en
Feedback
مرتضی قدیمی

مرتضی قدیمی

Open in Telegram

@mrtzaghadimi :ارسال پیام

Show more
1 258
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+730 days
Posts Archive
#مادربزرگم همیشه می‌گفت: نقطه عطف نسبتی که با آدم‌ها داری آن‌جاست که چه قدر و چه جور دل‌تنگشان می‌شوی! او می‌گفت: همین دلتنگی‌هاست که مثلاً هم‌سفرِ یک شب تا صبح در کوپه‌‌ی قطاری به مقصد مشهد را جوری برای همیشه عزیز می‌کند که دیگرانی را هرگز. @ghadimimorteza

در حال و هوای این روزها که شکلی از سقوط دوباره‌ای را زندگی می‌کنیم.

شازده‌کوچولو: یه سوال بپرسم؟ روباه: دوباره شروع شد. دوباره شروع شد. شازده‌کوچولو: خواهش می‌کنم. روباه: بپرس. شازده‌کوچولو: تو زندگی، کجا خیلی تعجب کردی؟ روباه: اون‌جا که اگر کسی یکی را جوری دوست داشت بعدش دوباره تونست یکی دیگه را جوری دوست داشته باشه. شازده‌کوچولو: جوری دوست داشتن چه‌جوریه؟ روباه: این‌جوریه که همه‌ی خودت را خرج اون دوست داشتن کنی. شازده‌کوچولو: فکر کنم جوری دوستت دارم. روباه: حیف تصمیم گرفتم مودب باشم. شازده‌کوچولو: حالا بیشتر جوری دوستت دارم. @ghadimimorteza

راننده که هم سن و سال پدرمه، می‌پرسه: موزیک بگذارم؟ می‌گم: چرا که نه. می‌گه: خانم هایده. می‌گم: بهتر هم داریم مگه؟ خانم هایده می‌خونه: مثل باد سرد پاییز غم لعنتی به من زد... به مقصد که رسیدیم گفت: کاش این بزرگوار قبل رفتن فرموده بود وقتی زندگی دیگه خوشگلیاشو نداره چاره چیه! @ghadimimorteza پی‌نوشت: چه خوب اگر این روزها چاره‌ای دارید و طنابی برای وصل به زندگی که به نظر نسبتی با خوشگلی ندارد دیگر... و یک اعتراف هم؛ همین کانال و دنبال‌کننده‌هایش از سال‌های دور و نزدیک از چاره‌‌های صمیمی من بوده و هستند برای تاب آوردن... برای ادامه دادن. قدردان حضورتان هستم ❤️

کاش برگردیم به سال‌هایی که دیگران می‌پرسیدند بزرگ‌ شدی دوست داری چی کاره بشی؟ و با حال و احوال این روزها و این سال‌ها جواب می‌دادم مراقب فانوس دریایی در دورترین نقطه‌ی جهان در ساحل یک اقیانوس. @ghadimimorteza ترانه‌‌ی بتذکرک بالخریف با صدای لونا کرم از حوالی پایان جمعه‌ای پر از اندوه و تعلیق که در آن، دل بستن به خیال و رویا هم کار سختی شده است.

کاش برگردیم به سال‌هایی که دیگران می‌پرسیدند بزرگ‌ شدی دوست داری چی کاره بشی؟ و با حال و احوال این روزها و این سال‌ها جواب می‌دادم مراقب فانوس دریایی در دورترین نقطه‌ی جهان در ساحل یک اقیانوس. ترانه‌‌ی بتذکرک بالخریف از حوالی پایان جمعه‌ای پر از اندوه و تعلیق که در آن، دل بستن به خیال و رویا هم کار سختی شده است. @ghadimimorteza

روی سنگ مزار حسین منزوی در زنجان، این مصرع از یکی از غزل‌هایش تراشیده شده است؛ «نام من عشق است آیا می‌شناسیدم؟» فکر می‌کنم نام ما چه می‌تواند باشد وقتی همه‌ی این سال‌ها دچار ناامیدی، غم، ترس، افسردگی، حسرت، هجرت و دلتنگی شدیم که هیچ نسبتی با عشق و اشتیاق و زندگی ندارند؟ @ghadimimorteza

