انجمن اسلامی رویش دانشجویان دانشگاه علم و صنعت ایران
Open in Telegram
کانال رسمی انجمن اسلامی رویش دانشجویان دانشگاه علم و صنعت ایران روابط عمومی: @Rouyesh_IUST_Admin حساب کاربری در اینستاگرام: http://instagram.com/rouyesh_iust حساب کاربری در توئیتر: https://twitter.com/rouyesh_iust
Show moreIran205 542The category is not specified
1 017
Subscribers
-124 hours
-47 days
-1030 days
Posts Archive
✴️ انجمن رویش دانشجویان برگزار میکند:
سلسله جلسات بحث آزاد با موضوع تقابل سیاسی-اقتصادی چپ و راست
🔵جلسه اول: جهت سیاسی جنبشهای اجتماعی!
🔹فرق مفاهیمی چون آزادی، برابری و رفاه در جهانبینیهای مختلف چیست؟
🔹در یک جنبش اجتماعی برای رسیدن به هدف مشترک، نیازمند ایدئولوژی سیاسی مشترک هستیم؟
🔹تضاد منافع بین گروهها و اشخاص چگونه حل میشود؟
🔹با وجود عقاید متفاوت و متضاد در یک جامعه، چگونه میتوان به رشد توسعه و رفاه رسید؟
📍محل برگزاری: حد فاصل سلف آزاد و دانشکده برق، دفتر انجمن رویش دانشجویان
⏰زمان: دوشنبه، ۱ اسفند، ساعت ۱۳ الی ۱۵
🆔 @Rouyesh_iust
🔻بحث و گفتگو پیرامون مطالبات محیط زیستی
تحلیل و بررسی مقوله محیط زیست و نابودی منابع طبیعی و مطالبات مردمی
زمان: فردا، سهشنبه ۲۵ بهمن ١۴٠١، ساعت ١٢
مکان: حدفاصل سلف آزاد و دانشکده برق، محل دفتر انجمن اسلامی رویش دانشجویان
🆔@Rouyesh_IUST
📌«خوب تماشا کنید، همه این خونهها قراره دو، سه روز دیگه تخریب بشه.»
این کنایه پیمانکار شهرداری شیراز به عنوان مجری تخریب بناها در بافت تاریخی است، خطاب به گروهی از دانشجویان دانشگاه شیراز و اساتید معماری و مرمت که هفته گذشته به بازدید بافت تاریخی این شهر رفته بودند.
مصاحبه خبرگزاری فارس با دکتر معماریان ( استاد دانشکده معماری دانشگاه علم و صنعت ) و محمدمهدی کلانتری ( دانشجوی دکترا و پژوهشگر مرمت بنا و بافتهای تاریخی در دانشگاه علم و صنعت )، دبیر پویش ملی نجات بافت تاریخی شیراز
📍گزارش کامل در صفحه ویرگول انجمن رویش
🆔@Rouyesh_iust
📌«خوب تماشا کنید، همه این خونهها قراره دو، سه روز دیگه تخریب بشه.»
این کنایه پیمانکار شهرداری شیراز به عنوان مجری تخریب بناها در بافت تاریخی است، خطاب به گروهی از دانشجویان دانشگاه شیراز و اساتید معماری و مرمت که هفته گذشته به بازدید بافت تاریخی این شهر رفته بودند.
مصاحبه خبرگزاری فارس با دکتر معماریان ( استاد دانشکده معماری دانشگاه علم و صنعت ) و محمدمهدی کلانتری ( دانشجوی دکترا و پژوهشگر مرمت بنا و بافتهای تاریخی در دانشگاه علم و صنعت )، دبیر پویش ملی نجات بافت تاریخی شیراز
📍گزارش کامل در صفحه ویرگول انجمن رویش
🆔@Rouyesh_iust
گریهی بید
محمدرضا لطفی و محمد قوی حلم
دستگاه سه گاه
تار و تنبک
🆔@Rouyesh_iust
گریهی بید
محمدرضا لطفی و محمد قوی حلم
دستگاه بیات اصفهان
سه تار و تنبک
🆔@Rouyesh_iust
گریه بید
بداههنوازی تار و سهتار و آواز محمدرضا لطفی به همراه تنبک محمد قوی حلم
۱۹۹۵ در کنسرت
در هنگامی که اکثر موسیقیدانان ایران به مدرنیسم خوشآمد میگفتند، لطفی قلندرانه موسیقیای میساخت که ابتدا فرهنگ ایران زمین را در خود حل میکرد و سپس به گوش شنونده میرسید؛ با آن شمایل خاص و راحت گرفتن ساز در دست و بدون حرکات زیاد در بدن به گونهای عمل میکرد که گویا ساز بخشی از بدنش است، با لباسی تماما سفید که ریش و موی بلندش هم همرنگ آن لباس بود. این احوال عارفانه تنها در تصویر نبودند و در موسیقی او به وفور قابل شهودند.
