نشر افکار
Open in Telegram
روابط عمومی: @Nashreafkar واحد فروش: @afkar_vahede_foroush پذیرش اثر: NashreAfkar@gmail.com اينستاگرام: https://www.instagram.com/nashreafkar/ توییتر: twitter.com/nashreafkar سایت افکار: www.NashreAfkar.com
Show more903
Subscribers
+124 hours
No data7 days
+830 days
Posts Archive
903
اسلحهٔ نامرد روز جنگ مال افراد شجاع و دلير است.
(درباب اینکه با تسليم يا كشته شدن افراد ترسو اسلحهٔ آنها به افراد شجاع میرسد)
نامردانی سليح جنگی روچ ءَ مردانی انت.
Namardaani seleyh jangey roochaa mardaani ent
تحقیقی در امثال و حکم زبان بلوچی
نوشتهٔ درمحمد کرد
نسخهٔ الکترونیک در طاقچه
@NashrAfkar
903
چند اصطلاح روانشناسی
● ناخودآگاه شخصی
آن بخش از ناخودآگاه را شامل میشود که با تاریخچه زندگی شخصی ما مرتبط است به این معنی که از بدو تولد تا زمان حاضر را در بر میگیرد...
● ناخودآگاه جمعی
در روان انسان لایههای عمیقتری از ناخودآگاه نیز وجود دارد که بسیار ژرفتر و وسیعتر از ناخودآگاه شخصی است. یونگ این اقیانوس عمیق و وسیع را «ناخودآگاه جمعی» نامگذاری کرد. ناخودآگاه جمعی میراث روانی بشر است. به تعبیری دیگر ناخودآگاه جمعی تهنشینی از تمام اندیشهها تجربیات و احساسات گذشتگاه نیاکان و اجدادِ انسانی و حتی حیوانی ماست. یونگ باور داشت روان کودک لوح سفیدی نیست که منتظر شکلپذیری در محیط باشد...
● کهن الگو
کهن الگوها بخش اعظم محتویات ناخودآگاه جمعی هستند، آنها ظرفیتهای موروثیند که تداومبخش رفتارهایی هستند که برای همۀ انسانها صرف نظر از نژاد و فرهنگ جنبۀ عام دارند. مثل پرستاری کردن یا پرخاشگری، رشادت و جوانمردی، مادری کردن، استاد بودن و.... همانطور که غرایز انسان او را به سوی رفتار خاصی هدایت میکند، کهن الگوها نیز انسان را وامیدارند تا اندیشهای همگانی و جهانی داشته باشد. کهن الگوهایی مثل «قهرمان» یا پهلوان در تمام داستانهای اسطورهای در تمام فرهنگها و اقوام مختلف تکرار شده است. در نتیجه شاهد هستیم که انسان به گونهای ناخودآگاه در مقاطعی از زندگی به شدت مایل است همچون قهرمانان باستان رفتار کند. در چنین مواقعی به اصطلاح میگوییم که در روان او کهن الگویی به نام قهرمان تجلی پیدا کرده است...
● خویشتن
«خویشتن» کهن الگوی مرکزی ناخودآگاه جمعی است. تقریباً به همان ترتیبی که خورشید مرکز منظومه شمسی است، خویشتن کهن الگوی نظم سازماندهی وحدت و یگانگی است و به همین دلیل کهن الگوها را به سمت خود میکشاند، و اندیشههایی که متأثر از کهن الگوهاست و دیگر جنبههای شخصیت را متحد و پیوسته میکند و احساسی از استحکام و یکتایی به آنها میدهد. خویشتن هنگام تولد حضور ندارد و پس از سالها آزمون و خطا و حل تضادهای درونی به تدریج تکامل مییابد؛ زیرا لازم است پیش از پدیدار شدنش همهٔ سیستمهای شخصیت به تکامل رسیده باشند. از این رو تا زمانی که فرد به میانسالی نرسیده باشد خویشتن نمایان نمیشود...
