en
Feedback
حقوق

حقوق

Open in Telegram

پایگاه اطلاع رسانی مؤسسه فرهنگی و هنری پیوند نور و دانش (پند) http://pandinstitute.ir

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
1 797
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
چنانچه شخصی، محکومیت قطعی به پرداخت مالی به دیگری داشته باشد، محکوم له می تواند وفق شق «ح» از بند۱ ماده ۱۸ دستورالعمل ساماندهی و تسریع در اجرای احکام مدنی مصوب ۱۳۹۸/۷/۳۰، از اجرای احکام مربوطه، درخواست صدور دستور مقتضی مبنی بر مسدود نمودن کد ملی محکوم علیه فوق الذکر، خطاب به اداره ثبت احوال مربوطه را نماید پس از مسدود شدن کد ملی محکوم علیه، نامبرده، از بهره مندی کلیه حقوقی که اجرای آن نیاز به کد ملی دارد؛ از قبیل افتتاح حساب بانکی، انتقال هر گونه سند رسمی در دفاتر اسناد رسمی، تمدید اعتبار کارت بانکی و غیره، محروم می گردد محمود باقی https://t.me/pnd110

ثبت سفارش و دریافت تدريس طلایی «استاد باقی» گام اول واریز مبلغ ۱۳۰٫۰۰۰ تومان به شماره کارت 3661 - 8648 - 6915 - 6037 بانک صاد
ثبت سفارش و دریافت تدريس طلایی «استاد باقی»   گام اول واریز مبلغ ۱۳۰٫۰۰۰ تومان به شماره کارت 3661 - 8648 - 6915 - 6037  بانک صادرات به نام سعیده شهریاری گام دوم ۱ـ ارسال تصویر رسید واریز وجه به تلگرام ، به آیدی @MrsalmanMr ۲ـ ارسال نام، نام خانوادگی، شماره تلفن همراه، آدرس پستی دقیق، کد پستی ده رقمی به آیدی فوق، جهت دریافت محصول آموزشی از طریق اداره پست گام سوم ارسال پستی محصول آموزشی فوق توسط این مؤسسه، به متقاضی دریافت تدريس طلایی در صورت بروز مشکل با شماره ثابت 02188325713 یا شماره همراه 09101065003 تماس حاصل فرمایید.  http://t.me/pnd110

ثبت سفارش و دریافت تدريس طلایی «استاد باقی» گام اول واریز مبلغ ۱۳۰٫۰۰۰ تومان به شماره کارت 3661 - 8648 - 6915 - 6037 بانک صاد
ثبت سفارش و دریافت تدريس طلایی «استاد باقی»   گام اول واریز مبلغ ۱۳۰٫۰۰۰ تومان به شماره کارت 3661 - 8648 - 6915 - 6037  بانک صادرات به نام سعیده شهریاری گام دوم ۱ـ ارسال تصویر رسید واریز وجه به تلگرام ، به آیدی @MrsalmanMr ۲ـ ارسال نام، نام خانوادگی، شماره تلفن همراه، آدرس پستی دقیق، کد پستی ده رقمی به آیدی فوق، جهت دریافت محصول آموزشی از طریق اداره پست گام سوم ارسال پستی محصول آموزشی فوق توسط این مؤسسه، به متقاضی دریافت تدريس نقره ای در صورت بروز مشکل با شماره ثابت 02188325713 یا شماره همراه 09101065003 تماس حاصل فرمایید.  http://t.me/pnd110

ثبت سفارش و دریافت تدريس نقره ای «استاد باقی» گام اول واریز مبلغ ۱۹۰،۰۰۰ تومان به شماره کارت 3661 - 8648 - 6915 - 6037 بانک ص
ثبت سفارش و دریافت تدريس نقره ای «استاد باقی»   گام اول واریز مبلغ ۱۹۰،۰۰۰ تومان به شماره کارت 3661 - 8648 - 6915 - 6037  بانک صادرات به نام سعیده شهریاری گام دوم ۱ـ ارسال تصویر رسید واریز وجه به تلگرام ، به آیدی @MrsalmanMr ۲ـ ارسال نام، نام خانوادگی، شماره تلفن همراه، آدرس پستی دقیق، کد پستی ده رقمی به آیدی فوق، جهت دریافت محصول آموزشی از طریق اداره پست گام سوم ارسال پستی محصول آموزشی فوق توسط این مؤسسه، به متقاضی دریافت تدريس نقره ای در صورت بروز مشکل با شماره ثابت 02188325713 یا شماره همراه 09101065003 تماس حاصل فرمایید.  http://t.me/pnd110

ثبت سفارش و دریافت تدريس طلایی «استاد باقی» گام اول واریز مبلغ ۱۳۰٫۰۰۰ تومان به شماره کارت 3661 - 8648 - 6915 - 6037 بانک صاد
ثبت سفارش و دریافت تدريس طلایی «استاد باقی»   گام اول واریز مبلغ ۱۳۰٫۰۰۰ تومان به شماره کارت 3661 - 8648 - 6915 - 6037  بانک صادرات به نام سعیده شهریاری گام دوم ۱ـ ارسال تصویر رسید واریز وجه به تلگرام ، به آیدی @MrsalmanMr ۲ـ ارسال نام، نام خانوادگی، شماره تلفن همراه، آدرس پستی دقیق، کد پستی ده رقمی به آیدی فوق، جهت دریافت محصول آموزشی از طریق اداره پست گام سوم ارسال پستی محصول آموزشی فوق توسط این مؤسسه، به متقاضی دریافت تدريس نقره ای در صورت بروز مشکل با شماره ثابت 02188325713 یا شماره همراه 09101065003 تماس حاصل فرمایید.  http://t.me/pnd110

