نشر افکار
Open in Telegram
روابط عمومی: @Nashreafkar واحد فروش: @afkar_vahede_foroush پذیرش اثر: NashreAfkar@gmail.com اينستاگرام: https://www.instagram.com/nashreafkar/ توییتر: twitter.com/nashreafkar سایت افکار: www.NashreAfkar.com
Show more903
Subscribers
+124 hours
No data7 days
+830 days
Posts Archive
903
۲۲ دسامبر، سالمرگ ساموئل بکت (Samuel Barclay Beckett)، داستاننویس، نمایشنامهنویس و شاعر ایرلندی (۱۳ آوریل ۱۹۰۶ - ۲۲ دسامبر ۱۹۸۹) بود که آثار متعدد او چون نمایشنامۀ در انتظار گودو که با مفهوم «تئاتر پوچی» گره خوردهاند، به زبانهای گوناگون جهان ترجمه و اجرا شدهاند.
بکت از رسانهها پرهیز داشت و کمتر ویدئویی از او وجود دارد؛ یا اگر هم هست، تنها سکوت او را نشان میدهد. آنچه خواهید دید، فیلم کوتاهی از پیادهروی بکت در برلین است که رزا وایم و دنیل اشمید در سال ۱۹۶۹ ضبط کردهاند.
گزیدهای از زندگی و آثار بکت روی این فیلم زیرنویس شده که برگرفته از بخش پایانی کتاب راهنمای خوانش آثار ساموئل بکت است.
این کتاب اثر هیو کنر، منتقد برجستۀ ادبیات انگلیسی، است که با ترجمۀ رضوانه امامیپور در نشر افکار منتشر شده و افزون بر زندگینامۀ بکت، آثار متعدد او را که به انگلیسی و فرانسوی نوشته شدهاند، معرفی میکند.
@NashrAfkar
903
Repost from پخش چشمه
#معرفی_کتاب
دیالکتیک و امید
نویسنده: ارنست بلوخ
مترجم: شروین طاهری
انتشارات افکار، چاپ اول
192 صفحه، رقعی، شومیز
قیمت: 110.000 تومان
#فلسفه
#معرفی_کتاب
#انتشارات_افکار
@cheshmehdis
www.cheshmehdis.com
www.instagram.com/cheshmehdis
903
شب یلدا در اسطورههای ایران و جهان
در ایران كنونی آخرین شب پاییز و بلندترین شب سال شبی است كه یلدا نام دارد و یلدا را دانستیم كه با میلاد و تولد هممعنی است. با عنایت به اهمیت خورشید در زندگانی انسان آغازین و پس از آن و بدان دلیل كه به روایت بیرونی، روز بعد از شب یلدا و ماه نو یعنی دی ماه، «خورماه» نیز نامیده میشد و در تقویم كهن ایرانی نیز دی به معنی «دادار» یا خداوند است، شب یلدا بیتردید زادشب تولد خورشید و در پی آن مهر و پس از آن عیسی است.
میدانیم كه در تقویم زراعی سال به دو فصل سرد و گرم تقسیم میشود و در تقویم طبیعی و دقیق ایرانی انقلاب زمستانی از شبگیر آخر آذر و با ورود خورشید از برج قوس به برج جدی پدید میآید و از این زمان روزها بهتدریج بلندتر میشود و به سوی انقلاب تابستانی و باروریِ زمین بازمیگردد. و چنین است كه نزد مردم چنین روندی با زایش یا تولد دیگربارۀ خورشید همراه شده است و آن را گرامی میدارند.
به روایت بیرونی، در تقویم كهن و زراعی ایران كه هنوز هم در بسیاری از نقاط روستایی رواج دارد، شب آخر آذر یا شب چلۀ بزرگ، شب عید نوروز و در تقارن با زادروز خورشید بوده است. بعد از پیروان مهرپرستی و پیروان عیسی، خرمدینان پیرو مزدك روز اول دی را «خرم روز» مینامیدند و «جشن خرم روز» از آغاز زادشب زایش خورشید آغاز میشد.
شب یلدا با آغاز چلۀ بزرگ در تقویم مردمی همراه است و چنین مینماید كه مزید بر تقسیم سال به دو فصل سرد و گرم و توجه به عدد 40 كه نماد كمال و اوج است، در تقویمی مردمی هر سال با اتكا به تقویم محسوس قمری و محاسبۀ ایام پَنجه به 9 ماه 40 روز تقسیم میشود؛ ویژگیهای هر فصل در پایانِ گذشتِ 40 روز از آن فصل، به اوج خود میرسد و چهار روز و یا پنج روز بعد از هر چله، اوج كامل آن فصل است. در این تقویم كه از آغاز نوروز زراعی - یعنی آغاز زمستان و فصل استراحت روستائیان - آغاز میشود، بعد از چهل روز از گذر «چلۀ بزرگ»، «چلۀ كوچك» آغاز میشود؛ و چهار روز بعد از چلۀ بزرگ، «چلۀ چاروچار» و زمان اوج سرما است؛ و بعد از چلۀ چاروچار، زمین رو به گرمی میگذارد و در فرهنگ مردم نفس میكشد.