● نقاب
پرسونا نقابی است که بازیگران یونان باستان به چهره میزدند و براساس آن نقشهای متنوع و متفاوتی را بر صحنه نمایش ایفا میکردند. همۀ ما برای تعامل در جهان بیرون و برای مؤثر بودن تعاملات و روابط اجتماعیمان نیازمند استفاده از ماسک یا نقاب هستیم در صحنه نماش زندگی گاهی هر کدام از ما مجبور هستیم نقشهای متفاوت و متنوعی را عهده دار شویم، گاهی شاگرد هستیم و گاهی آموزگار، گاهی پدر و مادر هستیم و گاهی فرزند، گاهی مدیر هستیم و گاهی کارمند، گاهی یک همسر هستیم و گاهی یک دوست... به موازات تنوع نقشهایی که در زندگی به عهده میگیریم ناگزیر هستیم نقابهای مختلفی را به چهره بزنیم تا روابط مؤثر و سالمی را در پیش بگیریم...
● سایه
به زبانی ساده «سایه» تمام آن ویژگیها، صفات و احساساتی است که نمیتوانیم در خود بپذیریم و اغلب آنها را روی دیگران فرافکنی میکنیم. این ویژگیها میتواند محتویات مثبت و منفی داشته باشند. سایه دو چهره دارد؛ سایهٔ روشن و سایهٔ تاریک. برای اینکه بتوانیم تعریفی دقیقتر از سایه ارائه دهیم ناگزیر هستیم که تا واژهای به نام پرسونا یا نقاب را نیز تعریف کنیم. سایه نقطه مقابل و تصویری معکوس از ویژگیهای پرسوناست و شامل ویژگیهایی است که ما فکر میکنیم ابداً آنها را نداریم و در خود انکار میکنیم وقتی فردی با نقاب خود یکیانگاری میکند سهم سایه را فراموش میکند و همین مسئله مسبب بسیاری از رفتارهای غیرقابل پیشبینی و رنجآوری در فرد میشود؛ چرا که ناگهان با نیمه تاریک و اغلب ناخوشایندی از خود مواجه میشود که ابداً انتظار آن را نداشته است.
رقص سایه: رهاسازی خلاقیت نیمهٔ تاریک وجود
نوشتهٔ دیوید ریکو
ترجمهٔ محمدمهدی کهربی و عاطفه عبدی
سفارش آنلاین: پخش ققنوس، پخش چشمه، سیبوک، ایران کتاب
نسخهٔ الکترونیک: فیدیبو، طاقچه، کتابراه
@NashrAfkar
903
ناقوس عزا در سوگ که میزند
(قصه جهان - ۲۰)
نوشتهٔ ارنست همینگوی
ترجمهٔ پرویز شهدی
۶۴۲ صفحه
@NashrAfkar
903
نخستین بار حدود شصت سال پیش ترجمهی دستوپا شکستهای از آن با عنوان «زنگها برای که به صدا درمیآیند» منتشر شد و چند سال بعد، (حدود چهل سال پیش) ترجمهای کامل با همین عنوان، همراه با عکسهایی از بعضی از صحنههای فیلم با بازیگری گاری کوپر و اینگرید برگمن. پس از آن، این کتاب و افسانهی همینگوی به دست فراموشی سپرده شد، مانند بسیاری از آثار ارزشمند نویسندگان بزرگ دنیا...
این کتاب ادعانامهایست علیه فاشیسم و همهی دیکتاتورهای جهان. اگرچه بهعقیدهی عدهای همینگوی در جنگ داخلی اسپانیا شرکت نکرده و فقط بهعنوان خبرنگار به آنجا اعزام شده است، ولی این موضوع مانع از آن نشده که همینگوی با دیدی بیطرفانه به یکی از حوادث بزرگ کشور و ملت اسپانیا بپردازد و با دستمایه قرار دادن گوشهی کوچکی از آن جنگ و کشتار چند ساله، ملت اسپانیا را آنگونه که بوده و آنگونه که هست، معرفی کند... همینگوی انقلاب و بعد جنگ برادرکشی اسپانیا را بیطرفانه تعریف میکند؛ چون ضمن طرفداری از خیزش آزادیطلبانهشان، زیادهرویها و نابخردیهایی را که در همهی انقلابها، میان همهی ملتها دیده شده، ناگفته نمیگذارد. صحنههای کشتار زمینداران و اربابان پس از پیروزی انقلاب، شاید به مذاق عدهای، از جمله اولین مترجم این کتاب خوش نمیآمد، ولی حقیقت داشت و همینگوی با ظرافت تمام آن را از زبان یکی از قهرمانان جانسخت و آبدیدهی این انقلاب تعریف میکند.
