ آنا گاتلیب است و فرشته هدایتی آن را ترجمه کرده است. برای خواندن نسخه کامل این مطلب و دیگر مطالب ترجمان، به وبسایت ترجمان سر بزنید.
مردی شبی را در خانه ای روستایی میگذراند...
پنجره های اتاق باز نمی شد.
نیمه شب احساس خفگی کرد و در تاریکی به سوی پنجره رفت اما نمی توانست آن را باز کند.
با مشت به شیشه پنجره کوبید، هجوم هوای تازه را احساس کرد
و سراسر شب را راحت خوابید.
صبح روز بعد فهمید که شیشه کمد کتابخانه را شکسته است و همه شب، پنجره بسته بوده است...!
" او تنها با فکر اکسیژن، اکسیژن لازم را به خود رسانده بود...!! "
افکار از جنس انرژی اند و انرژی، کار انجام می دهد...
pain is in inevitable and suffering is optional.
"درد اجتنابناپذیره، ولی رنج اختیاریه!" موراکامی
امروز صبح این جمله رو از موراکامی میخوندم و بهش فکر کردم که چی میخواد به ما بگه. این یک جمله بازتابدهندهی دیدگاهی رایج تو فلسفه و روانشناسی شرق هست. درد —چه جسمی و چه روانی— بخشی اجتنابناپذیر از زندگی ماست. ولی رنج بیشتر به چگونگی تفسیر و واکنش ما نسبت به درد بستگی داره.
این دیدگاه با فلسفهی بودایی، رواقیگری، و رویکردهای مدرن روانشناسی مثل درمان پذیرش و تعهد (ACT) نسبتا همخوانی داره. تو ACT هدف اینه که درد رو بدون مقاومت غیرضروری بپذیریم، چرا که مقاومت معمولاً رنج رو تشدید میکنه. به جای تلاش برای حذف درد، میتونیم نحوهی واکنش به اون رو انتخاب کنیم، که از این نظر، رنج "اختیاری" میشه.
یک مثال میزنم؛ فرض کنیم پویا به تازگی شغلش رو از دست داده. این اتفاق بهطور طبیعی باعث درد و ناراحتی اون میشه—احساس ناامیدی، نگرانی مالی، و حتی ترس از آینده. این درد اجتنابناپذیره.
ولی دو تا واکنش ممکنه وجود داشته باشه:
👈سقوط در رنج: پویا ممکنه مدام در ذهن خودش این موضوع رو نشخوار کنه، خودش رو سرزنش کنه، احساس قربانیبودن داشته باشه و در ناامیدی کامل فرو بره. تو این حالت، اون علاوه بر درد از دست دادن شغل، رنجی اضافه هم تجربه میکنه.
👈پذیرش و اقدام: بردیا ممکنه تو همین موقعیت باشه و بپذیره که این اتفاق رخ داده، احساساتش رو بشناسه ولی توشون غرق نشه، و در عوض روی یافتن فرصتهای جدید شغلی تمرکز کنه. بردیا ممکنه همچنان درد رو احساس کنه، ولی اجازه نمیده که به یکرنج پایدار تبدیل بشه. من میگم بردیا میتونه ذهنش رو مدیریت کنه که دچارنوشخوار ذهنی و اضطراب و سترس مضاعف نشه ولی پویا نوشخوار ذهنیش و اضطراب کنترلش میکنه و تو یک چرخه "خود ترحمی و قربانی" تو چرخ فلک قرار میگیره و نمیتونه پیاده شه.
در واقع اینطور میتونم بگم، تفاوت اینجاست که پویا تو مثال ما در برابر واقعیت مقاومت میکنه و در افکار منفی غرق میشه، در حالی که بردیا با پذیرش واقعیت، مسیر بهتری برای خودش میسازه. این همون تفاوت بین "درد" و "رنج" هست که موراکامی میگه درد (از دست دادن شغل) اجتناب ناپذیره ولی رنج (تشویش ذهنی و نوشخوار) اختیاریه.