ثبت سفارش و دریافت تدريس طلایی «استاد باقی» گام اول) واریز مبلغ ۱۳۰٫۰۰۰ تومان به شماره کارت 3661 - 8648 - 6915 - 6037 بانک صا
ثبت سفارش و دریافت تدريس طلایی «استاد باقی»   گام اول) واریز مبلغ ۱۳۰٫۰۰۰ تومان به شماره کارت 3661 - 8648 - 6915 - 6037  بانک صادرات به نام سعیده شهریاری گام دوم) ۱ـ ارسال تصویر رسید واریز وجه به تلگرام، به شماره همراه 09101065003 ۲ـ ارسال نام، نام خانوادگی، شماره تلفن همراه، آدرس پستی دقیق، کد پستی ده رقمی جهت دریافت محصول آموزشی فوق از طریق اداره پست گام سوم) ارسال پستی محصول آموزشی فوق توسط این مؤسسه، به متقاضی دریافت تدريس طلایی  ِhttp://t.me/pnd1

نگاهی اجمالی به حق ریشه (حق زارعانه یا حق گاوبندی یا حق نسق یا حق تبر تراشی یا حق کارافه یا حق بنه یا حق آبادانی یا حق تصرف یا حق آب و گل یا حق جور) مستندات حق ریشه، مقررات ذیل است: ۱- آیین نامه ماده ۳۱ قانون ثبت اسناد و املاک مصوب ۱۳۱۷ ۲- تبصره ۲ ماده ۵ قانون نحوه خرید و تملک اراضی مورد نیاز دولت برای اجرای برنامه های عمومی ، عمرانی و نظامی دولت مصوب ۱۳۵۸/۱۱/۴ ۳- تبصره ۱ بند «الف» ماده ۱ تصویب نامه هیئت وزیران، مورخ ۱۳۶۱/۱۱/۱۸ حق ریشه (حق زارعانه) نوعی حق مالی برای زارع در ملک مزروعی مالک است که به تبع تصرفات مستمر و طولانی زارع در ملک دیگری، همراه با کار یا فعالیت یا ایجاد مرغوبیت، در اثر اذن مالک و یا یکی از عقود زراعی؛ از قبیل اجاره یا مزارعه ایجاد می شود پیدایش حق ریشه برای زارع، منوط به تحقق شش شرط ذیل است: ۱- زمین موضوع ادعای حق ریشه، زمین مزروعی باشد (بند ۱۱ ماده یک قانون اصلاحی قانون اصلاحات ارضی) ۲- زارع باید روی زمین، کاری انجام داده باشد ۳- زمین مذکور باید با اذن مالک، در تصرف مدعی حق ریشه قرار گرفته باشد ۴- عمل زارع باید موقتی نباشد، بلکه مستمر باشد ۵- زارع باید صاحب نسق باشد، لذا حق ریشه به زارعین خوش نشین یا کارگران کشاورزی تعلق نمی گیرد ۶- مالک، ملک موضوع حق ریشه را از زارع، انتزاع کرده باشد حق ریشه، حق مالی است، لذا: ۱- قابل انتقال ارادی است ۲ قابل انتقال قهری است ۳- قابل اسقاط است مبلغ حق ریشه، در صورت عدم اراضی طرفین، توسط کارشناس رسمی دادگستری، با توجه به عوامل ذیل تعیین می شود: ۱- مدت زمانی که زارع، بر روی ملک کار کرده است ۲- نوع کارهایی که زارع روی ملک انجام داده است ۳- تأثیر کارهای زارع در ارزش افزوده ایجاد شده در زمین ۴- مقدار هزینه ای که زارع نموده است ۵- مقدار ارزش افزوده ای که کار زارع و هزینه های انجام شده توسط وی در زمین ایجاد کرده است دادگاه صلاحتدار محلی در رسیدگی به دادخواست مطالبه حق ریشه: ۱- چنانچه مستند زارع برای مطالبه حق ریشه، قرارداد باشد، دادگاه محل وقوع زمین زراعی یا دادگاه محل اقامت خوانده است ۲- چنانچه مستند زارع برای مطالبه حق ریشه، اذن مالک باشد، دادگاه محل اقامت خوانده است محمود باقی