در فرهنگ مردم، «سرما پیرزن» بر فصل زمستان فرمان میراند و در روایتی لُری، آمیل، پسر بزرگ «سرما پیرزن» فرمانگزار پیرزن در چلۀ بزرگ و مَمیل پسر كوچك او فرمانگزار مادر از پایان چلۀ بزرگ و آغاز چلۀ كوچك تا پایان آن است. در این روایت، امیل و مَمیل در اشاره به نمود گذر زمستان میمیرند و سرما پیرزن دوك خود را آتش میزند و از فراز كوه آن را در غم از دست دادن فرزندان برای آتش زدن فلك به آسمان پرتاب میكند. بدین روایت، اگر دوك آتشگرفته به آب بیافتد، آن سال سالی پرباران است؛ اگر به خشكی بیافتد، سالی خشك خواهد بود؛ و اگر بر درختی فرود آید، سال وزش بادها است. شعری لری در اشاره بدین روایت است:
امیل رَتُ مَمیل رت / امیل رفت و مَمیل رفـت
ری وَكی كنم خش / با چهكسی روی خوش كنم
دوك پـلم و دارمُ / دوك نخریسیام را بردارم
عـالـم زنـم تـش / و عالم را به آتش بكشم
در روایت دیگری از شب یلدا، خورشید و ماه دلدادۀ یكدیگرند و ماه بر آن است كه شبی راه را بر خورشید ببندد و كنار دلدار باشد، اما همیشه به خواب میرود و نمیتواند در كنار دلدار قرار گیرد. سرانجام، ستارهای را اجیر میكند، ستاره ماه را پیش از رسیدن خورشید و فرا رسیدن روز بیدار میكند و آن شب را این دو دلداده به عشقبازی سپری میكنند؛ و چنین است كه آن شب بلندترین شب سال و شب یلدا میشود. در روایتهای ایرانی، با عنایت به آنیمیسم و زندهپنداری نمودهای طبیعت كه یكی از ویژگیهای اسطورهها است، خورشید، زن و ماه، مرد است؛ و این خود اشاره به زمان قدرت بانوخدایان و از آن شمار خورشیدبانو دارد.
از مقالۀ «شب یلدا: زادشب خورشید به شبگیر یا دمدمههای صبح»
اسطوره و آیین (مجموعه مقالات در قلمرو انسانشناسی)
محمدحسین باجلان فرخی
خرید آنلاین از پخش ققنوس، پخش چشمه و صدای معاصر
نسخۀ الکترونیک در فیدیبو
@NashrAfkar
903
مرد په نام ءَ ءُ نامرد په نان ءَ مريت.
Mard pa naamaa o naamard pa naanaa merit.
مرد برای نام و نامرد برای نان میميرد.
تحقیقی در امثال و حکم زبان بلوچی
نویسنده: درمحمد کرد
نسخه الکترونیک در طاقچه
@NashreAfkar
903
شب یلدا در اسطورههای ایران و جهان
خورشید در مسیر سالانه و همنوایی با حركت زمین در گردش به دور خورشید در آخر پاییز و به هنگام گذر از برج قوس و ورود به برج جدی به فروترین نقطۀ فرودی خود در افق جنوبشرقی زمین میرسد. در چنین زمانی است كه در آخرین شب آذرماه و پیش از فرارسیدن دیماه، بلندترین شب سال به بلندای پیش از پانزده ساعت پدیدار میشود؛ شبی كه در فرهنگ مردم ایران «شب یلدا» نام دارد.
محمدحسین باجلان فرخی، اسطورهشناس و انسانشناس، در مقالۀ «شب یلدا: زادشب خورشید به شبگیر یا دمدمههای صبح» که در کتاب اسطوره و آیین (مجموعه مقالات در قلمرو انسانشناسی) منتشر شده است، به این موضوع میپردازد.
