en
Feedback
بامداد خمار

بامداد خمار

Open in Telegram

#شب_شراب_نیرزد_به_بامداد_خمار دنیایی متفاوت از شعر را با ما تجربه کنید...

Show more
341
Subscribers
No data24 hours
-47 days
+530 days
Posts Archive
مهمترین چیز در زندگی چیست؟ اگر این سوال را از کسی بکنیم که سخت گرسنه است، خواهد گفت غذا. اگر از کسی بپرسیم که از سرما دارد می میرد، خواهد گفت گرما. و اگر از آدمی تک و تنها همین سوال را بکنیم، لابد خواهد گفت مصاحبت آدمها. ولی هنگامی که این نیاز های اولیه برآورده شد، آیا چیزی می ماند که انسان بدان نیازمند باشد؟ فیلسوفان می گویند بلی، و آن این است که بدانیم که ما کیستیم و در اینجا چه می کنیم؟ دنیای صوفی #یوستین_گردر

برادران از گناه آدم ها نهراسيد، آدمی را در گناهش نیز دوست بدارید، که این شباهت به محبت خداوند، اوج محبت در زمین است. #فئودور_
برادران از گناه آدم ها نهراسيد، آدمی را در گناهش نیز دوست بدارید، که این شباهت به محبت خداوند، اوج محبت در زمین است. #فئودور_داستایفسکی برادران کارامازوف

آن یار طلب کن که تو را باشد و بس ‏معشوقه‌ی صد هزار کس را چه کنی؟ #ابوسعید_ابوالخیر

چقدر انسان جسور می‌شود وقتی مطمئن است کسی دوستش دارد.
چقدر انسان جسور می‌شود وقتی مطمئن است کسی دوستش دارد.

آیا فکر میکنی به همین سادگی است که برای رهایی از یک زخم ، آن را ببندی؟ #ژان_کوکتو

یاران ناشناخته ام چون اختران سوخته چندان به خاک تیره فرو ریختند سرد که گفتی دیگر ، زمین ، همیشه شبی بی ستاره ماند #شاملو

‏کیف بَنیت نفسکَ؟ -جُرحأ علی جُرح -چگونه خود را ساخته‌ای؟ -زخم به زخم.
‏کیف بَنیت نفسکَ؟ -جُرحأ علی جُرح -چگونه خود را ساخته‌ای؟ -زخم به زخم.

هیچ چیز قوی‌تر از صبر و زمان نیست و همه چیز برای کسی که می‌داند چگونه صبر کند به موقع اتفاق می‌افتد. #لئو_تولستوی

خودت به قوانینی که به من تحمیل می کردی کوچکترین احترامی نمی گذاشتی. #کافکا نامه به پدر
خودت به قوانینی که به من تحمیل می کردی کوچکترین احترامی نمی گذاشتی. #کافکا نامه به پدر

طاعونی خواهم شد برای خودم ، تو و تمام دنیا . #فرانتس_کافکا _ نامه به فلیسه

به من می‌گویید: «تاب آوردنِ زندگی دشوار است.» پس گردن فَرازی‌ات در بامداد و اُفتادگی‌ات در شامگاه از چیست؟ تاب آوردنِ زندگی دشوار است: اما خود را چنین نازپرورده مَنَمای! . . . #فریدریش_نیچه چنین گفت #زرتشت

پدرم مردی بود.. با صورت عرق کرده قرمز و عصبانی و بنظر می رسید هر چه بیشتر کار می کرد فقیر تر می شد ضربان قلبش نا منظم می شد قوطی سیگار نیمه پرش این ور و آن ور پخش و بلا بود هشت که می شد میخوابید و پنج بیدار می شد سر مان داد می کشید زن و بچه اش را کتک می زد زود مرد.. پس از خاکسپاری اش در اتاق خواب خالی اش نشستم و آخرین قوطی سیگارش رو دود کردم اعتقاد داشت تو دنیا فقط یک راه هست و یک فرمول مرگش نبود که ناراحتم می کرد اعتقاد خشکش بود در زندگی که اذیتم میکرد

امیدوار بودم، و آنهایی که امیدوارند بیشتر رنج می‌کشند. #دیدم_ماداک

«او تند خو نبود آنها از سمت شكسته اش به او نزدیک می شدند..»

آن‌هایی که قلبمان را آتش زدند، از بویِ دود گِلایه کردند. #صلاح_المصری

‌‏یک روز خودم را خواهم بخشید از آسیبی که به خویش روا داشتم.از آسیبی که اجازه دادم دیگران بر من روا دارند. و چنان محکم خویش را در آغوش خواهم کشید که هرگز ترک خود نکنم. #امیل_دیکینسون

‏بی‌تفاوتی، آخرین فصل درد و رنج است.

«نه نه نصیحتم نکن. دردِ من از پندِ تو بلند آوازتر است»
«نه نه نصیحتم نکن. دردِ من از پندِ تو بلند آوازتر است»

دیگر بسم است به قدر کافی به ندای دلم گوش کردم، از حالا دیگر باید به حکم عقل زندگی کرد. #ابله #داستایفسکی

تو کز خاموشی ام فهمی نداری، چه خواهی فهم کردن از کلامم؟ #شفیعی_کدکنی
تو کز خاموشی ام فهمی نداری، چه خواهی فهم کردن از کلامم؟ #شفیعی_کدکنی