en
Feedback
قدمهای نارانان 💖🍂🍁🍂

قدمهای نارانان 💖🍂🍁🍂

Open in Telegram
2 670
Subscribers
+524 hours
No data7 days
+5430 days
Posts Archive
با نام و یاد خدا سلام دوستان  جلسه امروز رو با خواندن دعای آرامش شروع میکنیم ❤️❤️❤️ موضوع قدم پنجم سوال نهم ۹-در حال حاضر مفهوم نیروی برتر برای من چیست؟ لطفا تا ساعت ۵ عصر تمرکز روی این سوال باشه و با مشارکت هاتون به گروه خودتون عشق بدید🙏🌺

درود پروردگار زیباییها برشما زیبا دلان صداقت داشتن درقدم ۵ شهامت میخواد که من باشهامت کامل با صداقت تمایل دارم بپذیرم وامادگی کامل برا اقرار به خودم ونیرو برترم وراهنما دارم که بتونم خودمو بپذیرم که من کی هستم چکار کردم نقش وسهم من چیه مثبت ومنفیهامو بپذیرم تا بتونم به ارامش وبهبودی برسم😘🙏

درود نازنین بانوان گرامی 💞😘💞😘💞 چگونه میدانم زمانی که هنوز درجلسات هستم وقتی مه به خداوند و راهنمام نفصهامو اقرار میکنم زمانی که برای تغییر دادن آنچه میتوانم تلاش میکنم کمک میگیرم گوش میدهم ووووووو💋❤️💋

سلام دوستان مریم هستم در مسیر بهبودی. در قدم جهار تمام رنج‌رنجشها رو لیست کردم و نوشتم اکنون آماده هستم ک با صداقت آنها را اقرار کنم و باید تمایل داشته باشم ک دارم چون میخام از زیر بار این رنجشها رها بشم و ببینم چکار ی باید انجام دهم‌ ک تکرار اشتباهات نکنم و خودم را اصلاح کنم چون واقعا عاجزم . ممنون تمام

سلام دوستان خوبم ظهرتون بخیر تجربه چن روز پیشم رو بگم به موضوعی بین خانواده پیش اومده بود ومن خودم بدون مشورت یه خرابکار کردم که اصلا فکر نمی‌کردم با همون مشورت نکردن همه چیز بهم بریزه یعنی تو نصف روز کلی درگیری پیش اومد بعد ترس داشتم وخجالت می‌کشیدم برم معذرت خواهی کنم ولی دیدم داره خیلی چیزها از هم پاشیده میشه و دارم خسارت میزنم صادقانه رفتم بیمارم رو بغل و معذرت خواهی کردم و گفتم دیگه بدون مشورت کاری انجام نمیدم اصلا فکر نمی‌کردم سریع منو ببخشه ولی دیدم گفت اشکال نداره کاریه که شده ومن صداقت و تعقیر کردن رو تو جلسات و اینجا یادم گرفتم با همون معذرت خواهی من دوباره آرامش برگشت به خونه وجو خونه آروم شد خوشحال بودم که تونستم یه قدم برا خودم واعضای خانوادم بر دارم برا همه تون دعا میکنم برا منم دعا کنید انشالله خدا به همه سلامتی بده و بهترینا براتون رقم بخوره الهی آمین

درودبه عزیزان خداوند وقتی قبول کنم که من هم نواقصی دارم وباید برای کم رنگ شدن نواقصم روی خودم تمرکز داشته باشم نواقصم رو پذیرش میکنم وخودمو سرزنش نمیکنم واین پذیرش ودرانکار نبودن باعث میشه من آمادگی تمایل داشته باشم برای بازسازی وتغییر دادن خودم مرسی که هستید ❤️🙏

سلام دوستان عزیزاگر صداقت داشته باشیم دیگه به خودمون دروغ نمیگیم و خودمونو باور داریم و بهتر میشناسیم هر چی هستیم خودمون رو قبول میکنیم باداشتن صداقت متوجه میشم من آدم عادی هستم مثل تمام آدما و اشتباه هم انجام میدم صداقت باعث میشه که تمام نقاط ضعف و قوت خودم رو بهتر ببینم و این باعث میشه رو خودم کار کنم و خودمو اصلاح کنم وقتایی که کارها بر وقف مرادم نبود از پذیرش خودم دور میشدم و صداقت رو فراموش میکردم برای داشتن صداقت تمایل لازمه و نگرش ما درمورد مسائل زندگی وسیع میشه و بهتر میتونیم زندگی کنیم