خرید آنلاین از پخش ققنوس، پخش چشمه و صدای معاصر
نسخۀ الکترونیک در فیدیبو
@NashrAfkar
903
چهل و چله در اسطورههای ایران و جهان
چهل عدد انتظار، آمادگی، آزمایش و تنبیه است. بهزعم رنه آلنده، عدد چهل نشانۀ به پایان رسیدن یك دور تاریخ است، دوری كه نه فقط به تكرار، بلكه به تغییری اساسی و گذر از نظام عملی از یك زندگی به زندگی دیگر منتهی میشود.
خداوند حضرت موسی و محمد (ص) را در چهل سالگی فراخواند، بیعت با نوح چهل روز پس از طوفان رخ داد، موسی چهل روز بر طور سینا ماند، مدت موعظۀ عیسی چهل ماه بود، در طول چهل روز بر حواریون ظاهر شد و عروج او از قبر پس از چهل ساعت رخ داد. عبرانیان بدعهد به چهل سال آوارگی در بیابان كیفر شدند و بشر گناهكار با چهل روز و شب باران، مكافات پس داد.
در میان چندین قوم موریتانی، شمارۀ ۴۰ نقشی اساسی دارد. برای آنها چهل شمارۀ روزهایی است كه جسد موجود زنده برای جدا شدن از تمام متعلّقاتش احتیاج دارد؛ در واقع، تا قبل از این مدت چهلروزه، فرد كاملاً نمیمیرد. مراسم چلۀ متوفا، مراسمی است كه آخرین موانع عزا را مرتفع میكند و در آنزمان جشن رهایی برپا میشود و مراسم تزكیه انجام میگیرد.
بنا به عقاید یزیدیان و در كتاب آنان موسوم به مصحف رش آمده است كه خداوند چهل فرشته را رازدار و مقرب خود آفرید كه به چهل تن معروفاند.
در كتاب چند چهرۀ كلیدی در اساطیر گاهشماری ایرانی آمده است: «اصطلاح چله در اعمال زاهدانۀ صوفیان برای تفكر در یك دورۀ چهل روزۀ گوشهنشینی و روزهداری به كار برده میشود. همچنین در آیینهای مردمی، چله، دورۀ چهل روزهای است كه شخص و موجودیت او با یك وضع مهم و حساس برخورد پیدا میكند. این مواقع عبارتاند از: تولد، ازدواج و مرگ. این چهل روز بهمعنای یك دوره اغتشاش و فترت است كه بعد از هر انتقال به یك مرحلۀ تازه اتفاق میافتد.»
ایرانیان برای وفاتیافتگان خود مراسم چهلم میگیرند و تا چندی پیش، هنگامی كه كودكی به دنیا میآمد، او را تا روز چهلم در انظار ظاهر نمیكردند.
عدد چهل در واژۀ چله و جشن و سروری كه در شب چله (شب یلدا) برقرار است، در ارتباط با جشن سده، یكی دیگر از جشنهای ایرانیان است. بدین معنی كه از شب چله تا جشن سده كه در ۱۰ بهمن ماه برگزار میشود، ۴۰ روز باقی مانده است. گویی جشن سده جشن چهلمین روز تولد خورشید یا همان مهر است.
اعتقاد بر این است كه چهلمین روز هر فصل، نماد اوج آن فصل است.
در رابطه با عدد چهل میتوان اظهار كرد كه دورۀ آبستنی انسان در حدود ۲۸۰ روز و معادل با (۴۰×۷) است. این موضوع بیانگر این است كه رشد جنین ۷ مرحله داشته و هر یك از این مراحل ۴۰ روز بودهاند. گویی برای به دنیا آمدن یك موجود انسانی، انسان دیگری باید هفت مرتبه، چلهنشینی كند.
در ایران مكانهایی وجود دارند كه واژۀ چهل را تداعی میكنند. مقبرۀ شاه چهلتن رفسنجان، چهلچشمه دیواندره، چهلچشمه فراشبند، چهلستون قزوین، چهلستون اصفهان، بقعۀ چهلدختران دامغان و قلعۀ چهلدختر ایرانشهر از این جملهاند. به غیر از اینها، مكانهایی با نام چهلشهر، چهلسواران، چهلامیران، چهلخانه، چهلحصار و چهلتخم هم داریم.
