🗿 فِکر کُن 🗿
Open in Telegram
- - کانالِ رسمی فِکر کُن ▫️به چشماتون احترام بزارید💙 ✒️ ادبیات، فلسفه، هنر + در میانِ نقش هایم، بوسه آزاد است. #رها_ریحانی ( #اکبر_توفیق_ریحانی ) 🆔 Instagram.com/rahareyhanii TM🆔: @Rahareyhanii -
Show more3 640
Subscribers
No data24 hours
-167 days
-5230 days
Posts Archive
3 640
Repost from 🗿 فِکر کُن 🗿
🎞 #کلیپ
«کلههای سخنگو»، مستند کوتاهی از کریشتوف #کیشلوفسکی، کارگردان لهستانی (۱۹۸۰)
🗿 @ThinkOfficialPage 👈🏻
3 640
سلام خدمت همراهان عزیز دوستانی که تلگرام premium دارن برای اینکه استوری کانال فعال بشه لطفا بوست کنید 🌹
3 640
Repost from Hossein Ronaghi - حسین رونقی
تکرار کنیم: «مردم مقصر نیستند»
یک بازیکن فوتبال به نام «کریستین رونالدو» به ایران آمده، عدهای از طرفدارانش و عاشقان فوتبال برای دیدن او به فرودگاه رفتهاند، دنبال اتوبوس دویدهاند، و محل اقامت او را محاصره کردهاند! این امر در حوزه افراد مشهور و صنعت سرگرمی و ورزش در جهان یک موضوع عادی است، طرفداران فوتبالیستها، خوانندهها، بازیگران و... سعی میکنند بهشکلی فرد مورد علاقه خود را ببینند یا به او ابراز ارادت کنند.
آنچه در ایران رخ میدهد، یک رفتار تحقیرآمیز با طرفداران یک شخصیت محبوب است، کوتاهی حکومت در ایجاد زیرساختها و حفظ شأن و کرامت انسانی شهروندان و بیتوجهی برگزارکنندهها در مهیا کردن شرایط و در کنار آن عدم آموزش و فرهنگسازی درست (بهدلیل وجود آموزش ایدئولوژیک) عامل این تحقیر است، آیا برای جوان یا نوجوان عاشق فوتبال یا سرگرمی شرایطی مهیا شدهاست که بتواند به خواسته قلبی یا علاقهاش دسترسی پیدا کند بدون آنکه مجبور شود زیرپا بودن، دویدن پشت اتوبوس، یا بالا رفتن از تپه و در کل تحقیر را تحمل و تجربه کند؟ آیا آن نوجوان نمیخواهد با آرامش و در امنیت شخصیت محبوبش را ببیند؟ همه آنها که میدوند بخشی از ما مردم هستند با هزاران آرزو، ناکامی و حسرت یکی زندگی معمولی. آنچه میبینیم حاصل عملکرد حکومت است، مردمی که از آموزش، تغذیه، زندگی عادی، و عادیترین حقوق به واسطه حکومت محروم بودهاند سزاوار سرزنش و نکوهش نیستند. «مردم مقصرند» بخشی از پروپاگاندای حکومت است ما آن را تکرار نکنیم.
چرا آنها برای اعتراض نمیآیند؟ یقینا آنها چون ما زندگی را دوست دارند، به گلوله و تفنگ نه میگویند، آنها چون ما آنجا که مرگ ارزانی میدهند با احتیاط و آهسته قدم میگذارند. حتی همه اینها را نادیده بگیریم، آنچه باید باعث شرم و آبروریزی شود نه دویدن این نوجوانها پشت اتوبوس که کشته شدن کودکانمان با گلوله است.
پینوشت: ویدیو استقبال از رونالدو در ژاپن و ایران
بخش دوم: چرا آنها (که دنبال اتوبوس رونالدو میدوند) برای اعتراض نمیآیند؟
@Hosseinronaghi
3 640
Repost from Hossein Ronaghi - حسین رونقی
مقصر حکومت است و ما مخالفانش کوتاهی کردیم.
آنچه گذشت «هدف حکومت» در بخش تبلیغات (پروپاگاندا) برای تحتالشعاع قرار دادن سالگرد اعتراضات با نمایشی از شور مردم در استقبال از رونالدو بود اما همچنان «مقصر حکومت» است نه مردم. در کنار آن کوتاهی عملکرد منتقدان، مخالفان و اپوزیسیون را باید دید.
