en
Feedback
نشر افکار

نشر افکار

Open in Telegram

روابط عمومی: @Nashreafkar واحد فروش: @afkar_vahede_foroush پذیرش اثر: NashreAfkar@gmail.com اينستاگرام: https://www.instagram.com/nashreafkar/ توییتر: twitter.com/nashreafkar سایت افکار: www.NashreAfkar.com

Show more
903
Subscribers
+124 hours
No data7 days
+830 days
Posts Archive
مجموعۀ دربارۀ تئاتر ● آموزش بازیگری در قرن بیستم نوشتۀ آلیسون هوج ترجمۀ هاجر هوشمندی سفارش آنلاین: پخش ققنوس، پخش چشمه، سی‌بو
مجموعۀ دربارۀ تئاترآموزش بازیگری در قرن بیستم نوشتۀ آلیسون هوج ترجمۀ هاجر هوشمندی سفارش آنلاین: پخش ققنوس، پخش چشمه، سی‌بوک، ایران کتاب نسخۀ الکترونیک: فیدیبو، طاقچهبازیگری: شش درس نخست نوشتۀ ریچارد بولسلاوسکی ترجمۀ حسن ملکی سفارش آنلاین: پخش ققنوس، پخش چشمه، سی‌بوک، ایران کتاب نسخۀ الکترونیک: طاقچه، فیدیبو، کتابراهبازیگر؛ حضور صحنه‌ای ترجمه و تألیف: حسن ملکی سفارش آنلاین: پخش ققنوس، پخش چشمه، سی‌بوک، ایران کتاب نسخۀ الکترونیک: طاقچه، کتابراهکمدیا دلّ/ آرته نوشتۀ جاکومو اورِلیا ترجمۀ ناتالی چوبینه سفارش آنلاین: پخش ققنوس، پخش چشمه، سی‌بوک، ایران کتاب نسخۀ الکترونیک: طاقچهکمدی در تئاتر نوشتۀ لئونارد جیمز پاتس ترجمۀ ناتالی چوبینه سفارش آنلاین: پخش ققنوس، پخش چشمه، سی‌بوک و ایران کتاب نسخۀ الکترونیک: طاقچه @NashrAfkar

مجموعۀ دربارۀ تئاتر ● آموزش بازیگری در قرن بیستم نوشتۀ آلیسون هوج ترجمۀ هاجر هوشمندی سفارش آنلاین: پخش ققنوس، پخش چشمه، سی‌بو
مجموعۀ دربارۀ تئاترآموزش بازیگری در قرن بیستم نوشتۀ آلیسون هوج ترجمۀ هاجر هوشمندی سفارش آنلاین: پخش ققنوس، پخش چشمه، سی‌بوک، ایران کتاب نسخۀ الکترونیک: فیدیبو، طاقچهبازیگری: شش درس نخست نوشتۀ ریچارد بولسلاوسکی ترجمۀ حسن ملکی سفارش آنلاین: پخش ققنوس، پخش چشمه، سی‌بوک، ایران کتاب نسخۀ الکترونیک: طاقچه، فیدیبو، کتابراهبازیگر؛ حضور صحنه‌ای ترجمه و تألیف: حسن ملکی سفارش آنلاین: پخش ققنوس، پخش چشمه، سی‌بوک، ایران کتاب نسخۀ الکترونیک: طاقچه، کتابراهکمدیا دلّ/ آرته نوشتۀ جاکومو اورِلیا ترجمۀ ناتالی چوبینه سفارش آنلاین: پخش ققنوس، پخش چشمه، سی‌بوک، ایران کتاب نسخۀ الکترونیک: طاقچهکمدی در تئاتر نوشتۀ لئونارد جیمز پاتس ترجمۀ ناتالی چوبینه سفارش آنلاین: پخش ققنوس، پخش چشمه، سی‌بوک و ایران کتاب نسخۀ الکترونیک: طاقچه @NashrAfkar