در آخر بد نیست كه بیتی را هم از حافظ و در رابطه با عدد چهل و تحول مربوط به آن بیاوریم:
كه ای صوفی شراب آنگه شود صاف
كه در شیشه برآرد اربعینی
عدد، نماد، اسطوره
نویسنده: آرش نورآقایی
سفارش آنلاین از پخش ققنوس
دانلود نسخه الکترونیک از طاقچه
@NashrAfkar
903
تخفیف شب یلدای کتابهای نشر افکار
تخفیف ۴۰ تا ۵۰ درصدی کتابها در طاقچه
تخفیف ۳۰ درصدی با کد تخفیف all30 برای همۀ کتابها در فیدیبو
@NashrAfkar
903
چله در اسطورههای ایران و جهان
عدد چهل در واژۀ چله و جشن و سروری كه در شب چله (شب یلدا) برقرار است، در ارتباط با جشن سده، یكی دیگر از جشنهای ایرانیان است. بدین معنی كه از شب چله تا جشن سده كه در ۱۰ بهمن ماه برگزار میشود، ۴۰ روز باقی مانده است. گویی جشن سده جشن چهلمین روز تولد خورشید یا همان مهر است.
اعتقاد بر این است كه چهلمین روز هر فصل، نماد اوج آن فصل است.
در رابطه با عدد چهل میتوان اظهار كرد كه دورۀ آبستنی انسان در حدود ۲۸۰ روز و معادل با (۴۰×۷) است. این موضوع بیانگر این است كه رشد جنین ۷ مرحله داشته و هر یك از این مراحل ۴۰ روز بودهاند. گویی برای به دنیا آمدن یك موجود انسانی، انسان دیگری باید هفت مرتبه، چلهنشینی كند.
عدد، نماد، اسطوره
نویسنده: آرش نورآقایی
سفارش آنلاین از پخش ققنوس
دانلود نسخه الکترونیک از طاقچه
@NashrAfkar
903
وقتی از بنیادگرایی در اسرائیل حرف میزنیم، از چه حرف میزنیم؟
در کتاب مقدس آمده است كه بنیاسرائیل به فرمانِ پروردگار باید آمالكیها - عمالقه، یكی از طوایفِ كنعانی - را به همراه زنان، بچهها و همۀ اقوامشان قتلعام كنند. از دیدگاه ستیزهجویانِ بنیادگرای یهودیای مثل خاخام یسرائیل هس، رئیسِ سابقِ «دانشگاه بار-ایلانِ» تلآویو، آمالكیهای اشاره شده در متنِ مقدس، همان عربهای فلسطینی امروزی هستند. هس مقالۀ خود به نام «فرمانِ نسلكشی در تورات» را با این كلمات به پایان میرساند: «آنروز خواهد آمد تا همگی ما برای اجرای فرمانِ جنگی از قبل مقدّر شدۀ الهی برای نابودی آمالكیها فراخوانده شویم.»
در اسرائیل تلاشهای متعددی از سوی بنیادگرایان یهودی برای نابودی قبهالصخره و مسجدالاقصی صورت گرفته است، زیرا یهودیان معتقدند كه این دو عبادتگاهِ مسلمین بر روی ویرانههای «معبدِ دوّم» - معبدی كه در سال 66 میلادی توسط رومیها ویران شد - بنا شدهاند. یهودا اتزیون، یكی از كسانی كه متهم به اعمال تروریستی و توطئهچینی برای نابودی قبهالصخره و مسجدالاقصی شده بود، در دادگاهِ خود، صلاحیتِ قاضیهای اسرائیلی را اینگونه به چالش كشید: «خداوند مسئولیتِ جلوانداختنِ فرایندِ رستگاری از راه اقدامهای رادیكال را به من سپرده است.» در اسرائیل تشكیلات رسمیای به نام «مؤمنانِ معبدِ كوه» وجود دارد كه خواهانِ تسطیحِ «معبد» و تطهیرِ محوطۀ آن با خونِ یك گوسالۀ مادۀ قرمزرنگِ خالص است. خواستۀ این افراد درست مبتنی است بر آنچه در انجیل بهعنوان مقدمات لازم برای ساختنِ معبدِ جدید تجویز و توصیه شده است. و از آنجا كه گوسالههای مادۀ قرمزرنگ حیوانات بسیار نادر و كمیابی هستند، تشكیلاتِ «مؤمنانِ معبد كوه» پول به نسبت هنگفتی در یك مؤسسۀ علمی در ایالات متحدۀ آمریكا صرف تولیدِ چنین حیوانی كرده است.
ملیگرایی یهودی، یا صهیونیسم، پیشگوییهای آخرتشناسانه مربوط به آمدنِ «منجی موعود» را از طریقِ ماوراءالطبیعهزدایی كردنِ «منجی»، عینیت و فعلیت بخشیده و به این ترتیب سرنوشتِ «اسرائیل» [«قوم برگزیدۀ خداوند»] را به دستِ انسانها سپرده است. بیشتر یهودیان بر این باورند كه آنان از اخلافِ ساكنانِ عبری فلسطین در دورانِ باستاناند. خواه چنین ادعاهایی را با توجه به شواهدِ ژنتیكی و تاریخی موجود بپذیریم یا نپذیریم، ایدۀ قومیتِ یهودی توسط مذهب شالودهریزی شده و هویتِ یهودی هم در اساس مبتنی است بر سنتِی یهودی كه قدمتِ آن به دورانِ باستان بازمیگردد. جنبشِ صهیونیستْ سنت گفتهشده را سكولاریزه كرد، بیآنكه مفهومِی چالشناپذیر از یهودیتِ سكولار به دست دهد.