نگاهی اجمالی به حق ریشه (حق زارعانه یا حق گاوبندی یا حق نسق یا حق تبر تراشی یا حق کارافه یا حق بنه یا حق آبادانی یا حق تصرف یا حق آب و گل یا حق جور) مستندات حق ریشه، مقررات ذیل است: ۱- آیین نامه ماده ۳۱ قانون ثبت اسناد و املاک مصوب ۱۳۱۷ ۲- تبصره ۲ ماده ۵ قانون نحوه خرید و تملک اراضی مورد نیاز دولت برای اجرای برنامه های عمومی ، عمرانی و نظامی دولت مصوب ۱۳۵۸/۱۱/۴ ۳- تبصره ۱ بند «الف» ماده ۱ تصویب نامه هیئت وزیران، مورخ ۱۳۶۱/۱۱/۱۸ حق ریشه (حق زارعانه) نوعی حق مالی برای زارع در ملک مزروعی مالک است که به تبع تصرفات مستمر و طولانی زارع در ملک دیگری، همراه با کار یا فعالیت یا ایجاد مرغوبیت، در اثر اذن مالک و یا یکی از عقود زراعی؛ از قبیل اجاره یا مزارعه ایجاد می شود پیدایش حق ریشه برای زارع، منوط به تحقق چهار شرط ذیل است: ۱- زمین موضوع ادعای حق ریشه، زمین مزروعی باشد (بند ۱۱ ماده یک قانون اصلاحی قانون اصلاحات ارضی) ۲- زارع باید روی زمین، کاری انجام داده باشد ۳- زمین مذکور باید با اذن مالک، در تصرف مدعی حق ریشه قرار گرفته باشد ۴- استمرار عمل: عمل زارع باید موقتی نباشد، بلکه مستمر باشد ۵- زارع باید صاحب نسق باشد، لذا حق ریشه به زارعین خوش نشین یا کارگران کشاورزی تعلق نمی گیرد ۶- مالک، ملک موضوع حق ریشه را از زارع، انتزاع کرده باشد حق ریشه، حق مالی است، لذا: ۱- قابل انتقال ارادی است ۲ قابل انتقال قهری است ۳- قابل اسقاط است مبلغ حق ریشه، در صورت عدم اراضی طرفین، توسط کارشناس رسمی دادگستری، با توجه به عوامل ذیل تعیین می شود: ۱- مدت زمانی که زارع، بر روی ملک کار کرده است ۲- نوع کارهایی که زارع روی ملک انجام داده است ۳- تأثیر کارهای زارع در ارزش افزوده ایجاد شده در زمین ۴- مقدار هزینه ای که زارع نموده است ۵- مقدار ارزش افزوده ای که کار زارع و هزینه های انجام شده توسط وی در زمین ایجاد کرده است دادگاه صلاحتدار محلی در رسیدگی به دادخواست مطالبه حق ریشه: ۱- چنانچه مستند زارع برای مطالبه حق ریشه، قرارداد باشد، دادگاه محل وقوع زمین زراعی یا دادگاه محل اقامت خوانده است ۲- چنانچه مستند زارع برای مطالبه حق ریشه، اذن مالک باشد، دادگاه محل اقامت خوانده است محمود باقی

نگاهی اجمالی به حق ریشه (حق زارعانه یا حق گاوبندی یا حق نسق یا حق تبر تراشی یا حق کارافه یا حق بنه یا حق آبادانی یا حق تصرف یا حق آب و گل یا حق جور) مستندات حق ریشه، مقررات ذیل است: ۱- آیین نامه ماده ۳۱ قانون ثبت اسناد و املاک مصوب ۱۳۱۷ ۲- تبصره ۲ ماده ۵ قانون نحوه خرید و تملک اراضی مورد نیاز دولت برای اجرای برنامه های عمومی ، عمرانی و نظامی دولت مصوب ۱۳۵۸/۱۱/۴ ۳- تبصره ۱ بند «الف» ماده ۱ تصویب نامه هیئت وزیران، مورخ ۱۳۶۱/۱۱/۱۸ حق ریشه (حق زارعانه) نوعی حق مالی برای زارع در ملک مزروعی مالک است که به تبع تصرفات مستمر و طولانی زارع در ملک دیگری، همراه با کار یا فعالیت یا ایجاد مرغوبیت، در اثر اذن مالک و یا یکی از عقود زراعی؛ از قبیل اجاره یا مزارعه ایجاد می شود پیدایش حق ریشه برای زارع، منوط به تحقق چهار شرط ذیل است: ۱- زمین موضوع ادعای حق ریشه، زمین مزروعی باشد (بند ۱۱ ماده یک قانون اصلاحی قانون اصلاحات ارضی) ۲- زارع باید روی زمین، کاری انجام داده باشد ۳- زمین مذکور باید با اذن مالک، در تصرف مدعی حق ریشه قرار گرفته باشد ۴- استمرار عمل: عمل زارع باید موقتی نباشد، بلکه مستمر باشد ۵- زارع باید صاحب نسق باشد، لذا حق ریشه به زارعین خوش نشین یا کارگران کشاورزی تعلق نمی گیرد ۶- مالک، ملک موضوع حق ریشه را از زارع، انتزاع کرده باشد حق ریشه، حق مالی است، لذا: ۱- قابل انتقال آزادی است ۲ قابل انتقال قهری است ۳- قابل اسقاط است مبلغ حق ریشه، در صورت عدم اراضی طرفین، توسط کارشناس رسمی دادگستری، با توجه به عوامل ذیل تعیین می شود: ۱- مدت زمانی که زارع، بر روی ملک کار کرده است ۲- نوع کارهایی که زارع روی ملک انجام داده است ۳- تأثیر کارهای زارع در ارزش افزوده ایجاد شده در زمین ۴- مقدار هزینه ای که زارع نموده است ۵- مقدار ارزش افزوده ای که کار زارع و هزینه های انجام شده توسط وی در زمین ایجاد کرده است دادگاه صلاحتدار محلی در رسیدگی به دادخواست مطالبه حق ریشه: ۱- چنانچه مستند زارع برای مطالبه حق ریشه، قرارداد باشد، دادگاه محل وقوع زمین زراعی یا دادگاه محل اقامت خوانده است ۲- چنانچه مستند زارع برای مطالبه حق ریشه، اذن مالک باشد، دادگاه محل اقامت خوانده است محمود باقی