کتاب الکترونیک زندگی و ایده‌های یک آنارشیست: گزیدۀ آثار اریکو مالاتستا در فیدیبو منتشر شد. اریکو مالاتستا یکی از متفکرین شاخص آنارشیسم به شمار می‌آید. این کتاب که مجموعه‌ای از یادداشت‌های او را گرد آورده است، در آغاز اطلاعات سودمندی را دربارۀ زندگی و زمانۀ مالاتستا در اختیار مخاطب قرار می‌دهد. در این کتاب تلاش شده است با گزینش مقالات و یادداشت‌هایی که مالاتستا در آن‌ها هرچند در نسبت با مسائل زمانۀ خود، مباحث و مبانی کلی آنارشیسم را مطرح کرده است، خواننده با خطوط کلی تفکر او آشنا شود. @NashrAfkar

انسان با امید و آرزو زنده است. آدم په امیتءُ تماه زندگ انت. AA dam pa homeyt o tamaah zendagent. تحقیقی در امثال و حکم زبان ب
انسان با امید و آرزو زنده است. آدم په امیتءُ تماه زندگ انت. AA dam pa homeyt o tamaah zendagent. تحقیقی در امثال و حکم زبان بلوچی نوشتهٔ درمحمد کرد نسخهٔ الکترونیک در طاقچه @NashrAfkar

اگر مرا دوست نداشته باشی دراز می‌کشم و می‌میرم! مرگ نه سفری بی‌بازگشت است و نه ناگهان محو شدن. مرگ دوست نداشتن توست درست آن م
اگر مرا دوست نداشته باشی دراز می‌کشم و می‌میرم! مرگ نه سفری بی‌بازگشت است و نه ناگهان محو شدن. مرگ دوست نداشتن توست درست آن موقع که باید دوست بداری! رسول یونان از کتاب «پایین آوردن پیانو از پله های یک هتل یخی» سفارش آنلاین: پخش ققنوس، پخش چشمه، سی‌بوک، ایران کتاب نسخۀ الکترونیک: فیدیبو @NashrAfkar