«گوش امیونیم»، جنبشِ مهاجرنشینی بنیان گذاشته شده از سوی اعضای «حزب ملی مذهبی» در 1974، به صراحت هدف خود را «رستگاری سرزمین اسرائیل در روزگار ما» اعلام كرده است. این جنبش اعلام كرده است كه این هدف از طریق اجازهدادن به یهودیان برای سکونت در هر نقطهای از سرزمینهای اشغالی، و از طریقِ كارزار سیاسی، محقق خواهد شد. اعضای «گوش امیونیم» خودشان را بهمثابۀ احیاگران اسرائیل باستان تلقی میكنند. آنان اسامی شهرهای انجیلی و اسامی قهرمانان عهد عتیق را بهترتیب روی شهركها و بچههای خود گذاشتهاند. بنا به گفتۀ خاخام موشه لوینگر، رهبرِ این جنبشِ مذهبی یهودی، سرزمینهای فتحشده در سال 1967 به صاحبانِ حقیقی این سرزمینها بازگردانده شده است، درست به همان ترتیب كه خداوند به آبای انجیلیِ آنان قول داده بود. «گوش امیونیم» به عمد قانونها و مقرراتِ دولتِ اسرائیل در خصوصِ ممنوعیتِ شهركسازی در نزدیكی شهرهای عربنشین را زیرپا گذاشت.
بخشهایی از کتابِ فاندامنتالیسم (بنيادگرایی)
نوشتۀ مَلیس روتون
ترجمۀ بيژن اشتری
دانلود نسخۀ الکترونیک ویرایش جدید از طاقچه، فیدیبو و کتابراه
@NashrAfkar
903
اقتصاد آزاد یا چپ؟ هژمونی آمریکا یا چین؟ کمونیسم در کدام مناطق موفق بود؟ آیا چین کشوری با نظام سرمایهداری است؟ آیا چین سرمایهداری سیاسی را «صادر» خواهد کرد؟ چرا کنترل مؤثر بر فساد ممکن نیست؟
اینها برخی از پرسشهای اصلی برانکو میلانوویچ در کتاب سرمایهداری و دیگر هیچ (آیندۀ سیستمی که بر جهان حکمرانی میکند) است. کتابی که در پنج فصل به شکل جهانِ بعد از جنگ سرد؛ سرمایهداری بهعنوان یگانه سیستمِ اجتماعیاقتصادی؛ سرمایهداری سیاسی؛ تعاملِ سرمایهداری و جهانیشدن؛ و آیندۀ سرمایهداری جهانی میپردازد.
سیدرحیم تیموری، دانشآموختۀ دکترای جامعهشناسی از دانشگاه تهران و مترجم کتاب، در این ویدئو از سرمایهداری و دیگر هیچ میگوید.
سفارش کتاب از پخش ققنوس و پخش چشمه
نسخۀ الکترونیک در فیدیبو
@NashrAfkar
903
ادبیات عربی معاصر در نشر افکار
انجمن منتظران رهبر
(مجموعه داستان عربی)
نویسنده: علاء الاسوانی
ترجمه از عربی: محمد پاکنیت
نسخه الکترونیک در فیدیبو و طاقچه
سفارش از پخش ققنوس، چشمه، صدای معاصر و ایران کتاب
مرگ آن را تلخ مینوشد
(نوول عربی)
نویسنده: وجدی الکومی
ترجمه از عربی: کریم پورزبید
نسخه الکترونیک در فیدیبو و طاقچه
@NashrAfkar
903
امروز، روز ۱۸ دسامبر (۲۷ آذر) به ابتکار یونسکو، «روز جهانی زبان عربی» نامگذاری شده است.