حیف که این کتاب هم مانند بسیاری از آثار ارزشمند ادبیات جهان مورد بیمهری ناشران ما قرار گرفته است. ولی آثار جاودانهی ادبیات ملتها هیچ زمان کهنه نمیشوند و همیشه و در هر شرایطی، به ویژه برای نسل جوان و آیندهسازان اهمیت و ارزش حیاتی دارند. هدف من هم از ترجمهی سوم این کتاب و ارائهی آن همین بوده است؛ تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.
از مقدمهی مترجم
ناقوس عزا در سوگ که میزند
(قصه جهان - ۲۰)
نوشتهٔ ارنست همینگوی
ترجمهٔ پرویز شهدی
۶۴۲ صفحه
@NashrAfkar
903
معرفی کتاب:
ناقوس عزا در سوگ که میزند
(قصه جهان - ۲۰)
نوشتهٔ ارنست همینگوی
ترجمهٔ پرویز شهدی
۶۴۲ صفحه
سفارش آنلاین: پخش ققنوس، پخش چشمه، سیبوک، ایران کتاب
نسخهٔ الکترونیک: طاقچه، کتابراه
@NashrAfkar
903
داستان هَمّل فرزند جييند
به مناسبت روز جهانی فرهنگ بلوچی
هَمّل فرزند جییند اهل منطقۀ كلمت بود و رهبری قبيلۀ هوت و ساير طوايف كلمتی را بر عهده داشت. قبيلۀ او و ساير قبايل بلوچ در واقع به كلمت مهاجرت كرده بودند. او احتمالاً در اواسط قرن شانزدهم ميلادی به دنيا آمد. همانگونه كه در آن روزگار متداول بود، تيراندازی، شمشيرزنی و اسب سواری را در نوجوانی آموخت و در این زمينهها مهارت بینظيری به دست آورد. او مردی بلند بالا، نیرومند و بسیار زیبا بود.
در قرن شانزدهم و هفدهم بسیاری از كشورهای اروپای غربی مانند پرتغال، بریتانیا، هلند و فرانسه برای استعمار و استثمار ملل افريقایی و آسیایی و به گفتۀ خودشان، كشورهای آنسوی دریاها (ماوراء بحار) با كشتیهای بادبانی و بعدها كشتیهای بخار عازم این سرزمينها شدند. دریانوردان پرتغالی نخستین اروپاییان استعمارگری بودند كه به مناطق ساحلی مكران آمدند.
هنگامی كه متجاوزان پرتغالی در منطقۀ كلمت قدم به خشكی گذاشتند، با مقاومت شدید و سرسختانۀ هَمّل و یارانش مواجه شدند. پرتغالیها بهرغم داشتن اسلحههای به مراتب كارآمدتر و كشتیهای بزرگ و آموزشهای نظامی در چند نبرد زمينی نتوانستند پیروزی به دست بیاورند. هنگامی كه دریافتند قادر به شكست دادن هَمّل در خشكی نیستند، هدایای گرانبهایی را به او پیشنهاد كردند. از او خواستند كه اجازه دهد دولت پرتغال در سواحل مكران استحكامات نظامی ایجاد كند و علاوه بر این حاضر شدند یکی از زیباترین دختران پرتغالی را به همسری او درآورند. هَمّل تمامی این پیشنهادهای اسارتبار را رد كرد و خواستار خروج نیروهای بیگانه از قلمرو مكران شد.