کودکی چایکوفسکی و شور موسیقی چایکوفسکی‌ها در خانه دو ساز موسیقی داشتند: یک پیانو، که بچه‌ها خیلی زود یاد گرفتند تا روی آن بداهه‌نوازی و شنیده‌هایشان را تقلید کنند و یک «ارکستریون» که بیشتر مورد توجه بود. ارکستریون جعبۀ بزرگ موسیقی‌ای بود که رژیسترهای مختلف آن تقلید سازهای ارکستر را می‌کرد. آنچه که در منزل چایکوفسکی بود، نمونه‌ای بود که رپرتواری از دون ژوان داشت - وردی کارینو - به اضافۀ قطعاتی دیگر از اپراهای روسینی، دونی‌زتی و بلینی. موزیسین مورد علاقۀ چایکوفسکی، تا زمان مرگش، موزار بود: در 1878 نوشت که بر او لازم بود تا عمرش را وقف موسیقی کند و همیشه خاطرۀ سازی را در یاد دارد که درهای باغ سحرانگیز ملودی‌های موزار را به رویش گشود. روسینی، دونی‌زتی و بلینی نیز بر او تأثیر داشتند و طعم ملودی‌های ایتالیایی، ریتم‌ها و هارمونی‌های سوسو زننده را به او چشانند. گاهی مادرش پشت پیانو می‌نشست و آوازی می‌خواند، گاهی نیز موزیسین آماتوری به نام ماشوسکی با جسارت چند صفحه‌ای از شوپن می‌نواخت و پسر کوچک هم به سهم خود دو مازورکایی را که بلد بود، می‌نواخت. ماشوسکی که تعریف و تمجیدش یک دنیا برای کودک ارزشمند بود، او را در آغوش می‌گرفت و دو گونه‌اش را می‌بوسید. در اواخر سال ۱۸۴۴، پیوتر ایلیچ آموزش خود را با آموزگاری جوان ادامه داد؛ مادموازل فانی دورباخ، که آلکساندرا آندرییونا از سنت‌پیترزبورگ با خود آورده بود. برخلاف نامش، مادموازل دورباخ فرانسوی و پروتستان متعصبی بود. بعد از ورودش، پیوتر ایلیچ درخواست اجازۀ شرکت در درس‌های معلم جدید که به بزرگ‌ترها داده می‌شد، داد که با آن موافقت شد. چهار سالی که او با فانی دورباخ گذراند، برای کودکْ تحولی سریع در روشنفکری بود؛ در شش‌سالگی او به خوبی فرانسه و آلمانی صحبت می‌کرد. فانی دورباخ به زودی به رفتار استثنایی شاگرد جوان خود پی برد. پسرک زیبا نبود؛ دفتر و کتابش را گم می‌کرد؛ و با لجاجت تمرینات بدنی را که معملش برای بچه‌ای به سن او الزامی می‌دانست، انجام نمی‌داد؛ ولی افسون او، مهربانی زیادش و شخصیت منحصر‌به‌فردش را در به دست آوردن قلب دیگران می‌ستود. نگران از عشق بیش از اندازه و کمی ناسالمش به عکس‌العمل‌های او در مورد موسیقی، معلمش تصمیم گرفت از عشق و علاقه‌ای که برای موسیقی در پیوتر شروع به خودنمایی کرده بود، بکاهد. زمانی که پیوتر پشت پیانو نبود تا انگشتانش را روی کلاویه بدواند، روی شیشه ضرب می‌گرفت، به‌طوری که یک بار شیشه شکست و دستش به سختی برید. زمانی که پشت پیانو به نواختن مشغول بود، اگر می‌گفتند که زمان خوابش گذشته است، بسیار عصبی می‌شد. بعد از شبی که در میهمانی با موسیقی سپری شد و بچه‌ها اجازۀ حضور داشتند، فانی دورباخ کودک را در اتاقش نشسته در تخت‌خواب با چشمانی پراشک و تب‌آلود یافت. وقتی از کودک دلیل اشک‌هایش را پرسید، در جواب شنید: «موسیقی، موسیقی!» گاهی هم تکالیفش را انجام نمی‌داد، وقتی معلمش توضیح می‌خواست: «اوه، موسیقی مرا از شرش نجات بده!» و سرش را بلند می‌کرد و می‌گفت: «موسیقی درون من است، نمی‌خواهد مرا راحت بگذارد!» ستایش پرمحبت او از فانی دورباخ کودک را از مسیر موسیقی دور نکرد. وقتی درس تمام می‌شد، به سرعت خود را به پیانو می‌رساند. معلمش می‌گوید: «اگر آزادش می‌گذاشتند، ترجیح می‌داد همۀ وقتش را با موسیقی و شعر بگذراند.» حدود یک سال بعد از ورود فانی به وتکینسک، والدین پیوتر او را آزاد گذاردند تا درس‌های موسیقی بیشتری به شاگرد پراستعداد بدهد. پیوتر اولین درس‌های پیانو را از خانمی به اسم ماریا مارکوونا پالشیکووا گرفت، که دارای قریحه‌ای متوسط بود و خاطره‌ای خوش برای چایکوفسکی به جای گذارد. به‌زودی، توانایی چایکوفسکی در دشیفر از معلمش فزونی گرفت. فانی دورباخ دلیل تأثیری را که ماریا پالشیکووا روی بچه گذارده بود، نمی‌فهمید. دورباخ از آن نگران بود که چایکوفسکی در بزرگسالی حرفۀ موسیقی را برگزیند، چون با پیشرفت ضعیفی که داشت، به نظرش نمی‌توانست ناتوانی‌های بی‌شماری را که وجود داشت، پوشش دهد. زندگی پرفرازونشیب چایکوفسکی نوشتۀ هربرت واین‌استوک ترجمۀ محسن الهامیان سفارش آنلاین: پخش ققنوس، پخش چشمه، سی‌بوک، ایران کتاب نسخۀ الکترونیک: فیدیبو، طاقچه، کتابراه @NashrAfkar

اظهارات صالح ادیب (رمان ایرانی) مجموعۀ قصۀ ایران - ۵ نوشتۀ عماد صادقی‌پور @NashrAfkar