روز دختر در آينه عقل و دل من اي كه اين دلنوشته را مي خواني پيامي از تاريخ در كوله بارم برايت دارم دختري را مي شناسم كه در سال ١٧٣ هجري قمري ديده به جهان گشود اين دختر، در روزگاري كه ساير دخترها در سنين بسيار كم، ازدواج مي كردند، همه ي فرصت هاي خويش را به «پاكسازي روح» و «فراگيري دانش الهي» سپري مي كرد بيست و هشت ساله كه شد، از «مدينه» به سوي «خراسان»، هجرتي پر خطر را آغاز كرد همه مي گويند اين دختر، دلش براي برادرش تنگ شده بود و همين عامل، موجب سفر طولاني وي از مدينه به خراسان شد اما من كه عمري را پيرامون خانه علي بزرگ و مادر عشق، پروانه وار، طواف كرده ام، جور ديگري مي انديشم من يقين دارم كه هجرت او، رفتاري سياسي براي رسوا سازي ظالم زمانش ( مأمون عباسي) بود در اين سفر طولاني، به هر شهري كه مي رسيد، عالمان راستين و برجسته زمانش، براي حل مشكلات علمي، به استقبالش مي آمدند به شهر چمران عزيز ( ساوه) كه رسيد، عوامل ناجوانمرد حكومت ظالم زمان، مسمومش كردند اگر هجرت او، رفتار سياسي رسواگر نبود، چرا ظالمين حاكم، او را مسموم كردند؟ از ساوه به شهر فقيهان نامور شيعه كه رسيد مورد استقبال با شكوه همه دانشمندان عصر خويش قرار گرفت در آن زمان، اين دختر، بيست و هشت ساله بود بيماري ناشي از مسموميت، فرصت ادامه «هجرت سياسي» را از او گرفت و سرانجام، او در شهر قم، حيات فاني را وداع گفت او را شناختي؟ آري درست فهميدي فاطمه، دختر موسى بن جعفر ( هفتمين اسلام مجسم) را مي گويم فاطمه، خواهر امام رضا ( هشتمين اسلام مجسم) را مي گويم همو كه در طهارت روح، لقب «معصومه» يافت همو كه ثابت كرد مي توان در راه خدا، بي همسر، به حدي از پاكدامني زيست كه «معصومه» شد همو كه امروز لقبش «معصومه»، از نامش «فاطمه»، مشهورتر است همو كه معجزه هاي بزرگ از او ديده ام همو كه استاد ناپيداي ملاصدراي شيرازي بود همو كه هر چه از دين و تشيع مي دانم، وامدار ارادتم به او در دوران جواني است همو كه امروز، به بركت وجود معنوي اش، «عارفان راستين شهر قم»، ريزه خوار خوان نعمت وجود معنوي او هستند همو كه زيارتش، اگر با بصيرت انجام شود،امام جواد ( نهمين اسلام مجسم) بهشتي شدنش را تضمين كرده است اي كه اين دلنوشته را مي خواني تو بگو الگويي برتر از «فاطمه معصومه» را مي توان براي «دختر مبارز شيعه» برگزيد؟ خوشا به حال دختري كه در راه خدا، اگر بي همسر هم زندگي كند، «پاكدامني»، اولين درسي است كه از «فاطمه معصومه» فرا گرفته است خوشا به حال دختري كه ولي زمان خود را تنها نمي گذارد فاطمه معصومه، يكي از اصحاب نام آور امام رضا ( هشتمين اسلام مجسم) است امروز چشم امام مهدي در انتظار تربيت چنين دختراني است دختراني عاشق حضرت ولي عصر دختراني از ياران فرداي امام مهدي راستي مي دانستي پنجاه تن از سيصدو سيزده يار امام مهدي را زنان و دختران تشكيل مي دهند اي دختران مبارز شيعه! برخيزيد و گامي فرا پيش نهيد امام مهدي چشم به راه شماست «نهضت صحابه سازي براي امام مهدي» تا لحظه ظهور ادامه خواهد داشت روز دختر، يعني روز گراميداشت همه ي دختراني كه معصومه وار زندگي مي كنند روز دختر، يعني روز پاسداشت عفت و پاكدامني روز دختر، يعني روز بزرگداشت علم آموزي براي خدا روز دختر، يعني روز يادآوري نهضت صحابه سازي از ميان دختران مبارز شيعه براي فرداي ظهور روز دختر، يعني روز دختراني از جنس «فاطمه معصومه» بگذارم و بگذرم محمود باقي

