en
Feedback
کانال اطلاع رسانی ایل بزرگ ذوله

کانال اطلاع رسانی ایل بزرگ ذوله

Open in Telegram

هدف کانال تجمع مجازی ایل بزرگ ذوله و زنده نگه داشتن فرهنگ،لباس،زبان و ....ایلی و عشایری می باشد. انتقاد،پیشنهادوارسال تصاویر و فیلم @Hamidreza_naderi

Show more
1 826
Subscribers
+224 hours
+47 days
+1730 days
Posts Archive
مراسم چهلمین روز درگذشت مادری دلسوز و مهربان مشهدی شیرین سرنزایی در روز ۵شنبه مورخه ۴۰۴/۹/۲۷ ازساعت ۱۳/۵ الی ۱۵ بعدازظهر در سر مزار آن مرحومه برگزار میگردد تشریف فرمایی شما مایه تسکین خاطر بازماندگان میباشد طبق رسومات ایل جمهور(جمیر) چاپ اعلامیه ممنوع میباشد باتشکر بازماندگان مرحوم حاج سهراب سرنزایی

🔴عقد در اتوبوس اتوبوسی از لاهور به ابیٹ‌آباد در حرکت بود. وقتی اتوبوس از ایستگاه راه افتاد، پیرمردی که در صندلی جلو نشسته و لباس‌های بسیار مرتبی بر تن داشت، از جای خود بلند شد و خطاب به مسافران گفت: «برادران و خواهرانم! من گدا یا نیازمند نیستم. خداوند مرا به نعمت‌هایش نوازیده است؛ اما همسرم مدتی پیش بر اثر بیماری موذی‌ای به دیار باقی شتافت. چند روز بعد کارخانه‌ام آتش گرفت. من در کار صادرات و واردات هستم؛ تمام سرمایه‌ی آماده‌ام سوخت و خاکستر شد. مدتی گذشت تا این‌که دچار حمله‌ی قلبی شدم. وقتی خویشاوندان دیدند روزهای سختی‌ام آغاز شده، ارتباط‌شان را با من قطع کردند. پزشکان هم شانس چندانی برای زنده‌ماندنم نداده‌اند. این دختر جوان من وارثی نخواهد داشت، و بیم آن دارم که پس از مرگم کسی دامن عفت او را بدرد و بی‌پناه بماند. همین اندوه مرا از پا انداخته است.» در این هنگام پیرمرد به گریه افتاد. دختر جوانی که کنار او نشسته بود برخاست، پدر را تکیه داد و دوباره روی صندلی نشاند. ناگهان مردی از صندلی‌های عقب بلند شد و گفت: «من دو پسر دارم؛ یکی دکتر است و ازدواج کرده. دومی، همین جوانی است که پیش روی این آقا نشسته و مهندس است و برایش به‌دنبال همسر می‌گردیم. از این بزرگوار درخواست می‌کنم دخترشان را به عقد این پسر من درآورند. قول می‌دهم این دختر هرگز نبود پدرش را احساس نکند.» پسر جوان نیز از جا برخاست و گفت: «من این وصلت را می‌پذیرم.» در این میان، یکی از روحانیونِ حاضر در اتوبوس بلند شد و گفت: «این سفر چه سفر مبارکی است! انجام عملی مقدس مانند نکاح، آن‌هم در سفر؛ مگر از این چه بهتر می‌تواند باشد؟ اگر کسی اعتراضی ندارد، من صیغهٔ عقد را جاری می‌کنم.» همه گفتند: «ماشاءالله، سبحان‌الله، الحمدلله…» و روحانی عقد را جاری کرد. سپس مرد دیگری برخاست و گفت: «من برای خانواده‌ام شیرینی خریده بودم، اما حالا که شاهد چنین کار مبارکی هستم، بهتر است همین‌جا میان همه تقسیم کنم.» رو به پدر عروس کرد و ادامه داد: پدر عروس به راننده گفت: «راننده جان، لطفاً پنج دقیقه‌ای جایی نگه دار تا همه شیرینی بخوریم و دهانمان شیرین شود.» راننده گفت: «چشم، باباجان.» پس از نماز مغرب، وقتی هوا تاریک شد، پدر عروس از راننده خواست اتوبوس را نگه دارد. همهٔ مسافران پیاده شدند و شروع به خوردن لدو (شیرینی) کردند. پس از خوردن شیرینی، همه خوابشان برد. وقتی راننده و کمک‌راننده از خواب بیدار شدند، ساعت هشت صبح روز بعد بود؛ اما عروس و داماد، دو پدرشان، آن روحانی، و مردی که شیرینی پخش کرده بود، دیگر در اتوبوس نبودند. نه‌تنها آن‌ها ناپدید شده بودند، بلکه هیچ مسافری ساعت، زنجیر، پول یا هیچ وسیله‌ای همراه خود نداشت. آن شش نفر یک گروه حرفه‌ای سارق بودند که همهٔ مسافران را به‌طور کامل غارت کرده بودند!