قسمتی از متن: زن که همچنان با صدای نامفهومی غر می‌زد، چادر را از دهانش گرفت و زیرچشمی به قاضی نگاه کرد: «به خدا هیچی حاج‌آقا. هیچ ماجرایی نیست. این پاک عقلش رو از دست داده. اين عاقل بود. معلم بود. به بچه‌هاى مردم شعر یاد مى‌داد. نمى‌دونم كدوم تخم حرومى چشمش زد. بهش سحر و جادو بستن كه اين‌طورى شد. حاج‌آقا تو رو به عزیزت يه دعايى بكن، اين سحرش باطل شه. به خدا وضع ما عالیه. از خوبی چشممون زدن ...» قاضى بی‌اعتنا به زن که همچنان در حال صحبت بود با تهِ خودكار پشت گوشش را خاراند. يك قطره عرق از پيشانى‌اش رها شد و روى دادخواست افتاد. نگاهى به آقای ادیب كرد که پاهايش را جمع كرده بود و با دو دست چفت‌شده به هم بين پاهايش، به زمين خيره مانده بود. لرزشش مدام بیشتر می‌شد. انگار که حرف‌های زن مثل بادی آتش درونش را شعله‌ور می‌کند. قاضی احساس کرد هر آن ممکن است جو دوباره عصبی و هیجانی شود. برای همین حرف‌های زن را قطع کرد و با لحنی آرام گفت: «آقای ادیب. خودتون رو کنترل کنین. خیلی آروم و شمرده برای من توضیح بدین که مشکل چیه؟ برای چی طلاق می‌خواین؟» اظهارات صالح ادیب (رمان فارسی) مجموعۀ قصۀ ایران - ۵ نوشتۀ عماد صادقی‌پور سفارش آنلاین: پخش ققنوس، پخش چشمه، سی‌بوک نسخۀ الکترونیک: فیدیبو @NashrAfkar

معرفی کتاب: اظهارات صالح ادیب (رمان فارسی) مجموعۀ قصۀ ایران - ۵ نوشتۀ عماد صادقی‌پور سفارش آنلاین: پخش ققنوس، پخش چشمه، سی‌بو
معرفی کتاب: اظهارات صالح ادیب (رمان فارسی) مجموعۀ قصۀ ایران - ۵ نوشتۀ عماد صادقی‌پور سفارش آنلاین: پخش ققنوس، پخش چشمه، سی‌بوک نسخۀ الکترونیک: فیدیبو @NashrAfkar

هر بحران روانی از دست دادن چیزی است که بر روی آن نگه داشته می‌شدیم. در پیرامون این از دست دادن و در داخل آن، زمینه و فضای آن
هر بحران روانی از دست دادن چیزی است که بر روی آن نگه داشته می‌شدیم. در پیرامون این از دست دادن و در داخل آن، زمینه و فضای آن قرار می‌گیرد. این فضا قدرت رها کردن است. در واقع، آنچه قابلیت از دست رفتن را داشته باشد، در هر صورت باید رها شود. قدرت همزمانی نوشتۀ دیوید ریکو ترجمه محمدمهدی کهربی سفارش آنلاین: پخش ققنوس، پخش چشمه، سی‌بوک، ایران کتاب نسخهٔ الکترونیک: فیدیبو، طاقچه، کتابراه @NashrAfkar