منتقدان طرفداران رونالدو (که در نگاهشان این طرفداران ناهنجارند) در راستای آگاهسازی جامعه هدف حکومت چه کردند؟ آیا از هدف و برنامه حکومت برای سوءاستفاده از حضور یک چهره فوتبالیست اطلاعرسانی کردند؟ آیا به فدراسیون فوتبال آسیا در مورد زمان برگزاری مسابقات و همزمانی آن با سالگرد اعتراضات اعتراض کردند؟ به حضور چهرههای جهانی فوتبال در کشوری که زنان امکان حضور در ورزشگاه را ندارند و در سالگرد کشتار وسیع اعترضات اخیر هستند واکنش اعتراضی نشان دادند؟
نمیتوانستیم قبل از وقوع این جریان و «پیش از آنکه مردم مقصر شوند» به مردم هشدار دهیم که حکومت قرار است چنین سواستفادهای از شور و اشتیاق فوتبالی شما بکند؟ نمیتوانستیم از فدراسیون فوتبال آسیا، تحریم یا عدم برگزاری مسابقات در ایران را بهخاطر همزمانی آن با سالگرد اعتراضات و وضعیت حقوق زنان و حقوق بشر درخواست کنیم؟ نمیتوانستیم به حضور رونالدو و چهرههای چون اون در راستای عادیسازی شرایط بحرانی ایران اعتراض کرده و آنها را منصرف کنیم؟ «هدف و برنامه حکومت» برای استفاده تبلیغاتی از حضور رونالدو در ایران و راه انداختن شوی (همه چیز در ایران عادی و آرام است) در سالگرد اعتراضات مشخص بودهاست، آنچیزی که مشخص نبود هدف و برنامه اپوزیسیون، مخالفان و منتقدان برای جلوگیری از راهاندازی شوی تبلیغاتی حکومت برای سواستفاده از آن و عادیسازی در سالگرد اعتراضات در شرایط کنونی در عرصه جهانی بودهاست. آری همچنان حکومت مقصر است و ما نیز بهعنوان مخالف و منتقد کوتاهی کردیم چون برنامه و آیندهنگری نداشتیم و طبق معمول کوتاهترین دیوار، دیوار مردم است.
بخش یک: تکرار کنیم: «مردم مقصر نیستند»
بخش دو: چرا آنها (که دنبال اتوبوس رونالدو میدوند) برای اعتراض نمیآیند؟
@Hosseinronaghi
3 640
Repost from خرمگس
"از هر آدم رذلی بپرسید که ترجیح میدهد با رذلی مثل خودش سروکار داشته باشد یا با آدمی بزرگوار، بی تردید پاسخ خواهد داد با آدمی بزرگوار!
پیروزی فضیلت در همین است!"
ابله - داستایوفسکی
@kharmagaas
3 640
Repost from بدونِ شِکَر
احتمالا شب که برمیگردد خانه، کسانی منتظرش هستند. بچهای، همسری. شاید گاهی برای بچهاش شکلات میخرد، و برای زنش از روزش تعریف میکند. لابد میگوید چهطور اسلحه به دست مردم را تهدید کرده. به این فکر میکنم که حینِ گفتن لبخند میزند؟ حسش خوب است یا بد؟ شاید هم حینش بیحس، بیرگ، باشد. اصلا اولین بار که اسلحه را گذاشتند کفِ دستش چه حسی داشت؟ قدرتی که در خود حس کرد، کدام عقده زندگیاش را التیام میداد؟
اینکه سعی کنم برایش شخصیتی بسازم، کاری بیهوده است؟ میفهمم که این تلاش نافرجام من است برای تولید یک کاراکتر، تا برایم باورکردنی به نظر برسد. در سینما و ادبیات چنین منطقی وجود دارد. ولی خب در زندگی، خیلی اتفاقها بیدلیل رخ میدهند، و کثافت بودن چنین آدمی نیاز به دلایلِ بزرگ ندارد. میشود دلیل این رذالت را فهمید؟ فکر میکنم ادبیات و سینما به اشتباه به ما آموختهاند، که شخصیت منفی باید باورپذیر باشد و باید در حدِ تیپ نماند. دنیایِ واقعی حتما با فیلم و داستان فرق دارد. بعضی آدمها آنجا تیپند؛ همانقدر کاغذی، بیپیکر و مترسک. در توصیفشان فقط یک کلمه میشود نوشت: کثافت.
- این یک بازنشر است.