سلام شما به «کانال تلگرامی نور و هنر» دعوت شده اید با نام خدا، از طریق لینک ذیل، وارد شوید https://t.me/pand1001 التماس دعا

4_5861808044601510408.mp34.21 MB

به ميزان نيامدنت، «حق» را تنها گذاشته اي آري اين، سه راهي است كه پيش پاي «تو» گشوده است و «تو«، يك كلمه ي نامفهومي تا بر سر اين «سه راه» ايستاده اي، نامفهومي وقتي يكي از اين «سه راه» را انتخاب مي كني وقتي راهت را انتخاب مي كني با انتخابت، خودت را «انتخاب» مي كني با انتخابت، خودت را «معنا» مي كني با انتخابت، «چگونه بودنت»، شكل مي گيرد اين چنين است كه «تو»، با تولدت، «عمر واقعي» ات، آغاز مي شود و با انتخابت، «عمر حقيقي» ات بگذارم و بگذرم چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم محمود باقی

انتخاب، نماد هویت بخشی به آدمی دوباره «انتخابات» دوباره «رأی» دوباره «پای صندوق ها» دوباره «مسئولیت» ای که این دلنوشته را می خوانی! دمی با من باش «بصیرت»، بی هزینه، حاصل نمی شود وقتي اين سخن امام صادق (ششمين اسلام مجسم) به يادم مي آيد كه: «هر روزي، عاشورا، هر زميني، كربلا و هر ماهي، محرم است»، بي درنگ ، در پي آن، احساس مي كنم كه: «هر انساني، يك انتخاب» من، از كلام امامم، اينگونه مي فهمم كه: هر كسي، در هر مقطعی از زمان و هر قطعه ای از زمين، خود را انساني وسط صحنه ي دو دعوت، مردد مي يابد و تو: يك ترديد يك نوسان يك بلاتكليفي يك هيچ كه دو ندا، از دو سوي مخالف، تو را پياپي، به «چيزي شدن» فرا مي خوانند و تو بايد انتخاب كني در اين لحظات حساس، سه راه را پيش روي خود داری: ۱- راه پليدي ۲- راه پاكي ۳- راه پوكي اگر راه پليدي را انتخاب كني، بايد: ١ـ به امید پیوستن به «جبهه ی استکبار»، «خيمه گاه آزادي» را آتش زني ٢ـ براي جلب رضايت «کدخدا»، بر روي «قبیله ی خدا» شمشير كشي ٣ـ بر اجساد شهیدان، اسب راني ٤ـ به طمع یافتن موقعیتی، «ايمان» را ذبح كني و سرش را به پیشگاه استکبار، سوغات بري ٥ـ «آزادی» را به «زنجير اسارت» كشي و در «بازار زشت فاجعه» بگرداني و «انگيزه ات» در اين همه جنايت، تنها اين كه به دستگاه استکبار، تقرب جوئي و «آرمانت»، همه اين كه بر موقعیتی تكيه زني كه شرفت در زير آن، مدفون است و با دست هايي، در چرب و چرك دست آوردت چنگ زني كه تا آرنج، به «خون شهيدان» آغشته است اگر تحمل اين همه زشتي و دنائت، از تو ساخته نيست اگر تحمل برداشتن كوله بار سنگين و كُشنده ي اين همه جنايت و ننگ، كه همه ي عمر بايد بر دوش كشي را نداري اگر اين كوله بار را نمي تواني در برابر چشم خدا و مردم، همراه خود داشته باشي اگر قصد فرار از هُرم سوزان دوزخ را داري؛ همان دوزخي كه زبانه هايش، پياپي بر جانت مي زند تا تو را بِرُبايد و همچون هيمه اي ببلعد اگر به همه ي اينها فكر مي كني و قصد داری که راه پاکی را انتخاب کنی: ١ـ تن به نسيم خوش بهشت بسپار ٢ـ دل به بوي جان پرور شهيدان دِه ٣ـ همچون قهرمان، حضورت در صحنه پر هیاهوی انتخاب را به نشانه ي خضوع در پيشگاه حقيقت، اثبات کن ٤ـ همچون شير مرد یا شیر زن، انتخابت را به نشانه ي تسليم به حق پرستي، اظهار کن ٥ـ همچون ذره اي نوراني، از قلب ظلمت و مرداب بی تفاوتی، به سوي خورشيد، صعود كن ٦ـ در پاسخ به دعوت راستی، به ياري خدا، در يورش بردن به دشمن، لبيك گو ٧ـ به جاي آن كه كِرمي باشي كه در لجن بی تفاوتی مي لولد، سفينه ي نجات شو و بر موج سرخ انتخاب خويش، به سوي كمال بران ٨ـ گنجينه ي ارزش هاي انساني كه به فراموشي و سقوط تهديد مي شوند را با انتخاب هوشیارانه ات بر گُرده ي زمان نِه تا «حق پرستان فردا»، آن را به ميراث، برگيرند تا «مردم این سرزمین لاله گون»، به موهبت انتخاب هوشیارانه ات، به سوي كمال، پيش روند تا «تو»، در تعالي وجودي ات، سربلند از وفاي ميثاقت و ايفاي رسالتت، تا خدا اوج گيري تا در كنار خدا، سربلند، زندگي كنی تا دسترنج عشق و صبر و تقوى و انتخاب صحیح ات را از دست هاي مهربان خدا، طعام و شراب خوري؛ همان طعام و شرابي كه ويژه ي «مؤمنین راه خدا» است همان طعام و شرابي كه «ويژه ي روح هائي است كه زمين، از سيري و سيرابي شان، عاجز است» همان طعام و شرابي كه «همه ي عاشقان خدا»، گرسنه و تشنه ي آن اند اگر راه پوكي را برمی گزینی اگر در بحبوحه ي انتخاب راستي و دروغ، نمي خواهي بماني اگر فریادهای نجات و اسارت را نمي خواهي ببيني اگر دودي كه از حريق «فسادهای اقتصادی» بلند است را نمي خواهي مشاهده کنی اگر شيون «كودكان یتیم و بي پناه» را نمي خواهي بشنوي اگر حسرت بودن در كنار «مجاهدان اعجاز آفرين»، برايت «دلربائي» نمي كند اگر كور و كر و سرد و لش، همچنان بر جاي مانده اي اگر همه ي رويدادها را ناديده مي گيري اگر تمامي فريادها را نشنيده مي انگاري اگر به زانوي ذلّت مي نشيني اگر دندان غفلت بر جگر مي نهي اگر خود را در تب و تاب انتخابات، به «بی تفاوتی» مي زني اگر نگاهت را از دور دست ها مي دزدي اگر سرت را به خودت، بند مي كني اگر مي خواهي شاهد تعیین سرنوشت خويش نباشي بدان، از «صحنه ي حق و باطل زمانه» ات، غايب هستي همان صحنه اي كه اگر در آن نباشي: چه به شراب نشسته باشي چه به نماز ايستاده باشي چه به افيون رو كرده باشي چه به عبادت پرداخته باشي چه سرمست از «علم» باشي چه سربند از «امور خير» چه گِرد «خانه ي خداي ابراهيم» بچرخي چه دور «خانه ي ابليس» بگردي در هر حال، از «صحنه ي حق و باطل زمانه» ات، غايبي وقتي در «تعیین سرنوشت روزگار خويش»، حضور نداري وقتي در «میدان مبارزه ی زمان خود»، نيستي وقتي با «شهیدان راه خدا»، نيستي ديگر فرقي ندارد «كجا» هستي به قدر نبودن خودت، به «جبهه ي حق»، آسيب زده اي