انیما و انیموس چیست؟ مردان معمولاً خود را فقط مرد می‌دانند، و زنان خود را زن، ولی واقعیت روان‌شناختی نشان می‌دهد که انسان موجودی دوجنسی است. هایمیوستز ستورم، سرخ‌پوست آمریکایی، می‌گوید: «در وجود هر مرد انعکاسی از یک زن و در وجود هر زن انعکاسی از یک مرد وجود دارد». این نه عقیدۀ شخصی او، بلکه باور دیرین سرخ‌پوستان امریکاست. کیمیاگران قدیمی اتفاق نظر داشتند که «اگرچه آدم ابوالبشر دوجنسی ظاهری مردانه دارد، با وجود این، حوا یا بخش زنانۀ وجود او، همواره در کالبدش با اوست». تصور طبیعت دوجنسی انسان، از تصورات دیرینی است که اغلب در اسطوره‌ها و بیانات بزرگان دارای حس شهودی، در گذشته آمده است. در عصر ما، یونگ اولین دانشمندی بود که این حقیقت روان‌شناختی طبیعت انسان را مورد بررسی قرار داد و از آن برای توصیف انسان کامل استفاده کرد. یونگ عنصر متضاد در مرد و زن را انیما یا روان زنانه و انیموس یا روان مردانه نامیده است. منظور از روان زنانه، عنصر مؤنث در شخصیت مرد و منظور از روان مردانه، عنصر مذکر در شخصیت زن است. وی این کلمات را از کلمۀ لاتین "Animare" به معنی روح‌دادن گرفت، زیرا می‌پنداشت کار روان زنانه و روان مردانه همچون روح و روان‌بخشیدن به مرد یا زن است. عقاید یونگ درباره‌ی انیما و انیموس یک خیال‌پردازی صرف نبود. او اجازه نداد مانند بردیایف، فیلسوف روسی، عقایدش در سطح یک درک شهودی خلاق باقی بماند. یونگ دانشمند بود، و حوزۀ تحقیقات علمی‌اش روان انسان؛ بنابراین عقاید او بر پایۀ حقایق روان‌شناختی استوار است. شواهد تجربی در مورد واقعیت انیما و انیموس را آنجا می‌توان یافت که روان آدمی خودبه‌خود، خود را آشکار می‌سازد. انیما و انیموس در رؤیاها، افسانۀ پریان، اسطوره‌ها، شاهکارهای ادبی جهان و مهم‌تر از همه، در پدیده‌های گوناگون رفتار انسان دیده می‌شود. زیرا انیما و انیموس شریک و یار پنهان در هر رابطۀ انسانی و در هر تلاشی برای تکامل فردی هستند. یونگ آن‌ها را «کهن‌الگو» می‌خواند، زیرا انیموس و انیما مصالح اصلی ساختار روانی زن و مرد به حساب می‌آیند. اگر چیزی کهن‌الگو باشد، پس شاخص است. کهن‌الگو مبنای الگوهای رفتاری غریزی و غیر اکتسابی مشترک در تمام انسان‌ها را شکل می‌دهد و خود را به شیوه‌های خاص در خودآگاه انسان متجلی می‌سازد. از نظر یونگ، مفاهیم انیما و انیموس طیف گسترده‌ای از حقایق روانی را بیان می‌کند و فرضیه‌ای را شکل می‌دهد که طبق شواهد تجربی بارها به تأیید رسیده است. بخشی از کتاب یار پنهان: انیما و انیموس نوشتهٔ جان ا. سنفورد ترجمهٔ فیروزه نیوندی سفارش آنلاین: پخش ققنوس، پخش چشمه، سی‌بوک، ایران کتاب نسخهٔ الکترونیک: فیدیبو، طاقچه، کتابراه @NashreAfkar

دل خود را لبريز از شجاعت (شيرگونه) بنما. (ضرب‌المثل بلوچی در تشویق برای مقابله با دشمن نيرومند) وتی دل ءَ مزار كن. Wati delaa
دل خود را لبريز از شجاعت (شيرگونه) بنما. (ضرب‌المثل بلوچی در تشویق برای مقابله با دشمن نيرومند) وتی دل ءَ مزار كن. Wati delaa mazaar kan. تحقیقی در امثال و حکم زبان بلوچی نوشتهٔ درمحمد کرد نسخهٔ الکترونیک در طاقچه @NashrAfkar

خاطرات مردم‌شناسان ایران (ویرایش دوم) مجموعه‌ی مردم‌شناسان ایران - ۱ گردآورنده: ژیلا مشیری @NashrAfkar

آنچه مردم‌شناسی بر آن تأکید و تکیه دارد، میدان و زمین مطالعه است. بر همین پایه ما همواره با زمین‌های گوناگونی روبه‌رو هستیم. جامعهٔ ایرانی که جامعه‌ای آستانه‌ای و در مسیر گذار است، صورت‌های متنوعی از جوامع بومی و مدرن را در خود گرد آورده است؛ جوامع فولک، جوامع دینی، جوامع حاشیه‌ای و... حافظهٔ قومی هر یک از این جوامع، متأثر از رویدادهایی خاص است. برای نمونه درک آیین‌های مردم بنادر جنوب ایران چون «آیین زار» بدون درک انباشته‌های حافظهٔ قومی ممکن نخواهد بود، چراکه واقعیاتی چون سفرهای دریایی، آمیختگی قومی، تنگدستی اقتصادی، سندرم‌های روانی و روحی خرده‌فرهنگ یادشده، گفت‌وگو با باباها و ماماها و بچه‌ها (اهل هوا)ی آن‌ها، در شکل‌گیری ساختارهای آیینی دخیل‌اند (ساعدی، ۱۳۴۵). به همین دلیل است که مطالعات مردم‌شناختی در ایران می‌باید نسبت به مسئلهٔ حافظهٔ قومی جوامع ایرانی حساس‌تر شود و انباشته‌های این حافظهٔ قومی را در مقایسه با واقعیت مهمی چون جنگ، فاجعه، و... بررسی نماید. از مقالهٔ «روش‌شناسی، حافظهٔ قومی و مردم‌شناسی» خاطرات مردم‌شناسان ایران (ویرایش دوم) مجموعه‌ی مردم‌شناسان ایران - ۱ گردآورنده: ژیلا مشیری سفارش آنلاین: پخش ققنوس، پخش چشمه، سی‌بوک، ایران کتاب نسخهٔ الکترونیک: طاقچه، فیدیبو، کتابراه @NashrAfkar