@sugarffrree
3 640
Repost from شوكران؛ جام عدم
يه مشت الدنگ دهه پنجاهى و شصتى كه خودشون قربانى سنت و فرهنگ كس شر خانواده ايرانى و انقلاب اسلامى شدند با خروار ها آرزو و عقده، شدند پدر و مادران نسلى كه جدى ترين لگد تاريخ رو به تخم هاى مذهب و مروجينش زده و تمام كارهاى نكرده و ناتوانى اين دو نسل رو به دوش كشيده و هنوز قبل از مواجهه با جبهه آخوند، از توى اتاق خواب هاشون بايد با تور و قلاب و تله خونواده بجنگند كه مبادا مسيرى رو نرند كه خود والدين اخته شون قربانى تمام عيار اون شدند. من نميتونم بفهمم چى ميخوايد از جون اين بچه ها وقتى كوچكترين دركى از قربانى شدن نداريد. وقتى نميتونيد بفهميد همه قرار نيست مثه من و شما تن به زيرخوابى و گاييده شدن اخوند ها بدند. اين نسل قرار نيست با چيزى سازش كنه كه شديد لولو سر خرمن زندگى هاشون و با خريت تمام حتى حاضر نيستيد بفهميدشون. و اين نسل قرار نيست با دانشگاه رفتن واسه شما اتيكت و عنوان و ليبل خاصى به همراه بياره.
آقايون و خانمهاى نسبتا محترمى كه پدر و مادر شديد، دست برداريد از سر اين نسلى كه تا مياد تو خيابون و شجاعت پخش ميكنه و تمام هدف و ذهنش جنگ و مبارزه ست( به درست و غلط شيوه هاشون كارى ندارم) ميشه قهرمان تون و تا تو سرش ميزنن شما هم دوتا اضافه تر ميزنيد. مشخصا چه مرگ تونه و كجاى زندگى چهل پنجاه سال گذشته تون جز بوى لباس فرم كارمندى و قسط و قرض و وام و سفر شمال و چك برگشتى و اجاره نشينى و تسليم محض همه كثافات مملكت بودن، نقطه جذابى داشته كه حالا سعى در اشاعه اون هم داريد…!؟
و كلام اخر رو به نسلى كه پدر و مادرى امثال من دهه پنجاه و شصتى دارند:
متاسفم كه بايد قبل از هرچيزى با فرهنگ كس شر و خانواده لمپن ايرانى و سنت هاش بجنگيد. من شما رو ميفهمم و متاسفم كه كار زيادى ازم ساخته نيست. ولى بدونيد كه:
زندگى با سركشى و عصيان آغاز ميشود…
3 640
Repost from MEHDI YARRAHI | مهدی یراحی
روسریتو…
تقدیم به زنان آزادهی سرزمینم که در خط اوّل جنبش "زن زندگی آزادی" دلیرانه میدرخشند.
#روسریتو
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
3 640
تقدیم به زنان آزادهی سرزمینم که در خط اوّل جنبش "زن زندگی آزادی" دلیرانه میدرخشند.
تهیه، تنظیم موسیقی و کارگردانی: مهدی یراحی
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
@mehdiyarrahi
۳ شهریور ۱۴۰۲
3 640
Repost from تصویر و زندگی
اولینبار که این عکس از کاوه کاظمی را دیدم تصورم این بود که مردها و زنهای انقلابی در «فردای پس از انقلاب» هم را ملاقات کرده و شادمانه قراره است صبحانهی پیروزی را با هم بخورند. بعدها وقتی واقعیت جاری در عکس را متوجه شدم تکان خوردم. اینجا پاستور است روبهروی نخستوزیری و آن مردهای انقلابی در حال تمسخر زن معترض. به چهرهی بشاش مرد نگاه کنید؛ چه خشونتی در این چهرهی مهربان نهفته که در نگاه ابتدایی پنهان است و فریبنده. زنِ معترضْ فخری گلستان است؛ مترجم و مادر یکی از مهمترین عکاسان تاریخ ایران، کاوه گلستان.