از ادبیات عربی معاصر سه کتاب در نشر افکار منتشر شده یا در دست انتشار است:
مرگ آن را تلخ مینوشد
(نوول عربی)
نویسنده: وجدی الکومی
ترجمه از عربی: کریم پورزبید
انجمن منتظران رهبر
(مجموعه داستان عربی)
نویسنده: علاء الاسوانی
ترجمه از عربی: محمد پاکنیت
یادداشتهای یک غربزده
(رمان عربی)
نویسنده: علاء الاسوانی
ترجمه از عربی: محمد پاکنیت
@NashrAfkar
903
از جمله آهنگسازان اُپرای نسل بعد از جنگ، میتوان از لوئیجی نونو نام برد که دوشادوش بولز و اشتوکهاوزن سهم عمدهای در پیشبرد توتالسریالیسم اوایل دهۀ پنجاه ایفا کرده بود. گرچه، او حتی در آنزمان نیز آثاری دال بر علاقۀ شدید به آمال بشری، احساسات انساندوستانه و گرایشات کمونیستی بروز داده بود؛ خروش نونو عمدتاً در لوای تغزل ایتالیایی رخ مینماید. نمونه اینکه، کاننات او به ترانۀ معلق با برخورداری از حس عمیق و پویا از اتفاقات و وقایع روزمره به شرح اوضاع زندانیان سیاسی میپردازد. نونو وقتی اولین اپرای خویش را مینویسد، در حقیقت همان تفکرات ساختمانیِ ترانۀ معلق را منتها در قالب اثر ناشکیبایی 1960 که بیشتر کُرالخوانی است تا اپرا بیان میدارد. در اینجا، موسیقی اغلب پرسپکتیوی گسترده در حمایت کرال است. امّا نونو توجه احساسی خویش و غنای اثر را بر کاراکتر مرکزی داستان متمرکز میگرداند که مهاجری است دستخوش ناملایمات زمانه و اطرافیان.
دوست صمیمی و یار هموطن نونو، لوچیانو بریو، نیز از راهی همانند نونو وارد کارازار میگردد و علایق سیاسی صریح و بیپردۀ خویش را نیز کتمان نمیکند. بریو در اواسط دهۀ پنجاه به جمع بولز و اشتوکهاوزن پیوسته، با تصنیف اثری به نام آله لوئیا دو به شیوۀ گروهها اثر اشتوکهاوزن، برای پنج ارکستر خودی مینمایاند. با وجود این، او در بهکارگیری آواز در آثار خویش با متقدمین خود تفاوت مییابد و در عین استفاده از سلاست و روانی آواز ایتالیایی، عناصر نامتعارف موسیقی آوازی را نیز وارد کار میکند. وجه دیگر اختلاف بریو با دیگران، خلق فضای رؤیایی و مالیخولیایی است که از نحوۀ خاص نگرش او به زیباییشناسی مدرن ناشی میشود. تمام این کاراکترها در دو اثر در حوالی سال 1960 برای خوانندهای به نام کَتی بِربِریَن - که آنزمان همسر او بود - نوشته شد که بهعیان قابلتشخیص است؛ یکی اپیفانی برای خواننده و ارکستر و دوایر برای خواننده، هارپ و دو نوازندۀ ضربی که ارتباط تنگاتنگ موسیقی و شعر در هر دو اثر فوق ملحوظ است. بریو در اپیفانی با استفاده از سبکی کاملاً متفاوت، اشعار و کلمات جویس، پروست و برشت و دیگر نویسندگان و شعرا را بهکار میگیرد و درحالیکه در دوایر به تقلید صدای ساز از صدای انسانی میپردازد، معادلی موسیقایی برای کلام و نحو گسیختۀ زبانیِ اشعار کامینگز مییابد.
دوایر اولین اثر مهم تئاتری بریو است و دایرهای بودن فرم آن بهصورتی تماشایی توسط گردش و چرخش خواننده روی صحنه نمایانده میگردد. بههرحال، دوایر راه را برای تصنیف اثر دراماتیک دیگری به نام پاساجیو باز میکند. در این اثر نیز شخصیت محوری داستان در لفاف همراهیهای کرال پیچیده شده است. قهرمان پروتاگونیست داستان زنی است که وقایع روزمره و اجتماع به تحقیر و زوال روح او میپردازند. پس از این اثر، بریو به خلق اوراتوریویی به نام رد پاها در زمینۀ تبعیض نژادی میپردازد و نیز اثر تئاتری دیگری خلق میکند که جنبۀ حمله به کاپیتالیسم (سرمایهداری) را در زمینهای کولاژمانند از متن و موسیقی بر اشعار دانته به خود میگیرد. این اثر به نام هزارتوی دو معروف میشود.
تصویر: کتی بِربِرین در حال اجرای قطعۀ نمایشی رسیتال که همسرش، لوچیانو بریو، نوشت (1971). مضمون کار بررسی علل جنون خوانندۀ کنسرت است.