دکتر موریس ستودگان
✅مشاوره پیش از ازدواج
✅زوج درمانی
✅سکس تراپی
✅درمان خیانت زناشویی
و
✳️افسردگی
✳️وسواس فکری
✳️ اضطراب
✳️ فوبی های خاص
با تکنیک های:
✅CBT
✅Schema therapy
✅paradoxical
✅DBT
❇️ و به زودی با دستگاه واقعیت مجازی
💢 حضوری
💢تلفنی
💢آنلاین ( ایران و خارج از کشور)
🅰 آدرس
خیابان شریعتی .جنب مترو دکتر شریعتی . ساختمان پزشکان نیکان. طبقه پنجم . کلینیک کوشان
☎️۰۲۱-۲۶۷۰۵۷۳۴
📱۰۹۱۲۴۸۸۷۲۷۸
📱۰۹۱۹۶۰۵۰۶۰۲
@OHADIpsychologist
شماره نظام 4949
❤️توجه
"زوج درمانی یکطرفه"
چگونه با همسر خودشیفته رفتار کنم
شماره تعیین نوبت
شهرستان و خارج از کشور انلاین و تلفنی
۰۹۱۲ ۴۸۸ ۷۲ ۷۸
حضوری.تهران کلینیک کوشان خیابان شریعتی
۰۲۱-۲۶۷۰۵۷۳۴
🎬 📌آیا تا به حال در مورد گَسلایتینگ چیزی شنیدهاید؟ یا حس کردهاید که در رابطه همیشه تقصیر به گردن شما انداخته می شود.
درک این موضوع در روابط بسیار مهم است، زیرا ممکن است برای سالها مورد این نوع سوءاستفاده عاطفی یا باجگیری عاطفی از سوی نزدیکترین افراد قرار گرفته باشید، بدون اینکه از آن آگاه باشید و خودتان را مقصر و ناکارآمد بدانید.
کسانی که گسلایتینگ را به کار میبرند، میخواهند طرف مقابل خود را تحت کنترل قرار دهند و از این کار لذت میبرند یا میخواهند بهصورت احساسی، جسمی یا مالی بر قربانیان خود سلطه داشته باشند
گاهی اوقات ممکن است فردی بدون اینکه بداند، طرف مقابل خود را با این روش تحت کنترل قرار دهد.
این افراد ممکن است به این دلیل که در کودکی اغلب در روابط پدر و مادر خود شاهد پدیده گسلایتینگ بودهاند، اکنون بهطور ناخودآگاه آن را اجرا میکنند.
| مراحل برنامهریزی حذف افکار ناخواسته |
شما میتوانید از روش سه مرحلهای زیر برای برنامهریزی مجدد تفکر و حذف افکار ناخواسته استفاده کنید.
۱. افکاری را که به شما کمک نمیکنند شناسایی کنید. این بدان معنی است که از ترفندهای زبانی خود، آگاه شوید و درک کنید که خودگفتاری شما واقعاً نشان دهنده چیست. گاهی اوقات استفاده از مشاوره شخصی یا حرفهای به این کار کمک می کند.
۲. افکار خودتخریبیتان را مورد مناقشه و بحث قرار دهید. اظهارات خود ما، اغلب طفره رفتن، بازی، بهانه و مانور تدافعی است و دیدن آنها به همان شکلی که هستند به تمرین و شجاعت نیاز دارد. شما بیصدا یا با صدای بلند میگویید: «نه، من این فکر رو نمیپذیرم!»
۳. جایگزین کردن فکر جدید و مفید. این افکار میتواند به شکل تایید باشد. جملات تاکیدی میتوانند به عنوان جایگزینی برای صحبتهای ناخواسته منفی مورد نظر ما عمل کنند.
🌱مطابق تعریف سازمان بهداشت جهانی، #سلامت_روان عبارت است از وضعیتی که:
فرد توانمندیهای خود را بشناسد،
توانایی مقابله با استرسهای روزمره را داشته باشد،
از نظر خانوادگی، اجتماعی و شغلی مفید و سازنده باشد،
بهعنوان بخشی از جامعه ای که در آن زندگی میکند با دیگران مشاركت و همكاری داشته باشد.