روایتی دیگر حاكی است كه دختر ناخدای كشتی جنگی پرتغالی وقتی رشادت و پایمردی هَمّل را در كارزار مشاهده كرد و از نزديك او را ديد، دلباختۀ او شد و به پدرش گفت: «من او را دوست دارم و حاضرم همسر او بشوم». هَمّل این پیشنهاد را رد كرد.
مقاومت شگرف و شجاعانه هَمّل سبب شد كه «الی میدا» ناخدای ماجراجوی پرتغالی- به دریا بازگردد و در دریا بلوچهای مکرانی را به زانو درآورد. سرانجام حیلهها و تاكتیكهای جنگیاش هَمّل را با یک قایق کوچک ماهیگيری به دریا کشاند.
مَكرانیها ماهیگيران را «مید» مینامند. هنگامی كه ميدها برای صید ماهی به دریا میرفتند، پرتغالیها ماهیهای صیدشدۀ آنها را مصادره میكردند و میدهای جوان را مدتی بهاسارت میگرفتند و ضرب و شتم میكردند. میدها نزد هَمّل - رهبر خود - رفتند و از پرتغالیها شكایت كردند. او بسیار خشمگین شد و یک حملۀ دریایی را تدارك دید. اما در روز حمله، همرزمان همیشگی و فداكارش در كلمت نبودند و او ناگزير شد گروه کوچکی از اهالی دشت (دشتی بین تربت - مركز ایالت مكران و بندر گوادر) را با خود به دریا ببرد. روزی كه هَمّل با قایق كوچك ماهیگیری به قصد جنگ با پرتغالیها به دریا رفت، شنبه بود. همل به قولی در این روز شكست خورد و اسیر شد و روایت دیگری حاكی است كه در همان روز به شهادت رسید.
سرنوشت غمانگيز هَمّل را همۀ بلوچها میدانند و او را یکی از برجستهترين قهرمانان بلوچ برمیشمارند. داستان واقعی هَمّل یکی از تراژدیهای فراموشنشدنی بلوچستان است. مقاومت حماسی او را به زبان شعر سرودهاند. این شعر در واقع مرثيهای موزون و بلند بوده است که بخشهایی از آن باقی ماندهاست. مادران بلوچ, به ویژه نسل کهنسال، هنگام شهادت پسران جوان خود، مرثیۀ حماسی هَمّل را با ریتم خاصی میخوانند. خوانندگان و نوازندگان کلاسیک این مرثیه را به عنوان حماسه و پند در مجالس عروسی و شادی زمزمه میكنند. هَمّل یکی از قهرمانان ایرانی ضداستعماری است که تا کنون اقوام غيربلوچ ايران آنچنان که شایسته است، داستان رشادتهای او را نشنيدهاند. قسمتی از این شعر از کتاب تاریخ ادبیات محمد سردار خان بلوچ و بخشی از نوار آواز ملا کمال خان هوت -خواننده اشعار حماسی- اقتباس شده است که میتوانید آن را در کتاب حماسههای مردم بلوچ بخوانید.
حماسههای مردم بلوچ
نوشتۀ عبدالحسین یادگاری
با مقدمه دکتر موسی محمودزهی
نسخۀ الکترونیک: فیدیبو
@NashrAfkar
903
پیشنهاد ویژه:
نوروز
مجموعه مقالات به کوشش علی دهباشی
نویسندگان: سیدحسن تقیزاده، غلامحسین یوسفی، مهرداد بهار، محمد معین، ژاله آموزگار، بدرالزمان قریب، عبدالحسین زرینکوب، فیروز دماوندی، منوچهر احتشامی، رحیم چراغی، مژده اشرفی، محمد بقایی (ماکان)، میرجلالالدین کزازی، جلیل دوستخواه، اردشیر خورشیدیان، سیدابوالقاسم انجوی شیرازی، محمود روحالامینی، علی بلوکباشی، ابوعثمان جاحظ، محمودرضا افتخارزاده، ژاله آموزگار، مهدی شفقتی، علی شریعتی، جعفر شهری، پرویز رجبی و...