یک قرن موسیقی مدرن
وقایع سالهای ۱۸۹۴ تا ۱۹۹۴ میلادی
(ویراست جدید ترجمه با تجدیدنظر در تصاویر)
نویسنده: پل گریفیتس
ترجمه: کیوان میرهادی
مجموعهٔ موسیقی جهان - ۵
چاپ اول: ۱۴۰۲
۲۴۰ صفحه، مصور رنگی
سفارش آنلاین کتاب: پخش ققنوس
نسخۀ الکترونیک: فیدیبو
@NashrAfkar
903
یکی، نان برای خوردن ندارد
یکی، جا برای انبار کردن
یکی پیراهن ندارد
یکی در فکر شال ترمهای است
این جهان
تلی از خاک است
در آن بعضی زندهاند
بعضی مردهاند
و هر کسی حال وروز خودش را دارد
زمان دراز است و
عمر، کوتاه
و بهار پادشاه فصلهاست
غازی که در آسمانها پرواز میکند
به دنبال آبگیری میگردد.
اولژاس سلیمانف
(شاعر قزاقستانی)
نقاشی: ثروت و فقر، کارل فَن مندر
از کتاب:
روزهای چوبی
(گزیدۀ شعر معاصر جهان)
گزینش و ترجمه به فارسی: رسول یونان
سفارش آنلاین از پخش ققنوس، پخش چشمه و صدای معاصر
@NashrAfkar
903
قواعد جدید روش جامعهشناسی: نقد پوزیتیو جامعهشناسیهای تفسیری در فیدیبو منتشر شد.
این کتاب اثر آنتونی گیدنز، جامعهشناس برجسته بریتانیایی، است که با ترجمه دکتر عباس محمدی اصل منتشر شده است.
کتاب حاضر دربارۀ روش بهمعنایی است که فلاسفۀ اجتماعی - در مفهوم مورد استفادۀ دورکیم در قواعد روش جامعهشناسیاش - مشخصاً از این اصطلاح مراد میکنند. لذا چنین کتابی راهنمای چگونگی انجام تحقیق عملی نیست و طرح پژوهشی خاصی ارائه نمیدهد. روش، در درجۀ اول، تمرینی برای توضیح مسائل منطقی است. عنوان فرعی این مطالعه را "نقد پوزیتیو جامعهشناسیهای تفسیری" نهادهام. خواننده خواهد دید که این نام فاقد معنای پوزیتیویستی است. آن را تنها بهمعنای همدردی یا برسازندگی استفاده کردهام: معنایی معمول پیش از برگردان کنت از این واژه چونان فلسفۀ مشخص علم اجتماعی و طبیعی. "جامعهشناسیهای تفسیری" بدان روی اسم بیمسمایی برای مکاتب فکریِ عرضه شده در فصل اول است که برخی نویسندگانی که کارشان مورد بحث قرار گرفته است، از جدا کردن اقوالشان از جامعهشناسی خرسند نیستند. من از این اصطلاح فقط به این دلیل استفاده کردهام که عنوان مناسب دیگری برای دستهبندی سلسلۀ آثار واجد دغدغههای مشترک نسبت به "جامعهشناسیهای تفسیری" در دسترس نبود. موضوعات این مطالعه مواردی هستند که نظریۀ اجتماعی باید در ملاحظۀ کنش بهعنوان رفتار عقلانی تأملی و منتظم توسط کارگزاران انسانی ترکیب کند و باید اهمیت زبان چونان رسانهای عملی در جایی فراچنگ آید که آن را ممکن ساخته است. استلزامات این ایدهها عمیق هستند و کتاب به ردیابی تنها معدودی از آنها محدود شده است. قائل به اساسی بودن خودتأملی به میانجیگری زبان برای هویت سازی رفتار اجتماعی انسان باید ضمناً معترف به چنین باوری برای فعالیتهای خودش بهعنوان تحلیلگر و پژوهشگر اجتماعی و امثالهم باشد. فکر میکنم بهعلاوه درست باشد که بگوییم نظریههای تولید شده در علوم اجتماعی فقط "چارچوبهای معنا" برای خودشان نیستند، بلکه ضمناً تشکیلدهندۀ مداخلاتی اخلاقی در زندگی اجتماعی، چونان شرایط وجودیِ جویای توضیحشان هستند.
دانلود نسخه الکترونیک قواعد جدید روش جامعهشناسی از فیدیبو و طاقچه
@NashrAfkar
903
کتاب ریشههای ناخودآگاه شخصیت: تیپشناسی یونگی و آزمون MBTI در فیدیبو منتشر شد.
این کتاب به قلم کاترین مایرز و لیندا کربی و ترجمۀ آرسام هورداد، دربارۀ یکی از مهمترین تستهای شخصیتشناسی است.