باسلام به دوستان خوشگل بهبودیم زمانی اماده ام که (اعتماد کردم )به نیروی برترم ودر قدمهای قبلی تسلیم شدم پذیرش کردم که خودمم سهم ونقش داشتم پذیرفتم باید اقرارواعتراف اصیل وعمیق کنم پذیرفتم ودرک وباور کردم که نمیتونم نمیدونم ودیگه بسمه نمیخوام کسی جزخودمو نگرشم رو تغییر بدم خسته ام کمکم کنید پذیرفتم که انکار بسه توجیه بسه بحث ونصیحت وتوبیخ وتردید وترس وترحم وتعجیل وتاییدطلبی بسمه نمیخوام پذیرفتم که پذیرشم درکم ازخودم ازواقعیتها ضعیفه ونیاز به راهنمایی دارم راهنمایی وطرز فکر کسی که اشتباهات گذشته ام رو برام باز کنه و دیگه ازچرخه تکرار خودمحوری ودیوانگی واسرار به نتیجه های دلخواه خودم دست برداشته باشم وسهم خودمه انجام دادم ونتیچه وسپردن رو پاس کردنش رو بلد شده باشم بدونم پذیرش یعنی دیدن واقعیتها به همان صورت که هست (قبل ازقضاوت)من اماده ام اعتراف به خطا های خودم کنم بدون احساس گناه وسرزنش خودم یا دیگران من فقط قراره دیگه پوسته قبلی خودم رها کنم وبه امیدی نو آگاهی و نگرشی نو با ایمان وباورهای نو متولد بشم دیگه خون دل نخورم وبرای آزادیم که قطع وابستگی رهایی تعادل حس خوب زندگی امید وپاک زیستن اماده بشم پس صدق ودرستی وراستی مسایل افکارواحساس وعملم رو اعتراف میکنم تا درقدم بعدی بتونم نواقص رو ببینم در خودم وبا کمک ازشناخت کمبوداام اروم آروم به تغییرخودم کمک کنم اعتماد باور به برنامه به توکل به نیروی برتر اعتماد وامیدی که در قدم ۲ نصیبم شدادامه بدم وبه جای پنهان کردن خودم کمک بخوام تا خودم رو اصلاح کنم وبشناسم خواستن تمایل به تغییر درمن یک روز به یک روز نور عشق و تغییراتم رو در سرزمین آزادی ببینم وبه لذت ومعنویات ومعنای هستی ام ورسالتم دست پیداکنم در صلح با خود

سوال5قدم 5 ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️ چگونه بدانم برای صداقت پذیرش و تمایل آمادگی دارم ؟ ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

سلام من اموختم و اجرا کردم اینکه هر انسانی و از جمله فرزندم فرقی نداره هر کس مسیری برای خودش در راستای تکامل داره طی میکنه من نمیتونم فرکانس و مدار و احساس کسی را درست کنم یا تغییر بدهم من خودم باید در راستای تکامل خود دوست داری خودشناسی حرکت کنم بزارم دیگران هم مسیر انتخابی خودشون رو داشته باشند و بدانم هر کس هر جا هست حای درستش هست پس دخالت در کار انها و خداوند نمیکنم میزارم خدا هدایت کنه همه رااا از سر راه خدا کنار میرم این یعنی ایمان و توکل و نتیجه اون چیزی جز آرامش هر دو نیست

باسلام وتشکر از خدمتگزاران باعشق وممنون از زیبای مهربونم سحرهستم دوست همدردتون.درباره ایمان به نیروی برترم.من هرچه در جلسات وقدم و مشارکت صادقانه وخدمت بیشتر باشم .اونجا رشد بیشتری در من اتفاق میفته.من هرچه قدر بهتر وسلولیتر بپذیرم که عاجزهستم وهرچه بیشتر در برنامه تسلیم باشم اونجا بهتر میپذیرم که به نیروی برترم که برای من خداوند محبت وعشقه نیازدارم.وهرچه این نیازو بیشتر احساس کنم بیشتر میرم به سمتش وبیشتر اراده اونو به اراده خودم ترجیح میدم بیشتر بهش اعتماد میکنم وازش راهنمایی میخوام .هرچه بیشتر دست از تغییر دادن دیگران وشرایط بردارم وفقط روی سهم خودم تمرکز کنم وسهم خداوندو به خودش بسپارم اونجا نتیجه های قشنگی که میبینم باعث رشد ایمان من بهش میشه .وتغییر باورهای پوسیده وکهنه یه عمر به سمت باورهای مثبت باعث میشه که من بهتر به خداوندم اعتماد کنم وازش راهنمایی بخوام.فقط برای امروز راهنمایی از نیروی برتر خیلی به روند رشد ایمان من به راهنمایی گرفتن از خداوندم کمک می کنه.🙏❤️

با سلام قدم پنجم سوال چهارم چگونه میتوانم دراین فرآیندبه نیدوی برترم ایمان داشته باشم تامراراهنمایی کند؟؟؟