حلم در بداههنوازیهایی که همراه با لطفی دارد، بسیار باهوش عمل میکند و به چنان اتحادی در تولید بداهه موسیقی با لطفی میرسد که گویا یک جان واحد هردو ساز را مینوازد.
اعتبار و حیثیت ملی ما در جهان، شعر فارسی، موسیقی ایرانی و عرفان ایرانی بوده است؛مجموعهای از این سه را میتوان در بداههنوازیای مانند گریهی بید یافت؛ در بخش تارنوازی که در دستگاه سه گاه انجام میشود لطفی آرام آرام با تکرار جملههای آرام آنها را در گوش مخاطب تکرار میکند و هر از چند گاهی شنونده را به گوشه و کناره میبرد و دوباره در میان جمع میکند و بر جملهای خاص تاکید میکند، سپس یک چهار مضراب با صلابت را اجرا میکند و با زیر و بم کردن صدا سر گیجهای صوتی را ایجاد میکند گویا به دنبال گم گشتهای میگردد و از چهار مضراب خارج میشود و سپس مدام آرامشی میسازد و مدام آن را نابود میکند، نمایشی از تناقض در موسیقی بدون کلام و گذری به موسیقی کوچه بازاری میزند که موسیقی مرسوم در دورهی قاجار بوده، آن هم با شمایل عارفانه، مضراب های لطفی، مدام درشت و ریز میشوند. گاه آنقدر درشت که میتوان آن را زخمه نامید و گاه آنقدر ریز که مانند نسیم دستی بر نوازش دارند. همچنین او از عنصر سکوت به خوبی استفاده میکند به طوری که از سکوت هم می توان لذت برد و هیچ عجلهای در نوازندگی ندارد و سپس به قول خودش به جای آواز شروع به فریاد زدن می کند. این فریاد شباهت کمی با آواز دارند اما از ردیف موسیقی ایرانی خارج نیستند؛ سپس برای یک پایان خوب شور و هیجانی به نوازندگیش میدهد و قطعه را به پایان میرساند.
در بخش سه تارنوازی که در دستگاه بیات اصفهان انجام میشود لطفی با آرامشی خاص قطعهای که شمایل ضربی دارد را آغاز میکند و مجددا آن سرگیجههای صوتی را ایجاد میکند و سپس خودش با فریادهایش شعری از حافظ را میخواند و در این هنگام بیشتر از مضراب تنبوری استفاده میکند و هنگامی که فریادهایش به اتمام میرسند مجددا آرامش در قطعه باز میگردد. برای خلق آواهایی متفاوت لطفی از تحریرهای طولی بهره میگیرد و سپس یک چهار مضراب را به بهترین شکل اجرا میکند و وارد عرفانیترین بخش موسیقیش میشود، این بخش تماما از مضراب تنبوری تشکیل شده است و گویا موسیقی خانقاهیای است و مجددا فریادهایش را شروع میکند و این بخش را نیز با هیجانی قابل توجه تمام میکند.
گرد آورنده: مبین بزرگمهر
#19
#قطعههایی_که_نشنیدهاید
#موسیقی_کلاسیک_ایرانی
🆔@Rouyesh_iust
گریه بید
بداههنوازی تار و سهتار و آواز محمدرضا لطفی به همراه تنبک محمد قوی حلم
این بداههنوازی در سال ۱۹۹۵ در کنسرت پاریس ضبط شده است.
در هنگامی که اکثر موسیقیدانان ایران به مدرنیسم خوشآمد میگفتند، لطفی قلندرانه موسیقیای میساخت که ابتدا فرهنگ ایران زمین را در خود حل میکرد و سپس به گوش شنونده میرسید؛ با آن شمایل خاص و راحت گرفتن ساز در دست و بدون حرکات زیاد در بدن به گونهای عمل میکرد که گویا ساز بخشی از بدنش است، با لباسی تماما سفید که ریش و موی بلندش هم همرنگ آن لباس بود. این احوال عارفانه تنها در تصویر نبودند و در موسیقی او به وفور قابل شهودند.