دکتر محمدرضا سرگلزایی، روانپزشک، در مقدمه بر این کتاب نوشته است: «ورود آمریکا به جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۱ فرصتی فراهم آورد تا الگویی که کاترین و ایزابل ساخته بودند، مورد آزمون قرار گیرد. زیرا با ورود آمریکا به جنگ، بیشتر مردان جوان به جبهههای جنگ اعزام شدند و شرایطی ایجاد شد که زنان به سرعت جایگزین مردان در بخش صنعت شوند. آزمون ارزیابی شخصیت مایرز بریگز (MBTI) توانست به سنجش و گزینش سریع و بهترین نیروها برای هر کاری کمک کند. هزاران زن آمریکایی بر اساس تیپ سرشتی شخصیتشان در نقش شغلی مناسب گمارده شدند و اثربخشی MBTI در مقیاس وسیع جمعیتی مورد تأیید قرار گرفت. چنین شد که MBTI تبدیل به آزمونی مهم برای غربالگری شخصیتی و وسیلهای مفید برای راهنمایی تحصیلی و شغلی شد و حتی در حوزههایی بالینی همچون انتخاب همسر و مشاورهی پیش از ازدواج نیز مورد استفاده قرار گرفت.»
دانلود کتاب ریشههای ناخودآگاه شخصیت از فیدیبو، طاقچه و کتابراه
@NashrAfkar
903
Repost from ديدبان آزار
🔹نگاهی اجمالی به کار خانگی و کتاب «انقلاب در نقطه صفر»
🔹چه کسی به لکههای روی فرش فکر خواهد کرد؟
نویسنده: فرزانه کریمی
چگونه میشود بعد از صرف غذا، بدون هیچ مسئولیتی برخاست و رفت و به امور شخصی خود رسید؟ جمعکردن لیوانها و بشقابها، شستن و جابجاکردن و به فکر وعده غذایی بعد شدن چه؟ چهکسی میخواهد پاکیزگی را مراعات کند، چربیها را بشوید و سینک ظرفشویی را آنطور که باید، تمیز نگه دارد؟ چگونه میتوان زنی را تصور کرد که بهاندازه یک نفر، بهاندازه خودش، نگران پاکیزگی محیط اطرافش است، کسی را که در طول روز به آمادهکردن صبحانه و ناهار و شام برای دیگران فکر نمیکند؟ چگونه میشود کسی به لکه روی فرش، روی کابینت، دسته یخچال، پاشیدگی لباسها فکر نکند؟ بپرسیم. اگر زنان در سراسر جهان این درگیریهای ذهنی را نمیداشتند چه تغییری در وضعیت عمومیشان بوجود میآمد؟ چقدر از نیروی فکری خود را ذخیره میکردند؟ به چه مسائل مهمی میپرداختند؟ مراقبت از فرزندان چه میزان انرژی از مادران میگیرد؟ چه چالشهایی پیش روی مادران میگذارد؟ با تولد هر طفل چند زنجیر به زنجیرهای پای مادران اضافه میشود؟ صدای قاشقی که کَف آشپزخانه میافتد، درب کابینتی که باز مانده، شیری که روی اجاقگاز سر رفته و اجاقگازی که باید مجددا پاکیزه شود، لباسهای سفید و…، اینها چقدر تمرکز میخواهد؟ تکرارِ روزانه این کارها چه میزان از نیروی فکری و جسمی زنان را میبلعد؟
در سال ۱۹۷۲، که کارزار مطالبه مزد برای کار خانگی توسط زنانی از ایتالیا، انگلستان، فرانسه و ایالات متحده، به راه افتاد، در افغانستان چه خبر بود؟ در سال ۲۰۲۳ وضعیت حقوق زنان افغانستانی چیست؟ واقعیت وَهمآلود و اندوهباری است که اکنون فکرکردن به حقوق زنان افغانستان جرات زیادی میطلبد. چهاینکه زنان افغانستان جز کار خانگی و اطاعت از مردان حق دیگری ندارند. آنچه اینجا در مورد کار خانگی زنان میخوانیم، مسئولیت تحمیلی مشترکی است که به زنان جهان داده شده است، افغانستان هم ذیل این مجموعه قرار میگیرد. در افغانستان اما بهشیوههای تندروانه و بنیادیتر، تلاش میشود زنان در خانهها بمانند و فعالیت محوریشان کار خانگی باشد. زنان با وحشت از فضاهای عمومی حذف میشوند و به پستوهایخانهها رانده میشوند.
متن کامل:
https://harasswatch.com/news/2243/
@harasswatch