معرفی کتاب: خاطرات مردم‌شناسان ایران (ویرایش دوم) مجموعهٔ مردم‌شناسان ایران - ۱ گردآورنده: ژیلا مشیری ۳۵۰ صفحه سفارش آنلاین:
معرفی کتاب: خاطرات مردم‌شناسان ایران (ویرایش دوم) مجموعهٔ مردم‌شناسان ایران - ۱ گردآورنده: ژیلا مشیری ۳۵۰ صفحه سفارش آنلاین: پخش ققنوس، پخش چشمه، سی‌بوک، ایران کتاب نسخهٔ الکترونیک: طاقچه، فیدیبو، کتابراه @NashrAfkar

تاریخ مصور جراحی جهان نوشتۀ پروفسور ایرا روتکو ترجمۀ دکتر مصطفی جابر انصاری با همکاری دکتر جمشید بهلکه @NashrAfkar

معرفی کتاب: تاریخ مصور جراحی جهان نوشتۀ پروفسور ایرا روتکو ترجمۀ دکتر مصطفی جابر انصاری با همکاری دکتر جمشید بهلکه هدیۀ نفیس
+1
معرفی کتاب: تاریخ مصور جراحی جهان نوشتۀ پروفسور ایرا روتکو ترجمۀ دکتر مصطفی جابر انصاری با همکاری دکتر جمشید بهلکه هدیۀ نفیس نشر افکار برای جامعۀ پزشکی 568 صفحۀ گلاسۀ رنگی، قطع سلطانی، صحافی لوکس، جلد زرکوب با کاور سفارش آنلاین: پخش ققنوس، پخش چشمه، سی‌بوک، ایران کتاب نسخۀ الکترونیک: طاقچه، فیدیبو @NashrAfkar

انواع موسیقی کلاسیک (بخش دوم) موسیقیِ آوازی موسیقی آوازی عبارت است توالی اصوات موسیقایی که از گلوی انسان خارج می‌شود. شاید این اساسی‌ترین فرم ساختن موسیقی باشد، زیرا بدون واسطه از خواننده به شنونده می‌رسد. آواز - لید. در قرون وسطی، تروبادورها از قلعه‌ای به قلعه‎ی دیگر می‌رفتند و آوازهای عشق و شوق و یأس می‌خواندند و گاه درگیر شایعات محلی می‌شدند و فاش می‌کردند که فلان آدم درباری مثلاً چه کاری با چه کسی کرده است. در فرانسه به این آوازها «شانسون» می‌گفتند. مادریگال آوازی بود در پنج یا شش قسمت؛ و عمدتاً شعری بود که به قالب موسیقی در می‌آمد. در آلمان، آواز را «لید» می‌نامیدند. لید به‏خصوص در عصر رومانتیک محبوبیت داشت. در لیدهای آهنگ‌سازانی مانند شوبرت، شومان و برامس شاهد اوج احساس و عاطفه هستیم. موسیقی مقدس یا کلیسایی. سرودهای گرگوریوسی در سقف بلند کلیساهای جامع طنین می‌انداخت و شنوندگان عظمت خداوند را احساس می‌کردند. این سرودها مونوفونیک و آکاپلاّ، یعنی یک‏صدایی و بدون همراه بودند. در قرن یازدهم، آهنگ‏سازان رفته‏رفته پولیفونی برای دو صدا را پدید آوردند. موتت یک نمونهٔ اولیهٔ آن بود و کلاً آوازی بود که بر اساس متن لاتینی و به‏عنوان بخشی از مراسم کلیسا اجرا می‌شد. مَس، آیین تقدیس، در دورهٔ رنسانس رشد یافت و از آن پس بخش جدایی‏ناپذیر موسیقی کلاسیک شد. آهنگ‌سازان، از موتسارت گرفته تا لئونارد برنشتاین، مَس‌هایی ساختند که بعضی از آن‌ها آن‏قدرها هم که باید و شاید، سنگین نیستند. کُر. موسیقی کُرال نوعی تنظیم صداست. کُر زنان داریم و کُر مردان، اما بسیاری از کُرها مختلط‌اند تا کل گسترهٔ صداها را، از سوپرانو تا باس، در برگیرند. اپرا. وقتی یک داستان نمایش‌گونه با موسیقیِ آوازی اجرا شود و یک ارکستر نیز اساس آن قرار گیرد، با اپرا سروکار داریم (اگر داستانی انجیلی به قالب موسیقی درآید، با اوراتوریو مواجهیم). اپرا ممکن است مفرح باشد یا در عین حال، اپرا ممکن است هیجان‏آور و بسیار راضی‏کننده باشد. بخشی از کتاب آشنایی با موسیقی کلاسیک نوشتۀ رابرت شرمن و فیلیپ سلدن ترجمۀ رضا رضایی سفارش آنلاین: پخش ققنوس، پخش چشمه، سی‌بوک، ایران کتاب نسخۀ الکترونیک: طاقچه @Nashrafkar