حلم در بداههنوازیهایی که همراه با لطفی دارد، بسیار باهوش عمل میکند و به چنان اتحادی در تولید بداهه موسیقی با لطفی میرسد که گویا یک جان واحد هردو ساز را مینوازد.
اعتبار و حیثیت ملی ما در جهان، شعر فارسی، موسیقی ایرانی و عرفان ایرانی بوده است؛مجموعهای از این سه را میتوان در بداههنوازیای مانند گریهی بید یافت؛ در بخش تارنوازی که در دستگاه سه گاه انجام میشود لطفی آرام آرام با تکرار جملههای آرام آنها را در گوش مخاطب تکرار میکند و هر از چند گاهی شنونده را به گوشه و کناره میبرد و دوباره در میان جمع میکند و بر جملهای خاص تاکید میکند، سپس یک چهار مضراب با صلابت را اجرا میکند و با زیر و بم کردن صدا سر گیجهای صوتی را ایجاد میکند گویا به دنبال گم گشتهای میگردد و از چهار مضراب خارج میشود و سپس مدام آرامشی میسازد و مدام آن را نابود میکند، نمایشی از تناقض در موسیقی بدون کلام و گذری به موسیقی کوچه بازاری میزند که موسیقی مرسوم در دورهی قاجار بوده، آن هم با شمایل عارفانه، مضراب های لطفی، مدام درشت و ریز میشوند. گاه آنقدر درشت که میتوان آن را زخمه نامید و گاه آنقدر ریز که مانند نسیم دستی بر نوازش دارند. همچنین او از عنصر سکوت به خوبی استفاده میکند به طوری که از سکوت هم می توان لذت برد و هیچ عجلهای در نوازندگی ندارد و سپس به قول خودش به جای آواز شروع به فریاد زدن می کند. این فریاد شباهت کمی با آواز دارند اما از ردیف موسیقی ایرانی خارج نیستند؛ سپس برای یک پایان خوب شور و هیجانی به نوازندگیش میدهد و قطعه را به پایان میرساند.
در بخش سه تارنوازی که در دستگاه بیات اصفهان انجام میشود لطفی با آرامشی خاص قطعهای که شمایل ضربی دارد را آغاز میکند و مجددا آن سرگیجههای صوتی را ایجاد میکند و سپس خودش با فریادهایش شعری از حافظ را میخواند و در این هنگام بیشتر از مضراب تنبوری استفاده میکند و هنگامی که فریادهایش به اتمام میرسند مجددا آرامش در قطعه باز میگردد. برای خلق آواهایی متفاوت لطفی از تحریرهای طولی بهره میگیرد و سپس یک چهار مضراب را به بهترین شکل اجرا میکند و وارد عرفانیترین بخش موسیقیش میشود، این بخش تماما از مضراب تنبوری تشکیل شده است و گویا موسیقی خانقاهیای است و مجددا فریادهایش را شروع میکند و این بخش را نیز با هیجانی قابل توجه تمام میکند.
گرد آورنده: مبین بزرگمهر
#19
#قطعههایی_که_نشنیدهاید
#موسیقی_کلاسیک_ایرانی
🆔@Rouyesh_iust
A movement for Rosa
Texas A&M wind symphony
🆔@Rouyesh_iust
یک موومان برای رُزا (1992) – مارک کَمپهاوس
اجرا شده توسط ارکستر سازهای بادی دانشگاه تگزاس اِی اَند اِم
اول دسامبر سال 1955، رُزا پارکس بهعلت خودداری کردن از دادن صندلیاش در بخش "رنگین پوستان" اتوبوسی در شهر مونتگومری، آلاباما به یک مرد سفید پوست، بازداشت و جریمه شد. بعدها در ستایش شجاعتش، از وی با عنوان مادر جنبش آزادی یاد کردند. کار او موجب جرقه خوردن جنبش حقوق مدنی سیاهان آمریکا شد. این حرکت صلح آمیز چنان تاثیرگذار و الهامبخش بود که دکتر مارتین لوتر کینگ، در ابتدای کتاب گام نهادن در راستای آزادی مینویسد: "تقدیم به رُزا پارکس، کسی که خلاقیتش نیروی بزرگی بود که منجر به گام نهادن دنیای مدرن در راستای آزادی شد." [1]