سلام ب دوستان عزیزم این تجربه شخصی خودمه،سالها با مصرف کننده زندگی کردم.با تمام نداری هاش ساختم،با مصرفش با رفیق بازی هاش،با بیکاری هاش،نبودن هاش،خیلی شبا تا نصف شب تنها توی خونه میموندم. خیلی جمعه ها خونه بودم و با حسرت خانواده هاییی رو نگاه میکردم که میرن کردش. دلم به حال خودم و بچه م میسوخت.تمام ۱۲ سال به این فکر میکردم که یه روز از این زندگی میرم و طلاق میگیرم.زن یه معتاد بودن خیلی سخته. ولی جدا شدن سخت تره،جدایی از تمام داشته هایی که سالها زحمتش رو کشیدی.از خاطراتی که با شریک زندگی داشتی،خیلی سخته. زمانی که مصرف بیمارم شدید شد و توهم داشت مجبور شدم از اون زندگی بیام بیرون. ولی الان نزدیک ب دوساله با پسرم جدا از بیمارم زندگی میکنم.ولی این شرایط هم سخته.شاید به مراتب سخت تر از زندگی با بیمار. لطفأ قدر داشته هاتون رو بدونید. لطفأ برای آرامشم دعا کنید

سلام دوستان خوبم،،من هم مثل خیلیا کاملا اشتباه خدارو میشناختم...خوب یادمه در بچگی وقتی صدای اذان پخش میشد اگر دقیقه ای دیر وضو میگرفتم کتک در انتظارم بود چون اگر نمیخوندم خدا بدجور مجازاتم میکرد...چقدر خوبه که این باورهای غلط داره از بین میره،،،سال های زیادی وقتی مشکلی پیش میومد انقدر گله میکردم که چرا باید اینجوری باشه،،وقتی تغییر کردم و راه درست رو پیش گرفتم دیدم چقدر مشکلات از بین رفتن و جاشونو به معجزه دادن...خدای من انقققدر مهربون و بخشندس که بدون منت بدون چشم داشت اینهمه نعمت به من داده،خدای من فقط مهربونی کردن بلده مشکلات رو خودم به وجود میاوردم

باسلام تشکر از خدمتگزاران باعشق وممنون از تجربیات دوستان سحرهستم در گذشته ایمان من به من منتقل شده بود به شکل اعتقادی ونااگاهی فقط به من گفته بودند خدایی هست که اگر یه سری کارهارو انجام بدی دوستت داره واگه انجام ندی هم ازت خشم میگیره درواقع چیزی به اسم ایمان در من وجود نداشت بلکه ترس از خدایی بودکه فقط منو شرطی دوست داشت وفقط یادم داده بودند دعاکن خدا درستش میکنه هرچه میکردم باترس بود وهیچوقت حس خوبی از اونهمه مراسم وتشریفات به من دست نمیداد.همیشه ته وجودم بارگناه واحساس محکومیت بود.ایمان من برحسب باورهای غلط به من منتقل شده بود.هرچه میکردم بازهم فکر میکردم خدارو کاملا راضی نکردم.و همیشه ته وجودم خالی بود.خدابرام دوردست ودست نیافتنی وانتقام جوبود.همیشه از ش ناراحت وطلبکاربودم.با اشتباهات کوچک خودمو تودرگاهش گناهکار میدیدم و دوباره اشتباهاتم تکرار وتکرار میشد چون خودم رو از سمت او بخشیده شده وپذیرفته شده نمیدیدم.در شرایط سخت فقط صداش میکردم چون راه دیگه ای نداشتم بدون انجام دادن سهم خودم ازش انتظارمعجزات داشتم.چیزی به اسم رابطه شخصی با خداوند بلد نبودم .چون به من آموزش درست داده نشده بود.من حق انتخابی نداشتم.مثل هر چیز دیگری به من تحمیل شده بود..باورهای من فقط از روی ترس وتوقع بود.نمیدانستم خدا برایم بهتر از خودم صلاح میدونه نمیدونستم باید تسلیم اراده اش شوم نمیدانستم اراده اش برایم رهایی وشفاست.امروز باورهای من به واسطه ۱۲قدم وانجمن درحال تغییره و حتی اگر بازهم گاهی ذهنم منو به باورهای گذشته برگردونه به واسطه قدمها دوباره از نورابطه رو بهبود میبخشم.ایمان برايم آزادی از باورهای ترسناک گذشته و شناخت باورهای اصولی و روحانی و آگاهی هرروزه و تحقیق و ارتباط شخصی فقط برای امروز میباشد.ایمان برايم امید به مسیر بهبودی وخداوند مهربان بدانگونه که اورا درک میکنم هست .🙏❤️

سلام دوستان خوبم در مورد این سوال اینکه در گذشته ایمان من از روی ترس بود و من از کودکی از خداوند میترسیدم از ترسم خدارو تو خوابم میدیدم که داره منو شکنجه میکنه  ولی با آشنایی با برنامه اعتقاد قلبیم این هست که خداوند خدای عشق و مهربونتر از همه ی اطرافیان هست  امروز وقتی سجده میکنم در برابرش  باعشق هست یعنی عاشقانه دوستش دارم  باهاش حرف میزنم و ایمان دارم که اون هم خدای مجازاتگر نیست و منو دوست دارد  این انتخاب من هست که چطور ایمان داشته باشم و چطور با اون ارتباط برقرار کنم