این عکس فیالواقع بدل به پارودیِ خودش شده؛ چرا که به قول نظریهپرداز تصویر، ویلیام میچل، نباید ميلِ تصوير را با میلِ هنرمند یا حتی خودِ تاریخ اشتباه بگیریم. چيزي که تصاوير ميخواهند با پيامي که ارسال ميکنند يا اثري که ايجاد ميکنند، يکسان نيست. حتي به چيزي که آن عکسها روایت میکنند شباهتی ندارد. درست همانند مردم، تصاوير هم نميدانند که چه ميخواهند. ميتوان هر روزه بر آنها شورید و با اينحال کماکان در پايان روز همهچيز تقريباً کمافیسابق باقي بماند»
کانال تصویر و زندگی
3 640
Repost from بدونِ شِکَر
آدمهای شرور وجود دارند، ولی تعدادشان آنقدر زیاد نیست که خطری عمده باشند. و اینکه آنها معمولا بیدلیل به تو آسیب نمیزنند. خطرناکتر خایهمالها هستند. تعدادشان زیاد است و همیشه آمادهاند به تو به جای حقیقت آنچه را بگویند که دوست داری بشنوی.
@sugarffrree
3 640
Repost from بدونِ شِکَر
در حالی که به حرفهایش گوش میدادم حس کردم چیزی در او منجمد شده، چیزی داخلش گیر کرده و پیش نمیرود. او داشت «زِر میزد» یا به عبارتی «یاوه» میگفت. این خوب یا بد نبود، فقط ساکن یا بسیار کند بود. بعدتر به تعریف یاوه فکر کردم و به این رسیدم: یاوه کارکردی از زبان است که معطوف به موضوع نیست، معطوف به آفرینش هنری نیز نیست، هیچ چیز را بیشتر از «ابراز وجود گوینده» هدف نگرفته.
یاوه اِخبار نیست، هر چند گاه ظاهری اِخباری داشته باشد، همان شوآف است. همان که محتوایش چیزی است شبیه «هر چند، ولی به هر حال، با توجه به بورس، در قالب بحثی هرمنوتیکی، در این هوای آلوده، و آب چیزی نیست مگر آ و ب». تلاشی فقط برای گرفتن توجه به گوینده.
درصد بالایی از گفتار روزمره، پستهای اینستاگرامی، حرفهای داخل تختخواب، سخنرانیهای سیاسی، نطقهای رسمی خصوصا در مراسم روتین مانند افتتاح و ختم و رونمایی و سالگرد و... یاوه است. یاوه کمک میکند مغز «هیچ» را پردازش کند و کمتر انرژی مصرف کند. در عین حال، یاوه این تردید را دامن میزند که «ای بسا همهی گفتهها همین قدر بیمحتوا باشند». حذف کامل یاوه غیرممکن و البته غیرضروری است، با این وجود دانستنِ تعریفش شاید مفید باشد.
@sugarffrree
3 640
👤 فریدریش #نیچه
از کتابِ 📚 #فراسوی_نیک_و_بد
آن که با هیولا می ستیزد باید بپاید که خود در این میانه هیولا نشود. اگر دیرزمانی در مَغاکی چشم بدوزی، آن مَغاک نیز در تو چشم خواهد دوخت.
🗿 @ThinkOfficialPage 👈🏻
3 640
Repost from بدونِ شِکَر
درباره کارگر و simit sarayi
نخست. از فانتزیهای تولید شده توسط مارکسیزم یکی تصویر کردن کارگران به عنوان مردان سیبیلکلفتِ پتک به دست بود. این تصویر نه در مبداش روسیه آن دوران و نه در هیچ جغرافیا و زمانِ دیگری واقعیت ندارد. امروز واضح شده داس و چکشِ پرولتاریا توهمی بیش نبوده و واقعیتِ تلخ این است که کارگران با شغل و مزدشان کنترل میشوند و اگر تصمیم به اعتراض یا تغییر بگیرند، سیستم میتواند با قطع معاش زیستن را هم از آنها سلب کند، چه برسد به امکان برای کوفتنِ پتک بر پایههای سرمایهداری.
تصویرِ مردِ سیبیلو و ظاهرا نرینه امّا اخته پرولتاریا عملا شد بهانهای برای روانپریشهایی مثل جوزف مککارتی که هر کسی از لزومِ نان خوردن بگوید، انگ کمونیست بودن به او بچسبانند و زندگیاش را دود کنند. و بامزه اینکه کارگر نه در سرمایهداری آمریکایی و نه کمونیسم روسی آن تصویرِ خشن و زمخت ساختهشده در تبلیغاتِ آبکی نبود. کارگرِ واقعی موجودی بود رنجور، در خود فرورفته، نگرانِ نان و فردا. بسیاری کارگران نه مردهای قلچماقِ سیبیلو که زنان و کودکان بودند، کارگر بیشتر شبیه به چاپلین در عصر جدید بود گیرافتاده لایِ چرخدندهها.