یک موومان برای رُزا توسط انجمن رهبران ارکستر سازهای بادی فلوریدا برای بزرگداشت قهرمان جنبش حقوق مدنی به مارک کَمپهاوس سفارش داده شد. آهنگسازی و ارکستراسیون این قطعه در آگوست 1992 شروع و در نوامبر 1992 پایان یافت. با مدت زمان حدوداً یازده و نیم دقیقه، میتوان گفت که این قطعه یک پوئم سمفونیک کوتاه است که شامل سه بخش متضاد میباشد. بخش اول قطعه تداعی کنندهی سالهای اولیهی زندگی رُزا پارکس از تولد او در سال 1913 تا ازدواج او در سال 1932 میباشد. بخش دوم تداعی کنندهی سالهای تقلای وی بهخاطر نژاد و رنگ پوستش در شهر مونتگومری و مسیر او برای دستیابی به مطالباتش میباشد. فضای بخش سوم، قدرتمند اما متین و باوقار است. چند میزان آخر قطعه، بهعنوان یادآوری هستند که ماندگاری تفکرات نژادپرستانه را در جامعهی امروز آمریکا، به شنونده گوشزد میکنند. [2]
مارک کَمپهاوس استاد دانشگاه جورج مِیسون در ویرجینیا میباشد. وی که متولد شیکاگو میباشد، تحصیلات رسمی خود را در زمینهی موسیقی در دانشگاه نورثوسترن به پایان رساند. اولین سمفونی او هنگامی که 17 سال داشت، در سال 1974 برای اولین بار توسط ارکستر فیلارمونیک کلرادوی شمالی بر روی صحنه رفت. سمفونی سوم او که برای سوپرانو و ارکستر نوشته شده است، براساس نوشتههای هِلِن کِلِر، نویسندهی مشهور آمریکایی، سراییده شدهاست. [3]
گردآورنده: رویین ممقانیه
منابع:
[1] Program Notes by Travis J. Cross for the UCLA Wind Ensemble concert program, 29 April 2015
[2] Program Notes by composer
[3] George Mason Music Department Website
#18
#قطعههایی_که_نشنیدهاید
🆔@Rouyesh_iust
⭕️ علی فتاحی، دبیر کمیته سیاسی انجمن اسلامی آرمان دانشجویان دانشگاه علم و صنعت، به اتهام «اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت ملی کشور» توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، به ریاست قاضی عموزاد، به تحمل ۳ سال حبس تعزیری محکوم شد.
این دانشجو در تاریخ ۱۱ آبان با پروندهسازی حراست دانشگاه و همکاری معاونت دانشجویی جلوی سردر دانشگاه توسط سازمان اطلاعات سپاه دستگیر و پس از تحمل ۳۵ روز بازداشت، به قید وثیقه آزاد شد.
@IUSTArman
⭕️بیانیه انجمن رویش دانشجویان، در حمایت از انجمن آرمان دانشجویان
🔻شکایتی به مثابه جنگ با عدالت
در هفتههایگذشته حراست دانشگاه اقدام به شکایت از انجمن آرمان دانشجویان مبنی بر افترا در دو بیانیه این انجمن که در فروردین ماه پخش شده بود کرده است.
حال آنکه اکنون حدود ١١ ماه از پخش این بیانیه گذشته است و مطرح کردن این مسئله دلیلی جز اعمال فشار بر یکی از تشکل های دانشجویی و گام برداشتن در جهت سرکوب دانشجویان ندارد!
سرکوب تبدیل به امری نوبتی و دورهای شده است.
واضح است که پس از بازداشت دانشجویان، ممنوع الورود کردن برخی و احکام انضباطی صادره که همگی نشأت گرفته از امر سرکوبگرایانه است به سراغ تشکل دانشجویی که خط فکری آن برآمده از خط فکری خود دانشجوست و همواره تلاش آن، انتقاد در راستای افزایش آگاهی عمومی و دفاع از حقوق اصلی دانشجویان بوده و نماینده دانشجویان یک دانشگاه است، آمدهاند؛ و این هدفی جز خفقان و اختناق جنبش دانشجویی ندارد.
از ابتدا جز دورویی و بیدادگری کاری نکردید. به بهانههای واهی و اتهام فحاشی قصد توجیه اعمالتان را داشتید و دارید. حتی درموارد مشابه فرد مضروب را از پیگیری شکایتش از دانشگاه و نهاد حراست منصرف کردید؛ حال، شاکی و شاهد و قاضی خودتان هستید، پس چه عدالتی!؟
هیچ یک از اینها مانع ما نخواهد شد؛ همدل و حامی، پشت هم ایستادهایم.