ابن ملجم، در آینه ی عقل و دل من ای که این دلنوشته را می خوانی! ابن ملجم را می شناسی؟ همو که در «انتخابات سال سی و شش هجری» به علی بزرگ رأی داد همو که در «جنگ جمل»، در جبهه ی علی بزرگ با ناکثین (طلحه و زبیر و عایشه) جنگید همو که در «جنگ صفین»، در جبهه ی علی بزرگ با قاسطین (معاویه و عمرو عاص و سایر پس مانده های رژیم سابق) مبارزه کرد همان رزمنده ی جبهه های جنگ جمل و صفین را می گویم دیدی «جنگ نرم»، با او چه کرد؟ جنگ نرم؛ همان قرآن بر نیزه کردن قاسطین، «آتش تردید» را به جان او انداخت جنگ نرم، از «عبدالرحمن»، ضد انقلاب ساخت جنگ نرم، از «فرزند ملجم مرادی»، تروریست ساخت جنگ نرم، از رزمنده ی میدان های جمل و صفین، «قاتل علی بزرگ» ساخت می دانی چرا؟ ابن ملجم، «سواد رسانه» نداشت ابن ملجم، «جنگ نرم» را نمی شناخت ابن ملجم، «شایعه» را واقعیت می پنداشت ابن ملجم، «بصیرت» نداشت ابن ملجم، «شعائر» را بر «حقایق» ترجیح می داد ابن ملجم، «ظواهر» را از «بواطن» برتر می دانست «هیاهو»، ابن ملجم را بسان طوفانی در ربود «شایعه»، ابن ملجم را بسان امواج اقیانوس، در خود غرق کرد «نداشتن قدرت تشخیص جبهه ی حق از جبهه ی باطل»، از ابن ملجم، «بازیگری بی جیره و مواجب» به نفع جبهه ی دشمن ساخت «نداشتن قدرت تحلیل امور سیاسی»، از ابن ملجم، «عمله ای در راستای اهداف دشمن» ساخت ای که این دلنوشته را می خوانی! روزی که «آخرین علی»؛ همان امام مهدی، ظهور کند، «تو» نیز با او بیعت خواهی کرد «تو» نیز در رکاب او با قاسطین آن روزگار خواهی جنگید اما سئوالی از تو‌ دارم چه تضمینی است که «تو» پایانی همچون ابن ملجم نداشته باشی؟ اگر امروز، «شایعه» تو را می رباید، فردا که «آخرین علی» بیاید، سرنوشتی همچون ابن ملجم در انتظار توست اگر امروز، بصیرانه، حوادث سیاسی و اجتماعی پیرامونت را تحلیل نکنی، سرگذشتی همچون ابن ملجم خواهی داشت آری! «ترور»، میوه ی درخت جهالت است «ترور»، نتیجه ی ارج گذاری بر «شایعه» است «ترور»، خروجی نداشتن تحلیل صحیح از حوادث روزگار است بگذارم و بگذرم محمود باقی ۱۴۰۰/۲/۱۲ سالروز به خون نشستن علی بزرگ