۱۱۴۰ صفحه، قطع وزیری، کاغذ هفتاد گرمی خارجی
صحافی با جلد سلفون، زرکوب و قابدار، بهصورت سفارشی
چاپ سفارشی در تیراژ:
هدیه نوروزی نشر افکار برای شرکتها، نهادها و ...
کتابی نفیس با طراحی سفارشی شما
سفارش بازطراحی و چاپ اختصاصی: ۰۲۱۶۶۳۸۳۳۱۸
چاپ سفارشی تکنسخه:
همچنین عرضه بهصورت ثبت سفارش و چاپ بنابر تقاضا (Print on demand) از طریق صفحات تلگرام و اینستاگرام نشر: @Nashreafkar
@NashrAfkar
قیمت: ۹۰۰هزار تومان
با ارسال رایگان به تهران و شهرستان
903
کتاب عیدی بدهیم
در ایام نوروز که سنت دیرپای عیدی دادن رونق دارد بکوشیم کار نیکوی هدیه دادن کتاب را نهادینه کنیم.
با هدیه کردن آگاهی در بهار طبیعت، جانمان را بهاری کنیم.
شرکتها، نهادها و انجمنها میتوانند با سفارش چاپ در تیراژ، کتابی نفیس با طراحی اختصاصی به همراهان خود عیدی دهند.
برای ثبت سفارش با ما تماس بگیرید: ۰۲۱۶۶۳۸۳۳۱۸
@NashrAfkar
903
اکثریتها و اقلیتها
ما به اکثریت حق نمیدهیم که قانونی را بر اقلیتها تحمیل کند؛ حتی اگر ارادۀ اکثریت در موضوعاتی کمابیش پیچیده را بتوان با قطعیت پذیرفت. همراهی اکثریت با یک ایده، بههیچعنوان بهمعنای درستی آن نیست. روشن است که بشریت همواره با فعالیتها و تلاشهای افراد و اقلیتها پیشرفت کرده است، حالآنکه اکثریت بهواسطۀ ماهیتش، کند، محافظهکار و مطیع نیروهای فرادست و [نظام] مواهب ازپیشتعیینشده است.
اما همانطور که ما، حق اکثریت در سلطه بر اقلیت را به رسمیت نمیشناسیم، با سلطۀ اقلیت بر اکثریت حتی بیش از آن مخالفیم. اگر در هر زمانهای، اقلیتهای پیشرفته و آگاه وجود داشتهاند، اقلیتهایی عقبمانده و ارتجاعی نیز بودهاند؛ اگر افرادی خارقالعاده و پیشروتر از زمان خود وجود داشتهاند، جامعهستیزهایی هم بودهاند. و مهمتر از آن، افراد بیتفاوتی هم بودهاند که ناهشیار، با موج رویدادها جابهجا میشدهاند.
قطعاً در اینجا، مسألۀ درست یا غلط بودن مطرح نیست؛ مسأله آزادی برای همگان است؛ آزادی برای هر فرد تا جایی که به حق آزادی برابر با دیگران احترام بگذارد. هیچکس نمیتواند با قطعیت قضاوت کند که چه چیز صحیح و چه چیز غلط است، چه کسی به حقیقت نزدیکتر است یا بهترین راه برای دستیافتن به بزرگترین خیر برای فرد و همگان چیست. آزادی ملازم تجربه، تنها و بهترین راه کشف حقیقت است. اگر آزادی اشتباهکردن را انکار کنیم، هیچ آزادیای وجود نخواهد داشت.