🆔@Rouyesh_IUST
انت عمری
خواننده: ام کلثوم
ساخته: محمد عبدالوهاب
🆔@Rouyesh_iust
کوکب المشرق
ام کلثوم؛ پیشگام انقلاب زنانه در موسیقی اعراب
فاطمه البلتاجی معروف به ام کلثوم یکی از محبوب ترین ستاره های جهان عرب بود به طوری که نام ام کلثوم در مصر تبدیل به یک نماد لایزال شده است.
ام کلثوم با گوش فرا دادن به آموزش آوازی که پدر او به برادرش میداد، اصول پایه آواز عرب را آموخت.
او در این باره در مصاحبه ای می گفت:« پدرم آدم سرسختی بود. خیلی سخت اجازه می داد تا در مقابل مردهایی که نمی شناخت آواز بخوانم اما از آنجایی که پول هایی که من در این مجالس به دست می آوردم کمک حال خانواده ام بود اجازه داد تا در مقابل مردها هم آواز بخوانم اما فقط در لباس های پسرانه ...»
او پس از مهاجرت از روستای طمای الزهایره به قاهره با احمدرامی شاعر مشهور مصری و محمدالقصبجی عودنواز مشهور آشنا شد.
احمد رامی او را با ادبیات فرانسه و عرب و نقد عربی آشنا نمود و محمدالقصبجی نیز او را به کاخ تئاتر عربی معرفی کرد که تاثیر زیادی در شهرت وی داشت.
با پیشرفت تکنولوژی و آشنا شدن ام کلثوم با ادوات ضبط صدا، صدای او به تمام مصر رسید و با محبوبیت وی فرهنگ مردسالارانه را تحت تاثیر خود قرار داد.
فرهنگی که پذیرش خوانندگی زنان را نداشت، با ظهور ام کلثوم به طور کلی ماهیت خود را تغییر داد تا جایی که ام کلثوم را پس از اهرام ثلاثه، هرم چهارم مصر نامیدند.
محبوبیت وی تا حدی رشد میکند که برخی معتقدند جمال عبدالناصر - دومین رئیس جمهور مصر - از شهرت وی برای پیش بردن اهداف سیاسی خود استفاده میکرده و سخنرانی های وی پس از اجرا های ام کلثوم پخش میگشت.
هم زمان قمر الملوک وزیری نیز چنین انقلابی در موسیقی ایران به وجود آورد و از نظر وسعت صدا و مهارت در آواز نیز غلامحسین بنان قمر را ام کلثوم ایران معرفی می کند.
ام کلثوم از ساز های اروپایی چون ویولن سل و کنترباس نیز استقبال کرد و با تلفیق آنان با موسیقی عرب، تحول بارزی در موسیقی جهان عرب به وجود آورد.
او پس از مرگ خود نیز نقش برجسته ای در انقلاب فرهنگی داشت.
پخش صدا و تصویر ام کلثوم در تلویزیون ملی عربستان پس از ۳۰ سال محدودیت و محرومیت به دلایل ماهیت مذهبی حاکمیت این کشور، از اولین اقدام های رو به جلو در فرهنگ اعراب این کشور محسوب میشود.
صدای ام کلثوم نماد موسیقی مصر است و بی شک تا صدها سال بی نظیر و جاودان خواهد ماند.
گردآورنده:صبا عباس زاده
منبع: کتاب ستاره شرق٫ محسن بوالحسنی
مستند:
Umm Kulthum: A Voice like Egypt
#17
#قطعههایی_که_نشنیدهاید
🆔@Rouyesh_iust
🟥🟥#اطلاعیه #فراخوان
به اطلاع دانشجویان محترم میرسانیم اخیرا اداره کل حراست دانشگاه شکایتی علیه انجمن اسلامی آرمان دانشجویان تنظیم کرده و به هیئت نظارت بر تشکلها تحویل داده است. حراست در این شکایت انجمن را به افترا متهم نموده و مصادیق این اتهام دو بیانیهی انجمن (اینجا و اینجا) در رابطه با سورفتارهای این نهاد با دانشجویان و کتک زدن یکی از اعضای آن توسط حفاظت فیزیکی در روز ۳۰ فروردین است.
انجمن آرمان به جهت تکمیل مستندات و شواهد خود فراخوان میدهد تا دانشجویان محترم هرگونه مدرک و روایت پیرامون حادثه ۳۰ فروردین و همچنین اقدامات سؤ حراست علم و صنعت در دو نیمسال گذشته در هر مکانی اعم از خوابگاهها، دانشکدهها، پردیسهای دانشگاه و سایر محیطهای دانشگاهی را از طریق آیدی زیر و یا حضور در دفتر به اطلاع این انجمن برسانند.