🔵🔴 هشدار هواشناسی برای عشایر آمادگی و پرهیز از تردد در مناطق پرخطر 🔹مدیریت بحران و پدافند غیرعامل سازمان امور عشایر ایران در پی صدور هشدار قرمز هواشناسی و فعالیت سامانه بارشی در کشور، بر لزوم آمادگی کامل واحدهای اجرایی و اطلاع‌رسانی فوری به جامعه عشایری تأکید کرد. 🔸جواد رضایی گفت: برگزاری جلسات مدیریت بحران در سطح ادارات کل و شهرستان‌ها و اطلاع‌رسانی گسترده به عشایر از طریق رسانه‌های محلی، سامانه‌های پیامکی، معتمدین، شوراهای عشایری و شرکت‌های تعاونی عشایری صورت پذیرد. 🔹وی افزود: به‌منظور افزایش سطح آمادگی، کلیه مرخصی‌ها و مأموریت‌های خارج از استان تا پایان فعالیت سامانه بارشی لغو شده و تمامی واحدها موظف‌اند در آماده‌باش کامل قرار داشته باشند. 🔸رضایی با تأکید بر ضرورت اعلام شیوه‌های مواجهه و آمادگی به عشایر اظهار داشت: مدیریت صحیح این شرایط می‌تواند از بروز بحران و خسارت‌های احتمالی جلوگیری کند و لازم است از ظرفیت بخش خصوصی و مردمی نیز در کنار ادارات امور عشایر استفاده شود تا پیامدهای این سامانه به خسارت تبدیل نشود. 🔹مدیر بحران و پدافند غیرعامل سازمان امور عشایر ایران در پایان از عشایر خواست در زمان بارش‌ها از هرگونه جابه‌جایی غیرضروری و تجمع در حاشیه رودخانه‌ها و مسیل‌ها به‌طور جدی خودداری کنند.

سلام یه کیف پول کوچیک توی خیابان مسجد محمد مصطفی پیدا شده یک کارت بانکی به اسم اله بخش خالوندی و یکم پول خورد داخلشه اگه میشه بزارید کانال ۰۹۹۳۳۷۹۵۱۲۴

✅سیلاب و رعد و برق در استان‌های غربی؛ تلفات انسانی و خسارت سنگین به عشایر برون کوچ استان کرمانشاه ...... 🪙 به گزارش روابط عمومی اداره کل امور عشایر استان کرمانشاه ، در پی بارش‌های سیل‌آسا و وقوع رعد و برق در استان‌های غربی کشور، یک جوان از عشایر ایل زنگنه در منطقه چم هندی دست عباس شهرستان دهلران استان ایلام بر اثر آذرخش جان خود را از دست داد و یکی دیگر از عشایر ایل ذوله نیز در اثر سیلاب حدود ۲۱ رأس دام خود را از دست داد که با کمک اداره امور عشایر دهلران اسکان داده شد. ♦️به گفته اسفندیار کاظمی مدیر کل امور عشایر استان کرمانشاه ، در پی بارش های اخیر و وقوع سیل در شهرستان‌های دهلران، آبدانان و منطقه بولی شهرستان چوار، تعدادی از دام های عشایر برون کوچ میهمان استان کرمانشاه مستقر در این مناطق از استان ایلام تلف شده و متعاقب آن سیاه‌چادرها، وسایل و نهاده‌های دامی تعدادی از خانوارهای عشایر کرمانشاه نیز دچار آبگرفتگی شدند. ♦️به گفته وی در روزهای اخیر و در پی بارش های سیل آسا ،برآوردهای اولیه نشان می‌دهد خسارات زیادی به ایل راههای و ابنیه پل ها و دیگر تأسیسات مناطق عشایری غرب کشور وارد شده است . ♦️ امداد رسانی توسط نیروهای مستقر در منطقه و نیروهای بومی به عشایر منطقه انجام شد .

توجه توجه توجه با عرض سلام خدمت شما هم ایلی های ارجمند دیروز از طریق روبیکا شخصی برای اینجانب ابلاغیه با مشخصات کامل اینجانب حمید رضا نادری ایل ذوله با شماره همراه وکد ملی خودم کامل فرستاد که جالب اینجا بود ابلاغیه ما پنج شنبه ۱۴۰۴/۹/۱۹ بود ونوشته بود برای ۱۴۰۴/۹/۲۰ به شعبه یک کیفری مراجعه در غیر اینصورت حکم جلب شما صادر خواهد شد که امروز جمعه می باشد فرستاده بود ویک لینک زیر ابلاغیه نوشته بود که جهت علت ابلاغیه اول مراجعه به لینک زیر جهت ابلاغیه دوم دریافت نمائید خدا را شکر من از اینکه گفتم فردا جمعه می باشد وتعطیل می‌باشد وابلغیه باید حتما برای خود شخص بیاد چه جوری ایشان ابلاغیه من در دست دارد خواهشا مواظب افراد کلاه بر باشید وبه هیچ عنوان لینک باز نکنید