وای از آن دردی که گفتن را نشاید حرف هایی وجود دارد که کلماتش، همچون «اسپند» بر آتش، در «مِجْمَر روح»، بی قرار هستند حرفهائی وجود دارد که آدمی را «سراسیمه» و «بی تاب»، همچون «روح سرگردان»، از شهر و دیار، بیرون می کشاند حرفهائی وجود دارد که آدمی را در جستجوي «مخاطب گمشده» اش بر روي زمین، «آواره» می کند تا همچون «دانته» مخاطب گمشده اش را در «خاطره ی خویشاوندش» ببیند تا همچون «مولانا» مخاطب گمشده اش را در «قونیه» بر لب استخر آبی ببیند تا همچون «مهر»، مخاطب گمشده اش را در آغوش «محرم محرابی» ببیند تا همچون «سلمان پاك»، مخاطب گمشده اش را در «خلوت سوزان و تشنه ی صحرایی» ببیند تا همچون «همّام»، مخاطب گمشده اش را در «سایه روشن مرموز و پر سخن نخلستانی» ببیند اما «علی بزرگ»، مخاطب گمشده اش را در هیچ کس و در هیچ جا نیافت علی بزرگ، در آن نخلستان های آشنايِ مدینه، دردهاي پنهانی اش را در سایه ی مهتاب ناپیدایش، پوشیده، «می گریست» ای که این دلنوشته را می خوانی! خیلی دوست دارم بدانی چرا علی بزرگ، در اوج قدرت سیاسی، در دل شب، سر تا گریبان در چاه، پنهانی، «می گریست» امان از فهمیده نشدن عظمت روح علی امان از فهمیده نشدن ارزش های متعالی مَواج در روح علی امان از فهمیده نشدن رنج های ناشی از جهادهای پی در پی و پر ثمر علی امان از فهمیده نشدن ایثارهای دمادم و بی منت علی امان از فهمیده نشدن عقاید بلند و آسمانی علی آری! گریه های علی، در اوج قدرت سیاسی، در فهمیده نشدن همه ی آنچه که علی داشت، اما هرگز فهمیده نشد، خلاصه می شود علی بزرگ، هزار و چهارصد سال، زودتر از زمانی که فهمیده شود، قدرت سیاسی را به دست گرفت ای که این دلنوشته را می خوانی! پرسشی از تو دارم آیا اگر «آخرین علی»؛ همان امام مهدی، در همین روزها «ظهور» کند، تو آنقدر از منظر فکری و اعتقادی رشد کرده ای، که «او»، سر تا گریبان در چاه، از فهمیده نشدن توسط «تو»، نگرید؟ بگذارم و بگذرم در خانه، اگر کس است، یک حرف، بس است محمود باقی لحظه ی سالگرد شکافتن فرق علی بزرگ ۱۴۰۰/۲/۱۲

سلام بر میدان و مردان بی همتای آن دوباره اسلام دوباره تشیع دوباره تفکیک «اسلام راستین» از «اسلام دروغین» دوباره تشخیص «تشیع راستین» از «تشیع دروغین» اما این بار، به قیمت دفاع از «مظلومیت حاج قاسم عزیز» ای که این دلنوشته را می خوانی! توطئه ای در راه است عده ای قصد دارند با «توسل به نقد»، تصویر «مرد بی بدیل میدان جهاد و شهادت» را از دل‌ها بزدایند معلم خونین دل تو، طاقت ننوشتن در دفاع از حاج قاسم را «گناه کبیره» می داند به قلمم سوگند می خورم که از این نوشته ام در حضور خاتم الانبیاء و علی بزرگ، در «محشر کبری» دفاع کنم پس تو را به جان علی بزرگ، دمی با من باش اسلامِ مسلمانی که «محک میدان» نخورده باشد، اسلام راستین نیست تشیعِ شیعه ای که «برآمده از خون دل های میدان» نباشد، تشیع راستین نیست میدان، «سنگ محک عقیده» است میدان، «دقیق ترین ابزار سنجش اندیشه» است «اسلام محصول کتابخانه»، اسلام راستین نیست «تشیع حاصل از آکادمی»، تشیع راستین نیست اساساً اسلام و تشیع، از «کتابخانه» آغاز نشد، که از «میدان رنج ها و دردها» شروع شد ابوذرها، از کتابخانه ها و آکادمی ها «طلوع» نکردند، که از «دامن میدان رنج و مبارزه ی طاقت فرسا» بالیدند اسلام، از روزی که کتابخانه ای شد، از «مقام ایدئولوژی»، به «مقام فرهنگ»، سقوط کرد اسلام فرهنگ، گرچه «ابوعلی سینا» ساخته است، اما هیچگاه «ابوذر» نساخته است و تو می دانی که چقدر فاصله است بین «اسلام ابوذر» و «اسلام ابو علی» زمزمه های نقد «رفتار میدانی حاج قاسم سلیمانی»، به بهانه ی ارزش بخشی به «رفتار دیپلماتیک سایرین»، دوگانه ای است که هرگز «خاتم الانبیاء» و «علی بزرگ» را مسرور نخواهد کرد ارزش رفتار میدانی حاج قاسم عزیز، «از منظر صاحبان بصیرت»، قابل قیاس با ارزش رفتار دیپلماتیک سایرین نیست وقتی رفتار دیپلماسی شکست می خورد، نوبت به رفتار نظامی می رسد و چه کسی است که نداند سالیانی است که «رفتار دیپلماسی متأثر از آموزه های غربی»، در سرزمین شهیدان، به زانو در آمده است اگر حاج قاسم ها نبودند، «سایرین»، مهلت بیان «تاریخ شفاهی» را نداشتند اگر حاج قاسم ها نبودند، «سایرین»، فرصت زندگی شرافتمندانه را نداشتند آری! ابوذرها، با نقد «کعب الاحبارها»، از رونق نمی افتند بگذارم و بگذرم محمود باقی جمعه ۱۴۰۰/۲/۱۰