مشارکت شما در این امر به پیگیریهای بعدی ما در مراجع قضایی و وزارت علوم کمک خواهد کرد. لازم به ذکر است انجمن خود را موظف به حفظ امنیت دانشجویان مشارکتکننده میداند.
آیدی تلگرام:
@ArmanCommunity
@IUSTArman
به یاد عارف
محمدرضا شجریان
گروه شیدا
🆔@Rouyesh_iust
به یاد عارف
محمدرضا شجریان
استاد ابتهاج با آگاهی از اینکه عارف، بسیار شخص وطن دوستی بوده و در راه روشنگری، دموکراسی و آزادی خواهی چه سختی هایی کشیده؛ به یادش شعری به این زیبایی سرود.برای مثال، با زیباترین تعبیر، عشق عارف به وطنش را درسی برای بلبل در عشق ورزیدن به گل قرار داده است:
عارف اگر در عشق گل جان خسته بر باد داد
بر بلبلان درس عاشقی، خوش در این چمن یاد داد
همچنین استادی لطفی در آهنگسازی این اثر جاودان نمایان است؛ چون علاوه بر اینکه متن ترانه دشوار است، وزن سنگینی هم دارد. البته در تنظیم و ... اساتید دیگری هم نقش دارند از جمله استاد جواد معروفی، استاد فرهاد فخرالدینی، استاد فریدون شهبازیان و حتی خود استاد ابتهاج.
این آلبوم اولین سری از دوازدهگانه چاووش است، با نام دیگر چاووش ۱. آلبوم های چاووش اغلب محتوای سیاسی دارند و از نظر اجتماعی نقش بسیار مهمی در همراهی مهم ترین رویداد سیاسی-اجتماعی پنجاه سال اخیر ایران داشته اند. اجرای معروف این اثر مربوط می شود به بحبوحه های انقلاب که بیژن کامکار آن را چنین شرح می دهد:
"ما رفته بودیم دانشگاه کرمان با گروه شیدا و محمدرضا لطفی و آقای شجریان برای کنسرت و وقتی وارد محیط دانشگاه شدیم دیدیم که دانشجوها می خواهند با سنگ به ما حمله کنند. سنگ ها را به هم میزدند که ما بترسیم. خیلی فاجعه است که دانشجو این قشر فرهیخته فرق بین موسیقی بد و خوب را نداند. خلاصه با بدبختی ما را بردند داخل سالن. سالنی که هزار نفر می گرفت دویست نفر آمده بودند بقیهاش خالی بود؛ تحریممان کرده بودند، چرا؟ چون دورهی شاه دوتا از دانشجوها رو اعدام کرده بودند و اینا داغدار بودند و هفته قبل یک گروه رقصنده رفته بودند و فکر میکردند ما هم از آنهاییم.
در بیرون سالن چهار پنج تا بلندگو به سمت خوابگاه بود که صدای داخل رو پخش می کرد. شجریان، این مرد نازنین، وقتی لج می کنه خیلی بهتر می خونه. وقتی حال و احوال دانشجو را دید چه خواند. انگار که تمام آن اشعار در رثای (گریه برای مردگان) آن دوتا دانشجوی کشته شده انگار خوانده می شد. در رثای آن رفیقشان.
بنشین به یادم شبی
تر کن از این می لبی
که یاد یاران خوش است
یا آن قطعه آخر که میگفت:
خونی که ریخت از دل ما سایه حیف نیست
گر زین میانه آب خورد تیغ هم نبرد
وقتی که این نوا در دانشگاه پخش شد، آقا همه آمدند بیرون گریه میکردند. تو رو خدا ببخشید ما بچگی کردیم، استاد ما را ببخشید."
محمدرضا در کنار تمام ویژگیهای بینظیرش در آواز، یک هنرمند واقعی بود. هنرمند آن کسی است که آزاده باشد و ارزش هنر را به درستی پاس دارد. شجریان هیچگاه اجازه نمیداد که از موسیقی به نفع اشخاص استفادهی ابزاری شود. این شخصیت برجستهی او در دورههای فعالیتش به مذاق بعضیها خوش نمیآمد.