بنابراین، به باور ما ضروری است که اقلیت و اکثریت بتوانند با صلح و توافق متقابلی که سود متقابل را تضمین کند، با بازشناسی خردورزانۀ ضرورتهای عملی زندگی جمعی و با [تکیه بر] کارآمدیِ اجماعی که براساس شرایط ضرورت مییابد، در کنار هم زندگی کنند
آنارشیستها، علاوه بر استدلالها و تجربیاتی که به آنها نشان داده است با تمام کیمیاگریهای انتخاباتی و پارلمانی، قوانین همواره چیزی غیر از ارادۀ اکثریت را نمایندگی میکنند، از پذیرش این نکته نیز سر باز میزنند که چنین اکثریتی، حتی اگر بتواند فراتر از هر شک و تردیدی آنچه میخواهد را برقرار سازد، حق تحمیل قهری [رأی] خود بر اقلیتهای مخالف را دارد.
گذشته از چنین ملاحظاتی، این واقعیت همواره صادق است که در نظام سرمایهدارانه، که در آن جامعه به دارا و ندار؛ و کارفرماها و کارگرانی که وعدۀ غذایی بعدیشان در گرو قدرت مطلقۀ رئیسشان است، تقسیم شده است؛ هیچگاه انتخابات آزاد وجود نخواهد داشت.
بخشی از کتاب
زندگی و ایدههای یک آنارشیست (گزیدۀ آثار اریکو مالاتستا)
گردآوری و ویراش ورنون ریچاردز
با مقدمهای از کارل لوی
ترجمۀ رضا اسکندی
سفارش آنلاین: پخش ققنوس، پخش چشمه، سیبوک و ایران کتاب
@NashrAfkar
903
اصول بنیادین در نواختن پیانو
(ویرایش جدید بههمراه پیشگفتاری تازه از رُزینا لوین)
مجموعهی موسیقی جهان - ۱
نوشتهٔ جوزف لوین
ترجمهٔ علی ادیبراد
۷۰ صفحه
@NashrAfkar
903
این کتابِ مختصر که در دوران اوج فعالیت جوزف لوین، شاعر ژرفاندیشِ پیانو، نوشته شده، بیان روشنی است از اصولی که حاصل تجربۀ درازمدت او در زمینۀ آموزش و اجرا هستند. لوین، همپای راخمانینف، اشنابل و هوفمان، از بزرگترین آموزگارانِ مدرن پیانو بوده و اولین هنرمندی است که برای آموزش در مدرسۀ تازهتأسیس جولیارد به کار فراخوانده شد.
تکنیک، هر قدر حیاتی، باید کمکی باشد برای فهم موسیقایی. آگاهی کامل از گامها، که نه بهگونهای مکانیکی بلکه موسیقایی درک شدهاند؛ فهم کاربردهای سکوت، که موتزارت آنها را دارای بالاترین تأثیر در موسیقی میدید؛ شمّ ریتم و تربیت گوش: اینها اجزای اصلیِ شکلگیری مبنای مهارتِ موسیقایی هستند و هر یک بهفراخور در فصلهای آغازین مورد تأکید قرار میگیرند.
هستۀ مرکزی این نوشته به کسبِ صدایی زیبا اختصاص مییابد. هر کس که اجرای لوین را شنیده یا به یکی از ضبطهایش گوش داده باشد، خوب میداند که او در این عرصه به چه دستاوردهایی رسیده است. بهگفتۀ او، راز اصلی، دستکم تا حدودی، در تکنیکِ رهایی کل دست در هوا نهفته است و نیز استفاده از مچها همچون ضربهگیرهای طبیعی. دستیابی به گوناگونیِ صدا، که میتواند آوازگونه، زنگدار، درخشان، لطیف، و قدرتمند باشد، در کل بر پایۀ تحلیل دقیقِ راههای عملکردِ انگشتان، دست، مچ، همۀ پیکرۀ دست و، در واقع، کلِ بدن روی کلاویهها به بحث گذاشته میشود. نکاتی نیز دربارۀ نحوۀ درست نواختنِ استکاتویی شفّاف یا لگاتویی بیلغزش، خطر تأکیدِ بیمورد بر بهخاطرسپاریِ زیاد از حد، نیاز به حفظِ گوناگونی در تمرین، در کنار گفتاری دربارۀ استفاده از کارکردِ پدال، که باید به همان دقتِ کار با کلاویهها به آن توجه نمود، مطرح شدهاند.