♦️درسنامه های تدریس طلائی استاد باقی♦️ 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇 🔷مدنی١ 🔸#اشخاص 🔷مدنی٢ 🔸اموال‌‌ و‌ حقوق‌ عینی‌ اصلی‌ راجع‌ به‌ آن‌ #نموداری 🔸اموال‌‌ و‌ حقوق‌ عینی‌ اصلی‌ راجع‌ به‌ آن #تشریحی 🔷مدنی٣ ( نموداری ) 🔸#انعقادقرارداد 🔸#آثارعقدوعلل‌سقوط‌تعهدات 🔷مدنی۴ 🔸#ضمان‌قهری 🔷مدنی۵ 🔸#حقوق‌خانواده 🔷#آئین‌دادرسی‌مدنی١ 🔷#آئین‌دادرسی‌مدنی٢ 🔷آئین‌دادرسی‌مدنی٣ 🔸#طواری‌غیر‌مربوط‌به‌ادله 🔸#آئین‌های‌ویژه 🔸#داوری 🔷جزای عمومی ۱ 🔸 #جرم‌_ناقص 🔸طبقه بندی جرائم #ازمنظر‌عنصرقانونی 🔸طبقه‌بندی جرائم #از‌منظرعناصرمادی‌وروانی 🔷جزای‌ عمومی۲ 🔸دخالت کننده در جرم ناظر به #شخص‌حقوقی 🔸دخالت کننده در جرم ناظر به #شخص‌حقیقی 🔷جزای عمومی۳ 🔸نهادهای ارفاقی #تعویق‌صدور‌حکم 🔸نهادهای ارفاقی #تعلیق‌اجرای‌مجازات 🔸#اسباب‌سقوط‌مجازات 🔷جزای‌ اختصاصی۱ 🔸جرائم علیه #تمامیت‌جسمانی اشخاص 🔸جرائم علیه #حیثیت‌معنوی اشخاص 🔷جزای‌ اختصاصی٢ 🔸#کلاهبرداری‌وصورخاص‌آن 🔸#خیانت‌درامانت 🔸#سرقت 🔸#صدورچک‌پرداخت‌نشدنی 🔷جزای‌اختصاصی۳ 🔸جرائم‌ علیه‌ #امنیت‌کشور 🔸#جعل‌واستفاده‌ازسندمجعول 🔸#سکه‌قلب 🔸#رشاءوارتشاء 🔷اجرای‌احکام‌مدنی١ 🔸#اسنادلازم‌الاجراء‌به‌مفهوم‌اعم 🔸#شروط‌اجرای‌اجباری‌حکم 🔸#ترتیب‌اجرای‌اجباری‌حکم 🔸#طواری‌اجراء‌به‌مفهوم‌اخص http://t.me/pnd1

یا مهدی، ادرکنی عجل علی ظهورک تو خودت می دانی حرف سهراب چه بود او امیدم می داد با چه لحن و ذوقی او، هماره می گفت «تا شقایق هست زندگی باید کرد» او همه زیستن همچو مرا به «شقایق» می بست من یقین می دانم او، خبر از «دل پر درد گل یاس» نداشت من به سهراب همی می گویم کاش اینگونه نوشته بودی «هر گلی هم باشد چه شقایق چه گل پیچک و یاس تا نیاید مهدی زندگی زیبا نیست» محمود باقی

سلام بر سیدالشهدای عصر ظهور وقتی امام مهدی آمد، با توجه به این که سالار شهیدان زنده می گردد، ظرفیت تاریخ، پذیرای داشتن یک سید الشهدای جدید خواهد شد آن روز، همه رقابت ها بر سر این است که چه کسی زیباترین نوع شهادت را با چگونه زیستن خویش ایجاد می کند کسی که مدال سید الشهدایی را اعطاء می کند شخص حضرت ولی عصر است ببین پهنای کار تا به کجاست برای چنین رقابتی، تا کجا آماده ای؟ بگذارم و بگذرم محمود باقی