گردآورنده: عرفان سلیمانی
#16
#موسیقی_کلاسیک_ایرانی
#قطعههایی_که_نشنیدهاید
🆔@Rouyesh_iust
به یاد عارف
محمدرضا شجریان
گروه شیدا
🆔@Rouyesh_iust
به یاد عارف
محمدرضا شجریان
استاد ابتهاج با آگاهی از اینکه عارف، بسیار شخص وطن دوستی بوده و در راه روشنگری، دموکراسی و آزادی خواهی چه سختی هایی کشیده؛ به یادش شعری به این زیبایی سرود.برای مثال، با زیباترین تعبیر، عشق عارف به وطنش را درسی برای بلبل در عشق ورزیدن به گل قرار داده است:
عارف اگر در عشق گل جان خسته بر باد داد
بر بلبلان درس عاشقی، خوش در این چمن یاد داد
همچنین استادی لطفی در آهنگسازی این اثر جاودان نمایان است؛ چون علاوه بر اینکه متن ترانه دشوار است، وزن سنگینی هم دارد. البته در تنظیم و ... اساتید دیگری هم نقش دارند از جمله استاد جواد معروفی، استاد فرهاد فخرالدینی، استاد فریدون شهبازیان و حتی خود استاد ابتهاج.
این آلبوم اولین سری از دوازدهگانه چاووش است، با نام دیگر چاووش ۱. آلبوم های چاووش اغلب محتوای سیاسی دارند و از نظر اجتماعی نقش بسیار مهمی در همراهی مهم ترین رویداد سیاسی-اجتماعی پنجاه سال اخیر ایران داشته اند. اجرای معروف این اثر مربوط می شود به بحبوحه های انقلاب که بیژن کامکار آن را چنین شرح می دهد:
"ما رفته بودیم دانشگاه کرمان با گروه شیدا و محمدرضا لطفی و آقای شجریان برای کنسرت و وقتی وارد محیط دانشگاه شدیم دیدیم که دانشجوها می خواهند با سنگ به ما حمله کنند. سنگ ها را به هم میزدند که ما بترسیم. خیلی فاجعه است که دانشجو این قشر فرهیخته فرق بین موسیقی بد و خوب را نداند. خلاصه با بدبختی ما را بردند داخل سالن. سالنی که هزار نفر می گرفت دویست نفر آمده بودند بقیهاش خالی بود؛ تحریممان کرده بودند، چرا؟ چون دورهی شاه دوتا از دانشجوها رو اعدام کرده بودند و اینا داغدار بودند و هفته قبل یک گروه رقصنده رفته بودند و فکر میکردند ما هم از آنهاییم.
در بیرون سالن چهار پنج تا بلندگو به سمت خوابگاه بود که صدای داخل رو پخش می کرد. شجریان، این مرد نازنین، وقتی لج می کنه خیلی بهتر می خونه. وقتی حال و احوال دانشجو را دید چه خواند. انگار که تمام آن اشعار در رثای (گریه برای مردگان) آن دوتا دانشجوی کشته شده انگار خوانده می شد. در رثای آن رفیقشان.
بنشین به یادم شبی
تر کن از این می لبی
که یاد یاران خوش است
یا آن قطعه آخر که میگفت:
خونی که ریخت از دل ما سایه حیف نیست
گر زین میانه آب خورد تیغ هم نبرد
وقتی که این نوا در دانشگاه پخش شد، آقا همه آمدند بیرون گریه میکردند. تو رو خدا ببخشید ما بچگی کردیم، استاد ما را ببخشید."
محمدرضا در کنار تمام ویژگیهای بینظیرش در آواز، یک هنرمند واقعی بود. هنرمند آن کسی است که آزاده باشد و ارزش هنر را به درستی پاس دارد. شجریان هیچگاه اجازه نمیداد که از موسیقی به نفع اشخاص استفادهی ابزاری شود. این شخصیت برجستهی او در دورههای فعالیتش به مذاق بعضیها خوش نمیآمد.
گردآورنده: عرفان سلیمانی
#موسیقی_کلاسیک_ایرانی
#قطعههایی_که_نشنیدهاید
🆔@Rouyesh_iust
📌سد چمشیر و تراژدی محیط زیست
دی ماه سال 1401؛
بنا بود متن فوق در مقاله ای تحت عنوان
"سد چمشیر و تراژدی محیط زیست"
در شماره آتی نشریه قلم منتشر شود ولی دلیل انتشار زودهنگامش، شروع آبگیری سدچشمشیر برخلاف مخالفت سازمان حفاظت از محیط زیست بود. با اینحال هنوز فرصت برای توقف آبگیری و جلوگیری از وقوع فاجعهای بزرگ وجود دارد، کارشناسان و مختصصان دلسوز منابعطبیعی این آب و خاک کماکان در حال مقابله با این طبیعتستیزی قلدر مابانه هستند.