در سراسر کتاب، مثالهای موسیقاییِ خاصی در قالبِ تصویر آمدهاند. نگارنده برای طرحِ مختصرِ مباحث خویش راجع به شکلگیری اصول بنیادین نهتنها از تجربه و روشهای خود مدد میگیرد، که مثالهایی را از آنتون روبنشتاین و سافونف، آموزگارِ خود، نیز به میان میآورد.
اصول بنیادین در نواختن پیانو
(ویرایش جدید بههمراه پیشگفتاری تازه از رُزینا لوین)
مجموعهی موسیقی جهان - ۱
نوشتهٔ جوزف لوین
ترجمهٔ علی ادیبراد
۷۰ صفحه
@NashrAfkar
903
معرفی کتاب:
اصول بنیادین در نواختن پیانو
(ویرایش جدید بههمراه پیشگفتاری تازه از رُزینا لوین)
مجموعهی موسیقی جهان - ۱
نوشتهٔ جوزف لوین
ترجمهٔ علی ادیبراد
۷۰ صفحه
سفارش آنلاین: پخش ققنوس، پخش چشمه، سیبوک، ایران کتاب
نسخۀ الکترونیک: طاقچه، کتابراه
@NashrAfkar
903
بنیانهای آموزش موسیقی به کودکان
مجموعهی موسیقی جهان – 6
نویسنده: ادگار ویلمز
ترجمه: مهران پورمندان
(با ویرایش و بازنگری)
@NashrAfkar
903
بسیار مهم است که کودک قبل از آنکه عوامل موسیقایی را بهصورت آگاهانه بشناسد، با آنها زندگی کرده باشد. ما بهجرئت میگوییم که بخش غمانگیز آموزش و به هر حال مشکل عظیم آن، در چگونگی گذر از زندگی غریزی و طبیعی به زندگی آگاهانه و شعوری نهفته است. این برزخ که در تمام مراحل آموزشی وجود دارد، میبایست بهطور طبیعی منجر منجر به سه مرحلۀ تکاملی خود یعنی مرحلۀ ناخودآگاه، سرآغاز ناخودآگاهی و مرحلۀ آگاهانه بشود. یا به عبارت دیگر، بتوان فرآیند ناخودآگاهی، مرحلۀ تجزیه و تحلیلگری و فرایند خودآگاهی را به زور سرانجام برساند. از این نقطهنظر، آوازها که یک فرایند موسیقایی ناخودآگاه هستند، از بیشترین اهمیت برخوردارند. البته باز هم باید دانست که چه آوازهایی را انتخاب کرد.
برای کودک آواز خواندن تنها یک تقلید نیست؛ آواز در کودک استعدادهای موسیقایی - ذاتی و گاه ارثی - مانند حس ریتم، سرعت، وزن، تقسیمات دوتایی و سهتایی زمان، فواصل ملودیگ، گام ها، آکوردها، حس مدال یا تونال و ارزشهای نهفته در کلام و حس شعری را بیدار میسازد.
بنیانهای آموزش موسیقی به کودکان
مجموعهٔ موسیقی جهان - ۶
نوشتۀ ادگار ویلمز
ترجمۀ مهران پورمندیان
۲۳۳ صفحه
@NashrAfkar
903
معرفی کتاب:
بنیانهای آموزش موسیقی به کودکان
مجموعهٔ موسیقی جهان - ۶
نوشتۀ ادگار ویلمز
ترجمۀ مهران پورمندیان
۲۳۳ صفحه
سفارش آنلاین: پخش ققنوس، پخش چشمه، سیبوک، ایران کتاب
نسخۀ الکترونیک: فیدیبو، طاقچه
@NashrAfkar
903
کتاب کودکان به قصه نیاز دارند: کاربردهای افسانه و افسون (Kinder brauchen Märchen) نوشته ی برونو بتلهایم (Bruno Bettelheim) با ترجمه ی کمال بهروز کیا از متن آلمانی، کاربردها و کارکردهای قصههای عامیانه را در فرآیند فرهنگپذیری نشان میدهد و نقش قصهها را در دنیای کودکان باز میگوید. کارکرد مثبت قصهها در شکلگیری شخصیت و افکندن نگاهی دوباره به قصههای عامیانه بحث اصلی کتاب است.