انواع موسیقی کلاسیک (بخش اول) موسیقی کلاسیک یا سازی است، آوازی یا تلفیق این دو، تنظیم‌های موجود برای هر کدام از آن‌ها را در زیر می‌بینید. موسیقیِ سازی قطعهٔ سازی صرفاً برای سازها نوشته می‌شود. ممکن است برای گیتار تنها یا ارکستر ۱۱۰ نفره باشد، اما خبری از خواننده نیست. سولو یعنی یک. یک ویولنسل. یک ترومپت. اما گاهس سولو به معنی دو هم هست، موقعی که ساز اصلی یک همراه بی‌اهمیت داشته باشد، مثل پیانو همراهی‏کنندهٔ یک سولوی نوازندهٔ ویولن. دوئت یعنی دو شریک برابر: دو ساز یکسان (مثلاً دو گیتار) یا دو ساز مختلف (مانند فلوت و باسون). موسیقی مجلسی برای دو یا چند ساز است که اهمیت یکسان دارند، هرچند که در اینجا نیز گاهی نقش همراهی‏کننده به یکی از آن‌ها محول می‌شود. این اصطلاح قبلاً در توصیف جایی به‏کار می‌رفت که این موسیقی آن‌جا اجرا می‌شد؛ معمولاً یک سالن کوچک و نه سالن یا تالار بزرگ. اما امروزه برای هر نوع ارکستر کوچک به‏کار می‌رود. قطعه‌های سازی را اغلب سونات می‌نامند؛ تریو (سه نوازنده)، کوارتت (چهار نوازنده)، کوئینتت (پنج نوازنده) و تا آخر. کوارتت زهی، همان‏طور که از نامش پیداست، برای چهار ساز زهی است (معمولاً دو ویولن، یک ویولا و یک ویولنسل)؛ کوئینتت بادی شامل فلوت، اُبوآ، کلارینت، باسون و هورن است؛ اما تریوی پیانو و کوارتت پیانو معنی‌اش این نیست که سه یا چهار پیانو جمع شده است بلکه معنی‌اش این است که پیانو نقشی همپایهٔ سازهای زهی یا بادی دارد. از اوکتت (هشت نوازنده) به بعد، نوازندگان معمولاً احتیاج به یک راهنما دارند تا امورشان راحت پیش برود (که این راهنما همان رهبر است)؛ از حدود 35 نوازنده به بالا را ارکستر مجلسی می‌خوانند، زیرا در مجلس پذیرایی به راحتی جای می‏گیرند (به‏خصوص اگر در کاخ ورسای زندگی کنید!). در ارکستر سمفونیک ۶۰، ۷۰ و گاهی بیش از ۱۰۰ نوازنده همزمان روی صحنه حضور دارند. چهار خانوادهٔ اصلی از سازها در ارکستر وجود دارد که اعضای آن‌ها کم و بیش به‏صورت مشابهی تولید صدا می‌کنند. سازهای زهی شامل ویولن‌ها، ویولاها، ویولنسل‌ها، دوبل باس‌ها، و گاهی هارپ می‌شوند. نوازنده یا آرشه‌ای را روی سیم‏ها می.کشد یا سیم‏ها را با انگشت بلند می.کند. سازهای برنجی همان سازهای پر سر و صدا و برّاق پشت ارکستر هستند: ترومپت‌ها، هورن‌ها، ترومبون‌ها، توباها. سازهای بادی چوبی همان‏طور که از اسمشان پیداست از چوب ساخته شده‌اند و نوازنده در آن‌ها می‌دمد. امروزه سازهای بادی انواع قطعه‌ها و اجرای فلزی در خور دارند و حتی بعضی از آن‌ها، مانند فلوت و پیکولو، تماماً فلزی هستند. قسمت کوبه‌ای از همه‎ی قسمت‌ها پر سر و صداتر است و شامل چیزهایی است که باید روی آن.ها کوبید. گاهی این قسمت ارکستر را «آشپزخانه» هم می‌نامند چون غیر از لگن دستشویی هرچه بخواهید دارد. بخشی از کتاب آشنایی با موسیقی کلاسیک نوشتۀ رابرت شرمن و فیلیپ سلدن ترجمۀ رضا رضایی سفارش آنلاین: پخش ققنوس، پخش چشمه، سی‌بوک، ایران کتاب نسخۀ الکترونیک: طاقچه @NashrAfkar