⚫️چند نکته مهم در مورد سلامت روان
1) سلامت روان صفر و یک (همه یا هیچ) نیست. سلامت روان یک پیوستار طیفی است. افراد می توانند سطوح مختلفی از سلامت روان را داشته باشند. در مورد سلامت جسمی هم، سلامت سطوح مختلف دارد مثلا فرد می تواند ناراحتی گوارشی جزئی، آلرژی فصلی و آستیگماتیسم داشته باشد برای هر کدام از این موارد تحت درمان پزشک مربوطه باشد اما لزوما خود را فاقد سلامت جسمانی نداند. اگر فردی در ارتباط با اطرافیان یا در مدیریت استرس های روزمره دچار مشکل است؛ این فرد را لزوما نباید بیمار دانست هرچند که این علائم نشان دهنده سطوح پایین تر سلامت روان در اوست.
2) هر فردی می تواند در طول عمرش به بیماری روانپزشکی دچار شود. شیوع افسردگی در زنان حدود 25 و در مردان 12 درصد است. بیش از 30% مردم دنیا در طول زندگی به اختلالات اضطرابی مبتلا می شوند.
3) ابتلا به بیماری های روانپزشکی نشان دهنده ضعف افراد نیست.همانطوری که ابتلا افراد به بیماری جسمی، لزوما نشان دهنده کوتاهی و ضعف آنها نیست.
4) بیماری های روانپزشکی قابل درمان هستند.
5) روش های درمان بیماری های روانپزشکی متنوع است و همه افراد نیاز به استفاده از دارو ندارند. داروهای روانپزشکی اعتیاد آور نیستند. عوارض دراز مدت ندارند .
🔵 سلامت روان تحت تاثیر
1. عوامل بیولژیک مانند ژن ها و بیوشیمی مغز
2. تربیت از دوران کودکی
3. عومل محیطی و اجتماعی
قرار دارد.
آلفرد آدلر یکی از بزرگترین روانشناسان تاریخ میگه شرط سلامت روان، علاقه اجتماعیه!
اگه از من بپرسی در انتخاب پارتنر باید به چه نکتهای توجه کنیم
اولین مسئلهای که بهش اشاره میکنم دقیقا همین علاقه و مسئولیتپذیریِ اجتماعیه!
چون کسی میتونه صمیمیت و عشق رو به صورت سالم تجربه کنه که
اول از همه نوع دوستی در اون پرورش یافته و غیر از خودش میتونه دیگری رو ببینه!
درواقع فردی که فقط درگیر نیازهای خودشیفتهوار خودش هست چطور میتونه عشق رو در رابطه تجربه کنه؟
صمیمیت و علاقه وقتی ایجاد میشه که دو نفر در کنار اینکه فردیتشون رو حفظ میکنند، برای دیگری هم پایگاه امنی میشن تا دلبستگی در رابطه ایجاد بشه
و برای این امن بودن باید بتونیم به دیگران هم فکر کنیم و پامون رو فراتر از خودمون بذاریم!
پس یک رابطه سالم علاوه بر هیجان نیاز به نوع دوستی، پختگی و مسئولیت پذیری داره...
خوانش و تحلیل شخصیت
قهرمانهای کتاب "مزرعه حیوانات"
نوشته جرج اورول
به زودی در گروه سوپرویژن روانشناسی
https://t.me/+4zX5QEtbKds1NDE0
🌈⭕️🌈⭕️🌈⭕️
احساسات، نقشهی درونی روان ما هستند؛ آنها نشان میدهند که کجا زخم خوردهایم، کجا نیاز داریم رشد کنیم. حساس بودن، نشانهی ضعف نیست، بلکه گواهی بر عمق تجربهی انسانی است. اما تفاوت ظریفی بین شناخت احساسات و غرق شدن در آنها وجود دارد. وقتی احساسات خود را بدون ترس بپذیریم و از آنها بهعنوان راهنما استفاده کنیم، به جای اسیر شدن در آنها، به درکی عمیقتر از خود میرسیم. سرکوب احساسات، تنها آنها را در ناخودآگاه ما دفن میکند و در زمانی نامناسبتر، به شکلی نامنظم بروز میدهد. رشد روانی یعنی توانایی در پذیرش، تنظیم و هدایت احساسات، نه جنگیدن با آنها. شجاعت واقعی این نیست که احساست را پنهان کنی، بلکه در این است که آنها را بشناسی، بپذیری و در مسیر درست از آنها استفاده کنی.