بعد. یکی از تصاویرِ ذهنیام از استانبول نانی است سفت، که بسیار کم-شیرین است و رویش کنجد میپاشند، به نام سیمیت که دانهای فقط ۱ لیر قیمت دارد. اگر پولت نرسد قهوه یا چای بخری، میشود با ۷۵ قروش یک بطری آب بخری و با سیمیت بخوری تا از گرسنگی نمرده باشی.
یک قنادیِ زنجیرهای هم هست با نامِ سیمیت سارایی “simit sarayi” که از این نان و چند نوع شیرینی و ساندویچ دیگر میفروشد. وقتی داخل میشوی، فوج کارگرانی که اغلب زن هستند، در حال دویدن کار میکنند. ظرفها یکبار مصرف، مواد غذایی استفاده شده اقتصادی و قندها پیچیده در کاغذ. منطق چرخش سرمایه دویدنِ کارگر برای سیرکردنِ کارگر.
به چهره خسته کارگران سیمیتسارایی فکر میکنم، به دیگرانی که مثلا در کلانا یا لمیز در تهران کار میکنند، به کارگر رنجور ایرانخودرو یا داروگر. هیچکدام نه پتک دارند، نه سیبیل و نه هیکل.
-فردا روز جهانی کارگر است.
@sugarffrree
3 640
Repost from بدونِ شِکَر
درباره کارگر و simit sarayi
نخست. از فانتزیهای تولید شده توسط مارکسیزم یکی تصویر کردن کارگران به عنوان مردان سیبیلکلفتِ پتک به دست بود. این تصویر نه در مبداش روسیه آن دوران و نه در هیچ جغرافیا و زمانِ دیگری واقعیت ندارد. امروز واضح شده داس و چکشِ پرولتاریا توهمی بیش نبوده و واقعیتِ تلخ این است که کارگران با شغل و مزدشان کنترل میشوند و اگر تصمیم به اعتراض یا تغییر بگیرند، سیستم میتواند با قطع معاش زیستن را هم از آنها سلب کند، چه برسد به امکان برای کوفتنِ پتک بر پایههای سرمایهداری.
تصویرِ مردِ سیبیلو و ظاهرا نرینه امّا اخته پرولتاریا عملا شد بهانهای برای روانپریشهایی مثل جوزف مککارتی که هر کسی از لزومِ نان خوردن بگوید، انگ کمونیست بودن به او بچسبانند و زندگیاش را دود کنند. و بامزه اینکه کارگر نه در سرمایهداری آمریکایی و نه کمونیسم روسی آن تصویرِ خشن و زمخت ساختهشده در تبلیغاتِ آبکی نبود. کارگرِ واقعی موجودی بود رنجور، در خود فرورفته، نگرانِ نان و فردا. بسیاری کارگران نه مردهای قلچماقِ سیبیلو که زنان و کودکان بودند، کارگر بیشتر شبیه به چاپلین در عصر جدید بود گیرافتاده لایِ چرخدندهها.
بعد. یکی از تصاویرِ ذهنیام از استانبول نانی است سفت، که بسیار کم-شیرین است و رویش کنجد میپاشند، به نام سیمیت که دانهای فقط ۱ لیر قیمت دارد. اگر پولت نرسد قهوه یا چای بخری، میشود با ۷۵ قروش یک بطری آب بخری و با سیمیت بخوری تا از گرسنگی نمرده باشی.
یک قنادیِ زنجیرهای هم هست با نامِ سیمیت سارایی “simit sarayi” که از این نان و چند نوع شیرینی و ساندویچ دیگر میفروشد. وقتی داخل میشوی، فوج کارگرانی که اغلب زن هستند، در حال دویدن کار میکنند. ظرفها یکبار مصرف، مواد غذایی استفاده شده اقتصادی و قندها پیچیده در کاغذ. منطق چرخش سرمایه دویدنِ کارگر برای سیرکردنِ کارگر.
به چهره خسته کارگران سیمیتسارایی فکر میکنم، به دیگرانی که مثلا در کلانا یا لمیز در تهران کار میکنند، به کارگر رنجور ایرانخودرو یا داروگر. هیچکدام نه پتک دارند، نه سیبیل و نه هیکل.
-فردا روز جهانی کارگر است.
@sugarffrree
3 640
Repost from 🗿 فِکر کُن 🗿
🗣 #شعر_خوانی
🗣 #صدای_دوست
👤 #حافظ
خوش تر از نقشِ تو در عالم تصویر نبود...
🗿 @ThinkOfficialPage 👈