بنابر دیباچۀ کتاب به قلم نویسنده:«امروزه مانند دوران گذشته مهمترین و دشوارترین وظیفۀ تعلیم و تربیت این است که به کودک یاری رساند تا برای زیستن معنایی بیابد، در این باره تجربههای بسیاری برای رشد لازم است کودک باید در جریان رشد بیاموزد که همواره خود را بهتر بفهمد، در این صورت قادر است که دیگران را نیز درک کند و سرانجام روابط رضایتبخش و موثری با آنان برقرار سازند.
با توجه به این دیدگاه، ادبیات کودکان سهم بزرگی در رشد و تکامل روح و شخصیت کودک دارد... چون زندگی کودک اغلب برایش آشفته به نظر میرسد، باید به او امکان داد که در این دنیای پیچیده خود را بشناسد، و برای احساسات آشفتهاش مفهومی بیابد. او به انگیزههایی احتیاج دارد که بتواند ابتدا احساسات درون و سپس زندگی خویش را نظم بخشد. کودک این معنا را در قصه مییابد... قصۀ عامیانه بسیار عمیقتر از هر مطلب خواندنی دیگری از جایی آغاز میکند که کودک از نظر وجود روانی و عاطفی، خود را در آن مییابد... امید من این است که درک درست امتیازهای بیهمتای قصه از سوی پدران و مادران و معلمان باعث شود که قصهها نقش مهمی را که قرنها در زندگی کودکان داشتهاند، دوباره در زندگی آنان ایفا کنند».
کودکان به قصه نیاز دارند
نویسنده: برونو بتلهایم
مترجم: کمال بهروز کیا
نشر افکار
۵۶۸ صفحه
@NashrAfkar
903
معرفی کتاب:
کودکان به قصه نیاز دارند
نوشتۀ برونو بتلهایم
ترجمه از آلمانی: کمال بهروز کیا
۵۶۸ صفحه
سفارش آنلاین: پخش ققنوس، پخش چشمه، سیبوک، ایران کتاب
@NashrAfkar
903
چشم مردها سرخ است.
(در بیان شجاعت و دلاوری افراد)
مردانی چّم سُهر انت.
Mardaani cham sohr ant.
تحقیقی در امثال و حکم زبان بلوچی
نوشتهٔ درمحمد کرد
نسخهٔ الکترونیک در طاقچه
@NashrAfkar
903
از من برای پرندۀ فلزی
در من یک پرندهی فلزی به دنیا آمد
در پنجرهی امیدم لانه کرد
روزها در قفس رؤیایم میخفت
شبها به آسمان میآمد
آسمان در چشمانش آب بود و در گوشهای من خاک زمین بایر
درختان، زنان، مردان، با پرندهی فلزی دیوانه میشدند
در چشمهای پرنده، تصویر پرنده را میدیدم که در قفس نشسته بود
و من در فنجان پنجرهها با پرندهی فلزی، آزاد،
و در انتظار ورود خود نشسته بودم
ساعت مسجد آهنگ زنگ داشت.
صبح بر دیوارهای بلورین لیوان نشست
پرنده در صبح با من در قفس رؤیایم خوابید
در خواب مرا مذاب یافت که گل میخ شکوفهها بر بدنم نگین بود
در صبحها از خواب خود سخن میگفت
آنگاهی که قفس و من انباشته از روشنایی تکاپو بودیم
کتاب منتخبات
نوشتهٔ احمدرضا احمدی
سفارش آنلاین: پخش ققنوس، پخش چشمه، سیبوک، ایران کتاب
نسخهٔ الکترونیک: طاقچه
@NashrAfkar