🔻روزهایی که وضعیت محیط زیست ایران در حالی نابسامان به سر میبرد و تنها شاخص آلودگی هوای شهر تهران که در وضعیت اضطرار است و -مستقیم یا غیرمستقیم- سبب بیماری و مرگ هزاران نفر میشود، گویای این موضوع است. هوایی روز به روز آلودهتر، گونههای خاص گیاهی و جانوری که بیشتر از خطر انقراض در معرض بیتوجهیاند و منابع باارزش طبیعی که در مسیر خامفروشی و نجات چرخهی اقتصادی قربانی میشوند و رو به نابودی میروند از دیگر مصادیق مظلومیت بیانتهای محیط زیست و فعالان و دوستداران این حوزه است که همواره تحت شدیدترین فشارها بوده و هستند.
در این میان، باید توجه کرد که مسائلی مانند نابودی منابع طبیعی مختص به مکان خاص و زمان حال حاضر نمیشود و نمونههای زیادی وجود دارند که آیینهی تمام نمای تصمیمات اشتباه زیست محیطی است که یکی از بهترین نمونههای موجود، فاجعهی سد گتوند است. سد گتوند و تبعات به بار آمده از آن نه تنها به عبرتی برای تکرار نشدن اینگونه فجایع مبدل نشد، بلکه دقیقا در همان منطقهی فروافتادگی دزفول و با همان رویکرد اشتباه، سد عظیم دیگری به نام چمشیر ساخته شده که آماده به آبگیری است.
این سد که به پشتوانهی شرکتهای مهندسین مشاور وابسته به وزارت نیرو و با سرمایهگذاری کشور چین ساخته و قرار به بهرهبرداری دارد، در صورت آبگیری و به راه افتادن ساز و کارش منجر به تبعات جبرانناپذیر زیست محیطی و انسانی در طولانی مدت خواهد شد. گرچه روند اجرا و جزئیات این پروژه هرگز در اختیار عموم مردم و کارشناسان قرار نگرفت و ارزیابیهای ضروری به طور کامل بر روی آن انجام نشد، گرچه علیرغم وعدههای داده شده دربارهی ایجاد کرسیهای آزاداندیشی و فضای گفتگو و آگاهی بخشی، هرگز چنین امکاناتی ایجاد نشد ولی باز هم با پیگیری دلسوزانه فعالان و متخصصینی چون جناب مهندس محمد درویش و دکتر حسین آخانی، اطلاع رسانی و هشدارهای لازم دربارهی تبعات آبگیری این سد مکررا داده میشود که از کمترین این تبعات میتوان به اختصار به نابودی هزاران رویشگاه اطراف رود زهره و گونههای خاص گیاهی و جانوری آن، انحلال مقادیر زیاد نمک به دلیل وجود گنبدهای نمکی در آب، فرو پاشیده شدن خاک پایین دست این سد تا شرق خوزستان و افزودن به شوری این جلگه و از بین رفتن تدریجی اراضی کشاورزی در این نواحی و نابودی دارایی و سرمایهی ملی و همچنین شخصی ساکنین این استان و سایر پیشآمدهایی که در پی این اتفاقات میافتد، اشاره کرد. در خصوص این پروژه، علی سلاجقه رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست طی نامهای مخالفت این سازمان را با آبگیری سد چمشیر اعلام کرد که امید است بهای لازم به توضیحات و هشدارهای ذکر شده در این نامه داده شود و از این فاجعهی زیست محیطی که تا سالها گریبانگیر نسلها خواهد شد جلوگیری شود. در پی آگاهیبخشیهای انجام شده در خصوص این سد، کارزاری راهاندازی شد که نزدیک به سی هزار نفر در دفاع از عدم آبگیری آن را امضا کرده و امید است که بار دیگر همانند پروژهی پتروشیمی میانکاله سازمان حفاظت از محیط زیست و مردم پشت به پشت هم باایستند شاید که صدایشان به گوش مسئولین مربوطه رسانده شود و از این اقدام فاجعهبار جلوگیری شود و یا دست کم برای ثبت در تاریخ هم که شده، آیندگان بدانند که آب و خاک این کشور دلسوزانی داشت که علیرغم تمام فشارها و خطرات محتمل، فداکارانه تلاش و پیگیری کردند.
#نه_به_غلبه_تفکر_سازه_ای_در_مدیریت_آب
نویسنده و گردآورنده: نیایش روستایی
#سد_چمشیر #یادداشت_اعضا #نشریه_قلم
🆔 @Rouyesh_IUST