چرا عدد سیزده نحس است؟ شومی عدد سیزده چندین دلیل دارد: اوّل این ‌كه تعداد خدایان در یونان دوازده بوده كه سیزدهمی وارد می‌شود و یكی از آن‌ها را می‌كشد و خود به جای او می‌نشیند و از آن به بعد همه‌چیز به هم می‌ریزد و اوضاع خراب می‌شود. دوّم این‌كه به گفته «ویل‌دورانت» از آنجا كه دوازده عددی بوده كه به ۲ و ۳ و ۴ و ۶ بخش‌پذیر بوده و عدد كاملی به شمار می‌آمده و درست بعد از آن عدد سیزده است كه به هیچ‌كدام از آن اعداد بخش‌پذیر نیست‌‌‌، نحس شده است. دلیل دیگر شوم بودن سیزده به داستان مسیح و حواریون بر‌می‌گردد. مسیحیان یهودای خیانت‌كار را سیزدهمین آن دوازده نفر می‌دانند. آیین قبالا‌‌‌، ۱۳ را عدد ارواح خبیث می‌داند و سیزدهمین فصل مكاشفات متعلّق به دجال و خر اوست. فیلیپ مقدونی‌‌‌، طی مراسمی مجسمۀ خود را بر دوازده مجسمۀ خدایان بزرگ افزود و كمی بعد از آن به قتل رسید. همچنین در روز جمعه‌‌‌، ۱۳ اكتبر ۱۳۰۷ میلادی تعدادی از اعضای فرقه‌ای از صلیبیون نظامی قرون وسطی توسط فرمانداران فیلیب چهارم‌‌‌، شاه فرانسه دستگیر و محكوم شدند. از آن‌جا كه این عدد نحس است‌‌‌، بعضی از معماران تا همین اواخر در بناها از ساخت طبقۀ سیزدهم پرهیز می‌كردند. هنوز هم گاهی پلاك سیزده بر روی نشانی‌ها گذاشته نمی‌شود. مسیحیان در یك اتاق و پشت یك میز‌‌‌، سیزده نفر (در ضیافت شام) نمی‌نشینند. در هواپیمای ایرباس آمریكایی‌‌‌، صندلی شمارۀ سیزده وجود ندارد. عدد اجتماع جادوگران نیز سیزده است. در ایران هم در نگاه عامۀ مردم با شومی عدد سیزده مواجه می‌شویم. بخشی از کتاب عدد، نماد، اسطوره نوشتهٔ آرش نورآقایی سفارش آنلاین: پخش ققنوس، پخش چشمه، سی‌بوک، ایران کتاب نسخهٔ الکترونیک: طاقچه @NashrAfkar