۲۸۸ ساعت دلتنگی؛ ۱۲ روز ضربدر ۲۴ ساعتِ گذشته تجربه‌‌ی عجیبی بود از جنس ترس و دلهره و شاید مقداری هم امید و خیال‌پردازی. اما شانه به شانه‌‌ی این احساسات، دلتنگی هم همراهی عجیبی داشت اما نه مثل همیشه چون دلم برات تنگ شده، زود بیا، مراقبت کن، دوستت دارما و... صرفا با یک سوال کوتاه: خوبی؟ وقتی واقعا نمی‌دانستی چه چیز بیشتری باید بنویسی. اما می‌دانستی همین خوبی یعنی زنده بمان. یعنی خیلی بیشتر از آن‌چه فکر کنی دوستت دارم. یعنی جور متفاوتی دلم برایت تنگ شده است. یعنی کاش این حوالی بودی این ساعت‌ها. یعنی... @ghadimimorteza

بله دوستان؛ تنهایی این شکلی است. به‌رغم علاقه‌ام به مرحوم کیارستمی که گفت درخت در تنهایی درخت‌تر است و آدمی در تنهایی آدم‌تر،
بله دوستان؛ تنهایی این شکلی است. به‌رغم علاقه‌ام به مرحوم کیارستمی که گفت درخت در تنهایی درخت‌تر است و آدمی در تنهایی آدم‌تر، معتقدم در تنهایی هیچ مباهات و سرافرازی و افتخاری نیست. آدمی نیازمند دیگری است، نیازمند معاشرت است، نیازمند بوسه و آغوش است و... البته که همین تنهایی می‌تواند انتخاب هر کسی باشد اما گرفتار چه رنجی خواهد شد او که به اجبار دچار تنهایی است. @ghadimimorteza

بی‌دلیل که می‌شوی گریزی نیست از گاهی‌ها؛ گاهی سفر، گاهی فیلم، گاهی دویدن، گاهی گریه، گاهی دلتنگی دوست داشتن دلیل است دوست داشته شدن هم گاهی @Ghadimimorteza پایان سه‌شنبه‌ای بی رمق با صدای لونا کرم

- به نظرت بالاخره حال‌مون خوب میشه؟ - معلومه خوب میشه. - پس چرا داری گریه می‌کنی؟ - می‌ترسم وقتی حال‌مون خوب بشه که دیگه فرقی نکنه. خیلی دیر شده باشه. خیلی. @ghadimimorteza پی‌نوشت: چه حال غریبی داره این ویدئو؛ هم‌زمان که لبخند می‌زنی و فکر می‌کنی چه روزهای خوبی ممکنه در انتظار باشه بغض می‌کنی برای سال‌ها و روزهای از دست رفته.

آدم‌هایی که خود را به یک قایق و دریا می‌سپارند برای گریز و مهاجرت، شباهت زیادی دارند به نهنگ‌هایی که خود را به ساحل می‌رسانند. گویی «دیگر نتوانستن» را زیسته باشند قبل از آن تصمیم. @ghadimimorteza

روایتی از دلتنگی؛ تکرار نشدن بعضی جمله‌ها برای گفتن یا شنیدن هم، مانند: دوستت دارم کجایی؟ من حاضرم دلم برات تنگ میشه چه خبره؟ خوشگل کردی رسیدی خبر بده کاش الان این‌جا بودی به دوربین نگاه کن و لبخند بزن فیلم امشب با تو سوغاتی یادت نره چند تا از موهات سفید شده از حوالی عصر جمعه @ghadimimorteza

- دوستت دارم. - چه جوری؟ - جوری که این آخرین آغوش است و تو نمی‌دانی. شاید که از دست‌نوشته‌های یک سرباز، شب قبل از عملیات @ghadimimorteza

این مراقبِ خودت باش چه جمله‌ی صمیمی و عزیزی است پیش از خداحافظی بی‌آنکه او بداند ما چه‌قدر خسته شده بودیم از مراقبِ خود بودن و منتظرِ شنیدنِ «نگران نباش». منتظرِ شنیدنِ «از این‌جا به بعد من هواتو دارم». @ghadimimorteza

من هنوز این‌جا هستم ماجرای زنی به نام یونیس است که همسر او در دوران دیکتاتوری برزیل بازداشت و ناپدید می‌شود. او تلاش می‌کند ج
من هنوز این‌جا هستم ماجرای زنی به نام یونیس است که همسر او در دوران دیکتاتوری برزیل بازداشت و ناپدید می‌شود. او تلاش می‌کند جای خالی همسر را برای فرزندانش پر کند. @ghadimimorteza #فیلمام I'm Still here

سلام به کسانی که ما را با سرزمین‌های دلتنگی آشنا کردند بی‌آنکه بدانند ما چه قدر تنها بودیم برای گذر از این وسعت بی‌پایان؛ و چه‌قدر ناتوان و خسته برای گذر از طوفانی که انتظارش را نداشتیم. @ghadimimorteza حوالی عصر جمعه‌ای دیگر